دسته‌ها
آینده‌شناسی تبیینی تحلیلی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی فضای سایبر مطالب برگزیده مقالات

درآمدی بر زندگی دوم

مقدمه

تاریخ بشر در هر دوره با پدیده‌های تکنولوژیک جدیدی مواجه شده است کـه هـر یـک در زمـان خـود تحولاتی را ایجاد کرده‌اند. این تحولات عمدتاً در راستای تسهیل زنـدگی بشـر و افـزایش توانمندی‌های وی ارزیابی شده است. دوره‌ی اخیر نیز از این روند مستثنا نیست، اما آنچـه انکارناپـذیر اسـت، رشـد پرشتاب و سرعت این تحولات تکنولوژیک است که باعث شده است هر پدیده پـیش از آنکـه بـه طـور درست شناخته شود و کاربرد آن در تسهیل زندگی فرد بررسی شود تبدیل به یک نیاز اصلی شـده و بـه سبک زندگی وی شکل تازه‌ای بدهد.

دسته‌ها
انتقادی روان‌شناسی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

فست‌فودهای روان و پیامدهای آن

FAST-FOOD یا غذای سریع به شکل امروزی آن در حدود ۹۵ سال پیش در هفتم جولای ۱۹۱۲ در آمریکا متولد شد. نخستین رستوران به نام «اتومات» در نیویورک کار خود را آغاز کرد و پس از ۲۰ سال «وایت کسل» روی کار آمد. اما در سال ۱۹۴۰ «مک دونالد» روی کار آمد و برادران مک و دیک آن را به کلمه‌ای مترادف فست‌فود تبدیل کردند چرا که به سریع‌ترین زمان ممکن قادر بود همبرگر و سیب‌زمینی را به دست مشتریان برساند. اما استفاده از موادی که غذاها را تازه نگه دارد و استفاده از چربی‌ها و ادویه‌جات برای خوش‌مزه کردن غذاها برای مشتریان و سرعت بالای تهیه غذا و کهنه شدن آن‌ها سبب شد که همگان نسبت به مضر بودن غذاهای فست‌فودی اعتراف کنند و بسیاری از کارشناسان سلامت و بهداشت نسبت به آسیب‌رسان بودن این غذاها اعتراض نمایند. چاقی، کمبود برخی ویتامین‌های اساسی، اختلال در دستگاه عصبی نظیر سردردها، مشکلات پوستی همچون خارش، ضایعات موضعی پوستی و کهیر، اختلال در دستگاه تنفس همچون سرفه، آسم، پولیپ‌های بینی و اختلالات تنفسی و بسیاری از موارد دیگر از مضرات فست‌فودها برشمرده شد.

دسته‌ها
تحلیلی رویکرد سبک زندگی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

مرثیه‌ای برای یک سبک زندگی

هر ملتی به گونه‌ای خاص می‌اندیشد و به همان‌گونه که می‌اندیشد زندگی می‌کند. در واقع می‌توان این‌گونه پنداشت که انسان، «معرفتی» دارد. آن معرفت، «جهان‌بینی» او را شکل می‌دهد و انسان با آن جهان‌بینی نسبت به چیزهای اطرافش می‌اندیشد، عمل می‌کند و در نهایت «سبک زندگی» را به وجود می‌آورد. همچنین در ابتدای تاریخ، زمانی که گروهی از انسان‌ها به واسطه‌ی نقاط مشترکشان گرد هم آمدند و اجتماع را پدید آوردند، آن اجتماع مبتنی بر فکری بنا شد که از معرفت یکایک آن مردم سرچشمه می‌گرفت. شیوه‌ی فکر کردن هر ملت پیامدهای مهمی در سرنوشت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حتی نظامی آن دارد. در واقع جایگاه بین‌المللی ملت‌ها را طرز تفکر آن‌ها تعیین می‌کند، نه آن‌طور که موعظه می‌کنند و یا ثروت‌های طبیعی دارند. شکل‌گیری یک سبک زندگی در جامعه به معنای این است که هرچیزی اعم از: فکر کردن، آداب و رسوم، تحصیل، معاش،‌ کار کردن، جنگیدن، ورزش کردن و … در چهارچوب آن سبک زندگی قرار دارند. ژاپنی‌ها از جمله مردمانی هستند که توانسته‌اند به سبک زندگی منطبق بر معرفت ثنویتی خود رسیده و علاوه بر آن،‌ ساختارهایی را درونش شکل دهند که حتی در دورانی که دیگر «روح ژاپنی» از بین رفته باشد، همچنان بتواند برخی از آداب و ارزش‌های روح ژاپنی را در خود حفظ کنند. برخی از ساختارهای شکل گرفته در سبک زندگی ژاپنی این قابلیت را دارد که به دیگر سرزمین‌ها منتقل شده و همان آداب و ارزش‌ها را در آن جوامع ترویج کند. در این یادداشت به یکی از این ساختارها می‌پردازیم: ورزشِ کاراته.

دسته‌ها
بازی تحلیل رسانه سینمای استراتژیک

زندگی در زندگی

زندگی در زندگی

چکیده

تاریخ بشر در هر دوره با پدیده‌های تکنولوژیک جدیدی مواجه شده است که هریک در زمان خود تحولاتی را ایجاد کرده‌اند؛ این تحولات عمدتاً در راستای تسهیل زندگی بشر و افزایش توانمندی‌های وی ارزیابی شده است. دوره اخیر از این روند مستثنی نیست، فضای سایبر (Cyber Space) به عنوان یک قابلیت تکنولوژیک برای سهولت زندگی بشر در اختیار او قرار گرفته، محصول امروزه آن زندگی دوم است؛ زندگی‌ای که بشر با گذراندن هزاران ساعت وقت در این فضا، به عنوان یک رقیب برای زندگی عادی او تلقی می‌شود. اما آنچه انکارناپذیر است رشد پرشتاب و سرعت این تحول تکنولوژیک است که باعث شده این پدیده پیش از آنکه به طور درست شناخته شود و کاربرد آن در تسهیل زندگی فرد بررسی شود تبدیل به یک نیاز اصلی شود و به سبک زندگی وی شکل تازه‌ای بدهد. شناخت «زندگی دوم» که خاستگاه فلسفی آن در فلسفه‌ی اومانیستی غرب است از این حیث حائز اهمیت است که در تقابل و تعارض با سبک زندگی اسلامی است. در این مقاله تلاش شده است تا جای ممکن، خاستگاه هر دو سبک زندگی، مورد مداقه قرار گیرد.

دسته‌ها
انتقادی بازی بیع و اقتصاد رویکرد سینمای استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

بازی با طعم طمع؛ نقد بازی subway surfers

subway surfers عنوان یک بازی در سبک runner (دونده) روی پلتفرم‌های اندروید و اپل بوده که در سراسر جهان، روی تبلت‌ها و تلفن‌های همراه بسیار فراگیر شده است. subway surfers ماجرای کاراکتری است که روی دیوار مترو با اسپری نقاشی کرده و پلیس او را تعقیب می‌کند. حال گیمر باید از دست پلیس در ریل‌های مترو فرار کرده و سکه جمع کند. گیم پلی این بازی در متروی پایتخت‌های مهم دنیا رقم می‌خورد. به این شکل که هر نسخه از این بازی در فضای یکی از شهر‌های توکیو، پاریس، مسکو، لندن و.. ساخته شده است و گیمر را وارد معماری و فضا‌های دیدنی هریک از این پایتخت‌ها می‌کند.

مدت‌‌هاست که بازی‌های پلتفرم‌های موبایل به‌سمت شبکه‌های اجتماعی روی آورده‌اند و این امکان را برای گیمر‌ها فراهم کرده‌اند که هر نفر زمانی که به یک رکورد جدید در بازی می‌رسد، آن رکورد را به اسم خود در شبکه‌های اجتماعی منتشر کند. این امکان جدید در بازی‌های موبایل باعث افزایش حس رقابت در این‌گونه از بازی‌ها شده است. و خلا قصه و جذابیت‌های دیگر را در این بازی‌ها پر کرده است.
نکتۀ بسیار مهم در این بازی ساده، آن مدل یا شیوۀ زندگی است که subway surfers   به مخاطبش نشان می‌‌دهد. مدلی که در آن، فرار آغاز راه پیروزی است. این فرار، گریز از مجازات یک جرم کوچک را نشان می‌دهد که سرانجامی ‌خوش دارد. سرانجامی ‌پر از سکه‌های طلا و پیروزی‌های پی‌درپی؛ به‌طوری‌که گیمر هرچه بیشتر از جرمش فرار کند پیروزی‌های بیشتری را به‌دست می‌آورد و این تعقیب و گریز جذاب، موجبات به‌دست‌آوردن سکه‌های بیشتر و رکورد‌های جدید‌تر را فراهم می‌کند.
البته خود بازی هم در این گریز گیمر را همراهی می‌کند و وسایل و ابزار‌های کارآمد‌تری برای فرار راحت‌تر را در اختیار گیمر قرار می‌دهد. ابزار‌های جذابی که هرکدام می‌توانند لذت این گریز را بیشتر و بیشتر توجیه کنند.
حال با این مقدمه می‌توان بر نقطۀ عطف محتواییsubway surfers  دست گذاشت. گیمر از لحظه‌ای که دست به این فرار جذاب می‌زند، گویی مسیر زندگی‌اش را آغاز می‌کند. اینجا باید گفت که در بازی‌های رایانه‌ای، از لحظه‌ای که روند بازی به‌دست مخاطب می‌افتد، زندگی جدید مخاطب در قاب مانیتور شروع می‌شود. با این تعریف درمی‌یابیم که آغاز زندگی گیمر در این بازی با دو اتفاق مهم همراه است.

دویدن؛ در بازی‌‌های رایانه‌ای و اساساً در هنر‌های نمایشی، دویدن نماد حرکتی است به‌سوی به‌دست‌آوردن یک مقصد که مقتدای آن اثر است. سکه جمع‌کردن که در سبک runnerمهم‌ترین ارزش محسوب می‌شود.

با‌توجه‌به این تعریف که هنر در ذات خود تولید‌کنندۀ حس و انتقال‌دهندۀ آن است، می‌توان گفت که در subway surfers  دویدن به‌سوی مقتدایی به‌نام سکه‌های طلا این حس را به مخاطبان و گیمر‌های خود و به‌خصوص کودکان و نوجوانان انتقال می‌دهد که زندگی چیزی نیست به جز فرار و دویدن به‌سوی پول. این حس که در این بازی شکل می‌گیرد، به انسان‌ها در سنین پایین آموزش می‌دهد که بی محابا باید به‌سوی پول دوید و هر مانعی را که روبه‌روست باید از میان برداشت تا حس طمع انسان برای به‌دست‌آوردن پول و رکورد‌های جاه‌طلبانۀ او بیشتر ارضا شود.

غالباً گیمر هرچه بیشتر بازی‌های این سبک را بازی می‌کند حس طمع‌اش بیشتر غلیان می‌کند و بیشتر برای دویدن به‌سوی سکه عجله می‌کند و بیشتر بی‌محابا مترو‌های پایتخت‌های دنیا را طی می‌کند که زودتر به رکورد‌های بیشتر و کاراکترهای جدیدتر برسد.

حال دوباره برگردیم به موضوع شیوع این بازی‌ها در شبکه‌های اجتماعی و امکانی که این بازی‌ها برای منتشرکردن رکورد‌ها در شبکه‌های اجتماعی فراهم کرده‌اند. این عطش و طمعی که این دست از بازی‌های موبایل برای گیمر‌ها آفریده‌اند با انتشار در شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توئیتر و گوگل پلاس و… چند برابر می‌شود؛ به‌طوری‌که در آینده‌ای نه چندان دور به بخشی از خرده‌فرهنگ گیمری تبدیل می‌شود و تأثیرات عمق آن در سال‌های دور و در زندگی آیندۀ گیمر‌های کودک و نوجوان دیده خواهد شد. این نوع تأثیر‌گذاری‌های درازمدت فقط در آثار نمایشی و به‌طور خاص در مدیوم‌های جدید هنر تأثیرات عمقی گذاشته و قادرند در یک نسل به خرده‌فرهنگ و اخلاق تبدیل شوند. پس توجه به راه و روش زندگی که این آثار نمایشی و به‌طورخاص آن، بازی‌های رایانه‌ای به کودکان و نوجوانان آموزش می‌دهند، موجب تصحیح و سم‌زدایی آن‌ها برای نسل آینده می‌شوند.

نوشته‌ی آقای علی ساعدی

منبع: متن زندگی

دسته‌ها
یادداشت‌ها

جامعه مدنی، ضد جامعه اسلامی …

جامعه مدنی به مجموعه نهاد ها، اشخاص اصلی و حکمی، شخصیت های ملی، روحانیون متنفذ و روشنفکران فعالی اطلاق می گردد که خارج از تشکیلات دولت، در راستای تحقق اهداف مردم، خدمت به مردم و دفاع از حقوق مردم عمل نمایند. بعضی ها ارگان های دولت را نیزجز نهاد های جامعه مدنی میدانند. هگل که یکی از متفکران مهم نظام فکری غرب محسوب می شود و یکی از منادیان اصلی جامعه مدنی ست ، دادگاه ها، پولیس و ادارات را هم اجزای جامعه مدنی می شمارد و هم اندام های دولت می پندارد و معتقد است که کارکرد این ها می تواند دوگانه باشد، وقتی در خدمت منافع شخصی و خصوصی اند جزء جامعه مدنی و وقتی در خدمت همبستگی اجتماعی هستند و در رفاه افراد اجتماع حایز اهمیت اند، اجزا دولت به حساب می آیند.
جامعه مدنی، جامعه ای بظاهر قانونمند است که با لیبرالیزه شدن اقتصاد، سیاست و فرهنگ برقرار می گردد.

کشورهایی که توانسته اند به چنین مدینه ای دست یابند، شامل ایالات متحده آمریکا، فرانسه و بریتانیا بوده، کشورهای سرمایه داری دیگر یا در رسیدن به آن نزدیک اند و یا در فاصله‌ی دورتری در هوس رسیدن به آن تقلا می نمایند.
اما جامعه مدنی همواره با شعار های ، دموکراسی لیبرال، اقتصاد بازار، آزادی بیان، آزادی رسانه ها، برابری حقوق زن و مرد، آزادی احزاب، مبارزه با هر نوع خشونت، کمیسیون های حقوق بشر و عدالت خواهی ، فعالیت گسترده انجو ها یا موسسات غیر دولتی از مشخصات و نهاد های کاری این جامعه بوده که در نظارت از دولت قرار دارند.
با توجه به این که غرب و بخصوص آمریکا که سدر نشین جامعه مدنی می باشد این سوال پیش خواهد آمد که چرا همچنان بی قانونی ها بیداد میکند و سن خشونت روز بروز کاهش و درصد آن بالا تر میرود. بیشترین خشونت های جنسی ، جنبش های ضد سرمایه داری و ۹۹ درصدی ، و بالاترین درصد کارتون خواب ها و جیب برها رو در گوشه و کنار این کشور ها میبینیم … ؟

بعد از آنکه اروپا با انقلاب بورژوازی، دوران فیودالی را زیر پا گذاشت، تئوری جامعه مدنی به طور جدی مطرح گردید، مخصوصاً در دهه هشتاد میلادی که تئوریسن های بورژوازی در غرب، ضعف اقتصادی اتحاد شوروی و فروپاشی آنرا پیشبینی نمودند، جامعه مدنی، مخصوصاً برای کشور های جهان سوم به عنوان بدلی در برابر جامعه سوسیالیستی مطرح گردید و چون جامعه مدنی به طول حیات بشر ماندگار خوانده شد، فرانسیس فوکویاما پایان تاریخ را اعلام نمود!! که جز جاودان خوانده شدن بورژوازی و فراخوانی بشر به تابعیت از آن چیز دیگری نمی باشد. انقلاب اسلامی و تئوری جامعه بی طبقه ی توحیدی که از سوی تئوریسن های اسلامی، به ویژه امام خمینی ، امام جمهوری اسلامی ایران   مطرح  شد، که صد درصد مقابل جامعه مدنی بود ، و با آن بر سر همین موضوع سال هاست که در تقابل هستند. اگر شعار های جامعه مدنی را برسی کوتاه کنیم میبینیم که نه دین عمومی و نوع فرهنگ منطقه ای مطرح نمیشود و در واقع یک جامعه لیبرالیسم که حیا ، عفت عمومی ، آموزه های دینی ، مُحرمات ، قناعت ، ایثار و هیچ یک از مولفه های جامعه اسلامی را ندارد . حال باز شاید سوال پیش آید که نا هنجاری های موجود در غرب در محدوده جمهوری اسلامی نیز به چشم می خورد .

باید توجه داشته باشیم که که جمهوری اسلامی همواره دچار ضعف های بوده و هست که ناشی از فاصله داشتن از نظام فکری اسلام ناب بوده که مردم و دولت باید به آن توجه داشته باشند. برای مثال : از سویی ما میگوییم تمع و زیاده خواهی عامل اصلی فساد مالی ست در حالی که تبلیغات رسانه ای ما دقیقا نقطه مقابل قناعت یعنی همان زیاده خواهی می باشد و ما خود زیاده خواهی را درون جامعه تزریق میکنیم . و از این قبیل مثال ها …

و باز باید توجه داشته باشیم که اصل نظام فکری جامعه اسلامی بر پایه اخلاق عمومی می باشد اماجامعه مدنی یک زندگی انحصاری و بی روح و اخلاق عمومی را معرفی می کند .

البته دلایل دیگری هم دارد ؛ متعسفانه از ابتدای پیروزی تا به الان ، برخی خواص و مسولان انقلاب اسلامی ایمان به نظریه ها و مبانی فکری جامعه اسلامی نداشته و مروج عملی جامعه مدنی بوده و هستند که تبعات آن در جامعه دیده می شود .

و در واقع ما همچنان به ایدآل جامعه اسلامی دست نیافته ایم ولی وظیفه ما بعنوان شهروند جامعه اسلامی این است که تلاش خود را در راستای تحقق جامعه اسلامی به حد اعلا برسانیم . هرچند مدینه فاضله مد نظر اسلام تحقوق نمی یابد جز در دوران ظهور عام مهدی موعود عجل الله فرجک

و در پایان باید صمیمانه به دلسوزان اعتلا و پیشبرد فرهنگ جامعه و اهل رسانه عرض کنم که خود را بیش از قبل با مبانی فکری جامعه اسلامی آشنا سازند و مروج سبک زندگی غیر اسلامی ایرانی نباشند.

امام صادق (علیه السلام):
نَحنُ وشیعَتُنا حِزبُ اللّه‏ِ، وحِزبُ اللّه‏ِ هُمُ الغالِبونَ
ما و شیعیان ما حزب خداوند هستیم و این حزب الله است که پیروز است.

توحید صدوق، ص۱۶۶

محمد عباسیان

دسته‌ها
انتقادی بیع و اقتصاد رویکرد مقالات

تبلیغات بورژوایی «میلیونر شو!»

میلیونر صفتی بود که در اروپای قرن هجدهم به قشر و طبقه‌ای از افراد جامعه گفته می‌شد که در جریان ظهور و بروز و رشد جریان مالی و بانک‌داری در اوایل دوره‌ی مدرن گام‌های کسب ثروت و سرمایه را با روحیه‌ی سوداگری[۱] و فرهنگ بورژوازی[۲] طی کرده بودند و به نوعی متمولین و متمتعینی محسوب می‌شدند که پس از گذران سختی‌ها و مرارت موجود در دوره‌ی قرون وسطی وجنگ‌ها و غارت‌های درون‌تمدنی اروپای آن روز، اکنون با پیدایش ابزار و خدمات نوین مالی، چاپ اسکناس و ربای سازمان‌یافته‌ی بانکی به چنان ثروتی رسیده بودند که در پول دست و پا می‌زدند؛ دیگر اقشار جامعه به سبب ظهور این افراد در نظام تمدنی غرب آن‌ها را نوکیسگان و تازه به دوران رسیده‌هایی می‌دانستند که دیگر گذشته‌ی خود را نیز به یاد نمی‌آورند و به دنبال رسیدن به تنها هدف خود یعنی کسب پول بیشتر هستند. از این‌رو صفت میلیونر را به آن‌ها دادند؛ این افراد با این صفت از دیگر اقشار جامعه جدا شدند و به واسطه‌ی ظهور ایشان،نظام سرمایه‌گرایی[۳] از آن‌زمان به این سو شکل گرفت و نزج پیدا کرد؛ نظامی که در یک طرف فقیران و در طرف دیگر ثروتمندان را در خود داشت و به‌نوعی همان نظام حاکم و رعیتیِ قرون وسطی بود که اکنون خوانشی مدرن از آن شکل گرفته بود.

با این اوصاف، تبلیغات فرهنگی که امروز از رسانه‌ها در جامعه‌ی خودمان می‌بینیم که به طور مستقیم القای میلیونرشدن را می‌کنند و طمع را برای بهره‌مندی بیشتردر جامعه رواج می‌دهند، چه تعبیری می‌تواند داشته باشد؟

چهارشنبه پولی

پاسخ این سوال را این‌گونه می‌توان داد: با توجه به این‌که جامعه‌ی ما در مرحله‌ی گذار تمدنی است، هدف از این تبلیغات، ترویج تفکر و روحیه‌ی همان افرادی است که در غرب از ۳۰۰ سال گذشته به این‌سو تحت عنوان طبقه‌ای متشکل از میلیونرها ظهور و بروز اجتماعی پیدا کردند و در ویژگی و ابعاد شخصیتی، همان مرفهین ِبی‌دردی هستند که تازه به دوران کنونی انقلاب اسلامی ایران رسیده‌اند و سوداگرانی محسوب می‌شوند که تازه به ابتدای مسیر غربِ ۳۰۰ سال پیش پا نهاده‌اند.

آیا مسئولین فرهنگی هیچ مسئولیتِ اجتماعی در نسبت با این تبلیغاتی که ساختارهای فرهنگی جامعه را دست‌خوش تغییر قرار می‌دهد برای خودشان قائل هستند؟

این‌که مسئولین فرهنگی جامعه از بازتاب تصمیمات و اقدامات خود آگاه هستند یا خیر را نمی‌توان به‌طور دقیق بیان کرد؛ چراکه اگر بگوییم آگاهی ندارند، حمل بر فقدان سواد و علم لازم برای اداره‌ی جامعه در خصوص آن‌ها می‌شود و همان‌طور که حضرت آیت الله جوادی آملی در پیام‌

خود به همایش اقتصاد مقاومتی فرمودند، افرادی که علم به معارف دین ندارند و اداره‌ی اموال و جامعه‌ی مسلمین را به دست می‌گیرند از نظر قرآن سفیه هستند؛ و قطعاً جاهل هم لیاقت و شایستگی اداره‌ی جامعه و در اختیار داشتن مسئولیت را ندارد[۱]. از سویی اگر هم بگوییم که بازتاب کار خود را می‌دانند و هم‌چنان دست به این اقدامات می‌زنند نیز حمل بر اتهامِ خیانت به اسلام، دین و ارزش‌های انقلابی می‌گردد؛ بنابراین، تصمیم‌گیری در این خصوص به عهده‌ی مخاطب گذاشته می‌شود.

اما جامعه‌ی مسلمین باید بداند و آگاه باشد و دائم به خود نهیب بزند که میلیونرشدن، هدفِ این امت نبوده و دامن‌زدن به طمع و کسب سرمایه‌ی بیشتر برای این جامعه هیچ وقت موضوعیت نداشته است.

 

پ.ن

[۱]. «مال عامل قیام یک ملت است؛ آن ‌کسی که سفاهت اقتصادی دارد درایت اقتصادی ندارد، صلاحیّت آن را ندارد که مال را به دست او بدهند، اگر هم هوش اقتصادی دارد و لکن طهارت قُدسی و قداست عقل در او یافت نمی‌شود، اوسفیهاست. سفاهت در فرهنگ قرآن تنها در فقدان نظرنیست، بل‌که بسیاری از افرادند که از نظر علمی، خردمند و پخته و فرهیخته هستند اما از نظر عقل عملی سفیه‌اند. قرآن کریم کسانی را که راهیِ راه ابراهیم خلیلسلاماللهعلیه نیستند سفیه می‌داند: وَ مَنْ یَرْغَب ُعَن ْمِلَّهِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ…»

http://portal.esra.ir/Pages/Index.aspx?kind=1&lang=fa&id=MzE1Nw%3d%3d-4LJ6rFFRF0I%3d