دسته‌ها
انتقادی بیع و اقتصاد تبیینی تحلیلی حکمت و فلسفه رویکرد طبقه‌بندی موضوعی متدولوژی و اپیدمیولوژی مطالب برگزیده مقالات

قاعده حبط و حسابداری قرآنی

رد پای اعداد و ارقام را در همه‌جا می‌توان دید. از آشپزخانه تا علم پزشکی و از رسانه و مطبوعات تا نظام کهکشان‌ها و حتی رشد سلول‌ها. ریاضیات برای فهم جهان اطراف ما مفید و کاربردی است. به‌طور خلاصه همه‌چیز تحت نفوذ ریاضیات و ارقام قرار دارد. این‌طور که بررسی کرده‌اند در تاریخ نیز سازه فوق العاده ساخت بشر مانند اهرام مصر اسراری از معنای مستورشده در اعداد را به رخ می‌کشد.

دسته‌ها
تبیینی دکترینال رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مقالات

درآمدی بر جامعه شش طبقه امام سجاد (ع)

امام زین‌العابدین (ع) در حدیثی[۲] جامعه را در شش طبقه و گروه مردمی تحلیل می‌فرمایند که بر اساس این روایت شریف، می‌توان مشاغل و مشی‌ها و رفتارهای مختلف مردم را مورد ارزیابی قرارداد.

دسته‌ها
استراتژیک تبیینی دکترینال رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات

درآمدی بر دکترین پنگوئن امپراطور

پروژه نفوذ

بحث از مسئله نفوذ که در سال‌های اخیر بالأخص در بیان رهبر انقلاب بسیار به آن پرداخته‌شده است در حال حاضر به‌عنوان یکی از چالش‌های جدی جمهوری اسلامی مطرح است.

مشخصاً نفوذ پدیده‌ای مختص به عصر ما نیست و قدمت آن به‌اندازه منازعات میان طرف‌های دارای قدرت است، اما می‌توان گفت بسته به‌ بازیگران و دوره‌ی زمانی مدل‌های آن دستخوش تغییر شده است. به نظر می‌رسد زمانی که طرف‌های منازعه حکومت‌ها هستند، به معنای آن است که اراده‌ها یا تصمیماتی در سطح استراتژیک هرکدام از آن‌ها باعث به وجود آمدن این منازعه شده است و در ارتباطی متقابل برای هم تهدید به شمار می‌روند. در این حالت طرف‌ها به‌طورمعمول به افزایش فشار و ضربه‌زدن به منافع هم اقدام می‌کنند، اما تنها زمانی پروژه نفوذ در دستور کار آن‌ها قرار می‌گیرد که امکان ضربه خارجی به‌طرف مقابل به حداقل رسیده باشد یا آن‌ها از این راه به نتایج مطلوب نرسیده باشند. درهرصورت با این چهارچوب تصوری که خمیرمایه‌ی هر حکومت و سیستم، ایدئولوژی، اراده‌ها و تصمیم‌سازی‌هایی است که خط و مشی آن را مشخص می‌کند، مشخصاً بهترین سازوکار در اجرا پروژه نفوذ در این سطح، هدف قرار دادن همان تصمیم‌سازی‌هاست که طرف مقابل را برای طرف دیگر به‌عنوان تهدید مطرح می‌کند. در منازعه میان حکومت‌ها، مراکز استراتژیک، نخبگان و مسئولین در سطوح مختلف به‌عنوان مؤثرین در تصمیم سازی، اهداف پروژه نفوذ معرفی خواهند شد و این همان مدل نفوذ شبکه‌ای هست که در آن‌طرف اجراکننده نیاز به نفوذ به ساختار سیستم حکومت دارد تا به نتیجه مطلوب برسد.

علی‌ای‌حال جمهوری اسلامی ایران به علت ایدئولوژی خاص خود و منتج از آن اراده‌های دارای زاویه شدید با نظام سلطه در شرایط منازعه با به‌اصطلاح قدرت‌های جهانی قرار دارد و طرف مقابل آن اقدام به پروژه نفوذ در سطح استراتژیک و تصمیم‌سازی آن کرده است.

شناخت ابعاد گوناگون، راهکارها و اهداف احتمالی نفوذ دشمن در مرحله اول از فرایند تقابل، بلاشک مسئله‌ای بسیار مهم است. به نظر می‌رسد برای تبیین دقیق این مسئله می‌توان به سبک جدید منازعات پرداخت و سازوکار و اهداف احتمالی دشمن را در بستر آن جست‌وجو کرد.

جنگ هیبریدی[۱]

مطالعه‌ی گزارش‌های اندیشکده‌ها و مراکز استراتژیک غربی و همچنین رویدادهای دهه اخیر جهان و به‌صورت خاص منطقه غرب آسیا مبین این مسئله هست که در سبک منازعات میان قدرت‌ها و همچنین استراتژی‌های در دستور کارشان تغییرات جدی صورت گرفته است. تا به آنجایی که می‌توان گفت حکومت‌ها برای نابودی تهدیداتشان روی لبه تیغ حرکت می‌کنند و این می‌تواند بیان‌گر صراحت در مواضع آن‌ها نسبت به یکدیگر باشد. در سال ۲۰۱۵ و در گزارش کنفرانس امنیتی مونیخ با حضور تمام قدرت‌های جهانی بحث از سبک جدیدی از جنگ به میان آمد به‌عنوان جنگ هیبریدی «یا ترکیبی. با تعریف این سبک به‌نوعی در مفهوم کلمه» جنگ که از گذشته اذهان عمومی را به سمت عملیات نظامی یا اطلاعاتی سوق می‌دهد، انقلابی رخ داد، به‌گونه‌ای که عملیات نظامی بخشی از هشت ضلع هم پوشاننده جنگ هیبریدی خواهد بود جهت دسترسی به اهدافی همچون تغییر حکومت‌ها. بیان شد در این سبک با اقدامات خصمانه علیه دولت یا کشور موردنظر در هشت بعد گوناگون عبارت از: دیپلماسی، جنگ اطلاعاتی و پروپاگاندا، حمایت از نابسامانی‌ها و شورش‌های محلی، نیروهای نامنظم و چریکی، نیروهای ویژه، نیروهای کلاسیک نظامی، جنگ اقتصادی و حمله‌های سایبری شرایطی به وجود خواهد آمد که آن دولت، حکومت یا جامعه به‌عنوان یک سیستم دچار آنتروپی سیستمی شدید، اختلال در کارکردهای اساسی در بخش‌های گوناگون خود شده و درنتیجه‌ی این فرایند دو متغیر ثبات و بقاء که امنیت سیستم را تضمین می‌کنند از بین رفته و کوچک‌ترین اقدام کارگزار یا آنتروپی درونی ناشی از اختلال به وجود آمده متواند نابودی حکومت هدف قرارگرفته را به ارمغان آورد. با بررسی ابعاد مختلف این مسئله مشخص می‌شود تنها بازیگران دولتی توان اجرا جنگ هیبریدی را خواهند داشت و آن‌هم در صورت در اختیار داشتن زیرساخت‌هایی که اقدامات در ابعاد هشت‌گانه را بربتابد، این مسئله بازیگران احتمالی آن را محدود می‌سازد. نکته‌ی دیگر که بسیار حائز اهمیت است چگونگی اقدامات خصمانه و سازوکارهای احتمالی در ابعاد هشت‌گانه جنگ هیبریدی هست که باید موردبررسی قرار گیرد.

۱) جنگ دیپلماسی: در عصر حاضر این مسئله که در فضای سیاست خارجی و تعاملات حکومت‌ها با یکدیگر بعضاً به دلایل مختلف که ناشی از تحلیل آن‌ها از منافع و تهدیداتشان است منازعات در سطوح گوناگون رخ می‌دهد کاملاً واضح است، به‌صورت کلی سطوح منازعه دارای چهار بخش است که از سطح استراتژیکی به مفهوم اقدامات کلان‌تر تا سطح تکنیکی به مفهوم اقدامات خرد را دربر می‌گیرد.

زمانی بحث از جنگ به میان می‌آید که اقدامات خصمانه در سطح استراتژیک طراحی و اجرا شود که نتیجتاً هدفی استراتژیک را برای ضربه زدن مدنظر دارد، هرچند بسیار مشاهده می‌شود سیاسیون در ترمینولوژی الفاظ دچار خلط می‌شوند. در ادبیات دیپلماتیک به وجود آمدن تنش در روابط فلان حکومت‌ها بسیار شایع است، می‌توان این‌گونه بیان کرد، زمانی که تنش در تعاملات حکومت‌ها به اوج خودش می‌رسد درصد اینکه اقدامات خصمانه استراتژیک در دستور کار آن‌ها قرارگیری بالا می‌رود که ممکن است تنش‌ها ناشی از اختلافات ایدئولوژیک یا هر مسئله دیگری باشد و جنگ سرد بهترین مثال برای این موضوع است؛ اما بحث از جنگ دیپلماسی بسیار پیچیده‌تر از تنش‌ها در روابط سیاسی است به‌طوری‌که ممکن است حکومت‌ها اختلافاتی داشته باشند و جامعه بین‌الملل هم شاهد مذاکرات دوستانه‌ی آن‌ها با یکدیگر باشد و این در حالی است که هرکدام از آن‌ها در حال اجرا استراتژی‌های خصمانه علیه یکدیگر می‌باشند. ملموس‌ترین مثال برای موضوع پیش رو دیپلماسی میان جمهوری اسلامی و ایالات‌متحده است. همواره در طول سه دهه‌ی انقلاب اسلامی نخبگان کشور شاهد دکترین‌ها و استراتژی‌های خصمانه ایالات‌متحده بر ضد تمام منافع جمهوری اسلامی بوده مانند استراتژی شک و بهت، دکترین آنفولانزای نیویورکی و غیره. به نظر جامع‌ترین تبیین در مورد جنگ دیپلماسی توسط رهبر انقلاب صورت گرفته است:

این‌ مبارزه‌، فقط یک مبارزه‌ی معمولی دیپلماتیک نیست‌. دیپلماسی، یک جنگ‌ است‌. شما این‌ را به‌خوبی میدانید و آن‌ را مثل‌ جنگ‌های نظامی و برخوردهای اقتصادی که‌ تاکتیک و عقب‌نشینی و حمله‌ و جابه‌جایی و فریب‌ جنگی دارد، لمس‌ کرده‌اید. همه‌ی دیپلمات‌های دنیا مشغول‌ جنگند. ارزش‌ و تأثیر آن‌ جنگ‌ هم‌، گاهی از جنگ‌های نظامی کمتر نیست‌؛ بلکه‌ در مواردی هم‌ بیشتر است‌. البته‌، همیشه‌ این‌گونه‌ نیست‌. منظور من‌ از جنگ‌، یک مبارزه‌ی معمولی نیست‌; که‌ این‌ کار همه‌ی دیپلمات‌هاست. (رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران)

۲) جنگ اقتصادی: یکی از موضوعات بسیار حساسی که در تمام اندیشکده‌های جهان و به‌صورت خاص در غرب موردبررسی قرارگرفته است در حوزه جنگ اقتصادی با عنوان «جنگ ارزی» است. جنگ ارزی به‌عنوان پیچیده‌ترین استراتژی خصمانه اقتصادی در عصر حاضر توسط استراتژیست جیمز جی. ریکاردز[۲] از عناصر اصلی وال‌استریت[۳] و مشاور تهدیدات مالی سی آی ای[۴] طراحی‌شده است و به نظر می‌رسد برای تبیین جنگ اقتصادی بهتر است به این موضوع بپردازیم. اولین کتاب ریکاردز یعنی «جنگ‌های ارزی»، در ایران توسط دو مترجم به‌طور مجزا ترجمه‌شده است. در ابتدای این کتاب، ماجرای اولین «بازیِ جنگ اقتصادی» که در زمستان سال ۲۰۰۹ توسط پنتاگون برنامه‌ریزی‌شده بود را بازگو می‌کند.

این بازی جنگ اقتصادی در مکانی سری به نام «آزمایشگاه فیزیک کاربردی» متعلق به ارتش آمریکا انجام می‌شود؛ جایی که تنها یک وظیفه‌ی آن هدایت جنگ‌های هسته‌ای در زمان وقوع جنگ‌های تمام‌عیار بین تمدنی است؛ وجه دیگر اهمیت این مرکز وجود «اتاق جنگ» برای تشکیل جلسات تخصصی باهدف تعیین مسائل مربوط به امینت ملی آمریکا است. حال، تعریف میدان «جنگ ارزی» توسط فرماندهان نظامی آمریکا می‌بایست در این مکان و با استفاده از استراتژی‌های اقتصادی صورت بگیرد. حضور جیمز ریکاردز نیز به‌عنوان استراتژیست اصلی موضوعیت پیداکرده است. بنا به نظر تئوریسین‌های جنگ، اگر پیچیده‌ترین پدیده‌ی عالمْ جنگ و رویارویی نظامی است، تاریخ «جنگ ارزی» و تمهیدات دشمن در جبهه‌ی این جنگ، حکایت‌گر این موضوع است که میدان جنگ ارزی، می‌تواند به‌مراتب از میدان جنگ نظامی، پیچیده‌تر بوده و دارای نتایج مخرّب‌تری باشد.

تاریخ تابه‌حال، دو بار جنگ جهانی ارزی را به خود دیده است؛ و ما امروز در زمان وقوع سومین تقابل زندگی می‌کنیم. این جنگ از سال ۲۰۱۰ آغازشده است و اوج آن از تابستان تا زمستان سال ۱۳۹۴، در تقابل چین با آمریکا خود را نشان داد و ضرر هنگفتی را با کاهش ارزش یوان به کشور چین وارد کرد. ایران نیز از همان ابتدا ـ یعنی سال ۲۰۱۰ مقارن با سال ۱۳۹۱ شمسی ـ درگیر این جنگ شده است و افزایش شدید قیمت دلار و افزایش بی‌سابقه‌ی قیمت طلا در همان دوران، از کمترین نتایجی بود که گریبان کشور را تاکنون نیز گرفته است.

همچنین مؤلفه‌ی اساسی دیگری که در جنگ ارزی بسیار به‌ طرف‌های منازعه‌ی جمهوری اسلامی کمک کرده است حضور بالای دلار در اقتصاد کشور است. این‌گونه که یکی دیگر از استراتژیست‌های غربی سال گذشته بیان کرد ایالات‌متحده به‌طور متوسط ۴۰۰ درصد تورم دارد اما در جامعه آمریکا این مسئله حس نمی‌شود و این‌گونه است که باوجود دوربرگردان مالی تحت عنوان U-Turn در سازمان‌ها و قراردادهای بین‌المللی مالی این بار تورم را کشورهای دیگر به دوش می‌کشند و اقتصاد ایالات‌متحده این‌گونه ادامه پیدا می‌کند.

۳) جنگ سایبری: با ورود جامعه جهانی به بستر اینترنت وزندگی در جهانی محصور میان میلیون‌ها صفر و یک به‌گونه‌ای بشر دارای دوجهان موازی است. در روندی به‌سرعت رو به رشد زیرساخت‌های زندگی بشر و حکومت‌ها اعم از اطلاعات، اقتصاد، صنعت و دیگر موارد به بستر فضای سایبر منتقل می‌شود و این مانند پرتگاهی است که اگر دولت‌ها دستاویزی نداشته باشند به‌راحتی سقوط می‌کنند و از طرفی فرصتی برای اقدامات خصمانه استراتژیک ایجادشده است برای دولت‌هایی که توانایی عملیات در این بخش را به دست آورده‌اند. جدا از تمام بحث‌های تخصصی سایبرنتیک که از داغ‌ترین مباحث امروز جهان است و همین‌طور به بحرانی جدی برای قدرت‌های جهانی تبدیل‌شده است برای ارائه‌ی پارادایمی کلی از جنگ سایبری به تبیین نمونه‌ای کاملاً عینی می‌پردازیم.

فیلم مستندی با عنوان Zero Days در ۸ جولای ۲۰۱۶ ساخته‌ی الکس گیبنی منتشر شد که موضوع آن در رابطه با حمله سایبری ایالات‌متحده آمریکا و اسرائیل علیه برنامه هسته‌ای ایران و آلوده سازی سانتریفیوژ‌های ایران با ویروس استاکس‌نت بود. در این مستند به‌صورت کامل فرایند یک جنگ سایبری به تمام‌عیار به تصویر کشیده شده است که در آن مورد، هدف زیرساخت‌های فناوری هسته‌ای جمهوری اسلامی بوده است. بیان می‌شود به همین صورت امکان ضربه‌زدن به‌ تمامی بخش‌های دیگر یک سیستم یا حکومت وجود دارد. این نکته حائز اهمیت است که ایران تنها قربانی این حملات نبوده و ایالات‌متحده، روسیه و کشورهای دیگری نیز با این بحران روبه‌رو شده‌اند تا حدی که ایالات‌متحده جمهوری اسلامی را به حمله سایبری به زیرساخت‌های خود متهم می‌کند.

«Zero Day» اصطلاحی است که با دو مفهوم متفاوت یکی در زمینه‌های مربوط به کد نویسی و هک و یکی درزمینه‌ی حملات سایبری نظامی مورداستفاده قرار می‌گیرد. Zero Day در میان کد نویسان به باگ‌ها یا حفره‌های موجود در یک کد یا سیستم گفته می‌شود که هنوز شناسایی نشدند و می‌توان از طریق این حفره‌ها به کد یا سیستم موردنظر وارد شد و در اصطلاح آن‌ها هک کرد. دلیل استفاده از این نام برای این حفره‌ها این است که در اصطلاح صفر روز از شناسایی آن‌ها گذشته است؛ اما در کاربرد‌های نظامی سایبری این اصطلاح بامعنایی کاملاً متفاوت استفاده می‌شود. Zero Day در کاربرد‌های جنگ سایبری به تمهیداتی گفته می‌شود که با فرض این صورت می‌پذیرند که تمام زیرساخت‌های اصلی سایبری توسط حمله سایبری دشمن از بین رفته باشد به‌عبارت‌دیگر «روز صفر» در کاربرد نظامی روزی است که تمام زیرساخت‌های حیاتی سایبری یک کشور ازدست‌رفته باشد و نیاز به احیای آن‌ها از ابتدا است در این صورت نیاز به یک مدیریت بحران وجود دارد که اولویت‌ها را برای بازسازی مشخص کند. به حمله‌ای که باعث چنین رخدادی شود حمله Zero Day گفته می‌شود.

۴) جنگ اطلاعاتی و پروپاگاندا[۵]: به نظر می‌رسد برای تبیین دقیق چگونگی اجرا و اهداف ترکیب جنگ اطلاعات و پروپاگاندا در کنار هم بهتر است ابتدا هرکدام را به‌صورت اجمالی بررسی کنیم و سپس به چهارچوب تصوری جامع دست یابیم. جنگ اطلاعات به‌صورت کلی از چرخه‌ی اطلاعات که شامل پنج مورد فعالیت است منتج می‌شود.

طبق این فرایند ابتدا در مورد پدیده‌ی مورد با طرح و برنامه‌ریزی به جمع‌آوری داده‌های اطلاعاتی پرداخته می‌شود، سپس پردازش و تجزیه‌وتحلیل باهدف کشف ارتباط معنادار میان داده‌های مرتبط و رسیدن به پارادایمی دقیق نسبت به آن پدیده صورت می‌پذیرد. بعدازاین در مراحل تولید و توزیع به‌گونه‌ای تصمیم‌سازی در مورد آن پدیده با متغیرهایی که سازمان یا سیستم مربوطه برای خود تعریف کرده است انجام می‌شود و برای اجرا آن اراده‌ها و تصمیمات توزیع اطلاعات تولیدشده به عوامل اجراکننده انجام می‌شود.

در برخی منابع علم اطلاعات فعالیت‌های اطلاعاتی را به چهار بخش اساسی تقسیم می‌کنند اعم از جمع‌آوری، تجزیه‌وتحلیل، ضد جاسوسی و عملیات مخفی؛ درواقع دو بخش آخر بعد از توزیع اطلاعات به عوامل صورت می‌گیرد که در میان این دو عملیات مخفی مربوط به بحث ما است. در جنگ اطلاعات همواره حکومت‌ها با استفاده از سرویس‌های اطلاعاتی خود سعی دارند در میدانی که دشمن حضور ندارد با آن بجنگند یا به گونه اتفاقات و مسائل را به‌طوری‌که با منافعشان هم سو باشد مدیریت نمایند، به دلیل گستردگی فعالیت‌هایی که صورت می‌پذیرد هیچ‌گاه تعریف جامعی از ابعاد گوناگون عملیات مخفی نمی‌توان ارائه کرد و تنها می‌توان رد پایی از آن در تمام رویدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و غیره مشاهده کرد؛ و اما مسئله‌ی پروپاگاندا را می‌توان زیرمجموعه‌ای از عملیات اطلاعاتی دانست که در آن‌ها سعی می‌شود با استفاده از سازوکارهای آشکار و پنهان تأثیرگذاری بر روی افکار عمومی یا بعضاً افراد خاص را رقم بزنند که ما این نوع را بانام «عملیات روانی» می‌شناسیم و ادبیات عامه نیز با عنوان «تبلیغات» از آن یاد می‌شود. در کنار هم قرار دادن جنگ اطلاعات و پروپاگاندا و با بررسی پیشینه‌ی این نوع فعالیت‌ها در طول تاریخ مشخص می‌شود منظور طراحان آن در سبک جنگ هیبریدی فراتر از عملیات اطلاعاتی معمول و یا هجمه‌های تبلیغاتی صرف است بلکه به‌صورت خاص «عملیات روانی» پیچیده و در سطحی گسترده مدنظر است. در مدل‌های پیشرفته عملیات روانی سعی بر آن است که با استفاده از ابزارهای متعدد در حوزه فناوری اطلاعات و رسانه با تزریق هدفمند اطلاعات جعل و تغییر داده‌شده به افکار عوام، نخبگان، مسئولین و یا حتی مراکز تصمیم سازی حکومت‌ها در هرکدام از سلسه‌مراتب شناخت آن‌ها در مورد پدیده‌های گوناگون تأثیرگذار بوده و نتیجتاً تصمیمات و اراده‌ها را در مورد تک‌تک افراد تا سطوح استراتژیک حکومت‌ها مدیریت و جهت‌دهی نمایند.

موارد دیگر در هشت‌گانه‌ی جنگ هیبریدی اعم از حمایت از شورش‌های محلی، نیروهای چریکی، نیروهای عملیات ویژه و نیروهای کلاسیک نظامی تماماً در ادبیات متداول دیپلماسی جامعه بین‌الملل در حیطه مؤلفه‌های همچون حمایت از تروریسم و دخالت‌های مشروع یا نامشروع نظامی در کشورهای دیگر تعریف می‌شوند. به‌طورکلی این موارد از ابعاد اجرایی خاص برخوردار نیستند و مشخصاً با عنوان خود تعریف می‌شوند؛ اما نکته‌ی قابل‌توجه این است که این چهار مورد به‌عنوان قدرت‌های سخت هر کشور یا حکومت بسیار حائز اهمیت هستند و در منطقه غرب آسیا و جنوب و شرق آفریقا در دهه اخیر شاهد ایفای نقش این نیروها بوده‌ایم.

بامطالعه تطبیقی پروژه نفوذ و سبک معاصر منازعات هیبریدی متوجه ارتباطی معنادار میان این دو شده‌ایم، همچنین متغیری اساسی در هرکدام از بخش‌های جنگ هیبریدی برای اجرا آن‌ها وجود دارد که به‌عنوان پیش‌نیاز آن‌ها تعریف می‌شود. این متغیر اساسی را با عنوان «شرایط موافق تهدید» مطرح می‌کنیم.

واقعیت تلخی که در حال حاضر در سیستم جمهوری اسلامی با آن مواجه هستیم هجمه تمام‌عیار طرف‌های منازعه‌ی ما در بخش‌های جنگ دیپلماسی، اقتصادی، سایبری، اطلاعات و پروپاگاندا به‌صورت مستقیم و به‌صورت غیرمستقیم در ابعاد امنیتی دیگر است. به تحقیق در هرکدام از این بخش‌ها زمانی سیستم دچار آنتروپی شدید شده است که متغیر اساسی پروژه نفوذ توانسته است شرایط موافق تهدید را ایجاد کند؛ اما به‌واقع تنها عاملی که می‌تواند شرایط موافق تهدید ایجاد کند پروژه نفوذ نیست و عدم کارکرد صحیح و اثربخش در ابعاد گوناگون سیستم به‌مراتب توان بیشتری برای ایجاد این شرایط دارد. درهرصورت با جمع‌بندی مطالب به یک نتیجه نامطلوب اما واقعی خواهیم رسید که جمهوری اسلامی در عصر حاضر باوجود پروژه نفوذ در سطوح استراتژیک و تصمیم سازی خود و همچنین وجود اخلال در کارکرد سیستماتیک خود، دچار آنتروپی[۶] سیستمی درون‌زا است و این خود تهدیدی جدی برای ثبات و بقاء آن به شمار می‌رود. نکته‌ی قابل‌توجه این است که پروژه نفوذ مدنظر ما تنها به ابعاد ژورنالیستی آن محدود نمی‌شود و در حقیقت منظور از نفوذ در بیان رهبر انقلاب نیز نفوذ ایدئولوژیک است که درنتیجه تصمیم‌سازی‌ها را دچار تناقض با ایدئولوژی مختص انقلاب اسلامی کرده است.

به‌صورت قطعی سازوکار مقابله مؤثر با جریان نفوذ همچنین هجمه‌های جنگ هیبریدی علیه جمهوری اسلامی، حذف عواملی‌ست که شرایط موافق تهدید را ایجاد می‌کنند، اما بامطالعه جامع شرایط فعلی کشور در سه حوزه حاکمیت، سیستم اجرائی و جامعه و تعاملات میان این سه، به نظر می‌رسد برای اینکه سیستم بتواند با اثربخشی بالا در بخش‌هایی مدیریت بحران و در بخش‌هایی هدایت آرامش را در دستور کار خود قرار دهد، نیاز به بسترسازی اجتماعی وجود دارد.

 

چالش‌های پیش روی ما

بر اساس مطالبی که ارائه شد در حال حاضر نیاز به بررسی چالش‌های کشور بادید استراتژیک داریم تا بتوانیم به ارائه سازوکار جهت بسترسازی اجتماعی و مقابله مؤثر با تهدیدات و بحران‌های پیش رو بپردازیم. این چالش‌ها را می‌توان در دو بخش ساختار حاکمیت و نقطه‌ی مقابل آن هندسه اجتماع دسته‌بندی و بررسی کرد.

به‌صورت کلی دو مسئله در ساختار حاکمیت در سه دهه انقلاب اسلامی دیده می‌شود. نخست نفوذ ایدئولوژی متناقض با مبانی اسلام و ایدئولوژی انقلاب اسلامی در اندیشه نخبگان مؤثر بر تصمیم‌سازی‌های کلان و به طبع آن اراده‌ها و اقداماتی دچار تناقض با اقداماتی که از حکومت اسلامی انتظار می‌رود و سپس منازعه‌ی داخلی احزاب سیاسی بر سر مبانی که به‌صورت مستقیم جامعه و اقشار گوناگون را درگیر خودکرده است. در بعدی دیگر و در هندسه‌ی اجتماع که مشخصاً متأثر از حاکمیت است به همین صورت با دو مسئله و چالش اساسی مواجه هستیم. نخست عدم تبیین دقیق ایدئولوژی انقلاب اسلامی و مبانی جامعه‌سازی اسلامی برای نسل‌ها و اقشار مختلف به این صورت که بدانند باید چه اقداماتی را از حاکمیت مطالبه کنند و سپس درگیری مداوم با آسیب‌های اجتماعی فراوان براثر عدم کارکرد مناسب سیستم در بخش‌های گوناگون. مجموع این رویدادها بستری کاملاً مناسب و شرایطی موافق تهدید به وجود می‌آورد که طرف‌های منازعه جمهوری اسلامی در ایجاد آن‌ها بی‌تأثیر نبوده‌اند.

با مطالعه اقدامات و طراحی‌های خصمانه علیه جمهوری اسلامی، می‌توان به این مسئله فکر کرد که دکترین آنفولانزای نیویورکی که توسط ایادی ایالات ‌متحده در ابعاد گسترده برای ضربه به ساختار حاکمیت و جامعه کشور طراحی‌شده بود، هرچند به‌صورت کامل به اهداف خود نرسید و مؤثر واقع نشد اما در سه حوزه‌ی ارتباط میان اجزاء سیستم حاکمیت، ارتباط میان اجزاء تشکیل‌دهنده اجتماع و تعاملات میان سیستم و جامعه شکاف‌هایی به وجود آورد تا باعث شود اراده‌ی سیستم جهت مقابله با این دست از تهدیدات اثربخش واقع نشود.

دکترین آنفولانزای نیویورکی دارای ۵ وجه است، یعنی ویروس آنفولانزای نیویورکی در طی پروسه‌ی انتقال به شهروند ایرانی پنج نقطه را موردحمله قرار می‌دهد.

  1. نفرت از اسلام: اولین جایی که ویروس آنفولانزای نیویورکی بدان حمله می‌کند، اسلام است. این مرحله به‌وسیله ایجاد شبهات مختلف در مورد دین اسلام و نیز طرح مطالب غیرواقعی در مورد این دین شریف اجرایی می‌شود. در این مرحله شهروند ایرانی ابتدا در مواجهه با شبهات گارد می‌گیرد و در پی پاسخ‌گویی به آنان برمی‌آید اما رفته‌رفته با تعدد شبهات، میل به پیدا کردن پاسخ برای آنان در او کمرنگ شده و عقیده‌ی مذهبی‌اش گام‌به‌گام سست می‌شود و درنهایت مطالب ضد اسلامی و استدلال‌های مختلف باعث گسسته شدن رشته عقیدتی او با دین اسلام می‌گردد، این پروسه پیش می‌رود تا جایی که فرد از مسلمانی خودش شرمنده می‌شود و از اینکه در جامعه‌ای اسلامی بافرهنگ اسلامی رشد کرده، احساس شرمساری می‌کند. این وجه بر روی افراد مذهبی تأثیری ندارد و بیشتر متوجه افراد با عقاید ملی‌گرایانه و غیردینی ست. طرح مسائلی مانند تروریسم اسلامی، قصاص، ارتباط ماجرای اسیدپاشی سال ۹۳ با فریضه امربه‌معروف و نهی از منکر، عدم برابری حقوق زن و مرد در اسلام، خشونت مسلمانان و … همگی ازجمله موارد حمله به اسلام در راستای دکترین آنفولانزای نیویورکی ست.
  1. نفرت از ایرانیت: دومین ضلع، پنج‌ضلعی دکترین نیویورکی حمله به ایرانیت و هویت ملی ست، در این مرحله فرد با هجمه‌های مختلفی که مرتبط با موضوع ملی‌گرایی ست دچار سرخوردگی از این بابت که ایرانی ست خواهد شد، البته این وجه از دکترین آنفولانزای نیویورکی برخلاف وجه اول بیشتر روی افراد مذهبی تأثیر می‌گذارد با آنکه مجریان آن همان افراد ملی‌گرا هستند، مواردی نظیر ایران‌هراسی، نشر جک‌های ضد ایرانی و نیز مواردی مانند لطیفه‌هایی که با عبارت «مملکت داریم» خاتمه می‌یابند.
  1. نفرت از حکومت و نظام سیاسی: وجه سوم دکترین مدنظر ما که می‌توان گفت در کنار وجه چهارم، ملموس‌ترین مراحل است، نفرت از حکومت و نظام حکومتی‌ست، در این مرحله فرد تحت تأثیر هجمه‌های ضدحکومتی که مهم‌ترین پایگاه‌های آن شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی وابسته به آمریکا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه، آلمان و عربستان و نیز پایگاه‌های اینترنتی می‌باشند، با حکومت ملی خود احساس بیگانگی و سپس دشمنی می‌کند و خود پس از مدتی تبدیل یک به منتقد تخریب‌گر علیه نظام حکومتی خود می‌شود. فتنه سال ۸۸ ملموس‌ترین نمونه موفقیت این وجه از دکترین آمریکایی‌هاست.
  1. نفرت از مسئولان و رهبران: دیگر وجه این ویروس آنفولانزا حمله به مسئولین نظام است، در این مرحله فرد تحت تأثیر هجمه‌های رسانه‌ای علیه رهبری نظام، رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضاییه و نیز سایر مسئولین رده بالایی، در مقابل مواضع و عملکرد و اقدامات آنان گارد گرفته و هر عملکرد مثبتی را نادیده می‌گیرد و تنها به تخریب آنان فکر می‌کند و اینکه یک شبکه مافیایی و درهم‌پیچیده نظام را اداره می‌کنند! در این مرحله فرد حتی در مذاکرات و منازعات بین‌المللی حق را به مسئولان سایر کشورها می‌دهد که این نشان‌دهنده‌ی اوج نفرت و کینه‌ای ست که هجمه‌ها در راستای این دکترین به فرد تزریق کرده‌اند.
  1. نفرت از یکدیگر: آخرین وجه از پنج‌ضلعی نیویورکی شماتت یکدیگر است، در این مرحله ملی‌گرایان نسبت به مذهبی‌ها و مذهبی‌ها نسبت به ملی‌گراها و نیز افراد طیف‌های مختلف فکری – عقیدتی در مقابل یکدیگر گارد می‌گیرند و رفته‌رفته نوعی بیگانگی و کینه بین این طیف‌ها نسبت به یکدیگر به وجود می‌آید، کمترین محصول این مرحله از ویروس آنفولانزای نیویورکی شکست وحدت ملی ست.
  • در ادامه به تبیین سازوکار استراتژیکی پرداخته می‌شود که به‌صورت خاص جهت بسترسازی اجتماعی به‌عنوان پیش‌نیاز برای مقابله مؤثر سیستم با تهدیدات استراتژیک طراحی‌شده است.

 

دکترین پنگوئن امپراتور

واژه «Doctrine» مفهومی با تعبیر میراث بشری است؛ که در فارسی «آموزه» و «آیین» جای گزین معرفی‌شده است. در عربی، دو مفهوم معادل آن تبیین شده است: «قاعده» و «یقین». «دکترین» از یک‌سو به‌مثابه‌ی «روش» معادل واژه‌ی «قاعده» است و به‌صورت (قواعد حاکم بر رفتار، بدون قدرت قانونی) تعریف و تبیین می‌شود؛ و از سوی دیگر «دکترین» به‌مثابه‌ی «محتوا» معادل واژه «یقین» است، (تبیین چیستی و چرایی و چگونگی) هر پدیده را در برمی‌گیرد.

قید قدرت قانونی، در تعریف دکترین، به این موضوع اشاره دارد که دکترین در سطحی که به کار گرفته می‌شود تبدیل به مفاهیم استراتژی، تاکتیک و تکنیک می‌شود و مادامی‌ که تبدیل به گفتمان غالب نشود، ضمانت اجرا ندارد. از سوی دیگر، ازآنجاکه دکترین قاعده است، نیازمند تجویز قانونی نیست.

در گفتاری ساده بیان می‌کنیم زمانی که خانواده‌ی ما دچار اختلافات درونی و تحت تأثیر سیاه نمایی‌های گوناگون قرار می‌گیرد و بدخواهان از این فرصت برای ضربه زدن استفاده می‌کنند، قبل از اینکه بخواهیم عوامل آن را از بین ببریم نیاز داریم به اتحاد در درون خانواده خود بها بدهیم که اگر به‌صورت کامل اتفاق بیفتد حتی اگر عوامل آسیب‌رسان همچنان به فعالیت خود ادامه دهند گزندی خانواده‌ی ما را تهدید نمی‌کند. در مسائل اجتماعی مؤلفه‌ای به‌عنوان «وحدت ملی» مطرح می‌شود که درگذشت بیش از سه دهه انقلاب اسلامی همواره هدف اصلی امپریالیسم و دشمنان این مرزوبوم بوده است. بسیار موضوع مهمی است که ما بدانیم مؤلفه وحدت ملی برای جامعه‌ی ما به چه معناست، در کشوری که با پیروزی انقلاب اسلامی دست به اقدامی بسیار حساس در جامعه بین‌الملل زد و آن‌هم تمدن سازی با ایدئولوژی و مکتب اسلام بود. طرحی که قبل از آن در طول تاریخ بشریت و با تمام تلاش‌های پیامبران و امامان اسلام به نتیجه مطلوب نرسیده بود. پس ما قصد داریم مدلی از جامعه سازی و حکومت ارائه دهیم که تابه‌حال نظیری نداشته است و مشخصاً مبانی و سیاست‌های ما با تمام قدرت‌های جهانی اختلافات جدی دارد. طبیعتاً تمام قدرت آن‌ها متمرکز بر به نتیجه نرسیدن این اقدام شده است. به تحقیق انقلاب اسلامی نیاز دارد وحدت ملی را از نو و متناسب با شرایط به‌خصوص خود و جامعه‌ی مطبوع خود تعریف کند، شاید بتوانیم در حال حاضر این موضوع بسیار حیاطی را متناسب با امروزه جمهوری اسلامی تطبیق دهیم و تعریفی جدید از مؤلفه‌ی اساسی وحدت ملی که ضامن ثبات و بقاء هر سیستمی است ارائه دهیم.

دکترین پنگوئن امپراتور با مطالعات تئوری و میدانی در بازه‌ی زمانی یک‌ساله‌ای به‌صورت خاص بر روی این مسئله که متغیرها و همچنین راه‌های رسیدن به وحدت ملی در جمهوری اسلامی چیست؟ طراحی‌شده است. این دکترین در قالب قواعد و روش‌هایی است که حکومت‌ها برای ارتقاء جامعه‌ی مطبوع و بهبود مؤثر کارکرد خود، اجرا می‌نمایند.

ترمینولوژی: در مطالعات علمی و طرح‌ریزی استراتژیک الهام‌گیری از اکوسیستم[۷] بسیار رایج است و ما هم برای ارائه هر چه عینی‌تر مسئله‌ی خودمان از این روش استفاده کرده‌ایم.

پنگوئن امپراتور یا پنگوئن فرمانروا (نام علمی: Aptenodytes forsteri) بلندترین و سنگین‌وزن‌ترین گونه زنده پنگوئن است که در قطب جنوب زندگی می‌کند. نکته قابل‌توجه برای ما رفتارشناسی این‌گونه در مقابله با سرما است که بسیار حائز اهمیت است.

پنگوئن‌های امپراتور برای محافظت از خود در برابر سرما راهبردی گروهی نیز دارند: آن‌ها به شکل یک دایره بزرگ در کنار هم جمع می‌شوند و هر یک به پنگوئن کناری خود می‌چسبد. این دایره‌ها می‌توانند از ۱۰ تا صدها پنگوئن را شامل شوند. آن‌هایی که در بیرون دایره هستند پس از مدتی به‌آرامی به لایه‌های درونی دایره می‌آیند و این باعث ایجاد جنبشی با سرعت کم اما دائمی میان پرندگانی می‌شود که می‌خواهند برای در امان ماندن از سوز بادهای سرد به درون دایره بروند. در کل همه پنگوئن‌ها تجربه بیرون بودن و درون دایره بودن را خواهند داشت و این به سود همه اعضای دسته است.

 

درآمدی بر دکترین پنگوئن امپراتور:

مسئله ما دستیابی به وحدت ملی است، به گونه ای‌که بستری باشد برای مدیرت بحران سیستم و ارتقاء سطح کارکرد بخش‌های گوناگون آن. در این دکترین بیان می‌شود هرم جامعه جمهوری اسلامی متشکل از سه بخش حاکمیت، نظام و ملت به‌عنوان یک سوپر سیستم دارای صدها ماکرو سیستم و به طبع هزاران میکرو سیستم است. درواقع در مثال عینی ما هرکدام از پنگوئن‌ها به‌عنوان یکی از میکرو سیستم‌های جامعه معرفی می‌شوند، آن‌ها طبق نظم و قاعده‌ای به‌صورت غریزی دارند به یکدیگر نزدیک می‌شوند که در قبال جامعه حاکمیت این چگونگی و قاعده را مشخص می‌کند. بحث اصلی در اتفاقی‌ست که بعد می‌افتد، هرکدام از آن‌ها بعدازاین که گرمای موردنظرشان را دریافت کردند جایشان را به دیگری می‌دهند تا همه فرصت حضور در مرکز آن تجمع را پیداکرده و گرم شوند، در این بخش مثال عینی ما بیانگر این است که حاکمیت قواعدی را ترتیب داد تا میکرو سیستم‌های جامعه مجتمع شوند سپس شرایطی را به وجود می‌آورد تا هرکدام از آن‌ها بتوانند نیاز موردنظرشان را که به‌عنوان گرما مطرح شد تأمین کنند، این اتفاق را گردش منظم به‌سوی مرکز اجتماع ایجاد می‌کند. به‌صورت کاملاً ساده این گردش تماماً فعالیت حاکمیت در به ارمغان آوردن عدالت اجتماعی‌ست که در ادبیات قرآنی واژه «قسط» به معنای کامل‌تری بیان می‌شود؛ و آن گرما، بهره‌گیری هرکدام از میکرو سیستم‌های جامعه از آن اراده سیستم و عدالت اجتماعی است.

مطالعات میدانی در بستر اجتماع نشان می‌دهد بالاترین درصد مطالبات جامعه و از سوی دیگر بالاترین درصد ضعف در بخش‌های سیستم مربوط به آنجایی است که اجزاء جامعه اعم از افراد، خانواده‌ها، مراکز و غیره برای مطالبات خودپاسخی دریافت نمی‌کنند؛ اما دسته‌بندی میکرو سیستم‌های جامعه در این حالت بسیار اهمیت دارد و می‌توان آن را با متغیر میزان گسستگی در اجزاء سنجید.

دکترین پنگوئن امپراتور با تبیین چیستی، چرایی و چگونگی نیل به سمت وحدت ملی اثربخش و ایجاد «شرایط موافق فرصت» برای سیستم جمهوری اسلامی در ابعاد پنج‌گانه، قواعد و روش‌های این فرایند را ارائه دهد.

حال مسئله اینجاست که تمام مؤلفه‌ها در دکترین به‌صورت قاعده ایست که رفتار سیستم را جهت می‌دهد و سیستم در اراده‌ی خود به دنبال دستیابی به آن‌هاست و در ارتباطی هم پوشاننده، این مؤلفه‌ها احیای عدالت اجتماعی رقم می‌زنند. نکته‌ی قابل‌توجه دیگر این است، همان‌طور که گفته شد سازوکارهای اجرائی متشکل از سه سطح استراتژی، تاکتیک و تکنیک منتج از دکترین طرح‌ریزی می‌شود. اگر به اوایل بحث برگردیم، دو عامل پروژه نفوذ و سبک جنگ‌های هیبریدی در کنار هم «شرایط موافق تهدید» را در جمهوری اسلامی به وجود آورده است و در قبال آن دکترین پنگوئن امپراتور، سعی دارد بستری را با دستیابی به مؤلفه‌های خود ایجاد کند به‌عنوان «شرایط موافق فرصت» که این همان گرمایی است که سیستم را از هرگونه ضربه‌ی خارجی و جریان نفوذ حتی اگر به‌صورت قوی هم صورت پذیرد مصون بدارد و این قدرت را برای حاکمیت به وجود می‌آورد تا به‌راحتی بحران‌های پیش رویش را اعم از ایدئولوژی‌های متناقض با اسلام و عوامل که کارکرد سیستم را دچار اختلال می‌کند، بدن هیچ‌گونه شک و بهت در اجتماع از میان بردارد.

در آخر اعلام می‌کنیم مشخصاً تبیین دکترین به‌صورت جامع مستلزم ارائه آن در کتابی با چند صد صفحه است و در نوشتار حاضر درآمدی مختصر ارائه شد.

 


پی‌نوشت:

[۱] hybrid warfare

[۲] James Rickards

[۳] Wall Street

[۴] Central Intelligence Agency

[۵] Propaganda

[۶] Entropy

[۷] ecosystem

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد تبیینی تحلیلی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

تبیین پدیده‌ی خلق پول در سیستم بانکی و نسبت آن با ربا

مقدمه

ربا نوعی از زیادشدن است که شبیه به بزرگ‌شدن یک حباب می‌ماند. خداوند متعال به این نوع از زیادشدن قول به محاق رفتن را داده است. در سیستم بانکی و مالی اسلامی، تاکنون آنچه راجع به ربا گفته‌شده است، عمدتا معطوف به معرفی به دو گونه­ی ربای معاملی و ربای قرضی خلاصه می­شده است. اما با توجه به گستردگی و پیچیدگی سیستم­های مالی کنونی دنیا و نظام بانکی بین­الملل، پدیده­ای به نام خلق پول به وجود آمده است؛ این پدیده با ویژگی­های خاص خود، مصداق ربای کلان است که در پس پرده­ی نظام بانکی و مالی کشور ما نیز در حال گسترش است. لذا در این مقاله به تبیین پدیده­ی خلق پول و نسبت آن با مفهوم ربا خواهیم پرداخت تا از این رهگذر، ضرورت نظام­سازی در راستای تحقق اقتصاد اسلامی بیش‌ازپیش بر اندیشمندان این حوزه، روشن گردد و از به محاق رفتن فضای اقتصادی‌ کشور جلوگیری به عمل آید.

دسته‌ها
استراتژیک تبیینی تحلیلی جنگ مذهبی سی ساله جدید رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات

درآمدی بر ضد استراتژی جنگ مذهبی سی ساله جدید

مقدمه:

مطلب حاضر به اهداف استراتژی جنگ مذهبی سی ساله جدید در منطقه غرب آسیا و سپس به پیش‌بینی اوضاع آینده در حوزه‌ی اجرا و یا مقابله‌ی مناسب با آن و در آخر به تبیین ضد استراتژی جهت تغییر موازنه‌ها به نفع جبهه مقاومت و قدرت بومی منطقه یعنی ایران اسلامی می‌پردازد.

دسته‌ها
استراتژیک تبیینی تحلیلی جنگ مذهبی سی ساله جدید رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

گزیده متن جلسه ۴۲۶ کلبه کرامت: جنگ جهانی چهارم؛ پروژه صهیونیست‌های مسلمان

[box type=”info” bg=”#” color=”#” border=”#” radius=”4″]مطلب حاضر برگرفته از سخنان استاد حسن عباسی در جلسه ۴۲۶ کرسی نظریه‌پردازی کلبه کرامت با عنوان «جنگ جهانی چهارم(۵)؛ صهیونیست‌های مسلمان» در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ است که در قالب مقاله تنظیم شده است.[/box]

یکی از سازوکارهای تحلیل‌های استراتژیک از سوی هر استراتژیستی این است که در طول ادوار مختلف برای مسائل و موارد بحث خودش پرونده تشکیل بدهد و به صورت دوره‌ای به آن‌ها بپردازد، ازاین‌جهت برای استراتژیست‌ها هیچ تحول فرهنگی، تحول سیاسی، تحول اجتماعی، تحول اقتصادی و … تمام‌شدنی نیست.

دسته‌ها
آینده‌شناسی تبیینی تحلیلی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی فضای سایبر مطالب برگزیده مقالات

درآمدی بر زندگی دوم

مقدمه

تاریخ بشر در هر دوره با پدیده‌های تکنولوژیک جدیدی مواجه شده است کـه هـر یـک در زمـان خـود تحولاتی را ایجاد کرده‌اند. این تحولات عمدتاً در راستای تسهیل زنـدگی بشـر و افـزایش توانمندی‌های وی ارزیابی شده است. دوره‌ی اخیر نیز از این روند مستثنا نیست، اما آنچـه انکارناپـذیر اسـت، رشـد پرشتاب و سرعت این تحولات تکنولوژیک است که باعث شده است هر پدیده پـیش از آنکـه بـه طـور درست شناخته شود و کاربرد آن در تسهیل زندگی فرد بررسی شود تبدیل به یک نیاز اصلی شـده و بـه سبک زندگی وی شکل تازه‌ای بدهد.

دسته‌ها
استراتژیک تبیینی تحلیلی جنگ مذهبی سی ساله جدید رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

استاد حسن عباسی: جنگ سی ساله مذهبی، ضد استراتژی غرب در برابر بیداری اسلامی

[box type=”info” bg=”#” color=”#” border=”#” radius=”4″]مطلب حاضر برگرفته از سخنان استاد حسن عباسی در برنامه عصر شبکه افق در تاریخ ۲۶ آذر ماه ۱۳۹۴ است که در قالب مقاله تنظیم شده است.[/box]

انقلاب اسلامی، انقلابی ضد صهیونیستی

صدور انقلاب ما در دفاع مقدس رقم خورده است و امام در قطعنامه فرمودند که این جنگ، جنگ حق و باطل بود و از زمان آدم (ع) آغاز شده و استمرار داشته و تا زمان ظهور هم بسط پیدا خواهد کرد، طبیعتاً آن نکته که در صدور انقلاب از طریق دفاع مقدس باید خوب تبیین بشود این نکته است که معارض انقلاب اسلامی کیست؟ و انقلاب اسلامی با چه کسی پنجه در پنجه انداخته است؛ کمونیست‌های شوروی با امپریالیسم درگیر بودند، کاسترو در کوبا در انقلاب خود با کپیتالیسم و سرمایه‌گرایی و با لیبرالیسم آمریکا درگیر بود. انقلاب‌های مهم، از انقلاب ویتنام تا انقلاب چین هر کشوری که یک وجه مبارزاتی این چنینی داشته است میدان مبارزه‌اش علیه کشورهایی بوده که در واقع داعیه لیبرالیسم، کپیتالیسم و سرمایه‌گرایی داشتند، در واقع داعیه امپریالیسم و جهان‌خواری داشتند اما انقلاب اسلامی به هیچ کدام از این ایدئولوژی‌ها مستقیماً نپرداخته است. بلکه انقلاب اسلامی جا را برای صهیونیسم تنگ کرد، تنها انقلاب ضد صهیونستی جهان انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی ابتدا به ساکن نه یک انقلاب ضد مارکسیستی بود نه یک انقلاب ضد لیبرالیستی و نه یک انقلاب ضد امپریالیستی بلکه یک انقلاب اساساً و جوهری و ماهوی ضد صهیونیستی بوده و هست.

صهیونیسم ایدئولوژی‌ای است که همه‌ی آن خباثت‌ها را داخلش دارد شاید باورش سخت باشد اما صهیونیست‌ها یکسری مارکسیست‌اند یکسری لیبرالیست‌اند یعنی در ۱۳۸۶ در کشور فلسطین که توسط دولت جعلی اسرائیل اشغال شده آخرین کیبوتص، -کیبوتص‌ها یک ساختارهای مناسبات اجتماعی مارکسیستی و کمونیستی هستند- که آنجا به وجود آمده بود در سطح کره‌ی زمین مدل‌های پیاده شده‌اش در رژیم صهیونیستی بود، شاید کسی باور نکند اما رژیم صهیونیستی که بیشتر کپیتالیستی سرمایه‌گرا و لیبرالیستی است، مدل‌های مارکسیستی در مدل اجتماعی‌اش بوده یعنی آخرین کیبوتص را رسانه‌های جهان اعلام کردند که در رژیم صهیونیستی دیگر جمع شده است.

 

پس انقلاب اسلامی پدیده‌ای ضد صهیونیستی، ضد مارکسیستی، ضد لیبرالیستی، ضد کپیتالیستی و ضد خیلی از شقوق دیگر پدیده‌های اُمانیستی و مدرن بوده و هست؛ دعوایی که این‌ها با جمهوری اسلامی و به خصوص با انقلاب اسلامی دارند به این دلیل است که این انقلاب یک انقلاب لیبرالیستی یا مارکسیستی نبود که طرفدار یک طرف باشد و ضد یک طرف دیگر؛ بلکه انقلابی بود که با عصاره‌ی همه مدرنیته که امروز در قالب ایدئولوژی صهیونیسم خودش را نشان می‌دهد در تعارض بوده و هست. ایدئولوژی صهیونیسم یک ایدئولوژی جهان‌وطن‌گونه است که جهان را برای خودش می‌داند و می‌خواهد همه را در خودش هضم می‌کند به‌طوری‌که امروز صهیونیست یهودی، صهیونیست مسیحی، صهیونیست بودایی، صهیونیست هندو و حتی صهیونیست مسلمان و صهیونیست شیعه داریم. وقتی گفته می‌شود که انقلاب اسلامی تنها انقلاب ضد صهیونیستی جهان است منظورمان رژیم صهیونیستی و پدیده جعلی اسرائیل نیست صهیونیسم پدیده‌ای فراتر از رژیم جعلی اسرائیل است. انقلاب اسلامی مزیت نسبی و ارزش افزوده‌اش در ضدیت با رژیم صهیونیستی به عنوان نماد پدیده صهیونیسم جهانی است، به همین دلیل بود که که در مذاکرات هسته‌ای نتانیاهو و دیگران آن‌قدر اصرار داشتند که بگویند، در مفاد توافق نامه حتماً مسئله‌ی به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی را بگنجانید که اوباما رسماً مصاحبه کرد و گفت که الان زمانش نیست. این انقلاب ضد صهیونیستی یک پدیده‌ای است که مبتنی بر همین سازوکار توانسته است انقلابش را صادر کند و این صدور انقلاب در دو لایه اصلی اتفاق می‌افتد:

لایه اول: در جهان اسلام هیچ جنبش اصیل بیداری اسلامی نیست که ماهیت ضد صهیونیستی نداشته باشد انصارالله یمن، حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، جیش الوطنی و جیش الشعبی و جنبش‌های مردمی سوریه و عراق و مردم بحرین و عربستان و در آفریقا و مناطق دیگر. امروز هرکس در جهان اسلام ضد صهیونیست هست به نوعی زیر پرچم انقلاب اسلامی ایران است و این نتانیاهو و صهیونیست‌های داخل کاخ سفید و آیپک و … را ناراحت می‌کند.

لایه دوم: در بیرون جهان اسلام نیز هرکس هژمونی ایالات متحده و هژمونی صهیونیست‌ها را به چالش می‌کشد امروز ماهیت ضد صهیونیستی پیدا می‌کند، به‌طوری‌که امروزه در اروپا در خود کشور انگلیس مردم طومار تهیه می‌کنند برای ممانعت از ورود نتانیاهو به کشور انگلیس و به مقامات خود می‌دهند. این پدیده ضد صهیونیستی در درون اروپا و ایالات متحده در طول دو دهه اخیر هرقدر جلوتر می‌رود شدیدتر می‌شود.

 

مسخ‌شدگی بشر امروز توسط تفکر غربی و راه علاج آن

امروز عصاره‌ی تفکر صهیونیستی در فرهنگ و اقتصاد و مسائل اجتماعی و غیره خودش را بروز داده است و باعث ایجاد مصیبت‌های زیادی برای بشریت شده است به طور مثال مشکلات اقتصادی در یونان و آرژانتین باعث شده است که دولت‌ها پیاپی عوض می‌شوند. رکودی که امروز در اقتصاد اتحادیه اروپا و آمریکاست رکود عظیمی است که می‌رود تا در آینده‌ی نه چندان دور شرق آسیا را در بربگیرد. جنگ ارزی که مدت ۴۵ تا ۵۰ روز بین ایالات متحده با چین در وسط تابستان امسال رخ داد و مشکلات عدیده‌ای را ایجاد کرد[۱]؛ این فرهنگ و اقتصادی که امروز از سوی غرب سرازیر شده است جهان را دچار زامبی‌زدگی و مسخ‌شدگی کرده است و تنها تکیه‌گاهی که بشر امروز می‌تواند به آن تکیه کند انقلاب اسلامی ایران است. در نامه‌ی رهبر انقلاب به جوانان آمریکای شمالی و اروپا[۲] آمده است که خودتان مستقیماً به سمت اسلام بیایید و اسلام را بشناسید. افق‌هایی که پیام انقلاب اسلامی برای ما در نظر گرفته است، بیداری عظیم اسلامی است که نورش به جهان تابید و جهان را دعوت کرد و دلیل آن هم این است که زبان اسلام زبان فطرت است و قرآن می‌فرماید:

«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا»

(روم-۳۰)

وقتی زبان اسلام زبات فطرت است، دعوت اسلام دعوت به زبان فارسی یا عربی یا انگلیسی یا ژاپنی یا زبان‌های دیگر نیست دعوت اسلام دعوت به زبان فطرت است. انقلاب اسلامی ایران رفتار فطری دارد، حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن و … رفتار فطری دارند؛ و وقتی شما یک نکته را منطبق بر فطرت بشر گفتید صرف نظر از دین و مذهب و رنگ و نژاد و تیره و قومیت آن نکته به فطرت انسان‌های دیگر نشسته و آن انسان‌های دیگر می‌آیند و با شما در این زمینه همراه می‌شوند و این جلوی زامبی‌زدگی را می‌گیرد.

 

جنگ سی ساله مذهبی، ضد استراتژی غرب برای مقابله بیداری اسلامی

سه چهار سال پس از شروع موج بیداری اسلامی انقلاب‌هایی در لیبی، تونس، مصر و یمن رخ داد و نتایجی به دست آمد به‌طوری‌که بعضی از دیکتاتورها سقوط کردند؛ غربی‌ها اسم آن را بهار عربی گذاشتند و بعد به مفهوم پاییز عربی رسیدند و سعی در منحرف کردن آن داشتند و درگیری را به کشور سوریه کشاندند تا مقاومت اسلامی را تضعیف کنند، بر طبق تحقیقات ما از نظر ساختار طرح‌ریزی استراتژیک ریشه این کاری که غربی‌ها دارند انجام می‌دهند مبحث «جنگ مذهبی ۳۰ ساله در اروپا» است، نکته این‌جاست که ما درگیر پدیده‌ای به نام جنگ‌های مذهبی ۳۰ ساله شده‌ایم؛ این جنگ مذهبی ۳۰ ساله که در تاریخ غرب از ۱۶۱۸ آغاز شد، به مدت ۳۰ سال ادامه پیدا کرد و بلایی بر سر مسیحیت و مردم اروپا آورد که ۴۰۰ سال پیش که این اتفاق شروع شد به مدت ۳۰ سال به طول انجامید کاری کرد که مردم برای همیشه با دین دچار تعارض شدند و دین را کنار گذاشتند. اتفاقی که در جنگ‌های مذهبی ۳۰ ساله افتاد این بود که در عیدی به نام عید سن بارتلمی در فرانسه کاتولیک‌ها در شب عید ۸۰۰۰ نفر از پروتستان‌ها را کشتند و این اتفاق در متن اروپا در محدوده کشور آلمان و آنچه که به اصطلاح امپراتوری مقدس روم نامیده می‌شد و از ایتالیا و فرانسه به سمت شمال تا منطقه اتریش، فرانسوی‌ها، سوئدی‌ها زمینه اختلافاتی شد و تمام اروپا در این آتش فتنه سوخت و جمعیت آلمان نصف شد؛ و مثل یک طاعون سیاه جامعه آن روز اروپا را فرا گرفت.

اختلافات قومی و مذهبی بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها چنان شرایط تاریک و سیاهی را ایجاد کرد که پس از پایان جنگ و منعقد شدن معاهدات و صلح‌هایی که بعداً تحت عنوان معاهده وستفالیا و غیره شناخته شدند؛ مردمِ نسل بعد به این نتیجه رسیدند که نه کاتولیک، نه پروتستان؛ نه این مذهب، نه آن مذهب، بلکه کل دین مسیحیت را به زاویه راندند، آنچه که امروز غربی‌ها دارند در منطقه ما پیاده می‌کنند. عیناً همان استراتژیِ جنگ مذهبی ۳۰ ساله‌ای است.

سال گذشته ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی ایالات متحده مقاله‌ای تحت عنوان عنوان «جنگ جدید مذهبی ۳۰ ساله» نوشته است[۳] و روی این نکته صحه گذاشته است، بنابراین امروز وقتی ادعا می‌شود که این‌ها می‌خواهند داعش را نابود کنند و در ائتلاف ۴۰ کشور برعلیه داعش به رهبری آمریکا در منطقه حضور دارند ما آن حرف را بپذیریم یا حرفی که ریچارد هاس به عنوان رئیس شورای روابط خارجی آمریکا روی آن انگشت می‌گذارد.

[button color=”blue” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” align=”center” link=”http://ystc.ir/%d8%ac%d9%86%da%af%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b1%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d8%af/” radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-pencil” icon_color=”#”]مقاله «جنگ جدید مذهبی» نوشته ریچارد هاس[/button]

وقتی پیام انقلاب اسلامی صادر شد، صهیونیسم جهانی برای اینکه بتواند این پیام را خنثی کند از درون جهان اسلام این مبحث را شروع کرد و پدیده‌ای به نام القاعده، به نام بوکوحرام، به نام داعش، به نام جندالاسلام، به نام جیش‌العدل، به نام طالبان و به نام جبهه النصره و نزدیک به هفتاد گروه در سراسر جهان اسلام از اندونزی تا مالزی و موریتانی و مراکش ایجاد کردند که شاخص آن‌ها داعش، القاعده، بوکوحرام و جبهه النصره و غیره هستند، این‌ها با پول عربستان و کمک اطلاعاتی و آموزش ایالات متحده، رژیم صهیونیستی، انگلیس و فرانسه و با تسلیحاتی که آن‌ها می‌فرستند همراه با حمایت کشورهایی مثل ترکیه در منطقه این وضعیتی که برای صهیونیسم جهانی عموماً و برای رژیم صهیونیستی خصوصاً به وجود آمده را می‌خواهند خنثی کنند. سوالی که به وجود می‌آید این است که شروع این جنگ سی سال را چه وقتی بگیریم؟ سال ۲۰۱۰ که همین انقلاب‌ها شروع شد در منطقه یا سال ۲۰۱۱ که داعش حرکت خود را آغاز کرد و در ۱۳۹۳ تا پشت دروازه‌های بغداد آمد، یا امروز بگیریم یا فردا؟ بالاخره چه این را ۴ سال پیش بگیریم چه امروز بگیریم و چه فردا بگیریم غرب یک طرح ۳۰ ساله بسیار خطرناک برای جهان اسلام عموماً و برای منطقه جنوب غرب آسیا که به غلط به آن خاورمیانه می‌گویند طراحی کردند. همچنین استیون مک‌میلان درتکمیل مطلب آقای ریچارد هاس مقاله‌ای را مبتنی بر همین مقاله منتشر کرده[۴] که این می‌رود که منطقه جنوب غرب آسیا را بالکانیزه کند.

[button color=”blue” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” align=”center” link=”http://ystc.ir/?p=10318″ radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-pencil” icon_color=”#”]مقاله «جنگ جدید مذهبی: سیاستی غربی برای ایجاد آشوب؟» نوشته استیون مک‌میلان[/button]

منطقه بالکان همان جایست که بوسنی و هرزگوین و مونته‌نگرو و به اصطلاح مقدونیه، کرواسی، مجموعه‌ی یوگسلاوی سابق می‌گویند. در این منطقه بالکان هر چند صد سال یکبار چنان از نظر مذهبی بین کرووات‌های کاتولیک و اسلوونیایی‌ها که پروتستان هستند و بین خود صرب‌ها که مذهب آن‌ها ارتدوکس است با مسلمانان فاطمی که در بوسنی و هرزگوین و کوزوو و مقدونیه بودند جنگ اتفاق می‌افتد. یکی از آن‌ها را ما حدود پازده سال پیش شاهد بودیم که چه کشتار عظیمی از مسلمانان صورت گرفت، این اتفاقی که مبتنی بر جنگ‌های مذهبی شکل می‌گیرد و سرزمینی را پاره‌پاره می‌کند را بالکانیزاسیون می‌گویند؛ فرآیند بالکانیزه شدنی که غربی‌ها برای منطقه‌ی جهان اسلام به‌خصوص برای منطقه جنوب غرب آسیا در نظر گرفتند و حتی نقشه آن را منتشر کردند به این شکل است که عربستان به ۵ کشور، عراق به ۳ کشور، سوریه به چندین کشور، ایران به پنج کشور، پاکستان و افغانستان هر کدام به چند کشور تجزیه می‌شوند. پس یک پدیده‌ی خطرناکی را غرب شروع کرده است و این پدیده خطرناک جنگ مذهبی ۳۰ ساله است که برای ما روشن می‌کند هر پالس و پیامی ناظر بر اینکه آمریکایی‌ها می‌خواهند با داعش مبارزه کنند را رد می‌کند، هیچ عقل سلیمی این را نخواهد پذیرفت، هیچ ائتلافی از غربی‌ها علیه داعش به وجود نخواهد آمد که چنین نیرو و پتانسیلی که می‌تواند از درون جهان اسلام به اسلام صدمه بزند را خنثی کند.

[download id=107]

غربی‌ها یک سرزمین سوخته‌ای را در منطقه ما دنبال می‌کنند که در این فضا زیرساخت‌ها و جمعیت مثل جنگ سی ساله مذهبی در اروپا نابود شود و مثل فرآیندی که پس از جنگ‌های مذهبی ۳۰ ساله طی شد و در آن مسیحیت برای همیشه کنار گذاشته شد و کلیسا به یک امر شخصی محدود شد مسیحیت در روم و در کلیسای واتیکان محصور شد، اسلام هم به همین شکل محدود و محصور بشود. این فضایی است که در افق جنگ ۳۰ ساله مطرح است و نشان می‌دهد که صهیونیسم جهانی این مسیر را دنبال می‌کند. این چه معنی برای ما دارد؟ معنی آن این است که دفاع‌مقدس ما تمام نشده، دفاع‌مقدسی که امروز ما آن حماسه‌ها و رشادت‌ها را گرامی می‌داریم و هفته دفاع‌مقدس را ارج می‌نهیم؛ جنگ ناتمامی که امام در آن پیام قطعنامه فرمودند که این جنگ و دفاع‌مقدس ادامه دارد؛ شکل دفاع‌مقدس امروز، شکل دیگری است. یک وجه این وضعیت جنگ‌های نیابتی است که در منطقه صورت می‌گیرد و یک وجه دیگر آن این ساختار طرح‌هایی است که غربی‌ها منتشر کرده‌اند.

ریچارد هاس رسماً از آغاز یک جنگ مذهبی ۳۰ ساله در منطقه ما سخن می‌گوید، جنگی بین شیعه و سنی و بین قومیت‌ها و مذاهب دیگر؛ در صورتی که رهبران انقلاب اسلامی نظرشان بر این بود که طرف مقابل اهل سنت و سلفی‌ها نیستند بلکه طرف مقابل ما طرف مقابل ما یک اقلیت کوچک تکفیری است که این اقلیت کوچک تکفیری نه تنها بعضی اوقات ادعا می‌کند سنی است بلکه بعضی اوقات هم شیعه است و در تلویزیون‌های ماهواره‌ای به مقدسات اهل سنت توهین می‌کند، در حالی که این‌ها صهیونیست‌های مسلمان هستند و چه ادعای شیعه‌گری کنند، چه ادعای سنی‌گری اساساً مسلمان نیستند.

 

جنگ ناتمام صدر اسلام بستر پیاده‌سازی استراتژی جنگ سی ساله مذهبی

سوالی که به وجود می‌آید این جاست که این جنگ‌های سی ساله در جهان اسلام چگونه به وجود می‌آید؟ بستر پیاده‌سازی این جنگ در جنگ ناتمامی است که با ابوسفیان در مقابل پیامبر اسلام در صدر اسلام شروع شد؛ ابوسفیان جنگ با پیامبر (ص) را در مکه شروع می‌کند؛ ابتدا در جنگ بدر سپس جنگ احد، خندق و احزاب. وقتی که مکه سقوط می‌کند و به دست نیروهای اسلام فتح می‌شود ابوسفیان و پسرش معاویه اجباراً مسلمان می‌شوند و به عنوان یک منافق در درون جهان اسلام زندگی می‌کنند؛ وقتی که معاویه می‌میرد زمانی که عمر اسلام به ۶۰ سال می‌رسد، معاویه ۴۲ سال در جهان اسلام در منطقه‌ای که در حال حاضر به آن سوریه می‌گوییم حکومت کرده است؛ به عبارت دیگر ۱۲ سال اول عمر اسلام در حال جنگ با اسلام بوده سپس مسلمان می‌شود و ۴۲ سال هم با پیامبر (ص) و حضرت امیر (ع) در جنگ بوده است و پس از جنگ صفین بعد از حضرت امیر (ع) با امام حسن (ع) می‌جنگید و پس از مرگش پسرش یزید با امام حسین (ع) در سال ۶۱ هجری می‌جنگد و امام حسین (ع) را شهید می‌کنند.

پس از خاندان اُمویان -یعنی فرزندان ابوسفیان- کار به دست عباسیان می‌رسد، عباسیان که کار را شروع می‌کنند همین مسیر در زمان بقیه‌ی ائمه ادامه پیدا می‌کند تا اینکه امام عصر (ع) به غیبت کبری می‌روند؛ پس از این هم مسیر ادامه پیدا می‌کند تا دوره عثمانیان، عثمانیان هم همین مسیر را ادامه می‌دهند و ما امروز در موج چهارم هستیم، موج چهارم بعد از اُمویان، عباسیان، عثمانیان و امروز دوره تکفیری‌هاست.

امروز آمریکا، رژیم صهیونیستی، فرانسه، انگلیس پشت سر یک جریان تکفیری هستند که این جریان تکفیری در بحرین، امارات، قطر، اردن، ترکیه و عربستان یکسری دولت دست نشانده دارند و حاصل عمل این‌ها مقاومتی است که روبه‌روی آن‌ها توسط مردم مظلوم یمن، بحرین، لبنان، سوریه و عراق صورت گرفته است. این‌ها همان‌طوری که در کربلا سر می‌بریدند اینجا هم سر می‌برند. همان‌طوری که در جنگ احد سینه می‌شکافتند و جگر حضرت حمزه را هندجگرخوار به دندان کشید، امروز هم همین اعمال در سوریه توسط تکفیری‌ها انجام می‌شود. پس این طرح‌ریزی غربی‌ها یک عقبه تاریخی دارد و جنگ ناتمام صرفاً این نیست که ما بگوییم استمرار دفاع‌مقدس ما در یک جنگ مذهبی ۳۰ ساله است و باید مراقب باشیم و این تهدید و توطئه را خنثی کنیم؛ بلکه این ریشه در اختلافی است که ابوسفیان با پیامبر (ص) ما داشت و طی آن از درون خود اسلام به اسلام صدمه زده شد به طوری که عناوینی چون امیرالمؤمنین معاویه!، امیرالمؤمنین یزید! را به خود می‌دادند و مفاهیم را مصادره می‌کردند.

ممکن است در این‌جا این شبهه به وجود بیاید که غربی‌ها چنین اطلاعاتی را ندارند، اما اینگونه نیست و غربی‌ها با شناخت آمده‌اند؛ آقای جان لیمبرت یکی از دیپلمات‌ها و در واقع جاسوسان آمریکایی بود که در سفارت ایالات متحده در لانه‌ی جاسوسی، جاسوسی می‌کرد، وی در برنامه‌ای در شبکه VOA در سال ۱۳۸۶ شرکت می‌کند و در پاسخ به این سؤال مجری که چرا پس از تجربه تلخ سفارت در جمهوری اسلامی ایران مجدداً سفارت جمهوری اسلامی موریتانی را پذیرفتید؟

من خیلی در مورد این فکر کردم وقتی من گفتم من به دوستان گفتم به همسرم گفتم که ما مثل اینکه قراره بریم جمهوری اسلامی موریتانی اول گفتند شما یک دفعه رفتی جمهوری اسلامی هم‌چین خوشایند نبوده براتون چرا یک جای دیگر می‌روید خوب همه جمهوری اسلامی‌ها که یکی نیست. داشتم فکر می‌کردم بزرگ‌ترین اختلافش این بود که رئیس دولتِ رهبر آن جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی ایران اسم کوچکش علی هستش درست همان آقای علی خامنه‌ای، آن جمهوری اسلامی موریتانی زمانی که ما آنجا بودیم اسم کوچک رئیس جمهورش معاویه بود آن خیلی فرق می‌کند یکی علی بود و دیگری معاویه ولی از لحاظ سیستم حکومتی با هم کاملاً فرق داشتند قابل مقایسه نیست.

 

بنابراین معیار سازمان سیا برای اعزام مامورهای خود و معیار وزارت خارجه ایالات متحده در تفکیک جمهوری اسلامی‌ها این است که یک جایی اسلام هست ولی اسلام معاویه است یک جایی اسلام هست ولی اسلام علی است.

بین علی در جمهوری اسلامی ایران که رهبری‌اش «علی خامنه‌ای» است با معاویه در جمهوری اسلامی موریتانی که رئیس‌جمهورش «معاویه ولد» است تفاوت وجود دارد و سازمان سیا و هم‌چنین دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده این تفکیک را می‌شناسد می‌داند علی و معاویه تمایزشان در چیست و به صراحت می‌گوید در جایی به نام جمهوری اسلامی موریتانی امنیت داشتیم یعنی جایی که معاویه مسئولیتش را بر عهده دارد برای تفکر غربی امنیت وجود دارد. به عبارت دیگر اگر ۱۴۰۰ سال قبل ایالات متحده وجود داشت، با معاویه در شام هماهنگ بود اگر زمان جنگ صفین آمریکا می‌بود به دشمنان علی (ع) امکانات می‌دادند و از آن‌ها پشتیبانی می‌کردند همان‌طوری امروز به دولت عربستان توپ و تانک و هواپیما و امکانات می‌دهند تا مردم یمن را بزنند یا به داعش و النصره امکانات می‌دهند.

بنابراین این جنگ ناتمام اولاً ریشه در اقدامات ابوسفیان و فرزندانش دارد و حرکت سفیانی‌ها در این ۱۴۰۰ سال این تقابل از درون اسلام به اسم اسلام رقم زده است، این افراد هیچ وقت دلشان با اسلام و مسلمانان نبوده است و صرفاً در ظاهر ادعای اسلام دارند در حالی که منافق هستند. نکته دیگری که وجود دارد این است که این جنگ امروز در پیچیده‌ترین شکل خودش قرار دارد. این جنگ ناتمامی که در جنگ احد و خندق و بدر و حنین و کربلا و صفین رقم خورده بود امروز در کل منطقه ما صورت می‌گیرد و نیروهای مقاومت هستند که روبروی این‌ها هستند؛ این نیروهای مقاومت در واقع همان کاری را که در کربلا، صفین و بدر و حنین شد را تکرار می‌کنند.

 

قاسم سلیمانی، نماد مقاومت در جهان

امروزه در جهان مفهومی به نام قاسم سلیمانی، نه صرفاً یک شخص حقیقی بلکه به عنوان نماد مقاومت در جهان مطرح است، قاسم سلیمانی پدیده‌ای است که نماد یک جریان، یک فکر و یک گروهی است که این‌ها در بوسنی موجب نجات مردم بوسنی شدند در لبنان و در فلسطین و در سوریه که تنها حامی واقعی مردم است و در عراق که جلوی سقوط بغداد و شهرهای دیگر را گرفتند و در جاهای دیگر. امروز حتی اگر حضور فیزیکی هم نداشته باشند خود این آرمان‌گرایی تأثیرش را می‌گذارد. بررسی و بازخوانی سوابق گذشته‌ی این حرکت نشان دهنده همان جنگ ناتمام است و نشان می‌دهد که چگونه دفاع‌مقدس ما در تمام این سال‌ها ادامه داشته است. اگر روزی نماد مقاومت در برابر امپریالیسم جهانی چه‌گوارا و گریواس بودند، امروز نماد مقاومت اسلامی و آرمان‌گری اسلامی در قالب شخصیتی به نام سردار سلیمانی و سید حسن نصرالله وجود دارد.

 


پی‌نوشت:

[۱] کدآمایی

[۲] Khamenei.ir

[۳] باشگاه استراتژیست‌های جوان

[۴] باشگاه استراتژیست‌های جوان

 

[button color=”orange” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” size=”big” align=”center” link=”http://dl.ystc.ir/hvb/1394/9/10055/Ostad_hasan_abbasi_dar_barnameh_asr.mp3″ radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-music” icon_color=”#ffffff”]دانلود صوت برنامه راز با حضور استاد حسن عباسی[/button]

[button color=”orange” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” size=”big” align=”center” link=”http://dl-abbasi.ir/Amir/1394/Video/Asr_940702.mp4″ radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-play” icon_color=”#ffffff”]دانلود فیلم برنامه راز با حضور استاد حسن عباسی[/button]

 

دسته‌ها
انتقادی تبیینی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده معماری مقالات

مِحراب انسان مدرن

 مقدمه

هرچند مشهور است که مِحراب محل حرب با نفس، خیال و شیطان جهت توجه به خداوند و تمرکز در بندگی است[۱] اما با تدقیق بر تعاریف معتبرِ منقول ولی مغفول، از قِبَل ریشه‌شناسی[۲] واژه مِحراب می‌توان رویکردی را استنباط نمود که در جهت نیل به الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت و سبک زندگی مهدوی در تمدن سازی نوین اسلامی در حوزه شهرسازی، معماری و مبلمان خانگی[۳] ضروری به نظر می‌رسد.

دسته‌ها
استراتژیک تبیینی حکمت و فلسفه رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

تبیین جایگاه استخاره در فرآیند تصمیم‌گیری و اقدام

مقدمه:

در فرآیند چاره‌اندیشی، تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اقدام، آدمی مستلزم کسب مهارت‌های معرفتی تبیین و تشخیص است. تبیین و تشخیص امور حقی از باطلی در جهت تدبیر امور در راستای رسیدن به غایتی خیر. تعلیم و تزکیه[۱]، ایمان و عمل صالح[۲]زوج‌های ضروری هستند که انسان مؤمن را در جهت‌یابی و نیل به حقیقت سوق می‌دهند. علم و عمل نیز یکی دیگر از زوج‌های ضروری هستند که فرد مؤمن را از مجهولات به معلومات می‌رساند[۳]. اما به‌طور‌کلی معرفت فرقانی محصول تقواست[۴] و انسانی که به تقوا رسد به حکمت رسیده است[۵]. تصمیم انسان حکیم خطاناپذیر و بیشترین قرابت را با حق الهی دارد. تصمیم‌سازی در جاده حق غایتی چون خیر ندارد و حرکت در مسیر باطل مقصدی چون شر ندارد. اما انسان مؤمن تا مرحله حکمت دامنه معرفتی متفاوتی دارد و به‌تبع قدرت تفکیک و تمیز حق از باطل نیز در آن‌ها متفاوت بوده و هر یک سطحی از حق را درک کرده‌اند.