دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

پول، پول می‌آورد

یکی از ابعاد غرب‌شناسی استراتژیک، شناخت اقتصاد غرب است. نهادهای اقتصاد غرب به شرح زیراند:

  1. بانک
  2. اوراق قرضه
  3. بورس
  4. بیمه

نیال فرگوسن در کتاب تاریخ برآمدن پول مالی جهان از شش انقلاب مالی یاد می‌کند که چهار انقلاب اول را چهار نهاد بالا رقم می‌زنند و انقلاب پنجم تأمین اجتماعی و انقلاب ششم بازارهای مشتقه[۱] است. در این مقاله سعی می‌کنیم که سازوکار منحط سیستم بازار مشتقه را بیان کنیم.

دسته‌ها
برگزیده بیع و اقتصاد تحلیل رسانه تحلیلی رویکرد سینمای استراتژیک مستند مطالب برگزیده مقالات

پایان امپراطوری دلار + دانلود مستند رازهای پنهان پول

ایالات متحده آمریکا یک نظام امپریالیستی و جهان‌خوار محسوب می‌شود که با ایجاد هژمونی‌ در عرصه‌های مختلف نظامی، سیاسی، علمی و اقتصادی به ویژه با ایجاد یک ساختار نظام‌مند پول جهانی به دنبال برتری و سلطه‌جویی در سطح جهان است. ایالات متحده با القای سلطه استکباری خود در اذهان جهانیان، خود را یک تمدن برتر و قدرت فنا ناپذیر و لایزال معرفی می‌کند و نیز از هیچ‌گونه استعمارگری، جنگ‌طلبی و خون‌ریزی برای اثبات این امر دریغ نمی‌کند. مهم‌ترین پدیده‌ای که برای شناخت این نظام امپریالیستی باید در نظر داشت، نظام واحد جهانی پول یعنی دلار است. شکل‌گیری این سیستم پول جهانی با پشتوانه دلار آن هم به صورت کاملا اتفاقی در جنگ جهانی دوم سبب شد تا زمینه اصلی برای ابر قدرت شدن آمریکا در جهان پدید ‌آید و تنها تحقق این امر باعث شد که آمریکا بتواند در سایر عرصه‌ها نیز به امپراطوریِ خود دست پیدا کند.


528692_6p782eII

اکنون این هیمنه تمدن غرب با رهبری ایالات متحده در حال فروپاشی است، آمریکا در حال حاضر با بیش از ۱۷٫۵ تریلیون دلار بدهی از ۵۳ تریلیون دلار بدهی جهانی، یک تمدن پوشالی و یک نظام ورشکسته است. آمریکا با خلق پول بدون پشتوانه و دامن زدن به ربای سازمان یافته جهانی و صادرکردن آن به کشورهای دیگر و مبنا شدن دلار به عنوان پشتوانه پول سایر کشورها عملا نظام مالی جهانی را با یک بحران عظیم و یک فاجعه‌ی جهانی روبرو کرده است به طوری که با بررسی بحران‌های اقتصادی گذشته از سال ۱۹۳۰ تا به این سو می‌توان دریافت که سیستم مالی و پولی جهان با محوریت دلار آمریکا همواره مشکل‌زا و بحران آفرین بوده است.SS Screen Capture #050
                                                                         لحظه شمار بدهی ایالات متحده آمریکا

SS Screen Capture #049

لحظه شمار بدهی جهانی کشورها

کشورهای مختلف جهان متوجه این بحران و فروپاشی دلار آمریکا شده‌اند و سعی دارند با کنار گذاشتن دلار به عنوان مبنای پول خود و ایجاد پیمان‌های دوجانبه پولی بین خودشان برای مبادله با یکدیگر از خطر ورشکستی و فروپاشی در امان بمانند. یکی از همین اقدام‌ها قردادهای دوجانه بین پنج کشور برزیل، روسیه، هند و چین و آفریقای جنوبی است که تحت عنوان اتحادیه بریکس BRICS شناخته می‌شوند. در زمانی که تمامی کشورها به دنبال جایگزینی سیستم دلار هستند در کمال ناباوری مسئولین دولت جمهوری اسلامی همچنان به این سیستم معتقد هستند و مبادلات خود را بر پایه‌ی دلار انجام می‌دهند.

brics

در طول ۳۵ سالی که از عمر انقلاب اسلامی می‌گذرد ایالات متحده همواره جمهوری اسلامی ایران را خطر جدی برای نظام استکباری خود می‌دیده است. آمریکا در طول این سال‌ها جنگ‌های مختلفی از قبیل جنگ نظامی (سخت) و جنگ عقیدتی (نرم) به ایران تحمیل کرده است اما امروز به گفته مقام معظم رهبری با یک جنگ تمام عیار اقتصادی (نیمه سخت) روبرو هستیم؛ از تحریم‌های اقتصادی گرفته تا بلوکه کردن پول‌های ایران در خارج از کشور و مواردی از این دست که بر همگان آشکار است. اما در سوی دیگر آمریکا همیشه توسط عناصر خود فروخته و جاسوس در کشورهای مختلف توانسته ضربه جبران ناپذیری به کشور هدف خود بزند که جمهوری اسلامی نیز از قاعده مستثنی نیست.

معاون نیکلای چائوشسکو (رئیس جمهور رومانی) جاسوس CIA بود. او بعد از دست‌گیری توسط نیروهای امنیتی رومانی اعتراف کرد که آمریکایی‌ها از او به عنوان جاسوس دو کار خواسته بودند یک آنکه اولویت‌های کشور را به هم بزند و تغییر بدهد به طوری که اگر مثلا کشوری اولویت اولش اقتصاد مقاومتی و در ضمن آن عدم خروج دلار است او این مسئله را به اولویت آخر یعنی خرید کالاهای لوکس و بی ارزش و در پی آن خروج ارز از کشور تغییر بدهد. و دوم آنکه از خواسته بودند که هرکسی را در حکومت در جای غیر تخصصی خودش بگذارد مثلا اگر فلان شخص تخصص امنیتی دارد او را در پست مربوط به اقتصاد به کار بگیرد.

نیکلای چائوشسکو (رئیس جمهور رومانی)

با این تفاسیر باید احساس خطر کرد که چرا در جمهوری اسلامی عده‌ای به دنبال تغییر اولویت‌های نظام در جایگزینی سیستم دلار هستند. ایران اولین کشوری بود مبادلات خود را با کشورهایی مثل چین و هند با ریال و پول همان کشورها انجام می‌داد ولی اکنون مبادلات ارزی ایران به دلار از زمان قبل نیز بیشتر شده است به طوریکه حتی ایران در بین کشورهای پیمان دوجانبه BRICS قرار ندارد.

میلیتون فریدمن از قول لنین اعلام می‌کند که اگر می‌خواهید کشوری را زمین بزنید از راه پولش او را به زمین بزنید. استراتژی ایالات متحده برای فروپاشی انقلاب اسلامی این است که او را از راه پولش زمین بزنند. اما غفلت مردم و مسئولین از این مهم یک اشتباه استراتژیک محسوب می‌شود. در اصول و مبانی جنگ نامتقارن بازی‌کردن در زمین خودی آن هم به قواعد دشمن یه اشتباه فوق استراتژیک است که امروز جمهوری اسلامی مرتکب آن شده است. استفاده از دلار بدون پشتوانه به عنوان پشتوانه ریال و استفاده از مدل‌های اقتصادی غرب و نیز وجود نهادهایی همچون بانک‌ و بورس و خصوصی‌سازی آنها از قواعد دشمن به حساب می‌آید که پیاده سازی چنین الگوهایی در کشور علت مشکلات معیشتی و عدم توان در مقاومت اقتصادی است.

11406949198282232320دانشمندان و استادان اقتصاد غرب همچون پروفسور اشکرافت، جوزف استیگلیتز (برنده دو جایزه نوبل اقتصاد)، دیوید کورتن و مایک ملونی و سایر اندیشمندان‌شان به این مسئله مهم پی برده‌اند که دیگر این نظام اقتصادی و این سیستم پولی جواب‌گوی مشکلات معیشتی مردم نیست و نیز به فکر جایگزینی این سیستم واحد پول جهانی با پشتوانه دلار آمریکا افتاده‌اند. در حال حاضر بیش از ۱۳۰ مستند علمی و نیز بیش از ده‌ها کتاب و چندین فیلم و سریال در این زمینه ساخته و نوشته شده است که در این یادداشت مجالِ ذکر تمامی آنها نیست.

یکی از شاخص‌ترین مستندهایی که درباره کارکرد بانک‌ها و سیستم مالی جهان ساخته شده است مستند رازهای پنهان پول Hidden Secrets of MONEY ساخته آقای مایک ملونی Mike Maloney می‌باشد که فعلا چهار قسمت از آن توسط تیم ترجمه اندیشکده یقین زیرنویس شده است. مستند رازهای پنهان پول به دنبال نشان دادن چگونگی کارکرد سیستم پولی و نیز نحوه خلق پول و عملکرد بانک‌های مرکزی است و اینکه مردم را از شیوه کلاهبردای و فریب بانک مرکزی آمریکا با محوریت خلق پول بدون پشتوانه آگاه کند.

204287_10150230661035625_2498795_o

مایک ملونی مستند خود را با این جمله شروع می‌کند:“ما در حال ورود به بزرگترین بحران مالی هستیم که جهان تا به امروز به خودش دیده است. جابجایی ثروت در این دهه بزرگترین جابجایی در کل تاریخ خواهد بود.” او در ادامه چنین بیان می‌کند که: “کاری که شما باید انجام بدهید این است که آگاهی خود را بالا ببرید، آگاهی در زمینه تاریخچه پول و آگاهی از امور مالی و اینکه اقتصاد جهانی چگونه کار می‌کند و آگاهی از اینکه بانک‌ها و بازارهای بورس چگونه شما را فریب می‌دهند و چطور از شما کلاهبرداری می‌کنند.”

قسمت اول این مستند درباره تفاوت کارنسی Currency از مانی money است. کارنسی به پول رایج گفته می‌شود که ارزش آن متغیر و در حال نوسان است مانند دلار و سایر پول‌های رایج کشورها که هیچ پشتوانه‌ای ندارند. در عین حال مانی ، پولی با ارزش ثابت و غیر نوسانی است مثل طلا و فلزات گران‌بها و پول‌هایی که پشتوانه دارند. مایک ملونی در ادامه این قسمت به بررسی ابعاد مختلف تفاوت مانی از کارنسی می پردازد و به این نکته اشاره می‌کند، دلار که پشتوانه سایر پول‌های رایج جهانی است هیچ گونه پشتوانه‌ای به نام طلا ندارد و بانک مرکزی آمریکا با چاپ دلار بدون پشتوانه در واقع تورم خودش را به سایر کشورها صادر می‌کند.

در قسمت دوم این مستند، مایک ملونی به بررسی علل صعود و سقوط تمدن‌ها و رابطه‌ی آن با سیستم پول بدون پشتوانه (کارنسی) و با پشتوانه طلا و فلزات گران‌بها (مانی) می‌پردازد. او تحقیق خود را از یونان ۶۰۰ سال قبل از میلاد شروع می‌کند؛ جایی که در یونان، طلا به عنوان پول با ارزش شناخته می‌شود. ملونی این سیستم پولی ثابت و طلا پایه را علت اوج‌گیری تمدن یونان می‌داند اما با بررسی بیشتر به این نکته اشاره می‌کند که امپراطوری یونان در طی هفت گام به کارنسی روی می‌آورد و با کنار گذاشتن پول ثابت و خلق سکه‌های ناخالص عملا باعث فروپاشی این تمدن عظیم می‌شود. ملونی معتقد است که این هفت گام امپراطوری در طول تاریخ بارها و بارها تکرار و باعث فروپاشی تمدن‌های مختلف شده است و این‌بار نوبت به فروپاشی امپراطوری آمریکا است.

در قسمت سوم مایک ملونی معتقد است که مرگ استاندارد دلار فرا رسیده و میخ بر تابوت دلار کوبیده شده است. او در مدت ۳۵ دقیقه به بررسی و اثبات این ادعای خود می‌پردازد. او یک تایم لاین از سال ۱۹۷۰ تا سال ۲۰۱۳ در نظر می‌گیرد و تمام اتفاق‌هایی که موجب شده تا دلار آمریکا در حال فروپاشی قرار بگیرید را مورد بررسی قرار می‌دهد. ملونی در این قسمت به کنار گذاشته شدن دلار از مبادلات جهانی و نیز به باز پس‌گیری طلا از خزانه‌داری آمریکا اشاره می‌کند و این را عامل اصلی بحران اقتصادی آینده آمریکا بر‌می‌شمارد. او سپس به بررسی نقش ایران در این ماجرا می‌پردازد و مشخصا از ایران به عنوان اولین کشوری که به سمت حذف دلار از مبادلات ارزی خود رفت، نام می‌برد.

مهمترین قسمت این مستند، قسمت چهارم آن است جایی که مایک ملونی رازِ بزرگترین کلاهبرداری تاریخ را برای ملت‌های جهان فاش می‌کند رازی که افشا شدن آن باعث تغییر و تحولات عظیمی در سیستم جهان و زندگی مردم می‌شود. رازی که کشف آن توسط مردم، فروپاشی سیستم مالی و بانکی جهان را در بردارد و این رازِ بزرگ چیزی نیست جز نحوه کلاهبرداری سیستم بانکی و بانک‌‌دارن در جهان به طوریکه در طول تاریخ چنین چیزی سابقه نداشته است که انسان‌ها توسط یک عده کوچک این‌گونه فریب بخورند. مایک ملونی به شیوه‌ی خارق العاده‌ای بزرگترین کلاهبرداری تاریخ را در هفت مرحله به تصویر می‌کشد و پرده از چهره شیطانی و ربوی نظام بانکی جهان می‌گشاید.

1452530_10151763069556375_1535428446_n

[button color=”red” size=”medium” link=”http://www.uploadbaz.com/sjwek7f1icpl” target=”blank” ] Currency vs Money – دانلود قسمت اول[/button]

[button color=”red” size=”medium” link=”http://www.uploadbaz.com/9n518zhjblde” target=”blank” ] Seven Stages Of Empire – دانلود قسمت دوم[/button]

[button color=”red” size=”medium” link=”http://www.uploadbaz.com/5c8jpop7l105″ target=”blank” ]Death Of The Dollar – دانلود قسمت سوم[/button]

[button color=”red” size=”medium” link=”http://www.uploadbaz.com/pm9v47gc36v7″ target=”blank” ]The Biggest Scam In The History Of Mankind – دانلود قسمت چهارم[/button]

 

دسته‌ها
بیع و اقتصاد تحلیلی رویکرد مقالات

بدهی‌ها در اقتصاد ایالات متحده و خطر بازگشت بحران اقتصادی

با گذشت چندین سال از وقوع بحران فراگیر اقتصادی در ایالات متحده و لطمات زیادی که در نتیجه این مشکلات اقتصادی به اکثریت مطلق جمعیت این کشور وارد شد، امیدها برای رفع معضلات اقتصادی نه تنها افزایش نیافته، بلکه انتظار می رود این بحران بار دیگر بروز یابد.
مسائلی از قبیل نابرابری معضل درآمدها و بدهی ها که در گذشته منجر به فروپاشی اقتصاد امریکا گردید، بار دیگر در حال سایه افکنی بر اقتصاد این کشور است و اگر وضع به همین شکل پیش رود، ممکن است منجر به بازگشت بحران اقتصادی در ایالات متحده شود.

اقتصاد آمریکا در انتظار بحران قریب الوقوع
طبق گزارشات اخیر، بخش های مختلف اقتصاد امریکا در حال مواجهه با یک حباب مشابه و احتمالا گسترده تر از وضعیتی است که پیش از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ با آن رو به رو بوده است. هم اکنون، اداره بودجه کنگره (CBO) در حال برنامه ریزی و ارائه طرح هایی در راستای بازیابی مستمر اقتصادی می باشد. اما دلیل دغدغه های جاری بروز یافته برای آینده اقتصاد ایالات متحده چیست؟ دلیل دغدغه های جاری این است که میزان بدهی های خانوارهای امریکایی به شکل نگران کننده ای در حال افزایش است. در صورت عدم تغییر در شرایط اقتصادی کنونی ممکن است حباب بدهی ها (که ناشی از تشدید نابرابرها در سطح درآمدهاست) در آینده به طور ناگهانی فراگیر گردد و از کنترل خارج شود و در نتیجه بحران جدی ای را به وجود آورد.
مدل های کلان اقتصادی در موسسه علوم اقتصادی لِوی (Levy Economics Institute) نشان می دهند که شرایط نامطلوب فعلی در اقتصاد امریکا (به خصوص در مورد رشد میزان بدهی های در نتیجه تشدید استقراض ها) مشابه وضعیتی است که پیش از بحران اقتصادی قبلی وجود داشته است. مشکل کسر بودجه دولت در حال جایگزینی با دیون رو به افزایش شهروندان امریکایی است. مسئله ای در حال وقوع است، جنبه دیگری از حباب معاملات قماری است که این بار متکی به سطح مصرف مصرف کنندگان و میزان اعتباردهی شرکت ها می باشد.
در شرایط کنونی، ایالات متحده در حال دست پنجه نرم کردن با مسائل بغرنجی است که عبارتند از: تقاضای پایین خارجی، بودجه کم دولت و نابرابری بالا در میزان درآمدها. علائم موجود حکایت از این واقعیت تلخ دارند که وضعیت جاری در آینده نیز تداوم خواهد داشت. با توجه به این مشکلات سه گانه، پیش بینی رشد اقتصادی نمی تواند به آسانی به واسطه صادرات یا سرمایه گذاری توسط دولت بهبود یابد. یک راه حل مهم در اینجا، افزایش میزان مصرف است. حتی می توان گفت که عملیات بازیابی کنونی در اقتصاد بستگی به تقاضاهای داخلی دارد؛ البته نه این که میزان هزینه کرد مصرف کنندگان فقط در بین اقشار ثروتمند بالا رود، بلکه این مورد باید در میان شهروندان عادی نیز روند رو به افزایش داشته باشد. برخی کارشناسان اقتصادی بر این باورند که میزان رشد مصرف شهروندان امریکایی در شرایط خوب و بد اقتصادی، مشابه دهه های گذشته است. اما میزان دارایی ها و دستمزد اکثریت زیادی از مردم شاهد افزایش نبوده است. بنابراین می توان پیش بینی کرد که اکثر امریکایی ها (حدود ۹۰ درصد آنها) یک بار دیگر اقدام گذشته خود را در پیش گیرند، یعنی استقراض بیشتر و بیشتر. با توجه به پیش بینی اداره بودجه کنگره و احتمال توقف رشد اقتصادی، ایالات متحده بدون شک تا اوایل سال ۲۰۱۷ شاهد تکرار تاریخ و وقوع بحران اقتصادی دیگری خواهد بود. اقشار رده متوسط و پایین خانوارهای امریکایی به تدریج شاهد افزایش بیشتر نسبت بدهی ها به درآمدهای خود خواهند بود. همین نسبت در بین اقشار مرفه و ثروتمند امریکایی (که حدود ۱۰ درصد هستند) در حال رشد است؛ یعنی بدهی آنها در حال کاهش و درآمدهایشان در حال افزایش است. طبق بررسی های به عمل آمده، انگیزه هایی که منجر به تشکیل جنبش وال استریت و بروز اعتراض ها نسبت به نابرابری در درآمدها و سوء مدیریت ها در امور مالی گردید، بار دیگر در حال وقوع است.

به چه دلیل رابطه بین میزان بدهی ۹۰ درصد مردم امریکا و سطح درآمد ۱۰ درصد دیگر از اهمیت زیادی برخوردار است؟ شواهد موجود نشان می دهند که عدم توازن کنونی بین درآمد اقشار مرفه و بدهی اقشار دیگر جامعه امریکا به مرور در حال افزایش فاصله است. به طور خلاصه می توان گفت که رابطه نزدیک و مستمری بین افزایش روز افزون ثروت اقشار ثروتمند (که حدود ۱۰ درصد هستند) و افزایش روز افزون بدهی اقشار ضعیف جامعه امریکا (که حدود ۹۰ درصد هستند) وجود دارد. بی شک این واقعیت که سهم درآمد و ثروت اقشار ثروتمند جامعه امریکا به اوج خود رسیده است، مسئله تازه ای نیست. اطلاعات منتشر شده توسط توماس پیکری (Piketty Thomas) و اِمانوئل سائز (Emmanuel Saez) نشان می دهند که اقشار مرفه چگونه نقش مهمی در تشدید “رکود بزرگ” ایفا کردند. آنها ثابت کردند که هیچ کس دیگری نمی توانست به اندازه اقشار مرفه در مسئله رکود تاثیر گذار باشد. جدیدترین تحقیقات انجام شده در این رابطه حاکی از آن است که: هر قدر میزان اندوخته اقشار مرفه ۱۰ درصدی (که به واسطه شرایط بازارهای مالی) افزایش داشته، به همان نسبت میزان ضرر و زیان اقشار ضعیف ۹۰ درصدی جامعه بیشتر بوده است. برای بررسی این موضوع تنها کافی است که آمارهای منتشر شده در این رابطه بررسی شود. در سه دهه اول بعد از جنگ جهانی دوم میزان درآمد ۹۰ درصد مردم امریکا با سرعتی مشابه مقدار مصرف آنها افزایش یافت. اما پس از اواسط دهه ۷۰ ، فاصله ای به وجود آمد و مسیر حرکت خطوط مربوط به “درآمدها و هزینه کردها” بر روی نمودارها از هم جدا افتاد و دور شد. این مسئله زمانی رخ داد که سطح درآمد واقعی، تنزل پیدا کرده بود. بعلاوه، این میزان در سال ۲۰۱۲ نسبت به چهل سال پیش از آن، کمتر شده بود. این در حالی است که فاصله روز افزون بین سطح درآمد و مصرف همواره از طریق استقراض پر شده است. در طول کمتر از ۳۰ سال، درآمد اقشار ثروتمندی که حدود ۲۰ درصد بودند، دو برابر شد.
مسائل ذکر شده در رابطه با بدهی ها، همان مواردی هستند که زمینه رکود اقتصادی را فراهم ساختند. بعلاوه، همین موارد بودند که منجر به تشدید بحران اقتصادی شدند و جای تاسف دارد چنین مسائلی همچنان تا به حال بدون هیچ گونه تغییری ادامه دارند. قبل و بعد از وقوع ورشکستگی ها در اقتصاد امریکا، ثروت اکثریت اقشار مرفه شاهد افزایش بود. برای نمونه، حد فاصله بین سال های ۱۹۸۳ تا ۲۰۱۰ ، مقدار دارایی اقشار مرفه که ۲۰ درصد جمعیت امریکا را تشکیل می دادند، ۱۰۰ درصد افزایش داشت. علاوه بر این، نسبت میزان بدهی آنها به ثروت کاهش یافت. این در حالی بود که اقشار ضعیف جامعه که ۴۰ درصد جمعیت کشور را در بر می گرفت، ۲۷۰ درصد دارایی خود را از دست دادند. پس از سال ۲۰۰۷، هنگامی که خانوارهای امریکایی شروع به پرداخت سریع بدهی های خود نمودند، امیدهای زیادی به وجود آمد. اما با این وجود، باز هم میزان دیون نسبت به میزان دارایی های خالص در واقع بالا رفت. با تحلیل رفتن سطح درآمدها و سقوط آزاد ارزش دارایی ها (مثل مسکن)، امکان ایجاد توازن بین میزان بدهی ها و ارزش دارایی ها از میان رفت. پس از این واقعه، سرعت افزایش دیون تشدید شد. ناتوانی در پرداخت دیون توسط جمعیت ۹۰ درصدی جامعه امریکا (که اکثریت غالب جامعه امریکا را شامل می شود)، بروز بحران مالی در اقتصاد امریکا را اجتناب ناپذیر می سازد.

گرایش بدهی ها به میزان زیادی در بین شرکت ها در حال تغییر است. به طور تاریخی، بخش خصوصی که اغلب توسط جامعه کسب و کاری امریکا اداره می شود، استقراض کننده محسوب نمی گردد. آنها مقدار درآمدهای خود را بسیار بیشتر از مبالغی که استقراض کرده اند، افزایش داده اند. بین سال های ۱۹۶۰ و اواسط دهه ۹۰ میزان وام دهی خالص آنها به میزان زیادی پایین بود و در حدود ۴ درصد تولید ناخالص داخلی قرار داشت. شرکت ها به طور روز افزون در حال افزایش میزان دیون خود به همان شکلی هستند که خانوارهای امریکایی قبل از سال ۲۰۰۸ انجام دادند؛ اقدامی که منجر به بی خانمان شدن بسیاری از خانواده ها و چادر نشینی آنها گردید، درست همانند اتفاقی که در شهر ساکرامنتو رخ داد. پس از بحران اقتصادی، شرکت ها نیز همانند خانوارهای امریکایی از استقراض امتناع کردند. اما در حال حاضر شرکت ها مثل خانوارها در حال افزایش دیون خود هستند.
رفته رفته شیب تندی در سال ۲۰۱۰ برای شرکت های مالی به وجود آمد. این در حالی است که سطح دیون برای افراد و خانواده ها مجدداً در سال ۲۰۱۳ افزایش یافت. برخی کارشناسان اقتصادی بر این باورند که این دسته از کسب و کارها حد فاصل امسال تا سال ۲۰۱۷ ، ۴ تریلیون دیگر به مقدار بدهی ها اضافه خواهند کرد. در شرایط بد اقتصادی کنونی و سیاست های نامناسب مالیاتی، می توان انتظار داشت که افزایش سریعی در میزان بدهی شرکت ها و خانوارهای امریکایی دست کم در بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ رخ دهد. این مسئله به معنای “سونامی بدهی ها” می باشد. از سوی دیگر، عدم افزایش در میزان مصرف توسط شرکت ها و خانوارهای امریکایی این وضعیت را تشدید خواهد کرد.
در صورتی که سطح بدهی ها و میزان مصرفِ مصرف کنندگان کاهش یابد، کشور دچار معضلی خواهد شد که به آن “رکود مزمن” می گویند و طی آن امریکا شاهد بیکاری بیشتر و رشد ضعیف تر (اگر که اصلاً رشدی وجود داشته باشد) خواهد بود. بدین ترتیب، برنامه اداره بودجه کنگره برای رشد اقتصادی احتمالاً نمی تواند محقق گردد، مگر این که شهروندان امریکایی تعهدات مالی بیشتری را تقبل کنند و متحمل استقراض بسیار بیشتری شوند. بدون انباشتگی دیون، تقاضای بیشتری برای مصرف و هزینه کردها به منظور ایجاد تحرک در اقتصاد به وجود نخواهد آمد.

نتیجه:
آن چه مسلم است این است که شرایط پیش از بحران اقتصادی قبلی در ایالات متحده بر اقتصاد این کشور سایه بزرگی افکنده است و این موضوع با توجه به تشدید فاصله بین اقشار مرفه و ضعیف و نیز کاهش قدرت خرید اکثریت مطلق جمعیت ساکن در امریکا به خوبی نمایان است. در صورت استمرار شرایط فعلی در اقتصاد امریکا و عدم وجود عزم جدی برای ایجاد تحرک در اقتصاد این کشور از طریق افزایش سطح دستمزدها و بالا بردن قدرت خرید اقشار متوسط و ضعیف جامعه، بار دیگر ایالات متحده شاهد تجربه ناخوشایند بحران مالی و اقتصادی خواهد شد. البته با توجه به مواردی که در اینجا بررسی شد، این معضل برای اقشار مرفه امریکا نامطلوب نخواهد بود، چراکه این تنها اقشار آسیب پذیر جامعه امریکا است که همواره ضربات اقتصادی جبران ناپذیری را متحمل می شوند.
بدین ترتیب، با توجه به محقق شدن دوباره انگیزه هایی که منجر به ایجاد جنبش وال استریت و بروز اعتراض ها بر علیه نابرابری های فاحش و سوء مدیریت ها در امور اقتصادی ایالات متحده گردید، شاید دور از انتظار نباشد که اعتراضات خیابانی بار دیگر اتفاق بیفتد.

نویسنده: دیمیتری پاپادیمیتریو (Dimitri Papadimitriou)

منبع:theguardian.com

مترجم: شهسوار صفایی
منبع: موسسه مطالعات آمریکا