دسته‌ها
طبقه‌بندی موضوعی مقالات

رسانه به مثابه توپ جنگی؛ درآمدی بر کارکرد تاکتیکی رسانه

مقدمه

جنگ شناختی[۱] در ساده‌ترین بیان، منازعه‌ای است که بر سر فتح سرزمینی به اسم «شناخت» در رقیب، حریف و دشمن رخ می‌دهد. این جنگ به مانند هر جنگ دیگری دارای دکترین، سازمان رزم، سلاح و…. مقتضی خود می‌باشد. همواره گفته شده است که تکنیک‌های مختلف در کنار یک دیگر تاکتیک‌ها را تشکیل می‌دهند و تاکتیک ها جزوی از استراتژی هستند. در کارکرد استراتژی، تسلط بر تاکتیک‌ها بسیار پر اهمیت است و این قاعده در جنگ شناختی نیز شامل استثنا نمی‌شود.

دسته‌ها
استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی نظامی یادداشت‌ها

بن‌بست استراتژیک عربستان در مقابل ایران

با بررسی اتفاقات یک سال اخیر میان ایران و عربستان سعودی می‌توان به این نتیجه دست‌یافت که نوعی گرایش به ایجاد تنش و آشوب در رفتار سعودی و در مقابل آن نوعی رفتار مبتنی بر بازداری از سوی ایران در دستور کار دو کشور قرار گرفته است که با وجود دلایل کافی برای آغاز درگیری‌های نظامی، سبب جلوگیری از این امر شده است.

دسته‌ها
اندیشکده‌ها رصد استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی

مراکز استراتژیک اشاعه کفر و ضلالت (۱)

«شیوه‌های برخورد با اسلام و دشمنی با اسلام هم متنوّع [است‌]؛ انواع و اقسام. می‌نشینند فکر می‌کنند، راه پیدا می‌کنند برای نفوذ کردن، برای ضربه زدن. سال‌های اوّل پیروزی انقلاب اسلامی بود که ما اطّلاع پیدا کردیم رژیم صهیونیستی یک جمعیّتی را معیّن کرده است و پول به این‌ها داده که بنشینند راجع به اسلام و راجع به شیعه فکر کنند، مطالعه کنند، بررسی کنند؛ خب، این مطالعه برای چیست؟ این مطالعه برای این است که ببینند چه‌جور می‌شود این عامل عظیم را، این بیداری را، این یقظه‌ی اسلامی را خنثی کرد؛ [اینکه‌] چه‌طور میشود به ملّت‌های مسلمان که بیدار شده‌اند، فهمیده‌اند که قدرت دارند، فهمیده‌اند می‌توانند کار کنند ضربه زد. نشستند پول‌ها خرج کردند. اینکه گفتم، یکی‌اش بود؛ ده‌ها مرکز و کانون -که بعضی را خبر داریم، بعضی را هم حدس میزنیم- در اروپا، در آمریکا، در رژیم صهیونیستی، در بعضی از کشورهای وابسته و تحت فرمان این‌ها به‌وجود آمد، برای اینکه ببینند راه‌ها چیست. آن‌وقت شما می‌بینید ایجاد اختلاف را، ایجاد خشونت را، بدنام کردن اسلام را، تجزیه کردن کشورهای اسلامی را، به جان هم انداختن ملّت‌های مسلمان را و به جان هم انداختن آحاد یک ملّت را جزو کارهای لازم خودشان می‌دانند.»(*)

 

توجه شما را به ائمه‌ی کفر سازمان‌یافته و مراکز استراتژیک اشاعه کفر و ضلالت جلب می‌نماید:

 

نام مرکز نام ائمه کفر (فارسی) نام ائمه کفر (انگلیسی) تصاویر سِمَت نماد مرکز
اندیشکده بروکینگز
Brookings Institution
استروب تالبوت Strobe Talbott
استروب تالبوت

استروب تالبوت

President of the Brookings Institution

اندیشکده بروکینگز

اندیشکده (مؤسسه) واشنگتن
Washington Institute
رابرت ساتلوف Robert Satloff
رابرت ساتلوف

رابرت ساتلوف

Executive Director of the Washington Institute
اندیشکده واشنگتن

اندیشکده واشنگتن

اندیشکده شورای آتلانتیک
Atlantic Council
فردریک کمپ Frederick Kempe
فردریک کمپ

فردریک کمپ

President and Chief Executive Officer of the Atlantic Council
اندیشکده شورای آتلانتیک

اندیشکده شورای آتلانتیک

اندیشکده رند
RAND Corporation
مایکل ریچ Michael Rich
مایکل ریچ

مایکل ریچ

President and Chief Executive Officer of the RAND Corporation
 اندیشکده رند

اندیشکده رند

شورای روابط خارجی آمریکا
Council on Foreign Relations
ریچارد هاس Richard Haass
ریچارد هاس

ریچارد هاس

President of the Council on Foreign Relations
شورای روابط خارجی آمریکا

شورای روابط خارجی آمریکا

اندیشکده بنیاد هریتِیج
Heritage Foundation
جیم دِ مینت Jim DeMint
جیم دِ مینت

جیم دِ مینت

President of The Heritage Foundation
اندیشکده بنیاد هریتِیج

اندیشکده بنیاد هریتِیج

اندیشکده استراتفور
Stratfor global intelligence
شیا مورنز Shea Morenz
شیا مورنز

شیا مورنز

President and Chief Executive Officer of the Stratfor
اندیشکده استراتفور

اندیشکده استراتفور

اندیشکده امریکن پراگرس
Center for American Progress
نیرا تاندن Neera Tanden
نیرا تاندن

نیرا تاندن

President of Center for American Progress
اندیشکده امریکن پراگرس

اندیشکده امریکن پراگرس

کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (آیپک)
American Israel Public Affairs Committee
رابرت کوهن Robert Cohen
رابرت کوهن

رابرت کوهن

President of the American Israel Public Affairs Committee
کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (آیپک)

کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (آیپک)

 

… فَقَاتِلُواْ أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ …

… با پیشوایان کفر پیکار کنید چرا که آنها پیمانی ندارند …

 


پی‌نوشت:

*بیانات در دیدار مسئولان و دست‌اندرکاران حج‌

 

منبع: مرکز اشاعه‌ی ایمان

دسته‌ها
آینده‌شناسی اخبار استراتژیک استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی

آیا روس‌ها از منافع ایران حمایت خواهند کرد؟

تقابل جزء دائمی از روابط روسیه و غرب هستند که در فضای کشمکش دائم بر سر قدرت در سیاست بین‌الملل در زمینه‌ها و سطوح مختلف بروز بیرونی یافته و در مواقع «شدت» روابط آن‌ها و «مرتبطین» با آن‌ها را با بحران مواجه می‌کنند. در شرایط حاضر، این فضا تشدید شده که از جمله دلایل آن می‌توان به تلاش طرفین برای بازتعریف مناسبات قدرت و باز تنظیم چگونگی توازن قوا در خاورمیانه اشاره کرد.

دسته‌ها
اخبار استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی

گزارش استراتژیک: اعتصاب معلمان در وزارت آموزش و‌پرورش و تأثیرات احتمالی بر انتخابات

حکمت نگارش این دست گزارش‌ها این موضوع است که طبیعتاً همه دانشجویان کلبه کرامت (طرح‌ریزی استراتژیک) در بخشی از نظام مشغول خدمت هستند و هر کدام بر بخشی از جامعه اشراف دارند. فلذا اگر این دید استراتژیک را به عنوان بهترین محصول از این کلاس بیاموزند و با این دید به منطقه مورد اشراف خود نگاه بکنند، می‌توانند گزارشی از منطقه مورد اشراف خودشان به دست بیاورند که از باب «زکاه‌ العلم نشره»، شکرگزاری و همچنین تقویت جبهه حق در قبال استاد خود قرار دهند تا هم دانشجویان کمی از این رکورد خارج و هم استاد که طبیعتاً انسان است و نمی‌تواند در همه‌جا حضور داشته باشد، به اطلاعات بسیار سودمندی دست پیدا کند که در طرح‌ریزی و تصمیم‌سازی‌های ایشان بسیار مؤثر خواند بود و گامی در جهت تقویت جبهه حق خواهد شد.

دسته‌ها
آینده‌شناسی استراتژیک رصد استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی میان رشته ای

ابعاد حمله نظامی آمریکا به ایران، از منظر FAS

گزینه‌ی حمله نظامی که به گفته‌ی آمریکایی‌ها همواره روی میز نگه داشته می‌شود و به عنوان اهرم فشار، در مذاکرات هسته‌ای از آن یاد می‌شود، چقدر قابل‌اجراست؟

آیا متانت آمریکایی است که مانع از حمله‌ی نظامی شده، ملاحظات بین‌المللی و حقوقی این امکان را از آمریکایی‌ها سلب نموده، و یا اساساً امکان عملیاتی کردن این گزینه برای آنان ممکن نیست؟

شاید هیچ گزارشی برای مخاطب عام، قابل‌قبول‌تر از این نباشد که از گفته‌های خود آمریکایی‌ها، ابعاد حمله نظامی‌شان به ایران را بررسی کنیم، چرا که در غیر این صورت، هرگونه قضاوتی متهم به جهت‌دار بودن یا هدفمند بودن خواهد شد.

Federation of American Scientists – FASیا همان فدراسیون دانشمندان آمریکایی، مجموعه ایست که به اذعان خود، با بهره‌گیری از دانش و آنالیزهای علمی، سعی در ایجاد جهانی امن‌تر دارد![۱]

FAS در گزارش ویژه‌ای در نوامبر ۲۰۱۲، تحت عنوان «تحریم‌ها، ضربات نظامی و دیگر اقدامات بالقوه در برابر ایران[۲]»، ۶ سناریوی مختلف را برمی‌شمرد و هزینه‌های نظامی و غیرنظامی آن اقدامات را بر اقتصاد جهانی و اقتصاد آمریکا بیان می‌کند:

سناریوهای FAS

  1. تشدید فشارها علیه ایران: در این سناریو آمریکا به سمت تحریم کامل بانک مرکزی ایران و مجازات شرکت‌ها و دولت‌هایی که به بانک مرکزی معامله می‌کنند حرکت می‌کند. هزینه این سناریو بر اقتصاد جهانی ۶۴ میلیارد دلار برآورده شده است.
  2.  محاصره دریایی ایران و بستن تنگه هرمز: در این سناریو ایران محاصره دریایی می‌شود و از فروش نفت آن به هر خریدار بین‌المللی جلوگیری می‌شود. هزینه این سناریو بر اقتصاد جهانی ۳۲۵ میلیارد دلار برآورد می‌شود.
  3. عملیات محدود نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای و برخی تأسیسات نظامی: در این سناریو حملاتی محدود و هدفمند علیه تأسیسات هسته‌ای و برخی مراکز نظامی ایران انجام می‌شود. هزینه این سناریو بر اقتصاد جهانی ۷۱۳ میلیارد دلار برآورد می‌شود.
  4. بمباران همه‌جانبه ایران: در این سناریو آمریکا نه‌تنها به دنبال نابودی تأسیسات هسته‌ای است بلکه توان ایران برای واکنش و حمله به منافع آمریکا در منطقه را نیز هدف می‌گیرد. هزینه این اقدام نظامی برای اقتصاد جهانی ۱۲۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.
  5. حمله تمام عیار نظامی به منظور اشغال ایران که در این سناریو اقتصاد جهانی متحمل ۱۷۰۰ میلیارد دلار هزینه خواهد شد.
  6. مصالحه و سازش با ایران که اقتصاد جهانی از این مسئله ۶۰ میلیارد دلار منتفع خواهد شد.

در این گزارش، توصیه‌ی ایجابی یا سلبی خاصی به دولت آمریکا صورت نگرفته است و صرفاً هشداری است جهت هزینه‌هایی که این اقدام روی دست عاملان آن خواهد گذاشت.

پاول سولیوان استاد اقتصاد دانشگاه جورج تاون دراین‌باره می‌گوید: «هرگونه حمله به ایران ممکن است قیمت نفت را تا مرز ۲۵۰ دلار بالا ببرد و این مسئله می‌تواند اقتصاد ایالات‌متحده را به یک دوره رکورد دیگر ببرد.»

مهندسی تغییر، برنامه‌ای برای شکل جدید جنگ

دکتر رضا سراج، مسئول سابق سازمان بسیج دانشجویی، در تحلیلی جامع، با نیم‌نگاهی به این گزارش، در سه فراز، بحثی را پیرامون سبک جدید جنگ غرب علیه ایران ارائه کردند:

  1. نگاه راهبردی به تحولات عراق
  2. حوزه میدانی: چگونگی حرکت جریان بعثی-تکفیری برای اشغال اهداف از پیش تعیین شده و آخرین صف‌آرایی‌ها
  3. شکل جدید جنگ: نسل چهارم جنگ‌ها، ادراکی و شناختی

از فراز سوم که به شدت تابع زمان است و در قالب ارائه در یک محتوای تحلیلی نمی‌گنجد می‌گذریم.

تحولات عراق را باید از منظر تحولاتی در چارچوب مهندسی تغییر برای منطقه نگریست، به‌نحوی‌که انتهای این مسیر، تعامل با ایران بشود. چرا که طبق سناریوی ششم از گزارش FAS، تنها از این منظر آمریکا منتفع می‌شود.

تحولات عراق، محور مهندسی تغییر

لازمه نگرش استراتژیک به تحولات عراق، سه نکته هست:

  1. کلان نگری (ارتباط این تحولات با سایر تحولات منطقه)
  2. همه‌جانبه نگری
  3. آینده‌نگری

در دید کلان، که همان نگاه از بالا به حوادث است تا ارتباطات نمایان شود، سه مسئله مطرح است:

مهار و معکوس سازی بیداری اسلامی، منفعل سازی محور مقاومت و نیز از هم گسیختن کمربند اخوان در منطقه.

تحلیل این سه مسئله در این مقاله نمی‌گنجد و صرفاً توضیح مختصری راجع به کلان نگری حوادث منطقه بود تا تحولات عراق را بتوان با وسعت دید بیشتری بررسی نمود.

اما در بعد همه‌جانبه نگری، بایستی این سلسله تغییرات را در نسبت با ایران برسی کرد.

حفظ رژیم تحریم‌ها و تغییر موازنه استراتژیک در منطقه، دو عاملی بود که می‌بایست از رهگذر آن، ایران را به تغییر در رفتار سیاست خارجی مجاب کند.

در بحث رژیم تحریم‌ها، مذاکرات فرسایشی و زیرکانه‌ی هسته‌ای در دستور کار است.

اما بحث اصلی ما که تحولات منطقه است، دو رخداد این موازنه‌ی استراتژیک را به نفع ما برگرداند:

نخست پیروزی‌های ارتش سوریه و نیروهای دفاع وطنی بود که در پی آن، انتخابات سوریه رقم خورد. این وقایع، تحولات را در محور شام، به نفع ما برگرداند.

در محور عراق نیز، می‌خواستند انتخابات برگزار نشود، که باز هم‌چنین نشد و این نیز پیشامدی مبارک به نفع ما بود.

با این اوصاف، صحنه‌ی عراق تنها عرصه برای برگرداندن آن موازنه‌ی استراتژیک علیه ماست، لذا می‌بینیم طی یک فراخوان، گسیل نیروها از سوریه و بقیه‌ی جاها به میدان عراق شکل گرفته است.

فهم نسبت حوادث با هم

این توضیحات، صرفاً کد دهی‌هایی بود، برای فهم بهتر حوادث پیرامونی و نسبتشان، با سیاست‌های غرب که قرار است منتج به تعامل با ایران شود.

پیش از آن نیز، اشارتی غیرمستقیم داشتیم، به امکان‌سنجی حمله نظامی آمریکا به ایران، و تبعات ناشی از آن (البته با تحلیل خود غربی‌ها از این رویداد)، همچنین در حد امکان سعی کردیم برنامه‌های غرب برای تحقق تعامل با ایران را، که شاید مطلوب‌ترین سناریو بر طبق گزارش FAS است، از میان حوادث پیرامونی‌مان رهگیری کنیم.

شاید ادعای حمله نظامی برای ایجاد جنگ روانی برای عوام، یک ادعای مناسب بوده باشد و به نوعی مطالبه‌ی مردمی را برای انجام توافق هسته‌ای در پی داشته باشد، اما روشنگری مستدل (همچون گزارشات FAS) تدبیر مناسبی برای جلوگیری از این عوام‌فریبی است.

نسل نو جنگ‌ها

امروزه، در جنگ‌ها، ابتدا صحنه‌ی نظامی شکل نمی‌گیرد؛ یا حتی اگر شکل گیرد، اهدافی بالاتر از پیروزی نظامی برای آن متصور است. در واقع جنگ نظامی، پیوستی است برای یک جنگ دیگر؛ جنگی به نام جنگ «ادراکی و شناختی»

رشد ریاضی مسلمانان در اروپا، باعث گرانی شدید غرب گشته و نکته‌ی جالب اینجاست که بخش اساسی از درگیر شدن غرب در تحولات منطقه، بابت مخاطب غربی است.

اگر کلیدواژه‌هایی چون muslim population in europ 2030 یا از این دست عبارات را در اینترنت جستجو کنید، به آمارهای خیره‌کننده‌ای راجع به رشد ریاضی مسلمین در اروپا خواهید رسید.

لذا برای جلوگیری از گسترش اسلام و ایجاد بیگانه هراسی، بعد از کمونیست، تکفیری‌ها و اسلام هراسی ناشی از آن، بهترین راهبرد است. به عنوان یک کد، تا حالا به این مسئله دقت کردید که به طور مثال چرا هرگاه یک کمپین عفاف و حجاب در شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد، به سرعت از آن پایگاه حذف می‌شود، ولی شنیع‌ترین جنایات تکفیری‌ها، با تکنیک‌های تصویری هالیوودی! و به‌صورت گسترده در اینترنت قابل دسترسی است؟!

ماحصل این مقاله، این‌که بایستی شناختمان از دشمن و شرایطش چنان مستدل و دقیق باشد که در جنگ روانی وی، مرعوب نشویم.

بستر مذاکرات هسته‌ای هم که این روزها در صدر وقایع داخلی‌مان است نیز، به شدت تحت تأثیر ادعای گزینه‌ی حمله نظامی آمریکا قرار گرفته است و موجب دل‌نگرانی مردم گشته است.

فارغ از آمادگی خودی و اطمینانی که پاسداران این مرزوبوم در پاسخ به ماجراجویی غرب داده‌اند، تحلیل خود آمریکایی‌ها از عواقب این اقدام، گزینه حمله را به امری تقریباً غیرممکن در شرایط فعلی، برای آنان بدل کرده است.

ان‌شاءالله که در این وادی، دچار کژفهمی و در ادامه‌ی آن، کژرفتاری نشویم.

[download id=96]


پی‌نوشت:

[۱] جهت آشنایی بیشتر به آن مجموعه، می‌توانید به سایت https://fas.org/ رجوع کنید

[۲] sanctions, military striks, and other potential actions against iran

دسته‌ها
استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات

نظریه‌های ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک منطقه غرب آسیا و خلیج‌فارس

اصولاً منطقه غرب آسیا و خلیج‌فارس مشخصه یک ناحیه جغرافیایی است. هیچ ناحیه جغرافیایی به تنهایی و در انزوا نمی‌تواند اهمیت و ارزشی داشته باشد. فقط با ترکیب با عوامل دیگر است که به یک منطقه جغرافیایی معنی و هویت معین می‌دهد. جغرافیا مجموعه‌ای از عوامل نظیر اندازه، موقعیت، آب‌وهوا و وضعیت طبیعی محیط همچون کوه، رود و غیره است و این عوامل تأثیر به‌سزایی در قدرت ملی دارند.

دسته‌ها
استراتژیک تبیینی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

آمریکا و ستون‌های آن

۱- قانون ۲- ثروت ۳- آزادی ۴- فرهنگ سازی ۵-مشخص کرن طبقات اجتماعی ۶-  آموزش و پرورش مخصوصا دانشگاه ها ۷- قدرت نظامی ۸- توانایی علمی ۹- مهاجرت پذیری ۱۰- اینترنت

مواردی که ذکرشده را می‌توان ستون های قدرت تمدن آمریکا نامید و درواقع هر ضربه و نقصانی در هر یک از موارد فوق می تواند عمر آن را کاهش دهد، در این مقاله بنا داریم هر یک را اجمالا بررسی کرده و راه ضربه زدن به هر یک را معرفی کنیم.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

شرک در عصر مدرن و بررسی استراتژیک نظام های سیاسی

شرک در عصر مدرن

در تقسیم بندی تاریخ غرب، مدرنیته بعد از دوران باستان و قرون وسطی قرار دارد. برای شناخت هر عصری بهترین راه شناخت ایدئولوژی های(لفظی=عقیده شناسی، اصطلاحی= مکتب) آن عصر می باشد. پنج ایدئولوژی مطرح و غالب در تفکر مدرن عبارتند از: لیبرالیسم، سوسیالیسم، ناسیونالیسم، فاشیسم و فمنیسم، وقتی در این ایدئولوژی ها دقت می کنیم می بینیم که مبنای مشترک همه آنها مفهومی است تحت عنوان اومانیسم .

در اومانیسم یا انسان محوری، خواست انسان مطرح است. این که “انسان چه می خواهد؟” قلب و نقطه کانونی مفهوم اومانیسم می باشد. ایرادات زیادی به پارادایم اومانیسم وارد است از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-علم انسان ناقص است لذا نمی تواند خیر و مصلحت خود را تشخیص دهد!

۲-هر چیزی انسان می خواهد لزوما مطلوب وی نیست.

۳-این جایگاه، جایگاه خداست و حق نیست که انسان را جایگزین خدا کنیم.(مفهوم شرک اینجا موضوعیت پیدا می کند).

به چند دلیل اثبات می کنیم که دین مقدس اسلام، اومانیستی نیست و اتفاقا برعکس تئوئیستی و خدا محور است؛

۱-لفظ اسلام : خود لفظ اسلام به معنای تسلیم شدن می باشد. قاعدتا این تسلیم شدن، تسلیم در برابر حضرت حق می باشد و نه انسان یا هر چیز دیگر ← مثال حضرت ابراهیم خلیل(ع) در ماجرای ذبح پسرش اسماعیل!

۲-توحیدی بودن دین اسلام: دین اسلام،دینی توحیدی است و در آن خواست یک کس مطرح است و آن کس خداست و اگر جای خدا و یا کنار خدا خواست کس دیگری مطرح شود این قطعا شرک است. (چیزی که اومانیسم به آن آلوده است)

۳-وجه تمایز اسلام از بقیه مکاتب الهی(مثلآ ادیان ابراهیمی) «توحید در ربوبیتش» است. در نسبت با ربوبیت الهی عبودیت انسان مطرح می باشد، به عبارتی دیگر خداوند آن به آن انسان را ربوبیت و پرورش می دهد و به همان نسبت انسان در نسبت با خدا عبودیت می کند تا عبد شود. پس اسلام حکمت خلقت را عبودیت می داند (ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون) و به عبارت امروزی انسان طراز اسلام، عبد است و طبیعتا عبد نگاه میکند ببیند مولایش چه می خواهد نه اینکه خودش چه می خواهد!

نتیجه اینکه کسی نمی تواند ادعا کند که من یک مسلمان لیبرال یا مثلا یک مسلمان سوسیالیست و … هستم ( متاسفانه بعضی از افراد که ادعای روشنفکری می کنند ازین سنخ حرف ها، زیاد می زنند) چرا که مکاتب مدرن اومانیستی و شرک آلود هستند و بکار بردن این تعابیر در مورد خود (لیبرال مسلمان و …) تناقض است چرا که اسلام خدا محور (تئوئیست) و توحیدی است.

و نکته قابل توجه در تتمه کلام اینکه: خداوند در قران کریم می فرماید که همه گناهان  را می بخشد مگر کسی را که به او شرک آورده است…پس باید دقت کرد و به طبل شرک به خدا نکوبید.

 

بررسی استراتژیک نظام های سیاسی

درعنوان بحث دونکته  هویدا است:

۱) این که بررسی و شناخت ، ما استراتژیکی است نه فلسفی و …

در یک تقسیم بندی و در یک برش، سه سطح از بررسی و نگاه نسبت به مسائل وجود دارد:

۱) استراتژی ←کلان

۲)تاکتیک ←میانه

۳)تکنیک ←خرد

۲)متعلق بررسی و شناخت ما نظام های سیاسی است نه فرضآ نظام های اقتصادی،فرهنگی و….چند مثال برای نظام های سیاسی:مردم سالاری دینی،لیبرال دموکراسی،سوسیال دموکراسی و دیکتاتوری…

یک استراتژیست (کسی که استراتژی می داند یا نگاه استراتژیک دارد) برای بررسی مسائل همیشه دو زمین و میدان را می بینید:۱  .خودی ۲ .غیر خودی(دشمن)!

و اقدامی که بعد ازشناخت وبررسی انجام می دهد دونوع میباشد:

۱-فعال←استفاده از قواعد و رویه خودی ولو درزمین دشمن. ۲-منفعل←استفاده ازقواعد ورویه غیر خودی(دشمن) ولو در زمین خودی.

برای مثال اقدام اصلاح طلبان دردوره ۸ساله خودشان درتلقی استراتژیک یک اقدام منفعلانه بود چرا که به دنبال پروژه هایی همچون پروتستانتیزم اسلامی، سکولاریزاسیون و دموکراتیزاسیون بودند. و پر واضح است که زمین ایران اسلامی برای درخت سکولاریسم حاصل خیز نیست و بذر دموکراسی در زمین اسلام رویش پیدا نمی کند .به عبارتی دیگر سکولاریسم (غیر دینی و غیرقدسی کردن فرهنگ ،اقتصاد وسیاست واجتماع و…) فرزند نامشروع تزویج نفی ولایت الهی درغرب باعقل خود بنیاد انسان غربی است و ربطی به اسلام ندارد ومحیط اسلام برای رویش سکولاریسم سترون می باشد.

شکل ونمودار کلی وخلاصه بحث بررسی استراتژیک نظام های سیاسی در شکل زیر متجلی می شود:

زمین خودی / اسلام(خدامحوری)

زمین غیرخودی / مدرنیته(انسان محور)

۱-الهی

۲-طاغوتی

۱-دموکراسی

۲-دیکتاتوری

از این منظر در بررسی فعال وغیرمنفعلانه ما باید از میزان خودی استفاده کنیم:

اگردرتلقی انسان مدرنیست، حکومت ها یا دیکتاتوی اند یا دموکراتیک! در تلقی انسان مسلمان به همان نحو حکومت ها یا الهی اند یا طاغوتی !

دراین بررسی نفی تعاریف ساده لوحانه ومنفعلانه از دموکراسی ودیکتاتوری شده است که معمولا درمجامع روشنفکری بیان می شود. به عبارتی در این بررسی دموکراسی به معنای حکومت مردم بر مردم نیست چرا که اولا ممکن نیست حکومت مردم برمردم! بلکه حکومت اکثریت مردم بر مردم مطرح است. در ثانی معنای درست دموکراسی این است که:حکومت قانون بر مردم که واضع آن قانون خود انسان است نه مثلاخدا. خود انسان است که حلال وحرام را تعیین می کند وحق قانون گذاری وتشریع به خود انسان واگذار شده است و این در تضاد صریح وعلنی با نظام سیاسی اسلام است. نظام سیاسی الهی نظامی است که اولآ قانون اساسی آن مبتنی بر وحی باشد. ثانیا مجری آن قانون فردی آشنا به اسلام (فقیه) وعامل به اسلام (عادل) باشد و… .

نظام سیاسی طاغوتی نظامی است که قانون ومجری قانون درآن به تعبیر امام باقر(ع) “غیر خدا” باشد. بنای بر این تعریف نظام های سیاسی دیکتاتوری ودموکراسی، طاغوتی می باشد… .

آقای رحمان رزم پا

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد تحلیلی رویکرد مطالب برگزیده مقالات

اقتصاداستراتژیک ۱؛ الگوهای توسعه، طرح عملیاتی آمریکا در جهان

در ادبیات عامه ضرب‌المثلی وجود دارد که بسیاری از مردم با آن آشنا بوده و در مکالمات خود از آن استفاده می‌کنند: «پا در کفش کسی کردن».

پا در کفش دیگران گذاشتن معانی متفاوتی دارد، به عنوان مثال؛ به حریم کسی وارد شدن، تجسس کردن و دنبال نقطه ضعف گشتن علیه کسی. اما در میان این معانی، برداشتی از این ضرب‌المثل وجود دارد که در گفت‌وگوی بین افراد بیشترکاربرد دارد: «دخالت کردن در کار دیگری». اساساً عموم مردم نسبت به دخالت کردن در کار دیگران نگاه مثبتی ندارند و آن را یک کار منفی و مضموم می‌دانند. اما باید دانست در تفکر استراتژیک پا در کفش کسی کردن از جهاتی نه تنها کاری ناشایست نبوده بلکه کاری شایسته است. در نظریه‌ی بازی‌ها می‌توان مثبت بودن کارکرد این ضرب‌المثل را به خوبی درک کرد.

عملیات فریب/1

 «در تفکر استراتژیک پا در کفش کسی کردن از جهاتی نه تنها کاری ناشایست نبوده بلکه مثبت نیز تلقی می‌شود. در نظریه‌ی بازی‌ها می‌توان کارکرد این ضرب‌المثل را به خوبی درک کرد

پایه‌ای‌ترین قاعده در نظریه‌ی بازی‌ها

شاید جالب باشد که پایه‌ای‌ترین اصل و قاعده در نظریه‌ی بازی‌ها را ضرب‌المثلی تشکیل می‌دهد که برای بسیاری برداشت منفی به دنبال دارد. در واقع در ادبیات عامه کسی به دیگری توصیه نمی‌کند پا در کفش دیگران کند اما در نظریه بازی‌ها این قاعده اولین گام برای ورود و استفاده از این علم است.

حال این سوال مطرح می‌شود چگونه یک کار منفی در نظر عموم مردم، در نظریه‌ی بازی‌ها به یک امر مثبت بدل می‌شود و یک کار معمول برای استراتژیست‌هاست؟ یا به بیان دیگر کار یک استراتژیست و یک بازی‌بازGamer در حوزه نظریه بازی‌ها چگونه به این ضرب‌المثل نزدیک می‌شود؟

یکی از مهمترین جنبه‌‌های اصلی در عملکرد یک استراتژیست این است که خودش را جای دیگران بگذارد. به بیان دیگر علاوه بر جایگاه عمل خود، در جایگاه عمل طرف مقابل نیز قرار بگیرد. طرف مقابلی که می‌تواند دشمن، حریف، رقیب، شریک و یا حتی خودی باشد. یک استراتژیست با قرار گرفتن در موضع طرف مقابل، متوجه خواهد شد که به عنوان مثال دشمنش چگونه فکر می‌کند. این رویکرد موجب می‌شود تا او هم از جایگاه خودش و هم از جایگاه طرف مقابلش بر میدان منازعه احاطه داشته باشد، که این احاطه‌ی دو سویه، سطح اشراف بالاتری را بر میدان نبرد برای او ایجاد می‌کند.

یک استراتژیست باید بتواند خودش را جای حریف بگذارد

در ضرب‌المثل پا در کفش کسی کردن هم، که در نگاه عامیانه کاری منفی تلقی می‌شود، فرد اولی انجام کاری را بر عهده می‌گیرد؛ آن‌گاه فرد دومی وارد محدوده‌ی عملکرد فرد اول شده و خودش را در موضع یا جایگاه فرد اول قرار می‌دهد. اما او صرفاً در این موضع تنها به نگاه از زاویه‌ی دید فرد اول بسنده نمی‌کند و ممکن است کار او به دخالت نظری و عملی هم بکشد.

فرد دوم در گام اول با پا در کفش فرد اول کردن، خود را جای او می‌گذارد و از زاویه‌ی دید او می‌بیند، که عمل او تا اینجا مثبت است، اما در گام دوم ممکن است دخالت نظری و عملی نیز از سوی فرد دوم صورت گیرد که در این صورت جنبه‌های منفی این ضرب‌المثل خود را نشان خواهد داد. از این رو واکنش فرد اول این خواهد بود که: «پا در کفش من نکن و یا دخالت در کار من نکن». در واقع در این‌جا فرد هم عملی و هم نظری درگیر می‌شود و دخالت می‌کند اما در نظریه بازی‌ها کار به دخالت نمی‌کشد.

از این رو در ادبیات عامیانه مفهوم این ضرب‌المثل دخالت کردن در کار دیگران محسوب می‌شود؛ اما در تفکر استراتژیک این‌گونه نیست، چرا که یک استراتژیست باید خود را جای دیگران بگذارد.

حال اگر ضرب‌المثل پا در کفش کسی گذاشتن، جدای از این کارکرد، در حوزه تفکر استراتژیک بازخوانی و ترجمه شود آن‌گاه یک استراتژیست باید بتواند پای خود را در کفش دشمن بگذارد؛ چرا که با پا در کفش دشمن کردن می‌تواند تبعات عمل خود را از زاویه‌ی دید او بهتر ببیند. با این کار او متوجه خواهد شد که عملش در نگاه دشمن چه برداشتی ایجاد می‌کند و دشمن متناسب با کنش او، چه واکنشی از خود نشان خواهد داد. در این صورت یک استراتژیست قدرت پیش‌بینی پیدا می‌کند و می‌تواند از واکنش دشمنش برآورد داشته باشد. از این حیث است که مفهوم ضرب‌المثل پا در کفش کسی کردن به عملکرد یک استراتژیست در نظریه‌ی بازی‌ها نزدیک می‌شود.

 

 دانلود با کیفیت بالا

 «یک استراتژیست با پا در کفش دشمن گذاشتن؛ متوجه خواهد شد که عملش در نگاه دشمن چه برداشتی ایجاد می‌کند و دشمن متناسب با کنش او، چه واکنشی از خود نشان خواهد داد. در این صورت یک استراتژیست قدرت پیش‌بینی پیدا می‌کند و می‌تواند از واکنش دشمنش برآورد داشته باشد.»

چگونه می‌توان به آرزوهای دشمن پی برد؟

با این مقدمه، یک استراتژیست با شناخت دشمن از بیرون، علاوه بر آگاهی از این‌که او چگونه می‌بیند و فکر می‌کند، می‌تواند به آرزوهای پنهان و آشکار دشمن نیز پی ببرد. این آرزوهای پنهان و آشکار دشمن می‌تواند، در یک کل نسبت به یک نظام و حکومت مطرح شود و یا می‌تواند به صورت جزئی، اجزای قدرت یک نظام و حکومت را در بربگیرد. قدرت یک نظام و حکومت را می‌توان با تقسیم‌بندی‌های مختلفی به اجزایی تقسیم کرد و مورد مطالعه قرار داد.

شاخص‌ترین این تقسیم‌بندی‌ها؛ تقسیم‌بندی کلاسیک، سایبرنتیک و بیولوژیک هستند. در دسته‌بندی کلاسیک قدرت، پنج ‌حوزه‌ی اصلی یعنی قدرت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و دفاعی وجود دارد.

عملیات فریب/1

 «در دسته‌بندی کلاسیک قدرت یک نظام و حکومت، پنج ‌حوزه‌ی اصلی قدرت یعنی قدرت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و دفاعی وجود دارد

در دسته‌بندی سایبرنتیک، قدرت به دو جزء انرژی و اطلاعات تقسیم می‌شود و نهایتاً در تقسیم‌بندی بیولوژیک، اجزای قدرت در پیچیده‌ترین شکل ممکن به مثابه‌ی اجزای بدن انسان در نظر گرفته می‌شوند، چرا که انسان کامل‌ترین سیستم بیولوژیک موجود در عالم خلقت است.

عملیات فریب/1

 «در دسته‌بندی سایبرنتیک، قدرت به دو جزء انرژی و اطلاعات تقسیم می‌شود.»

حال اگر صرفاً دسته‌بندی کلاسیک قدرت مد نظر باشد که یکی از مهمترین این تقسیم‌بندی‌ها محسوب می‌شود، آن‌‌گاه می‌توان آرزوهای کلی دشمن را در اجزای قدرت کلاسیک ضرب نمود. در این صورت دشمن برای پنج حوزه‌ی قدرت کلاسیک، آرزوها و خواسته‌هایی خواهد داشت: آرزوهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و دفاعی. پس در تفکر استراتژیک، یک استراتژیست باید بتواند خود را در موضع و جایگاه استراتژیست‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و دفاعی دشمن قرار دهد تا نحوه‌ی تفکر و عملکرد دشمن را علیه نظام خود در این حوزه‌ها پیش‌بینی کند.

دشمن چه آرزوهایی در حوزه‌ی اقتصاد دارد؟

برای درک این‌که دشمن چگونه آرزوهایش را در انواع قدرت کلاسیک، اجرایی می‌کند، می‌توان یک حوزه‌ی خاص از قدرت را بررسی کرد و نتیجه را به سایر اقسام قدرت تعمیم داد. به عنوان نمونه می‌توان از اقسام قدرت کلاسیک، قدرت اقتصادی را مطالعه کرد و در ابتدا این سوال را مطرح کرد که دشمن چه آرزوهایی در حوزه‌ی اقتصاد دارد؟

کتاب «نقش بنیادهای کارنِگی، فورد و راکفلر در سیاست خارجی آمریکا» The influence of the Carnegie, Fordand Rockefeller foundations on American foreign policy نوشته‌ی ادوارد برمن Edward H. Berman، که در ایران با عنوان «کنترل فرهنگ» تنها در سال‌های ۱۳۶۶ و ۱۳۶۸ منتشر شد به طوری که در حال حاضر به سختی می‌توان آن را در کهنه‌فروشی‌هایِ کتاب پیدا کرد. این کتاب که آن‌گونه که باید به آن توجه نشده است، می‌تواند منبع خوبی برای پاسخ به سوال بالا باشد.

عملیات فریب/1

 «کتاب نقش بنیادهای کارنگی، فورد و راکفلر در سیاست خارجی آمریکا، نوشته‌ی ادوارد برمن، می‌تواند منبع خوبی برای مطالعه‌ی این مسئله‌ی مهم باشد که دشمن چگونه آرزوهایش را در انواع قدرت کلاسیک، اجرایی می‌کند»

این کتاب آرزوها و خواست آمریکا را در سیاست خارجی‌اش که بیشتر معطوف به حوزه‌های قدرت کلاسیک است، بیان می‌کند. سیاستی که بنیادها نقش به سزایی در پیاده‌سازی آن داشتند. بنیادها به عنوان شرکایی بی سرو صدا، در پیشبرد آرزوها و خواست ایالات متحده، بسیار موثر بوده‌اند. در واقع عملکرد بنیادها در پیشبرد سیاست خارجی آمریکا، جهت دهی علوم به طور عام و علوم انسانی به طور خاص به سمت خواست و آرزوهای آمریکا بود:

… از جانب مدیر تحقیقاتی بنیاد فورد، به هنگام تشریح اهداف بنیاد در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، این‌گونه بیان شد: «هدف این برنامه‌ها، پیشبرد علایق ایالات متحده در خارج است، چه به طور مستقیم و چه به طور غیر مستقیم.» (ص ۹۶ کتاب کنترل فرهنگ)

مطالعه‌ی حاضر به فعالیت خارجی بنیادها می‌پردازد و به بررسی عاملی می‌نشیند که تاکنون در تحلیل سیاست خارجی آمریکا مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. این عامل همان حمایت سازمان‌های غیر حکومتی در تنظیم و اشاعه‌ی جهان‌بینی خاصی است که با سلطه‌‌ی اقتصادی، نظامی و سیاسی ایالات متحده سازگار باشد. مطالعه‌ی حاضر همچنین نقش بنیادها را در حمایت از برخی نهادهای فرهنگی داخلی (به ویژه دانشگاه‌ها) مطرح می‌کند؛ نهادهایی که به مشروع جلوه دادن نظام دولت سرمایه‌داری کمک می‌کنند. (کتاب ص ۶کنترل فرهنگ)

عملکرد هر کدام از بنیادها در پیشبرد سیاست خارجی آمریکا، به زمینه‌های خاصی معطوف می‌شد:

بنیاد کارنگی در زمینه تربیت معلم و تقویت کتابخانه‌ها، بنیاد فورد در زمینه علوم اجتماعی و مدیریت عمومی و بنیاد راکفلر در مسایل مربوط به علوم اجتماعی، طبیعی و پزشکی- زیستی فعالیت خود را متمرکز کردند. (ص ۱۲کتاب کنترل فرهنگ)

در این کتاب به بعضی از آرزوهای آمریکا در حوزه اقتصاد نیز اشاره شده است. آرزویی که در زمان تقابل ایدوئولوژیِ لیبرالیسم با ایدوئولوژی کمونیسم شکل گرفت. آمریکا برای این‌که الگوی اقتصادی شوروی یا همان کمونیسم غالب نشود، به دنبال آن بود که چارچوبی برای توسعه ابداع کند تا بدین وسیله کشورها را به سمت الگوی توسعه‌ی مد نظر خود ترغیب کند. الگویی که به واسطه‌ی آن پای آمریکا را به کشورهای جهان از حیث نفوذ سرمایه و تکنولوژی باز می‌کرد.

با این حساب خواست و آرزوی اول آمریکا این بود که الگوی توسعه‌ی مد نظر خود را در برابر الگوی کمونیستی شوروی حاکم کند:

برایس وود Bryce wood یکی از مقامات بنیاد فورد در یکی از یادداشت‌های درون سازمانی سال ۱۹۴۸ یادآور شد که اتحاد شوروی به خاطر «ارائه‌ی طرحی موفق در زمینه‌ی توسعه، به پیشرفت‌های بزرگی دست یافته است.» وی از این واقعیت احساس تاسف می‌کرد که دولت‌های غربی، خصوصاً ایالات متحده، در برابر این طرح هیچ برنامه‌ی جامعی جز تکنیک‌های پیش پا افتاده ارائه نمی‌کردند، و برای جبران این کمبود نیز توصیه می‌کرد که بنیاد راکفلر یک مرکز مطالعاتی برای تدوین برنامه‌های توسعه ملل آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین ایجاد کند. (ص ۸۱ و ۸۲کتاب کنترل فرهنگ)

ارائه‌ی طرح مارشال در جنگ سرد یکی از نتایج روی‌کرد جدید آمریکا در عرصه‌ی اقتصاد و توسعه بود. طرح مارشال این زمینه را فراهم می‌آورد که حجم انبوه تولیدات که در کارخانه‌های آمریکا تجمیع شده بود وارد اروپا شود، اروپایی که در جنگ جهانی دوم تخریب شده و تشنه‌ی استفاده از این تولیدات بود اما سرمایه‌ای برای خرید این تولیدات نداشت. از این رو آمریکا به کشورهای اروپایی وام داد و در ازای وام، تولیداتش را به آن‌ها فروخت که به دنبال آن اقتصاد آمریکا از رکود نجات یافت و رونق گرفت. هر چند این تنها هدف جنبی آمریکا بود. چرا که اساسا طرح مارشال برای جلوگیری از نفوذ شوروری و افتادن اروپا در دامان بلوک شرق بود که با این طرح این هدف نیز تامین شد.

عملیات فریب/1

 «طرح مارشال برای جلوگیری از نفوذ شوروری و افتادن اروپا در دامان بلوک شرق طرح‌ریزی شد.»

اما خواست و آرزوی دوم آمریکا این بود که با این الگوی توسعه بتواند جوامع خودکفا و غیر نیازمند را در سطح جهان ریشه‌کن کند تا نفوذ آمریکا در این کشورها گسترش پیدا کند و امکان صادرات تکنولوژی به این کشورها فراهم شود: ‌

باراکلاف Geoffrey Barraclough (مورخ انگلیسی)، این مساله را با تاکید بیشتری مطرح کرده و می‌گوید: «ملل ثروتمند به کشورهای عقب مانده، یا لااقل به بازارها و منابع آن‌ها نیاز دارند، به همان اندازه که ملل فقیر به کشورهای ثروتمند محتاجند.» (ص ۹۷ کتاب کنترل فرهنگ)

یکی از جنبه‌های مهم این مدل توسعه، تاکید بر نقش کادرهای رهبری در کشورهای جدید است. نظریه‌پردازان توسعه و سیاست‌گذارانِ ایالاتِ متحده، به دنبالِ قابلیت‌هایی در این گروه بودند تا آن‌ها را در جهتِ تبدیلِ جوامع روستایی و دهقانی به نمونه‌ی کوچکی از جامعه‌ی جدیدِ مصرفی و غربی کمک کند. (ص ۱۰۰ کتاب کنترل فرهنگ)

الگوی توسعه‌ی ترغیب شده بوسیله‌ی بنیادها که به زودی به جزیی از تفکر رایج تبدیل شد، تاکید زیادی بر رشد مستمرِ اقتصادی، به همراه انتقال وسیع سرمایه و تکنولوژیِ پیشرفته‌ی غربی داشت. (ص ۹۹ کتاب کنترل فرهنگ)

با تبدیل این خواست و آرزو به طرح‌های عملیاتی، زمینه برای انتقال کالاها و تکنولوژی غربی به کشورهای هدف در آمریکای لاتین، آسیا و آفریقا فراهم می‌شد؛ کشورهایی که عمدتاً خودکفا بودند و شرایطشان به گونه‌ایی بود که به این تولیدات احتیاج نداشتند. در واقع خواست آمریکا تبدیل شدن جوامع کاملاً خودکفا به جوامع مصرف کننده و وابسته بوده است تا جوامع مصرف کننده میدانی برای جولان کالاهای تولید آمریکا و غرب باشند.

آرزو و خواست سوم آمریکا دست‌یابی به ایدوئولوژی و نقشه‌ی راه بود که افرادی همچون روستو مامور تهیه‌ی این ایدوئولوژی و نقشه‌ی راه شدند:

این الگو در کتاب معروفِ روستو Rostow تحت عنوان مراحلِ رشد اقتصادی: بیانیه‌ی غیرِ کمونیستی که در سالِ ۱۹۶۰ منتشر شد، جمع‌بندی شده بود. روستو این کتاب را در خلال یک‌سال تحقیق و مطالعه و به دور از مسئولیت‌های آکادمیک خود و به کمک یک بورسِ اعطایی از جانب بنیاد کارنگی به رشته‌ی تحریر در آورد. (ص ۹۹ کتاب کنترل فرهنگ)

عملیات فریب/1

 «آرزو و خواست سوم آمریکا دست‌یابی به ایدوئولوژی و نقشه‌ی راه بود که افرادی همچون روستو مامور تهیه‌ی این ایدوئولوژی و نقشه‌ی راه شدند.»

خواست و آرزوی چهارم آمریکا، وجود افرادی بود که بتوانند این الگو را پیاده کنند و زمینه‌ساز بسط این الگو باشند:

یکی از جنبه‌های مهم این مدلِ توسعه، تاکید بر نقشِ کادرهای رهبری در کشورهای جدید است. (ص ۱۰۰کتاب کنترل فرهنگ)

برنامه‌های کمک هزینه‌‌ی تحصیلی بنیادها و سازمان‌های رسمی، در پیِ آن بود تا امکانات تحصیلی را برای این دسته از رهبران جهانِ سوم در دانش‌گاه‌های به دقت انتخاب شده‌ی آمریکا و گاه اروپا فراهم کند، به نحوی که آن‌ها بتوانند این قابلیت‌ها را گسترش دهند. (ص ۱۰۰ کتاب کنترل فرهنگ)

و در آخر؛ آرزوی پنجم آمریکا، ایجاد مکان‌هایی برای تربیت این رهبران بود:

گفته‌های کنت تامپسون نایب رئیس بنیاد راکفلر: «…این توافقِ عمومی در میانِ گردانندگانِ بنیادها وجود داشت که شکل‌گیریِ کشورها در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین «به نهادهای بومی… برای تربیتِ رهبرانی که در حالِ‌ حاضر موجود نیستند» نیاز دارد. (ص ۱۰۰ کتاب کنترل فرهنگ)

عملیات فریب/1

 «کنت تامپسون نایب رئیس بنیاد راکفلر»

کنت تامپسون معتقد بود که این بنیاد می‌بایست «از معدودی از دانشگاه‌های دست‌چین شده حمایت کند» زیرا این‌ها می‌توانستند «به مراکز اصلی تربیت افرادی مبدل شوند که مقامات رهبری را در تشکیلات حکومتی، صنایع، بازرگانی، آموزش و پرورش، حرفه‌ها و علوم انسانی در دست خواهند گرفت.» ( ص ۱۰۵ کتاب کنترل فرهنگ)

توجه ویژه‌ایی به تعلیمِ علمِ اقتصاد به این دسته از مدیران به ویژه در آن قسمت که به «نظریه‌ی منابع انسانی» مربوط می‌شد، معطوف گردید. این نگرش از دو جنبه موردِ تاکید قرار گرفت: ۱) دانشکده‌های اقتصاد و موسسات تحقیقاتی وابسته به آن‌ها، در این دوره‌ی شکل‌گیری، باید توسط دانشگاهیان آمریکایی منتخبِ بنیادها که معتقد به اهمیت این نظریه برای ملل در حال توسعه بودند اداره می‌شد. ۲) با استعدادترین افراد خارجی به دریافت کمک هزینه‌های تحصیلی برای دیدن تعلیمات پیشرفته در علم اقتصاد در تعدادی از دانشگاه‌های برگزیده‌ی آمریکایی توفیق می‌یافتند. برنامه‌ی اعطایی کمک هزینه‌ به اتباع خارجی، بخش تفکیک‌ ناپذیری از مدل ایجاد نهادهای مناسب بود. (ص ۱۰۰ و ۱۰۱ کتاب کنترل فرهنگ)

ادامه دارد…