دسته‌ها
استراتژیک رصد استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی

ژنرال‌های گیم و بازی در خط مقدم ارتش کفر علیه ایمان

«….می‌خواهند برروی ذهن ملت ما و برروی رفتار ملت ما – جوان، نوجوان، حتی کودک– اثرگذاری کنند. این بازی‌های اینترنتی از جمله‌ی همین است؛ این اسباب‌بازی‌هایی که وارد کشور می‌شود از جمله‌ی همین است که من چقدر سر قضیه‌ی تولید اسباب‌بازی داخلىِ معنی‌دار و جذاب حرص خوردم با بعضی از مسؤولین این کار که، این کار را دنبال بکنند؛

دسته‌ها
مصاحبه مطالب برگزیده

بررسی جایگاه فرار در تمدن غرب در گفتگو با حسام‌الدین حائری‌زاده (عضو هیئت علمی اندیشکده یقین)

تبیین تمایز دو مؤلفه «فرار» و «هجرت» در فرایند جامعه‌سازی / فرار در ذات تمدن‌سازی است

 

مقوله‌ی فرار با تمدن‌سازی عجین است. این گزاره‌ای استراتژیک بود که استاد عباسی در نقد و تحلیل سریال «فرار از زندان» به تبیین آن پرداخته بود. سپس ایشان مفهوم «هجرت» را در مقابل «فرار» قرار داده و آن را مؤلفه‌ی اساسی جامعه‌سازی در چارچوب اسلام ارزیابی کرد. اما مسئله این است که چگونه فرار به تمدن‌سازی می‌انجامد؟ یا از آن سو، چرا تمدن‌سازی به فرار می‌رسد؟ هجرت چه نسبتی با فرار دارد که می‌تواند در مقابل آن تعریف شود؟ و مسائل دیگر از این دست، ابهاماتی بودند که ما را به مرکز بررسی‌های دکترینال رساند تا با یکی از دانشجویان ایشان و عضو هیئت علمی این مرکز، حسام الدین حائری زاده، به گفت‌وگو بنشینیم.

دسته‌ها
برگزیده تحلیل رسانه سینمای استراتژیک فیلم

سینمای دینی (۴)؛ پدرخوانده ۴ و ۵

سه‌گانه‌ی پدرخوانده بر اساس رمانی از ماریو پوزو یکی از فیلم‌های مؤلف و پر سر و صدای تاریخ سینماست که کمتر کسی پیدا می‌شود که این فیلم را ندیده باشد. فیلمی خوش‌ساخت با نقش‌ها و موسیقی به‌یادماندنی. دلیل اهمیت این فیلم و استقبال کم‌نظیر مخاطبان سراسر دنیا از این فیلم افشاگری آن نسبت به عناصر پشت پرده‌ی سیاست و نقش اساسی آن‌ها در این میدان بود. در واقع این فیلم پدرخوانده‌های دنیای سیاست را به ما معرفی می‌کند و بیننده را وارد زندگی و ماجراهای آن‌ها می‌کند. پدرخوانده‌هایی که سیاسیون برای آن‌ها تنها عروسک خیمه‌شب‌بازی هستند.

دسته‌ها
انتقادی تحلیلی حکمت و فلسفه رویکرد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

هنر ابزورد

اگر مطالعه‌ای اجمالی در زندگی بزرگان و ناموران تاریخ داشته باشیم متوجه خواهیم شد که همه آن‌ها از هر فرهنگ و مذهب و مسلک خاص دردمندند. بودا قصر ناز و نعمت را رها می‌کند تا معنای حقیقی زندگی و راه رسیدن به نیروانا را درک کند، نیچه در نیهیلیسم جهان را در پوچی می‌بیند، ژان پل سارتردر اگزیستانسیالیزم فریاد تهوع و بلاهت و بی‌معنایی جهان را سر می‌دهد، پوپر به نسبی‌گرایی می‌رسد، دکارت برای اثبات خودش در کوژیتو مغلطه می‌کند، هایدگر در دازاین آدمی را ایستاده پیش فراروی عدم می‌بیند، دریدا ساختارشکنی می‌کند، محمد (ص) به حرا می‌رود تا سر از راز هستی درآورد و علی از غصه سر در گلوی چاه فرومی‌برد و می‌گرید.