دسته‌ها
سیاسی یادداشت‌ها

انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی؛ هر دو یا هیچ‌کدام…!

این روزها از زبان برخی مسئولین عالی‌رتبه کشور مطالبی می‌شنویم که جای اندکی تأمل دارد. مسئله‌ی تفکیک انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی نخستین بار توسط متفکر شهید مرتضی مطهری مطرح گردید. ایشان در بیان وجه تمایز انقلاب اسلامی از اسلام انقلابی می‌فرمایند:« انقلاب اسلامی یعنی راهی که هدف آن اسلام و ارزش‌های اسلامی است و انقلاب و مبارزه، صرفاً برای برقراری ارزش‌های اسلامی انجام می‌گیرد و به‌بیان‌دیگر، در این راه، مبارزه هدف نیست، وسیله است. اما عده‌ای میان انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی اشتباه می‌کنند. یعنی برای آن‌ها انقلاب و مبارزه هدف است، اسلام وسیله‌ای است برای مبارزه. این‌ها می‌گویند هرچه از اسلام که ما را در مسیر مبارزه قرار بدهد، آن را قبول می‌کنیم و هرچه از اسلام که ما را از مسیر مبارزه دور کند، آن را طرد می‌کنیم»[۱].

دسته‌ها
استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

ورود به جنگ نیابتی یا استراتژی برگ برنده

طی سالیان گذشته موضوعی به عنوان «جنگ نیابتی» به قدری برجستگی پیدا کرد که در افکار عمومی بخش قابل توجهی را به خود اختصاص داد و همه‌ی افراد به زعم خود تعریفی را از آن ارائه کردند و در این اینجا به تعریفی جامع از تعاریف مطرح شده می‌پردازیم.

وضعیتی است که قدرت‌های درگیر به جای اینکه مستقیماً وارد جنگ شوند با حمایت مالی ، تسلیحاتی و تبلیغاتی از کشورها یا گروه‌های مسلح دیگری سعی در تضعیف یا فشار بر قدرت مقابل خود می‌نمایند.

و علت آن را این طور بیان می‌کنند که  طرف‌های اصلی برای اینکه متحمل صدمات اقتصادی و سیاسی نشوند به این‌گونه عمل می‌کنند.

شاید بعد از گذشت چند سال از ورود مستقیم ایران به صحنه‌ی یک جنگ واسطه‌ای و با گذری بر تاریخچه‌ی این‌گونه جنگ‌ها بشود به شناختی جامع‌تر از این پدیده رسید و حتی به راه‌های مقابله با آن فکر کرد … .

عده‌ای معتقدند دولت آمریکا و جهودان به اصطلاح صهیونیست حاکم بر این کشور بعد از شکست‌های پیاپی در عراق و افغانستان به این نوع جنگ و هرج‌ومرج برای رسیدن به اهداف خود در منطقه‌ی غرب آسیا روی آوردند ولی اگر بخواهیم راهبردی مناسب برای مقابله با آن تبیین کنیم باید نگاهی کلان‌تر به این موضوع داشته باشیم.

در اصل تاریخچه‌ی این کار به سال ۱۹۱۴ برمی‌گردد به این صورت که در همان سال فراماسون‌ها یعنی تشکیلات وابسته به جهودان صهیونیست، پیشنهادی را برای ترور آرچدوک فرنز فردیناند که وارث تاج‌وتخت امپراتوری اتریش_مجارستان بود با گروه صرب‌های جدایی‌طلب که آن‌ها را دست سیاه می‌نامیدند مطرح کردند و صرب‌ها به علت انگیزه‌ی سیاسی خود که جدا شدن استان‌های جنوبی اتریش_لهستان که اسلاوهای جنوبی در آن ساکن بودند و تبدیل به یک صربستان بزرگ‌تر و یا ملحق شدن به یوگوسلاوی بود از طرح جهودان برای این ترور استقبال کردند.

و در آخر در تاریخ ۲۸ ژوئن سال ۱۹۱۴ فردیناند توسط ۷ نفر از گروه صرب‌های جدایی‌طلب کشته شد که بسیاری از مورخان و محققان که در این زمینه کار کردند به قطعیت این اتفاق را جرقه‌ی اصلی شروع جنگ جهانی اول می‌دانند و می‌گویند جهودان صهیونیست ماشه‌ی شروع جنگ جهانی اول را کشیدند.

بعد از این اتفاق و آغاز جنگ جهانی اول طبق قراردادی که بین جهودان و انگلیسی‌ها بسته شد، جهودان آمریکا توسط یکی از عوامل خود به اسم لوئیس دمبیتز برندیس که با تهدید ویلسون رئیس جمهور وقت آمریکا به افشای رابطه‌ی نامشروعش با یک زن یهودی که آن هم از عوامل جهودان بود به مقام قاضی در دیوان عالی قضایی امریکا منصوب شده بود به ویلسون پیشنهاد ورود به جنگ جهانی اول را دادند و وقتی انگلیس‌ها به هدف خود یعنی حضور آمریکا در جنگ با آلمان نازی بود رسیدند اعلامیه‌ی بالفور شکل گرفت و جهودان صهیونیست به هدف خود که برای آن‌ها از همه‌ی این اتفاقات مهم‌تر بود رسیدند.

این تنها بخشی از رویدادهای آن زمان است که پرداختن کامل به آن از بحث ما خارج است، البته توضیحاتی که داده شد همگی مستند هستند و بیانگر این است که جنگ نیابتی چیزی بیشتر از همه‌ی تعاریفی است که تابه‌حال گفته شده؛ به نظر نویسنده موضوعی که اصطلاحاً جنگ نیابتی گفته می‌شود یک تفکر و راهبردی است که انحصاراً میراث جهودان صهیونیست است که جنگ جهانی اول بخش کوچکی از اقدامات آن‌ها در این زمینه است و نمونه‌های بسیاری وجود دارد.

در هر صورت جنگ نیابتی یا واسطه‌ای، پروژه ایست که نخست با پروژه‌ی نفوذ و برای رسیدن به اهدافی مشخص انجام می‌شود دقیقاً مانند غواصی که به عمق آب‌ها نفوذ می‌کند و مرواریدی را که در مدت طولانی در یک صدف شکل می‌گیرد برمی‌دارد.

حال می‌خواهیم به راه مقابله با این استراتژی فکر کنیم و در مقابل آن یک استراتژی برتر را معرفی و تبیین کنیم.

 وقتی میگوییم مرحله‌ی اول در آن نفوذ است بیانگر این نیست که دشمن نمی‌تواند یک گروه مسلحی فراهم کند و آن را به خدمت بگیرد، در این مورد یکی از مثال‌های خوبی که می‌توانیم بزنیم گروهک تروریستی داعش است به این صورت که آن هم با انجام پروژه‌ی نفوذ شکل گرفته اما نه در یک دولت یا حکومت بلکه در یک تفکر و به اصطلاح فرقه‌ی دینی به اسم وهابیت و در ادامه هم استفاده از عوامل خود در رهبری آن، حتی در این زمان این موضوع روشن شده است که فرقه‌ی وهابیت و تفکرهای تکفیری چگونه و توسط چه کسانی و برای چه اهدافی شکل‌گرفته‌اند.

این مسئله بدیهی است که انجام پروژه‌ی نفوذ به هر نحوی کار راحتی نیست و قطعاً کسی که این کار را انجام می‌دهد لوازمی را به کار می‌گیرد، پس مقابله با آن تبدیل می‌شود به یک جنگ تمام‌عیار اطلاعاتی جهت پیش‌گیری از آن و وقتی این تنش و جنگ صورت گرفت و ماشه‌ی اول کشیده شد به این معناست که هر حکومت یا دولتی که ناخواسته به این جنگ وارد شود در مرحله‌ی اول شکست خورده زیرا باید متوجه می‌شد و پیشگیری می‌کرد و ادامه‌ی آن هم برای جلوگیری از شکست بیشتر است نه به دست آوردن پیروزی.

ممکن است کشوری برای منافع خود وارد جنگ نیابتی شود برای مثال هرج‌ومرج در کشور همسایه رخ دهد و این حکومت برای منافعی که در آن سرزمین دارد و یا تعاملات سیاسی خود وارد درگیری بشود اما نباید فراموش کرد که حتی آن هم در مرحله‌ی اول شکست خورده زیرا اگر منافعی دارد که جنگ آن را به خطر میندازد باید پیشگیری می‌کرد نه آنکه وقتی آبی ریخت به فکر جمع‌کردنش بیفتد.

این‌گونه مشخص می‌شود، استراتژی برگ برنده تنها راه مقابله با راهبرد جنگ نیابتی ست و این‌گونه بیان می‌کنیم که شرط پیروزی در یک جنگ اطلاعاتی این است که همیشه چند قدم از طرف مقابل خود جلوتر باشد و تحولات آینده را شما رقم بزنید.

دسته‌ها
بیع و اقتصاد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

نفوذ اقتصادی(۶)؛ بورسیه فولبرایت، برنامه جاسوس‌پروری آمریکا

مقدمه

«ادامه ساخت جنگ‌افزارها و متوسل‌شدن به جنگ، اعتبار ما را بعد از این خدشه‌دار خواهد کرد. سازنده و عاقلانه خواهد بود اگر به خاطر جلب و عقد قراردادهای تجاری، تحقیقات طبی و دستیابی به منابع ارزان انرژی، با افراد تحصیل‌کرده طرف باشیم، کسانی که ما را خوب درک کنند و مشاوران خوبی برای دولت ما باشند. این است هدف برنامه فولبرایت.» (سناتور ویلیام فولبرایت، بانی و طراح برنامه فولبرایت)

دسته‌ها
بیع و اقتصاد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

نفوذ اقتصادی(۵)؛ Startup، خیرخواهی جامعه‌­ی سرمایه­ داری!

مقدمه

«استارت آپ»  درواقع ایجاد حلقه‌های ابداعی کسب‌وکار نوین با تمرکز بر فناوری است. این داستان نوعی کارآفرینی مثبت قرن بیست و یکمی است که به‌واسطه هزینه پایین راه‌اندازی اولیه، راهکار مناسبی برای نجات جوانان بیکار تحصیل­کرده از بحران‌های شغلی تلقی می­شود. اما آنچه که اکنون به‌شدت موردانتقاد است واگذاری حلقه‌های آموزش، راه‌اندازی و مدیریت کسب‌وکارهای نوین به جمعی از مدیران آمریکایی است؛ کسانی که خود به این موضوع معترف‌اند با استراتژی مذکور جوامع مختلف را به مستعمره­‌ی جدید نظام سرمایه‌داری تبدیل کرده‌اند.

 [divide style=”dots” icon=”square” color=”#421cff”]

در نقشه جدید نفوذ به‌قصد استعمار، خبری از کشتی‌های جنگی و کت‌قرمزهای عرق‌خور دزد و متجاوز نیست. بازی استعمار سروشکل فناورانه به خود گرفته و استعمارگران خوش‌پوش در نقش «فرشتگان حمایت گر» به خاورمیانه آمده‌اند. کار به این شکل است که ابتدا چرخه اشتغال، اشغال‌شده و سپس به‌واسطه ایجاد بحران‌های اقتصادی خودساخته و گروگان‌گیری معیشت مردم، مسیر ایجاد تغییرات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دلخواه ریل‌گذاری می‌شود.

 ماجرا به این شکل پیش می‌رود که شرکت‌های مطرحی همچون گوگل، مایکروسافت، اینتل، آی‌بی‌ام و اپل به‌ناگاه تصمیم گرفتند همراه با «دیپلماسی دیجیتال» وزارت خارجه آمریکا بخشی از سود سالانه خود را به کشف و حمایت از ایده‌های نوین کارآفرینی فناورانه در کشورهای هدف اختصاص دهند. شبکه‌سازی خیرخواهانه که با کسب بودجه‌ای حداقلی با سرعتی مثال‌زدنی به‌پیش می‌رود و یک‌به‌یک کشورهای خاورمیانه را که از بالاترین آمار بیکاری جوانان تحصیل­ کرده و خوش‌فکر برخوردارند، فتح می‌کند. سایت شورای روابط خارجی آمریکا، سپتامبر ۲۰۱۳  یادداشتی با عنوان «آیا بهار استارت‌آپ به خاورمیانه آمده؟» منتشر کرد که در آن بدون ایجاد حساسیت سیاسی، به سیل تغییرات در حال وقوع در منطقه پس از شتاب ناگهانی استارت‌آپ‌ها اشاره می‌شود. در این یادداشت از موج استارت‌آپ‌ها که خاورمیانه را درمی‌نوردد با عنوان «بهار عربی جدید» با هدف ایجاد تغییرات ماندگار  اجتماعی- سیاسی به­ویژه با تمرکز بر زنان نام برده شده و نقل‌قولی ازکریستوفر شرودر آمده که  سال ۲۰۱۰ در واشنگتن‌پست منتشر شده است: «این ارزش تماشا و حمایت دارد که در بحبوحه‌­ی درگیری‌های سیاسی خاورمیانه، کارآفرینان عرب در حال راه‌اندازی یک بهار عربی جدید و یک انقلاب هستند که بسیار مورد نیاز منطقه است.» خواندن کتاب «استارت‌آپ‌ها برمی‌خیزند: انقلاب کارآفرینی، بازسازی خاورمیانه» هم در این رابطه خالی از لطف نیست.بعید‌‌ است کسی اند‌‌کی با تاریخ استعمار آشنایی د‌‌اشته باشد‌‌ و گمان کند‌‌ غول‌های سیلیکون ولی بد‌‌ون چشم­د‌‌اشت اقتصاد‌‌ی به اجرای د‌‌یپلماسی د‌‌یجیتال هیلاری کلینتون تن د‌‌اد‌‌ه‌اند‌‌!

واقعیت این است که کمک به رونق بازار کسب‌وکار فناورانه د‌‌ر خاورمیانه می‌تواند‌‌ از مسیر ملی و با رویکرد‌‌ی استقلال‌طلبانه با کمترین هزینه و بیشترین سود‌‌آوری بومی صورت گیرد،‌‌ اما خیّرین آمریکایی(!) این مسیر را با مهند‌‌سی یک­طرفه به جریانی کاملاً استعماری تبد‌‌یل می‌کنند‌‌. به این شکل که با صرف هزینه‌ای ۵ هزار د‌‌لاری اقد‌‌ام به شناسایی برترین اید‌‌ه‌های جوامع مستعد‌‌ی همچون ایران کرد‌‌ه و به­واسطه همین کمک کوچک آموزشی-اطلاعاتی که به‌راحتی از طریق مطالعه د‌‌ر اینترنت نیز قابل‌دستیابی است، د‌‌ست‌کم ۳۰ د‌‌رصد‌‌ مالکیت اید‌‌ه‌های برتر و پول­ساز میلیون و حتی میلیارد‌‌ د‌‌لاری جوامع د‌‌یگر را از آن خود‌‌ می‌کنند‌‌

 

نمونه‌های قابل‌لمس

از بزرگ‌ترین خروجی‌های اجرای این طرح د‌‌ر ترکیه می‌توان به استارت‌آپ سفارش غذا با نام (Yemeksepeti) اشاره کرد‌‌ که د‌‌ر ماه مه ‌۲۰۱۵ با مبلغ ۵۸۹ میلیون د‌‌لار به (Delivery Hero) واگذار شد‌‌. همچنین(Gittigidiyor) نیز از جمله مثال‌های د‌‌یگر است که توسط رقیب جهانی خود (Ebay) با قیمت ۲۱۷ میلیون د‌‌لار د‌‌ر ماه آوریل ۲۰۱۱ خرید‌‌اری شد‌‌. شرکت توسعه تلفن همراه (Pozitron) نیز د‌‌ر فوریه سال ۲۰۱۴ توسط (Monetise) با قیمت ۱۰۰ میلیون د‌‌لار خرید‌‌اری شد‌‌.

هیچ فعالیت جهانی رایگان و خیرخواهانه‌ای د‌‌ر د‌‌نیای سرمایه‌د‌‌اری صورت نمی‌گیرد‌‌، پس گمان نکنیم سیلیکون­ولی آمریکا د‌‌ر بحبوحه بحران‌های اقتصاد‌‌ی و رقابت‌های تجاری، به ناگاه تصمیم گرفته خیریه‌ای بزرگ به وسعت خاورمیانه تأسیس کند‌‌ و مرد‌‌م را از رنج فقر و بیکاری برهاند‌‌!

 

برای مطالعه­ ی جامع­ تر در این مبحث:

  1. حتما پیرامون کلیدواژه­‌ی (Digital Diplomacy) جستجویی داشته­ باشید.
  2. مقاله­ ی ?Is a Start-Up Spring Coming to the Middle East را دانلود و مطالعه بفرایید.
  3. کتاب Startup Rising: The Entrepreneurial Revolution Remaking the Middle East را دانلود و مطالعه بفرمایید.

 


پی‌نوشت:

این یادداشت، پنجمین مطلب از ویژه‌نامه‌ی تحلیلی-راهبردی نفوذ اقتصادی است که به همت جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های برتر تهران و با محوریت دانشگاه تربیت مدرس نگاشته شده است. لذا ان‌شاءالله سلسله مطالب نفوذ اقتصادی از این ویژه‌نامه به‌مرور برایتان منتشر خواهد شد.

دسته‌ها
حکمت و فلسفه طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

اُبژکتیویته در آیت کویر

خداوندا لذت‌ها را به بندگان حقیرت بخش

 و دردهای عزیز بر جانم ریز.

«دکتر شریعتی، کتاب نیایش»

حیرت و درد چه واژگان فاخر و چه بلنداهای دست نایافتنی هستند. تنها زمانی می‌توان در آغوش دونی‌ها آرمید که خود را هم‌اندازه دونی‌ها، دانی کنی. دانی بودن شرط دنیایی بودن است.[۱] اما درد،[۲] تو را از حضیض دونی‌ها به اعتلا می‌برد و از نبودن به بودن و سپس به شدن می‌کشاند. اصولاً اگر آرام باشی مدام فروتر و فروتر می‌روی. اما برای اعتلا نیاز به التهاب است، التهابی حیرت‌مند.

دسته‌ها
بیع و اقتصاد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

نفوذ اقتصادی(۴)؛ خودروی سواری سبزرنگ فالکون فورد

مقدمه

گفته می‌شد بنیاد فورد، بزرگ‌ترین سازمان خیریه جهان در دهه ۶۰ یا ۷۰ میلادی و مهم‌ترین منبع تأمین هزینه‌های جنبش حقوق بشر بود. این سازمان در دهه ۱۹۶۰ تنها بخش کوچکی از بودجه‌اش را صرف فعالیت‌های حقوق بشر می‌کرد، اما در بازه‌ی ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰، مبلغ حیرت‌آور ۳۰ میلیون دلار را به امور مربوط به حقوق بشر در آمریکای لاتین اختصاص داد. این سؤال جدی همواره مطرح است که در پس پرده این بنیاد چه می‌گذشت که چنین اقداماتی را صورت می‌داد؟

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

نفوذ اقتصادی(۳)؛ آماده‌سازی بر و بچه‌های شیکاگو برای تصمیم سازی در شیلی

مقدمه

دهه‌ی پنجاه میلادی، همزمان با رشد و شکوفایی اقتصادی کشورهای قیف جنوبی آمریکای لاتین، ایالات متحده درصدد برآمد تا عنان این رشد را در دست بگیرد؛ رشدی که ابداً با الگوهای پیشنهادی ایالات متحده حاصل نشده بود. خلاصه‌ی طرح چنین بود: سانتیاگو (پایتخت شیلی)، کانون اقتصاددانان دولت‌محور، بایستی به ضد خود، یعنی آزمایشگاهی برای جدیدترین تجربه‌های بازار آزاد مبدّل شود.

دسته‌ها
انتقادی رویکرد سبک زندگی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

نقدی بر مقاله «از برابری جنسیتی تا رشد اقتصادی»

در ابتدا خلاصه‌ای از مقاله نویسنده محترم، سرکار خانم سپیده کاوه (دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه شهید مدرس و نویسنده سایت خبری_تحلیلی اقتصاد نیوز) آورده شده تا خواننده‌ای که اصل مقاله[۱]و[۲] را نخوانده تا حدودی با موضوع بحث و نظرات ایشان آشنا گردد؛ سپس مبتنی بر همین نظرات، نکات مهمی که به زعم نگارنده این یادداشت از نگاه نویسنده مقاله مذکور مغفول مانده  و موجبات عدم جامعیت نوشته ایشان را فراهم آورده ذکر می‌گردد:

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

نفوذ اقتصادی(۲)؛ تردستی با شاخص‌های جهانی

مقدمه

جهانی‌سازی اصطلاحی است که تقریباً به گوش جمع زیادی آشناست. بسیاری از قدرت‌های استکباری با دستمایه قراردادن همین اصطلاح، در سر سودای رهبری جهانی را می‌پرورانند. این قدرت‌ها برای نفوذ به کشورهای هدف، نیاز دارند تا خود را به عنوان یک مصلح جهانی جلوه دهند و برنامه‌هایشان را نیز به عنوان طرح‌هایی ثمربخش برای جامعه هدف؛ فلذا می‌بایست آحاد آن جامعه را نسبت به تدابیرشان توجیه و اقناع کنند. «سازوکار شاخص‌سازی» یکی از پنهانی‌ترین ابزارهایی است که در چنین شرایطی به مدد قدرت‌های استکباری خواهد آمد. آنچه در این یادداشت می‌خوانید، دید کلی پیرامون ِاعمال این ابزار در جامعه‌ی هدف را به شما عرضه خواهد کرد.

دسته‌ها
بیع و اقتصاد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

چه کنیم ریشه ربا در جامعه قطع شود؟

ربا چیست؟

متأسفانه پیچیدگی‌های که در نظام گسترده هستی وجود دارند آن قدر فراوان هستند که ما هر چقدر آن‌ها را ساده کنیم به انبوهی از متغیرهای اساسی برخورد می‌کنیم که حذف آن‌ها از مسئله امکان نداشته و باعث آن می‌شود که خروجی ناصحیحی هنگام حل مسئله به دست بیاوریم. پس برای حل یک مسئله ابتدا باید مسئله را به خوبی بررسی کرد به دور معضل گشت و از جوانب مختلف آن را نگریست و متغیرهای اساسی را در حل آن مسئله تا حد امکان دقیق به دست آورد. اگر تعریف شما از معضل تغییر کند مسلماً راهکار شما نیز بنا به دیدگاه متفاوتتان متفاوت خواهد بود. پس بهترین شیوه برای حل مسئله شناخت کاملی از مسئله است.

 پس باید توجه داشت که تعریفی که ما از مسئله می‌دهیم از کدام «دید»«گاه» است و آیا می‌توان دیدگاه‌های دیگری به این معضل داشت یا خیر؟

در حال حاضر چند تعریف برای ربا می‌شناسیم که آن را تشریح می‌کنند:

تعریف لغوی از ربا

تعریف فقهی از ربا در فقه و انواع ربا

تعریف تاریخی آن که در ابتدا و اقوام گذشته به چه چیز ربا می‌گفتند

و انواع تعاریف مختلف از این معضل که بدان‌ها اشاره نمی‌کنیم

در این مقاله تلاش داریم با تعریف متفاوتی که از ربا و علت ایجاد آن داریم به سازوکار نسبتاً متفاوتی برای حل آن برسیم.

برای تعریف یک درخت می‌توان این‌گونه عمل کرد:

  1. تعریف مضاف: شئ‌ای که هوای تازه تولید می‌کند، شئ‌ای که میوه تولید می‌کند، شئ‌ای که چوب از آن حاصل می‌شود و تعاریفی از این دست.
  2. تعریف بنیادی: شئ‌ای که از سه بخش اصلی برگ‌ها و شاخه‌ها، ساقه و تنه، ریشه تشکیل‌شده است.
  3. تعریف وجودی: شئ‌ای که در پایین‌ترین بخش‌های اکوسیستم طبیعی قرارگرفته و نیازهای بخش‌های فرادست را تأمین می‌کند و تعاریفی از این دست که به چرایی وجود درخت می‌پردازد.

پس اصولاً تعریف ما از کلمه «تعریف» کمی متفاوت است. با این حساب قبل از اینکه به بررسی و حساب این مورد بپردازیم که:

  1. ربا چیست؟
  2. ریشه ربا چیست؟
  3. چگونه این ریشه را بخشکانیم؟

باید به این سؤال پاسخ داد که اساساً چرا سازوکاری به نام ربا وجود دارد؟ این نگاه که تنها یک سطح از سؤال یافتن ریشه عمیق‌تر است. آزادی عمل و وسعت دیدی بهتری به ما در مقابله با این معضل ارائه می‌کند. چه بسا با توسل و تعقل بیشتر در این رابطه به لایه‌های بنیادی‌تری دست پیدا کنیم که با سهولت بیشتری بتوان معضل ربا را حل‌وفصل نمود.

 

چرا ربا وجود دارد؟

در مباحث انسان‌شناختی، معرفه النفس، روان‌شناسی و از این دست حوزه‌های مطالعاتی‌ای که همپوشانی محدودی با یکدیگر دارند به یک نکته می‌پردازند که انسان به طور ذاتی دارای تمایلات کلان و کلّی‌ای است که در زبان فارسی و عربی به آن فطرت می‌گویند، البته تعریف فطرت دقیقاً در همین کلمات خلاصه نمی‌شود اما روح کلّی‌ای که از کلمه فطرت در افکار عمومی متبادر می‌شود آن میل و چیزی است که در وجود انسان به ودیعت گذاشته شده است و ما در این مقاله به این مفهوم کلمه فطرت اطلاق خواهیم کرد.

 این تمایلات فطری باعث رشد و نمو روحی و به قولی دلیل و پیشرانه انسان برای زندگی هستند. خداوند متعال نیز با استفاده از بیدار کردن همین تمایلات حرف انبیاء متعدد را تصدیق کرده است.

یکی از این تمایلات میل به کمال طلبی است. طلب نامحدود بودن در انسان‌ها به طور فطری یا غریزی وجود دارد و این انسان‌ها هستند که با تصمیم اختیاری خود به این نهال وجودی‌شان جهت و سمت‌وسو می‌دهند.

 

میل به کمال طلبی

این تمایل در وجود انسان بسیار کلی‌تر از آن است که در یک نگاه گذرا بر این کلمه بتوان آن را دریافت. بر اساس تجربه ملموس برای ما انسان‌های دنی؛ و قاعده کلی برای بزرگان دین و حقیقت، تعریف مشهوداتی که به وسیله «قلب سلیم» درک و دریافت می‌شود ناگفتنی است؛ گنجاندن مفاهیم انسان‌شناختی در قالب کلمات بسیار سخت و گاهی ناممکن است. این مشکل آنجا بغرنج‌تر می‌شود که نه بر اساس زبان فصیحی مانند عربی بلکه در قالب زبانی با دایره لغات محدودتر در حوزه معرفت‌شناختی، بخواهد ارائه شود؛ اما با همه این توصیفات برای گنجاندن تمام آنچه که ما در کلمه میل به کمال طلبی یا سرحد نامحدود بیان کردیم باید چاره‌ای اندیشیده شود. در این‌جا برای این برون‌رفت از این مشکل به این صورت عمل می‌کنیم که تنها به قسمت‌هایی از معنی و تعریف این مفهوم می‌پردازیم که در ادامه از آن استفاده خواهیم کرد.

تعریف

میل به کمال طلبی یعنی نیاز انسان به داشتن وجودی نامحدود. به تعبیر دیگر حد فاصل انسان و ملک این مورد است که انسان میل به تکامل دارد.

چرا این میل وجود دارد؟

از آنجا که خداوند تبارک‌وتعالی هدف از خلقت نسل بشر را «پرستش تا وصل به خویش» بیان می‌کند. حکمت وجود این میل نیز می‌تواند عاملی برای به حرکت انداختن انسان به سوی این هدف باشد.

اجماعی که از آیات و روایات به دست می‌آید نیز مؤید تعریف ما از این گرایش به نامحدود است. این گرایش به آنکه نامحدود است به عنوان مظهر بی‌کرانگی باعث می‌شود تا انسان به تکاپو برای ساختن پلی در این دنیا بیفتد که به وسیله آن بتواند به مقدار بیشتری از آن کرانه نامحدود در آخرت دست پیدا کند.

انحراف از هدف اصیل

بر اساس تصمیم کلی‌ای که خدای متعال اتخاذ کرده دنیا با همان تعاریفی که می‌شناسیم محل ابتلاء و آزمون بوده و این بدین معنی است که تقریباً هر خوبی‌ای می‌تواند به بدی و هر سالمی می‌تواند به فاسد تبدیل شود و این امکان در آن‌ها به خاطر جایگاهی که در آن هستند (دنیا) به ودیعت نهاده شده است.

فطرت انسان‌ها نیز از این قاعده مستثنا نبوده و به مثابه خمیری می‌ماند که می‌توان به آن هر شکل و حالتی داد که پس از مدتی منش انسان به این شکل درآمده و امکان تغییر آن به سادگی امکان‌پذیر نخواهد بود. پس باید دقت داشت تا این فطرت توسط چه چیزی و به چه شکلی پرورش پیداکرده و سمت‌وسو داده می‌شود.

انحرافِ میل به کمال طلبی

بنا به آنچه گفته شد میل به کمال طلبی نیز همانند دیگر شقوق فطرت می‌تواند به انحراف از هدف اصیل افتاده و راه فساد در پیش گیرد. از آنجا که هدف اصیل میل به کمال، پیشرانه حرکت انسان و عامل حرکت او به سمت پروردگار عالم است. هر سویی به غیر از این هدف را به انحراف تعبیر خواهیم کرد.

 

ریشه‌های اولیه ربا

می‌دانیم که هیچ درختی به صورت تک ریشه صرف وجود ندارد بلکه دارای ریشه‌های فراوانی است که گاه از یک ریشه اصلی نشئت گرفته و گاه دارای چند ریشه اصلی خواهد بود که هر کدام به ریشه‌های کوچک‌تری تقسیم می‌شود. حال اگر به بررسی تقسیمات میل به کمال طلبی به عنوان یک ریشه اصلی بپردازیم به طور اجمالی به موارد زیر خواهیم رسید:

این تمایل به وجود نامحدود در مقوله آسایش در کمال شگفتی انسان را به تحمل «رنج‌های نامحدود واهی» می‌اندازد و او تا انتهای عمر به قوت خود امیدوارانه به این می‌پردازد که شاید لختی بیاساید. این امید را به حرص تعبیر کرده‌اند.

در مقوله مال که در یکی از شقوقش میل به افزایش اعتبار قرار می‌گیرد این میل قوی او را به جمع‌آوری و انباشت مال می‌کشاند.

هنگامی که میل به چیزی از حد عادی خارج شده و به وادی دغدغه روزانه درآید به آن طمع اطلاق خواهند کرد؛ که بنا به صواب یا خطا بودن آن میل اولیه این طمع مذموم یا ممدوح خواهد بود.

حرص و طمع دو عنوان شناخته شده برای ریشه‌های اصلی ربا یعنی میل به رفاه‌طلبی نامحدود و میل به افزایش اعتبارند.

حال که به تبیین دو ریشه اساسی ربا پرداختیم و دانستیم با انحراف میل به کمال طلبی در بخش رفاه (برای ایجاد سازوکار سریع و بدون ریسک به پول رسیدن) و در بخش افزایش اعتبار (که در شق مالی جمع‌آوری مال را راهی برای رسیدن به قدرت و منزلت می‌پندارند) ربا کم‌کم شکل می‌گیرد. می‌بایست راهکاری را در سه بخش تبیین کنیم:

  • چه کنیم ریشه‌ی ربا در جامعه قطع شود؟ (آینده‌نگری)
  • در حال حاضر چه کنیم ربا محدود شود؟ (حال نگری)
  • برای پیامدهای رباهای گذشته چه کنیم؟ (ترمیم وقایع گذشته)

پاسخ به هر کدام از مسائل فوق نیازمند صدها کتاب مقاله و کرسی علمی است. لذا در حال حاضر تصمیم داریم به بررسی جهاتی از مجموع رویکردهای فراوان برای پاسخ به سؤال اول یعنی «چه کنیم ریشه‌ی ربا در جامعه قطع شود؟» بپردازیم.

 

چه کنیم که ریشه‌ی ربا در جامعه قطع شود؟

در بررسی سازوکارهای یک جامعه چند مؤلفه اصلی و چند مؤلفه وابسته وجود دارد که از مؤلفه‌های اصلی می‌توان به فرهنگ و سطح بهره‌مندی عامِ امت از علوم اشاره کرد اما متغیر بسیار مهمی مانند اقتصاد یک متغیر کاملاً وابسته محسوب می‌گردد و بر کسی پوشیده نیست که بهداشت، تحصیلات، منطقه جغرافیایی و از همه مهم‌تر فرهنگ چه تأثیر شگرفی بر یک اقتصاد داشته و دارند، لذا ایجاد سازوکار اقتصادی بدون تصحیح بخش‌های مرتبط و زیربنایی آن را می‌توان به ساختن خانه‌ای بر روی رمل‌ها تشبیه نمود.

پس در اینجا می‌توان این‌طور تقسیم‌بندی نمود که:

برای حل مشکل ربا در کشور باید به دو بخش توجه نمود بخشی به عنوان عوامل مؤثر بر معیشت مردم که به زیربنای اقتصاد تعبیر می‌شود و بخش دوم نوع مدیریت معیشت مردم یا طراحی خود اقتصاد.

تقسیم‌بندی‌های بخش زیربنا:

  • برای حل مشکل اقتصادی باید کارگروهی جامع از علوم مختلف ایجاد کرد و هرکس از منظر رشته خود به این نکته بپردازد که این رشته چگونه تأثیر زیربنایی در اقتصاد داشته و تاکنون تا چه حد در تخریب وضع صحیح معیشت مردم دخیل بوده است؛ مانند تأثیر نوع اعتقادات مردم بر معیشت (بحث حاضر)
  • پس از آن با تجمیع و اولویت‌بندی این مباحث به عنوان بستر فاسد ایجاد اقتصاد، وظیفه دوم کارگروه این است که هر کدام از اعضا، سه بخش (حال/گذار/آینده) را که قبلاً ذکر شد را از منظر تخصصی رشته خود تبیین کنند و بستر نیمه صحیحی برای معیشت مردم پدیدآورند.

که این دو مرحله کلان را در طراحی سامانه‌ها می‌توان به چند ده زیر سامانه که قابلیت اجرایی داشته باشند تبدیل نمود.

تقسیم‌بندی‌های بخش اصلی:

بنا به تعریفی که اقتصاددانان جزیره از آدم اسمیت به این سو داشته‌اند، اقتصاد را نهایت نمایش مادی‌گرایی در ارکان طرح‌ریزی جامعه غربی دیده و ترسیم کرده‌اند، حال آنکه فن اداره‌ی معیشت امت در اسلام کاملاً بر مبنای جهان متوالی یا همان جهان آخرت است. بر همین اساس است که در احادیث داریم «افضل النّاس عقلا احسنهم تقدیراً لمعاشه و اشدّهم اهتماما به اصلاح معاده.[۱]» پس تمامی تلاش‌ها برای بهبود کارایی علم اقتصاد فعلی به کلی مردود محسوب می‌گردد، چون در آن اصل معیشت از نظر اسلام در نظر گرفته نشده است.

پس برای تهیه‌ی یک حوزه جدید در معیشت دو بخش سلبی و ایجابی را باید در نظر گرفت:

  • متخصصانی که می‌خواهند معیشتی اسلامی را رقم بزنند می‌بایست بر قرآن، حدیث و سایر علوم دینی مسلط بوده تا بتوانند بر علم اقتصاد غربی به نحوی احاطه یابند که ناخواسته در ورطه هلاکت روش‌ها، راهکارها یا راهبردهای آن حوزه نیافتند.
  • این متخصصین می‌بایست بدانند که می‌خواهند حوزه طراحی معیشت را بر پایه کلیدواژه‌های معیشت اسلامی مانند رزق، برکت، انفاق، خمس، زکات و …رقم بزنند و یک اقتصاد کاملاً متفاوت، با نهادهایی متفاوت از چهار نهاد اقتصاد لیبرالی (به عنوان تنها نظریه کلان فعلی جهان) طراحی کنند.

تثبیت طرح:

مسلماً هر محتوای تولیدی پس از به‌کارانداخته شدن مشکلات و معایب خود را بروز داده و اشکالات آن معلوم می‌گردد، به نظر نویسنده حلقه مفقوده در طراحی‌های کلان اجرایی نبود آزمایشگاه طرح است تا همان طور که حتی یک ماشین که از طراحی‌های بسیار دقیق و اثبات‌شده ریاضی بهره می‌برد می‌بایست در یک محیط کنترل شده، انواع آزمون‌ها را بگذراند؛ می‌بایست تمامی طرح‌های مدیریتی را نیز قبل از ورود به عرصه اجتماع در یک آزمایشگاه علمی به بوته آزمایش قرارداد. تفاوت این آزمایشگاه طرح می‌تواند در این نکته باشد که عالمان و دانشمندان گوناگون با سلایق و دیدگاه‌های مختلف طرح را دیده و به ایجاد اشکال و ایراد در آن می‌پردازند تا طرح از آن معایب عاری گردد.

  • پس برای مدت معلومی در یک آزمایشگاه علوم انسانی مورد آزمون قرار گیرد تا زیربنای آن کاملاً مستحکم و بی‌شائبه گردد.

پیش‌بینی می‌گردد که خروجی دو بخش اصلی به همراه استحکام آن چیزی در حدود ۲۰ سال و پروسه جایگزینی آن طرحی ۵۰ ساله باشد؛ زیرا توان پیش برندگی اسلام درباره‌ی اقبال عموم بسیار زیاد است که عمر تحولات را به چیزی حدود نصف یا یک سوم در مقابل جوامع غیردینی تقلیل می‌دهد.

پیشنهادات جزء برای مطلب حاضر

با نگرشی که در بندهای پیشین به شیوه‌ی حذف ربا از جامعه داشتیم می‌توان محتوای اصلی این مقاله را در بخش نوع اعتقادات حاکم بر سبک زندگی مردم در زیرمجموعه معارف دینی از بخش زیربنای اقتصاد برشمرد که به زعم نگارنده این شیوه، توان این را دارد که با توکل بر خدای متعال راه به بیراه رفته معیشت مردم را به حال عادی آن بازگرداند؛ اما برای آنچه که این مقاله تا بدین جا سنگ‌چینی کرده یعنی بخش نظام و سیاق زندگی که با کلیدواژه طمع آن را تا بدین جای متن همراهی کردیم:

در راهبرد کلان امر کافی است تا دو کلیدواژه اساسی طمع و قناعت را روبروی هم قرار داده و در میان مردم به تفهیم جوانب آن بپردازیم. تا به خودی خود واژه‌های دیگری مانند حرص، آز، ربا و … و از آن سو واژه‌هایی مانند رزق، برکت، قرض حسنه، انفاق، خمس و زکات و … را به دنبال خود به جامعه تزریق و تفهیم کند.

هنگامی که قرآن کریم رباخواری را مهیا شدن برای جنگ باخدا و رسولش برمی‌شمرد، بدیهی است که ما نیز در جبهه خدا و رسول برای رویارویی با آن‌ها می‌بایست خود را در یک حالت جنگی واقعی تصور کنیم، پس برای چینش قوا در این صحنه نبرد باید از یک شیوه گازانبری برای بریدن این جبهه استفاده کرد؛ که دو بازوی این گازانبر را مشاوره به مسئولین برای تغییر نگرش آن‌ها به منظور تصحیح قوانین و سازوکار اجرایی و اطلاع‌رسانی عمومی برای افزایش سطح فرهنگ عمومی جهت پذیرش و تغییر نوع زندگی آن‌ها تشکیل می‌دهند. این مانور فرهنگی را می‌توان به زیرشاخه‌های زیر تقسیم‌بندی کرد:

  • اطلاع‌رسانی به مسئولین برای
  • شناخت تعریف صحیحی از طمع و قناعت
  • شناخت مصادیق ابزارهای تحریک‌کننده طمع
  • شناخت مصادیق ابزارهای ایجادکننده قناعت
  • شناخت مصادیق افزایش ایمان به خدای متعال
  • اطلاع‌رسانی به عموم مردم
    • از طریق واژه‌سازی و تجدید واژه‌ها
    • در جریان قرار دادن مردم از نحوه تهیه این طرح
    • دریافت بازخورد اجتماع و پاسخگویی به ضعف‌های ایرادشده به طرح

همان‌طور که در پیشنهادات دیده شد، هر دو بازوی حمله یک کاربرد را دارند و تنها جامعه هدف آن دو متفاوت است و این نوع کارکرد به این دلیل است که مبحث ربا بنا به تبیینی که در این مقاله شد یک متغیر وابسته محسوب گردیده و امکان آن وجود ندارد تا ابتداً با خود اقتصاد شروع شود به گونه‌ای که بتوان معضل موجود در آن را حل‌وفصل نمود و ارتباطی با سایر بخش‌های یک اجتماع به طور ویژه نداشته باشد. به همین دلیل است که امام خامنه‌ای در مبحث ربا دستور حکومتی و یا حکم شرعی نداده و آن را به شیوه کار فرهنگی و علمی واگذار نموده‌اند[۲]؛ و ما نیز پس از بررسی درباره این معضل راهکار جامع دیگری برای آن متصور نیستیم.

 


 

پی‌نوشت:

[۱] شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم؛ ج ۲؛ ص ۴۷۲

[۲] بنده طرفدار این نیستم که حالا در مورد لباس، در مورد مسکن، در مورد سایر چیزها، یک‌باره یک حرکت جمعی و عمومی انجام بگیرد؛ نه، این کارها باید به‌تدریج انجام بگیرد؛ دستوری هم نیست؛ این‌ها فرهنگ‌سازی لازم دارد. همان‌طور که گفتم، کار نخبگان است، کار فرهنگ‌سازان است؛ و شما جوان‌ها باید خودتان را برای این آماده کنید؛ این، رسالت اصلی است. [خامنه‌ای . آی‌آر]