دسته‌ها
استراتژیک انتقادی تحلیلی رصد استراتژیک رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی فضای سایبر مطالب برگزیده

بررسی امنیتی نرم‌افزار تلگرام

اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم، رئیس فضای مجازی کشور می‌شدم! رایانه‌ها و فضای مجازی و سایبری که الآن در اختیار شماست، اگر بتوانید این‌ها را یاد بگیرید، می‌توانید یک کلمه حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما را نمی‌شناسند برسانید! این فرصت فوق‌العاده‌ای است، مبادا این فرصت را ضایع کنید. اگر ضایع شد خداوند متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد.

مقام معظم رهبری – ۹۱/۰۷/۲۰

 

وضعیت تلگرام و درصد کاربران آن:

در ایران با ۴۴.۳ درصد اول، روسیه با ۱۱.۳ درصد دوم، ایتالیا با ۴.۵ درصد و برزیل با ۴.۲ در رتبه‌های بعدی ترافیک الکسا هستند.

 

شناسنامه تلگرام:

موسس: پاول دورف، ملیت: روسی، فارغ التحصیل دانشگاه دولتی سن‌پترزبورگ، مؤسس پیام‌رسان تلگرام در ۲۰۱۳، دارایی خالص ۲۶۰ میلیون دلار آمریکا (۲۰۱۲)

پیام‌رسان تلگرام (Telegram) یک پیام‌رسان چندسکویی (Cross-platform) است که برای نسخه‌های کلاینت متن‌باز است. کاربران تلگرام می‌توانند پیام‌ها، تصاویر، ویدئوها و اسناد (همه انواع پرونده‌ها پشتیبانی می‌شود) خود ویرایش و به‌صورت رمزنگاری‌شده تبادل کنند. تلگرام رسماً برای اندروید و آی‌اواس (از جمله تبلت‌ها و دستگاه‌های بدون وای-فای) و ویندوز‌فون در دسترس است. همین‌طور نسخه وب، نسخه اواس ده، نسخه لینوکس و یک کلاینت دسکتاپ ویندوز از توسعه‌دهنده‌های مستقل که از رابط برنامه‌نویسی نرم‌افزار تلگرام استفاده می‌کنند در دسترس هستند. کاربران نرم‌افزار امکان تبادل پیام، عکس، ویدیو و فایل تا حجم ۱.۵ گیگابایت را دارند.

در بررسی شناسنامه تلگرام مخصوصاً از نویسنده و کشور تولید کننده، ممکن است این شبکه به نظر برسد که از نسخه‌های غربی آن قابل‌اعتمادتر است؛ اما در بررسی‌های دقیق‌تر می‌بینیم پشت پرده این شبکه اجتماعی چه موضوعاتی است که عموم مردم و مخصوصاً نخبگان باید به آن توجه نمایند.

 

«تلگرام» چگونه جیب اطلاعاتی ایرانیان را خالی می‌کند؟

در شرایطی که موج احساس عدم امنیت نسبت به محصولات نرم‌افزاری صهیونیستی در حوزه فضای مجازی که به صراحت و با وقاحت هرچه‌تمام‌تر به تخلیه اطلاعاتی و جاسوسی از دولت‌ها و ملت‌ها مشغول می‌باشند فراگیر شده بود، به ناگاه برنامه پیام‌رسانی بر بستر تمامی سیستم‌عامل‌ها اعلام

موجودیت نمود که شعار خود را امنیت قرار داده بود و این‌گونه القا می‌کرد که گویا بر آن شده تا نگرانی‌های کاربران فعال حوزه شبکه‌های اجتماعی را برطرف نماید.

 

اما آیا تلگرام، اپلیکیشن پیام‌رسانی که در میان کشورهای جهان، ایرانیان بیشترین استفاده را از آن دارند، به راستی امن است؟!

در این مقال قصد آن داریم که پرده از اسرار این محصول مشترک جاسوسی برداشته و زوایای پنهان این ابزار خطرناک را به نمایش عموم گذاشته تا مشخص شود که تلگرام نه نرم‌افزاری امن برای کاربران بلکه محصولی در خدمت امنیت دولت‌های صهیونیستی می‌باشد.

مدیر سایت تلگرام پاول دروف و برادر وی نیکولای می‌باشند که برادر او هم مدیر سابق شبکه اجتماعی وی کی می‌باشد که به زاکربرگ دوم معروف است، جالب آنکه این شبکه ضداجتماعی جزء سایت‌های محبوب در سرزمین‌های اشغالی و در میان صهیونیست‌هاست.

پاول دروف دارای مدرک دکتری زبان‌شناسی و از تیزهوش‌ترین دانشجویان دانشگاه سن‌پترزبورگ بوده و پدر وی نیز از یهودیانی است که استاد فلسفه دانشگاه محسوب می‌شود و در بدو شروع کلاس‌های خود قسمت‌هایی از «کتوویم» قسمت سوم «تنخ» را قرائت می‌کند.

پاول در جریان کودتای آمریکایی اوکراین، دستور سرویس امنیتی روسیه FSB را جهت مسدودسازی صفحات رهبران کودتای اوکراین در شبکه اجتماعی وی کی و دادن اطلاعات لیدرهای میدانی کودتا را رد کرده و عملاً باعث گردید که دولت روسیه که بر سر باقی ماندن اوکراین در اتحاد با خود یا پیوستن به اتحاد دشمنان خود تحت‌فشار بود، با وی برخورد کرده و وی نیز همراه با اعلام استعفا خود سندی را دال بر فشار ولادیمیر پوتین و دستگاه امنیتی روسیه در وی کی انتشار داد و اعلام کرد هرگز به روسیه برنخواهد گشت. پاول قبل از خروج از طریق دوست هم‌دانشگاهی خود با پدر وی «مایکل میری لاشویلی» آشنا می‌شود و همراه با سرمایه وی شرکتی به نام «قلعه دیجیتال» را در آلمان ایجاد می‌کند که مرکز آن در «برلین» قرار دارد.

مایکل میری لاشویلی میلیاردر یهودی -صهیونیست یک روسی- گرجستانی و صاحب شرکت کسب‌وکار میری لاشویلی و یکی از بزرگ‌ترین تاجران طلا و جواهر دنیا و رهبر کنگره یهودیان روسیه است.

وی تأثیرگذارترین عضو WJC کنگره جهانی یهود بوده و در حال حاضر ساکن تل‌آویو‌است. مایکل از حامیان تجهیز ارتش رژیم صهیونیستی به آخرین سلاح‌های روز دنیا و افزایش بودجه نظامی این رژیم می‌باشد و بارها در کنگره جهانی یهود این موضوع را مطرح کرده است.

جالب آنکه سرور نرم‌افزار تلگرام در کشور انگلیس و شهر لندن بوده و این سؤال بی‌پاسخ‌مانده که چطور می‌شود که شرکتی در برلین آلمان مستقر می‌باشد چرا باید سرور آن در لندن و آن هم بر یک سرور کاملاً دولتی که سایت‌های دولتی انگلیس بر آن سوار است باشد؟! البته در سال ۹۵ تلگرام سرویس‌دهی به ایرانی‌ها را از سرور انگلیس به هلند انتقال داد که این هم موضوع قابل‌تأملی است که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم.

با توجه به اسناد یاد شده شکی نیست که تلگرام صرفاً به این دلیل ایجاد شده که با شعار تضمین امنیت کاربران خصوصاً کشورهای هدف صهیونیست‌ها در برهه‌ای که اسناد متقنی در باب جاسوسی و فروش اطلاعات توسط وایبر، واتس‌آپ و اینستاگرام و… در فضای مجازی پخش گردید و اذهان عمومی را مشوش ساخت در لوای این ادعای دروغین مأموریت جمع‌آوری اطلاعات کاربران این‌گونه نرم‌افزارها را بدون وقفه ادامه دهند.

 

 

مایکلمیریلاشویلیکیست؟

همان‌طور که بیان نمودیم مایکل میری لاشویلی سرمایه‌دار صهیونیست که رئیس کنگره یهودیان روسیه (RJC) عضو هیئت‌رئیسه کنگره جهانی یهود (WJC) رئیس شرکت قلعه دیجیتال یکی از اصلی‌ترین و مشوق همیشگی جنگ‌طلبی ارتش رژیم صهیونیستی بوده و است.

مایکل میری لاشویلی مدیر شرکت قلعه دیجیتال (Digital Fortress) که مدیر و سرمایه‌گذار نرم‌افزار تلگرام می‌باشد یک مهره امنیتی ساده محسوب نمی‌شود بلکه به‌جز مسئولیت‌های رسمی وی، او را می‌توان یک مدیر اطلاعاتی دانست.

مایکل میری لاشویلی در کنار معاون شاباک (شین بت)
مایکل میری لاشویلی در کنار معاون شاباک (شین بت)

در عکس زیر مشاهده می‌کنید مایکل لاشویلی کلاهی بر سر دارد که آرم یا نشان خاصی بر آن حک گردیده که برای کارشناسان نظامی امنیتی آشنا به نظر می‌آید. کسانی که با نیروهای ارتش اسرائیل آشنایی دارند به خوبی می‌دانند که هر شهروند صهیونیست مناطق اشغالی فلسطین، یک نظامی محسوب شده و طبق قانون داخلی اسرائیل غاصب باید یک محل خدمت نظامی را برای خود انتخاب کنند و در طول سال در خدمت واحد مربوطه بوده و در شرایط خاص نیز به‌طور کامل تحت فرماندهی رده نظامی مشخص قرار گیرند.نشانی که به آن اشاره کردیم آرم سایرت متکل (סיירת מטכ”ל Sayeret Matkal) یگان فوق ویژه ستاد کل فرماندهی و عملیات ارتش اسرائیل می‌باشد که بالاترین مرجع نظامی در دولت نامشروع صهیونیستی محسوب می‌گردد. نیروهای این یگان مستقیماً از فرماندهی ارشد کل ارتش جنایتکار اسرائیل دستور می‌گیرند.

جالب آنکه در شرح مأموریت این یگان فوق ویژه آمده است: این نیروها مسئولیت تمامی «عملیات‌های ضدتروریستی»، «عملیات‌های پنهانی و مخفی در عمق خاک دشمن» و قابلیت «حملات ضربتی همزمان» را بر عهده دارند!

جالب آنکه بسیاری از مسئولین طراز اول رژیم صهیونیستی سابقه حضور یا فرماندهی در یگان سایرت متکل را در پرونده جنایتکارانه خود به ثبت رسانده‌اند؛ از جمله جلادانی که می‌توان به نام آنان اشاره کرد؛ ایهود باراک، بنیامین نتانیاهو، شائول موفاز و نفتالی بنت (وزیر اقتصاد) می‌باشند که هرکدام در زمان خود فرماندهی این یگان یا بخش‌هایی از آن را بر عهده داشته‌اند.

سایرت متکل در حقیقت واحد شناسایی ستاد کل ارتش رژیم نامشروع صهیونیستی محسوب می‌شود و در جای دیگر از جزئیات مأموریت آن بیان شده است:

Conducting Deep Reconnaissance Behind Enemy Lines To Obtain Strategic Intelligence

که ترجمه دقیق آن «انجام شناسایی عمیق پشت خطوط دشمن برای به دست آوردن اطلاعاتی استراتژیک» می‌باشد.

این یگان فوق ویژه که وظیفه این چنینی را بر عهده دارد صرفاً از افسران خبره اطلاعاتی -عملیاتی ارتش رژیم اشغالگر فلسطین تشکیل گشته و هیچ سربازی حق حضور در این واحد را ندارد، این نیروی فوق ویژه طبق اسناد تنها یگان نظامی – امنیتی رژیم غاصب اسرائیل محسوب می‌گردد که حتی کیدون (Kidon) نیز در عملیات‌های خود نیازمند تائید فرمانده این یگان می‌باشد. با تفاسیر فوق می‌توان تلگرام را تکاور نخبه اینترنتی ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی دانست که درواقع با شعار دروغین حفظ امنیت و حریم خصوصی کاربران که بعد از رسوایی تخلیه اطلاعاتی جاسوس‌کده‌های همیشه همراه وایبر، واتس‌آپ و اینستاگرام موج ناامنی را در جامعه کاربران این قبیل شبکه‌های ضداجتماعی ایجاد کرده بودند، فعالیت خود را آغاز کرد تا براساس مأموریتی که برای این یگان فوق ویژه که در بالا بدان اشاره کردیم ترسیم شده ضمن شناسایی دقیق از خطوط دشمن خود به جمع‌آوری حداکثری اطلاعات استراتژیک آن اهتمام ورزد.

با این حساب باید دانست که تلگرام یک هواپیمای کاغذی سفید رنگ در آسمانی آبی نیست بلکه یک اپلیکیشن شناسایی مخفی کار است که می‌خواهد با نفوذ در عمق سخت‌افزار و نرم‌افزار کاربران اطلاعات آنان را رصد و تخلیه نماید.

شرکت قلعه دیجیتال ۲ دفتر رسمی در منطقه و شهر بوفالو در نیویورک (دفتر اصلی شرکت) و نیز در برلین آلمان (دفتر دوم) و دفتر پوششی به نام ریتز کارلتون در هرتزلیا در سرزمین‌های اشغالی فلسطین دارد و از نکات مهم و جالب‌توجه آن است که شرکت و تیم تجاری Vaizra که متعلق به پسر ارشد میخائیل میری لاشویلی و دوست و همکلاسی پاول دروف در دوران دانشگاه نیز می‌باشد در دو شهر از این شهرها دفتر داشته و به کارهای تجاری مشغول است.

اکسل نف به همراه یدزحک میری لاشویلی به ترتیب عضو هیئت‌مدیره شرکت قلعه دیجیتال و مدیر اجرایی آن و یدزحک میری لاشویلی رئیس هیئت‌مدیره و پدر وی سرمایه‌گذار اصلی این شرکت می‌باشند.

البته در سایت قلعه دیجیتال مدیرکل (مدیر داخلی) این شرکت را فردی یهودی – آمریکایی به نام مت گربر (Matt Gerber) معرفی نموده است که در سابقه او مدیریت شرکت‌های امنیتی حوزه سایبر که زیرمجموعه دولت آمریکا نیز بوده وجود دارد.

Venture Village مرجع خبری اخبار ویژه دنیای تکنولوژی در اروپا که اتفاقاً این شبکه خبری نیز در برلین آلمان مستقر است! به صراحت بیان می‌دارد که قلعه دیجیتال شرکتی آمریکایی با اصالتی روسی (خانواده میری لاشویلی) در راستای توسعه نرم‌افزارهاست که مسئولیت ساخت و مدیریت تلگرام را به عهده داشته و دارد.

همچنین سایت و نشریه مشهور اقتصادی فوربز (Forbes) که متعلق به خانواده یهودی – آمریکایی اصالتاً اسکاتلندی تبار فوربز بوده و دفتر آن در نیویورک مستقر است و جزء مؤثرترین نشریه‌های اقتصادی دنیا محسوب می‌گردد در بخش روسی خود با اشاره به اینکه نرم‌افزار تلگرام متعلق به شرکت قلعه دیجیتال مستقر در آمریکا است بیان داشته که پاول دروف به عنوان مدیر تلگرام در این شرکت مسئولیت را پذیرفته است. دیتاسنتر اصلی شرکت نیز در شهر کینگ واشنگتن و منطقه تاکویلا (Tukwila) در نزدیکی سیاتل واقع شده است که این دیتاسنتر یک مرکز فوق سری و امنیتی محسوب می‌گردد.

 

موضوع جالب دیگری که در این میان باید در آن تأمل کرد آن است که یکی از سه دیتاسنتر قدرتمند این غول بزرگ جاسوسی مرکز مدیریت شرکت TITAN و صاحب پروژه مخفی پهپاد گوگل و فیس‌بوک می‌باشد و این نیز سندی کامل بر مدیریت در سایه NSA (سازمان جاسوسی آمریکا در فضای سایبر) به وسیله شرکت قلعه دیجیتال در کنترل و همکاری با جاسوس‌خانه‌ای دیگر در فضای مجازی به حساب می‌آید.

موضوع به همین سادگی تمام نمی‌شود شرکت SABEY که خود جزء اولین دیتاسنترهای آمریکا و از اصلی‌ترین دیتاسنترهای جهان می‌باشد که به شرکت‌ها و سازمان‌های متعددی مانند ناسا و مایکروسافت و بوئینگ خدمات می‌دهد! زیرمجموعه شرکت قلعه دیجیتال (Digital Fortress) محسوب می‌شود.

 

با بررسی IP Address سایت تا سال ۹۵ می‌بینیم سروری که به ایران خدمات می‌داد در انگلیس مستقر بود (شکل زیر):

 

اما هم‌اکنون و بعد از اعلام این موضوع توسط رسانه‌ها و برخی مراکز، این سایت سرویس‌دهی‌اش را در سال ۹۵ برای منطقه ایران در هلند انجام می‌دهد که این موضوع هم قابل‌تأمل بود (شکل زیر):

شرکت قلعه دیجیتال به جز امور مرتبط با فناوری اطلاعات و ساخت و ایجاد دیتاسنترها و همچنین نرم‌افزارهایی مانند تلگرام که همه در خدمت و تحت مدیریت خانواده میری لاشویلی می‌باشد و به علت قرار گرفتن دفاتر آن در کنار سواحل کشور آمریکا و دسترسی به آب‌های آزاد موقعیت مناسبی نیز برای آنان جهت تجارت‌های دیگر نیز فراهم آورده است.

مطمئناً هر عقل سلیمی می‌پذیرفت که پاول دروف، جوانی دانشجو که ویکی (VK) را نیز با سرمایه خانواده لاشویلی راه‌اندازی کرد نمی‌تواند به‌یک‌باره صاحب شرکتی به نام قلعه دیجیتال در آمریکا شود و او صرفاً یک‌مهره دست‌دوم و نمایشی روی صحنه بیشتر نیست و حتی شخصیت‌هایی مانند مت گربر یا اکسل نف نیز تنها افرادی امین برای قبول مسئولیت‌هایی از سوی دستگاه‌های امنیتی و شخصیتی نظامی – امنیتی مانند مایکل میری لاشویلی با واسطه پسر وی می‌باشد شخصی که در قامت یکی از بزرگ‌ترین رهبران کارتل‌های صهیونیستی جهان و فرماندهان عالی‌رتبه و پدری معنوی در ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی شناخته می‌شود.

مایکل میری لاشویلی در طول این سال‌ها خود را تا حدی در بین مقامات رژیم صهیونیستی در دنیا مؤثر نشان داده است که نتانیاهو او را این‌گونه خطاب کرده است: من بارها در جلسه وزیران و مسئولین کشور بیان کرده‌ام آقای لاشویلی سرمایه بزرگی برای امنیت اسرائیل است و ما شکرگذار این سرمایه هستیم، آقای لاشویلی از برادر به من نزدیک‌تر است (!) او در همه‌ی مسائل مرتبط با امنیت اسرائیل از اینترنت و فضای مجازی تا کمک به ارتش قهرمان ما و پلیس شهری یک الگو در میان یهودیان ساکن در اسرائیل است!‌ من امروز شخصاً به حضور شما رسیدم که قدردانی خود را از همه زحمات این برادر نزدیک و مهربان بیان کنم!

باید دانست قلعه دیجیتال که پروژه‌ای فوق سری و امنیتی برای سرویس‌های جاسوسی – تروریستی دولت‌های صهیونیستی قلمداد می‌شود را نباید موضوعی سطحی در نظر داشت همان‌طور که اشاره نمودیم، نرم‌افزار جاسوسی تلگرام در زمانی و با شعاری فریبنده وارد کارزار گشت که گویی حافظ امنیت کاربران اینترنت است و این‌چنین بود که با اضافه نمودن تمامی آنچه یک نام‌کاربری (User) و حتی بالاتر از نیاز وی بدان احتیاج دارد تمامی جذابیت اغواگرایانه خود را بکار بست تا بتواند افراد بیشتری را به خود جلب نماید.

 

وضعیت فعلی پیام‌رسان تلگرام

بعد از پناهنده شدن پاول دوروف به آلمان در طی جریان اوکراین، دولت روسیه مجدداً با ایشان رایزنی نموده و ایشان به کشور روسیه برگشته است.

حال اینکه رابطه روسیه با اسرائیل در فضای مجازی با توجه به تضاد سیاست‌های آن‌ها در موضوعات دیگر، چیست؟ موضوعی است که از تعامل سرویس‌های اطلاعاتی این دو کشور از پیام‌رسان وایبر تاکنون قابل‌تأمل بوده و از موضوعاتی است که هنوز در پرده ابهام است؟!

چگونه می‌شود که سرویس‌های اطلاعاتی این دو کشور درخصوص سرویس پیام‌رسان وایبر با هم دارای تعامل باشند (سرویسی که موضوع جاسوسی آن بعد از مدتی برای عموم مردم آشکار شد)؟! و هم‌اکنون نیز با سابقه‌ای که درخصوص پیام‌رسان تلگرام عنوان شد، می‌بینیم توانسته این تعامل را با شرکت این پیام‌رسان ایجاد نماید! واقعاً بین این دو سرویس اطلاعاتی در فضای مجازی چه ارتباطی هست؟!

فلذا تعامل بین سرویس‌های اطلاعاتی این دو کشور از مباحث جدی و پنهانی است که همچنان جای سؤال و ابهامات زیادی را فراهم نموده است؟!

 

مسئولین؛ انتخاب بین غیرت سایبری و دیوث سایبری؟!

سایت خبر ایرانی به نقل از سایت خبری تحلیلی انتخاب در تاریخ ۲۳ دی ۹۴ از وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اعلام نمود: تاکنون نیز چندین فهرست از کانال‌های نامناسب که فعالیت مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران داشته و از سوی وزارتخانه به شرکت تلگرام ارسال شده،‌ مسدود شده‌اند.

وزیر ارتباطات با اعلام این خبر که با مسئولان شرکت تلگرام درخصوص فعالیت برخی کانال‌های تلگرامی مغایر با قوانین در ایران نامه‌نگاری کرده است، گفت: آن‌ها اعلام کرده‌اند هر کانالی را که از سوی وزارت ارتباطات ایران اعلام شود، مسدود می‌کنند.

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در پایان خاطرنشان کرد: تا کنون نیز چندین فهرست از کانال‌های نامناسب که فعالیت مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران داشته و از سوی وزارتخانه به شرکت تلگرام ارسال شده،‌ مسدود شده‌اند.

حال با وضعیت این پیام‌رسان، می‌بینیم که در سال گذشته (بهمن ۹۴ که در خبر ۲۰:۳۰ به آن اشاره شد) حذف کانال‌های غیراخلاقی را مسئولین نظام رایزنی می‌کنند تا این سرویس را فیلتر نکنند.

در اینجا باید پرسید، چگونه ما که برای خرید نرم‌افزارهای کاربردی و مفید، فیلتر هستیم و پشتیبانی برای کشور ایران صورت نمی‌گیرد به راحتی برخی سرویس‌ها به ما داده می‌شود و حتی برایمان سایت‌های اخلاقی را فیلتر می‌کنند تا ما در این سایت حضور داشته باشیم؟! آیا به‌راستی مشکل ما با این پیام‌رسان‌ها فقط مسائل اخلاقی است و یا موضوعات دیگری ما را تهدید می‌کند و زمانی متوجه آن می‌شویم که دیگر دیر شده است؟!

البته شنیده‌ها حاکی از این است که در توافق نهایی حذف کانال‌های غیر اخلاقی را تلگرام دیگر انجام نمی‌دهد که با بررسی در این پیام‌رسان هم می‌بینیم برخی کانال‌ها هنوز باز است. فلذا باز هم تأکید می‌گردد مشکل مسائل اخلاقی بخشی از تهدیدات این نوع شبکه‌هاست و آنچه بیشتر از همه مورد تهدید است امنیت و داشتن اطلاعات کاربران ایرانی توسط سرویس‌های دشمن است.

گرچه در هفته دوم خردادماه ۹۵ شورای انقلاب فرهنگی راه‌اندازی پیام‌رسان داخلی را تصویب و درخصوص پیام‌رسان‌های خارجی هم ضوابطی را مقرر نمود، اما آنچه مهم است باید ببینیم وظیفه مسئولین، سازمان‌ها و رسانه‌ها در این خصوص چیست؟

قبل از تبیین این موضوع ابتدا به تبیین چند واژه می‌پردازیم و سپس این سؤال را پاسخ می‌دهیم.

همان‌طور که در کتاب شریف مجمع البحرین آمده: «دیوث» به مرد بی‌غیرتی گفته می‌شود که مردان بیگانه را بر همسرش وارد می‌کند و این نگاه دین مبین اسلام به این‌گونه افراد است و ما نیز در جامعه‌مان به این موضوع حساس هستیم که عمدتاً به این مسئله فقط پرداخته شده اما این واژه قابلیت بسط و توسعه در موضوعات دیگر را دارد که کمتر به آن پرداخته شده است و از آن‌جمله می‌توان به دیوث سیاسی در بیانات علامه جوادی آملی اشاره نمود.

علامه جوادی آملی به عنوان یکی از اتیمولوژیست‌ها و ترمینولوژیست‌های جهان اسلام (ریشه‌شناس و جریان‌شناس واژه) در تبیین دیوث سیاسی عنوان داشتند:

«در فرهنگ قرآنی غیرت را سه عنصر معرفت، هویت و غیرزدایی تشکیل می‌دهند؛ غیرزدایی به این معنا است که اجازه ندهیم بیگانه به حریم ما نفوذ کند و خودمان هم در کار دیگران تجسس نکنیم. بیگانه را در حریم خود راه دادن و وارد حریم غیر شدن با غیرت سازگار نیست. کشور غنی و برخوردار از نعمات و مواهب الهی است، با وجود این‌همه منابع غنی در داخل کشور، واردات برخی کالاها که در کشور امکان تولید آن وجود دارد، دلیلی جز سوء مدیریت و در برخی موارد بی‌غیرتی ندارد… کسانی که راه نفوذ بیگانگان را در فضای اقتصادی و یا سیاسی به روی کشور می‌گشایند از غیرت اقتصادی و یا سیاسی برخوردار نبوده و دیوث هستند»

 

فلذا ما در این نوشتار به این موضوع (دیاثت سیاسی) نمی‌خواهیم بپردازیم و موضوع بحث ما نیست اما آنچه که می‌خواهیم به صورت اجمالی به آن بپردازیم، دیاثت سایبری است با این تفاسیر، دیوث سایبری کسی است که اطلاعات مردم و نظام را به بیگانه بدهد و هیچ‌گونه غیرت در حفظ آن‌ها نداشته باشد را گویند.

دیوث سایبری کسی است که بیگانه را در بستر فضای مجازی به حریم خصوصی مردم و اطلاعات نظام وارد نموده و راضی به این موضوع باشد را گویند فلذا غیرت سایبری به ما می‌گوید برای حفظ امنیت اخلاقی، فرهنگی، فکری و نظامی کشور باید خود برای حفظ اطلاعات کشورمان برنامه داشته و هزینه کنیم و راضی به استفاده از سرویس‌های دشمن نشویم.

حال می‌بینیم بخشی از کارشناسان و مدیران بدنه فضای سایبر کشور به این موضوع راضی شده‌اند که از این سرویس‌ها استفاده شود با تمام شرایطی که قبلاً به آن اشاره شد و فقط برای حساسیت‌زدائی به دنیال بستن کانال‌های اخلاقی آن هستند، درصورتی‌که موضوع اصلی، اطلاعات افراد و سازمان‌های ماست که اصلاً نمی‌خواهند به آن توجه نمایند و به اعتقاد ما این‌گونه افراد پیاده‌نظام دشمن، خواسته یا ناخواسته هستند و عملاً از غیرت سایبری به دورند.

 

 اما آنچه که مهم است دولت و رسانه‌ها حداقل ۲ وظیفه را دارند:

  • یکی اینکه رسانه‌ها و سازمان‌های داخلی درخصوص موارد اطلاع‌رسانی‌های خود باید از این شبکه‌ها اجتناب نمایند و به نسخه‌های داخلی ولو با قابلیت کمتر رو بیاورند و حتی دولت ابلاغ نماید که هیچ یک از مجموعه‌های دولتی و خصوصی حق استفاده از این‌ها را ندارند و نباید کارکنان و مراجعه‌کنندگان خود را مجبور به استفاده از این پیام‌رسان نمایند و در صورت توجه ننمودن به این موضوع محدودیت‌ها و برخوردهای مناسبی را برای آن‌ها قرار دهند تا به فرهنگ‌سازی این موضوع کمک کند.
  • دوم دولت نیز در هزینه کرد برای ایجاد و ارتقاء این پیام‌رسان‌ها اهتمام لازم را داشته باشد تا امنیت مردم به خطر نیافتد. موضوعی که هنوز نه از سوی دولت آن‌چنان حمایت مناسبی انجام می‌شود و بدتر از آن می‌بینیم رسانه‌های مختلف داخلی حتی رسانه ملی به صورت رسمی اطلاع‌رسانی‌های خود را در کانال‌های این جاسوس‌افزار قرار می‌دهند و بدتر از آن به صورت گسترده و مکرر آن را تبلیغ می‌کنند!

 

و اما اگر این اهتمام در دولت و بخش‌های مرتبط با فضای مجازی کشور نباشد، این موضوع ممکن است در وضعیت فعلی خطر خاص امنیتی افراد و نظام را تهدید نکند و یا خطراتی مانند موضوعات اخلاقی فقط پاشنه آشیل بخشی از مردم و سازمان‌های دولتی باشد؛ اما با ادامه استفاده و قرار دادن اطلاعات توسط مردم و سازمان‌ها در این‌گونه سرورها و سایت‌ها در آینده مشکلات امنیتی نیز مسئولین آینده نظام که از بدنه همین جامعه هستند را مورد تهدید و در اصل کل نظام را به خطر خواهد انداخت.

که به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم:

  1. استفاده در بحران‌های اجتماعی ازاین‌گونه شبکه‌ها که با نداشتن مدیریت آن ممکن است به یک فاجعه تبدیل شود و به عنوان نمونه شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و توئیتر در فتنه ۸۸ که راهبری میدانی توسط این شبکه‌ها انجام می‌شد را می‌توان مثال زد.
  2. مسئولین آینده این نظام برخی از همین شهروندان عادی یا دانشجویان و اساتید بوده که در ۱۰،۱۵ و ۲۰ سال آینده پست‌های مهم کشور را در اختیار می‌گیرند فلذا در موضوعات مهم نظام مثلاً تعامل با کشورهای خارجی، قراردادهای مهم، توافقات و مذاکرات سیاسی و اقتصادی کشور، سرویس‌های اطلاعاتی از اطلاعات شخصی این افراد در گذشته‌شان می‌تواند با مهندسی اجتماعی و شخصیت شناسی بر روی این افراد به نقاط قوت و ضعف و در نهایت مدیریت فکری، روحی و روانی این افراد بپردازد و یا از خبت و خطای آن‌ها به عنوان گروکشی در مذاکرات استفاده نماید.
  3. حتی از اطلاعات شخصی که در بند قبلی به آن اشاره شد سرویس‌های طرف مقابل می‌توانند برای جاسوس نمودن اطراف با تکنیک گروکشی استفاده نمایند و در آینده مشکلات مهم امنیتی را ایجاد نمایند.
  4. و …

 

سؤالات کاربران و راهکارهای پیشنهادی

در اینجا به برخی از نکات و سؤالاتی که مردم عزیزمان مطرح می‌کنند به صورت خیلی اجمالی و فشرده می‌پردازیم زیرا برای دادن راهکارهای کامل‌تر و دقیق‌تر، خود نوشتار بلندی را نیاز دارد که به صورت جامع‌تر به آن پرداخته شود اما در این مقاله فرصت آن نبوده و به صورت کاملاً اجمالی به آن می‌پردازیم.

 

سؤال اول: حال با شناخت کاربران از وضعیت (بخوانید پشت پرده‌های) پیام‌رسان‌هایی مانند تلگرام، برخی از این کاربران سؤال می‌کنند که آیا از شبکه‌های خارجی استفاده نمایند یا خیر؟

برای این سؤال دو راه وجود دارد:

  1. یکی اینکه اگر فرد حتماً لازم است از این پیام‌رسان استفاده نماید، سیم‌کارت خود را در یک گوشی جدا قرار داده و موضوعات ارتباطی و تمام داده‌ها و اطلاعات خود را در گوشی تلفن همراه خود که به اینترنت متصل نیست قرار دهد و یک تبلت یا گوشی یا هر واسط دیگری را برای این پیام‌رسان‌ها در نظر بگیرد تا در صورت جاسوسی از تبلت یا گوشی‌تان هیچ اطلاعاتی (مانند کاربران تلفن همراه که شماره خانواده، اقوام، دوستان و همکارانتان می‌باشند و همچنین داده‌های شخصی و خانوادگی و …) از فرد به سرقت نرود. همچنین بر روی دوربین تبلت یا گوشی یک مانع موقت قرار دهید و در نام کاربری‌تان مشخصات کامل را ننویسید (مشخصات دروغ هم ننویسید) و بیشتر از کانال‌های آن و اخباری که می‌خواهید مطلع شوید فقط استفاده نمایید؛ اما با همه این ملزومات باز هم چون مجبورید گفتگوی دو یا چندنفره داشته باشید همچنان در معرض مهندسی اجتماعی خواهید بود که برای این مشکل هم تا می‌توانید فضای سایبر را جای امنی برای گفتگو ندانید و اطلاعات مهمتان را از طریق خطوط ارتباطی تلفن و یا به صورت حضوری (در صورت امکان انجام دهید)

فضای سایبر یک محیط مدرن است که باید رفتار مدرن با آن داشت نه رفتار سنتی

  1. راه دوم اینکه اگر می‌خواهید از همان گوشی تلفن برای ارتباطات اینترنتی استفاده نمایید از هیچ یک از پیام‌رسان‌های خارجی استفاده ننمایید و از پیام‌رسان‌های داخلی مانند بیسفون، ابرک، ساینا و … استفاده نمایید. لازم به ذکر است که در هیچ صورت اطلاعات شخصی مهم و خانوادگی خود را در گوشی که به اینترنت متصل است قرار ندهید.

باز هم باید تأکید کنم، دو روش فوق ضریب امنیت را بالا می‌برد نه اینکه کاملاً امنیت را تأمین کند.

 

سؤال دوم: حال برخی از افراد که با نظام جمهوری اسلامی نیز زاویه دارند و یا مخالف این نظام هستند، موضوعی را مطرح می‌کنند که ما نمی‌خواهیم در پیام‌رسان‌های داخلی با هم ارتباط داشته باشیم و اگر پیام‌رسان‌های خارجی هم با کشورهایی مانند آمریکا، انگلیس و یا رژیم جنایتکار اسرائیل و حتی روسیه همکاری می‌کنند، باز هم ما به آن‌ها اعتماد می‌کنیم که اطلاعاتمان را داشته باشند؟!

در اینجا باید سه نکته را مطرح کرد:

  • یکی اینکه آیا نمی‌توان اطلاعات سرویس‌هایی مانند پیام‌رسان تلگرام را از این شرکت‌ها که تجاری هستند خریداری و یا با تعامل به اطلاعات این افراد دسترسی پیدا کرد؟! مگر نه این است که مواردی با تعامل با این شرکت کانال‌های اخلاقی آن بسته می‌شد!
  • دوم اینکه اگر برخی از سرویس‌های دیگر مانند وایبر و غیره هم اطلاعاتشان را ندهند آیا امکان حک و نفوذ وجود ندارد؟! در شرایطی که حتی سرویس‌های خیلی امن‌تری مانند گوگل را می‌توان هک نمود و اطلاعات کاربران را دزید که این مهم نیز توسط سرویس‌های اطلاعاتی در دنیا متداول است.
  • فلذا درهرصورت پیام‌رسان‌های خارجی نیز برای افراد داخل کشور ناامن است، حال با این شرایط نکته سومی که باید به این افراد گوشزد نماییم این است که آیا این افراد دوست دارند توسط سرویس‌های اطلاعاتی مانند موساد، سیا و … مدیریت شوند و عملاً اطلاعات شخصی، خانوادگی و فکری خود را در اختیار این سرویس‌ها قرار دهند و عملاً با این کار کنترل خود را به دست آن‌ها دهند و یا می‌خواهند افرادی آزاد باشند؟!

 

 

در پایان نگارنده چند سؤال را مطرح می‌نماید:

  • کشورهای بزرگ که در شعار اقتصادی‌شان یک اصل اعتقادشان شده که (اگر یک دلار هزینه نمودی باید ۲ دلار از آن کسب نمایی) حال اگر به فرض هم یکی از سر انسان‌دوستی این‌گونه شبکه‌های اجتماعی را با میلیون‌ها دلار راه‌اندازی نمود. آیا می‌توان باز هم اعتماد نمود و اطلاعات خود و دوستان و خانواده خود را در این‌گونه شبکه‌ها قرار داد؟
  • کسانی که حتی کمترین شناخت ممکن را از تاریخ جهان دارند به خوبی می‌دانند که دشمنان اسلام، مسلمین و مستضعفین جهان جز به نابودی و حذف ملتی که به بردگی و استثمار آنان در نیاید راضی نخواهند شد و حال چه شده است که چنین نرم‌افزارهایی که میلیون‌ها دلار هزینه ساخت آن‌ها شده است را در اختیار ما قرار داده است؟ آیا می‌توان باور کرد که همه این‌ها قربت الی آ… و از سر انسان‌دوستی می‌باشد؟!

 

  • باز به بیانات مقام معظم رهبری در سالگرد امام راحل خرداد ۹۵ اشاره می‌کنم و به مردم و مسئولین توجه می‌دهم که ایشان فرمود:

استقلال فرهنگیبه اعتقاد بنده از همه‌ی این‌ها مهم‌تر است. استقلال فرهنگی در این است که سبک زندگیرا، سبک زندگی اسلامی – ایرانی انتخاب بکنیم … امروز نظام سلطه برروی این مسئله دارد کار می‌کند؛ همین مسئله‌ی مهندسی اطّلاعات، این ابزارهای جدیدیکه وارد میدان شده است، این‌ها همه ابزارهایی هستند برای تسلّط بر فرهنگ یک کشور. بنده با این حرف نمی‌خواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نهاین‌ها ابزارهایی هستند که می‌توانند مفید واقع بشوند امّا سلطه‌ی دشمن را از اینابزارها بایستی سلب کرد. نمی‌توانید شما برای اینکه مثلاً فرض بفرمایید رادیو وتلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت همهمین‌جور است، فضای مجازی هم همین‌جور است، دستگاه‌های اطّلاعاتی و ابزارهایاطّلاعاتی هم همین‌جور است، این‌ها را نمی‌شود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز دراختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطه‌ی فرهنگی دشمن است.

 


منابع:

سایت ویکی‌پدیا (دانشنامه آزاد) به آدرس https://fa.wikipedia.org

سایت تلگرام به آدرس http://www.telegram.org/

روزنامه شرق به آدرس http://sharghdaily.ir/?News_Id=64393

سایت گرداب http://gerdab.ir

سایت خبری تحلیلی نافع http://nafee.ir

سایت خبری تحلیلی اسلام‌آباد eslamabadkhabar.ir

سایت اطلاع‌رسانی راه دنا http://dana.ir

با تشکر از تمام دوستان و مجموعه‌هایی که در این خصوص همکاری نمودند.

دسته‌ها
استراتژیک رصد استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی

ائمه کفر و سازمان‌‌دهندگان اشاعه کفر در عرصه‌ امنیت (۱)

«…نخستین مرحله در ایجاد امنیت، اصلاح اندیشه خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلط باشد و تروریسم به انواع خوب و بد تقسیم شود، و منافع دولت‌ها بر ارزش‌های انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جست‌وجو کرد….» (*)

 

امنیت به عنوان یکی از ضروری‌ترین نیازهای انسان در همه شئون زندگی، مفهومی است که از ریشه‌ی کلمه‌ی ایمان گرفته شده است؛ مفهومی که به تدریج به وسیله‌ی کفّار در گستره‌ی جهانی تحریف شد.

 

مرکز اشاعه‌ی ایمان، توجه شما را به مراکز سازمان‌دهنده کفر و اشاعه دهندگان اضطراب و ناامنی در جهان و ائمه کفر در عرصه امنیت جلب می‌نماید:

 

نام ائمه کفر (فارسی) نام ائمه کفر (انگلیسی) تصویر جایگاه نماد / LOGO نام اختصاری مرکز کفر سازمان‌یافته
جان برنان John O. Brennan
جان برنان

جان برنان

ریاست آژانس اطلاعات مرکزی رژیم ایالات متحده آمریکا CIA Logo Central Intelligence Agency
(CIA)
رابرت هانیگان Robert Hannigan
رابرت هانیگان

رابرت هانیگان

ریاست سرفرماندهی ارتباطات دولتی بریتانیا GCHQ Logo Government Communications Headquarters
(GCHQ)
الکساندر ویلیام یانگِر Alexander William Younger
الکساندر ویلیام یانگِر

الکساندر ویلیام یانگِر

فرماندهی سازمان جاسوسی خارجیِ بریتانیا (اینتلیجنس سرویس) MI6 (SIS) logo Secret Intelligence Service
((SIS(MI6)
تأمیر پاردو Tamir Pardo
تأمیر پاردو

تأمیر پاردو

رئیس سازمان جاسوسی «موساد» منتسب به رژیم صهیونیستی Mossad logo Institute for Intelligence and Special Operations
(Mossad)
مایکل راجرز Michael S. Rogers
مایکل راجرز

مایکل راجرز

ریاست آژانس امنیت ملی رژیم ایالات متحده آمریکا NSA Logo National Security Agency
(NSA)
ولفگانگ ایشینگر Wolfgang Ischinger
ولفگانگ ایشینگر

ولفگانگ ایشینگر

رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ Munich Security Conference (MSC) LOGO - Imancenter.ir Munich Security Conference
(MSC)

 

 

پی‌نوشت


نامه رهبر انقلاب اسلامی به عموم جوانان در کشورهای غربی‌

 

منبع: مرکز اشاعه ایمان

دسته‌ها
بیع و اقتصاد تبیینی حکمت و فلسفه رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات میان رشته ای

تبیین رویکرد امنیت‌مدار در حوزه اقتصاد

چکیده

تأکید اساسی مقام معظم رهبری در زمینه‌‌ی اقتصاد، در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، پیرامون تصحیح نگاه غیرمادی به ثروت و نیز عدم استفاده از آن برای فساد، ایجاد سلطه و اسراف جهت تحقق الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، مطلع این پژوهش قرار گرفت تا با تبیین رویکرد امنیت مدار در حوزه اقتصاد، گامی در راستای تحقق نگاه غیرمادی به اقتصاد برداریم. برای طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، نخست بایستی عرصه‌های مورد بررسی در آن موضوع را دقیقاً تعریف و طبقه‌بندی نمود، سپس رویکرد مدنظر در طرح‌ریزی را تبیین کرد؛ آنگاه با عرصه‌ی رویکرد مدنظر بر عرصه‌های مشخص شده، طرح‌ریزی را محقق کرد. نگاه کلان ما در طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، بیش از اینکه بر نگرش آینده‌پژوهانه استوار باشد، بر اساس نگرش عاقبت محور برقرار است. در این مقاله، ما با تقسیم عرصه اقتصاد، به چهار بخش: اقتصاد عوام، اقتصاد خواص، اقتصاد عمومی و اقتصاد خصوصی، زمین حوزه‌ی مورد بررسی‌مان (عرصه‌های مورد بررسی) را مشخص کرده‌ایم. سپس رویکرد امنیت مدار را در نسبت با رویکردهای مرتبط با آن تعریف می‌کنیم. آنگاه با پیاده کردن مبانی رویکرد امنیت مدار (که بر محور توازن تهدید و آسیب استوار است) در چهار عرصه‌ی مورد بررسی، آسیب‌شناسی و تهدید‌شناسی، بحران و دکترین مقابله را تعریف خواهیم نمود.

 

مقدمه

برای طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، نخست بایستی عرصه‌های مورد بررسی در آن موضوع را دقیقاً تعریف و طبقه‌بندی نمود، سپس رویکرد مدنظر در طرح‌ریزی را تبیین کرد؛ آنگاه با عرصه‌ی رویکرد مدنظر بر عرصه‌های مشخص‌شده، طرح‌ریزی را محقق کرد. نگاه کلان ما در طرح‌ریزی استراتژیک در حوزه‌های موضوعی، بیش از اینکه بر نگرش آینده‌پژوهانه استوار باشد، بر اساس نگرش عاقبت محور برقرار است. در این مقاله، ما با تقسیم عرصه اقتصاد، به چهار بخش: اقتصاد عوام، اقتصاد خواص، اقتصاد عمومی و اقتصاد خصوصی، زمین حوزه‌ی مورد بررسی‌مان (عرصه‌های مورد بررسی) را مشخص کرده‌ایم. سپس رویکرد امنیت مدار را در نسبت با رویکردهای مرتبط با آن تعریف می‌کنیم. آنگاه با پیاده کردن مبانی رویکرد امنیت مدار (که بر محور توازن تهدید و آسیب استوار است) در چهار عرصه‌ی مورد بررسی، آسیب شناسی و تهدید شناسی، بحران و دکترین مقابله را تعریف خواهیم نمود.

 

نکات مدنظر مقام معظم رهبری، پیرامون نگاه کلان به اقتصاد

«در خصوص مسئله‌ی اقتصاد، آقایان بحث‌های خوبی کردید. «کی لا یکون دوله[۱] بین الأغنیاء منکم»[۲] یک معیار مهمی است. مسئله‌ی عدالت، بسیار مهم است. یکی از ارکان اصلی این الگو باید حتماً مسئله‌ی عدالت باشد. اصلاً عدالت معیار حق و باطل حکومت‌هاست. یعنی در اسلام اگر چنانچه شاخص عدالت وجود نداشت، حقانیت و مشروعیت زیر سؤال است.

مسئله‌ی دیگر، نگاه غیرمادی به اقتصاد است. بسیاری از این مشکلاتی که در دنیا پیش آمده، به خاطر نگاه مادی به مسئله‌ی اقتصاد و مسئله‌ی پول و مسئله‌ی ثروت است. همه‌ی این چیزهایی که دوستان از انحراف‌های غرب و مشکلات فراوان و مسئله‌ی استثمار و استعمار و این‌ها ذکر کردند، به خاطر این است که به پول و به ثروت نگاه ماده‌گرایانه وجود داشته. می‌توان این نگاه را تصحیح کرد. اسلام برای ثروت اهمیت قائل است، اعتبار قائل است. تولید ثروت در اسلام مطلوب است؛ منتها با نگاه الهی و معنوی. نگاه الهی و معنوی این است که از این ثروت برای فساد، برای ایجاد سلطه، برای اسراف نباید استفاده کرد؛ از این ثروت بایستی برای سود جامعه بهره برد. و بقیه‌ی مسائل فراوانی که وجود دارد. »[۳]

 

جایگاه رویکرد امنیت‌مدار در طرح‌ریزی استراتژیک

برای تبیین دقیق رویکرد امنیتی در یک طرح استراتژیک، نخست بایستی جایگاه این رویکرد را در نسبت با رویکردهای مرتبط با آن تفهیم نمود. پیش‌ازاین رویکرد، تبیین رویکرد قدرت‌مدار لازم است و پس‌ازآن، بایستی رویکرد وخامت مدار را به دست بررسی نهاد.

 

الف) تبیین اجمالی قدرت، به عنوان پیش‌درآمد امنیت

قدرت، بنا به یک تعریف اولیه، عبارت است از توان تحمیل اراده خود بر نفس، دیگری و طبیعت. کلیدواژه‌های اصلی تولید قدرت شامل ضعف، قوت، احتیاج و اراده می‌شود. متغیر اصلی چهار پارامتر یاد شده، احتیاج است و عامل اصلی که تحقق قدرت، آن را دنبال می‌کند، تحمیل اراده است. یعنی با کاهش هرچه بیشتر نیاز، (که این نیاز، خود مبتنی بر اراده هست) می‌توان تهدید و آسیب را کاهش داد و سطح امنیت را ارتقا بخشید.[۴]

 

 

ب) تبیین اجمالی امنیت

علم استراتژی، دانش بقای جامعه است. امنیت هم گزاره اصلی حفظ بقاست. لذا بن‌مایه طرح‌ریزی استراتژیک، برقراری امنیت در حوزه مدنظر است. امنیت، با توازن آسیب (به عنوان یک عامل داخلی) و تهدید (به عنوان یک عامل خارجی) محقق می‌شود. آسیب به عنوان مرز بین قوت و ضعف خودی تعریف می‌شود و تهدید نیز مرز بین قوت و ضعف دشمن است. لذا افزایش ضریب امنیتی، به معنای کاهش متوازن آسیب و تهدید از عرصه‌های موردنظر است.

برای بررسی اصل امنیت در یک سیستم، نخست باید آن سیستم را شناخت و با توجه بدان، پارامترهای مؤثر در از بین رفتن امنیت را یافت؛ آنگاه با تبیین ارتباط بین این پارامترها، امکان امن بودن، یا به مخاطره افتادن امنیت آن سیستم را برآورد نمود.[۵]

 

 

عرصه شناسی بررسی اقتصاد

در یک تقسیم‌بندی جامع و کلی، می‌توان عرصه اقتصاد را به دو زیر عرصه حقیقی و حقوقی تقسیم نمود.

در عرصه حقیقی، «اقتصاد عوام» و «اقتصاد خواص» را خواهیم داشت و در عرصه‌ی حقوقی نیز «اقتصاد عمومی» و «اقتصاد خصوصی» را مدنظر می‌گیریم.

اما آنچه امروزه در علم اقتصاد به‌طورکلی بیان می‌شود، شامل micro economy (اقتصاد خرد) و macro economy (اقتصاد کلان) هستند. ما به ازای این دو عرصه در طرح ما به ترتیب، عرصه‌ی تاکتیکی (tactical) و عملیاتی (operational) می‌باشد.[۶]

 

لایه‌بندی امنیتی عرصه‌های اقتصاد

در سطح اقتصاد خواص، بایستی مبنای قرار دادن تقوا در کنار تلاش، به عنوان عاملی برای گشایش اقتصادی تبیین و تفهیم شود. لذا گفتمان سازی «معیدت‌مندی»[۷] گره‌گشای مشکلات اقتصادی است. چرا که اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می‌داند؛ درحالی‌که در اسلام، منابع و امکانات نامحدود معرفی شده‌اند! از طرفی، اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرف‌گرایی تأکید دارد.

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَرْضِ[۸]

و اگر مردم ایمان آورده و پرهیزگار بودند، ما ابواب برکات زمین و آسمان را بر آن‌ها گشوده بودیم.

ورشکستگی دیترویت که از ۱۸ جولای ۲۰۰۳ پذیرفته شد، خود گواه ناکارآمدی اقتصاد غربی یا همان لیبرال اکانامی است.

 

در عرصه عمومی، با تبیین مالکیت درجه دو، منطبق با اندیشه امام موسی صدر، با زدایش انسان‌محوری (اومانیسم) می‌توان در راستای گفتمان سازی نگاه غیرمادی به ثروت و اقتصاد، گام مؤثری برداشت.

ترویج معارف خمس برای عوام و تبلیغ زکات برای اشخاص واجد شرایط هم دکترین مقابله با تکاثر ثروت در عوام و دکترین مقابله با مصرف‌گرایی در بین اشخاص در معرض رفاه‌مندی در بستر ثروت‌مندی است.

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

بر اساس چهار عرصه مذکور، جدول زیر را می‌توان به عنوان بررسی امنیتی تدوین نمود:

ردیف

لایه‌های اقتصاد

سطوح اقتصاد

آسیب‌شناسی اقتصادی

تهدید شناسی اقتصادی

بحران اقتصادی

دکترین مقابله

۱

 

 

اقتصاد خواص

(نخبگان)

 

استراتژیکی

 

معیشت‌مندی

نیاز به قواعدی برای امرار معاش

لیبرال اکانومی

معاش بدون معاد

ماهیت معاش

با

خلط حلال و حرام

معیدت‌مندی

معاش معطوف به معاد

۲

اقتصاد عمومی

 

عملیاتی

مالکیت‌مندی

معیارشناسی مراتب مالکیت

مالکیت درجه ۱

متأثر از اومانیسم

مال‌مندی

ناموس تحت الشعاع مال

مالکیت درجه ۲

مال و نفس تحت الشعاع ناموس،

متأثر از خداگرایی

۳

اقتصاد عوام

(توده)

 

تاکتیکی

منفعت‌مندی

برتافتن سود و نفی ضرر

مرکانتیلیسم

سوداگری و سودانگاری

افزایش شکاف فقر و غنا

در اثر

تکاثر ثروت

خمس‌مندی

و

قناعت جمعی

۴

اقتصاد خصوصی

(شخصی)

 

تکنیکی

رفاه‌مندی

بر بستر ثروت‌مندی

لیبرال ولفر

رفاه اباحی

مصرف‌گرایی

با

اسراف و تبذیر

زکات‌مندی

و

قناعت فردی

 


 

پی‌نوشت:

[۱] «دوله» در آیه یعنی تداول و دست‌به‌دست شدن.

[۲] سوره حشر، آیه ۷

[۳] حضرت آیت‌الله خامنه‌ای،۱۰/۹/۸۹، نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی

[۴] استاد حسن عباسی، جلسه ۲۰۲ کلبه کرامت، رویکرد قدرت‌مدار، ۳۰/۱۱/۸۸،

http://kolbehkeramat.org/video/nq/202.mp4

[۵] استاد حسن عباسی، جلسه ۲۰۳ کلبه کرامت، رویکرد امنیت مدار، ۳۰/۱۱/۸۸،

http://kolbehkeramat.org/video/nq/203.mp4

[۶] استاد حسن عباسی، جلسه ۱۱۶ کلبه کرامت، امنیت اقتصادی، ۲۶/۲/۸۷،

http://kolbehkeramat.org/video/nq/116.mp4

[۷] معاش معطوف به معاد

[۸] سوره احزاب، آیه‌ی ۹۶

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد تبیینی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مقالات

نقش صدقه ملی در امنیت ملی جمهوری‌اسلامی

در نظام اسلامی و قرآنی، منشأ «امنیت کلان» از جانب خداست و به‌عنوان ماحصل ایمان قلبی، به افراد عطا می‌گردد.

از آنجا که دستورات اسلامی و قرآنی در اصل ظرفیت جامعه‌سازی دارند و محدود به بعد فردی نیستند، از ایمان تک‌تک افراد جامعه که به جامعه مؤمن منتهی می‌شود، امنیت جامعه از سوی خدا محقق می‌شود.

این صراحت در خطبه ۱۰۶ نهج‌البلاغه حضرت مولی‌الموحدین(ع) بیان شده که می‌فرمایند: «اسلام، گروندگانش را امن نگه می‌دارد.[۱]»

از سوی دیگر بر اساس آنچه از قرآن برداشت می‌گردد، بر خلاف مفهوم امنیت سکولار که به‌صورت «نسبی» و از «ایجاد توازن میان آسیب‌پذیری درونی و تهدیدات بیرونی» دیده می‌شود، امنیت در قرآن کریم، مطلق و در نتیجه ایمان حقیقی به خداوند و اسلام است.

دلایل بسیاری مبنی بر مطلق بودن امنیت الهی وجود دارد. از جمله در آیه ۱۱ سوره یوسف که می‌فرماید:

«خداوند بهترین حافظ (تثبیت‌گر) است …[۲]». پس بر اساس استنتاج روشن است که اگر خداوند از کسی حفاظت نماید، راهی بر اصابت آسیب به آن نخواهد بود.

یا «دست خداوند فرای دست‌های دیگر است»[۳] که در تئوری قدرت، خداوند را قدرت بلامنازع معرفی می‌دارد که از این رو اگر از سوی این منشأ قدرت، امنیتی عطا شود، قطعاً قابل نفوذ نخواهد بود.

همچنین احادیث قدسی بسیاری در این باب وجود دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به حدیث امام رضا(ع) اشاره نمود که فرمودند: «کلمه لا اله الا الله، دژ محکم من است، پس اگر کسی وارد دژ من شود از عذاب من ایمن خواهد شد…»[۴]

اما اینکه سطح امنیت اسلام در یک جامعه از چه عاملی نشأت دارد از آیه ۳۵ سوره حج به دست می‌آید که می‌فرماید: «همانا خداوند از کسانی که ایمان آورند دفاع می‌کند…»[۵]

بر اساس آیه شریف فوق دو اصل مهم مورد توجه قرار می‌گیرد:

الف) متغیر میزان امنیت جامعه اسلامی، به درجات تغییر ایمان ملی جامعه وابستگی دارد. از این رو برای بهره‌مندی از امنیت الهی باید ایمان جامعه تعالی یابد.

ب) ایمان در اسلام، فراگیر است و به ابعاد مختلف تقسیم نمی‌شود بلکه تخصیص می‌یابد. به عبارت دیگر ایمان قلبی موجب امنیت اجتماعی، مصونیت اقتصادی (رزق و روزی)، مصونیت سیاسی و دیگر تهدیدات زمینی است و فراتر از آن، موجب دفع بلایای ماوراء نیز می‌باشد.

البته مطلب فوق جای شرح بسیار دارد که از حوصله این متن خارج است اما به عنوان مثال در امنیت سیاسی چون نتیجه ایمان در ولایت‌پذیری بروز می‌کند، لذا انجام وظیفه سیاسی اسلامی صورت پذیرفته و همین امر از سوی خدا برکت می‌یابد که یکی از شقوق آن امنیت سیاسی است. در دیگر حوزه‌ها نیز چنین ساز و کاری وجود دارد.

با استناد به مورد «ب» می‌توان ابراز داشت چون ایمان بستر و پایه جامعه اسلامی است، لذا امنیت نیز به تبع آن، بستر است؛ در تمامیت حوزه‌های جامعه اسلامی جریان دارد و هر چیز دیگری بر آن استوار است.

یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مطرح در هر جامعه بشری، موضوع «الگوی معاش» است که در اسلام نیز الگوی بومی منطبق با خود تحت عنوان «بیع» پیش‌بینی شده است.

در این زمینه محورهای اصلی مطرح می‌شود که اهم آن‌ها عبارتند از: زکات، صدقه، خمس، انفاق و قرض.

در اینجا به‌صورت مجمل به نقش صدقه در امنیت جامعه پرداخته می‌شود.

صدقه پیش از هر چیز، یکی از نیکوترین راه‌های صرف روزی حلال است و لذا از این جهت پشتوانه ایمانی نیاز دارد و تنها به صرف «بخشش مادی و معنوی» این امر محقق نمی‌گردد.

نکته نخست این است که کلیه دستورات دین مبین اسلام، در برگیرنده دو وجه مادی و معنوی است که در مورد صدقه این امر نیز صادق است اما متأسفانه در جامعه امروزی صدقه تنها از بعد مادی و آن هم به‌صورت فرد به فرد دیده می‌شود. درحالی‌که صدقه معنوی بسیار گسترده‌‌تر از نوع مادی آن است و در نوع مادی نیز حوزه صدقه اجتماعی وسیع‌تر و مؤثرتر از صدقه فردی است.

 

معنوی

مادی

اجتماعی

صدقهمعنوی اجتماعی صدقهمادی اجتماعی
فردی صدقهمعنوی فردی

صدقه

مادی فردی

در حوزه نقش صدقه در تأمین امنیت، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله می‌فرمایند: «به راستى خداوند، که معبودی جز او نیست با صدقه درد، طاعون، آتش‏‌سوزى، غرق شدن، خرابى، دیوانگى – و هفتاد باب از بلایا را برشمرد – از بین مى‏برد.»

در اسلام منشأ امنیت و بلا، به ایمان بر می‌گردد لذا نزول امنیت یا فرود بلا بر یک جامعه، باز خورد ایمان آن جامعه است.

پس می‌توان بلا را یکی از موارد نقض امنیت مد نظر قرار داد. حال هر آنچه که به دفع بلا کمک می‌کند، موجب تأمین امنیت است. از این جهت صدقه در تأمین امنیت صدقه‌دهنده نقش فعال دارد.

اگر این مسئله در حوزه ملی دیده شود، یکی از دلایل ضریب امنیتی بالای جمهوری‌اسلامی در منطقه‌ای که نا امن‌ترین پهنه جهان است، صدقه‌هایی است که به‌صورت مادی و معنوی در بعد ملی و از منابع بیت‌المال به کشورهای دیگر (مسلمین، مستکبرستیزان، مستضعفین) داده می‌شود.

به‌عنوان نمونه این سؤال مطرح می‌شود که «کمک‌های جمهوری‌اسلامی از بیت‌المال مسلمین به کشورهایی نظیر فلسطین، لبنان (حزب‌الله)، عراق، سوریه، بوسنی هرزگوین و … چه نقشی در دفع بلا و تهدید و ایجاد امنیت برای جامعه ایران دارد؟»

انتخاب این شرایط که افراد تنگدست جامعه بهتر است فقط تنگدست باشند (در حالت بد، نه حالت مورد تأیید اسلام) یا هم تنگدست باشند و هم در شرایط نا امن زندگی کنند؟ و ایضاً دیگر اقشار جامعه.

همچنین در بعد صدقات معنوی ملی، کلیه مواردی که تفکر اسلامی شیعی و اصول دفاع از طریق سازمان‌های نظامی به کشورهای دیگر داده می‌شود، یا در حوزه علم، آن دسته از محتوای بروز علمی جهان که توسط ایران به کشورهای هدف ارائه می‌گردد بدون آنکه نگاه سودگرایانه غربی در پس آن باشد، از مصادیق اموری است که به تأمین امنیت ملی از سوی خدا برای جامعه منتج می‌شود.

همچنین از آنجا که نصرت الهی در جبهه اهل ایمان، به‌طور وسیع شامل می‌شود و نه گروه گروه، این سؤال نیز مطرح می‌شود که «چه مقدار از امنیت دیگر کشورهای مسلمان، مستضعف و استکبارستیز به دلیل صدقات ملی بخشی از جهان اسلام یعنی جمهوری‌اسلام است؟»

 


پی‌نوشت:

[۱] فَجَعَلَهُ (الاِسلام) أمناً لِمَن عَلِقَه – نهج‌البلاغه: خطبه ۱۰۶

[۲] وَاللهُ خَیرُ حافِظا وَ هُوَ اَرحَمُ الرّاحِمین – یوسف:۱۱

[۳] یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ – الفتح:۱۰

[۴] کَلِمَهُ إلاَ اِله اِلاَّ اللّهُ حِصْنِیِ فَمَنْ قَالَ لااِلهَ اِلاَّ اللّهُ‌ دَخَلَ فِی حِصْنِی وَمَنْ دَخَلَ فِی حِصْنِی اَمِنَ مِنْ عَذَابِی

[۵] إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ

نوشته آقای علی شکوهیان‌راد

دسته‌ها
انتقادی بازی برگزیده تحلیل رسانه سینمای استراتژیک

تحلیل بازی Remember Me با رویکرد‌های استراتژیک

یکی از مهم‌ترین حرکت‌های فرهنگی غرب برای ایجاد و گسترش شیوه نگرش و اعتقاداتش در میان مردم دیگر کشورها، تولید بازی ، فیلم سینمایی، سریال و انیمیشن با انگاره‌های استراتژیکی است. این موضوع که سالیان بسیاری است جریان دارد و در زمره تهاجم فرهنگی برای ما شناخته شده است، هر روز پر رنگ‌تر و وسیع‌تر از گذشته عمل می‌کند. این روند تا جایی است که دیگر به ندرت می‌توان در صحنه هنر و رسانه، دستاوردی را پیدا کرد که در آن هیچ نوع انگاره‌ای مبنی بر تهاجم فرهنگی وجود نداشته باشد.

اما این انگاره‌ها نیز در حوزه‌های مختلفی هستند. بعضی فضای دینی را مورد حمله قرار می‌دهند، بعضی به سمت علوم بومی انگشت اشاره دارند، بعضی از آنها به سمت توده جامعه هدف‌گیری می‌کنند و بسیاری موارد دیگر. اما در چند سال اخیر در بعضی از آثار فرهنگی – هنری غرب، نوعی عرصه‌سازی برای فضای امنیتی و سایبری در جریان قرار گرفته است که با گذشت زمان تعداد این دست آثار رو به افزایش گذاشته است.

از بارزترین آنها می‌توان به سریال‌های «۲۴» و «شخص مورد نظر» اشاره نمود و یا فیلم‌های «توطئه اشلون» و «شنود». این مسئله اخیراً در بازی‌ها نیز به چشم می‌خورد. برای مثال بازی بسیار محبوب «Splinter Cell» به معرفی آژانس امنیت ملی می‌پردازد. در این مقالمه قصد داریم به نقد بازی «Remember Me» که محصول ۲۰۱۳ است بپردازیم اما از نگاه رویکردهای استراتژیک مرتبط با فضای سایبر.

مقدمه

بازی «مرا به یاد بیاور» محصول کمپانی Capcom (سازنده سری بازی‏‌های بسیار محبوب Resident Evil است که در ۳ ژوئن ۲۰۱۳ منتشر شد. این بازی در ژانر ماجراجویانه دسته‌‏بندی شده و برای کلیه پلت‏فرم‌‏های PC، Xbox و PS3 به بازار عرضه شده است.

بازی «مرا بیاد بیاور» از دسته بازی‏‌هایی است که ایده بسیار خوبی در پشت آن قرار داشته ولی به‌‏دلیل عملکرد ضعیف و وجود نقص‏‌های فراوان در مباحث فنّی، این پتانسیل بالقوه بی نظیر، به فعلیت نرسید و موجب شد که بازی مذکور نتواند جایگاه واقعی خود را در میان دیگر بازی‏‌ها بدست آورد.

اما از آنجا که قصد داریم به تحلیل بازی با رویکردهای استراتژیک بپردازیم لذا از جنبه فنی صرف‏‌نظر می‏‌کنیم و سناریوی اصلی بازی را مد نظر قرار می‌‏دهیم.

داستان بازی

بازی در سال ۲۰۸۴ میلادی، در شهری فرضی با نام «پاریس جدید» جریان دارد که انگاره‌‏های تاریخی شهر پاریس پایتخت فرانسه را در خود جای داده و در بعضی نماهای بازی، بلندای برج ایفل در پس ساختمان‌‏های دیگر پیداست.

Screen-shot-2012-08-14-at-5.06.13-AM

البته نکته بسیار مهم اینست که هرچند بصورت صریح اشاره‌‏ای نشده ولی بازیکن در حین بازی تلویحاً به این نتیجه می‌‏رسد که این شهر استعاره‌‏ای از تمام جهان بشری است چرا که از تمام قومیّت‌‏ها با رنگ پوست‏‌های مختلف و در طبقات مختلف مالی و اجتماعی و فرهنگی در محله‏‌های این شهر ساکن هستند.

موضوع بازی به بررسی فعالیّت‌‏های یک شرکت مخوف با نام Memorize (به معنی انبار کردن و بخاطر سپردن اطلاعات) می‌‏پردازد که دامنه فعالیّت‌‏هایش در حوزه اطلاعات درون ذهن انسان‏‌ها است.

این شرکت به تکنولوژی خاصی به نام Sensen دست یافته که اولاً منحصر بفرد است و دوم اینکه به‌‏وسیله آن قادر است ذهن تک‌‏تک افراد بشر را بخواند، پاک کند، ویرایش کند و نکته مهم‌‏تر اینکه تمام افکار درون اذهان را می‌‏تواند در سرورهای خود ذخیره نماید و آن را به اینترنت منتقل کند.

حالا بر ساقه مغز همه مردم پاریس جدید، یک ذهن دیجیتالی کار گذاشته شده و آنها با افتخار حملش می‌کنند و می‌توانند هرگاه که خواستند، سری به خاطراتشان بزنند و برای لحظاتی با عزیزانی که دیگر در میانشان نیست زندگی کنند. شاید این ایده، ایده‌ی خوبی به‏‌نظر آید ولی همه ماجرا به همین‏‌جا ختم نمی‌‏شود. تمام این خاطرات به سرور های شرکت Memorize منتقل و در آنجا دسته‌‏بندی و ذخیره‌‏سازی می‌شوند. در واقع شرکت Memorize مالک اصلی تمامی افکار مردم است و هر طور که اراده کند از آنها استفاده می‌‏کند و با استفاده از این تکنولوژی قصد دارد تمامی انسان‌‏های جهان را توسط طوفان دیجیتالی خود تسخیر کند. دولت کنترل کاملی بر افکار مردم دارد.

newUploads_2013_0214_3d15c3e906383d5118fc0391b7ff3110_RM_PressTour_nologo_06

اکنون دولت به کمک این شرکت حتی می‌داند مردمش در هر لحظه به چه چیز «فکر» می‌کنند.

این یعنی عظیم‌‏ترین و آخرین مرحله ممکن دیکتاتوری جهانی بر علیه انسان! یعنی نفوذ به غیرقابل نفوذترین بخش آزادی که خداوند به بندگانش عطا فرموده … یعنی نفوذ به فکر و ذهن. حالا دیگر هیچ چیز آزاد نیست …

شخصیّت اصلی بازی که بازیکن در قالب وی به بازی می‏‌پردازد، دختری است جوان به نام Nilin (نیلین). سوالی که برای خودم مطرح است اینست که با توجه به هدف  بازی و نقش نیلین در بازی، چرا او را دو رگه و سبزه‌‏رو انتخاب کرده‌‏اند؟ (مادرش سیاه‌‏پوست و پدرش سفیدپوست است)

remember-me-2

شروع بازی اینگونه است که نیلین در زندانی به نام «باستیل» است، حافظه خود را از دست داده و حتی نام خودش را نمی‌‏داند. او نیز دارای یک حافظه دیجیتالی روی ساقه مغزش است و قرار است همانند بسیاری از مردم که قربانی می‌‏شوند، آزمایش‌‏های مرگ‏بار ذهنی روی وی نیز صورت پذیرد ولی توسط یک صدای راهنما که صدای مردی جوان است و با ذهن نیلین بطور مستقیم (نه از طریق تلفن یا ابزارهای سایبری!) رابطه برقرار کرده، به سمت راه فرار هدایت می‏‌شود و از مهلکه می‏‌گریزد و این فرار شروع بازی است.

در بازی دو گروه از مردم وجود دارند. گروه اول افرادی هستند که از ساز و کار حافظه دیجیتالی استفاده بسیاری می‏‌کنند و بطور مداوم خاطرات خوبشان را با دیگران به اشتراک می‌‏گذارند تا بقیه نیز از آن لذت ببرند. این گروه که به «معتادین حافظه» شهرت دارند، در واقع در ذهن دیجیتالی زندگی می‌‏کنند نه در دنیای واقعی و به دلیل استفاده افراطی از این فرآیند ذهن دیجیتالی مشترک، دچار جهش ژنتیکی شده و ظاهری عجیب و البته زشت پیدا کرده‌‏اند.

گروه دوم به‌‏نام Errorist شناخته می‌‏شوند. این عده، گروهی انقلابی هستند که بر ضد شرکت Memorize و سیاست‏‌های آن شوریده‌‏اند و قصد دارند این شرکت را به زیر بکشند. هرچند که آنها نیز دارای ذهن دیجیتالی روی ساقه مغز هستند و شرکت Memorize بر آنها اشراف دارد ولی در استفاده از آن محتاط هستند.

شخصیت اصلی داستان یعنی نیلین، عضو این گروه انقلابی است.

* نکات مهم بازی

جدا از داستان اصلی بازی، نکاتی در مورد بازی مطرح است که سه مورد آن بسیار قابل توجه است.

الف) در بعضی مواقع از بازی که Memory Remix (تنظیم مجدد حافظه) نامیده می‌‏شود، یک اتفاق جالب توسط نیلین در مورد دیگران رخ می‌‏دهد.

نیلین، قدرت نفوذ به ذهن دیجیتالی حریفانش را پیدا می‌‏کند و سپس، خاطراتشان را آن‏گونه که می‏‌پسندد و می‌‏خواهد تغییر می‌‏دهد.

remember_me_screen_frank

در این مواقع، ابتدا صحنه‌‏ای از خاطرات حریف را می‌‏بینیم و سپس با به عقب کشیدن آن، تغییراتی در اشیا یا حوادث ایجاد می‌‏کنیم با این شرط که باعث تغییر در سرنوشت آن صحنه شود. برای مثال باید باعث شکسته شدن شیشه ای شویم، کلتی را آماده شلیک کنیم و یا کمربند ایمنی شخصی را باز کنیم.

البته این تغییرات تنها باعث می‏‌شود ذهن شخصی که در خاطرات او این تغییرات را به وجود می‌‏آوریم تغییر کند و در واقع هیچ تغییری در دنیای واقعی به وجود نمی‌آید.

به عبارت دیگر اگر در ذهن حریف خاطرات را طوری تغییر دهیم که به کشته شدن شخصی منجر شود، تنها حریف فکر خواهد کرد که آن شخص مرده در حالی که چنین اتفاقی در دنیای واقعی نیفتاده است. این تغییر خاطرات نقش مهمی در داستان بازی ایفا می‏‌کنند.

این مسئله حتی تا جایی پیش می‏‌رود که بعضی از دشمنان اصلی وی، به دلیل دچار شدن به خاطرات و ذهنیت غلط، بعد از بهوش آمدن، نیلین را دوست خود فرض کرده و به او کمک می‏‌کنند تا در راه رسیدن به هدفش موفق شود! زیرا نیلین، حافظه و گذشته آنها را در یک ساز و کار عملیات ذهنی تغییر داده است …

ب)  بر خلاف سایر بازی‌‏ها که برای طی کردن داستان بازی از واحد «مرحله» استفاده می‏‌کنند، این بازی همانند یک سریال واقعی، از اپیزود و قسمت استفاده می‌‏کند که موجب می‌‏شود بازیکن بسیار عمیق‌‏تر و واقعی‌‏تر تحت تأثیر بازی و اهداف و باورهای آن قرار گیرد.

پ) در بخش‏‌های بسیار زیادی از بازی، نیلین باید با گروه «معتادین حافظه» مبارزه تن به تن کند. گذشته از تمامی مسائل فنّی و ویژگی‌‏های گرافیکی و تکنیکی بازی که هیجان خاصی به این بخش‌ها می‏دهد، نکته قابل توجه اینست که نیلین دستکش مخصوصی بر دست دارد که در مبارزاتش به او قابلیت‌‏های منحصر به فردی می‌دهد. از فرستادن توده‌های‏‌ عظیم اطلاعات مخرّب به ذهن دیجیتالی حریفان گرفته تا ساختن شلاق با استفاده از همان اطلاعات. درکل دستکشی که نیلین به آن تجهیز شده چندین قابلیت به وی می‏‌دهد که همگی با تکیه بر اشراف اطلاعاتی بر حریف در هر ۴ حوزه Data، Information، Investigation و Intelligence عمل می‌کنند که کنایه‌‏ای صریح بر این دارد که توسط سازوکار اشراف اطلاعاتی، می‌‏توان بر هر دشمنی پیروز شد.

* خطوط تعلیق داستان بازی

 داستان بازی از همان ابتدا بر پایه غافل‌گیری و گنگ بودن شروع می‌شود. داستانی که فقط با تمام کردن بازی متوجه آن می‏‌شویم و هر لحظه آن، بازیکن را برای فهمیدن حقیقت ماجرا تشنه‌‏تر خواهد کرد.

خط تعلیق اصلی بازی اینست که نیلین در گذشته چه کسی بوده و چرا حافظه خود را از دست داده است و سرنوشت او چه می‌‏شود؟

خط تعلیق فرعی اول بازی اینست که شخصیت Edge که یک پسر جوان حدوداً ۲۸ ساله است و از لحظه شروع بازی بعنوان راهنما و تنها از طریق تماس ذهنی (بطوری که تنها صدای او شنیده می‏‌شود) به فرار نیلین و تکامل ذهنی او در تمام مراحل بازی کمک می‏‌کند، کیست و چرا اینکار را می‏‌کند؟

خط تعلیق فرعی دوم بازی اینست که نهایتاً شرکت Memorize با شهر پاریس جدید یا بعبارت دیگر با جهان و ذهن انسان‏ها چه خواهد کرد؟

* بررسی سرگذشت نیلین (پاسخ به خط تعلیق اصلی)

آنطور که از داستان نسبتاً مبهم بازی در مورد شخصیّت نیلین بر می‌‏آید، قصّه نیلین از این قرار است:

در زمان کودکی نیلین، حادثه تلخ رانندگی برای مادر نیلین رخ می‌‏دهد که همواره از یادآوری آن زجر می‏‌کشد. مادر نیلین که یک سیاه‏‌پوست است در این حادثه پای خود را از دست می‌‏دهد.

پدر نیلین یک دانشمند است و به‏ دنبال راهی می‏‌گردد تا این خاطره را از ذهن همسرش پاک کند که تلاش‌‏های او به ساخت تکنولوژی Sensen منجر می‏‌شود و اولین آزمایش آن بر روی دخترش نیلین با موفقیت سپری می‏‌گردد ولی این تکنولوژی به دست شرکت Memorize می‌‏افتد و تمامی بشریت تحت سلطه اطلاعاتی و ذهنی قرار می‏‌گیرند.

سال‏ها بعد شرکت Memorize قصد می‏‌کند تا از نیلین نیز بعنوان یکی از قربانیان آزمایش‏‌های ذهنی استفاده کند ولی در این حین نیلین به کمک شخصیّتی بسیار مرموز و ناشناس به نام Edge موفق به فرار از زندان باستیل می‌‏شود (لحظه شروع بازی).

نکته مهم در مورد نیلین این است که در گذشته او از مهارت‏‌های فوق‏‌العاده ذهن‏‌خوانی برخوردار بوده و در شرکت Memorize، از او با عنوان «Memory Hunter» به معنی «شکارچی حافظه» و ذهن دیگران یاد می‌‏شده است.

در تمامی طول بازی، هدف اصلی اینست که نیلین همچون سابق به مهارت‏‌های ذهنی خود دست یابد.

       * بررسی شخصیّت Edge (پاسخ به خط تعلیق فرعی اول)

Edge

شخصیّت مرموز Edge که در اوایل بازی حتّی اسمش را هم نمی‌‏دانیم و تنها صدایش بعنوان راهنمای نیلین شنیده می‏‌شود، همانند یک ناظر کل بر همه چیز، از موقعیّت‌های جغرافیایی تا اخذ بهترین تصمیم در هر وضعیّت بحرانی اشراف دارد و هیچ خطایی در راهنمایی‏‌های وی در سراسر بازی مشاهده نمی‌‏شود.

در واقع حتّی شخصیت بسیار حیرت‌‏انگیز نیلین نیز که دیگران را کنترل می‏‌کند، در اختیار اوست و بدون «اج» نه تنها نیلین به موفقیت نمی‌‏رسید بلکه در همان اول بازی کشته می‌‏شد.

در نهایت روشن می‏‌شود که «اج» رهبر گروه انقلابی Errorist ها است و فرماندهی جنبش مردمی مبارزه علیه تشکیلات Memorize را بر عهده دارد.

* بررسی سرانجام Memorize (پاسخ به خط تعلیق فرعی دوم)

بطور تعمّدی در سرانجام داستان بازی، سرنوشت روشن و واضحی برای شرکت Memorize مطرح نمی‌‏شود و در واقع بازی تنها با حل مشکل شخصی نیلین به پایان می‏‌رسد. در واقع در این بازی هیچ قضاوتی نسبت به پیروزی یا شکست این شرکت نشده و Memorize همچنان فعال باقی می‌‏ماند و مردم اسیر ذهن دیجیتالی کنترل شده هستند.

* تحلیل استراتژیک بازی

آنچه که مسلّم است، ترکیبی و پیچیده بودن اهداف نهفته در پس پرده سناریوی بازی است که به واقع، قوی، پر محتوا و حساب‏‌شده نگاشته شده است.

به سادگی می‌‏توان از حیث پیچیدگی و هم ارزی مفاهیم، این بازی را در دسته آثاری نظیر فیلم‏‌ Inception قرار داد اما از آنجا که نگاه سناریو نویس و هدف نهایی وی، چند بُعدی است، لذا برای شفاف‌‏سازی بهتر، هر بُعد را جداگانه مورد تحلیل قرار می‌دهیم.

تحلیل بازی از نگاه فلسفه ذهن

بن مایه و شالوده سناریوی بازی در حوزه مباحث فلسفه ذهن هست. موضوعی که اگر خودمان بخواهیم آن را درک کنیم لازم است برای فهمش حداقل چندین کتاب قوی در این زمینه مطالعه کنیم و در آخر هم تضمینی نیست که موفق به فهم عمیق فلسفه ذهن بشویم کما اینکه قرن هاست چه در نگاه غربی چه در نگاه اسلامی به درک روشن و صریحی از ذهن در فلسفه آن نرسیده‌‏اند اما شخص بازیکن، با اپیزودهای این بازی به سادگی بدون آنکه متوجه باشد، با عمومیّت فلسفه ذهن و ساز و کارهای ذهنی آشنا می‌‏شود و مفهوم علوم جدیدی مثل سایکوکنسیس و پایروکنسیس، ذهن خوانی، ذهنیت محوری و قدرت کنترل ذهن و عملیات ذهنی روی دیگران را تا حدی درک کرده و به این مطالب در ضمیر ناخودآگاه‏اش باورمند می‏‌شود.

در واقع، آنچه در این بازی به نمایش گذاشته شده، آینده‌‏نمایی مورد نظر پروژه MK Ultra متعلّق به سازمان CIA است که سالهاست بصورت مخفیانه به‏‌دنبال شیوه‌‏ای برای کنترل ذهن بشریّت هستند. بعبارت دیگر، آینده نشان داده شده در این بازی، همان آرزوی دیرینه سازمان‏‌های امنیتی آمریکا است.

از طرف دیگر این مطلب نیز قابل توجّه است که در بسیاری از مقالات علمی که به بررسی ماهیّت فضای سایبر پرداخته‌‏اند، از آن به‌‏عنوان «ذهن جمعی بشریّت» یاد کرده‌‏اند. در این بازی، مدل نهایی و حد آخر ذهن جمعی بشر به‌‏خوبی به تصویر کشیده شده‌‏است.

به سادگی مشخص است که شخصیّت نیلین یک تکاور عملیات ذهنی است و قدرت نفوذ به ذهن دیگران را داراست ولی بالاتر از وی، «اج» است که در واقع فرمانده ارشد عملیات ذهنی است، تکاوران ذهنی را هدایت می‌‏کند و در تصمیم‌‏گیری سرعتی بی‏‌نظیر دارد.

جایگاه و ماهیّت هر دو شخصیّت مذکور، با این عنوان که یکی تکاور و دیگری فرمانده وی باشد، پیش از این، هم در سریال‏‌های Fringe و Person Of Interest و هم در فیلم Inception دیده شده است و ابعاد این دو شخصیت کاملاً روشن است.

تحلیل بازی از نگاه امنیت سایبر

آنچه که بسیار عمیق به آن پرداخته شده و تمام مانور سناریوی بازی بر آن استوار است، احاطه جهانی سایبری و قدرت کنترل و جهت‌‏دهی به اعمال و رفتار بشریّت است. شاکله اصلی این بازی، تکنولوژی فرضی Sensen و شرکت Memorize است.

در مقام قیاس فکت‌‏های بازی با آنچه در دنیای واقعی وجود دارد به نتایج زیر می‌‏رسیم:

۱- شرکت ممورایز در نقش آژانس امنیّت  ملّی آمریکا است.

Memorize-Logo

NSA1

۲- تکنولوژی Sensen اشاره به کلیه تکنولوژی‌‏های موجود در گسترش استفاده از فضای دیجیتال دارد. اما بطور خاص و دقیق، منطبق با تکنولوژی‏‌هایی است که پس از تحقق جامعه الحاقی عرضه خواهند شد.

ویژگی اصلی تکنولوژی الحاقی، هماهنگی آن با نورون‏‌های عصبی و شبکه دریافت پیام مغز انسان است و نیازی به کنترل فیزیکی ندارد بلکه به همان شکلی که انسان اراده می‌‏کند و دستش را حرکت می‏‌دهد، با اراده به تکنولوژی مورد نظر نیز دستور می‌‏دهد.

جالب‏‌تر آن است که شعار شرکت Memorize با آنچه که دهه‌‏ها مورد ادعای آژانس امنیت ملی بوده است، نزدیکی بسیاری از حیث مفهوم دارد.

RememberMe_GC12_Screenshots_6-1

شعار «Trust us, we won’t forget you» که شعار اصلی شرکت Memorize است و به معنی «به ما اعتماد کن، ما تو را فراموش نمی‏‌کنیم» می‏‌باشد، وقتی با نوع فعالیت‏‌های این شرکت در حوزه اطلاعات ذهنی سنجیده می‏‌شود، شباهت بسیاری به شعار «ایجاد امنیت برای مردم جامعه» که بسیاری از اوقات به عنوان هدف و شعار مسئولین آژانس امنیت ملی مطرح شده است پیدا می‌‏کند. خصوصاً از این جهت که هر دو شرکت شعاری در جهت جلب رضایت مردم و حصول اطمینان خاطر آنها مطرح می‌‏کنند ولی هر دو عامل اصلی ناامنی و عدم اطمینان هستند.

همچنین وقتی از این زاویه به سناریوی بازی نگاه شود، شخصیت Edge دقیقاً منطبق می‏‌شود با جایگاه واحد عملیاتی Echelon (اشلون) آژانس امنیت ملّی و همانند دستگاه اشلون در فیلم «توطئه اشلون» عمل می‌‏کند.

Fourth_Echelon

Echelon_Conspiracy1

تحلیل بازی از نگاه جامعه‌‏شناختی سایبر

وقتی از حیث جامعه‌‏شناختی سایبری به سناریوی بازی توجه کنیم، مفاهیم سه‏‌گانه «جهان موازی»، «زندگی دوم» و «جامعه الحاقی» بسیار بارز است و خودنمایی می‏‌کند.

از آنجا که بر اساس انگاره‏‌های آینده‌‏شناسی در حوزه جامعه‌‏شناسی سایبری، پس از ورود تکنولوژی به زندگی بشر، چهار جامعه اطلاعاتی، دانشی، مجازی و الحاقی پیش‌‏بینی شده که به وقوع خواهند پیوست و در حال حاضر در مرحله گذر از جامعه دانشی به مجازی هستیم و انتظار می‏‌رود تا حدود سال ۲۰۲۰ میلادی، جامعه الحاقی نیز به چشم آید و پس از آن با مرور زمان، همه‏‌گیر و رایج گردد، در سناریوی بازی دیده می‌‏شود که بخوبی حتّی به این مسئله توجّه شده و چون فضای زمانی بازی در سال ۲۰۸۴ میلادی است، لذا دیده می‏‌شود که تمامی مردم «پاریس جدید»، بدون در نظر گرفتن سطح مالی، فرهنگی و اجتماعی‏‌شان، به ابزار «ذهن دیجیتالی» که نماد اوج تکامل جامعه الحاقی است مجهز شده‌‏اند و بخوبی نشان داده شده که کنترل این ابزار به‌‏دست شرکت Memorize است و این تأیید دیگری است بر اینکه همواره بیان کرده‌‏ایم پیاده‌‏سازی جامعه الحاقی از اهداف آژانس امنیّت ملّی است و توسط این مکانیسم قصد دارند که به تمام ذهن و فکر بشر دست یابند و حتی بتوانند به تک‏تک مردم جهان آنگونه که می‏‌خواهند فرمان دهند.

و همچنین تأییدی بر این ادعا است که تکنولوژی نه تنها برای رفاه حال بشر عرضه نمی‏‌گردد بلکه با تحقق اهداف پشت پرده آن، هرگونه رفاه و آسایش و اطمینان خاطری در سایه از بین رفتن امنیت جهان، از بین می‏‌رود.

پیش از این نیز نمونه‏‌های هنری دیگری پیرامون جامعه الحاقی ارائه شده است که دو مورد از بارزترین آنها فیلم‏‌های سینمایی «مرد آهنی ۳» و «مغز سخت‌‏افزاری» هستند که هر کدام به جنبه‌‏هایی از چگونگی تحقق جامعه الحاقی توسط تکنولوژی سایبری و دیجیتالی پرداخته‌‏اند.

در واقع در فضای این بازی، تمامی مردم اعم از مخالفین و موافقین شرکت Memorize، عضوی از جامعه الحاقی هستند.

اما دو مفهوم دیگر یعنی جهان موازی و زندگی دوم تنها برای افرادی است که در بازی به «معتادین حافظه» شهرت دارند. این گروه در واقع همان افرادی هستند که یا به امنیت شخصی اهمیتی نمی‌‏دهند یا ابزارهای دیجیتالی موجود را فقط از حیث بهره‌‏وری تکنولوژیکی می‏‌شناسند و به پشت پرده آن واقف نیستند.

نمونه این افراد در جامعه امروزی مصداق کسانی است که هرگونه اطلاعات خود را تنها به دلیل جذابیتی که برایشان دارد، بی پروا و بی ملاحظه به فضای سایبر مثل فیس‏بوک و … می‏‌سپارند.

مفهوم زندگی دوم بسیار زیبا و هنرمندانه به نمایش گذاشته شده است!

افرادی که در دنیای حقیقی و زندگی اصلی، زندگی می‏‌کنند؛ ولی نه برای اینکه زندگی کنند بلکه تنها به این دلیل که زنده باشند تا بتوانند با زندگی دوم از طریق مغز دیجیتالی که حکم ابزار «دروازه ورود به جهان موازی» را دارد، در دنیای اشتراکی بین خودشان به سر برند و زندگی مطلوبی که نتوانسته‌‏اند در دنیای حقیقی محقق سازند را در آن بصورت مجازی تجربه کنند.

اما نکته دیگر را با یک سؤال مطرح می‏‌کنیم: چرا از میان تمامی کلان‏‌شهرهای جهان، شهر پاریس بعنوان نماینده جامعه الحاقی سال ۲۰۸۴ انتخاب شده است؟

بنابر آمار منتشر شده پیرامون میزان تأثیرپذیری جوانان و تغییر سبک زندگی‏‌شان توسط فضای سایبر، آمریکا در رده نخست این معضل قرار دارد و پس از آن نوجوانان و جوانان فرانسه در جایگاه دوم هستند.

بدین معنا که جوانان فرانسه، دومین جوانانی هستند که به سرعت به فضای سایبر و مفاهیم جامعه شناختی آن نظیر جهان موازی و زندگی دوم روی آورده‌‏اند. لذا این انتظار می‌‏رود که این جوانان در زمره اولین‌‏هایی باشند که از جامعه الحاقی و تکنولوژی آن استقبال می‏‌کنند.

همچنین فراموش نکنیم که فرانسه، بنابر فیلمی که در سینمای خودش ساخته، کشور «بهشت سیاه» (Black Heaven) است و با صراحت نشان داده که بعضی جوانان این کشور به قدری درگیر زندگی دوم در فضای سایبر شده‌‏اند که از صدمات روحی و اجتماعی ناشی از آن، دست به خودکشی زده‌‏اند.

از سوی دیگر در قاره اروپا، وضعیت فرانسه به نوعی بیانگر حالت آرمانی زندگی، برای جوانان دیگر کشورها است. لذا اگر مطرح شود که جوانان فرانسوی به سمت خاصی سوق یافته‌‏اند می‏‌توان انتظار داشت که دیگر جوانان اروپایی به آن سمت سوق یابند.

پس انتخاب پاریس بعنوان نمونه آزمایشی در این بازی، کاملاً جهت‏‌دار است و در راستای تبلیغ زود هنگام جامعه الحاقی در بین جوانان اروپایی است.

تحلیل بازی از نگاه جامعه‏‌شناختی سیاسی

زمانی «توماس فریدمن» در «نیویورک تایمز» نوشت: « با فیس‌بوک می‌‏توان موج انقلابی به‌‏راه انداخت اما نمی‌‏توان به این موج پس از رسیدن به ساحل مسیر بخشید.» (۱۲ June 2012).

آن‏‌روز عده زیادی متوجه معنی این جمله نشدند، آن دسته هم که منظور وی را دریافتند، چشم به انقلاب مصر و بحرین دوختند تا میزان صحّـت این جمله را دریابند و در واقع در زمان حال ماندگار شدند و نگاه آینده‌‏نگر نداشتند.

آن روز پس از بیان جمله فوق از سوی فریدمن، تیترهای زیادی با عنوان «نقش فیس‌‏بوک در انقلاب مصر» به چشم می‏‌خورد و تحلیل‏‌هایی که یکی پس از دیگری در خبرگزاری‏‌ها منتشر می‏‌شد.

 193252_141

اما آنچه برای ما در این تحلیل مهم‌‏تر است، فراتر از انقلاب‏‌های بیداری اسلامی در منطقه و در مجموع، فراتر از زمان حال است و همچنین فراتر است از جامعه دانشی و جامعه مجازی. چرا که اگر قسمت اول جمله فریدمن، اشاره به قدرت سایبر در ایجاد تحول سیاسی در جوامع دارد اما قسمت دوم جمله وی ناظر به عدم توانایی در کنترل تحول ایجاد شده در مسیر دلخواه است.

بسیار واضح است که آقای فریدمن، خواسته یا ناخواسته این جمله را به ما می‏‌گوید که: «پس از تحقق جامعه الحاقی، نه تنها با فیس‌‏بوک بلکه با کلیه سیستم‌‏های ارتباطی الحاقی، هم می‏‌توان موج انقلابی به‏‌راه انداخت و هم می‏‌توان به این موج پس از رسیدن به ساحل مسیر بخشید.»

نوشته‌ی آقای شکوهیان‌راد