دسته‌ها
برگزیده تحلیل رسانه سینمای استراتژیک فیلم مطالب برگزیده

تحلیل و بررسی فیلم سینمایی دولیتل

چکیده

پذیریش داروینیسم و و روح حیوان پنداری گونه‌ها و حیات، به مساله‌ای جا افتاده و پذیرفته شده در مجامع علمی غربی بدل شده است. چنان‌که منافع عظیم مادی، تعصب بی‌جای دانشمندان و لابی‌های زرسالار مدعی آزادی اجازه شنیده شدن صداهای مخالف را نمی‌دهند. هالیوود و مجمع پروپاگاندای غربی در این میدان بی رقیب یکه‌تازی می‌کند. آن‌ها در آخرین تلاش خود دست به بازتولید کاراکتر دکتر دولیتل زده‌اند. شخصیتی که به خوبی حیوانات را درک می‌کند و با آن‌ها تماس برقرار می‌کند. و در یک مدل کوچک شده از جامعه، رهبری گونه‌های گوناگون برای نیل به اهداف بزرگ و آرمان‌های عظیم را عهده‌دار است.

دسته‌ها
برگزیده تحلیل رسانه سینمای استراتژیک فیلم

نقد فیلم ۲۰۱۴ The Theory of Everything

نظریه‌ی «همه‌چیز» که امروز در فیزیکِ نظری از آن سخن به میان می‌آید به دنبال حل تناقضات موجود در دو نظریه‌ی اساسی فیزیک یعنی کوانتوم و نسبیت است. انیشتین می‌گفت خدا تاس نمی‌اندازد. یعنی پشت عالم برنامه ایست و نظم دقیقی در کار است اما در فیزیک کوانتوم تصادفی بودن همه‌ی پدیده‌ها و عدم تبعیت از فرمول‌های مشخص مطرح است. نظریه‌ی همه‌چیز به دنبال حل این دست تناقضات است و اشخاصی مانند استفان هاوکینگ از مدافعان این نظریه به شمار می‌آیند.

دسته‌ها
برگزیده تحلیل رسانه سینمای استراتژیک فیلم

نقد فیلم شهر موش‌های ۲؛ ترویج سبک زندگی غربی و بورژوایی و عادی‌سازی رابطه با دشمن

خلاصه داستان:

ماجرای این سینمایی عروسکی از جایی شروع می‌شود که موش‌های شهر موش‌های ۱ حالا دیگر بزرگ‌شده‌اند و برای جشن آغاز سال تحصیلی فرزندان خود در مدرسه گرد هم آمده‌اند. دانش آموزان نیز با یک ارکستر زنده از آن‌ها استقبال می‌کنند.

دسته‌ها
برگزیده تحلیل رسانه سینمای استراتژیک فیلم

تحلیلی بر فیلم «بهشت واقعی است»

Heaven is for real یا «بهشت واقعی است» فیلمی در ژانر اعتقادی است که کارگردان با بیان تجربهٔ داستان پسری که از مرگ بازگشته است آنچه باور دارد را به مخاطب بیان می‌کند. این فیلم که برگرفته‌شده از کتابی به همین نام می‌باشد و نوشتهٔ Todd Burpo and Lynn Vincent (انتشار در سال ۲۰۱۰) است توسط Randall Wallace کارگردانی شده است.

دسته‌ها
برگزیده تحلیل رسانه سینمای استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی فیلم

سینمای دینی (۳)؛ معرفی و تحلیل فیلم «زندگی شگفت‌انگیز»

فیلم زندگی شگفت‌انگیز (It’s a wonderful life) محصول سال ۱۹۴۶ و به کارگردانی فرانک کاپرا، یکی از فیلم‌های برتر و شناخته‌شده‌ی تاریخ سینماست. جذابیت‌ها و ماجراهای جالب و دیدنی فیلم، مخاطب را تا پایان محو تماشای خود می‌کند.

داستان فیلم در یک شهر رقم می‌خورد که شخصی سرمایه‌دار به نام هنری پاتر تمامی ارگان‌ها و مؤسسات داخل شهر را در کنترل خود دارد به‌جز یک موسسه‌ی وام مسکن که از پدرِ جورج به جورج (شخصیت اصلی داستان با بازی جیمز استوارت) به ارث رسیده است. جورج که همانند پدرش انسانی آزاده و مردم‌دوست است، تن به زورگویی‌ها و سلطه‌طلبی‌های پاتر نمی‌دهد. پاتر او را تحت‌فشار می‌گذارد، از هر روشی اعم از تهدید یا تطمیع استفاده می‌کند اما موفق نمی‌شود جورج را وادار کند که تن به ذلت و سلطه‌طلبی‌های او بدهد.

در طول داستان جورج با سختی‌های متعددی مواجه می‌شود و فراز و نشیب‌های زندگی او تعلیقی فوق‌العاده رقم می‌زند و بیننده را با خود همراه می‌کند. یکی از این فراز و نشیب‌ها روزی است که تا ساعت ۶ مهلت دارد که بدهی‌هایش به مردم را بپردازد و الا موسسه‌اش توقیف خواهد شد. همسر جورج که می‌داند جورج آه در بساط ندارد، با خوشحالی مبلغی پول که پس‌انداز آن‌ها برای شروع زندگی مشترکشان بوده را نشان می‌دهد و می‌گوید می‌توانیم با این پول بدهی‌هایمان را به مردم تصفیه کنیم.

جورج که چاره‌ی دیگری ندارد قبول می‌کند و شروع می‌کند به پرداخت پول‌ها به مردم. بدهی‌ها پرداخت می‌شود و جورج و همکارانش از خوشحالی سر از پا نمی‌شناسند.

به باقی‌مانده‌ی پولشان نگاه می‌کنند و جالب اینجاست که ۲ دلار بیشتر برایشان باقی نمانده و یکی از زیباترین سکانس‌های فیلم رقم می‌خورد: همگی خوشحال از این‌که ۲ دلار از پولشان باقی مانده و هنوز ورشکست نشده‌اند. جورج که فراموش کرده تمامی پولی که برای شروع زندگی مشترک در اختیار داشته را برای جلوگیری از ورشکستگی موسسه‌اش هزینه کرده به دلارها نگاه می‌کند و می‌گوید: ” این دلار مادر و این دلار پدر است. باید آن‌ها را داخل گاوصندوق قرار دهیم تا بچه‌دار شوند و پول‌دار شویم “. همه با خوشحالی به طرف گاوصندوق حرکت می‌کنند و دلارها را درون گاوصندوق قرار می‌دهند.

یکی از نکات جالب توجه فیلم آن است که جورج که خود موسسه‌ی وام مسکن دارد، خانه‌ای ندارد و همسرش با سلیقه و اشتیاق خاصی خرابه‌ای را تزیین و آماده کرده است و درحالی‌که شام را آماده کرده از جورج استقبال می‌کند.

در این بین پاتر که از تهدید و فشار نسبت به جورج نتیجه‌ای نمی‌گیرد به تطمیع روی می‌آورد. به او وعده‌ی خانه در بهترین نقطه‌ی شهر، حقوق بالا و انواع و اقسام پیشنهادهای مادی را می‌دهد به شرطی که جورج دست از استقامت و ایستادگی بردارد. جورج وسوسه می‌شود و با خود فکر می‌کند که با این شرایط چقدر از سختی‌های زندگی‌اش کاسته خواهد شد و ره صدساله را یک‌شبه طی خواهد نمود. جالب اینجاست که قبول می‌کند و با پاتر دست می‌دهد.

اما لحظه‌ای بعد، دست خود را نگاه می‌کند و پشیمان می‌شود که با چنین انسانی دست داده و پیمان بسته است. به او می‌گوید که حاضر است همه‌ی سختی‌ها را تحمل کند و تن به چنین ذلتی ندهد و اتاق را ترک می‌کند.

در قسمت‌های پایانی فیلم مردم شهر همگی یک‌صدا برای جورج دعا می‌کنند چون قرار است به خاطر کسری بودجه او را بازداشت کنند. لحظاتی زیبا رقم می‌خورد و خداوند فرشته‌ای را برای کمک به جورج می‌فرستد. جورج ابتدا باور نمی‌کند که آن شخص، فرشته و از سوی خداوند باشد. به او می‌گوید اگر تو حقیقتاً از طرف خدا برای کمک به من فرستاده شده‌ای کاری کن که تمام زندگی من به عقب برگردد. ای‌کاش اصلاً به دنیا نیامده بودم. فرشته آرزوی او را برآورده می‌کند و جورج به داخل شهر بازمی‌گردد و دیگر هیچ‌کس حتی همسرش او را نمی‌شناسد و می‌بیند که تمامی کارهایی را که در طول زندگی‌اش انجام داده بود محو شده‌اند. این وضعیت برایش قابل تحمل نیست و دوباره پیش فرشته بازمی‌گردد و از او می‌خواهد همه‌چیز را به حالت اول بازگرداند. جورج که حالا قدر زندگی‌اش را می‌داند همه‌چیز، حتی کاستی‌ها، برایش زیبا جلوه می‌کنند و لحظاتی بی‌نظیر در فیلم رقم می‌خورد. تمام کاستی‌ها و مشکلاتی که روزی به نظرش سخت می‌آمد و باعث شده بود که از زندگی خودش متنفر باشد، حالا لذت‌بخش می‌نمود و حتی این بخش از زندگی خود را با تمام وجود دوست دارد. در فیلم زندگی شگفت‌انگیز، این دقایق از فیلم به بهترین وجهی ساخته و پرداخته شده‌اند.

سکانس پایانی فیلم نیز از سکانس‌های فوق‌العاده زیبای فیلم است که تمامی مردم هرچه پول دارند برای کمک به جورج با خود می‌آورند. کودکی قلکش را می‌آورد و همه هر چه در توان دارند به جورج کمک می‌کنند. بر روی میز مقابل جورج مقدار زیادی دلار، و همه خوشحال از این‌که جورج به زندان نمی‌رود. مردم‌دوستی جورج باعث می‌شود که در روز سختی مردم به کمکش بیایند و او به ثروتمندترین فرد شهر تبدیل می‌شود.

فیلم زندگی شگفت‌انگیز در واقع فیلمی است که تفکر مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم را به زیباترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد. می‌توان به جای پاتر، آمریکا را تصور کرد و به جای جورج، ایران را. درست است که مقاومت در برابر قدرت‌های مادی سختی‌ها و فشارهایی را به همراه دارد اما پیروزی و نتیجه‌ی آن به قدری دل‌نشین و زیبا خواهد بود که آن سختی‌ها و مرارت‌ها دیگر به چشم نخواهند آمد.

به امید تولید فیلم‌هایی مانند زندگی شگفت‌انگیز در سینمای ایران.

نوشته آقای محمد بحرینی

دسته‌ها
انتقادی برگزیده تحلیل رسانه رویکرد سینمای استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی فیلم

تحلیل فیلم فیلومنا (Philomena 2013)

داستان این فیلم بر اساس کتابی  نوشته‌شده که بر مبنای یک داستان واقعی می‌باشد. بازی قوی و بیان قوی احساسات با دیالوگ‌های خوش نوشت و داستان کشش دار، بیننده را با خود همراه می‌کند. داستان کلی فیلم راجع به یک سیاستمدار است که به خاطر بازی‌های سیاسی از کار برکنار شده است و در راستای نوشتن کتابی به یک پیرزن که سال‌ها پیش فرزندش توسط کلیسا گرفته‌شده برمی‌خورد و داستان فیلم شکل می‌گیرد.

خطوط تعلیق:

  • یافتن فرزند پیرزن (فلومینا)
  • تضادهای شدید شخصیتی و اعتقادی این دو فرد (فلومینا و مارتین) و چگونگی نزدیک شدن روحی این دو به هم در طی فیلم
  • متهم یا تبرئه شدن کلیسا
  • نوشتن کتاب توسط مارتین

 

مارتین فردی است که به خدا اعتقادی ندارد درحالی‌که با تمام سختی‌ها و عذاب‌هایی که از جانب کلیسا بر وی تحمیل‌شده هنوز به کلیسا می‌رود و برای بازگشت فرزندی که خود اهالی کلیسا باعث از دست دادنش شدند دعا می‌کند. روند فیلم سعی در پاک کردن فیلومنا و گناه ندانستن گناه بزرگ زنا دارد و آن را از طریق خدشه‌دار نمودن ایمان به دین خدا از طریق متهم کردن افراد کلیسا و فاسد نشان دادن آن‌ها پی می‌گیرد. نشان دادن مداوم درد و رنج‌های فیلومنا در کلیسا و نمایش دادن مظلومیت یک دختر نوجوان و هم‌چنین تفکرات متحجرانه خواهران مقدس کلیسا حس انزجار و گریز از افراد منتقل‌کننده دین، دین و دین گذار را به بیننده منتقل می‌کند.

ازجمله‌ی این تلاش‌ها می‌توان به صحنه‌های زیر از فیلم اشاره کرد:

  • لحظه اعتراف فیلومنا در مقابل خواهران مقدس و تلخ‌زبانی و توهین آن‌ها در مقابل اشک‌ها و استیصال دختر
  • لحظه زایمان فیلومنا و سخنان خواهر که این دردها عذاب خداوند برای اوست
  • ترد شدن فیلومنا از خانواده به‌طور کامل
  • دروغ گفتن مدام راهبه های قدیم و جدید کلیسا در رابطه نداشتن اطلاعات راجع به مارتین (پسر گمشده فلومینا) با این تفاوت که راهبه های جدید با چهره‌ای خیرخواهانه واردشده و با جلب اعتماد فرد دروغ خود را به خورد شخص می‌دهند
  • نشان دادن مارتین به‌عنوان کسی که اعتقادی به دین و خدا ندارد و به‌طور معقول به مسائل می‌نگرد و اعتمادی هم به اعضای کلیسا ندارد و در مقابل فلومینا که به خاطر اعتماد کامل خود سال‌ها دروغ شنیده و از هدف خود دورگشته است.
  • در بخشی از فیلم می‌بینیم که فلومینا در نوجوانی فکر می‌کرده همه‌چیزهای لذت‌بخش توسط دین حرام شده است. او بعد سال‌ها هنوز از آن حادثه با لذت یاد می‌کند و این مسائل طوری در قالب کلمات مطرح می‌گردد که این حس که دین با لذت‌ها و خوشی‌های زندگی مخالف است را القا می‌کند.
  • در بخش‌هایی از فیلم عبارات و سوالاتی از زبان مارتین شنیده می‌شود که توسط یک مؤمن واقعی (فلومینا) پاسخی دریافت نمی‌کند یا پاسخ‌ها هیچ فردی را قانع نمی‌کند. به‌طور مثال: آخه چرا خدا بهمون میل جنسی عطا کرده و بعدش ازمون میخواد ازش خودداری کنیم؟ این یجور بازی عجیبه که اختراع کرده تا خستگی ناشی از قادر مطلق بودن رو کاهش بده؟ در عجبم…

یا در جای دیگر می‌شنویم: – میخوام به اعترافگاه برم – چرا میخوای به اعترافگاه بری؟ – خب معلومه، برای اعتراف به گناهانم – کدوم گناه؟ کلیسای کاتولیک باید به اعترافگاه بره، نه شما.( مارتین وی را مورد تمسخر قرار می‌دهد و به‌جای راهبه ها می‌گوید): پدر، مرا ببخش چون گناه کردم. من زنان جوان را برخلاف میلشان محبوس کردم. از آن‌ها به‌عنوان برده استفاده نمودم؛ و سپس فرزندانشان را به بالاترین قیمت فروختم.- امیدوارم خدا به حرفات گوش نده – خب من به خدا اعتقاد ندارم. ببین، رعدوبرق خشکم نکرد. – تو چی رو میخوای ثابت کنی؟- هیچی، فقط اینکه واسه داشتن یه زندگی شاد و متعادل، نیازی به دین نیست. – اونوقت زندگیِ تو شاد و متعادله؟- من یه خبرنگارم، فیلومینا. ما سؤال می‌پرسیم. ما چیزی رو فقط به خاطر اینکه گفتن حقیقته باور نمی‌کنیم. آره، توی انجیل چی نوشته؟«خوشا به حال آنان که نادیده ایمان آورند»! مرحبا به این‌همه اعتقاد کورکورانه و جهالت – خب تو به چی اعتقاد داری؟ به انتقاد از بقیه و پُرادعا بودن؟ اینکه هر وقت خواستی عکس بگیری؟- چند روز پیش توی یه روزنامه‌ی طنز، یه تیترِ خیلی خنده‌دار راجع به زمین‌لرزه در ترکیه خوندم. نوشته بود: «خداوند بار دیگر بر تروریست‌ها غلبه می‌کند». اینکه چرا خدا حس میکنه باید یهو صدها هزار انسان بی‌گناه رو نابود کنه در فهمم نمی گنجه وقتی اون داخل هستی، ازش بپرس. احتمالاً میگه “خداوند اصول اسرارآمیزی داره.(پس‌ازاین مکالمه ما شک را در فلومینا می‌بینیم. او به داخل اعترافگاه می‌رود اما اعتراف نمی‌کند و بعد به‌سرعت از کلیسا خارج می‌شود و از آب مقدس در هنگام خروج استفاده نمی‌کند و نمایی مخصوص از این صحنه گرفته می‌شود و پس از خروج هیچ صحبتی از دین و کیسا نمی‌شنویم و او راجع به دیگر مسائل شروع به صحبت می‌کند طوری که انگار از اعتراف به ضعف ناشی از دینش می‌هراسد.)

  • فروختن بچه‌ها به دیگر کشورها توسط صومعه برای کسب درآمد
  • تغییر کلی تفکرات مسیحی از زمان نوجوانی فلومینا تا سن پیری او و بی‌قید شدن مردم ( که به‌نوعی آن را طرز بهتری از زندگی نشان می‌دهد) بارها در فیلم به چشم می‌خورد. تماشای با دختر و پسری در حال شادی باهم و یا عکسی که در آن پسری در حال ابراز محبت به یک دختر است و در روی عکس لفظ اوانجلیست (مسیحی) نوشته‌شده است توسط فلومینا که زخم‌خورده‌ی یک تفکر غلط است ( ازنظر فیلم). درحالی‌که دین در اصول تغییر نمی‌کند و دین حکم اشتباه نمی‌دهد که نیاز به تغییر کاملاً بالعکس آن داشته باشد. هر دو رفتار قدیم و جدید درباره با حکم دینی غلط است و ما یک اقدام درست در مقابل آن‌ها در فیلم نمی‌بینیم.
  • فردی با تفکرات مذهبی فلومینا وقتی با این قضیه مواجه می‌شود که پسرش همجنسباز بوده علاوه بر اینکه شوکه نمی‌شود می‌گوید که او این احتمال را راجع به آنتونی می‌داده است و این امر در نظر او ناپسند نمی‌آید.
  • نشان دادن یک راهبه پیر (معمولاً بزرگان دینی هر مذهب در سنین بالا به کمال خود ازنظر معرفتی می‌رسند) به‌عنوان فردی حسود و خواستار خوار کردن دیگران به خاطر خواری‌ها و زجرهای خود که دین و راهبه بودنش به او تحمیل کرده است.
  • درنهایت چیزی که ما از فیلم برداشت می‌کنیم پاکی و مهربانی و دین‌مداری (ازلحاظ فیلم-با توجه به مجسمه مسیح با قلبی نورانی) زنی است که گناهی انجام داده و حتی بعد از صحنه اعترافگاه کمی ازدین‌برگشته و راه خود را خود و به‌دوراز کلیسا انتخاب کرده است و او درنهایت راضی می‌شود که با چاپ داستانش و با جمله‌ی: “مردم باید بدانند اینجا چه گذشته ” راه خود را از کلیسا دور می‌کند و به مذهب قلبی خود رجوع می‌کند.

philomena1

philomena2

 

نوشته خانم عرفانه زند

دسته‌ها
برگزیده تحلیل رسانه تحلیلی رویکرد سینمای استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی فیلم

تحلیل فیلم زندانیان (Prisoners 2013)

داستان

بعد از ناپدید شدن دختر کلر دووِر و دوستش، او به‌عنوان یک پلیس ماجرا را پیگیری می‌کند. این پدر نا امید چه مقدار می‌تواند در حفاظت از خانواده خود موفق باشد … .

دسته‌ها
انتقادی برگزیده تحلیل رسانه تحلیلی رویکرد سینمای استراتژیک فیلم

نقدی بر فیلم هیس … دخترها فریاد نمی زنند

پوران درخشنده در جدیدترین اثر خود داستان آزار و اذیت دختران نوجوان از سوی مردان را به تصویر کشیده است، اما در بهبوهه‌ی این تراژدی چالش‌ها و حواشی را به گونه‌ای مطرح می کند که در خور انتقادات بسیاری است.

سبک فیلم

این فیلم که با افشای یک ممیزی بزرگ از ناگفته‌های اجتماعی در نوع خود می‌تواند جز بی‌بدیل ترین آثار فرهنگی پیشگیرانه از جرم در حوزه جرایم جنسی علیه کودکان از حیث آگاهی بخشی و تلاش در جهت ایجاد فضای گفت و گو بین والدین و فرزندان به شمار رود، با کج سلیقه‌گی و اعمال روی‌کرد فمنیستی سازنده آن به داستانی رنج آور تبدیل شده است.

نقاط قوت

بازیگر اصلی فیلم در جریان خود نخست مسئله تجاوز به عنف و به طور خاص آزار جنسی کودکان را مطرح می‌کند. قبل از این نیز مسئله قتل به خوبی محرز است. اما در ادامه فیلم‌ساز با مطرح‌کردن مسائل جرم‌شناسی و مسائل خاص زمینه ساز وقوع جرائم جنسی علیه کودکان در ایران جریان فیلم را عوض کرده و همه نگاه‌ها را بدان منعطف می‌کند.

فیلمساز با بیان زیبای معضلات اجتماعی و فرهنگی حاکم بر فضای ایران از قبیل ترس افراد از آبرو، باورهای نادرست اجتماعی، عدم اعتماد به دستگاه‌های انتظامی به زیبایی ذهن بیننده را به سوی مشکلات اجتماعی سوق می دهد. بر هیچ کس پوشیده نیست که بیان مسائل در این قالب از هنر می‌تواند تأثیرات به سزایی در بهبود فرهنگ جامعه و اصلاح سنت‌ها و باو‌رهای غلط داشته باشد و از نظر دکترین پیشگیری از جرم در حوزه پیشگیری اجتماعی محتوای فیلم به شکل باورنکردنی با اصول علم پیشگیری سازگار است.

کارکرد فیلم در حوزه پیشگیری فرهنگی و اجتماعی

فیلم صرف نظر از خصوصیات سینمایی‌اش، موضوعی را دست‌مایه بحث و کنکاش قرار داده که بسیار حساس و به قولی «تابو»، می‌باشد، فیلم به مثابه یک مقاله تحلیلی اما در قاب تصویر، به آسیب شناسی سکوت دختران در مقابل آزار و اذیت های جنسی می‌پردازد و جنبه‌های مختلف این مشکل را بررسی می‌کند.

در صحنه‌هایی از فیلم فریاد بی‌صدای دختربچه‌هایی را نمی‌شنویم و فقط می‌بینیم که قربانی خشونت جنسی بزرگسالان اطراف خود می‌شوند. بی‌شک رقم سیاه این نوع از جرایم در نوع خود بسیار زیاد می‌باشد و در بحث‌های جرم شناختی جایگاه ویژه خود را دارند؛ اما صرف نظر از این امور فیلم «هیس … دخترها فریاد نمی زنند!» به خوبی به والدینی که ظاهراً در کنار بچه هایشان هستند، اما هیچ گاه بچه‌ها را نمی بینند و صدایشان را نمی شنوند، نهیب می زند. همچنین به مربی ها و معلم ها نیز این تذکر را می دهد که در برابر کودکان زیر دستشان مسئولیت دارند، نباید شانه ها را بالا بیاندازند و بگویند به ما چه! بلکه باید نجیبانه این بار احساس مسئولیت را به دوش کشند و بر خود واجب فرض کنند که؛ دریابند در ذهن و روان کودک و نوجوان، اگر تنش و بحرانی است، بگوید و کودک خود را در پناه محکم مربی و معلم خود ببیند، راهنمایی شود و از دامهای احتمالی رها شود.

دخترانی که در سنین کودکی مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند، معمولاً درک درستی از این اتفاق ندارند. آموزش، آگاهی بخشی، حساس بودن شهروندان و هوشیاری کادر نظام آموزش کشور از مهمترین آثار فیلم در نهادهای اجتماعی است.

نقاط ضعف

هیس دختر ها فریاد نمی زنند (2)در نگاه نخست شاید بتوان اینگونه تحلیل نمود که نکته قابل تحسین این است که پوران درخشنده نخواسته همه چیز و همه کس از جمله قضات و حتی دادستان را سیاه نشان بدهد و آنها را مقصر جلوه دهد. به همین جهت، گاه گاهی در فیلم، با احساسات قاضی پرونده یا رئیس زندان هم مواجه می شویم و دلسوزی آنها را نسبت به پرونده در می یابیم. این مسئله نشان می دهد با اینکه فیلم، قصد دارد معضلات و مشکلات اجتماعی را نشان بدهد و به همین جهت شاید خیلی تلخ و سیاه باشد، اما این تلخی و سیاهی، دامن قاضی فیلم، پلیس و رئیس زندان را نمی گیرد. آنها هم شبی که قرار است دختر داستان اعدام شود، خواب به چشمانشان نمی آید و همچنان آرزو می کنند ولی دم مقتول پیدا شود و رضایت بدهد. اما نکات مهم تری در داستان فیلم وجود دارد که مورد انتقاد است :

۱- اولین مورد که باید بدان اشاره نمود، فضای حاکم بر تشکیلات قضایی در رسیدگی به جرائم قتل و قصاص می باشد، که بر خلاف تصویر ارائه شده در داستان فیلم؛ امروز پرونده های قتل بیشترین زمان رسیدگی را به خود اختصاص می دهند. از سویی اهمیت این امر زمانی آشکار می شود که دادگاه صلاحیت رسیدگی به این جرائم را به دادگاه کیفری استان داده و مرجع تجدیدنظر را دیوان عالی کشور قرار داده است و ورود تمام پرونده های قتل به دیوان عالی نشان از اهمیت این امور در دستگاه قضایی دارد. بی شک آشکار است که روند رسیدگی طولانی در پرونده های عادی باعث تضییع حقوق مردم خواهد شد، اما اگر ما یک پروسه یک ساله را در نظر بگیریم، خانم وکیل می توانست در طی این مدت برادر مقتول را پیدا کند و رضایت وی را جلب نماید، نه اینکه یک شبانه روز زمان داشته باشد.

۲- دومین موضوعی که محل نقد است، انتشار عکس و مشخصات متهم (بازیگر نقش اصلی فیلم) در روزنامه هاست که بر خلاف موازین قانونی می باشد، به گونه ای که حتی این امر امروزه جز اصول بنیادین دادرسی کیفری در حفظ آبروی متهم مطرح می شود. همچنین اصول قانون اساسی به عنوان سند بالا دستی به خوبی مؤید این مطلب می باشد. البته در اینجا باید باد انتقاد را به فضای عمومی کشور نیز گرفت چرا که در چنین پرونده هایی جو عمومی جامعه این امر را قویاً مطالبه می کند.

۳- با احضار متهم (کسی که شیرین را در کودکی مورد آزار قرار داده است) به دادسرا، بازپرس پرونده به طور زننده با وی برخورد می کند. همچنین در سکانسی از فیلم دیده می شود که مأمور آگاهی با توهین به متهم و ضرب و شتم وی سعی در گرفتن اقرار از او دارد. هر چند مأمورین دولت مصون از خطا نیستند، اما فیلم درصدد نمایش خلاف واقعیت و تبدیل آن به ذهنیت و باور عامه مردم است. از بایسته های قضاوت حفظ ادب و اخلاق اسلامی است. بد نیست به بیانات رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای مدظله العالی در جمع مسئولان قضایی در تاریخ ۷/۴/۱۳۸۲ نگاهی داشته باشیم که اقتدار قوه قضائیه را یک اصل دانسته اند: ” …. حفظ و رعایت قانون چگونه تضمین مى‏شود؟ یک راه تضمین وجود دارد و آن، قدرت قوّه قضاییه است. کسانى‏که اقتدار قوّه قضاییه را آماج حملات خود قرار مى‏دهند، بدانند که به بى‏قانونى و هرج‏ومرج و ابطال و تضییع حقوق ضعفا کمک مى‏کنند؛ چون قوّه قضاییه بازو و پنجه قدرتمند نظام است، براى این‏که گریبان متجاوز و متخلّف از قانون را بگیرد و او را سر جاى خود بنشاند تا مردم بتوانند در پناه قانون زندگى کنند. پس، اقتدار قوّه قضاییه یک اصل است، ….. ” امروزه «ایجاد باور مقتدر بودن دستگاه قضایی نزد عموم» از مهم ترین مباحث پیشگیری در حوزه جرم شناسی می باشد. گرچه فیلم به دنبال نمایش واقعیت هاست اما بی شک واقعیت چیزی جز این است.

۴- در جریان فیلم وکیل به خانواده دختر مورد تعرض (خانواده منزلتی) می گوید که اگر آن ها شکایت خود را مطرح کنند، ممکن است که نظر دادگاه تغییر کند، اما این نمایش خلاف واقعیت بوده چرا که شهادت دختر بچه آنها هیچگونه تاثیری در عدم قصاص شیرین ندارد و بر فرض شهادت خانواده منزلتی مسلماً بر طبق قانون حکم شیرین همچنان قصاص است.

۵- از سویی جریان و نمایش صحنه های فیلم به گونه ای رقم خورده است که در ذهن بیننده این شبهه را به وجود می آورد که عمل ارتکابی شیرین دفاع مشروع بوده و برای جلوگیری از تعرض به ناموس انجام گرفته است. اما بیننده از قواعد حقوقی حاکم بر دفاع مشروع آگاهی نداشته و نمی داند که عمل ارتکابی ماهیت انتقام دارد. از سویی دیگر فیلم با نمایش مکرر آلام روحی شیرین و صحنه هایی ویژه قبل از رسیدن شیرین به محل ارتکاب جرم (پارکینگ) می خواهد نشان دهد که وی در لحظه ارتکاب جرم به حالت روانی خاصی رسیده است و مستحق مجازات نمی باشد، که این نیز مردود است، اما بد نیست که قواعد عام حاکم بر دفاع مشروع را مروری دوباره بکنیم:

نکته اول تجاوز باید فعلی یا قریب الوقوع باشد. (برای تحقق دفاع مشروع باید دفاع مقارن تجاوز باشد. به محض ورود شیرین به اتاق، کودک فرار کرد و سپس شیرین آن مرد را کشت!)

نکته دوم عمل ارتکابی بیش از حد لازم نباشد. (اگر در حین تجاوز هم می بود، با ورود شیرین به اتاق کودک توانست فرار کند و ضرورتی برای قتل وی نبود!)

نکته سوم دفاع با تجاوز و خطر متناسب باشد. (بدیهی است با فرض بالا، صرف ورود شیرین به اتاق و فریاد زدن وی، مانع عمل مقتول می بود! وقتی تجاوز بودن ارتکاب عمل مجرمانه قابل دفع باشد استناد به دفاع مشروع منتقی است اگر کسی بتواند شخصاً و بدون ایراد صدمه تجاوز را دفع کند، استناد به دفاع مشروع امکان پذیر نیست.)

۶- نمایش هوشمندانه دفاعیات وکیل در محضر دادگاه کیفری استان و زمینه سازی جریان فیلم با نشان دادن روانشناسی که از حالات روحی بزه دیدگان صحبت می نمود، ذهن بیننده را بدان سمت می برد که حکم قصاص ظالمانه به نظر برسد. البته نباید انگیزه های پنهان فیلمساز همچون رویکرد فمنیستی و مخالفت با اعدام را از نظر دور نگاه داشت.

۷- در اکثر مواقعی که مجنی علیه ولی نداشته باشد و یا شناخته نشود و یا به او دسترسی نباشد، با توجه به قسمت اخیر ماده ۲۶۶ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۰ (قانون حاکم در زمان ساخت فیلم) قصاص منتفی و دیه اخذ می گردد، اما فیلم با نمایش خلاف رویه های موجود بیننده را هر چه بیشتر به تنفر از دستگاه قضایی و ایجاد شبهه وجود بی عدالتی در قوانین رهنمون می شود.

۸- همچنین فیلمساز به شکل زیرکانه ای درصدد است تا با فریب ذهن مخاطب و سرگرم کردن او به ادامه جریان داستان، باور وی را به نتیجه ای که خود مایل است از داستان فیلم بگیرد، نزدیک تر کند و بی شک آن چیزی جز ناعادلانه دانستن قصاص نفس (اعدام) و خلاف حقوق بشر خواندن آن نیست.

با فرض معتقد بودن سازنده فیلم به حکم الهی قصاص، خواسته یا ناخواسته تأثیر فیلم بر اصل قصاص تأثیر کاملاً منفی و تخریبی است. به قول بزرگی، سینماگران ما حداقل ادبیات سینمایی را نمی دانند. اما مسئله اصلی شکل گیری تفکری است که ناتوی فرهنگی غرب نیز بر آن پافشاری می کند و متاسفانه دیده می شود که بعضی افراد از داخل ناآگاهانه به شکل گیری این تفکر کمک می کنند.

۹- نکته دیگری که حائز اهمیت است، به تصویر کشیدن زندگی صرف قربانی در قاب فیلم و بی اطلاع گذاشتن بیننده از پیشینه و وضعیت روحی و روانی مقتول یا متهم (خدمتکار خانواده شیرین) است که منجر به قضاوت نادرست مخاطب فیلم خواهد شد.

۱۰- در پایان فیلم، بازپرس پرونده به هنگام صحبت با رئیس زندان اعلام می کند که درخواست انتقال به مرکز تنقیح قوانین را داده است تا شاید بتواند جواب سؤال خود را در آنجا بیابد. اما این گفت و گو چیزی جز باور نادرست «بی اعتماد بودن قضات به عادلانه بودن برخی قوانین و عدم اتمام حجت شرعی و قانونی بر آنان» را در ذهن بیننده شکل نمی دهد.

نکته پایانی

فیلمساز درصدد است بگوید که گرچه جامعه درگیر آسیبهای اجتماعی زیادی می باشد، اما آسیب دیدن کودکان معصوم، ظلمی است آشکار که اگر رفع نشود و با آن مقابله نشود، آتشش دامن همه جامعه را خواهد گرفت. شاید بتوان گفت که انتخاب یک داستان مهم و تأثیرگذار و مبتلا به اجتماع در نوع خود از ویژگی های بارز این فیلم می باشد، اما نمی توان تمام نقاط ضعف و ایرادات اساسی موجود فیلم که منجر به بی اعتمادی به دستگاه قضایی و شکل گیری باور غلط ناعادلانه بودن قوانین می شود را نادیده گرفت و آن ها را فدای داستان تأثیرگذار فیلم نمود.

اما بر کسی هم پوشیده نیست که حتی در صورت قبول نداشتن سیستم قضایی و نظام عدالت کیفری کشور، ناعادلانه نشان دادن ساز و کارهای قضایی، خود از مهمترین عوامل تضعیف ساختار قضایی نزد عموم جامعه خواهد بود و این مستقیماً تأثیرگذار در امنیت عمومی جامعه خواهد بود و اعتماد عموم جامعه را به نهادهای قضایی و انتظامی که مهمترین ارکان امنیت کشور به شمار می آیند، از بین خواهد برد.

در پایان، ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که فیلم «هیس … دخترها فریاد نمی زنند!» باید تلنگری به مسئولین محترم قوه قضائیه باشد که هنوز هم در فضای سیستم های کلاسیک عدالت سیر می کنند. چرا که امروزه هنر هفتم نقش خود را در حوزه های فلسفه، تاریخ، فرهنگ و حقوق در جهان بازی می کند، اما تنها حوزه مغفول در کشور ما حوزه قضا در سینما می باشد که نیازمند توجه ویژه و سرمایه گذاری جدی مسئولین امر می باشد. از سوی دیگر به نظر می رسد هنوز مسئولین قضایی به کارکردهای پیشگیرانه فیلم و سینما به خصوص در امور جزایی باور پیدا نکرده اند و با راهکارهای پیشگیرانه انتظامی و وضعی سعی در تنظیم روابط اجتماعی افراد و بهبود فضای جامعه دارند.

شما میبینید در تبلیغات دنیا معمول این است – البته نه این‌که خلافش نباشد؛ کم است – که از دستگاه قضایىِ خود تجلیل و تعریف می کنند؛ حتّی در تبلیغات گوناگون و در فیلمها. به قاضی منشی می دهند که آدم وقتی از بطون دستگاههای قضایی آنها اطّلاع پیدا میکند، میبیند با این تصویری که ارائه میدهند، چقدر فاصله دارد؛ اما سعی میکنند قاضی را دارای جایگاه تأثیرناپذیر، نفوذ ناپذیر، عاقل، عادل و بصیر معرفی کنند. خیلی اوقات هم این‌گونه نیست؛ اما تبلیغات این گونه است. این برای آن است که کسی که به دستگاه قضایی مراجعه می کند، با اطمینان خاطر مراجعه کند؛ کسی که دستگاه قضایی یقه او را میگیرد، حساب ببرد و در کل، هیبت دستگاه قضایی، و پشت سر آن، عمل دستگاه قضایی بتواند نقش خود را ایفا کند. ما که نباید برخلاف این روشِ عاقلانه عمل کنیم؛ دائماً دستگاه قضایی را تضعیف کنیم و مورد انتقادهای نابجا و ناوارد قرار دهیم.

بخشی از بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی  ۰۵/۰۴/۱۳۸۱