دسته‌ها
استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی مقالات

جایگاه ادهوکراسی و رابطه آن با بوروکراسی

ساختار سازمانی، راه یا شیوه‌ای است که به‌وسیله آن فعالیت‌های سازمانی تقسیم، سازمان‌دهی و هماهنگ می‌شوند. سازمان‌ها بر مبنای ساختارهای مختلف (بروکراسی ساده، پیچیده، حرفه‌ای و ساختار ادهوکراتیک) مدیریت می‌شوند.

دسته‌ها
بیع و اقتصاد تبیینی حکمت و فلسفه رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات میان رشته ای

تبیین رویکرد امنیت‌مدار در حوزه اقتصاد

چکیده

تأکید اساسی مقام معظم رهبری در زمینه‌‌ی اقتصاد، در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، پیرامون تصحیح نگاه غیرمادی به ثروت و نیز عدم استفاده از آن برای فساد، ایجاد سلطه و اسراف جهت تحقق الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، مطلع این پژوهش قرار گرفت تا با تبیین رویکرد امنیت مدار در حوزه اقتصاد، گامی در راستای تحقق نگاه غیرمادی به اقتصاد برداریم. برای طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، نخست بایستی عرصه‌های مورد بررسی در آن موضوع را دقیقاً تعریف و طبقه‌بندی نمود، سپس رویکرد مدنظر در طرح‌ریزی را تبیین کرد؛ آنگاه با عرصه‌ی رویکرد مدنظر بر عرصه‌های مشخص شده، طرح‌ریزی را محقق کرد. نگاه کلان ما در طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، بیش از اینکه بر نگرش آینده‌پژوهانه استوار باشد، بر اساس نگرش عاقبت محور برقرار است. در این مقاله، ما با تقسیم عرصه اقتصاد، به چهار بخش: اقتصاد عوام، اقتصاد خواص، اقتصاد عمومی و اقتصاد خصوصی، زمین حوزه‌ی مورد بررسی‌مان (عرصه‌های مورد بررسی) را مشخص کرده‌ایم. سپس رویکرد امنیت مدار را در نسبت با رویکردهای مرتبط با آن تعریف می‌کنیم. آنگاه با پیاده کردن مبانی رویکرد امنیت مدار (که بر محور توازن تهدید و آسیب استوار است) در چهار عرصه‌ی مورد بررسی، آسیب‌شناسی و تهدید‌شناسی، بحران و دکترین مقابله را تعریف خواهیم نمود.

 

مقدمه

برای طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، نخست بایستی عرصه‌های مورد بررسی در آن موضوع را دقیقاً تعریف و طبقه‌بندی نمود، سپس رویکرد مدنظر در طرح‌ریزی را تبیین کرد؛ آنگاه با عرصه‌ی رویکرد مدنظر بر عرصه‌های مشخص‌شده، طرح‌ریزی را محقق کرد. نگاه کلان ما در طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، بیش از اینکه بر نگرش آینده‌پژوهانه استوار باشد، بر اساس نگرش عاقبت محور برقرار است. در این مقاله، ما با تقسیم عرصه اقتصاد، به چهار بخش: اقتصاد عوام، اقتصاد خواص، اقتصاد عمومی و اقتصاد خصوصی، زمین حوزه‌ی مورد بررسی‌مان (عرصه‌های مورد بررسی) را مشخص کرده‌ایم. سپس رویکرد امنیت مدار را در نسبت با رویکردهای مرتبط با آن تعریف می‌کنیم. آنگاه با پیاده کردن مبانی رویکرد امنیت مدار (که بر محور توازن تهدید و آسیب استوار است) در چهار عرصه‌ی مورد بررسی، آسیب شناسی و تهدید شناسی، بحران و دکترین مقابله را تعریف خواهیم نمود.

 

نکات مدنظر مقام معظم رهبری، پیرامون نگاه کلان به اقتصاد

«در خصوص مسئله‌ی اقتصاد، آقایان بحث‌های خوبی کردید. «کی لا یکون دوله[۱] بین الأغنیاء منکم»[۲] یک معیار مهمی است. مسئله‌ی عدالت، بسیار مهم است. یکی از ارکان اصلی این الگو باید حتماً مسئله‌ی عدالت باشد. اصلاً عدالت معیار حق و باطل حکومت‌هاست. یعنی در اسلام اگر چنانچه شاخص عدالت وجود نداشت، حقانیت و مشروعیت زیر سؤال است.

مسئله‌ی دیگر، نگاه غیرمادی به اقتصاد است. بسیاری از این مشکلاتی که در دنیا پیش آمده، به خاطر نگاه مادی به مسئله‌ی اقتصاد و مسئله‌ی پول و مسئله‌ی ثروت است. همه‌ی این چیزهایی که دوستان از انحراف‌های غرب و مشکلات فراوان و مسئله‌ی استثمار و استعمار و این‌ها ذکر کردند، به خاطر این است که به پول و به ثروت نگاه ماده‌گرایانه وجود داشته. می‌توان این نگاه را تصحیح کرد. اسلام برای ثروت اهمیت قائل است، اعتبار قائل است. تولید ثروت در اسلام مطلوب است؛ منتها با نگاه الهی و معنوی. نگاه الهی و معنوی این است که از این ثروت برای فساد، برای ایجاد سلطه، برای اسراف نباید استفاده کرد؛ از این ثروت بایستی برای سود جامعه بهره برد. و بقیه‌ی مسائل فراوانی که وجود دارد. »[۳]

 

جایگاه رویکرد امنیت‌مدار در طرح‌ریزی استراتژیک

برای تبیین دقیق رویکرد امنیتی در یک طرح استراتژیک، نخست بایستی جایگاه این رویکرد را در نسبت با رویکردهای مرتبط با آن تفهیم نمود. پیش‌ازاین رویکرد، تبیین رویکرد قدرت‌مدار لازم است و پس‌ازآن، بایستی رویکرد وخامت مدار را به دست بررسی نهاد.

 

الف) تبیین اجمالی قدرت، به عنوان پیش‌درآمد امنیت

قدرت، بنا به یک تعریف اولیه، عبارت است از توان تحمیل اراده خود بر نفس، دیگری و طبیعت. کلیدواژه‌های اصلی تولید قدرت شامل ضعف، قوت، احتیاج و اراده می‌شود. متغیر اصلی چهار پارامتر یاد شده، احتیاج است و عامل اصلی که تحقق قدرت، آن را دنبال می‌کند، تحمیل اراده است. یعنی با کاهش هرچه بیشتر نیاز، (که این نیاز، خود مبتنی بر اراده هست) می‌توان تهدید و آسیب را کاهش داد و سطح امنیت را ارتقا بخشید.[۴]

 

 

ب) تبیین اجمالی امنیت

علم استراتژی، دانش بقای جامعه است. امنیت هم گزاره اصلی حفظ بقاست. لذا بن‌مایه طرح‌ریزی استراتژیک، برقراری امنیت در حوزه مدنظر است. امنیت، با توازن آسیب (به عنوان یک عامل داخلی) و تهدید (به عنوان یک عامل خارجی) محقق می‌شود. آسیب به عنوان مرز بین قوت و ضعف خودی تعریف می‌شود و تهدید نیز مرز بین قوت و ضعف دشمن است. لذا افزایش ضریب امنیتی، به معنای کاهش متوازن آسیب و تهدید از عرصه‌های موردنظر است.

برای بررسی اصل امنیت در یک سیستم، نخست باید آن سیستم را شناخت و با توجه بدان، پارامترهای مؤثر در از بین رفتن امنیت را یافت؛ آنگاه با تبیین ارتباط بین این پارامترها، امکان امن بودن، یا به مخاطره افتادن امنیت آن سیستم را برآورد نمود.[۵]

 

 

عرصه شناسی بررسی اقتصاد

در یک تقسیم‌بندی جامع و کلی، می‌توان عرصه اقتصاد را به دو زیر عرصه حقیقی و حقوقی تقسیم نمود.

در عرصه حقیقی، «اقتصاد عوام» و «اقتصاد خواص» را خواهیم داشت و در عرصه‌ی حقوقی نیز «اقتصاد عمومی» و «اقتصاد خصوصی» را مدنظر می‌گیریم.

اما آنچه امروزه در علم اقتصاد به‌طورکلی بیان می‌شود، شامل micro economy (اقتصاد خرد) و macro economy (اقتصاد کلان) هستند. ما به ازای این دو عرصه در طرح ما به ترتیب، عرصه‌ی تاکتیکی (tactical) و عملیاتی (operational) می‌باشد.[۶]

 

لایه‌بندی امنیتی عرصه‌های اقتصاد

در سطح اقتصاد خواص، بایستی مبنای قرار دادن تقوا در کنار تلاش، به عنوان عاملی برای گشایش اقتصادی تبیین و تفهیم شود. لذا گفتمان سازی «معیدت‌مندی»[۷] گره‌گشای مشکلات اقتصادی است. چرا که اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می‌داند؛ درحالی‌که در اسلام، منابع و امکانات نامحدود معرفی شده‌اند! از طرفی، اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرف‌گرایی تأکید دارد.

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَرْضِ[۸]

و اگر مردم ایمان آورده و پرهیزگار بودند، ما ابواب برکات زمین و آسمان را بر آن‌ها گشوده بودیم.

ورشکستگی دیترویت که از ۱۸ جولای ۲۰۰۳ پذیرفته شد، خود گواه ناکارآمدی اقتصاد غربی یا همان لیبرال اکانامی است.

 

در عرصه عمومی، با تبیین مالکیت درجه دو، منطبق با اندیشه امام موسی صدر، با زدایش انسان‌محوری (اومانیسم) می‌توان در راستای گفتمان سازی نگاه غیرمادی به ثروت و اقتصاد، گام مؤثری برداشت.

ترویج معارف خمس برای عوام و تبلیغ زکات برای اشخاص واجد شرایط هم دکترین مقابله با تکاثر ثروت در عوام و دکترین مقابله با مصرف‌گرایی در بین اشخاص در معرض رفاه‌مندی در بستر ثروت‌مندی است.

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

بر اساس چهار عرصه مذکور، جدول زیر را می‌توان به عنوان بررسی امنیتی تدوین نمود:

ردیف

لایه‌های اقتصاد

سطوح اقتصاد

آسیب‌شناسی اقتصادی

تهدید شناسی اقتصادی

بحران اقتصادی

دکترین مقابله

۱

 

 

اقتصاد خواص

(نخبگان)

 

استراتژیکی

 

معیشت‌مندی

نیاز به قواعدی برای امرار معاش

لیبرال اکانومی

معاش بدون معاد

ماهیت معاش

با

خلط حلال و حرام

معیدت‌مندی

معاش معطوف به معاد

۲

اقتصاد عمومی

 

عملیاتی

مالکیت‌مندی

معیارشناسی مراتب مالکیت

مالکیت درجه ۱

متأثر از اومانیسم

مال‌مندی

ناموس تحت الشعاع مال

مالکیت درجه ۲

مال و نفس تحت الشعاع ناموس،

متأثر از خداگرایی

۳

اقتصاد عوام

(توده)

 

تاکتیکی

منفعت‌مندی

برتافتن سود و نفی ضرر

مرکانتیلیسم

سوداگری و سودانگاری

افزایش شکاف فقر و غنا

در اثر

تکاثر ثروت

خمس‌مندی

و

قناعت جمعی

۴

اقتصاد خصوصی

(شخصی)

 

تکنیکی

رفاه‌مندی

بر بستر ثروت‌مندی

لیبرال ولفر

رفاه اباحی

مصرف‌گرایی

با

اسراف و تبذیر

زکات‌مندی

و

قناعت فردی

 


 

پی‌نوشت:

[۱] «دوله» در آیه یعنی تداول و دست‌به‌دست شدن.

[۲] سوره حشر، آیه ۷

[۳] حضرت آیت‌الله خامنه‌ای،۱۰/۹/۸۹، نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی

[۴] استاد حسن عباسی، جلسه ۲۰۲ کلبه کرامت، رویکرد قدرت‌مدار، ۳۰/۱۱/۸۸،

http://kolbehkeramat.org/video/nq/202.mp4

[۵] استاد حسن عباسی، جلسه ۲۰۳ کلبه کرامت، رویکرد امنیت مدار، ۳۰/۱۱/۸۸،

http://kolbehkeramat.org/video/nq/203.mp4

[۶] استاد حسن عباسی، جلسه ۱۱۶ کلبه کرامت، امنیت اقتصادی، ۲۶/۲/۸۷،

http://kolbehkeramat.org/video/nq/116.mp4

[۷] معاش معطوف به معاد

[۸] سوره احزاب، آیه‌ی ۹۶

دسته‌ها
سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

قدرت نرم

قدرت را می‌توان در ساده‌ترین تعریف آن به توان تحمیل اراده بر دیگری تعبیر کرد. اگر این تعریف را به عنوان یک چهارچوب بپذیریم حال باید ببینیم که چه مدل‌هایی برای اعمال قدرت وجود دارد. یک‌بار ما از طریق قدرت سخت اراده خود را بر دیگری تحمیل می‌کنیم که حوزه قدرت نظامی را در برمی‌گیرد. مثلاً وقتی اسلحه را به سمت کسی می‌گیریم و او را مجبور می‌کنیم که کاری که ما می‌خواهیم انجام دهد. در نوع دوم، اعمال قدرت از طریق قدرت نیمه سخت صورت می‌گیرد که سازوکار آن مبتنی بر تشویق و تنبیه است و حوزه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در برمی‌گیرد. برای مثال شخص به خاطر خدماتی که انجام می‌دهد پولش را دریافت می‌کند؛ اما در نوع سوم اعمال قدرت طرف مقابل قانع می‌شود که فلان کار را انجام دهد و با میل خود این کار را انجام می‌دهد که این، از نوع اعمال قدرت نرم است و حوزه آن فرهنگ است.

دسته‌ها
بازی برگزیده تحلیل رسانه سینمای استراتژیک

تحلیل جامع بازی «شیطان نیز می‌گرید (DMC)»

«قرن‌ها پیش پادشاه دیوهای جهنم تصمیم به حمله به دنیای انسان‌ها گرفت و حرص و طمع او برای حکومت به انسان‌ها باعث نابودی خودش شد زیرا یک شوالیه از لشکر اهریمنان علیه خودش شورش کرد و توانست او را در چاهی محبوس کند این شوالیه سیاه اسپاردا نام داشت.»اسپاردا پدر دو دانته و ویرژیل است که هر دو نیمه اهریمن هستند. دانته به انسان‌ها کمک می‌کند اما برادرش تنها به دنبال جاه و مقام و سلطه بر جهان است. پس از مرگ ویرژیل به دست دانته خباثت او به برادر درست کارش منتقل شده  و … .
دسته‌ها
انتقادی بیع و اقتصاد رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی میان رشته ای یادداشت‌ها

نهاد اصلی قدرت

بعدازآن که اندرو جکسون -رییس‌جمهور آمریکا- قدرت بانک‌ها را در آمریکا محدود کرد و به قول خودش «بانک را کشت» و گامی مؤثر در جهت دموکراسی و حقوق مردم آمریکا برداشت، ۳ خدای تمدن غرب یعنی خانواده‌ی راکفلرها، روچیلدها و مورگان‌ها تصمیم گرفتند که برای چاپ پول نهادی خصوصی ایجاد کنند تا دیگر دولت نتواند در آن دخالت کند. درنتیجه فدرال رزرو را راه‌اندازی کردند. فدرال رزرو یک‌نهاد خصوصی است و تحت فرمان هیچ ارگان دولتی و حکومتی قرار ندارد. هر بار که اعتراضات علیه سیاست‌گذاری‌های منفعت طلبانه‌ی فدرال رزرو بالا می‌گیرد، خیلی راحت مقامات آن اعلام می‌دارند که ما یک ارگان خصوصی هستیم و ملزم به رعایت دستورات و قوانین هیچ‌کس حتی دولت و کنگره نیستیم!

دسته‌ها
استراتژیک تحلیلی دکترینال رویکرد مطالب برگزیده مقالات

مکاتب امنیتی؛ دکترین امنیتی اسرائیل در مقابله با تهدیدات

روی‌کرد امنیتی، متضمن «ثبات» و «بقای» یک سیستم، جامعه و یا حکومت است. همان گونه که دانش پزشکی، متولی تأمین ثبات و بقای جسم انسان است، «امنیت»  حاصل توازن «تهدید» و «آسیب» است. این توازن را باید در میدان کنش امنیتی رقم زد که متأثر از میدان کنش قدرت است.

 

دکترین امنیت

میدان تولید قدرت، چهار گزاره ی اساسی دارد: ضعف و قوت، احتیاج و اراده. دکترین قدرت مبتنی بر چهار گزاره ی مزبور شکل می گیرد.
دکترین امنیت نیز در میدان کنش امنیتی، بر چهار مؤلفه استوار است:
تهدید:در میدان کنش امنیتی، تهدید به گزاره ای اطلاق می شود که به نحوی ثبات و بقای سیستم را دچار اختلال نماید. در امنیت اقتصادی تهدیداتی که یک نظام حکومتی اعم از مؤلفه ای چون سرزمین را هدف قرار می دهند مورد بررسی قرار می گیرند.
آسیب  آسیب به «روند» ایجاد اختلال در یک سیستم توسط عامل تهدیدکننده اطلاق می شود. آسیب شناسی  شناخت روند ایجاد اخلال عوامل تهدیدکننده ی سیستم را شامل می گردد.
فشار:نیرویی که به سیستم وارد می شود و طاقت و توان آن را به چالش می کشد به گونه ای که حیات و ثبات و بقای آن را با خطر مواجه می سازد.
فرصت:عاملی است که در زمان، موجب شرایط موافق سیستم می شود.

C043_P011

 

مکاتب امنیت

برهم کنش میدان «تولید قدرت» و میدان «کنش امنیتی» چهار مکتب امنیتی را پدید می آورد:

 

مکتب آسیب محور 

در این مکتب، مبتنی بر نقاط قوت سیستم، اصالت بر تلاش برای پوشاندن آسیب است، و نه از میان برداشتن تهدید. به عبارت دیگر، تهدید، ثابت فرض شده و سعی بر دگرگون کردن و کاهش ضریب آسیب پذیری سیستم است. کشور شاخص این مکتب، روسیه است، این کشور به عنوان وسیع ترین کشور دنیا در طول تاریخ، جنگ های متعددی داشته است که در سه جنگ اصلی با پروس، فرانسه و آلمان در زمان فردریک کبیر، ناپلئون بناپارت و هیتلر با دکترین امنیتی مکتب نخست توانسته به پیروزی نائل شود. پهناوری سرزمینی و زمستان سرد روسیه، سبب گردید علی رغم پیش روی ارتش های دشمن در این کشور، آسیبی به بقای آن وارد نشود.

C043_P012

 

مدل این مکتب در میان جانوران، لاک پشت است که در مواجهه با تهدید، به مقابله نمی پردازد بلکه آسیب خود را در برابر آن تهدید کاهش داده است. لاک پشت، با دارا بودن پوسته و لاک استخوانی یا غضروفی به عنوان محافظ، در برابر حمله ی سایر حیوانات با پوشاندن آسیب خود، به دفاع می پردازد.

C043_P013

 

 مکتب تهدیدمحور

در مکتب دوم امنیت، آسیب در درون امکان کاهش ندارد، بلکه باید تهدید را در بیرون خنثی نمود.
قوم یهود در مناسبات امنیتی، شاخص این مکتب، محسوب می شود. نبود عمق استراتژیک سرزمینی در فلسطین اشغالی (وسعت سرزمینی بسیار کوچک در حد استان ایلام کشور ایران)، سبب می گردد دولت اسرائیل با اتکای به مکتب دوم امنیتی، این اجازه را برای خود متصور باشد که با هر تهدیدی در سراسر دنیا، حتی در حالت بالقوه، نه حتی بالفعل آن تهدید، به مقابله برخیزد. کشتن بی رحمانه ی کودکان و زنان به دلیل این که تهدیدی بالقوه برای اسرائیل محسوب می گردند از توجیحات این مکتب امنیتی برای اسرائیل محسوب می گردد.

C043_P019

 

 

بنابراین از یک طرف وعده ی نابودی فلسطینیان در اسناد بالادستی یهود و تهدید یهود به وسیله ی نسل کنونی و نسل آینده ی فلسطینیان از طرف دیگر، اسرائیل را بر آن می دارد عوامل تهدیدات بالفعل یعنی مردان جوان و پیر و تهدیدات بالقوه یعنی زنان و کودکان و نوجوانان را با شدت هر چه تمام تر نابود سازد.

IMG14584763

 

مکتب فرصت محور

در این مکتب، ابتدا تهدید را برآورد نموده و سپس آن را تبدیل به فرصت می-نمایند.
تشدید باران، اگرچه با ایجاد سیل می تواند سبب تخریب گسترده در مسیر رود شود، اما بشر با ایجاد بند و سد بر روی رودخانه ها توانسته است نه تنها تهدید سیل را از میان بردارد، بلکه آن را تبدیل به فرصت ذخیره ی آب جهت کشاورزی، و حتی تولید برق نماید. زهر و سم موجود در مار و عقرب نیز، بر مبنای اصالت تبدیل تهدید به فرصت، پایه و اساس ساختن پادزهر را تشکیل می دهد.

 

C043_P023
دولت ایالات متحده ی آمریکا، شاخص و الگوی مکتب اصالت فرصت به شمار می آید. در دوره ی مک کارتیسم در ایالات متحده، که کمونیسم به عنوان تهدید شماره یک محسوب می شد، دولت آمریکا با جذب افراد مخالف دولت شوروی با ملیت روسی که حتی واجد گرایش چپ نیز بودند، توانست یک دیپلماسی بسیار قوی علیه شوروی ایجاد کند، در صورتی که دولت شوروی در این امر بسیار ناتوان بود.

 

us-human-right

 

 

مکتب موقعیت محور

مکتب چهارم امنیتی، مکتب اصالت موقعیت یا وضعیت است که برخلاف مکتب سوم، درون گراست.
صدف نرم تنی است که واجد دو کفه ی محافظتی بوده و بر سطح کف آب های شور زندگی می کند، هنگامی که ذرات شن، ماسه و یا هر جسم خارجی سختی وارد کفه-های محافظ این موجود شود، نرم تن شروع به ترشح کربنات کلسیم به صورت کریستال می کند تا این تهدید را از میان بردارد، لایه های این ماده در اطراف جسم خارجی یکی از گرانبهاترین جواهرات یعنی مروارید را پدید می آورد. این گوهر، که از جوهر صدف به وجود آمده است، ارزش صدف را هزاران برابر می کند.

 

 

در مکتب چهارم، امنیت از طریق تبیین تهدید، و مصادره و هضم آن در اصالت سبب رقم می خورد. این مکتب، مدل امنیتی انحصاری ایران و اسلام است.  در این جنگ کنونی اسرائیل با مردم غزه جمهوری اسلامی ایران با حمایت از مردم فلسطین که اتفاقا سنی مذهب اند توانست قاطبه ی این مردم را با تفکر مقاومت در برابر طاغوت و مفهوم نصرت الهی آشنا سازد و به نوعی عمق استراتژیک ایران را در کیلومترها دورتر از مرزهای کنونی تعریف نماید. از این رو نیز به این جنگ Proxy War یا جنگ نیابتی گفته می شود به این معنا که اسرائیل اگر بتواند مردم فلسطین و غزه را شکست بدهد می تواند به موضوع حمله به کشور ایران نیز در آینده بیندیشد.

C043_P030

 

 

خطبه ۲۷ نهج البلاغه امیر مؤمنان علی علیه السلام

 

۵-۱ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَهُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِیقَهُ فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصْفَ
امّا بعد، بی‏تردید جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند به روی ویژگان از دوستانش برگشوده است. آری، جهاد لباس برازنده پاکدامنی و پرهیزکاری، و زره امان بخش الهی، و سپر محکم اوست. آن کس که از جهاد بگریزد خداوند تن‏پوش ذلّت بر او پوشانَد، و در طوفان فتنه و بلا سقوط کند، و در زیر چکمه فلاکت خرد و زبون شود، و عقل خود را از دست دهد، و به کیفر فرار از جبهه، حق از او روی گردانَد، و سختی و مشقّت بر او فرود آید، و عدالت از او روی بر تابد.

 

۵-۲  أَلَا وَ إِنِّی قَدْ دَعَوْتُکُمْ إِلَى قِتَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَیْلًا وَ نَهَاراً وَ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ قُلْتُ لَکُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ یَغْزُوکُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا فَتَوَاکَلْتُمْ وَ تَخَاذَلْتُمْ حَتَّى شُنَّتْ عَلَیْکُمُ الْغَارَاتُ وَ مُلِکَتْ عَلَیْکُمُ الْأَوْطَانُ
آگاه باشید که من شب و روز، و آشکار و نهان شما را به نبرد با اینان فراخواندم و گفتم پیش از آنکه به جنگتان آیند به جنگشان روید. به خدا سوگند، مردمی که در خانه‏هاشان نشینند تا دشمن به سراغشان آید، قطعاً ذلیل و خوار شوند. شما آن قدر امروز و فردا کردید و به این و آن پاس دادید تا سیل غارتگران، شما را درنوردید و شهرتان سقوط کرد.

 

۵-۳ وَ هَذَا أَخُو غَامِدٍ قَدْ وَرَدَتْ خَیْلُهُ الْأَنْبَارَ وَ قَدْ قَتَلَ حَسَّانَ بْنَ حَسَّانَ الْبَکْرِیَّ وَ أَزَالَ خَیْلَکُمْ عَنْ مَسَالِحِهَا وَ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ کَانَ یَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَهِ الْمُسْلِمَهِ وَ الْأُخْرَى الْمُعَاهَدَهِ فَیَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلْبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رِعَاثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالِاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِینَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ کَلْمٌ وَ لَا أُرِیقَ لَهُ دَمٌ فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ کَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً
اینک لشکر معاویه به سرکردگی مرد «غامدی» به «شهر انبار» درآمده و «حسّان بن حسّان» فرماندار مرا کشته و سپاهیان شما را از مرزها گریزانده است. به من خبر رسیده که بعضی از لشکریان دشمن بر زنان مسلمان و دیگر زنانی که در پناه دولت اسلامند، هجوم برده و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره آنان را به یغما برده‏اند، و هیچ مردی یاور و مدافع آنها نبوده جز ناله و التماس آنان به دشمن. آنگاه غارتگران باد به غبغب افکنده و بی‏آنکه کشته و مجروحی بر جای گذارند، باز گشته‏اند. اگر مرد مسلمانى پس از این رسوایى از اندوه بمیرد، نه تنها نباید ملامتش کرد بلکه مرگ را سزاوارتر است.

 

۵-۴ فَیَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ یُمِیتُ الْقَلْبَ وَ یَجْلِبُ الْهَمَّ اجْتِمَاعُ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقُکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ فَقُبْحاً لَکُمْ وَ تَرَحاً حِینَ صِرْتُمْ غَرَضاً یُرْمَى یُغَارُ عَلَیْکُمْ وَ لَا تُغِیرُونَ وَ تُغْزَوْنَ وَ لَا تَغْزُونَ وَ یُعْصَى اللَّهُ وَ تَرْضَوْنَ فَإِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّیْرِ إِلَیْهِمْ فِی أَیَّامِ الْحَرِّ قُلْتُمْ هَذِهِ حَمَارَّهُ الْقَیْظِ أَمْهِلْنَا یُسَبِّخْ عَنَّا الْحَرُّ وَ إِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّیْرِ إِلَیْهِمْ فِی الشِّتَاءِ قُلْتُمْ هَذِهِ صَبَارَّهُ الْقُرِّ أَمْهِلْنَا یَنْسَلِخْ عَنَّا الْبَرْدُ کُلُّ هَذَا فِرَاراً مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ (فَإِذَا کُنْتُمْ مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ تَفِرُّونَ) فَأَنْتُمْ وَ اللَّهِ مِنَ السَّیْفِ أَفَرُّ
اى شگفتا، به خدا سوگند، که همدست بودن این قوم با یکدیگر با آنکه بر باطل اند و جدایى شما از یکدیگر با آنکه بر حقید دل را مى میراند و اندوه را بر آدمى چیره مى سازد. وقتى مى نگرم که شما را آماج تاخت و تاز خود قرار مى دهند و از جاى نمى جنبید، بر شما مى تازند و شما براى پیکار دست فرا نمى کنید، مى گویم، که اى قباحت و ذلت نصیبتان باد! خدا را معصیت مى کنند و شما بدان خشنودید. چون در گرماى تابستان به کارزارتان فراخوانم، مى گویید که در این گرماى سخت چه جاى نبرد است، مهلتمان ده تا گرما فروکش کند و چون در سرماى زمستان به کارزارتان فراخوانم، مى گویید که در این سورت سرما، چه جاى نبرد است مهلتمان ده تا سورت سرما بشکند. این همه که از سرما و گرما مى گریزید به خدا قسم از شمشیر گریزانترید.

 

۵-۵ یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ مَعْرِفَهً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً قَاتَلَکُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِی قَیْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِی نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَیَّ رَأْیِی بِالْعِصْیَانِ وَ الْخِذْلَانِ حَتَّى قَالَتْ قُرَیْشٌ إِنَّ ابْنَ أَبِی طَالِبٍ رَجُلٌ شُجَاعٌ وَ لَکِنْ لَا عِلْمَ لَهُ بِالْحَرْبِ لِلَّهِ أَبُوهُمْ وَ هَلْ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَشَدُّ لَهَا مِرَاساً وَ أَقْدَمُ فِیهَا مَقَاماً مِنِّی لَقَدْ نَهَضْتُ فِیهَا وَ مَا بَلَغْتُ الْعِشْرِینَ وَ هَا أَنَا ذَا قَدْ ذَرَّفْتُ عَلَى السِّتِّینَ وَ لَکِنْ لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاعُ
اى به صورت مردان عارى از مردانگى، با عقل کودکان و خرد زنان به حجله آرمیده، کاش نه شما را دیده بودم و نه مى شناختمتان. این آشنایى براى من، به خدا سوگند، جز پشیمانى و اندوه هیچ ثمره اى نداشت. مرگ بر شما باد، که دلم را مالامال خون گردانیدید و سینه ام را از خشم آکنده ساختید و جام زندگیم را از شرنگ غم لبریز کردید و با نافرمانیهاى خود اندیشه ام را تباه ساختید. تا آنجا که قریش گفتند: پسر ابوطالب مردى دلیر است ولى از آیین لشکرکشى و فنون نبرد آگاه نیست خدا پدرشان را بیامرزد! آیا در میان رزم آوران، رزمدیده تر از من مى-شناسند، یا کسى را که پیش از من قدم به میدان جنگ نهاده باشد؟ وقتى که من به آوردگاه مى رفتم ، هنوز به بیست سالگى نرسیده بودم و حال آنکه ، اکنون از شصت سالگى برگذشته ام. آرى، کسى را که از او فرمان نمى برند چه رأى و اندیشه اى تواند بود.

 

به راستی اگر اهل سنت را اطاعت از اندیشه ی علی ابن ابی طالب علیه السلام بود این چنین امروز به خاک مذلت می نشستند؟! مردم فلسطین با دانستن تنها دو مؤلفه در اندیشه ی یهود:
•    عقبه ی توراتی غصب سرزمین فلسطین، دشمنی با آنان و نابودی تمام فلسطینیان
•    دکترین امنیتی اسرائیل در نابودی تهدیدات بالقوه و بالفعل

128

 

۱-    نباید ۶۶ سال زیر چکمه های ظلم اسرائیلی ناموس خود و زن و فرزندشان به خاک و خون کشیده می شدند و ذلت و خواری به سراغشان می آمد.
باید بدانند:
۲-     جنگیدن در خانه و خاک خودی جز فلاکت و نابودی برای نسل و جمعیت ثمره ی دیگری نخواهد داشت.
۳-    اختلاف و تفرقه میان گروه های مختلف موجب امتیازدهی بیشتر به دشمن اسرائیلی گردیده است.
۴-    تنها پذیرفتن ولایت یک امام دانا می تواند یک ملت را متحد گرداند که از خصوصیات منحصر به فرد شیعه است.
۵-    اندیشه ی مقاومت که اکنون در میان گروه های مختلف فلسطینی و مردم آن رسوخ نموده همچنین تغییر استراتژی در جنگ از پدافندی به آفندی حتی در جنگ های نابرابر حاصل تفکر علی واری است که از ایران شیعه به آنان هدیه شده است.
۶-    اعتماد به وعده های الهی و نه اعراب خیانتکار در سایه ی اطاعت از یک ولی، پیروزی را حتی در بدترین شرایط و با تحمل بیشترین خسارات به دنبال خواهد داشت. زیرا که:کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرینَ (۲۴۹- بقره)
چه بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن الهی غلبه نمایند و خداوند با صبرکنندگان است.

منبع:  پژوهشکده عفاف

ویرایش شده توسط باشگاه استراتژیست‌های جوان

 نوشته‌ی خانم هاله اسماعیل‌نژاد