دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد تحلیل تحلیلی دکترینال رویکرد سیاست درهای باز سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات میان رشته ای

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

مطلب حاضر گزارش استراتژیک اندیشکده‌ی یقین با عنوان «استحاله انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به سوی لیبرالیسم» است که به صورت کامل از طریق باشگاه استراتژیست‌های جوان در اختیار شما قرار گرفته است. متن PDF این گزارش از لینک زیر قابل دانلود است.

[download id=122]

[box type=”custom” bg=”#FFE97D” color=”#7347e3″ border=”#ed0000″ radius=”7″]

فهرست

[/box]


 

پیش‌گفتار

«آیا استراتژی دنگ شیائوپینگ می‌تواند الگویی برای دیگر کشورهای در حال توسعه باشد؟»

بعد از سال‌های جنگ تحمیلی و آغاز دوران سازندگی، با تشکیل نهادی به نام «مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام»، مطالعه‌ی تاریخ کشور چین و بررسی الگوی توسعه‌ی چینی در دستور کار این نهاد در جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. هدف از این تحقیق رسیدن به پاسخ سوالی بود که در بالای این متن نوشته شده است؛ این سوال را رئیس وقت این مرکز در سال ۱۳۸۳ در ابتدای کتاب «چین نو؛ دنگ شیائوپینگ و اصلاحات» می‌نویسد. رئیس این مرکز تحقیقاتِ حکومتی، کسی نبود جز رئیس‌جمهورِ حال حاضر جمهوری اسلامی ایران یعنی آقای حسن روحانی.

کار تحقیقاتی این مرکز برای دریافتن الگوی توسعه‌ی چینی و تاریخ چینِ نوین صرفاً در تألیف یک کتاب خلاصه نشده است؛ بل‌که موارد متعددی از مقاله، کتاب و گزارش را می‌توان سراغ گرفت که به این موضوع پرداخته‌اند و جلسات متعددی را برای آن برگزار کرده‌اند.

از این‌رو، با انتخاب آقای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲، سپس تعیین اعضای اصلی کابینه که از مدیران و هیأت علمی مرکز مذکور بودند، این بنا را ایجاد می‌کند که روش اداره‌ی کشور را مبتنی بر الگوی توسعه‌ی چینی پیش خواهند برد. مضافاً این‌که اکنون بعد از گذشت دو سال از عمر دولتِ موسوم به حلقه‌ی نیاوران، غالب تصمیمات و اظهارنظرهایی که از سوی مسئولین ارشد دولت و شخص رئیس‌جمهور اتخاذ می‌شود، چهارچوبی را به فکر متبادر می‌کند که در حوزه‌ی سیاست، به «سیاست خارجی توسعه‌گرا» و در حوزه‌ی اقتصاد به «سیاست درهای باز» شناخته می‌شود؛ و این دو مؤلفه دقیقاً همان محورهایی هستند که با مطالعه‌ی تاریخ استراتژیک چین نوین به آن‌ها می‌رسیم.

از این‌رو، هدف این مقاله بررسی نقاط عطف در تاریخ استراتژیک کشور چین در دوره‌ی موسوم به چین مدرن طی قرن بیستم میلادی می‌باشد؛ نقاطی که تعیین‌کننده‌ی جایگاه این کشور در نظام بین‌الملل بوده‌اند و مناسبات قدرت را در تعامل با نظام دوقطبی قرن بیستم مشخص کرده‌اند؛ نقاطی که از برآیند آن‌ها «دکترین چو ئن‌لای» حاصل می‌شود که رابطه‌ی انقلاب کمونیستی چین را با آمریکای تماماً لیبرال رقم می‌زند و با تعدیل اصول این انقلابِ رادیکال در طی یک بازه‌ی حدود سی ساله، عادی‌سازی ارتباط با جهان غرب را فراهم می‌کند؛ ارتباطی که قرار است به‌عنوان یک کاتالیزورْ زمینه‌ساز نهادینه کردن اصول اقتصاد آزاد و نظام سرمایه‌گرایی در دوران حاکمیت دِنگ شیائوپینگ باشد؛ و استحاله‌ی انقلاب را از طریق «سیاست درهای باز» در این کشور رقم بزند. فرازوفرودی که بر این دو نسل از انسان چینی حاکم بوده است، نقاط استراتژیک حاکم بر تاریخ این تمدن شرقی محسوب می‌شود.

در این مقاله پرسش اصلی این است، چه شد که چین کمونیست با اصول یک انقلاب ایدئولوژیک، به صعوبت دیوار چین، به دامن تمدن مقابل خود یعنی لیبرالیسم افتاد و در نهایت مبتنی بر اصول اقصاد آزاد، جامعه‌ی خود را بنا کرد؟ نقش خارج‌تحصیل‌کرده‌های اعتدال‌گرا در نزدیکی چین به آمریکا چه بود؟ و آمریکا با چه ترفندهای دیپلماتیکی این رابطه را به وجود آورد؟ و در نهایت الگوی توسعه‌ی چینی مبتنی بر سیاست درهای باز چگونه در این کشور اجرا شد؟

 

دسته‌ها
آینده‌شناسی استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

ترندگذاری انقلاب اسلامی در دهه چهارم

پیروزی انقلاب اسلامی از استثنائی‌ترین دوره‌های تاریخ است. تلاش شده است که در این انقلاب دین در عرصه حاضر شده و مناسبات اجتماعی را رقم بزند و این یعنی آرزوی انبیا و ائمه معصومین(ع) و صالحین که حاصل دسترنج آن‌ها بعد از چند هزار سال در عصر ما رقم خورد و ما میراث دار این واقعه مهم هستیم.

دسته‌ها
سیاسی یادداشت‌ها

انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی؛ هر دو یا هیچ‌کدام…!

این روزها از زبان برخی مسئولین عالی‌رتبه کشور مطالبی می‌شنویم که جای اندکی تأمل دارد. مسئله‌ی تفکیک انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی نخستین بار توسط متفکر شهید مرتضی مطهری مطرح گردید. ایشان در بیان وجه تمایز انقلاب اسلامی از اسلام انقلابی می‌فرمایند:« انقلاب اسلامی یعنی راهی که هدف آن اسلام و ارزش‌های اسلامی است و انقلاب و مبارزه، صرفاً برای برقراری ارزش‌های اسلامی انجام می‌گیرد و به‌بیان‌دیگر، در این راه، مبارزه هدف نیست، وسیله است. اما عده‌ای میان انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی اشتباه می‌کنند. یعنی برای آن‌ها انقلاب و مبارزه هدف است، اسلام وسیله‌ای است برای مبارزه. این‌ها می‌گویند هرچه از اسلام که ما را در مسیر مبارزه قرار بدهد، آن را قبول می‌کنیم و هرچه از اسلام که ما را از مسیر مبارزه دور کند، آن را طرد می‌کنیم»[۱].

دسته‌ها
سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

نقش دوقطبی‌سازی سیاسی در مهندسی سرمایه اجتماعی

مقدمه

جمهوری اسلامی «نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد»[۱] ضمن نفی دوقطبی شرقی-غربی در ۱۲ فروردین ۵۸ با ۹۸.۲ درصد مقبولیت به‌عنوان شکل حکومت حاصله از انقلاب اسلامی برگزیده شد[۲]؛ اما دیری نپایید که گروه‌های سیاسی به دوقطبی‌سازی سیاسی روی آوردند. چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصول‌گرا دوقطبی‌های مشهور جمهوری اسلامی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ چرا و چگونه شکل گرفتند. این دوقطبی‌ها تا چه حد حقیقت دارند و تا چه حد می‌توانند ظرفیت تسهیم جامعه را داشته باشند.

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#2c06ce”]

شیعیان امامیه و دوقطبی‌‌های گفتمانی

شیعه به‌‌مثابه امت وسط[۳] در طول تاریخ استراتژیک خود نه هیچ‌گاه جبری بوده و نه هیچ‌گاه تفویضی، نه هرگز معتزلی مآب بوده و نه هرگز اشعری مآب و نه هرگز تابع اسلامِ رحمانیِ مرجئیان بوده و نه هرگز تابع اسلامِ تکفیریِ مارقیان[۴]. دوقطبی‌های واهی و خیالی که انعطافی به‌حق نداشته و امت رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم را متحیر در دوراهی‌ می‌کردند. ائمه امامیه هماره ضمن نفی دوقطبی‌های باطل و نهی از تمایل به آن‌ها با استعانت از قرآن کریم تشیع را در صراط مستقیم الهی هدایت و راهبری می‌نمودند.

مشی امت وسط بر صراط واحده مستقیمی است که حرکت در آن هدایتی است انعم و انحراف و اعوجاج از آن ضلالتی است انقم و نتیجه آن سقوط است[۵]. تبیین صراط مستقیم و نفی دوقطبی‌های خیالی، واهی و ضاله می‌تواند انسان را در شناخت موقعیت خود در نسبت با صراط مستقیم و جریان‌های انحرافی محک زند.

دوقطبی‌های حقیقی مبتنی بر گزاره‌های حق و باطل تقسیم و تفکیک می‌شوند. حق بر صراط واحده مستقیم استوار است و باطل بر بی‌راهه‌های متعدد و انحرافی. ازاین‌رو است که امت وسط در مقابل انحراف قرار می‌گیرد[۶].

 

ریشه‌شناسی گزاره افراط‌وتفریط

یکی از گزاره‌های مشهور در توصیف دوقطبی‌ها گزاره افراط‌وتفریط است اما آیا این گزاره خود می‌تواند تشکیل دوقطبی حقیقی را بدهد یا خیر. برای فهم بهتر، ریشه‌شناسی لغوی-اصطلاحی افراط‌وتفریط مبین موضوع خواهد بود.

تبیین لغوی: به‌طورکلی در ادبیات عرب فَرَطَ به معنای جلو رفتن است. درحرکت کاروان‌ها دو خبره و راه‌بلد برای تعیین منزلگاه در پیشانی کاروان‌ها حرکت می‌کردند. نخستین آن‌ها منز‌لگاه را مبتنی بر چراگاه‌ و مراتع خوش آب‌و‌هوا نشانه‌گذاری می‌کرد و دیگری، منزلگاه را مبتنی بر دسترسی به منابع آبی تعیین می‌نمود. اولی به رائد و دومی به فارط موسوم ‌بود. لذا در لغت فارط، امام و راهبری ‌بود که جهت استسقا در پیشانی کاروان حرکت می‌نمود و خطِ حرکت و هجرت کاروان را ترسیم می‌نمود. اطاعت از فارط کاروان را به مقصود می‌رساند و تخطی از آن چیزی جز گمراهی و معطلی برای کاروان نداشت. امتی که مأمومِ فارط بودند به‌غایت، نیک بختی و سعادت می‌رسیدند و آنانی که نافرمانی می‌کردند و پشت امام نمی‌آمدند به انحراف و گمراهی دچار می‌شدند.

با نحوِ فَرَطَ به باب افعال و تفعیل دو گزاره جدید در نسبت با فارط و فعل فَرَطَ شکل می‌گیرد. باب افعال و تفعیل طیف معانی متعددی دارد اما آنچه در تبیین لغوی افراط‌وتفریط بیش از همه مشهورتر است آن است که افراط شتاب در فعل را نشان می‌دهد و تفریط کندی در آن را نمایان می‌سازد. لذا آنانی که رهنمودهای راهبر را برنمی‌تافتند خود به راهی دگر می‌شتافتند و آنانی که التزامی در طاعت راهبر نداشتند از غافله وی عقب می‌ماندند. عاقبت هر دو انحراف است و گمراهی و غایتش بدفرجامی و شقاوت است.

تبیین اصطلاحی: تبیین اصطلاحی مربوط به کاربردهای اصطلاحی یک گزاره است که بافهم لغوی مفهوم فَرَطَ، فارط، افراط‌وتفریط کاربرد اصطلاحی آن ملموس‌تر می‌گردد. در ادبیات عرب افراط‌وتفریط در نسبت با فارط تعریف و تبیین می‌شود؛ که به ترتیب بدین نحو خواهد بود:

افراط یعنی: فِعلُ ما یَجِبُ تَرکُه: انجام آنچه را باید پرهیزش کرد

تفریط یعنی: تَرکُ ما یَجِبُ فِعلُه: پرهیز آنچه را باید انجامش داد[۷]

افراط‌وتفریط هر دو انحرافی است از رهنمودهای فارط که وظیفه رهبری و راهبری را دارد.

از‌این‌رو افراط‌وتفریط تشکیل دوقطبی نمی‌دهند بلکه افراط‌وتفریط هر دو در یک‌قطب و امت وسط که رهروی فارط‌اند در قطب دیگر قرار می‌گیرند. امت وسط در مسیر حقه صراط واحده مستقیم رهسپارند و اصحاب افراط‌وتفریط در مسیر باطله ضالین و منحرفین قرار می‌گیرد. (نماهنگ ۱)


نماهنگ ۱– فارط کیست؟ افراط‌وتفریط در نسبت با فارط به چه معناست

عوامل قطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی

نگارنده در این مجال و مقال سه عامل را بیش از همه در دوقطبی‌سازی‌های سیاسی-اجتماعی دخیل می‌داند که در ادامه به تبیین هر یک می‌پردازد، إن شاء الله.

 

  1. تبیین نقش Position و Opposition در قطبی‌سازی سیاسی

Position در مهندسی سیاسی به فرد و جریانی اطلاق می‌شود که بر اریکه قدرت تکیه زده است؛ و Opposition به فرد یا جریانی گفته می‌شود که خارج از دایره قدرت قرار داشته و بر صاحبان قدرت نقد روا می‌دارد.[۸]

به نظر می‌رسد این ابتدایی‌ترین و مهم‌ترین ریشه و عامل دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی در جمهوری اسلامی باشد؛ که زمینه یارکشی و تسهیم نخبگان سیاسی و به‌تبع عوام جامعه را فراهم کرده است.

 

  1. روی‌کرد گفتمان‌مدار در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی

گفتمان، قول یا Discourse که آن را می‌توان به‌مثابه نماد و پرچمی تلقی کرد که مبین روش و منش جریانی است دومین عاملی خواهد بود که می‌تواند در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی ایفای نقش داشته باشد.

با مروری بر تاریخچه جمهوری‌های یازده‌گانه درخواهیم یافت هر دولتی که اهتمام بیشتری در گفتمان‌سازی جناحی نموده است نقش پررنگ‌تری در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی ایفا نموده است.

 

  1. نقش تنابز در دوقطبی‌سازی‌های سیاسی-اجتماعی

تنابز واژگانی قرآنی است که در ادبیات سیاسی امروز به برچسب زدن موسوم است. نبز ازجمله متعلقاتی است که قرآن کریم آن را از ریشه‌های اختلاف و فساد اجتماعی معرفی می‌نماید و نهی از آن را ضروری اصلاح اجتماعی می‌داند.[۹]

نبز را نیز به‌عنوان عامل سوم در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی می‌توان تبیین کرد. غالباً صاحبان Position به دلیل تسلط بر مبادی قدرت و احاطه بر رسانه‌ها توفیق بیشتری نسبت به جریان Opposition در نبز و دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی بازی می‌نمایند.

 

جدول ۱– ترسیم ماتریس عوامل قطبی‌ساز در نسبت با Position و Opposition

دوره

گفتمان (قول)

برچسب (تنابز)

Position

Opposition

Opposition

Position

دولت موقت

لیبرال

انقلاب اسلامی

 

 

جمهوری نخست

لیبرال

انقلاب اسلامی

 

 

جمهوری دوم

انقلاب ‌اسلامی

ضدانقلاب

 

 

جمهوری سوم

چپ سنتی

 

راست

چپ

جمهوری چهارم

چپ سنتی

 

راست

چپ

جمهوری پنجم

راست سنتی

چپ سنتی

رادیکال[۱۰]

 

جمهوری ششم

راست مدرن

 

 

 

جمهوری هفتم

اصلاح‌طلب[۱۱]

راست سنتی

محافظه‌کار[۱۲]

 

جمهوری هشتم

اصلاح‌طلب

اصول‌گرا[۱۳]

اصول‌گرا

 

جمهوری نهم

انقلاب اسلامی

اصلاح‌طلب-ضدانقلاب

 

اصول‌گرا

جمهوری دهم

بهار

اصلاح‌طلب-ضدانقلاب

فتنه‌گر

اصول‌گرا-انحرافی

جمهوری یازدهم

اعتدال‌گرا

 

افراطی

 

 

دولت موقت: که خاستگاه آن مرتبط به جریان نهضت آزادی و با مشی لیبرالی بود در کنش‌های مدیریتی به‌مرور گفتمان انقلاب اسلامی را به مقابله و تقابل با خود کشاند.

جمهوری نخست: در استمرار مشی لیبرالی اصرار نمود و باز گفتمان انقلاب اسلامی را به مقابله با خود بسیج نمود.

جمهوری دوم: هرچند گفتنی است که حیات دوماهه جمهوری دوم فرصتی را برای ظهور و بروز گفتمان نداشته است[۱۴] اما به‌هرتقدیر از باب تسامح این جمهوری را می‌توان طلایه‌دار گفتمان انقلاب اسلامی تلقی نمود؛ که جریان‌های ضدانقلاب را به مقابله‌ و حذف خود بسیج نمود.

جمهوری سوم و چهارم: گرایش‌های سابق حلقه مدیریتی دولت در عمل سیاست‌های اقتصادی-سیاسی بلوک شرق و چپ را در کشور پیاده نمود. توأمان جریانی منتقد در مجلس یکم و دوم شکل گرفت که بر نگاه اقتصادی دولت منتقد و معترض بود. لذا آنچه در دهه شصت به دوقطبی چپ و راست منتج گردید مبتنی بر اختلاف در دیدگاه‌های اقتصادی بود.[۱۵] دولت وقت منطبق بر همین اختلاف عقیده با تحدید و تحصیر حلقه مدیریتی خود توانست جریان و جناحی را به چپ مشهور نماید و در مقابل جریان منتقد که متعرض اقتصاد غیرمردمی و صرفاً دولتی بودند را به راست محدود و مشهور نماید. روی‌کرد جمهوری‌های سوم و چهارم و حلقه وابستگان و حامیان وی رفته‌رفته فضایی را در جهت انحلال حزب جمهوری و انشقاق جامعه روحانیت مبارز بازنمود.[۱۶]

جمهوری پنجم و ششم: هرچند رئیس‌جمهور این جمهوری از حامیان کابینه جمهوری ماقبل خود محسوب می‌شد اما در مقام عمل حکومت خود را مبتنی بر مشی لیبرالی استوار نمود. بدنه ایدئولوژیک این دولت راستِ لیبرال و بدنه انسانی آن نیز عموماً نیرو‌های راست سنتی بود. هندسه عملکرد دولت یک‌بار روانی مهم داشت که سبب شد تا تصویرِ ذهنیِ وجودِ دوقطبی در کشور تثبیت و به یک باور و تلقی قطعی بدل گردد.

جمهوری هفتم و هشتم: مردم خسته از دوران تعدیل و توسعه اقتصادی جمهوری پنجم و ششم که زیر بار فشارهای سنگین اقتصادی و فرهنگی به ستوه آمده بودند این بار نه به جریانی که از حفظ وضع موجود سخن به میان می‌آورد بلکه به جریانی متوجه و متعطف شدند که سخن از تغییر به میان می‌آورد. تغییر از شرایط نابسامان اواخر جمهوری ششم به اوضاع بسامان موعود در جمهوری هفتم.[۱۷] هرچند دو جریان در عمل استمرار جمهوری ماقبل خود می‌بودند[۱۸] اما دوم‌خردادی‌ها اکنون پیروزی خود را مبدائی برای تاریخ تلقی می‌کردند. آن‌ها به‌واسطه گرایش‌های رفرمیستی حاکم بر اتاق فکرهای خویش، عنوان و گفتمان اصلاح‌طلبی را برای خود برگزیده و خود را در مقابل جریان‌های محافظه‌کار معرفی می‌نمودند و این آغازی بر تشکیل دوقطبی دیگر در کشور بود. از طرف دیگر شکست جریان راست سنتی در مجلس ششم را نیز می‌توان سرآغازی برای به قطب درآمدن اصول‌گرایی دانست. فراکسیون اقلیت به رهبری غلامعلی حداد عادل برای تبری از تنابز جریان پیروز نام اصول‌گرا را در تقابل با جریان اصلاحات برگزید. با پیروزی گفتمان اقلیتِ مجلسِ ششم در مجلس هفتم پازل دوم دوقطبی اصلاح‌طلبی-اصول‌گرایی در تصویر ذهنی جامعه و نخبگان تثبیت می‌گردد. دوقطبی که تاکنون توانسته است اعتبار خود را در جهت تقسیم نخبگان و تسهیم جامعه در باور خواص و عوام حفظ نماید.

جمهوری نهم و دهم: هرچند در اواخر جمهوری دهم دولت تلاش‌ نمود تا گفتمان مستقلی را تحت عنوان بهار برای خود تئوریزه نماید اما به دلیل وابستگی و نزدیکی جمهوری نهم و دهم به گفتمان انقلاب اسلامی روی‌کرد عرضی و نابهنگام دولت ضمن طرد از جریان‌های انقلابی باعث شد تا از رسیدن به مقصود خود بازبماند. در تاریخ جمهوری اسلامی از پیروزی این جریان به گردش قدرت یاد می‌شود لذا حامیان این جریان نیز این پیروزی را مبدائی برای تاریخ تلقی نمودند. ضمن این گردش، تقابل و تنازع گروه‌های منتقد کار را تا جایی کشاند که بعضاً گروه‌های اپوزسیون دولت به اپوزسیون نظام بدل گردیدند و در سال ۸۸ تا براندازی نظام نیز پیش رفتند.

جمهوری یازدهم: مردم خسته از تنازع و درگیری‌های سیاسی چهار سال گذشته این بار به جریانی اعتماد نمودند که با نفی دوقطبی اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی خود را میانه‌رو و اعتدال‌گرا معرفی کرده است تا ضمن جذب آرای هر دو قشر گفتمان مستقلی را برای خود ترتیب دهد. اعتدال به‌عنوان رمز گفتمانی جمهوری یازدهم در شهریور ۹۲ رسماً به اعتدال ارسطویی توصیف شد[۱۹] اعتدالی که نه از امت وسط بلکه از اختلاط بین حق و باطل سخن به میان می‌آورد. این دولت در عمل نیز با مشی تجدیدنظرطلبانه[۲۰] سعی در تثبیت موقعیت خود در حاکمیت داشت. این جریان برای بقای سیاسی خود از تکنیک‌های مهندسی افکار عمومی در جهت تحقق تاکتیک دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی استفاده نمود و با مهندسی دوقطبی اعتدال و افراطی و معرفی خود به‌عنوان طلایه‌دار اعتدال‌ سعی در جلب سرمایه اجتماعی برای خود نمود؛ اما این جریان به دلیل التقاط در برداشت از اعتدال و دافعه‌مندی بالا در برخورد با جریان‌های منتقد به نظر نمی‌رسد بقای گفتمانی داشته باشد.

 

دوقطبی‌های چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصول‌گرا روگرفتی از هندسه سیاسی غرب

اما مهم‌ترین نکته‌ای که در این دوقطبی‌سازی‌ها جای تأمل دارد التقاطی بودن دوقطبی‌های مذکور از هندسه سیاسی غرب است. جمهوری اسلامی که در سال ۵۸ با نفی شرق و غرب حاکمیت خود را تثبیت کرد درنهایت به‌واسطه التقاط مدیران و منتقدان سبب احیای ایدئولوژی‌های شرق و غرب می‌شود. چپ که مؤید تفکرات بلوک شرق است و راست مؤید تفکرات بلوک غرب. لذا به نظر می‌رسد به‌واسطه ضعف ساختار فکری و اندیشه‌ای مدیران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دوباره این دوقطبی‌های ضاله در زیر لوای جمهوری اسلامی حیات خود را احیا و ابقا نموده است.

علاوه بر این اصلاح‌طلب و اصول‌گرا نیز دوقطبی مستقل جمهوری اسلامی محسوب نمی‌شود و آن نیز روگرفتی از هندسه ایدئولوژیک غرب در تاریخ استراتژیک مسیحیت است. اصلاح‌طلبی که ترجمانی از جریان‌های رفرمیستی و روگرفتی از کلیسای پروتستان و اصول‌گرایی که ترجمانی از جریان‌های فاندامنتالیستی و روگرفتی از کلیسای ارتودکس است.

التقاط جریان‌های سیاسی در تنظیم هندسه سیاسی جمهوری اسلامی نمایی و نمادی از عدم اصالت این دوقطبی‌ها و ابطال‌پذیری آن‌ها می‌باشد.

 

مسکرات سیاسی

معضل قطعی و خطیر دوقطبی‌نمایی مفهومی به نام «سکرات العقول» است که ضمن آن عقل و شعور اجتماعی تحت تأثیر هیجان و احساسات، حب‌ها و بغض‌ها مختل می‌گردد و قدرت تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی را از آن‌ها سلب می‌نماید.

کاربرد اصطلاحی مشتقات سَکَرَ در ادبیات عرب به هر آنچه سبب سد عقل شود گفته می‌شود. «مسکرات» مجموعه نوشیدنی‌‌هایی است که عقل را زایل و مسدود می‌نماید. «سکرات الموت» حالتی از مرگ است که در آن عقل کارایی خود را از دست می‌دهد. در نفس‌شناسی انسان نیز دو قوه شهویه و غضبیه در حالت غلبه سبب سکرات العقول می‌شود که در نقشه انسان در قرآن قابل تبیین است. به همین نسبت در اینجا از حالت دیگری از سکر سخن به میان می‌آوریم که در آن انسان تحت تأثیر هیجانات سیاسی عقل خود را زایل نموده و اختیار تصمیم‌سازی را به عهده طراحان مهندسی افکار عمومی محول می‌کنند.

لذا نگارنده بر اساس نقشی که دوقطبی‌نمایی سیاسی در تضعیف عقلانیت اجتماعی در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دارد واژه «مسکرات سیاسی» را برای این پدیده در مهندسی سیاسی پیشنهاد می‌نماید.

 

بحث و نتیجه‌گیری

برخی گروه‌ها و جریانات سیاسی جهت کسب اعتبار ذهنی در میان جامعه به دوقطبی‌نمایی سیاسی دامن می‌زنند و از طریق القای فضای رقابتی و تهییج احساسات و ایجاد حب و بغض به کسب سرمایه اجتماعی می‌پردازند. دوقطبی‌نمایی سیاسی نشانی از فقر گفتمان و نمایی از قبیله گرایی گروه مذکور است.

جریان‌های انقلابی باید ضمن هوشیاری و تبری از دوقطبی‌نمایی سیاسی، بدنه نخبگی و اجتماعی را در جهت برائت از دوقطبی‌شدگی تفهیم و تقنیع نماید تا هم خود به دام نیافتند و هم‌گروه‌های فرصت‌طلب، منفعت‌طلب و قدرت‌طلب را خلع سلاح نمایند.

 


پی‌نوشت:

[۱] الموسوی الخمینی، روح‌الله، صحیفه نور، جلد ۶، صفحه ۳۵۸

[۲] روز جمهوری اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تاریخ دسترسی: ۱۱/۱۱/۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://www.irdc.ir/fa/calendar/10/default.aspx

[۳] قرآن کریم، سوره البقره، آیه: ۱۴۳، «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَهً إِلَّا عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّـهُ وَمَا کَانَ اللَّـهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللَّـهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ»، لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#2:143

[۴] تاریخچه فرقه مرجئه، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ دسترسی: ۲۰/۰۱/۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://www.hawzah.net/fa/Article/View/6429/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%A6%D9%87

[۵] قرآن کریم، سوره فاتحه‌الکتاب، آیه: ۷، «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ»، لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#1:7

[۶] حسینی خامنه‌ای، سید علی، دیدار با مردم نجف‌آباد، ۵/۱۲/۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=32414

[۷] انصاری، محمدعلی، بیان ۳، تفسیر سوره طه، جلسه نهم، انتشارات مؤسسه فرهنگی بیان هدایت نور، مشهد

[۸] عباسی، حسن، کلبه کرامت، اندیشکده یقین

[۹] قرآن کریم، سوره حجرات، آیه: ۱۱، «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»، لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#49:11

[۱۰] نیکی ملکی، حجت اله، مستند بعد از خمینی، رادیکال‌ها، قسمت ۶، شبکه خبری اجتماعی افسران، ۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://afterkhomeini.afsaran.ir/?p=654

[۱۱] Reformist

[۱۲] Conservative

[۱۳] Fundamentalist

[۱۴] عباسی، حسن، کلبه کرامت، مهندسی سیاسی، اندیشکده یقین

[۱۵] باهنر، محمدرضا، برنامه شناسنامه

[۱۶] نیکی ملکی، حجت اله، مستند بعد از خمینی، رادیکال‌ها، قسمت ۶، شبکه خبری اجتماعی افسران، ۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://afterkhomeini.afsaran.ir/?p=654

[۱۷] عبدالوهاب، علی، مستند مصاف ۱، سفیر فیلم، ۱۳۹۲

[۱۸] عباسی، حسن، کلبه کرامت، مهندسی سیاسی ۳، مهندسی سیاسی، جلسه ۳۲۸، اندیشکده یقین، ۱۳۹۲

[۱۹] ربیعی، علی، همایش ملی تبیین مفهوم اعتدال، ۱۳۹۲، تاریخ دسترسی: ۲۸/۰۱/۱۳۹۵، لینک دسترسی:

http://isna.ir/fa/news/92060503083/%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

[۲۰] Revisionism

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

نفوذاقتصادی(۱)؛ پیشگیری از نفوذ بر مبنای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

مقدمه

استقلال یکی از مبانی و ریشه‌های ماندگاری یک کشور در حوادث بین‌المللی است. اگر این مبنا از بین رفت آن کشور در چنگ جهان­خواران و مستکبران گرفتار و نابود خوشاهد ­شد. از همین­رو در قانون اساسی کشور ما، موضوع استقلال اهمیت ویژه‌ای یافته و در بخش­های مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان میثاق ملی و بنیان سایر قوانین و مقررات، مورد توجه قرارگرفته است. در ادامه به بررسی برخی از این اصول قانون اساسی می‌پردازیم.

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#”]

 

در اصل دوم (۶ ج)، استقلال سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به‌عنوان یکی از پایه‌های نظام جمهوری اسلامی مطرح ‌شده و در بخشی از آن آمده است: «نفی هرگونه ستمگری و ستم‌کشی و سلطه­‌گری و سلطه‌پذیری، قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین می‌کند.» در اصل سوم، دولت موظف شده است تمام امکانات خود را برای تحقق این موضوع به­کار ببرد و باز در اصل سوم (۵) «طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب» موردتوجه قرارگرفته است. اهمیت موضوع استقلال و جلوگیری از نفوذ تا به آنجاست که در اصل چهل و سوم قانون اساسی (۸) مجدداً «جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور» به‌عنوان یکی از ضوابط اقتصاد ایران اسلامی تعیین گردیده است.

نه‌تنها در قانون اساسی کلیات مطرح‌ شده، بلکه راه‌های نفوذ و شیوه‌های جلوگیری از آن‌هم موردتوجه قرارگرفته است. ازآنجایی‌که در مواردی نفوذ، مستقیم و از مسیر قراردادهای رسمی محقق می‌شود، برای پیشگیری از این نفوذ مستقیم، در اصل هفتاد و هفتم آورده شده است: «عهدنامه‌ها، مقاوله نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.» ازآنجایی‌که در هر زمان ممکن است با تغییر نام قرارداد، نفوذ محقق شود، برای پیشگیری از تغییر نام قراردادهای رسمی و دور زدن قانون، انواع این قراردادها نام برده شده‌اند تا نتوان قانون اساسی را با تغییر نام دور زد.

یکی دیگر از شیوه‌های نفوذ قدرت‌های سلطه‌گر، ارائه وام و فاینانس به سایر کشورهاست تا از طریق آن، سایر کشورها را تحت سیطره خود قرار دهند. برای جلوگیری از این هدف شوم سلطه­گران، در اصل هشتادم قانون اساسی آمده است: «گرفتن و دادن وام یا کمک‌های بدون عوض داخلی و خارجی از طرف دولت باید با تصویب مجلس شورای اسلامی باشد.»

شیوه‌های نفوذ دولتی معمولاً با موضع‌گیری رسمی دولت مقابل همراه است و به علت مستقیم بودن، کارایی کمتری دارد. به همین منظور دولت‌های سلطه‌گر برای نفوذ در سایر کشورها به ایجاد شرکت­های چندملیتی روی آورده‌اند تا با استفاده از بخش خصوصی راه نفوذ خود را هموارتر نمایند و از طرفی با در دست گرفتن بخش خصوصی کشورها، در هر زمان که خواستند با تعطیلی این بخش‌ها، کشور تحت­سلطه را فلج نموده و مجبور به اطاعت نمایند.

برای پیشگیری از چنین نفوذی در اصل هشتاد و یکم قانون اساسی تأکید شده است: «دادن امتیاز تشکیل شرکت‌ها و مؤسسات در امور تجارتی و صنعتی و کشاورزی و معادن و خدمات به خارجیان مطلقاً ممنوع است.»  این اصل با به کار بردن کلمه «خارجیان» هر نوع خارجی اعم از دولتی و خصوصی را مدنظر قرار داده است تا تمام اَشکال نفوذ مسدود شود.

راه دیگر نفوذی که سلطه­گران در پیش می‌گیرند، فرستادن افراد نفوذی در کشور هدف است که می‌تواند به‌عنوان کارشناس، متخصص، مستشار و … باشد. قانون اساسی برای جلوگیری از این شکل نفوذ سلطه گران، در اصل هشتاد و دوم آورده است: «استخدام کارشناسان خارجی از طرف دولت ممنوع است، مگر در موارد ضرورت، با تصویب مجلس شورای اسلامی.»

در هر کشوری رئیس دولت نقش مهمی در جلوگیری از نفوذ دارد، به همین منظور در بخشی از سوگند رئیس‌جمهور در اصل یک‌صد و بیست و یکم قانون اساسی آورده شده است «در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم» تا با سوگندی که رئیس‌جمهور یاد می‌کند، خود را برای جلوگیری از نفوذ متعهد بداند.

نیروهای نظامی یک کشور همیشه اهدافی شیرین برای سلطه گران بوده است. دشمنان وقتی کنترل ارتش و نیروهای انتظامی کشوری را در دست داشته باشند، به یمن قدرت سخت این نیروها می‌توانند کنترل سایر بخش­های یک کشور را نیز در دست بگیرند. قانون اساسی برای پیشگیری از این موضوع در اصل یکصد­وچهل­و­پنجم تأکید کرده است: «هیچ فرد خارجی به عضویت در ارتش و نیروهای انتظامی کشور پذیرفته نمی‌شود.»

حتی اگر سلطه گران در نیروهای مسلح کشوری نفوذی نداشته باشند، با ایجاد پایگاه نظامی می‌توانند در مواقع ضروری نیروهای مسلح کشور هدف را نابود کرده و کنترل کشور را در دست بگیرند. کشورهای سلطه‌گر در چنین مواقعی برای پوشش اهداف پلید خود، اهداف صلح‌آمیز را مطرح می‌نمایند تا نفوذشان تسریع گردد. قانون اساسی برای جلوگیری از این هدف در اصل یکصدوچهل­وششم آورده است: «استقرار هرگونه پایگاه نظامی خارجی در کشور، هرچند به‌عنوان استفاده‌های صلح‌آمیز باشد ممنوع است« درنهایت از آن­جا که نفوذ پدیده‌ایست پیچیده که در طول زمان، شیوه‌های آن تغییر می‌کند قانون اساسی در اصلی دیگر، راه تمام اشکال نفوذ را سد می‌کند. اصل یکصدوپنجاه­وسوم قانون اساسی حکم کلی را این‌گونه صادر می‌کند: »هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شئون کشور گردد ممنوع است.»

باوجود چنین قانون اساسی راه برای سلطه همیشگی سلطه گران بسته‌شده است، از همین روست که این روزها سلطه­گران با پیش­کشیدن سایر موارد مطرح در کشور، گه­گاه ادعای تغییر قانون اساسی را مطرح می­کنند تا در خلال فرآیند تغییر قانون اساسی، این اصول را نیز تغییر دهند. امید است با هوشیاری بیش‌ازپیش، مراقب باشیم تا در دام سلطه گران جهانی نیافتیم.

 


پی‌نوشت

این یادداشت، اولین مطلب از ویژه‌نامه‌ی تحلیلی-راهبردی نفوذ اقتصادی است که به همت جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های برتر تهران و با محوریت دانشگاه تربیت مدرس نگاشته شده است. لذا ان‌شاءالله سلسله مطالب نفوذ اقتصادی از این ویژه‌نامه به مرور برایتان منتشر خواهد شد.

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد سیاست درهای باز سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

شیائوپینگیسم، «سیاست درهای باز»؛ رؤیای چینی اصلاحات در ایران

مقدمه

اشراف اطلاعاتی استراتژیک در مبحث نفوذ جریانی (شبکه‌ای)، ناظر به تبیین دو پرسش اساسی اطلاعات استراتژیک است:

  • دشمن چگونه می‌اندیشد؟
  • دشمن درباره‌ی ما چگونه می‌اندیشد؟

آمریکا و غرب به عنوان دشمنان قسم خورده‌ی ایران اسلامی، آنچه درباره‌ی انقلاب اسلامی در سر دارند تنها و تنها نابودی انقلاب اسلامی از هر راه ممکن است. در این مسیر از رویه‌های تجربه‌شده‌ی خود در مواجهه با دیگر انقلاب‌ها بهره می‌برند؛ مانند مواجهه با انقلاب کوبا، انقلاب شوروی و انقلاب چین.

دسته‌ها
پرونده ویژه

سیاست درهای باز تایلندی در ایران

[vc_row el_class=”postslider”][vc_column][vc_column_text]

جریان «اصلاحات» که روزی قصد داشت در دولت محمد خاتمی با «گورباچفیزه کردن» نظام مدل اصلاحات روسی را در ایران پیاده کند، اکنون در دولت حسن روحانی این روند را مبتنی بر مدل استحاله‌ی چینی، در فضای مذاکرات برجام و مدل توسعه‌ی تایلندی، در فضای ارتباطات پسابرجام دنبال می‌کند.

تفکیک انقلاب اسلامی از جمهوری اسلامی

این ورژن جدید اصلاحات که به نام «اعتدال» معرفی شده است، به‌مدت ۲۰ سال در «مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام» بر اساس تقکیک «جمهوری اسلامی» از «انقلاب اسلامی» روند استحاله را تنظیم و پیکربندی کرده است. حسن روحانی، رئیس وقت این مرکز طی یک سخنرانی که در قالب مقاله در نشریه‌ی راهبرد منتشر شد، به شرح این دوگانه می‌پردازد و این تقابل را با طرح این پرسش نهادینه می‌کند که «می‌خواهیم انقلاب اسلامی باشیم یا جمهوری اسلامی؟».

اگر بخواهیم «انقلاب اسلامی» باشیم، اولویت ما باید نشر آرمان‌های انقلاب به سرتاسر جهان باشد و قدرت و ثروت نیز به تبع آن تعریف خواهند شد. اما اگر بخواهیم «جمهوری اسلامی» باشیم، مسیر کشور به گونه‌ی دیگری رقم خواهد خورد و اولویت نخست تأمین قدرت و ثروت است تا به تبع آن کلیت نظام حفظ شود؛ این ادعایی است که وی می‌کند. در نهایت نیز پاسخ این پرسش این‌گونه داده می‌شود که: «در واقع انقلاب کردیم تا به جمهوری اسلامی برسیم و دیگر نباید به گذشته رجعت کنیم.»

وی «انقلاب اسلامی» را تنها برای سال ۱۳۵۷ مناسب می‌داند و مسیر پیش روی کشور را در چهارچوب «جمهوری اسلامی» ترسیم می‌کند و «انقلاب اسلامی» را موجودی خفته در تاریخ می‌انگارد. حال آن‌که در دیدگاه امام راحل و رهبر معظم انقلاب چنین تفکیکی از اساس غلط است.

[box type=”custom” bg=”#36a72c” color=”#” border=”#236a1d” radius=”3″]

امام خامنه‌ای مدظله العالی:

انقلاب یک حقیقت ماندگار و حقیقت دائمی است. انقلاب یعنی دگرگونی؛ دگرگونی‌های عمیق در ظرف شش ماه و یک سال و پنج سال به‌وجود نمی‌آید؛ علاوه بر اینکه اصلاً دگرگونی و صیرورت ـ یعنی حالی به حالی شدن ـ، تحوّل اصلاً حدّ یقف ندارد؛ هیچ‌وقت تمام نمیشود؛ انقلاب یعنی این. انقلاب یک امر دائمی است. حرفهایی یک عدّه [می‌زنند] منبع این حرفها، به قول خودشان، اتاق فکرهای خارجی است، اینجا هم این حرفها را بعضی‌ها در روزنامه‌ها و در مجلّه‌ها و در حرفهای گوناگون خودشان رِلِه میکنند و همانها را تکرار می‌کنند و به زبان ایرانی آنها را بیان می‌کنند؛ [امّا منبع‌] حرف از آنجا است که بله، انقلاب تمام شد. حالا یک نفر بی‌عقلی پیدا میشود به‌صراحت می‌گوید انقلاب را باید به موزه سپرد. بعضی‌های دیگر هم هستند این‌قدر بی‌عقل نیستند، به این صراحت نمی‌گویند، در پوشش این حرف را می‌زنند؛ جوری حرف می‌زنند که معنایش این است که انقلاب تمام شد؛ تبدیل انقلاب به جمهوری اسلامی. اصلاً قابل تبدیل نیست؛ جمهوری اسلامی باید مظهر انقلاب باشد.

به فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در ۲۵ شهریور ۱۳۹۴

[/box]

چین نو؛ تجربه‌ی چینی توسعه

روحانی دو سال پیش از این، سفارش تألیف کتابی را در مرکز تحقیقات استراتژیک صادر می‌کند که به مطالعه‌ی روند توسعه‌ی اقتصادی ـ سیاسی کشور چین در دوره‌ی موسوم به چین نوین می‌پردازد. حسن روحانی در پیش‌گفتار این کتاب از «تجربه‌ی چینی توسعه» می‌نویسد و استراتژی دنگ شیائوپینگ را الگویی مطلوب برای دیگر کشورهای در حال توسعه می‌داند؛ «سازواره‌ای که پذیرش تسامح در قبال منافع کوتاه‌مدت و کوشش مضاعف همراه با دقت برای دست‌یابی به منافع بلندمدت» در ذات آن قرار دارد.

با در اختیار گرفتن زمام دولت یازدهم توسط حلقه‌ی نیاوران، رئیس دفتر رئیس‌جمهور یعنی محمد نهاوندیان صراحتاً سیاست‌های حسن روحانی را در توسعه‌ی کشور منبعث از سیاست‌های دنگ شیائوپینگ در چین و تورگوت اوزال در ترکیه می‌داند. هدف این سیاست معطوف به تنش‌زدایی از روابط ایران و غرب به مرکزیت آمریکا در فرآیند مذاکرات موسوم به برجام بود تا از برآیند آن، تحریم‌ها برداشته شده و راه سرمایه‌گذاری توسط شرکت‌های غربی در کشور باز شود. اتفاقی که در چین ابتدا در دوره‌ی چو ئن‌لای (۱۹۷۱ میلادی) با مذاکراتی بر سر مسائل ژئوپلیتیک از جمله تایوان، درگیری‌های دو کرده، جنگ ویتنام و موارد دیگر آغاز شد و سپس در دوره‌ی دنگ شیائوپینگ (۱۹۷۶) با روی‌کرد اقتصادی و ایجاد مناطق آزاد تجاری ادامه پیدا کرد؛ که در نتیجه به انعقاد قراردادهایی با شرکت‌های مطرح آمریکایی برای انتقال تکنولوژی به چین انجامید.

این فرآیند دیپلماتیک، اجرای «سیاست درهای باز سیاسی ـ اقتصادی» در چین بود که به استحاله‌ی انقلاب مائو از آرمان‌های رادیکال انجامید؛ این استحاله به‌واسطه‌ی حذف روی‌کرد ضد امپریالیستی در مواجهه‌ی با غرب و قطع ارتباط این کشور با جنبش‌های مائوئیستی در سراسر جهان و تغییر اولویت چینی‌ها از موضوعات ایدئولوژیک به انگاره‌های استراتژیک در سطح اقتصاد رقم خورد.

توریسم؛ مدل تایلندی توسعه

«سیاست درهای باز سیاسی ـ اقتصادی» در ایران در فرآیند مذاکرات برجام موضوعیت داشت. اما در فضای پسابرجام روی‌کرد دولت با حمایت غربی‌ها به سمت سرمایه‌گذاری در ساخت هتل‌ها، خطوط هواپیمایی و ایجاد امکانات گردشگری در ایران تغییر جهت داد و زوایه‌ی سیاست‌های رئیس‌جمهور نیز به سمت توسعه‌ی صنعت توریسم منعطف شد؛ انعطافی که می‌رود تا «مدل توسعه‌ی تایلندی» را به جای «تجربه‌ی چینی توسعه» در قالب «سیاست درهای باز اقتصادی ـ فرهنگی» در کشور رقم بزند.

«مدل توسعه‌ی تایلندی» در دهه‌ی ۵۰ میلادی هم‌زمان با حضور آمریکا در جنگ ویتنام مبتنی بر «سیاست درهای باز اقتصادی ـ فرهنگی» با استراتژی توریسم رقم خورد. و تایلند را تبدیل به یکی از مراکز گردشگری در شرق و همین‌طور در جهان کرده است. البته این مرکزیت به‌همراه «توریسم سکس» در تایلند رقم خورده و این کشور را به‌عنوان مرکز ترانزیت «تجارت سکس» در شرق آسیا و جهان قرار داده است؛ به‌گونه‌ای که حجم عمده‌ی درآمد تایلند از توریسم به واسطه‌ی «توریسم سکس» و مسافرت افراد به این کشور در چهارچوب «تجارت سکس» ایجاد می‌شود.

نکته

این تغییر جهت یک دلیل عمده داشته است؛ سیاست درهای باز اقتصادی در چین با توجه به نیروی کار انبوه و ارزان امکان پیاده شدن داشت که به کپی‌کشی از انواع کالاهای مختلف انجامید؛ در حالی‌که، ایران اگرچه واجد نرخ بالای بیکاری است اما فاقد نیروی کار انبوه و ارزان است و وجود شرایط تحصیلات دانشگاهی برای عمده‌ی قشر جوان این فرآیند را در ایران مختل می‌کند.

پرسش

آیا نفوذ جریانی در انقلابْ فرآیند «سیاست درهای باز اقتصادی» را معطوف به استحاله‌ی فرهنگی در دستور کار قرار داده است؟ اگر این‌طور نیست پس دعوت گسترده از سرمایه‌گذاران غربی در حوزه‌های مربوط به ساخت هتل‌های گسترده، نوسازی ناوگان هواپیمایی و ایجاد امکانات گردشگری در ایران چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟

[box type=”custom” bg=”#ce2bda” border=”#74107b” radius=”3″]

حسن روحانی:

گردشگر به کشوری وارد می‌شود که با چهره گشاده آن کشور روبرو باشد و در آن جامعه تحمل فرهنگی بالا باشد. ثمره‌ی سرمایه بزرگ امنیت جذب سرمایه و گردشگر است و باید از میوه این سرمایه بزرگ برای توسعه کشور استفاده کرد. ۵ مهر ۱۳۹۵ در روز جهانی گردشگری[/box]

[/vc_column_text][vc_empty_space height=”50px”][vc_custom_heading text=”گرایش‌های پسابرجامی دولت یازدهم در اجرای سیاست‌های درهای باز تایلندی” font_container=”tag:h1|text_align:center|color:%238224e3″ use_theme_fonts=”yes”][feature_slider display=”cat” cats=”3774″ exc=”2000″ timeout=”40000″ number_of_posts=”60″][vc_empty_space height=”50px”][vc_custom_heading text=”تمرکزهای سرمایه گذاری‌های پسابرجام به سمت ساخت هتل‌های چندستاره در ایجاد بسترهای لازم برای جذب گردشگر توسط شرکت‌های اروپایی و آمریکایی” font_container=”tag:h1|text_align:center|color:%238224e3″ use_theme_fonts=”yes”][feature_slider display=”cat” cats=”3775″ num_bullets=”yes” exc=”5000″ timeout=”30000″ number_of_posts=”60″][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_empty_space height=”20px”][vc_tta_tabs alignment=”center” active_section=”1″][vc_tta_section title=”تحلیل” tab_id=”1494147767265-3d8d9ef4-ea4e”][blog display=”category” category=”3792″ hc_title=”” ad_count=”3″ posts_per_page=”3″][/vc_tta_section][vc_tta_section title=”خبر” tab_id=”1494147767420-0bc71adb-b9f7″][blog display=”category” category=”3774″ hc_title=”” ad_count=”3″ posts_per_page=”3″][/vc_tta_section][/vc_tta_tabs][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_empty_space height=”20px”][vc_empty_space height=”20px”][vc_text_separator title=”کتاب‌شناسی (چین)” color=”turquoise” style=”dotted”][vc_empty_space height=”20px”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_tta_tabs spacing=”5″ alignment=”center” active_section=”1″][vc_tta_section i_type=”entypo” i_icon_entypo=”entypo-icon entypo-icon-book” title=”سیاست درهای باز یکم” tab_id=”tab1″ add_icon=”true”][vc_gallery type=”image_grid” images=”12737,12738,12739,12740,12741,12742,12743,12744,12745,12746,12747,12748,12749″ img_size=”150×210″ onclick=”img_link_large”][/vc_tta_section][vc_tta_section i_type=”entypo” i_icon_entypo=”entypo-icon entypo-icon-book” title=”سیاست درهای باز دوم” tab_id=”tab2″ add_icon=”true”][vc_gallery type=”image_grid” images=”12734,12735,12736″ img_size=”150×210″ onclick=”img_link_large” title=”کتاب‌شناسی (چین)”][/vc_tta_section][vc_tta_section i_type=”entypo” i_icon_entypo=”entypo-icon entypo-icon-book” title=”سیاست درهای باز سوم” tab_id=”tab3″ add_icon=”true”][vc_gallery type=”image_grid” images=”12704,12705,12706,12707,12708,12709,12710,12712,12713,12714,12723,12724,12725,12726,12727,12728,12729,12730,12731,12732″ img_size=”150×210″ onclick=”img_link_large”][/vc_tta_section][/vc_tta_tabs][vc_empty_space height=”20px”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_empty_space height=”20px”][vc_text_separator title=”کتاب‌شناسی (ایران)” color=”turquoise” style=”dotted”][vc_empty_space height=”20px”][vc_gallery type=”image_grid” images=”12711,12751″ img_size=”150×210″ onclick=”img_link_large”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_empty_space height=”20px”][vc_text_separator title=”کتاب‌شناسی (تایلند)” color=”turquoise” style=”dotted”][vc_empty_space height=”20px”][vc_gallery type=”image_grid” images=”12752″ img_size=”150×210″ onclick=”img_link_large”][/vc_column][/vc_row]