دسته‌ها
برگزیده تحلیل رسانه سینمای استراتژیک فیلم مطالب برگزیده

تحلیل و بررسی فیلم سینمایی دولیتل

چکیده

پذیریش داروینیسم و و روح حیوان پنداری گونه‌ها و حیات، به مساله‌ای جا افتاده و پذیرفته شده در مجامع علمی غربی بدل شده است. چنان‌که منافع عظیم مادی، تعصب بی‌جای دانشمندان و لابی‌های زرسالار مدعی آزادی اجازه شنیده شدن صداهای مخالف را نمی‌دهند. هالیوود و مجمع پروپاگاندای غربی در این میدان بی رقیب یکه‌تازی می‌کند. آن‌ها در آخرین تلاش خود دست به بازتولید کاراکتر دکتر دولیتل زده‌اند. شخصیتی که به خوبی حیوانات را درک می‌کند و با آن‌ها تماس برقرار می‌کند. و در یک مدل کوچک شده از جامعه، رهبری گونه‌های گوناگون برای نیل به اهداف بزرگ و آرمان‌های عظیم را عهده‌دار است.

مقدمه

بررسی جایگاه انسان در خلقت از منظر اسلام  و نقشه انسان در قرآن بیانگر تعریفی خاص از موجودی است که حیات او محدود به یک مرتبه و یا یک طبقه در زنجیره آفرینش نیست و تلاش او برای رسیدن به جایگاه‌های رفیع‌تر از آنچه در تصور می‌گنجد و دست‌یافتن به حقیقت هستی و جایگاه راستین خود در نظام آفرینش، در نتیجه به فنا شدن او در روح عظیم و فناناپذیر خالق می‌انجامد. آنگاه برای ابدیت ماندگار می‌شود و به راستی که جاودانه می‌شود. راز جاودانگی انسان در فداکردن «خود» برای «خدا» و «معامله» جز با «خدا» نیست.

نقشه انسان در قرآن

تصویر ۱. نقشه انسان در قرآن

ریشه و راز «عهد الست» چیزی جز این نیست که انسان سر تعظیم در برابر خالقی فرود می‌آورد که فقط را توانایی خلق این زیبایی ابدی است. جهانی پر از راز… . اما به قول سهراب سپهری:

«کار مانیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید این است

که در افسون گل سرخ شناور باشیم»

اما به گواه تاریخ، معلم بزرگ سرنوشت، ابلیس که منافع خود را در تقابل با انسان و انسانیت و آدم و آدمیت تعریف کرده است، تلاش دارد تا او را از حقیقت قسم تاریخی‌اش در برابر خدا و هدف والای خلقت را به فراموشی بکشاند. چرا که «انسان» از ریشه «نسیان» و فراموشی است. او فراموش می‌کند و برای جلوگیری از فراموشی حقایق خلقت و وقایع تاریخ، باید مدام به گوش زد شود. و دائم در برابر حقیقت خود قرار گیرد.

اما عمال و سرسپردگان ابلیس به گواه قرآن دست از تلاش برای انکار این حقیقت برنمی‌دارند. هر صدایی را خفه می‌کنند و هر چشم بینایی را کور می‌کنند. نمونه بارز آن «داستان داروینیسم» و انکار خداباوری است.در ادوار گوناگون تاریخ، راه‌های مختلفی برای جایگزینی این حقایق یافته شده است. بررسی پارادایم حیات در غرب، این‌گونه می‌نمایاند که استراتژی نخ‌نمای «جایگزینی و بزرگ نمایی» در طی قرن‌ها به خوبی جواب داده است. ثمره به گوشه راندن حقیقت «الله» و به راه‌انداختن جریانات فکری و فلسفی انحرافی و غلط، هم‌آواگونه[۱] «خداباوری» بوده است. در این هزاران صوت، شنیدن صدای حق دشوار می‌نماید. چرا که فقط یک راه «حق» است و مابقی «گمراهی» است.

پارادیم حیات در غرب

تصویر ۲. پارادایم حیات در غرب

در این گیر و دار تلاش انسان غربی برای شناخت «خود» مسیر پر پیچ و خمی را طی کرده است. ولی همواره بر طبل خداناباوری و افسانه‌پنداری این حقیقت زده است.

سیر انسان‌شناسی فلسفی

تصویر ۳. سیر انسان‌شناسی فلسفی

فیلم سینمایی Dolittle محصول سال ۲۰۲۰ میلادی، یکی دیگر از این دست تلاش‌هاست. در طی چند سال گذشته این فیلم، جدیدترین محصول سینمایی است که با محوریت شخصیت «دکتر دولیتل» حیوان شناس، ساخته می‌شود. ویژگی مشترک همگی این آثار، طنز داستانی و ارائه تصویر ساده و قابل پذیرش از انسان در غرب، از راه «همزاد پنداری انسان و حیوان» است.

 

دکتر دولیتل

در واقع «دکتر دولیتل» یک شخصیت داستانی برگرفته از سری داستان‌های هیو لافتینگ (۱۸۸۶-۱۹۴۷ م.) نویسنده بریتانیایی است. در این سری از داستان‌ها، دکتر دولیتل، پزشک حیوانات که به نحوی عاشق آن‌ها نیز می‌باشد و با آن‌ها صحبت می‌کند، دست به سفرهای دور و درازی می‌زند. در این سفرها، همراهان او را حلقه‌ای از حیوانات و بعدها یک شاگرد جوان می‌باشند. جرقه نگارش این داستان‌ها، به گفته خود نویسنده در خلال سال‌های ۱۹۱۴ م. تا ۱۹۱۸ م. در جریان جنگ دوم جهانی زده می‌شود. و تاریخ رخداد این سری در عصر ویکتوریایی بریتانیا و قرن ۱۸ م. است.[۲]

هیو لافتینگ

تصویر ۴. هیو لافتینگ، خالق داستان‌های دکتر دولیتل

 

نقشه کلی فیلم

دکتر دولیتل جوان به علت توانایی صحبت با حیوانات، خیلی زود به سر زبان‌ها می‌افتد و ملکه ویکتوریا، به سبب این توانایی شگرف و کارآمدی او، باغی بزرگ را در اختیار او می‌گذارد. او زندگی خود را وقف گشت و گذار در دنیا می‌کند و در طی همین مسیر با همسر خود، لی‌لی آشنا می‌شود. آن‌ها پس از ازدواج در همان باغ بزرگ زندگی می‌کنند تا این‌که روزی لی‌لی عازم سفری برای یافتن درخت جاودانگی می‌شود. در طی سفر، دریا طوفانی می‌شود و کشتی او غرق می‌شود.

همسر دکتر دلیتل

تصویر ۵. لی‌لی دولیتل، همسر دکتر دولیتل. و همچنین یک دریانورد و ماجراجو عصر ملکه ویکتوریا و همچنین نماد سرزمین‌های مستعمره بریتانیا.

غم از دست دادن همسر، دکتر جان دولیتل را سرخورده و افسرده می‌کند و درب باغ خود را بر روی همگان می‌بندد. تنها یاوران او حیوانات و پرندگانی می‌شوند که آن‌جا زندگی می‌کنند.

شخصیت‌های اصلی فیلم

تصویر ۶. گویندگان و کاراکترهای اصلی فیلم.

در پی گذشت هفت سال از درگذشت همسر دکتر دولیتل، روزی ملکه انگلستان دچار بیماری خاصی می‌شود و او راه چاره را از دکتر دولیتل طلب می‌کند.از آنجایی که در صورت مرگ ملکه، مالک زمین باغ در اختیار دولیتل، شورای سلطنتی می‌شود، دولیتل راهی جز یافتن داروی آن سم یعنی درخت جاودانگی پیش روی خود نمی‌بیند. لاجرم دوباره به دریا می‌زند! در این سفر مجموعه از حیوانات و یک پسر نوجوان، سکاندار و خدمه کشتی تحقیقاتی دولیتل هستند. و یک جفت وال، موتور حرکت کشتی را تشکیل می‌دهند!

خدمه کشتی

تصویر ۷. خدمه کشتی، همگی حیوان هستند!

وال‌ها

تصویر ۸. وال‌ها، موتور محرک کشتی هستند و مستقیما از دولیتل دستور می‌گیرند!

 

دولیتل؛ ورود انسان‌ها ممنوع!

شعار این فیلم به سادگی «او فقط یک انسان نیست.» است. تصویر پوستر منتشر شده از این فیلم، برگرفته از سیر تکامل گونه‌ها از چارلز داروین است. این خود به سادگی بیانگر مفاهیم داروینیستی و نگرش به انسان به مثابه «یکی از گونه‌های حیوانات» است.

تکامل 1

تصویر ۹. انسان به مثابه یکی از گونه‌های حیوانات و روح داروینیستی در پوستر پیش‌نمایش فیلم.

تکامل انسان

تصویر ۱۰. تکامل انسان از نگاه داروین

موفقیت این تیم تحقیقاتی، نهفته در این نکته است که واقعیت خود را می‌پذیرند و برای رسیدن به هدف خود یکپارچه تلاش می‌کنند!

در سکانسی از فیلم دکتر دولیتل وارد اتاق خود در کشتی می‌شود که روی درب آن جمله‌ «ورود انسان‌ها ممنوع» نوشته شده است! انسان‌ها در این فیلم موجوداتی فاقد شعور روحانی هستند که به پندار خودشان، «تافته‌های جدابافته‌»اند! این در حالی است که راز پیشرفت، حفظ برتری و پیروزی دکتر دولیتل جمله‌ای است که در سکانس پایانی فیلم به اژدهای نگهبان می‌زند: «راحت باش! به هر حال ما همگی حیوان هستیم!» و خود را یک حیوان می‌پندارد و از دیگر هم‌نوعان خود، که نگرش متفاوتی به این مساله دارند بیزار است!

در واقع عاقل‌ترین انسان‌ها در تقابل با دکتر دولیتل حیوان، توانایی‌ای برای عرضه و شانسی برای پیروزی ندارند. حتی اگر ارتش اسپانیا و یا دانشمند سلطنتی انگلستان باشند!

ورود انسان‌ها ممنوع

تصویر ۱۱. ورود انسان‌ها ممنوع! برای پذیرفته شدن در این جمع همیشه پیروز و خردمند، باید حیوان شد!

اژدها

تصویر ۱۲. اژدهای نگهبان، همسر خود را طی سالیان گذشته در تقابل با انسان‌ها از دست داده است. و چون دکتر دولیتل حیوان است به او اجازه ورود به قلمرو درخت جاودانگی را می‌دهد.

اصل کلی جامعه‌ای که انسان را حیوان می‌پندارد این است که بایستی انسان را از وحشی‌گری و شرارت، با توصل به شیوه‌های علوم تربیتی، تربیت کرد و  از طریق علوم اجتماعی به تمدن رساند.

حیوانات نشان داده شده در این فیلم به دو دسته، حیوانات متمدن و حیوانات وحشی تقسیم می‌شوند. حیواناتی که دولیتل را همراهی می‌کنند، نمونه حیوانات متمدن و حیوانات دربند «رسولی» حیوانات وحشی هستند.

خرگوش

تصویر ۱۳. خرگوش یاغی، نمونه یک حیوان وحشی!

پلنگ

تصویر ۱۴. پلنگ قاتل، نمونه یک وحشی!

مورچه

تصویر ۱۵. مورچه مزدور، نمونه یک حیوان وحشی!

در زیر تعدادی از حیوانات متمدن نشان داده شده‌اند!

گوریل خرس قطبی

سنجاب شترمرغ

اردک سگ

طوطی زرافه

رسولی ، پدر لی‌لی، همسر متوفی دولیتل است. این‌طور که از نامش پیداست، نسبتی با برخی‌ها در آسیای جنوب غربی و سرزمین‌ها مستعمره بریتانیا دارد! در حالی که دختر او (نماد سرزمین) معشوق دولیتل بریتانیایی (نماد استعمارگر پیر) است. و همواره دولیتل عاشق می‌ماند!

دکتر دلیتل

تصویر ۱۶. دکتر جان دولیتل، نماد بریتانیای استعمارگر

رسولی

تصویر ۱۷. رسولی، نماد مردی از تبار آسیا و سرزمین‌ها مستعمره!

دکتر دولیتل، دیرین‌گونه[۳] حضرت سلیمان (ع)

آنچه محور اصلی داستان‌ها و فیلم دولیتل است، نه فقط صحبت کردن که حتی فهمیدن، درک کردن، درمان کردن و رهبری و مدیریت حیوانات مختلف برای رسیدن به یک هدف است. همگی این ویژگی‌ها در طول تاریخ فقط به حضرت سلیمان (ع) اعطا شده بود.البته نمونه‌هایی از داستان‌هایی از زبان حیوانات مثل کلیله و دمنه وجود دارد ولی تنها شخصیت حقیقی در طول تاریخ که با همه‌ی موجودات در این سطح تعامل داشته، حضرت سلیمان (ع) است. از این رو می‌توان گفت که دولیتل دیرین‌گونه حضرت سلیمان(ع) است و همچنین تلاشی مذبوحانه برای از بین بردن چهره حضرت سلیمان (ع) و تحریف تاریخ می‌باشد.

 

درخت جاودانگی؛ از گیلگمش تا جک اسپارو و دولیتل!

تمایل انسان به جاودانگی و ابدی شدن در این هستی، بخشی از آمال و آٰزوهای پیشین اوست و قدمی به طول تاریخ دارد.

بنابه گفته تاریخ‌دانان، گیلگمش، کهن‌ترین افسانه بشری است که تاکنون به دست ما رسیده است. این افسانه حکایت یک شاهزاده سومری است که عازم کشف درخت جاودانگی می‌شود و چون محل آن را می‌یابد، می‌بیند که ماری آن را خورده است!

حقیقت این است که در طول تاریخ، تلاش برای دستیابی به جاودانگی و عمر ابدی، داستان‌ها و افسانه‌های بلندی سروده و نوشته شده است اما هیچ‌کس بدان دست نیافته است! حتی در تاریخ آمده است که برزویه طبیب بر اساس اخبار واصله، برای کشف درختی که میوه آن عمر جاودانگی می‌بخشد، عازم هندوستان می‌شود. اما دست آخر با رونویسی کتاب کلیله و دمنه، به دربار ساسانیان باز می‌گردد!

با این وجود که این خواسته و نیت انسان‌ها هیچ‌گاه محقق نشده و نخواهد شد، اما تحقیقات و پیدا و پنهان بسیاری در حال انجام برای نیل به این آرزوی دیرینه است. تا جایی که در سالیان اخیر تعدادی از افراد، بنابه وصیت خود، جسدشان را نگهداری می‌کنند تا بالاخره روزی دوباره روح حیات در آن دمیده شود!

هالیوود نیز از قافله آرزومندان عقب نمانده و در طی سالیان اخیر با ساختن دو فیلم سینمایی «دزدان دریایی کارائیب:در جستجوی چشمه جاودانگی» و «دولیتل» خود را به رینگ جاودانگی رسانده است!

دولیتل، برای نجات جان ملکه بریتانیا و حفظ باغ خود، راهی جز کشف درخت جاودانگی نمی‌بیند و باری دیگر هالیوود را قهرمان رینگ مشت‌زنی جاودانگی می‌کند!

درخت جاودانگی

تصویر ۱۸. جان دولیتل، درخت جاودانگی را می‌یابد!

 

باغ دولیتل؛ جامعه آرمانی

از خرس قطبی در قطی جنوب، زرافه‌های جنگل‌های ساوانا در آفریقا گرفته تا روباه انقلابی فرانسوی(!) و طوطی جنگل‌های آمازون امریکای جنوبی و طاووس‌های آسیای شرقی و… همگی در باغ دولیتل انگلیسی به خوبی و خوشی گذران عمر می‌کنند! در حقیقت این باغ، آرمان‌شهر و اتوپیای جامعه داروینیستی است؛ جایی که در آن شکار و شکارچی در کنار هم و بر اساس اصول جامعه مدنی و به صورت متمدنانه زندگی می‌کنند.

در این میان استابیلز، پسرک جوان و دستیار زیرک و باهوش دکتر دلیتیل، برای ورود و پذیرفته شدن در میان حیوانات سخت تلاش می‌کند. او در بدو شروع قلبی پاک و دلی مهربان دارد و حیوانات را می‌فهمد. سپس زبان حیوانات را فرا می‌گیرد و کم‌کم، به جامعه حیوانات متمدن راه می‌یابد و مایه سرافرازی و مباهات خویشان خود می‌شود.

 

مقدم همه گونه‌ها گرامی است!

در سکانس پایانی فیلم، تصویری از درب ورودی باغ دکتر دلیتل نشان داده می‌شود که روی پلاک برنجی آن، عبارت «مقدم همه گونه‌ها گرامی است.» نقش بسته است. در ابتدای فیلم پلاکی روی درب ورودی باغ نصب بود که منحصر به اسامی دکتر دلیتل و همسرش می‌شد ولی در این سکانس نشان داده می‌شود که دکتر دلیتل با یافتن حقیقت وجودی خودش از تنهایی به در آورده می‌شود و شکوفا می‌شود! در واقع تلاش تولیدکنندگان برای القای ماهیت داروینیستی دکتر دلیتل، نوعی از تعاملات اجتماعی را به تصویر می‌کشد که بیش از حد پیش پا افتاده تلقی می‌شود. به عبارت دیگر، این فیلم قصد ندارد داروینیسم را نظام مبتنی بر تکامل گونه‌ها را اثبات کند بلکه آن را امری بدیهی و پیش پا افتاده تلقی می‌کند! و در طی یک فرار به جلو سخن از روابط عمیق انسان (گونه تکامل یافته برتر) و باقی حیوانات (گونه‌های در حال تکامل) به میان می‌آورد.

پلاک

تصویر ۱۹. مقدم همه گونه‌ها گرامی است!

در پایان فیلم همانطور که دیده می‌شود، دکتر دلیتل و سایر گونه‌ها به پاس نجات جان ملکه بریتانیا، مورد تقدیر و تشکر قرار می‌گیرند. همگی آن‌ها لباس‌هایی فاخر و سبک اشراف و اعیان به تن دارند و همگی در ردیف هم و برابر از دید خلقت و شعور در قصر ملکه حاضر می‌شوند.

عکس یادگاری حیوانات

تصویر ۲۰. دکتر دلیتل و سایر گونه‌ها، به پاس نجات جان ملکه، تاج و تخت و بریتانیا مورد تقدیر قرار می‌گیرند.

 

ارجینال!

موسیقی پایانی فیلم، یک بخش کلیدی و مورد تاکید دارد و در واقع می‌توان گفت برگرفته از روح کلی فیلم، یعنی داروینیسم است. این موسیقی ریشه‌های خود (انسان) را در بازگشت به حیوانیت و پذیرفتن این که او حیوانی متمدن و مدنی‌الطبع است، می داند و نه انسان به عنوان «موجودی برتر» و یا «باشعور تر». و همه تعابیر دیگر  از انسان را به راحتی «عادی» می‌داند.

Nah, I won’t waste my life being typical
I’ma be original
Even when it’s difficult
And I won’t change myself when they tell me, “No”


پانویس:

– بیشتر تصاویر فیلم از سایت IMDB.Com گرفته شده است.

[۱] استریوتایپ

[۲] https://factrepublic.com/facts/17887/

[۳] آرخیا تایپ

یک پاسخ به «تحلیل و بررسی فیلم سینمایی دولیتل»

بسیار عالبییی
ممنون از زحماتتون
همینطور ادامه بدید.
پیشنهاد میدم انیمه shingeki no kyojin رو هم نقد کنید ، بسیار جالبتر و مهمتر هستش!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *