دسته‌ها
آینده‌شناسی استراتژیک حکمت و فلسفه طبقه‌بندی موضوعی مقالات

کعبه به مثابه پرچم اسلام

مقدمه:

کعبه به‌مثابه پرچمِ اسلام[۱] و اقامه حج اقامه اسلام است. به‌طورکلی پرچم نماد تسلط و اقتدار یک مجموعه است و اهتزاز آن نیز نماد حاکمیت آن تفکر و اندیشه است. پرچم محل اتحاد و انسجام جامعه است که تمام اعضای آن را با تمام اختلاف‌ها به زیر یک بیرق، متحد و منسجم می‌کند. لذا کعبه عَلَم و نشان اسلام است و اقامه حج اهتزاز اسلام و نمودی از استقلال و انسجام و اقتدار و حاکمیت و حیات امت و اندیشه اسلامی است.

 

تبیین نقش پرچم در حفظ حیات جامعه

در جنگ‌های گذشته طرفین درگیری هر یک به زیر عَلَم‌های انحصاری خود منسجم می‌شدند. عَلَم‌دار سپاه غالباً از دلیرترین و قوی‌ترین افراد سپاه بود و کسی بود که قدرت اتحاد و انسجام مجموعه را می‌داشت[۲] و می‌توانست اجتماع را در زیر عَلَم خود مجتمع و متحد کند. تا زمانی که پرچم مهتزز بود مؤید تنفس و حیات آن سپاه بود لذا نگاه سپاهیان به پرچم بود که باعث همبستگی و یکپارچگی مجموعه می‌شد. ازاین‌رو همیشه یکی از نگاه‌های استراتژیک دشمنان در درگیری‌ها فروکاستن پرچم‌ها بود تا با مهار پرچم بتوانند در جبهه مقابل گسیختگی و هرج‌ومرج ایجاد نمایند. اگر پرچمی به زیر می‌آمد نائبان آن سعی در استمرار اهتزاز آن می‌داشتند تا نظم مجموعه حفظ شود. فروکاستن پرچم نمادی از تغلب جبهه‌ای بر دیگری بود، پیروز میدان پرچم خود را بر مَحارب شهر نصب می‌نمود تا سلطه خود را تثبیت و به رخ بکشاند.

 

خواص عَلَمیت حج
خواص عَلَمیت حج

اکنون پرچم نماد حاکمیت یک تفکر است و اهتزاز آن نماد اقتدار آن اندیشه است. اهتزاز پرچم در محیط‌های نظامی نمادی از پاسداری از حاکمیت یک اندیشه است. انس به پرچم نیز در هر جامعه‌ای و هر اندیشه‌ای سبب الفت و یکدلی و انسجام اعضای آن جامعه می‌شود.

جریان‌های انقلابی پس از پیروزی با ایجاد تغییراتی در پرچم‌ و حذف برخی نمادهای منتسب به حاکمیت گذشته نمودی از اندیشه خود را به رخ می‌کشانند. در جنبش‌های رفرمیستی، گروه‌ها غالباً با ایجاد تغییراتی در پرچم و یا معرفی پرچمی مستقل سعی در ا‌یجاد انشقاق و گسیختگی جامعه به نفع خود می‌باشند که این تغییرات نیز ریشه در اندیشه این گروه‌ها دارد.

 

کعبه به‌مثابه پرچمی برای اسلام

در لسان معصومین علیهم‌السلام کعبه به‌مثابه پرچمی برای اسلام معرفی می‌شود که تمام متعلقات و کارکردهای یک پرچم را در خود توصیف می‌نماید. کعبه مبین اندیشه اسلام است و اقامه حج به‌مثابه اهتزاز و اقتدار و حیات و حاکمیت اسلام و اندیشه اسلامی است، حضور در حج نماد اتحاد و انسجام امت اسلامی با تمام اختلافات رنگی و زبانی و قومی و نژادی و اعتقادی بر زیر لوای یک پرچم مشترک است.

تا زمانی که حج قائم است، اسلام زنده است و حاکمیت خود را به رخ می‌کشاند، اتحاد و انسجام امت اسلامی را به منصه ظهور می‌رساند و این خود نمودی از اقتدارِ اسلام و اندیشه اسلامی است. حج به‌عنوان واجبی شرعی و از ارکان دین اسلام است که ترک آن در شرایط استطاعت گناهی کبیره است[۳]. این نگاه استراتژیک اسلام مانع تعطیلی حج شده و استمرار حیات و حاکمیت اسلامی را سبب می‌شود.

 

تبیین نگاه دشمنان اسلام به پرچم اسلام

دشمنان خدا و اسلام نیز یکی از نگاه‌های استراتژیکشان برای غلبه بر اسلام و خاموشی نور خدا[۴] فروکاستن پرچم اسلام است. لذا همواره کعبه و حج زیر بار تحریف و تحصیر و تحدید و تهدید و تخریب قرار داشته است. گاه جنگ نرم دشمن کعبه را بتکده و مناسک حج را شرک‌آلود می‌کند[۵]. گاه کعبه در نزاعی نیمه سخت در حصر و مراقبت دشمنان خدا قرار می‌گیرد و گاه درنبردی سخت تهدید یا تخریب می‌شود. تا از این‌سو بتوانند پرچم اسلام را تغییر داده یا آن را فرو بکاهند و با ایجاد گسیختگی در امت اسلامی راه را برای نفوذ و نابودی اسلام هموار نمایند. سپاه ابرهه برای تخریب کعبه لشکرکشی می‌کند[۶]، حصین بن نمیر برای تخریب کعبه اقدام می‌کند[۷] و گاه داعشیان برای تخریب کعبه رجزخوانی می‌کنند[۸]. گاه ابوسفیان بر کعبه حکومت می‌کند، گاه امویان و گاه زبیریان و گاه عباسیان و گاه عثمانیان و گاه سعودیان[۹].

 

تبیین اشکال دشمنی با کعبه

انواع دشمنی دشمنان خدا با کعبه و حج را در اشکال زیر می‌توان توضیح داد:

تحریف: انحراف کعبه و حج از ماهیت و کارکرد خود که از مصادیق آن در تاریخ پیش از اسلام می‌توان به اقدام «عمرو بن لُحَىّ خزاعى» سرپرست امور مکه در نصب اصنام و تماثیل در اطراف کعبه اشاره نمود. سعی میان اِساف و نائله[۱۰]، کشیدن سوت و کف بهنگام طواف و تغییر زمان ایام حج که به «نَسىء» موسوم است نیز از مجموعه اقدامات تحریفی حج در تاریخ پیش از اسلام محسوب می‌شود[۱۱].

تحصیر: محاصره کعبه و حج توسط دشمنان خدا و حاکمان ظالم و غاصب که از مصادیق آن به حکومت ابوسفیان بر مکه و حکومت سعودیان در حجاز اشاره می‌شود. از اقدامات تحصیری و تحریفی کارگزاران جعلی حج، طرح توسعه بیت‌الله الحرام است که با محاصره کعبه[۱۲] با ابنیه‌ شیطانی و تحقیر کعبه، توجه حجاج از کعبه نمادِ توحید به «ابراجُ البیت» نمادِ حاکمیت شیطان منحرف می‌شود.

تحدید: محدود کردن کعبه و حج توسط دشمنان خدا که مصداق آن رفتار ابوسفیان با پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم در سال ششم هجری[۱۳] و رفتار کارگزارانِ جعلیِ حجِ سعودی در ایجاد محدودیت در برگزاری حج و مناسک عبادی حجاج می‌باشد.

تحریم: ترویج گفتمانِ تحریم به هر بهانه‌ای ازجمله مسائل انحرافی است که گاهی توسط افراد جاهل و یا جریان‌های شبه روشنفکر در جوامع اسلامی القا می‌شود و ثمره‌ای جز برای دشمنی با کعبه ندارد. حج تمتع واجبی است شرعی و ترک آن در شرایط استطاعت گناهی است کبیره، لذا گسترش این گفتمان امری است خلاف شرع. مسئله تحریم از احکام ثانوی است که کسی جز ولی جامعه حق اعلام و اِعمال آن را ندارد.

تعطیل: تعطیلی و معطلی کعبه و حج توسط دشمنانِ مسلط یکی دیگر از مصادیق دشمنی دشمنان خداست.

تهدید: تهدید کعبه و حج توسط دشمنان خدا که یکی از مصادیق روز آن تهدید داعشیان به تخریب بیت‌الله الحرام است. تهدید ضِمنی حجاج توسط سعودیان[۱۴] نیز از دیگر مصادیق این نوع دشمنی‌هاست.

تخریب: تخریب و انهدام کعبه و حج توسط دشمنان خدا همچون داستان سپاه ابرهه، حصین بن نمیر و ادعای داعشیان. سفیانی آخرالزمان نیز نگاهی به تخریب کعبه دارد[۱۵]. تخریب جایگاه و اهمیت حج نیز از دیگر مصادیق تخریب حج محسوب می‌شود. حوادث فجیع و کشتار حاجیان در ایام حج[۱۶] از مصادیق تخریب جایگاه و وجهه حج محسوب می‌شود.

این دشمنیِ دشمنان خدا برای فروکاستن کعبه به‌عنوان پرچم اسلام را در سه لایه توصیف می‌کنیم (شکل ۲):

لایه نخست-دشمنی نرم دشمنان خدا با کعبه و عَلَم اسلام همچون تحریف، بدعت و تحریم حج

لایه دوم-دشمنی نیمه سخت دشمنان خدا با کعبه و عَلَم اسلام همچون تحدید، تحصیر، تعطیل و تخریب

لایه سوم-دشمنی سخت دشمنان خدا با کعبه و عَلَم اسلام همچون تهدید و تخریب کعبه

 

دشمنی نرم

تحریف حج

بدعت در حج

تحریم حج

دشمنی نیمه سخت

تحدید حج

تحصیر کعبه

تعطیلی حج

تخریب حج

دشمنی سخت

تهدید کعبه

تخریب کعبه

توصیف اشکال دشمنی در لایه‌های دشمنی

 

نگاهی به آینده دشمنی با کعبه

حوادث ذی‌الحجه ۱۴۳۶ برای آینده حج و کعبه تبعاتی را متصور می‌کند. از طرفی حوادث منتسب به جنگ قدرت در نظام سعودی تحلیل می‌شود[۱۷] که ماحصل آن به تحریم، تحدید و تعطیلی حج منجر می‌شود و از آن‌سو حوادث را به ماهو حوادث تبیین می‌کنیم که غایتش تخریب، تحقیر و تذلیل حج و جایگاه آن خواهد بود.

 

الف- تبیین حوادث بماهو حوادث و اثر آن بر کعبه و حج

  • تخریب و تحقیر وجهه حج و حجاج در عرصه جهانی از حیث ابزاری برای قدرت‌نمایی
  • تخریب و تحقیر وجهه حج در عرصه اسلامی از حیث جایگاه اهمیت و لزوم اقامه آن
  • القای حس ناامنی و ترس و کاهش اقبال مسلمان به حج
  • ترویج گفتمان تحریم حج از طریق گروه‌های شبه روشنفکر و انسان‌های جاهل

 

ب- تبیین آینده حج در صورت تشدید تنازع در حکومت آل سعود

  • زمینه‌سازی برای تعطیلی حج
  • زمینه‌سازی برای تحدید حج
  • زمینه‌سازی برای دخالت داعش در حجاز و تشدید ناامنی و تأثیرگذاری در برخی مناسبات کعبه و حج

 

اثرات مفروض همگی منجر به تضعیف و تخریب جایگاه کعبه و حج می‌شود. کعبه از محوریت اسلام به حاشیه می‌رود، اتحاد و انسجام اسلام نمود خود را از دست می‌دهد و تفرق سبب چندپارگی جهان اسلام می‌شود، اقتدار آن تضعیف و حاکمیت و حیات خود را از دست می‌دهد و زمینه را برای رخنه و تغلب دشمنان خدا بر اسلام فراهم می‌نماید.

لذا در شرایط کنونی و آینده مناسبات از طرفی در عرصه عمومی با تکریم حج بایستی جایگاه و اهمیت حج محفوظ و مصون بماند و از طرف دیگر در عرصه حاکمیتی با تأمین حج، مدیریت و امنیت آن تثبیت شود. کوتاهی در اهتزاز این نَسک اسلامی منجر به فرو کاهیدن افراشتگی پرچم شده و فروکشیدن آن منجر به بی‌نظمی و هرج‌ومرج جهان اسلام می‌شود که اقتدار و حاکمیت آن را از بین برده و زمینه را برای تغلب دشمنان فراهم می‌کند.

 


پی‌نوشت:

[۱] سید رضی، نهج‌البلاغه، خطبه ۱

[۲] مطهری، مرتضی، حج، صفحه ۲۴

[۳] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۳

[۴] «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»، سوره: الصف، آیه: ۸، لینک

[۵] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۴

[۶] «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ»، سوره: الفیل، آیه: ۱، لینک

[۷] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، شماره ۶۲۹۳

[۸] داعش تهدید به تخریب کعبه کرد، باشگاه خبرنگاران جوان، لینک، تاریخ دسترسی ۰۴/۰۷/۱۳۹۴

[۹] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۴

[۱۰] مرد و زن مسخ‌شده نابکاری که جهت عبرت مردم در محل‌هایی نصب‌شده بودند که بعدها به‌عنوان دو بت برشمرده شدند و مورد پرستش قرار گرفتند

[۱۱] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۴

[۱۲] کعبه در حلقه محاصره طرح جدید وهابی‌ها، مشرق، لینک، تاریخ دسترسی ۰۵/۰۷/۱۳۹۴

[۱۳] همان، شماره ۵۸۷۱

[۱۴] عربستان حجاج را تهدید کرد، شبکه خبر، لینک، تاریخ دسترسی ۰۶/۰۷/۱۳۹۴

[۱۵] «نُرِیدُ إِخْرَابَ الْبَیْتِ وَ قَتْلَ أَهْلِهِ»، حلی، مختصر البصائر، صفحه ۴۴۵

[۱۶] ناتوانی آل سعود و بحران امنیت حجاج/ از حج خونین ۶۶ تا حج خونین ۹۴، خبرگزاری مهر، لینک، تاریخ دسترسی ۰۵/۰۷/۱۳۹۴

[۱۷] جنگ قدرت از واشنگتن تا ریاض/ تحلیلی بر چرایی وقایع مکه و منا، خبرگزاری فارس، لینک، تاریخ دسترسی ۰۹/۰۷/۱۳۹۴

دسته‌ها
استراتژیک تحلیلی دکترینال رویکرد مطالب برگزیده مقالات

مکاتب امنیتی؛ دکترین امنیتی اسرائیل در مقابله با تهدیدات

روی‌کرد امنیتی، متضمن «ثبات» و «بقای» یک سیستم، جامعه و یا حکومت است. همان گونه که دانش پزشکی، متولی تأمین ثبات و بقای جسم انسان است، «امنیت»  حاصل توازن «تهدید» و «آسیب» است. این توازن را باید در میدان کنش امنیتی رقم زد که متأثر از میدان کنش قدرت است.

 

دکترین امنیت

میدان تولید قدرت، چهار گزاره ی اساسی دارد: ضعف و قوت، احتیاج و اراده. دکترین قدرت مبتنی بر چهار گزاره ی مزبور شکل می گیرد.
دکترین امنیت نیز در میدان کنش امنیتی، بر چهار مؤلفه استوار است:
تهدید:در میدان کنش امنیتی، تهدید به گزاره ای اطلاق می شود که به نحوی ثبات و بقای سیستم را دچار اختلال نماید. در امنیت اقتصادی تهدیداتی که یک نظام حکومتی اعم از مؤلفه ای چون سرزمین را هدف قرار می دهند مورد بررسی قرار می گیرند.
آسیب  آسیب به «روند» ایجاد اختلال در یک سیستم توسط عامل تهدیدکننده اطلاق می شود. آسیب شناسی  شناخت روند ایجاد اخلال عوامل تهدیدکننده ی سیستم را شامل می گردد.
فشار:نیرویی که به سیستم وارد می شود و طاقت و توان آن را به چالش می کشد به گونه ای که حیات و ثبات و بقای آن را با خطر مواجه می سازد.
فرصت:عاملی است که در زمان، موجب شرایط موافق سیستم می شود.

C043_P011

 

مکاتب امنیت

برهم کنش میدان «تولید قدرت» و میدان «کنش امنیتی» چهار مکتب امنیتی را پدید می آورد:

 

مکتب آسیب محور 

در این مکتب، مبتنی بر نقاط قوت سیستم، اصالت بر تلاش برای پوشاندن آسیب است، و نه از میان برداشتن تهدید. به عبارت دیگر، تهدید، ثابت فرض شده و سعی بر دگرگون کردن و کاهش ضریب آسیب پذیری سیستم است. کشور شاخص این مکتب، روسیه است، این کشور به عنوان وسیع ترین کشور دنیا در طول تاریخ، جنگ های متعددی داشته است که در سه جنگ اصلی با پروس، فرانسه و آلمان در زمان فردریک کبیر، ناپلئون بناپارت و هیتلر با دکترین امنیتی مکتب نخست توانسته به پیروزی نائل شود. پهناوری سرزمینی و زمستان سرد روسیه، سبب گردید علی رغم پیش روی ارتش های دشمن در این کشور، آسیبی به بقای آن وارد نشود.

C043_P012

 

مدل این مکتب در میان جانوران، لاک پشت است که در مواجهه با تهدید، به مقابله نمی پردازد بلکه آسیب خود را در برابر آن تهدید کاهش داده است. لاک پشت، با دارا بودن پوسته و لاک استخوانی یا غضروفی به عنوان محافظ، در برابر حمله ی سایر حیوانات با پوشاندن آسیب خود، به دفاع می پردازد.

C043_P013

 

 مکتب تهدیدمحور

در مکتب دوم امنیت، آسیب در درون امکان کاهش ندارد، بلکه باید تهدید را در بیرون خنثی نمود.
قوم یهود در مناسبات امنیتی، شاخص این مکتب، محسوب می شود. نبود عمق استراتژیک سرزمینی در فلسطین اشغالی (وسعت سرزمینی بسیار کوچک در حد استان ایلام کشور ایران)، سبب می گردد دولت اسرائیل با اتکای به مکتب دوم امنیتی، این اجازه را برای خود متصور باشد که با هر تهدیدی در سراسر دنیا، حتی در حالت بالقوه، نه حتی بالفعل آن تهدید، به مقابله برخیزد. کشتن بی رحمانه ی کودکان و زنان به دلیل این که تهدیدی بالقوه برای اسرائیل محسوب می گردند از توجیحات این مکتب امنیتی برای اسرائیل محسوب می گردد.

C043_P019

 

 

بنابراین از یک طرف وعده ی نابودی فلسطینیان در اسناد بالادستی یهود و تهدید یهود به وسیله ی نسل کنونی و نسل آینده ی فلسطینیان از طرف دیگر، اسرائیل را بر آن می دارد عوامل تهدیدات بالفعل یعنی مردان جوان و پیر و تهدیدات بالقوه یعنی زنان و کودکان و نوجوانان را با شدت هر چه تمام تر نابود سازد.

IMG14584763

 

مکتب فرصت محور

در این مکتب، ابتدا تهدید را برآورد نموده و سپس آن را تبدیل به فرصت می-نمایند.
تشدید باران، اگرچه با ایجاد سیل می تواند سبب تخریب گسترده در مسیر رود شود، اما بشر با ایجاد بند و سد بر روی رودخانه ها توانسته است نه تنها تهدید سیل را از میان بردارد، بلکه آن را تبدیل به فرصت ذخیره ی آب جهت کشاورزی، و حتی تولید برق نماید. زهر و سم موجود در مار و عقرب نیز، بر مبنای اصالت تبدیل تهدید به فرصت، پایه و اساس ساختن پادزهر را تشکیل می دهد.

 

C043_P023
دولت ایالات متحده ی آمریکا، شاخص و الگوی مکتب اصالت فرصت به شمار می آید. در دوره ی مک کارتیسم در ایالات متحده، که کمونیسم به عنوان تهدید شماره یک محسوب می شد، دولت آمریکا با جذب افراد مخالف دولت شوروی با ملیت روسی که حتی واجد گرایش چپ نیز بودند، توانست یک دیپلماسی بسیار قوی علیه شوروی ایجاد کند، در صورتی که دولت شوروی در این امر بسیار ناتوان بود.

 

us-human-right

 

 

مکتب موقعیت محور

مکتب چهارم امنیتی، مکتب اصالت موقعیت یا وضعیت است که برخلاف مکتب سوم، درون گراست.
صدف نرم تنی است که واجد دو کفه ی محافظتی بوده و بر سطح کف آب های شور زندگی می کند، هنگامی که ذرات شن، ماسه و یا هر جسم خارجی سختی وارد کفه-های محافظ این موجود شود، نرم تن شروع به ترشح کربنات کلسیم به صورت کریستال می کند تا این تهدید را از میان بردارد، لایه های این ماده در اطراف جسم خارجی یکی از گرانبهاترین جواهرات یعنی مروارید را پدید می آورد. این گوهر، که از جوهر صدف به وجود آمده است، ارزش صدف را هزاران برابر می کند.

 

 

در مکتب چهارم، امنیت از طریق تبیین تهدید، و مصادره و هضم آن در اصالت سبب رقم می خورد. این مکتب، مدل امنیتی انحصاری ایران و اسلام است.  در این جنگ کنونی اسرائیل با مردم غزه جمهوری اسلامی ایران با حمایت از مردم فلسطین که اتفاقا سنی مذهب اند توانست قاطبه ی این مردم را با تفکر مقاومت در برابر طاغوت و مفهوم نصرت الهی آشنا سازد و به نوعی عمق استراتژیک ایران را در کیلومترها دورتر از مرزهای کنونی تعریف نماید. از این رو نیز به این جنگ Proxy War یا جنگ نیابتی گفته می شود به این معنا که اسرائیل اگر بتواند مردم فلسطین و غزه را شکست بدهد می تواند به موضوع حمله به کشور ایران نیز در آینده بیندیشد.

C043_P030

 

 

خطبه ۲۷ نهج البلاغه امیر مؤمنان علی علیه السلام

 

۵-۱ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَهُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِیقَهُ فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصْفَ
امّا بعد، بی‏تردید جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند به روی ویژگان از دوستانش برگشوده است. آری، جهاد لباس برازنده پاکدامنی و پرهیزکاری، و زره امان بخش الهی، و سپر محکم اوست. آن کس که از جهاد بگریزد خداوند تن‏پوش ذلّت بر او پوشانَد، و در طوفان فتنه و بلا سقوط کند، و در زیر چکمه فلاکت خرد و زبون شود، و عقل خود را از دست دهد، و به کیفر فرار از جبهه، حق از او روی گردانَد، و سختی و مشقّت بر او فرود آید، و عدالت از او روی بر تابد.

 

۵-۲  أَلَا وَ إِنِّی قَدْ دَعَوْتُکُمْ إِلَى قِتَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَیْلًا وَ نَهَاراً وَ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ قُلْتُ لَکُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ یَغْزُوکُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا فَتَوَاکَلْتُمْ وَ تَخَاذَلْتُمْ حَتَّى شُنَّتْ عَلَیْکُمُ الْغَارَاتُ وَ مُلِکَتْ عَلَیْکُمُ الْأَوْطَانُ
آگاه باشید که من شب و روز، و آشکار و نهان شما را به نبرد با اینان فراخواندم و گفتم پیش از آنکه به جنگتان آیند به جنگشان روید. به خدا سوگند، مردمی که در خانه‏هاشان نشینند تا دشمن به سراغشان آید، قطعاً ذلیل و خوار شوند. شما آن قدر امروز و فردا کردید و به این و آن پاس دادید تا سیل غارتگران، شما را درنوردید و شهرتان سقوط کرد.

 

۵-۳ وَ هَذَا أَخُو غَامِدٍ قَدْ وَرَدَتْ خَیْلُهُ الْأَنْبَارَ وَ قَدْ قَتَلَ حَسَّانَ بْنَ حَسَّانَ الْبَکْرِیَّ وَ أَزَالَ خَیْلَکُمْ عَنْ مَسَالِحِهَا وَ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ کَانَ یَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَهِ الْمُسْلِمَهِ وَ الْأُخْرَى الْمُعَاهَدَهِ فَیَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلْبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رِعَاثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالِاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِینَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ کَلْمٌ وَ لَا أُرِیقَ لَهُ دَمٌ فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ کَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً
اینک لشکر معاویه به سرکردگی مرد «غامدی» به «شهر انبار» درآمده و «حسّان بن حسّان» فرماندار مرا کشته و سپاهیان شما را از مرزها گریزانده است. به من خبر رسیده که بعضی از لشکریان دشمن بر زنان مسلمان و دیگر زنانی که در پناه دولت اسلامند، هجوم برده و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره آنان را به یغما برده‏اند، و هیچ مردی یاور و مدافع آنها نبوده جز ناله و التماس آنان به دشمن. آنگاه غارتگران باد به غبغب افکنده و بی‏آنکه کشته و مجروحی بر جای گذارند، باز گشته‏اند. اگر مرد مسلمانى پس از این رسوایى از اندوه بمیرد، نه تنها نباید ملامتش کرد بلکه مرگ را سزاوارتر است.

 

۵-۴ فَیَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ یُمِیتُ الْقَلْبَ وَ یَجْلِبُ الْهَمَّ اجْتِمَاعُ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقُکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ فَقُبْحاً لَکُمْ وَ تَرَحاً حِینَ صِرْتُمْ غَرَضاً یُرْمَى یُغَارُ عَلَیْکُمْ وَ لَا تُغِیرُونَ وَ تُغْزَوْنَ وَ لَا تَغْزُونَ وَ یُعْصَى اللَّهُ وَ تَرْضَوْنَ فَإِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّیْرِ إِلَیْهِمْ فِی أَیَّامِ الْحَرِّ قُلْتُمْ هَذِهِ حَمَارَّهُ الْقَیْظِ أَمْهِلْنَا یُسَبِّخْ عَنَّا الْحَرُّ وَ إِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّیْرِ إِلَیْهِمْ فِی الشِّتَاءِ قُلْتُمْ هَذِهِ صَبَارَّهُ الْقُرِّ أَمْهِلْنَا یَنْسَلِخْ عَنَّا الْبَرْدُ کُلُّ هَذَا فِرَاراً مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ (فَإِذَا کُنْتُمْ مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ تَفِرُّونَ) فَأَنْتُمْ وَ اللَّهِ مِنَ السَّیْفِ أَفَرُّ
اى شگفتا، به خدا سوگند، که همدست بودن این قوم با یکدیگر با آنکه بر باطل اند و جدایى شما از یکدیگر با آنکه بر حقید دل را مى میراند و اندوه را بر آدمى چیره مى سازد. وقتى مى نگرم که شما را آماج تاخت و تاز خود قرار مى دهند و از جاى نمى جنبید، بر شما مى تازند و شما براى پیکار دست فرا نمى کنید، مى گویم، که اى قباحت و ذلت نصیبتان باد! خدا را معصیت مى کنند و شما بدان خشنودید. چون در گرماى تابستان به کارزارتان فراخوانم، مى گویید که در این گرماى سخت چه جاى نبرد است، مهلتمان ده تا گرما فروکش کند و چون در سرماى زمستان به کارزارتان فراخوانم، مى گویید که در این سورت سرما، چه جاى نبرد است مهلتمان ده تا سورت سرما بشکند. این همه که از سرما و گرما مى گریزید به خدا قسم از شمشیر گریزانترید.

 

۵-۵ یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ مَعْرِفَهً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً قَاتَلَکُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِی قَیْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِی نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَیَّ رَأْیِی بِالْعِصْیَانِ وَ الْخِذْلَانِ حَتَّى قَالَتْ قُرَیْشٌ إِنَّ ابْنَ أَبِی طَالِبٍ رَجُلٌ شُجَاعٌ وَ لَکِنْ لَا عِلْمَ لَهُ بِالْحَرْبِ لِلَّهِ أَبُوهُمْ وَ هَلْ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَشَدُّ لَهَا مِرَاساً وَ أَقْدَمُ فِیهَا مَقَاماً مِنِّی لَقَدْ نَهَضْتُ فِیهَا وَ مَا بَلَغْتُ الْعِشْرِینَ وَ هَا أَنَا ذَا قَدْ ذَرَّفْتُ عَلَى السِّتِّینَ وَ لَکِنْ لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاعُ
اى به صورت مردان عارى از مردانگى، با عقل کودکان و خرد زنان به حجله آرمیده، کاش نه شما را دیده بودم و نه مى شناختمتان. این آشنایى براى من، به خدا سوگند، جز پشیمانى و اندوه هیچ ثمره اى نداشت. مرگ بر شما باد، که دلم را مالامال خون گردانیدید و سینه ام را از خشم آکنده ساختید و جام زندگیم را از شرنگ غم لبریز کردید و با نافرمانیهاى خود اندیشه ام را تباه ساختید. تا آنجا که قریش گفتند: پسر ابوطالب مردى دلیر است ولى از آیین لشکرکشى و فنون نبرد آگاه نیست خدا پدرشان را بیامرزد! آیا در میان رزم آوران، رزمدیده تر از من مى-شناسند، یا کسى را که پیش از من قدم به میدان جنگ نهاده باشد؟ وقتى که من به آوردگاه مى رفتم ، هنوز به بیست سالگى نرسیده بودم و حال آنکه ، اکنون از شصت سالگى برگذشته ام. آرى، کسى را که از او فرمان نمى برند چه رأى و اندیشه اى تواند بود.

 

به راستی اگر اهل سنت را اطاعت از اندیشه ی علی ابن ابی طالب علیه السلام بود این چنین امروز به خاک مذلت می نشستند؟! مردم فلسطین با دانستن تنها دو مؤلفه در اندیشه ی یهود:
•    عقبه ی توراتی غصب سرزمین فلسطین، دشمنی با آنان و نابودی تمام فلسطینیان
•    دکترین امنیتی اسرائیل در نابودی تهدیدات بالقوه و بالفعل

128

 

۱-    نباید ۶۶ سال زیر چکمه های ظلم اسرائیلی ناموس خود و زن و فرزندشان به خاک و خون کشیده می شدند و ذلت و خواری به سراغشان می آمد.
باید بدانند:
۲-     جنگیدن در خانه و خاک خودی جز فلاکت و نابودی برای نسل و جمعیت ثمره ی دیگری نخواهد داشت.
۳-    اختلاف و تفرقه میان گروه های مختلف موجب امتیازدهی بیشتر به دشمن اسرائیلی گردیده است.
۴-    تنها پذیرفتن ولایت یک امام دانا می تواند یک ملت را متحد گرداند که از خصوصیات منحصر به فرد شیعه است.
۵-    اندیشه ی مقاومت که اکنون در میان گروه های مختلف فلسطینی و مردم آن رسوخ نموده همچنین تغییر استراتژی در جنگ از پدافندی به آفندی حتی در جنگ های نابرابر حاصل تفکر علی واری است که از ایران شیعه به آنان هدیه شده است.
۶-    اعتماد به وعده های الهی و نه اعراب خیانتکار در سایه ی اطاعت از یک ولی، پیروزی را حتی در بدترین شرایط و با تحمل بیشترین خسارات به دنبال خواهد داشت. زیرا که:کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرینَ (۲۴۹- بقره)
چه بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن الهی غلبه نمایند و خداوند با صبرکنندگان است.

منبع:  پژوهشکده عفاف

ویرایش شده توسط باشگاه استراتژیست‌های جوان

 نوشته‌ی خانم هاله اسماعیل‌نژاد