دسته‌ها
استراتژیک انتقادی تحلیلی دکترینال رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

کــفــرِ لــیــبــرالــیــســم

لیبرالیسم واژه‌ای است که اروپاییان و آمریکایی‌ها از آن تعریف واحدی دارند و در مقابل «سوسیالیسم» یا «چپ» که دخالت شدید دولت در امور اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه را معتقد است، به کار می‌رود. البته در هر کشوری این تقسیم‌بندی با نام‌های متفاوتی شناخته می‌شود که این تفاوت، در معنای هریک از آن‌ها بی‌تأثیر نیست. در آمریکا تقسیم‌بندی لیبرالیسم و محافظه گرایی یا لیبرال و محافظه‌کار مورد پذیرش قرارگرفته است درحالی‌که در اروپا گرایش‌ها به چپ و راست تقسیم می‌شوند. جناح «چپ»، سوسیالیست‌ها ازجمله مارکسیست‌ها را در برمی‌گیرد و ضد لیبرالیسم است و جناح«راست»، لیبرال‌ها و رفرمیست‌ها می‌باشند که گرایش‌های شدید ناسیونالیستی هم دارند. البته تقسیم‌بندی لیبرال و محافظه گرا از قرن نوزدهم توسط اروپایی‌ها نفوذ پیدا کرد و محافظه‌گرایان به موافقین حکومت سلطنتی اطلاق می‌شد. لیبرال‌ها خواهان رفورم و تغییر بودند و در مقابل گروه سنتی که خواستار حفظ پادشاهی بودند قرار گرفتند. در حقیقت لیبرالیسم به‌عنوان ایدئولوژی یک جنبش رفرمیستی در اروپا آغاز شد و می‌توان گفت که متأثر از مذهب عصر خود، کلیسا و روحانیون کاتولیک به وجود آمد. لیبرالیسم با همین نگرش اولیه در مورد کنترل و تحدید مذهب به گسترش ایدئولوژی و اصول خود در تمامی زمینه‌ها پرداخت و درصدد جهانی کردن آن کوشید و می‌کوشد و آن را طوری تعریف کرده و می‌کند که همه را در آن جای دهد. مانند لباس تک سایزی که اندازه همه باشد. مؤید این سخن، موضع‌گیری‌های مجمع اقتصاد جهانی است که سعی دارد از اصول لیبرالیسم به‌عنوان یک معیار اندازه‌گیری، جداولی تهیه‌کرده و کشورها را رتبه‌بندی نماید. این مجمع، کشورهایی نظیر یمن، مالی، ایران، عربستان، مصر، سوریه، روسیه،… را در رده کشورهای محافظه گرا قرار داده و با هر یک از اصول لیبرالیسم به استدلال می‌پردازد. به‌عنوان‌مثال یکی از شاخص‌هایش «نابرابری بین زن و مرد» است که توسط Global Gender Gap Report ارائه شده و در این رتبه‌بندی به‌کاررفته است.

دسته‌ها
حکمت و فلسفه طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

جهاد کبیر، مبنای تحول علوم انسانی

مقدمه:

سوره فرقان در نمایی کلی بیانگر جریان تقابل رسول خدا با کفار است. در بیانی دقیق‌تر این سوره تقابل فکری دو جریان را نشان می‌دهد که یک جریان منتسب به رسول خداست و جریان دیگر جریان کفر است.[۱]

بررسی آیات سوره فرقان نشان می‌دهد که این تقابل فکری در دو جهت صورت می‌پذیرد. کفار از یک‌سو قرآن را مورد هجوم شبهات خود قرار می‌دهند و از سوی دیگر به خود رسول خدا با شبهاتشان حمله می‌کنند.

دسته‌ها
سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

نقش دوقطبی‌سازی سیاسی در مهندسی سرمایه اجتماعی

مقدمه

جمهوری اسلامی «نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد»[۱] ضمن نفی دوقطبی شرقی-غربی در ۱۲ فروردین ۵۸ با ۹۸.۲ درصد مقبولیت به‌عنوان شکل حکومت حاصله از انقلاب اسلامی برگزیده شد[۲]؛ اما دیری نپایید که گروه‌های سیاسی به دوقطبی‌سازی سیاسی روی آوردند. چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصول‌گرا دوقطبی‌های مشهور جمهوری اسلامی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ چرا و چگونه شکل گرفتند. این دوقطبی‌ها تا چه حد حقیقت دارند و تا چه حد می‌توانند ظرفیت تسهیم جامعه را داشته باشند.

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#2c06ce”]

شیعیان امامیه و دوقطبی‌‌های گفتمانی

شیعه به‌‌مثابه امت وسط[۳] در طول تاریخ استراتژیک خود نه هیچ‌گاه جبری بوده و نه هیچ‌گاه تفویضی، نه هرگز معتزلی مآب بوده و نه هرگز اشعری مآب و نه هرگز تابع اسلامِ رحمانیِ مرجئیان بوده و نه هرگز تابع اسلامِ تکفیریِ مارقیان[۴]. دوقطبی‌های واهی و خیالی که انعطافی به‌حق نداشته و امت رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم را متحیر در دوراهی‌ می‌کردند. ائمه امامیه هماره ضمن نفی دوقطبی‌های باطل و نهی از تمایل به آن‌ها با استعانت از قرآن کریم تشیع را در صراط مستقیم الهی هدایت و راهبری می‌نمودند.

مشی امت وسط بر صراط واحده مستقیمی است که حرکت در آن هدایتی است انعم و انحراف و اعوجاج از آن ضلالتی است انقم و نتیجه آن سقوط است[۵]. تبیین صراط مستقیم و نفی دوقطبی‌های خیالی، واهی و ضاله می‌تواند انسان را در شناخت موقعیت خود در نسبت با صراط مستقیم و جریان‌های انحرافی محک زند.

دوقطبی‌های حقیقی مبتنی بر گزاره‌های حق و باطل تقسیم و تفکیک می‌شوند. حق بر صراط واحده مستقیم استوار است و باطل بر بی‌راهه‌های متعدد و انحرافی. ازاین‌رو است که امت وسط در مقابل انحراف قرار می‌گیرد[۶].

 

ریشه‌شناسی گزاره افراط‌وتفریط

یکی از گزاره‌های مشهور در توصیف دوقطبی‌ها گزاره افراط‌وتفریط است اما آیا این گزاره خود می‌تواند تشکیل دوقطبی حقیقی را بدهد یا خیر. برای فهم بهتر، ریشه‌شناسی لغوی-اصطلاحی افراط‌وتفریط مبین موضوع خواهد بود.

تبیین لغوی: به‌طورکلی در ادبیات عرب فَرَطَ به معنای جلو رفتن است. درحرکت کاروان‌ها دو خبره و راه‌بلد برای تعیین منزلگاه در پیشانی کاروان‌ها حرکت می‌کردند. نخستین آن‌ها منز‌لگاه را مبتنی بر چراگاه‌ و مراتع خوش آب‌و‌هوا نشانه‌گذاری می‌کرد و دیگری، منزلگاه را مبتنی بر دسترسی به منابع آبی تعیین می‌نمود. اولی به رائد و دومی به فارط موسوم ‌بود. لذا در لغت فارط، امام و راهبری ‌بود که جهت استسقا در پیشانی کاروان حرکت می‌نمود و خطِ حرکت و هجرت کاروان را ترسیم می‌نمود. اطاعت از فارط کاروان را به مقصود می‌رساند و تخطی از آن چیزی جز گمراهی و معطلی برای کاروان نداشت. امتی که مأمومِ فارط بودند به‌غایت، نیک بختی و سعادت می‌رسیدند و آنانی که نافرمانی می‌کردند و پشت امام نمی‌آمدند به انحراف و گمراهی دچار می‌شدند.

با نحوِ فَرَطَ به باب افعال و تفعیل دو گزاره جدید در نسبت با فارط و فعل فَرَطَ شکل می‌گیرد. باب افعال و تفعیل طیف معانی متعددی دارد اما آنچه در تبیین لغوی افراط‌وتفریط بیش از همه مشهورتر است آن است که افراط شتاب در فعل را نشان می‌دهد و تفریط کندی در آن را نمایان می‌سازد. لذا آنانی که رهنمودهای راهبر را برنمی‌تافتند خود به راهی دگر می‌شتافتند و آنانی که التزامی در طاعت راهبر نداشتند از غافله وی عقب می‌ماندند. عاقبت هر دو انحراف است و گمراهی و غایتش بدفرجامی و شقاوت است.

تبیین اصطلاحی: تبیین اصطلاحی مربوط به کاربردهای اصطلاحی یک گزاره است که بافهم لغوی مفهوم فَرَطَ، فارط، افراط‌وتفریط کاربرد اصطلاحی آن ملموس‌تر می‌گردد. در ادبیات عرب افراط‌وتفریط در نسبت با فارط تعریف و تبیین می‌شود؛ که به ترتیب بدین نحو خواهد بود:

افراط یعنی: فِعلُ ما یَجِبُ تَرکُه: انجام آنچه را باید پرهیزش کرد

تفریط یعنی: تَرکُ ما یَجِبُ فِعلُه: پرهیز آنچه را باید انجامش داد[۷]

افراط‌وتفریط هر دو انحرافی است از رهنمودهای فارط که وظیفه رهبری و راهبری را دارد.

از‌این‌رو افراط‌وتفریط تشکیل دوقطبی نمی‌دهند بلکه افراط‌وتفریط هر دو در یک‌قطب و امت وسط که رهروی فارط‌اند در قطب دیگر قرار می‌گیرند. امت وسط در مسیر حقه صراط واحده مستقیم رهسپارند و اصحاب افراط‌وتفریط در مسیر باطله ضالین و منحرفین قرار می‌گیرد. (نماهنگ ۱)


نماهنگ ۱– فارط کیست؟ افراط‌وتفریط در نسبت با فارط به چه معناست

عوامل قطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی

نگارنده در این مجال و مقال سه عامل را بیش از همه در دوقطبی‌سازی‌های سیاسی-اجتماعی دخیل می‌داند که در ادامه به تبیین هر یک می‌پردازد، إن شاء الله.

 

  1. تبیین نقش Position و Opposition در قطبی‌سازی سیاسی

Position در مهندسی سیاسی به فرد و جریانی اطلاق می‌شود که بر اریکه قدرت تکیه زده است؛ و Opposition به فرد یا جریانی گفته می‌شود که خارج از دایره قدرت قرار داشته و بر صاحبان قدرت نقد روا می‌دارد.[۸]

به نظر می‌رسد این ابتدایی‌ترین و مهم‌ترین ریشه و عامل دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی در جمهوری اسلامی باشد؛ که زمینه یارکشی و تسهیم نخبگان سیاسی و به‌تبع عوام جامعه را فراهم کرده است.

 

  1. روی‌کرد گفتمان‌مدار در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی

گفتمان، قول یا Discourse که آن را می‌توان به‌مثابه نماد و پرچمی تلقی کرد که مبین روش و منش جریانی است دومین عاملی خواهد بود که می‌تواند در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی ایفای نقش داشته باشد.

با مروری بر تاریخچه جمهوری‌های یازده‌گانه درخواهیم یافت هر دولتی که اهتمام بیشتری در گفتمان‌سازی جناحی نموده است نقش پررنگ‌تری در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی ایفا نموده است.

 

  1. نقش تنابز در دوقطبی‌سازی‌های سیاسی-اجتماعی

تنابز واژگانی قرآنی است که در ادبیات سیاسی امروز به برچسب زدن موسوم است. نبز ازجمله متعلقاتی است که قرآن کریم آن را از ریشه‌های اختلاف و فساد اجتماعی معرفی می‌نماید و نهی از آن را ضروری اصلاح اجتماعی می‌داند.[۹]

نبز را نیز به‌عنوان عامل سوم در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی می‌توان تبیین کرد. غالباً صاحبان Position به دلیل تسلط بر مبادی قدرت و احاطه بر رسانه‌ها توفیق بیشتری نسبت به جریان Opposition در نبز و دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی بازی می‌نمایند.

 

جدول ۱– ترسیم ماتریس عوامل قطبی‌ساز در نسبت با Position و Opposition

دوره

گفتمان (قول)

برچسب (تنابز)

Position

Opposition

Opposition

Position

دولت موقت

لیبرال

انقلاب اسلامی

 

 

جمهوری نخست

لیبرال

انقلاب اسلامی

 

 

جمهوری دوم

انقلاب ‌اسلامی

ضدانقلاب

 

 

جمهوری سوم

چپ سنتی

 

راست

چپ

جمهوری چهارم

چپ سنتی

 

راست

چپ

جمهوری پنجم

راست سنتی

چپ سنتی

رادیکال[۱۰]

 

جمهوری ششم

راست مدرن

 

 

 

جمهوری هفتم

اصلاح‌طلب[۱۱]

راست سنتی

محافظه‌کار[۱۲]

 

جمهوری هشتم

اصلاح‌طلب

اصول‌گرا[۱۳]

اصول‌گرا

 

جمهوری نهم

انقلاب اسلامی

اصلاح‌طلب-ضدانقلاب

 

اصول‌گرا

جمهوری دهم

بهار

اصلاح‌طلب-ضدانقلاب

فتنه‌گر

اصول‌گرا-انحرافی

جمهوری یازدهم

اعتدال‌گرا

 

افراطی

 

 

دولت موقت: که خاستگاه آن مرتبط به جریان نهضت آزادی و با مشی لیبرالی بود در کنش‌های مدیریتی به‌مرور گفتمان انقلاب اسلامی را به مقابله و تقابل با خود کشاند.

جمهوری نخست: در استمرار مشی لیبرالی اصرار نمود و باز گفتمان انقلاب اسلامی را به مقابله با خود بسیج نمود.

جمهوری دوم: هرچند گفتنی است که حیات دوماهه جمهوری دوم فرصتی را برای ظهور و بروز گفتمان نداشته است[۱۴] اما به‌هرتقدیر از باب تسامح این جمهوری را می‌توان طلایه‌دار گفتمان انقلاب اسلامی تلقی نمود؛ که جریان‌های ضدانقلاب را به مقابله‌ و حذف خود بسیج نمود.

جمهوری سوم و چهارم: گرایش‌های سابق حلقه مدیریتی دولت در عمل سیاست‌های اقتصادی-سیاسی بلوک شرق و چپ را در کشور پیاده نمود. توأمان جریانی منتقد در مجلس یکم و دوم شکل گرفت که بر نگاه اقتصادی دولت منتقد و معترض بود. لذا آنچه در دهه شصت به دوقطبی چپ و راست منتج گردید مبتنی بر اختلاف در دیدگاه‌های اقتصادی بود.[۱۵] دولت وقت منطبق بر همین اختلاف عقیده با تحدید و تحصیر حلقه مدیریتی خود توانست جریان و جناحی را به چپ مشهور نماید و در مقابل جریان منتقد که متعرض اقتصاد غیرمردمی و صرفاً دولتی بودند را به راست محدود و مشهور نماید. روی‌کرد جمهوری‌های سوم و چهارم و حلقه وابستگان و حامیان وی رفته‌رفته فضایی را در جهت انحلال حزب جمهوری و انشقاق جامعه روحانیت مبارز بازنمود.[۱۶]

جمهوری پنجم و ششم: هرچند رئیس‌جمهور این جمهوری از حامیان کابینه جمهوری ماقبل خود محسوب می‌شد اما در مقام عمل حکومت خود را مبتنی بر مشی لیبرالی استوار نمود. بدنه ایدئولوژیک این دولت راستِ لیبرال و بدنه انسانی آن نیز عموماً نیرو‌های راست سنتی بود. هندسه عملکرد دولت یک‌بار روانی مهم داشت که سبب شد تا تصویرِ ذهنیِ وجودِ دوقطبی در کشور تثبیت و به یک باور و تلقی قطعی بدل گردد.

جمهوری هفتم و هشتم: مردم خسته از دوران تعدیل و توسعه اقتصادی جمهوری پنجم و ششم که زیر بار فشارهای سنگین اقتصادی و فرهنگی به ستوه آمده بودند این بار نه به جریانی که از حفظ وضع موجود سخن به میان می‌آورد بلکه به جریانی متوجه و متعطف شدند که سخن از تغییر به میان می‌آورد. تغییر از شرایط نابسامان اواخر جمهوری ششم به اوضاع بسامان موعود در جمهوری هفتم.[۱۷] هرچند دو جریان در عمل استمرار جمهوری ماقبل خود می‌بودند[۱۸] اما دوم‌خردادی‌ها اکنون پیروزی خود را مبدائی برای تاریخ تلقی می‌کردند. آن‌ها به‌واسطه گرایش‌های رفرمیستی حاکم بر اتاق فکرهای خویش، عنوان و گفتمان اصلاح‌طلبی را برای خود برگزیده و خود را در مقابل جریان‌های محافظه‌کار معرفی می‌نمودند و این آغازی بر تشکیل دوقطبی دیگر در کشور بود. از طرف دیگر شکست جریان راست سنتی در مجلس ششم را نیز می‌توان سرآغازی برای به قطب درآمدن اصول‌گرایی دانست. فراکسیون اقلیت به رهبری غلامعلی حداد عادل برای تبری از تنابز جریان پیروز نام اصول‌گرا را در تقابل با جریان اصلاحات برگزید. با پیروزی گفتمان اقلیتِ مجلسِ ششم در مجلس هفتم پازل دوم دوقطبی اصلاح‌طلبی-اصول‌گرایی در تصویر ذهنی جامعه و نخبگان تثبیت می‌گردد. دوقطبی که تاکنون توانسته است اعتبار خود را در جهت تقسیم نخبگان و تسهیم جامعه در باور خواص و عوام حفظ نماید.

جمهوری نهم و دهم: هرچند در اواخر جمهوری دهم دولت تلاش‌ نمود تا گفتمان مستقلی را تحت عنوان بهار برای خود تئوریزه نماید اما به دلیل وابستگی و نزدیکی جمهوری نهم و دهم به گفتمان انقلاب اسلامی روی‌کرد عرضی و نابهنگام دولت ضمن طرد از جریان‌های انقلابی باعث شد تا از رسیدن به مقصود خود بازبماند. در تاریخ جمهوری اسلامی از پیروزی این جریان به گردش قدرت یاد می‌شود لذا حامیان این جریان نیز این پیروزی را مبدائی برای تاریخ تلقی نمودند. ضمن این گردش، تقابل و تنازع گروه‌های منتقد کار را تا جایی کشاند که بعضاً گروه‌های اپوزسیون دولت به اپوزسیون نظام بدل گردیدند و در سال ۸۸ تا براندازی نظام نیز پیش رفتند.

جمهوری یازدهم: مردم خسته از تنازع و درگیری‌های سیاسی چهار سال گذشته این بار به جریانی اعتماد نمودند که با نفی دوقطبی اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی خود را میانه‌رو و اعتدال‌گرا معرفی کرده است تا ضمن جذب آرای هر دو قشر گفتمان مستقلی را برای خود ترتیب دهد. اعتدال به‌عنوان رمز گفتمانی جمهوری یازدهم در شهریور ۹۲ رسماً به اعتدال ارسطویی توصیف شد[۱۹] اعتدالی که نه از امت وسط بلکه از اختلاط بین حق و باطل سخن به میان می‌آورد. این دولت در عمل نیز با مشی تجدیدنظرطلبانه[۲۰] سعی در تثبیت موقعیت خود در حاکمیت داشت. این جریان برای بقای سیاسی خود از تکنیک‌های مهندسی افکار عمومی در جهت تحقق تاکتیک دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی استفاده نمود و با مهندسی دوقطبی اعتدال و افراطی و معرفی خود به‌عنوان طلایه‌دار اعتدال‌ سعی در جلب سرمایه اجتماعی برای خود نمود؛ اما این جریان به دلیل التقاط در برداشت از اعتدال و دافعه‌مندی بالا در برخورد با جریان‌های منتقد به نظر نمی‌رسد بقای گفتمانی داشته باشد.

 

دوقطبی‌های چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصول‌گرا روگرفتی از هندسه سیاسی غرب

اما مهم‌ترین نکته‌ای که در این دوقطبی‌سازی‌ها جای تأمل دارد التقاطی بودن دوقطبی‌های مذکور از هندسه سیاسی غرب است. جمهوری اسلامی که در سال ۵۸ با نفی شرق و غرب حاکمیت خود را تثبیت کرد درنهایت به‌واسطه التقاط مدیران و منتقدان سبب احیای ایدئولوژی‌های شرق و غرب می‌شود. چپ که مؤید تفکرات بلوک شرق است و راست مؤید تفکرات بلوک غرب. لذا به نظر می‌رسد به‌واسطه ضعف ساختار فکری و اندیشه‌ای مدیران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دوباره این دوقطبی‌های ضاله در زیر لوای جمهوری اسلامی حیات خود را احیا و ابقا نموده است.

علاوه بر این اصلاح‌طلب و اصول‌گرا نیز دوقطبی مستقل جمهوری اسلامی محسوب نمی‌شود و آن نیز روگرفتی از هندسه ایدئولوژیک غرب در تاریخ استراتژیک مسیحیت است. اصلاح‌طلبی که ترجمانی از جریان‌های رفرمیستی و روگرفتی از کلیسای پروتستان و اصول‌گرایی که ترجمانی از جریان‌های فاندامنتالیستی و روگرفتی از کلیسای ارتودکس است.

التقاط جریان‌های سیاسی در تنظیم هندسه سیاسی جمهوری اسلامی نمایی و نمادی از عدم اصالت این دوقطبی‌ها و ابطال‌پذیری آن‌ها می‌باشد.

 

مسکرات سیاسی

معضل قطعی و خطیر دوقطبی‌نمایی مفهومی به نام «سکرات العقول» است که ضمن آن عقل و شعور اجتماعی تحت تأثیر هیجان و احساسات، حب‌ها و بغض‌ها مختل می‌گردد و قدرت تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی را از آن‌ها سلب می‌نماید.

کاربرد اصطلاحی مشتقات سَکَرَ در ادبیات عرب به هر آنچه سبب سد عقل شود گفته می‌شود. «مسکرات» مجموعه نوشیدنی‌‌هایی است که عقل را زایل و مسدود می‌نماید. «سکرات الموت» حالتی از مرگ است که در آن عقل کارایی خود را از دست می‌دهد. در نفس‌شناسی انسان نیز دو قوه شهویه و غضبیه در حالت غلبه سبب سکرات العقول می‌شود که در نقشه انسان در قرآن قابل تبیین است. به همین نسبت در اینجا از حالت دیگری از سکر سخن به میان می‌آوریم که در آن انسان تحت تأثیر هیجانات سیاسی عقل خود را زایل نموده و اختیار تصمیم‌سازی را به عهده طراحان مهندسی افکار عمومی محول می‌کنند.

لذا نگارنده بر اساس نقشی که دوقطبی‌نمایی سیاسی در تضعیف عقلانیت اجتماعی در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دارد واژه «مسکرات سیاسی» را برای این پدیده در مهندسی سیاسی پیشنهاد می‌نماید.

 

بحث و نتیجه‌گیری

برخی گروه‌ها و جریانات سیاسی جهت کسب اعتبار ذهنی در میان جامعه به دوقطبی‌نمایی سیاسی دامن می‌زنند و از طریق القای فضای رقابتی و تهییج احساسات و ایجاد حب و بغض به کسب سرمایه اجتماعی می‌پردازند. دوقطبی‌نمایی سیاسی نشانی از فقر گفتمان و نمایی از قبیله گرایی گروه مذکور است.

جریان‌های انقلابی باید ضمن هوشیاری و تبری از دوقطبی‌نمایی سیاسی، بدنه نخبگی و اجتماعی را در جهت برائت از دوقطبی‌شدگی تفهیم و تقنیع نماید تا هم خود به دام نیافتند و هم‌گروه‌های فرصت‌طلب، منفعت‌طلب و قدرت‌طلب را خلع سلاح نمایند.

 


پی‌نوشت:

[۱] الموسوی الخمینی، روح‌الله، صحیفه نور، جلد ۶، صفحه ۳۵۸

[۲] روز جمهوری اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تاریخ دسترسی: ۱۱/۱۱/۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://www.irdc.ir/fa/calendar/10/default.aspx

[۳] قرآن کریم، سوره البقره، آیه: ۱۴۳، «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَهً إِلَّا عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّـهُ وَمَا کَانَ اللَّـهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللَّـهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ»، لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#2:143

[۴] تاریخچه فرقه مرجئه، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ دسترسی: ۲۰/۰۱/۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://www.hawzah.net/fa/Article/View/6429/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%A6%D9%87

[۵] قرآن کریم، سوره فاتحه‌الکتاب، آیه: ۷، «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ»، لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#1:7

[۶] حسینی خامنه‌ای، سید علی، دیدار با مردم نجف‌آباد، ۵/۱۲/۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=32414

[۷] انصاری، محمدعلی، بیان ۳، تفسیر سوره طه، جلسه نهم، انتشارات مؤسسه فرهنگی بیان هدایت نور، مشهد

[۸] عباسی، حسن، کلبه کرامت، اندیشکده یقین

[۹] قرآن کریم، سوره حجرات، آیه: ۱۱، «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»، لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#49:11

[۱۰] نیکی ملکی، حجت اله، مستند بعد از خمینی، رادیکال‌ها، قسمت ۶، شبکه خبری اجتماعی افسران، ۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://afterkhomeini.afsaran.ir/?p=654

[۱۱] Reformist

[۱۲] Conservative

[۱۳] Fundamentalist

[۱۴] عباسی، حسن، کلبه کرامت، مهندسی سیاسی، اندیشکده یقین

[۱۵] باهنر، محمدرضا، برنامه شناسنامه

[۱۶] نیکی ملکی، حجت اله، مستند بعد از خمینی، رادیکال‌ها، قسمت ۶، شبکه خبری اجتماعی افسران، ۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://afterkhomeini.afsaran.ir/?p=654

[۱۷] عبدالوهاب، علی، مستند مصاف ۱، سفیر فیلم، ۱۳۹۲

[۱۸] عباسی، حسن، کلبه کرامت، مهندسی سیاسی ۳، مهندسی سیاسی، جلسه ۳۲۸، اندیشکده یقین، ۱۳۹۲

[۱۹] ربیعی، علی، همایش ملی تبیین مفهوم اعتدال، ۱۳۹۲، تاریخ دسترسی: ۲۸/۰۱/۱۳۹۵، لینک دسترسی:

http://isna.ir/fa/news/92060503083/%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

[۲۰] Revisionism

دسته‌ها
انتقادی رویکرد سبک زندگی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

نقدی بر مقاله «از برابری جنسیتی تا رشد اقتصادی»

در ابتدا خلاصه‌ای از مقاله نویسنده محترم، سرکار خانم سپیده کاوه (دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه شهید مدرس و نویسنده سایت خبری_تحلیلی اقتصاد نیوز) آورده شده تا خواننده‌ای که اصل مقاله[۱]و[۲] را نخوانده تا حدودی با موضوع بحث و نظرات ایشان آشنا گردد؛ سپس مبتنی بر همین نظرات، نکات مهمی که به زعم نگارنده این یادداشت از نگاه نویسنده مقاله مذکور مغفول مانده  و موجبات عدم جامعیت نوشته ایشان را فراهم آورده ذکر می‌گردد:

دسته‌ها
تبیینی حکمت و فلسفه رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مقالات

ادب خیال، راهکار تقابل با زنای ذهنی(۲)؛ ذهن یا فواد؟ کدام صحیح‌تر است؟

در نوشتار نخست، سعی شد تا دید اجمالی از کلیت موضوع به شما داده شود تا بتوانید چارچوب کلی را دریابید. اما از این نوشتار به بعد، تلاش می‌کنیم مطلب را تفضیلی‌تر کالبدشکافی کنیم تا قابل‌فهم‌تر شود. ازآنجاکه در تبیین یک موضوع، نخست باید چارچوب مفهومی بحث مشخص شود و سپس به طرح چارچوب نظری بپردازیم، لذا در این یادداشت، تکلیف خودمان را با برخی واژگان بایستی روشن کنیم.

دسته‌ها
سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

شجره طیبه انقلاب اسلامی

«یکی از خطاهای محاسباتی این است که انسان در چهارچوب عوامل محسوس و صرفاً مادّی محدود بماند؛ یعنی عوامل معنوی را، سنّت‌های الهی را، سنّت‌هایی که خدا از آن‌ها خبر داده است، آن چیزهایی را که با چشم دیده نمی‌شود، ندیده بگیرد؛ این ‌یکی از خطاهای بزرگ محاسباتی است…

آیه‌ی شریفه‌ی قرآن [می‌فرماید]: اَلَم تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً کَلِمَهً طَیِّبَهٍ کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهً اَصلُها ثابِت وَ فَرعُها فِی السَّماء. تُؤتی اُکُلَها کُلَّ حینٍ بِاِذنِ رَبِّها. کلمه‌ی طیّب، اقدام درست، اقدام پاکیزه، اقدام برای خدا این‌جوری است، که این می‌ماند، در زمین ریشه می‌دواند، مستحکم می‌شود و ثمربخش خواهد بود. نظام جمهوری اسلامی آن کلمه‌ی طیّب است، مثل شجره‌ی طیّبه باقی مانده است، مستحکم‌تر شده است. امروز نظام جمهوری اسلامی به‌عنوان یک نظام، به‌عنوان یک حکومت، به‌عنوان یک مجموعه‌ی سیاسی با سی سال قبل از لحاظ استحکام قابل‌مقایسه نیست.»

این متن بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان نظام در شانزدهم تیرماه ۹۳ است.

آری؛ شجره طیبه­‌ای که علیرغم همه کاستی‌ها و ضعف‌های غیرقابل‌انکارش، هر روز بارورتر می­شود. شجره‌ای که عطر میوه‌اش پس از فلسطین، لبنان، سوریه و عراق، این بار از یمن به مشام می­رسد. اما فراموش نکنیم که از پروژه عظیم و مبارک ایجاد تمدن اسلامی، فقط فاز تشکیل “نظام اسلامی” را پشت سر گذاشته‌ایم و هنوز فاز تشکیل “دولت اسلامی” و ” جامعه اسلامی” به معنای واقعی کلمه محقق نشده است. هنوز اقتصادمان ربوی است؛ هنوز سبک زندگی­مان کاملاً اسلامی نشده است؛ هنوز نتوانسته‌ایم عدالت اقتصادی و اجتماعی را اجرا کنیم؛ اما:

 نظامیان آمریکای ام‌الفساد، حتی خواب حضور در مرزهای ایران را هم نمی‌بینند که هیچ، چه رسد به اینکه بخواهند بابت نظامی گیری در ایران حق توحش بگیرند؛ امروز اسرائیلی که تا ۳۶ سال پیش به همراه آمریکا، ایران را تحت نفوذ کامل خود داشت، حتی از پس نوچه‌های ایران هم برنمی­آید و اگر غلطی کند به‌راحتی قادریم تل­آویو و حیفایش را با شهاب۳ و سجیل و قدرF با خاک یکسان کنیم. جیمز ریچارد کارشناس روابط بین‌الملل  فقط یکی از بزرگان غربی است که ایران را قدرت اول منطقه و بازیگر بسیار فعال و تأثیرگذار در سطح جهان می­داند و قدرت و نفوذ ایران را در منطقه،برخلاف ۳۰ سال پیش، بیش از آمریکا می‌داند. امروز ایران ثابت کرده است که برخلاف تئوری فرانسیس فوکویاما که لیبرالیسم را ایدئولوژی مطلق برای پایان تاریخ می‌دانست، دارای ایدئولوژی برای اداره جهان است. به همین جهت است که ریچارد واتسون – استراتژیست بنیاد آمریکایی رَند – در چشم‌اندازی که برای سال ۲۰۳۵ تا ۲۰۵۰ جهان ترسیم می‌کند، ایران را به همراه ترکیه و مکزیک سه ابرقدرت جهان معرفی می‌کند. امروز بنا به نقل منابع غربی، ایران جز ۲۰ کشور اول از لحاظ تولید علم و جز ۳ کشور اول از لحاظ رشد تولید علم است و از معدود کشورهایی است که در علوم هوافضا، نانوتکنولوژی، انرژی هسته‌ای، سلول‌های بنیادین، لیزر، میکرو الکتریک و… حرف زیادی برای گفتن دارد.

همه این‌ها در حالی رغم خورده که غرب و در رأس آن آمریکا، برای نابودی جمهوری اسلامی از کوششی فروگذار نکرده‌اند. فقط یک مورد آن، به کارگیری ۱۱ استراتژی، شامل استراتژی چماق و هویج، پلیس خوب پلیس بد، مکانیزم ماشه، شوک و بهت،چیکن استراتژی، قورباغه آب پز، آنفولانزای نیویورکی، دایم پارادایم، هویج سمی، آژاکس۲ و مدآ  در دوره ۹ ساله ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰ در قبال ایران جهت پیشبرد اهداف شوم خود است. این در حالی است که آمریکا در از سال ۱۹۱۷ تا ۱۹۹۰_دوره لنین تا گورباچف_ فقط ۳ استراتژی در قبال شورویِ رقیب عوض کرد. علاوه بر آن تحریم‌های اقتصادی، تحمیل جنگ ۸ ساله به واسطه عراق و حمایت بی‌حدوحصر از آن، سازمان‌دهی دو فتنه ۷۸ و ۸۸ و… فقط جزئی از جنایات غرب و آمریکا علیه ایران هستند. تحریم‌هایی که در کنار بی‌تدبیری دولتمردان سابق و فعلی، بار سنگینی را بر دوش ملت تحمیل کرده است. اما ما علاوه بر اینکه باید به دنبال راه چاره داخلی برای حل مشکلات اقتصادیمان باشیم که این راه به فرموده مقام معظم رهبری، اقتصاد مقاومتی(به علاوه مبارزه با فساد اقتصادی مسئولین) است، نباید فراموش کنیم آزمون اقتصادی بنی‌اسرائیل بر بنی اسماعیل نیز عرضه خواهد شد؛ زیرا خداوند فرمود: أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ(عنکبوت ۲)؛ بنی‌اسرائیل سربلند نبودند چرا که به موسی اعتراض کردند:  لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ(بقره ۶۱)

اما ما ثابت کرده‌ایم که می‌خواهیم و می‌توانیم؛ آیه وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین(۱۵۵ بقره) دلمان را قرص می‌کند؛ با وجود زیادی دشمن در مقابله با ما، باور داریم که: کَم مِن فِئَهٍ قَلیلَهٍ غَلَبَت فِئَهً کَثیرَهً بِإِذنِ اللَّهِ(۱۴۹ بقره)

می‌خواهند ریشه شجره طیبه انقلاب اسلامی ایران را بزنند ولی باید بدانند که مصداق آیه زیرند:

یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَی اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ

می‌خواهند نور خدا را با سخنان خویش خاموش کنند ، ولی خداوند نمی‌گذارد ، تا نور خود را کامل کند ، هرچند کافران را خوش نیاید/۳۲ توبه

نوشته آقای امید رامز

دسته‌ها
حکمت و فلسفه طبقه‌بندی موضوعی مقالات

حکمت و حکیم

پیشینیان ما معمولاً واژه حکمت را به معنی فلسفه به کار می‌بردند اما این واژه دلالت گسترده‌تری از فلسفه دارد . واژه فلسفه یا فیلوسوفیا (philosophy) از دو بخش تشکیل‌شده است :  فیلو به معنی دوستداری و سوفیا به معنی دانایی . فلسفه درعین‌حال که جایگاه خود را به‌عنوان تلاشی برای فهم منطقی پدیده‌ها دارد ولی هیچ کمکی برای درک مفاهیم معنوی و دینی نمی‌کند . در واقع  فلسفه تلاشی است ذهنی و استدلالی برای درک واقعیت‌های جهان هستی . حکمت برخلاف فلسفه از غیب الهام می‌گیرد و سرمنشأ الهی دارد . حکمت ، معرفت و فهم حقیقت هستی است و فرد حکیم به حقیقت دست‌یافته است . در این مقاله سعی شده است بر اساس آیات قرآن و احادیث معنی حکمت و حکیم و تبیین شود .

دسته‌ها
تبیینی تحلیلی حکمت و فلسفه دکترینال رویکرد مطالب برگزیده مقالات

ضرورت و شیوه گفتمان‌سازی پیرامون نقشه انسان در قرآن

شاید بتوان گفتمان سازی را مهمترین بخش از طراحی برای یک جامعه دانست . فرض کنیم که توانستیم چیستی یک اندیشه و یک نرم افزار فکری برای یک جامعه را بدرستی تبیین کنیم . حال سوال اساسی اینجاست که چگونه می خواهیم این اندیشه را به دست جامعه برسانیم؟ و چگونه می توان آن را تبدیل به یک باور عمومی و در نتیجه کردمان(رفتار) عمومی کرد؟ پاسخ به همه ی این سوالات در مجموع، در واژه گفتمان سازی قرار دارد.

شاید ساده ترین تعریفی که برای گفتمان سازی می توان گفت ، تعبیر زیبای مقام معظم رهبری (مد ظله) باشد: ” گفتمان یک جامعه مثل هواست، همه تنفسش میکنند؛ چه بدانند، چه ندانند؛ چه بخواهند، چه نخواهند.” (بیانات در سومین نشست جلسه راهبردی ۱۳۹۰/۱۰/۱۴)

در واقع می توان گفت که گفتمان سازی و روش و فرآیند آن در هر حوزه ای به نوعی می تواند ارزشی به اندازه خود آن حوزه داشته باشد. کما اینکه در چند سال گذشته امام جامعه حداقل در سه حوزه مهم با تاکید، به ضرورت گفتمان سازی در آنها اشاره کردند:

  1.  الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت
  2.  سبک زندگی
  3.  اقتصاد مقاومتی

حال ما در این مقال می خواهیم ضرورت و تا حدودی روش گفتمان سازی پیرامون نقشه انسان در قرآن را تشریح کنیم.

نکته: پیشنهاد می کنیم قبل از مطالعه این مقاله مبحث نقشه انسان در قرآن استاد(جلسه ۲۴۱و ۲۴۲از کلبه کرامت) و یا حداقل مقاله “آیه منظومه شمسی” از سایت باشگاه استراتژیست های جوان را مطالعه بفرمایید.

ضرورت گفتمان سازی پیرامون نقشه انسان در قرآن:

در جامعه سازی و طرح ریزی استراتژیک، باید ابتدا به این سوال پاسخ داد که جامعه برای چه کسی یا چه چیزی  قرار است طراحی شود؟ پاسخ این سوال هر چه که باشد تعیین کننده ی خط مشی های شماست . با نگاهی کلان به جامعه سازی غربی خواهیم فهمید که تمام آنچه که غرب نامیده می شود زاییده ی نوع نگاه به انسان است . یکی از مهمترین اسناد برای اثبات این مسئله نگاهی به دانش روان شناسی و تعریف آن از انسان و بعد جامعه سازی مبتنی بر آن در ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال گذشته است . مثلا اگر فروید دکترینش ، انسان= حیوان غیر قابل اعتماد بود ، نوع جامعه سازی مبتنی بر آن با جامعه سازی مبتنی بر دکترین گالوپ که اساس دکترینش بر نظر سنجی از مردم و به نوعی اعتماد به نظرات مردم بود متفاوت است .

بررسی دقیق تاثیر نگاه به انسان در نوع جامعه سازی را باید  در  مستند قرن خود دید، مستندی که توسط آدام کورتیس در شبکه BBCتولید شد و پشت پرده ی بسیاری از مسائل پیرامون انسان شناسی و روان شناسی در غرب  را نشان داد.

با توجه به هر کدام از نگاه هایی که نسبت به انسان صورت می گیرد عصر و دوره ای بوجود می آید مثلا عصر روابط عمومی ، عصر نظرسنجی و…

و یا مثلا در مستند مهندسی منابع اجتماعی به نقش افرادی مثل واتسون  در طراحی نظام آموزش و پروش و در نتیجه کل جامعه غربی اشاره می شود. او به این نتیجه رسیده بود که نیروی محرکه برای ساخت جامعه نه عشق و محبت بلکه ترس و خوف است. که این مسئله نیز زاویه ای دیگر از نقشه وجود انسان  است . جالب توجه اینکه در این مستند به مسائل خرد و تکنیکی اشاره می شود مثل زنگ مدرسه که ریشه آن در آزمایشات و دکترین های روان شناسان غربی در مورد انسان نهفته است.

pic-article2

پس می توان برای طراحی جامعه آرمانی یک هسته مرکزی به شکل دایره  داشت که از آن و  از طریق دروازه های مختلف می رویم تا  به جامعه مطلوب خود برسیم.  این هسته مرکزی همان نوع نگاه به انسان یا اصطلاحا رویکرد انسان مدار است، که بقیه ی رویکردها از آن خارج می شوند.

rooykardha

در واقع ضرورت گفتمان سازی پیرامون نقشه انسان در قرآن، ضرورتی برای جامعه سازی قرآنی است . متأسفانه مباحثی که تاکنون از جانب بزرگان دین و مفسرین در مورد انسان مطرح شده، علی رغم پر محتوا بودن بسیار پراکنده  است . فلذا تلاشی لازم است  تا این مطالب با کمک قرآن به یک نظم و انسجامی رسیده و به گونه ای در ذهن انسان مسلمان و حتی غیر مسلمان نقش ببندد که بتواند در هر شبانه روز مختصات وجود خود را دیده و در نتیجه سنجیده عمل کرده تا به تعالی و رشد برسد.

در یک سطح کلان تر، باید تصویری از انسان در اختیار هر استراتژیست مسلمان قرار بگیرد تا برای هر سیستم و نظامی از جامعه که قصد طراحی آنرا دارد بتواند به درستی و دقت، الگو تهیه کند. چرا که هر نظامی در یک جامعه برای پاسخ به یک بخش از این نقشه بوجود آمده است.(مثلا وزارت دفاع که برای تامین امنیت و زدودن خوف در افراد جامعه بوجود آمده اند.)

pic-article3

درست شبیه نقشه ژنوم (DNA) انسان که امروزه  در دانش پزشکی، مبنا و الگویی برای  طراحی و شبیه سازی انسان یا حیوانی دیگر قرار می گیرد. نقشه انسان در قرآن نیز باید یک چنین ویژگی ای داشته باشد.

نگاهی کلی به مراحل گفتمان سازی حول نقشه انسان در قرآن:

گام اول : شاید بتوان خود تهیه ی نقشه از کلیدواژه های پراکنده قرآنی و مشخص کردن ارتباط تنگاتنگ کلید واژه ها با یکدیگر را گام اول این فرآیند نامید.

pic-article4

بعد از شکل گیری این نقشه تازه مشخص می شود که آنچه که بزرگان و مفسرین مسلمان در طول سالیان متمادی درباره انسان مطرح کرده بودند چه قواره و شمایلی دارد. حال می توان تک تک بخش های وجود انسان را جداگانه دید و آنها را در ادامه فرآیند گفتمان سازی قرار داد.

نکته مهم: باید توجه داشت که عصر گفتمان سازی به نوعی محصول عصر رسانه هاست، عصری که در آن با یک فیلم می توان چهره های متفاوت از تمدن ها ارائه کرد. عصری که در آن هر دستگاه فلسفی ای دیگر در کلاس درس نه، بلکه در یک فیلم یا یک سریال بروز و ظهور پیدا می کند. قبل از اشاره به گام دوم از این فرآیند، به نکته ی مهمی که استاد، شهید مطهری (ره) در ابتدای کتاب انسان کامل، مطرح می کنند اشاره می کنیم:

شناخت انسان کامل از دیدگاه اسلام از دو طریق میسّر است:

  1. رجوع به کتاب و سنّت و بررسی ویژگی‌هایی است که این منبع اصیل اسلامی برای انسان کامل برشمرده‌اند
  2. رجوع به نمونه‌ها و مصادیق عینی انسان کامل و بررسی سیره و زندگانی و صفات افرادی است که به این درجه از انسانیّت نائل آمده و به عنوان اُسوه و الگو برای کسانی که قصد چنین مقام بلندی را دارند معرّفی شده‌اند. ( انسان کامل- ص ۱۲)

در نگاه اندیشکده ای و دانش دکترینولوژی نیز چیزی شبیه بیان استاد مطهری(ره)، وجود دارد و آن اینکه برای شناخت هر حوزه معرفتی ما دو راه کلی داریم :

  1. بررسی دکترینالیستی : در این روش به تبیین دکترین ها، روش ها و یا اصطلاحا فرمول ها می پردازیم مثلا «إنّ هذا لهو البلاء المبین: همانا این بلاء آشکاری است.» (صافات-۱۰۶)
  2. بررسی دکترینریستی: در این روش ما فرمول ها را از طریق الگوها می شناسیم. مثلا برای شناخت دکترین فوق باید سیره ی ابراهیم(ع) را مطالعه کرد تا او را به عنوان تمام کننده ی بلاء ها (بقره – ۱۲۴) بشناسیم و خود را و جامعه را شبیه او کنیم.

حال اگر که به نقشه انسان در قرآن باز گردیم می توان هر دو روش را بررسی کرد.  مثلا در حالت و قوه ی خوف و خوفیه(البته در نقشه انسان در قرآن، حالت حزن منتهی به قوه خوفیه می شود، که ما برای تفکیک دقیق تر خود ترس را هم جداگانه بررسی کرده ایم.) گاهی به بررسی دکترین های خوف در قرآن می پردازیم مثل آیه ۸۲ سوره مبارکه انعام :

«الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یلْبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ : (آری،) آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی(عدم خوف) تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند!»

در اینجا دکترین امنیت که در چند جا مقابل  خوف در قرآن است تبیین شده است .

و گاهی برای تبیین اینکه سازوکار خوف (ترسیدن یا نترسیدن) چگونه است، مدل صدر شناسی و خوف شناسی موسی(ع) را بررسی می کنیم آنجا که در  (۳۱قصص)فرمود: «وَأَنْ أَلْقِ عَصَاکَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ یعَقِّبْ یا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّکَ مِنَ الْآمِنِینَ»

عصایت را بیفکن!» هنگامی که (عصا را افکند و) دید همچون ماری با سرعت حرکت می‌کند، ترسید و به عقب برگشت، و حتی پشت سر خود را نگاه نکرد! ندا آمد: «برگرد و نترس، تو در امان هستی!

در روش دکترینریستی باید بررسی کرد که موسی (ع) برای اینکه جزء آمنین قرار بگیرد و خوفی نداشته باشد سیره عملی  او چگونه بوده است؟

خلاصه کلام اینکه ، برای ایجاد گفتمان، خصوصا در زمینه انسان شناسی، باید عرصه های مختلف و کلی جامعه را در نسبت با این موضوع سنجیده و بعد گام به گام به جلو حرکت کنیم. ما برای فهم ساده تر مسئله گفتمان سازی از مدل مطرح شده در بیانات رهبری(مدظله) که بسیار روان تفهیم شده استفاده می کنیم . 

ایشان در اولین جلسه راهبردی، جلسه راهبردی با موضوع زن و نیز در بیانات مختلف خود به یک فرآیند ساده اشاره کردند:

  1. شروع کردن از جامعه نخبگانی و دانشگاهی  و ایجاد جوشش فکری در این قشر.
  2. سرریز کردن گفتمان حاکم بر این قشر در میان مردم و ایجاد گفتمان عمومی.
  3. اجرایی شدن آن گفتمان توسط دستگاه ها و رفع موانع اجرایی در مجلس و دولت .
  4.  تبدیل شدن آن گفتمان به یک حقیقت نمایان .

حال ما فعلا دو گام از مراحل گفتمان سازی امام جامعه را سر لوحه کار خود قرار می دهیم که به ترتیب کام دوم و سوم طبقه بندی ما خواهد شد.

گام دوم :

باید برای اساتید دانشگاه و دانشجویان مختلف، هم از روش دکترینالیستی و هم به روش دکترینریستی نقشه انسان در قرآن را تبیین وتبدیل به گفتمان کرد . در مرحله دکترینال، همانطور که ذکر شد، باید دکترینهای قرآنی برای ساحات و حالات مختلف انسان را تبیین کرد.

اما در مرحله دکترینریستی اشکالی وجود دارد که با طرح چند دغدغه به آن می پردازیم:

به تعبیر شهید مطهری(ره)در کتاب انسان کامل، الگوی ما برای انسان طراز، علی (ع) است. حال دغدغه اساسی اول این است که :

  1. ما با کلی گویی و بیان فضایل اهل بیت(علیهم السلام ) نمی توانیم به تنهایی گفتمان انسان طراز قرآنی تولید کنیم، چرا که حتی یک نخبه دانشگاهی نیز تصویر درستی از علی (ع) ندارد و گفتمان شدن یک موضوع هم زمانی است که با تمام وجود لمس شده و بر سر زبان هر قشر از جامعه قرار بگیرد.
  2. اگر که ما فقط به مباحث درون گفتمانی ( گفتمان بومی و اسلامی خود) بپردازیم، نگرانی از  این اشکال هست که بدون همه جانبه نگری (که لازمه حرکت یک استراتژیست و طراح جامعه است) ،  گفتمان سازی کرده که قطعا نتیجه مطلوبی حاصل نخواهد شد.

برای رفع این دو اشکال و بنا به اقتضای عصر گفتمان سازی (عصر رسانه)، باید در یک رویکرد انتقادی – رسانه ای به سراغ نقد و بررسی و مطالعه دقیق آثار هنری و رسانه ای شاخص غربی رفته و در یک بررسی تطبیقی، کاراکتر های مختلف و متنوع آنها در زمینه حالات گسترده انسان را  بررسی کرده و سپس دکترینهای قرآنی و روایی مقابل آنها را تبیین کرد.

(این فقط به معنی استفاده از سینما و هنر به عنوان ابزار کمک آموزشی نیست، بلکه بررسی عصاره ی نگاه انسان شناختی غربی است که به صورت حسی و به زبان هنری درآمده و تثبیت شده است. )

خروجی این گام، نقد و بررسی فلسفی و حکمی شمار زیادی فیلم و سریال با رویکرد دکترینریستی است که نهایتا به صورت پلت ها و متون مفصل علمی و پایان نامه های دانشگاهی در خواهد آمد.

برای تبیین این روش ، انشاءالله در مقاله های دیگر حتما سازوکار مربوطه را توضیح خواهیم داد.

گام سوم:

برای عوام جامعه، که نیاز به اقناع حسی بیشتری دارند ، طرح مباحث پیچیده در زمینه انسان شناسی قطعا حرکت مطلوبی نخواهد بود. هر چند که می توان به موازات گفتمان سازی دانشگاهی و نخبگانی، در مساجد و پایگاه ها و کانون های فرهنگی هم به روش ساده این مباحث را برای مردم عادی و یا حتی برای کودکان توضیح داد. اما آنچه که باید برای این مرحله انجام گیرد تبدیل متون علمی تولید شده به مستند، فیلم ، سریال، انیمیشن و بازی کامپیوتری است. عوام جامعه باید از مواهب متون علمی تولید شده به زبان خودشان بهره مند شوند.

باید توجه داشت که نیاز نیست سالها صبر کرد و بعد وارد پروسه ساخت آثار رسانه ای شویم، بلکه به موازات تولیدات علمی در فضای نخبگانی بتدریج باید داستان نویسی، طراحی کامیک استریپ و … را مقدمه ساخت آثار بزرگ سینمایی و رسانه ای کرد.

برای روشن شدن این مطلب و مدخلی برای مباحث آینده، اشاره ای به یک مورد مطالعاتی مهم در ساحت صدر انسان خواهیم داشت. 

در آمدی بر گفتمان سازی پیرامون خوف ( صدرشناسی از منظر خوف)، با استفاده از سه گانه Batman ، به کارگردانی کریستوفر نولان: 

batman1

همانطور که قبلا گفته شد، ما باید برای گفتمان سازی نمونه ای عینی را مورد بحث قرار داده و با بررسی آن، مقدمات گفتمان سازی را ایجاد کنیم . فیلم بت من در رده بندی فیلمهایی با موضوع خوف و رجاء (البته بیشتر خوف)، جزء بالاترین رتبه است. حتی اگر نخواهیم به نمرات منتقدین و تماشاگران حرفه ای  به این فیلم دقت کنیم، بعد از بررسی این فیلم، خود متوجه خواهیم شد که این فیلم تا چه اندازه ما را در شناخت ابعاد مختلف ترس کمک می کند.

باید این نکته را نیز یادآور شویم ، که وقتی شما مدل فلسفه ترس در بت من را بررسی کرده و بعد مقابل دکترین های خوف در قرآن قرار دهید تازه مشخص می شود که جای کتاب کریم تا چه اندازه در بین سینما گران ما خالی است.

نکته دیگر اینکه این گونه بررسی، فوق العاده در افزایش میدان دید ، حول موضوع انسان شناسی (صدرشناسی ) به ما کمک می کند. ما بعد از بررسی دقیق فیلم بت من و نیز تدبر در قرآن کریم، نمایی کلی از ترس را ترسیم کرده که البته همان طور که قبلا بیان شد،  بت من کاراکتری برای ملموس کردن ترس شناسی است، اما محوریت مباحث با قرآن کریم و روایات است.

1

برای بررسی های دقیق تر باید کتاب های فلسفه و سینما مثل batman and philosophyرا نیز مطالعه کرد تا به درک عمیق تری از موضوع مد نظر خود رسیده و نیز مخاطب دانشگاهی به علمی بودن مباحث یقین پیدا کند . ما برای نمونه به یکی از مباحث کتاب بت من و فلسفه اشاره می کنیم:

در صفحه ی ۱۹۰ از این کتاب مبحثی مطرح می شود تحت عنوان بت من، شوالیهی نهایت(کمال) تسلیم .

در این قسمت ابتدا مقایسه ای با محوریت دکترین کیرکه گورد(تسلیم بدلی برای ایمان ) ما بین بوروس وین، کاراکتر نقش بت من، با حضرت ابراهیم (ع) از نظر میزان تسلیم بودن در مقابل تکلیف و ماموریت صورت می گیرد.  اینکه بوروس وین در مسیر خود سازی می رود تا مثل ابراهیم(ع) شود . او از انجام وظایف وحشتناکش می ترسید و در ابتدای مسیر به اصالت و برتری پوچی اعتقاد داشت ، اما تسلیم شد و ماموریت خود را بدرستی انجام داد.

batman2

سپس آمده است:

batman3

ذیل این عنوان بحث مفصلی و نیز کلیدواژه های بسیار زیادی درباره انسان شناسی و ترس شناسی مطرح می شود از قبیل :

  • کلید واژه تسلیم (معادل صدر تسلیم شده) (Resignation)
  • کلید واژه های ترس ،حزن و درد(dreadfull(وحشتناک),fear,pain,neurotic,( scarred : زخمی )….,
  • مهندسی شخصیت و مهندسی ترس و درد (Externalizing and organizing,internalize,regain)
  • تبدیل ، شکل دهی مجددو انتقال ترس و درد (convert,transform,reshape)
  • درمان ترس و درد (therapeutic)
  • هنر ترسیدن (artistic)
  • خلاقیت و ترس (creations)
  • و….

و نکته ی پایانی اینکه، مطالب فوق درست مثل سایر مطالعات اندیشکده ای مدام به صورت پویا و فعال در حال بسط و گسترش است. بعنوان مثال نمایی که از ابعاد ترس ملاحظه شد تنها بخش کوچکی از آن چیزی است که باید باشد .

به اعتقاد ما و همه ی کسانی که با این دست مطالعات اندیشکده ای با محوریت قرآن آشنایی دارند برای هر کدام از ابعاد ترس، نیاز به تیم تحقیقاتی مجزا وجود دارد .  و ما فعلا در مبانی و پایه های این بحث به سر می بریم .

انشاءالله در مقالات دیگر، مبحث صدر شناسی(خوف شناسی ) با رویکرد گفتمان ساز رسانه ای را بیشتر شرح وبسط خواهیم داد.

آقای عبدالله غفاری

دسته‌ها
تبیینی حکمت و فلسفه رویکرد متدولوژی و اپیدمیولوژی مطالب برگزیده مقالات

قرآن سرچشمه علم حیات‌بخش (خلق و جعل)

برنامه شب آسمانی از سری برنامه‌های زنده شبکه قرآن سیما بخشی از ویترین برنامه‌ی هفتگی اش را به شگفتی های آفرینش از منظر علم می‌پردازد. چندی قبل نیز دریکی از همین مجموعه برنامه‌ها، گفتگوی جالبی درباره‌ی هستی و آنچه‌در جهان پیرامون ما می‌گذرد در گرفت. (۱) میانه‌های این گفتگوکارشناس محترم برنامه بحثی‌را در خصوص تعداد قابل توجه دانشمندان موحد در بین کیهان شناسان آغاز نمودند. سخن به جمله‌ی مشهور آقای هاوکینگ رسید.کارشناس برنامه اینگونه فرمودند که « آقای هاوکینگ وارد حیطه‌ی معرفتی نمی‌شوند. من بعد از مراجعه به اصل مطلب ایشان اینچنین دیدم؛ هاوکینگ خود در ابتدای بحثش می‌گوید از جایگاه نیوتون سخن می‌گوید. یک عادتی که نیوتون داشته این است که هرکجا دلیلی علمی برای پدیده ها نمی‌یافت، پاسخ می‌داده: خدا اینطور تدبیر کرده. منظور از جمله‌ی آقای هاوکینگ همین است که دیگر نیازی به دخالت دادن خدا در پدیده ها نیست. زیرا قوانین بسیاری از اتفاقات کشف شده است.» و در ادامه مجری محترم اعلام داشتند: «افرادی تریبون بدست که نه فلسفه می‌دانند و نه علم فیزیک، مدام در تریبون شان حرف هاوکینگ را تکرار می‌کنند.درحالیکه کارشناس برنامه ما که خود متخصص اخترفیزیک بوده و پژوهشگر است حرفی دیگر می‌گوید.» جدای از درستی یا نادرستی حرف هاوکینگ، لازم است به چند نکته پرداخته شود.