دسته‌ها
انتقادی بیع و اقتصاد یادداشت‌ها

مروری بر ساختار بورس

در حالی که تئوری پردازان غربی  به کرات اعتراف کرده اند که اساس بورس بر قمار و کلاهبرداری است(و البته به آن می­بالند!) باعث تاسف است که عده ای تکنوکرات اعم از مسئولین، استاد، دانشجو و… در ایران اسلامی سعی دارند کلاه برداری و قمار را تئوریزه کرده و علمی جلوه دهند؛ ظاهرا بعد از بانک، این بار نوبت بورس است

کتاب ۴ جلدی و مستند “ترقی پول” دکتر نایل فرگوسن(استاد تاریخ اقتصاد دانشگاه هاروارد و جانشین استراتژیست معروف آمریکا یعنی هنری کسینجر)، فیلم وال استریت ۱(سال ۱۹۸۷) و وال استریت ۲(سال ۲۰۱۰) ساخته الیور استون، فیلم margin call، سریال کره ای midas و… این ادعا را به خوبی ثابت میکند؛ این در حالی است که شعار این فیلم ها طمعو عبارت greed is good و money is God است و این با اقتصاد قرآنی مبتنی بر رزق، بیع، انفاق، برکت و همچنین قناعت کاملا در تضاد است

از ۳ جنبه مختلف یعنی کلاهبرداری، قمار و ربا سازوکار معاملات بورس نامشروع و مورد انتقاد است که به هر یک از آنها جداگانه و در حد این مقال می پردازیم

۱) کلاهبرداری: فرض کنید شما اتومبیلی خریداری کرده اید که ۵۰۰ تومان ارزش دارد؛ بعد از چند ماه با تغییرات بازار(بماند که چگونه تغییرات اتفاق افتاده!) ماشین شما  ۱۰۰۰ تومان ارزش می یابد؛ وقتی شما این ماشین را ۱۰۰۰ تومان بفروشید، خریدار ماشینی خریده است که ۱۰۰۰ تومان ارزش دارد و میتواند آن را ۱۰۰۰ تومان بفروشد (مگر اینکه بنابر اتفاقی، بازار اتومبیل افت کند که این افت قیمت شامل حال همه ماشین ها خواهد شد و اگر فرض کنیم خریدار زیانی کرده، این زیان شامل حال همه خریداران میشود)؛ حال اگر شما با  استفاده از فرمول، نمودار و روشهای علمی نسبتا دقیق پیش بینی کنید که مثلا موتور اتومبیلتان  تا ۳ روز آینده خواهد سوخت و تا قبل از اتمام ۳ روز اتومبیلتان را به همان قیمت ۱۰۰۰ تومان و بدون احتساب هزینه تعمیر موتور، به خریداری بخت برگشته بفروشید، آیا در این صورت کلاهبرداری کرده اید یا خیر!؟ آیا میتوان گفت مشتری خودش باید حواسش جمع باشد!؟

عزیزان میدانند که مبنای تصمیم گیری برای زمان خرید و فروش و میزان خرید و فروش بر اساس نمودارهای قیمت بر حسب زمان است؛ نوسان قیمت سهام، روند(ترند) حرکتی و تکرار تاریخ سه رکن تصمیم گیری با این نمودارها هستند؛ استفاده درست از این نمودار با قطعیت قابل توجهی رفتار آینده سهام را با استفاده از رفتار گذشته آن پیش بینی میکند بنابراین سهامدار تا حدودی میتواند پیش بینی کرده و تصمیم بگیرد؛ یک بورس باز خرد  با تحلیل تکنیکال و با استفاده از نمودار خاص، سهامی را در کف قیمت میخرد؛ با افزایش قیمت سهام در بازار سرمایه(کاری به فرآیند رشد قیمت ندارم که درست است یا نادرست!) او سود میکند؛ ضمنا پیش بینی میکند که تا یک هفته بعد قیمت سهام کارخانه X نزول خواهد کرد؛ بنابراین تا نهایتا  ۶-۵ آینده سهام خود را، تقریبا در اوج قیمت خواهد فروخت و وای به حال سرمایه گذار ساده لوحی که به امید سرمایه گذاری و کمک به تولید کشور، بدون اینکه قدرت تحلیلی داشته باشد سهام را تقریبا در اوج قیمت خریداری میکند در حالی که ارزش سهام ظرف مدت کوتاهی چیزی به مراتب پایین تر خواهد بود؛ به این نکته توجه کنید که فرد بورس باز یا شرکتی که سهامی را عرضه میکند، آیا سهام خود را در زمانی که شرکت همچنان سوده ده است عرضه میکنند؟ قطعا خیر؛ زیرا چنین کاری قاعدتا عقلانی نیست؛ بلکه زمانی سهام را عرضه میکنند که طبق تحلیل، ارزش سهام ظرف چند روز آتی افت خواهد کرد؛ بر همین مبنا سوال دیگری مطرح میکنم: آیا سهام او را یک بورس باز حرفه ای! میخرد یا سرمایه گذار ناشی؟ جواب این است که یک بورس باز حرفه ای قطعا چنین سهامی را نخواهد خرید زیرا همان نمودار و تحلیلی که عرضه کننده را مجاب میکند تا سهامش را هرچه زودتر عرضه کند، دقیقا همان نمودار از خرید این سهم توسط بورس باز حرفه ای جلوگیری خواهد کرد؛ پس کسی این سهام را نخواهد خرید مگر عده ای سرمایه گذار نسبتا ناشی که امیدشان رونق اقتصادی و تولید است غافل ماجرای پشت پرده!

اگر عده ای مدعی هستند که کارگزار کار خرید و فروش سهام را انجام میدهد، باید عرض کنم که از لحظه درخواست برای خرید یا فروش سهام تا اقدام به آن تقریبا ۴ روز کاری طول میشکد که با احتساب تعطیلی پنج شنبه و جمعه، فروشنده یا خریدار تقریبا یک هفته معطل میشود؛ و همه خوب میدانیم که در بورس، یک هفته که هیچ حتی یک روز هم مدت بسیار زیادی برای انتظار است و در این مدت حرفه ای ها سود خود را برده اند و اصطلاحا علی مانده است و حوضش!

قطعا مشتری عادی خودش اجازه خرید و فروش مستقیم سهام را ندارد و از طریق اینترنت فقط میتواند به کارگزار مربوطه فقط تقاضای خرید و فروش را بدهد و از لحظه تقاضای مشتری تا اقدام به آن توسط کارگزار قطعا چند روز طول میکشد؛ اجازه خرید و فروش مستقیم فقط به افرادی داده میشود که آزمون تخصصی بورس را گذرانده باشند که در این صورت به جرگه بورس بازان مورد بحث بنده خوش آمدند!

۲) قمار: قابل ذکر است که این بند با بند قبلی همپوشانی دارد. وقتی من و شما در بازار عادی با هم معامله ای میکنیم، من به شما کالا یا خدمتی را میفروشم؛ اینجا معامله پایاپای وبرابر است زیرا من بابت فروش کالا یا خدمتم سودی کردم و شما هم پولی پرداخت کردید که در واقع ما به ازایش کالا یا خدمت دریافت کردید؛ در اینجا جدای از معامله من و شما، کالایی تولید شده یا خدمتی ارائه شده است که به نفع جامعه است یعنی معامله ما پوچ نبوده است؛در سازو کار قمار من میبرم، شما میبازید؛ من بدون اینکه کار مثبتی کنم سود کردم و شما بدون اینکه چیزی عایدتان شود هزینه کردید؛ به علاوه اینکه در اقدام ما هیچ تولید یا خدمتی ارائه نشده است؛ و بالاخره اینکه معامله ما، معامله با جمع صفر است یعنی من وقتی میبرم که شما باخته باشید یا برعکس
در بورس نیز به جز معدود ایامی از سال که شاخص کل رشد میکند که ناشی از رشد اکثریت قریب به اتفاق نمادها است و همین رشد هم جای بحث دارد!، در بیشتر مواقع سال شاخص تقریبا ثابت است؛ در چنین مواقعی نیزمعاملاتی با جمع صفر انجام میشود؛ من اگر عاقل باشم سهامی که همچنان سودده است به شما نمیفروشم؛ وقتی این کار را خواهم کرد که نمودارم در تحلیل تکنیکال به من بگوید سهامم ظرف چند روز آتی افت خواهد کرد. و وقتی شما این سهم را از من بخرید، من برده ام چون سود کرده ام و شما باخته اید زیرا سهامی را که امروز از من مثلا ۱۰۰۰ تومان خریده اید ، به فاصله بسیار کوتاهی ۱۰۰۰ تومان نمی ارزد و افت خواهد کرد. در واقع من وقتی سود میکنم که یکی دیگر ضرر کرده باشد و سهام مرا خریده باشد و جور سهام مرا بکشد؛ در بسیاری از مواقع هم اصلا تولیدی صورت نمیگیرد و معاملات در واقع سفته بازی است؛ برای اثبات این ادعا نیز دلایل متقنی موجود است؛ در حالی که در سال ۹۱، هم بخش خصوصی و هم بسیاری از کارخانجات دولتی از رکود تورمی ناله کردند و بسیاری از کارخانجات تا آستانه ورشکستگی پیش رفتند و فقط از اعلام آن خودداری کردند و برآیند آن رشد اقتصادی منفی کشور بود و از طرفی بازار سرمایه ۱۴۰ درصد بازدهی داشته است، چطور ما این دو را کنارهم بگذاریم وقبول کنیم که این رشد بورس ناشی از تولید و ایجاد ارزش افزوده بوده است؟ اگر بخشی از این رشد را ناشی از افزایش نرخ دلار و افزایش ارزش دارایی شرکتهای بورسی بدانیم آیا نباید قبول کنیم اکثریت این رشد ناشی از سفته بازی بوده است؟
در این توضیحات، فرآیند سوداوری یک بورس باز خردرا تشریح کردم؛ فساد موجود در سطح کارگزاری ها معمولا به مراتب بیشتر است

۳) ربا: یکی از دلایل اساسی بر حرمت ربا این است که وام دهنده در سود و زیان وام گیرنده شریک نمیشود و برای وام دهنده فرقی ندارد که وام گیرنده سود بالفرض ۵۰۰ درصدی کند یا زیان ۱۰۰ درصدی؛ او پول خود را به همراه سودش مطالبه میکند؛ با این تعریف آیا سودی را که صندوق های سرمایه گذاری برای سرمایه گذار تضمین میکنند میتوانیم بگوییم رباست یا خیر؟

توضیحات تکمیلی: چرا ذینفعان یک کارگزاری خاص، پشت سهام شرکتی خاص، تقاضای کاذب ایجاد میکنند تا صف تقاضا تشکیل شود و سهام آن شرکت حباب گونه رشد کند؟ در حالی که عملا هیچ اتفاق مثبتی برای شرکت مذکور نیفتاده است؛ ممکن است شرکتی واقعا سودده باشد، من راجع به چنین شرکت بحثی ندارم؛ بحث من راجع به شرکتی است که با ساز وکار نادرست و رانت اطلاعاتی سهامش رشد میکند

رانت اطلاعاتی در کعبه فساد یعنی بورس وال استریت جرم است؛ آیا قانون صریحی مبنی بر جرم بودن رانت اطلاعاتی در  بورس ایران وجود دارد؟ بنده تحقیق کردم نیافتم؛ تنها مورد که یافتم این بود که شخصیتهای حقیقی کارگزاری فقط حق خرید وفروش سهام را برای خود ندارند ولی اجازه معامله برای اعضای خانواده و خویشاوندان خود را دارند

بدون شک این نوشته به منزله مخالفت با تولید و رونق اقتصادی کشور نیست ولی این موضوع بورس و سازوکار نامشروع حاکم بر آن را توجیه نمی کند

امید رامز

دسته‌ها
بیع و اقتصاد تحلیلی رویکرد مقالات

بورس چگونه به وجود آمد؟

همانطور که در بسیاری از مطالب گذشته اشاره شد اساس بانک بر ربا بوده و اساس بورس بر قمار، و قمار بر طمع تکیه دارد و طمع هم در هرکار دنیوی باعث فروپاشی میشود. در دو فیلم وال استریت یک و دو به کارگردانی آقای (Oliver Stone) به وضوح سازو کار بورس به تصویر کشیده شده که در هر دو قسمت این فیلم عبارت (طمع خوب است Greed is Good) به کرات تکرار می شود و در این فیلم طمع به عنوان زمینۀ ساخت یک تمدن ذکر شده است..

امام علی (ع) میفرمایند: انتقم من الحرص بالقناعه کما تنتقم من العدو بالقصاص … از حرص (طمع) با پیشه کردن قناعت انتقام بگیر همان گونه که از دشمنت با قصاص انتقام میگیری.

در این متن قصد داریم سازو کار بورس و باطل بودن آن را با استفاده از یک رابطۀ دیالکتیکی و با کمک از خود پروفسورها و استراتژیستهای غرب اثبات کنیم. متن زیر از کتاب ترقی پول پروفسور نایل فرگوسن (Niall Ferguson) (استاد تاریخ و اقتصاد دانشگاه هاروارد و یکی از عقلهای اقتصادی مهم آمریکا) اقتباس شده است که بعدا این کتاب توسط خود نایل فرگوسن به فیلم مستند تبدیل می شود :

(مردی که برای اولین بار حباب بورس را ابداع کرد یک اسکاتلندی جاه طلب بود که به جرم آدم کشی به اعدام محکوم شده بود و معتاد به قمار بود و نبوغ مالی معیوبی داشت.. آن شخص (Joaniss Law) “”جان لو” بود که نقش غیر مستقیمی هم در انقلاب فرانسه داشت.این فرد در سال ۱۶۹۴ در لندن در دوئلی بر سر یک زن، یک مرد را کشت و به اعدام محکوم شد و به زندان افتاد، او طی یک نقشه توانست که از زندان فرار کند و به آمستردام برود.

وقتی لو در هلند فعالیتهای مالی شرکت هند شرقی هلند (VOC) را دید و همچنین بانک هلند را ملاحظه کرد در حیرت این سازو کار مالی ماند،اما او چند نقص را در این نظام میدید و به همین دلیل در سال ۱۷۱۶ تصمیم گرفت که به فرانسه برود و نظام مالی جدیدش را در آنجا پیاده کند.. اما سوال این است که چرا فرانسه اجازۀ همچین کاری را به او داد؟ .. مشکلات مالی فرانسه در آن زمان همۀ فرانسویان را درمانده کرده بود و در نتیجۀ جنگهای سنگین لویی چهاردهم این کشور بار سنگین بدهی های عمومی را بر دوش داشت.. ایدۀ لو این بود که بانکی در فرانسه برپا کند و پول چاپ کند و شرکتی به نام (می سی سی پی) به راه بیندازد. پس از مرگ لویی چهاردهم، دوک اورلئان نائب السلطنۀ لویی پانزدهم دید که کشورش بر لبۀ سومین ورشکستگی در کمتر از صد سال است و وقت خوبی بود که لو نقشۀ خود را عملی کند و پس از مذاکرات با دوک موفق شد که بانکی را در پاریس برپا و شروع به چاپ پول کند و سپس موفق شد که شرکت “می سی سی پی” را بنا کند و از آنجا بود که لو شروع به فروش سهام به مردم کرد و اقتصاد فرانسه بهبود یافت.. اعتماد نظام مالی لو بر چاپ پول کاغذی بدون پشتوانه و همپنین اعتماد مردم بود..

تا سال ۱۷۲۰ برای اولین بار واژۀ میلیونر بر زبانها جاری شد و لو یکی از ثروتمندترین میلیونرها شد و حدود یک چهارم آمریکای کنونی از آن او بود.. وقتی که لویی چهاردهم گفته بود من دولت هستم حالا وقت آن بود که لو بگوید من اقتصاد هستم.
مشکل لو این بود که نمیدانست کجای کار باید ترمز را بکشد و به چاپ پول بدون پشتوانه پایان دهد. سیستم لو چیزی بود که اساسا امروزه کلاهبرداری مضاربه ای یا پونزی مینامیم..

نظام مالی لو به لرزه افتاد و لو بیش از هر وقتی خطر را احساس کرد، ولی مردم برای سهامشان ارزش قائل بودند.. همان موقع بود که لو از فرانسه به ایتالیا و شهر ونیز گریخت و دیگر همسر و دخترش را ندید، بقیۀ عمرش را در این شهر با نوشتن نامه های بلند در توجیه کارش و قمار بازی سپری کرد و در سال ۱۷۲۹ مرد.

و فرانسه نیز سرانجام به دلیل ورشکستگی خانوادۀ سلطنتی به کام انقلاب رانده شد..
یکی از مثالهای معاصر نیز بر این ظاهر شرکت انرون (Enron) آمریکایی است که حتی سهامداران این شرکت رابطۀ قوی با سیاستمداران آمریکا داشتند ولیکن در سال ۲۰۰۱ اعلان ورشکستگی کردند (۳۸ ملیارد دلار)..در نتیجه چنین نظامی که (بورس) بر اساس قمار و فساد و شیادی بنیان شده امتحانات زیادی پس داده است)

این بود سخنان نایل فرگوسن و با اعترافات خود شخص استراتژیست جایگزین هنری کسینجر.. با این همه شواهد و اعترافات دیگر چه اصراری باید بر وجود بورس در نظام مالی باشد؟و هم اکنون چیزی که در وال استریت آمریکا رخ میدهد، مطابق این ایدۀ کثیف است و اینک مردم به خیابانها ریختند و طلب اشغال وال استریت را دارند.
اما چه کسی این کاپیتالیسم را ارائه و ترویج داد؟

به گفتۀ سمبارت دکترین های یهودی این پارادایم را ارائه کردند و دوست سمبارت یعنی ماکس وبر (حقوقدان، سیاستمدار، تاریخدان، جامعه‌شناس و استاد اقتصاد سیاسی آلمانی) گفته است که کاپیتالیسم را اخلاق پروتستانتیسم رواج داد چرا که مذاهب کاتولیکی وارتدکسی اجازۀ رواج این ایده را نمیدادند.. و خود شخص ساموئل هنتینگتون ( متخصص علوم سیاسی شهیر آمریکایی) بر این نظریه صحه میگذارد…