دسته‌ها
بیع و اقتصاد تحلیلی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مقالات

چرا پول کاغذی ربا و حرام است؟

شیخ عمران حسین متولد ۱۹۴۲ در جزیره کارابین ترینیداد، عالم روحانی سنی مذهب و نویسنده کتاب‌های بسیاری در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و تاریخی است. از مهم‌ترین آثار او ممنوعیت ربا، اسلام و آینده پول و اورشلیم در قرآن را می‌توان برشمرد.

متن زیر یکی از سخنرانی‌های شیخ عمران حسین در سال ۲۰۰۴ است که تاریخچه پول در جهان و تبدیل آن به ابزاری برای سیستماتیک و جهانی کردن ربا با رهبریت و نقش اروپا و یهود را توضیح می‌دهد و همراه با استدلالات  قرآنی به تشریح موقعیت مسلمانان در این شرایط و ارائه راهکارهای متناسب با آن پرداخته است.

دسته‌ها
استراتژیک انتقادی تحلیلی رصد استراتژیک رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی فضای سایبر مطالب برگزیده

بررسی امنیتی نرم‌افزار تلگرام

اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم، رئیس فضای مجازی کشور می‌شدم! رایانه‌ها و فضای مجازی و سایبری که الآن در اختیار شماست، اگر بتوانید این‌ها را یاد بگیرید، می‌توانید یک کلمه حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما را نمی‌شناسند برسانید! این فرصت فوق‌العاده‌ای است، مبادا این فرصت را ضایع کنید. اگر ضایع شد خداوند متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد.

مقام معظم رهبری – ۹۱/۰۷/۲۰

 

وضعیت تلگرام و درصد کاربران آن:

در ایران با ۴۴.۳ درصد اول، روسیه با ۱۱.۳ درصد دوم، ایتالیا با ۴.۵ درصد و برزیل با ۴.۲ در رتبه‌های بعدی ترافیک الکسا هستند.

 

شناسنامه تلگرام:

موسس: پاول دورف، ملیت: روسی، فارغ التحصیل دانشگاه دولتی سن‌پترزبورگ، مؤسس پیام‌رسان تلگرام در ۲۰۱۳، دارایی خالص ۲۶۰ میلیون دلار آمریکا (۲۰۱۲)

پیام‌رسان تلگرام (Telegram) یک پیام‌رسان چندسکویی (Cross-platform) است که برای نسخه‌های کلاینت متن‌باز است. کاربران تلگرام می‌توانند پیام‌ها، تصاویر، ویدئوها و اسناد (همه انواع پرونده‌ها پشتیبانی می‌شود) خود ویرایش و به‌صورت رمزنگاری‌شده تبادل کنند. تلگرام رسماً برای اندروید و آی‌اواس (از جمله تبلت‌ها و دستگاه‌های بدون وای-فای) و ویندوز‌فون در دسترس است. همین‌طور نسخه وب، نسخه اواس ده، نسخه لینوکس و یک کلاینت دسکتاپ ویندوز از توسعه‌دهنده‌های مستقل که از رابط برنامه‌نویسی نرم‌افزار تلگرام استفاده می‌کنند در دسترس هستند. کاربران نرم‌افزار امکان تبادل پیام، عکس، ویدیو و فایل تا حجم ۱.۵ گیگابایت را دارند.

در بررسی شناسنامه تلگرام مخصوصاً از نویسنده و کشور تولید کننده، ممکن است این شبکه به نظر برسد که از نسخه‌های غربی آن قابل‌اعتمادتر است؛ اما در بررسی‌های دقیق‌تر می‌بینیم پشت پرده این شبکه اجتماعی چه موضوعاتی است که عموم مردم و مخصوصاً نخبگان باید به آن توجه نمایند.

 

«تلگرام» چگونه جیب اطلاعاتی ایرانیان را خالی می‌کند؟

در شرایطی که موج احساس عدم امنیت نسبت به محصولات نرم‌افزاری صهیونیستی در حوزه فضای مجازی که به صراحت و با وقاحت هرچه‌تمام‌تر به تخلیه اطلاعاتی و جاسوسی از دولت‌ها و ملت‌ها مشغول می‌باشند فراگیر شده بود، به ناگاه برنامه پیام‌رسانی بر بستر تمامی سیستم‌عامل‌ها اعلام

موجودیت نمود که شعار خود را امنیت قرار داده بود و این‌گونه القا می‌کرد که گویا بر آن شده تا نگرانی‌های کاربران فعال حوزه شبکه‌های اجتماعی را برطرف نماید.

 

اما آیا تلگرام، اپلیکیشن پیام‌رسانی که در میان کشورهای جهان، ایرانیان بیشترین استفاده را از آن دارند، به راستی امن است؟!

در این مقال قصد آن داریم که پرده از اسرار این محصول مشترک جاسوسی برداشته و زوایای پنهان این ابزار خطرناک را به نمایش عموم گذاشته تا مشخص شود که تلگرام نه نرم‌افزاری امن برای کاربران بلکه محصولی در خدمت امنیت دولت‌های صهیونیستی می‌باشد.

مدیر سایت تلگرام پاول دروف و برادر وی نیکولای می‌باشند که برادر او هم مدیر سابق شبکه اجتماعی وی کی می‌باشد که به زاکربرگ دوم معروف است، جالب آنکه این شبکه ضداجتماعی جزء سایت‌های محبوب در سرزمین‌های اشغالی و در میان صهیونیست‌هاست.

پاول دروف دارای مدرک دکتری زبان‌شناسی و از تیزهوش‌ترین دانشجویان دانشگاه سن‌پترزبورگ بوده و پدر وی نیز از یهودیانی است که استاد فلسفه دانشگاه محسوب می‌شود و در بدو شروع کلاس‌های خود قسمت‌هایی از «کتوویم» قسمت سوم «تنخ» را قرائت می‌کند.

پاول در جریان کودتای آمریکایی اوکراین، دستور سرویس امنیتی روسیه FSB را جهت مسدودسازی صفحات رهبران کودتای اوکراین در شبکه اجتماعی وی کی و دادن اطلاعات لیدرهای میدانی کودتا را رد کرده و عملاً باعث گردید که دولت روسیه که بر سر باقی ماندن اوکراین در اتحاد با خود یا پیوستن به اتحاد دشمنان خود تحت‌فشار بود، با وی برخورد کرده و وی نیز همراه با اعلام استعفا خود سندی را دال بر فشار ولادیمیر پوتین و دستگاه امنیتی روسیه در وی کی انتشار داد و اعلام کرد هرگز به روسیه برنخواهد گشت. پاول قبل از خروج از طریق دوست هم‌دانشگاهی خود با پدر وی «مایکل میری لاشویلی» آشنا می‌شود و همراه با سرمایه وی شرکتی به نام «قلعه دیجیتال» را در آلمان ایجاد می‌کند که مرکز آن در «برلین» قرار دارد.

مایکل میری لاشویلی میلیاردر یهودی -صهیونیست یک روسی- گرجستانی و صاحب شرکت کسب‌وکار میری لاشویلی و یکی از بزرگ‌ترین تاجران طلا و جواهر دنیا و رهبر کنگره یهودیان روسیه است.

وی تأثیرگذارترین عضو WJC کنگره جهانی یهود بوده و در حال حاضر ساکن تل‌آویو‌است. مایکل از حامیان تجهیز ارتش رژیم صهیونیستی به آخرین سلاح‌های روز دنیا و افزایش بودجه نظامی این رژیم می‌باشد و بارها در کنگره جهانی یهود این موضوع را مطرح کرده است.

جالب آنکه سرور نرم‌افزار تلگرام در کشور انگلیس و شهر لندن بوده و این سؤال بی‌پاسخ‌مانده که چطور می‌شود که شرکتی در برلین آلمان مستقر می‌باشد چرا باید سرور آن در لندن و آن هم بر یک سرور کاملاً دولتی که سایت‌های دولتی انگلیس بر آن سوار است باشد؟! البته در سال ۹۵ تلگرام سرویس‌دهی به ایرانی‌ها را از سرور انگلیس به هلند انتقال داد که این هم موضوع قابل‌تأملی است که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم.

با توجه به اسناد یاد شده شکی نیست که تلگرام صرفاً به این دلیل ایجاد شده که با شعار تضمین امنیت کاربران خصوصاً کشورهای هدف صهیونیست‌ها در برهه‌ای که اسناد متقنی در باب جاسوسی و فروش اطلاعات توسط وایبر، واتس‌آپ و اینستاگرام و… در فضای مجازی پخش گردید و اذهان عمومی را مشوش ساخت در لوای این ادعای دروغین مأموریت جمع‌آوری اطلاعات کاربران این‌گونه نرم‌افزارها را بدون وقفه ادامه دهند.

 

 

مایکلمیریلاشویلیکیست؟

همان‌طور که بیان نمودیم مایکل میری لاشویلی سرمایه‌دار صهیونیست که رئیس کنگره یهودیان روسیه (RJC) عضو هیئت‌رئیسه کنگره جهانی یهود (WJC) رئیس شرکت قلعه دیجیتال یکی از اصلی‌ترین و مشوق همیشگی جنگ‌طلبی ارتش رژیم صهیونیستی بوده و است.

مایکل میری لاشویلی مدیر شرکت قلعه دیجیتال (Digital Fortress) که مدیر و سرمایه‌گذار نرم‌افزار تلگرام می‌باشد یک مهره امنیتی ساده محسوب نمی‌شود بلکه به‌جز مسئولیت‌های رسمی وی، او را می‌توان یک مدیر اطلاعاتی دانست.

مایکل میری لاشویلی در کنار معاون شاباک (شین بت)
مایکل میری لاشویلی در کنار معاون شاباک (شین بت)

در عکس زیر مشاهده می‌کنید مایکل لاشویلی کلاهی بر سر دارد که آرم یا نشان خاصی بر آن حک گردیده که برای کارشناسان نظامی امنیتی آشنا به نظر می‌آید. کسانی که با نیروهای ارتش اسرائیل آشنایی دارند به خوبی می‌دانند که هر شهروند صهیونیست مناطق اشغالی فلسطین، یک نظامی محسوب شده و طبق قانون داخلی اسرائیل غاصب باید یک محل خدمت نظامی را برای خود انتخاب کنند و در طول سال در خدمت واحد مربوطه بوده و در شرایط خاص نیز به‌طور کامل تحت فرماندهی رده نظامی مشخص قرار گیرند.نشانی که به آن اشاره کردیم آرم سایرت متکل (סיירת מטכ”ל Sayeret Matkal) یگان فوق ویژه ستاد کل فرماندهی و عملیات ارتش اسرائیل می‌باشد که بالاترین مرجع نظامی در دولت نامشروع صهیونیستی محسوب می‌گردد. نیروهای این یگان مستقیماً از فرماندهی ارشد کل ارتش جنایتکار اسرائیل دستور می‌گیرند.

جالب آنکه در شرح مأموریت این یگان فوق ویژه آمده است: این نیروها مسئولیت تمامی «عملیات‌های ضدتروریستی»، «عملیات‌های پنهانی و مخفی در عمق خاک دشمن» و قابلیت «حملات ضربتی همزمان» را بر عهده دارند!

جالب آنکه بسیاری از مسئولین طراز اول رژیم صهیونیستی سابقه حضور یا فرماندهی در یگان سایرت متکل را در پرونده جنایتکارانه خود به ثبت رسانده‌اند؛ از جمله جلادانی که می‌توان به نام آنان اشاره کرد؛ ایهود باراک، بنیامین نتانیاهو، شائول موفاز و نفتالی بنت (وزیر اقتصاد) می‌باشند که هرکدام در زمان خود فرماندهی این یگان یا بخش‌هایی از آن را بر عهده داشته‌اند.

سایرت متکل در حقیقت واحد شناسایی ستاد کل ارتش رژیم نامشروع صهیونیستی محسوب می‌شود و در جای دیگر از جزئیات مأموریت آن بیان شده است:

Conducting Deep Reconnaissance Behind Enemy Lines To Obtain Strategic Intelligence

که ترجمه دقیق آن «انجام شناسایی عمیق پشت خطوط دشمن برای به دست آوردن اطلاعاتی استراتژیک» می‌باشد.

این یگان فوق ویژه که وظیفه این چنینی را بر عهده دارد صرفاً از افسران خبره اطلاعاتی -عملیاتی ارتش رژیم اشغالگر فلسطین تشکیل گشته و هیچ سربازی حق حضور در این واحد را ندارد، این نیروی فوق ویژه طبق اسناد تنها یگان نظامی – امنیتی رژیم غاصب اسرائیل محسوب می‌گردد که حتی کیدون (Kidon) نیز در عملیات‌های خود نیازمند تائید فرمانده این یگان می‌باشد. با تفاسیر فوق می‌توان تلگرام را تکاور نخبه اینترنتی ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی دانست که درواقع با شعار دروغین حفظ امنیت و حریم خصوصی کاربران که بعد از رسوایی تخلیه اطلاعاتی جاسوس‌کده‌های همیشه همراه وایبر، واتس‌آپ و اینستاگرام موج ناامنی را در جامعه کاربران این قبیل شبکه‌های ضداجتماعی ایجاد کرده بودند، فعالیت خود را آغاز کرد تا براساس مأموریتی که برای این یگان فوق ویژه که در بالا بدان اشاره کردیم ترسیم شده ضمن شناسایی دقیق از خطوط دشمن خود به جمع‌آوری حداکثری اطلاعات استراتژیک آن اهتمام ورزد.

با این حساب باید دانست که تلگرام یک هواپیمای کاغذی سفید رنگ در آسمانی آبی نیست بلکه یک اپلیکیشن شناسایی مخفی کار است که می‌خواهد با نفوذ در عمق سخت‌افزار و نرم‌افزار کاربران اطلاعات آنان را رصد و تخلیه نماید.

شرکت قلعه دیجیتال ۲ دفتر رسمی در منطقه و شهر بوفالو در نیویورک (دفتر اصلی شرکت) و نیز در برلین آلمان (دفتر دوم) و دفتر پوششی به نام ریتز کارلتون در هرتزلیا در سرزمین‌های اشغالی فلسطین دارد و از نکات مهم و جالب‌توجه آن است که شرکت و تیم تجاری Vaizra که متعلق به پسر ارشد میخائیل میری لاشویلی و دوست و همکلاسی پاول دروف در دوران دانشگاه نیز می‌باشد در دو شهر از این شهرها دفتر داشته و به کارهای تجاری مشغول است.

اکسل نف به همراه یدزحک میری لاشویلی به ترتیب عضو هیئت‌مدیره شرکت قلعه دیجیتال و مدیر اجرایی آن و یدزحک میری لاشویلی رئیس هیئت‌مدیره و پدر وی سرمایه‌گذار اصلی این شرکت می‌باشند.

البته در سایت قلعه دیجیتال مدیرکل (مدیر داخلی) این شرکت را فردی یهودی – آمریکایی به نام مت گربر (Matt Gerber) معرفی نموده است که در سابقه او مدیریت شرکت‌های امنیتی حوزه سایبر که زیرمجموعه دولت آمریکا نیز بوده وجود دارد.

Venture Village مرجع خبری اخبار ویژه دنیای تکنولوژی در اروپا که اتفاقاً این شبکه خبری نیز در برلین آلمان مستقر است! به صراحت بیان می‌دارد که قلعه دیجیتال شرکتی آمریکایی با اصالتی روسی (خانواده میری لاشویلی) در راستای توسعه نرم‌افزارهاست که مسئولیت ساخت و مدیریت تلگرام را به عهده داشته و دارد.

همچنین سایت و نشریه مشهور اقتصادی فوربز (Forbes) که متعلق به خانواده یهودی – آمریکایی اصالتاً اسکاتلندی تبار فوربز بوده و دفتر آن در نیویورک مستقر است و جزء مؤثرترین نشریه‌های اقتصادی دنیا محسوب می‌گردد در بخش روسی خود با اشاره به اینکه نرم‌افزار تلگرام متعلق به شرکت قلعه دیجیتال مستقر در آمریکا است بیان داشته که پاول دروف به عنوان مدیر تلگرام در این شرکت مسئولیت را پذیرفته است. دیتاسنتر اصلی شرکت نیز در شهر کینگ واشنگتن و منطقه تاکویلا (Tukwila) در نزدیکی سیاتل واقع شده است که این دیتاسنتر یک مرکز فوق سری و امنیتی محسوب می‌گردد.

 

موضوع جالب دیگری که در این میان باید در آن تأمل کرد آن است که یکی از سه دیتاسنتر قدرتمند این غول بزرگ جاسوسی مرکز مدیریت شرکت TITAN و صاحب پروژه مخفی پهپاد گوگل و فیس‌بوک می‌باشد و این نیز سندی کامل بر مدیریت در سایه NSA (سازمان جاسوسی آمریکا در فضای سایبر) به وسیله شرکت قلعه دیجیتال در کنترل و همکاری با جاسوس‌خانه‌ای دیگر در فضای مجازی به حساب می‌آید.

موضوع به همین سادگی تمام نمی‌شود شرکت SABEY که خود جزء اولین دیتاسنترهای آمریکا و از اصلی‌ترین دیتاسنترهای جهان می‌باشد که به شرکت‌ها و سازمان‌های متعددی مانند ناسا و مایکروسافت و بوئینگ خدمات می‌دهد! زیرمجموعه شرکت قلعه دیجیتال (Digital Fortress) محسوب می‌شود.

 

با بررسی IP Address سایت تا سال ۹۵ می‌بینیم سروری که به ایران خدمات می‌داد در انگلیس مستقر بود (شکل زیر):

 

اما هم‌اکنون و بعد از اعلام این موضوع توسط رسانه‌ها و برخی مراکز، این سایت سرویس‌دهی‌اش را در سال ۹۵ برای منطقه ایران در هلند انجام می‌دهد که این موضوع هم قابل‌تأمل بود (شکل زیر):

شرکت قلعه دیجیتال به جز امور مرتبط با فناوری اطلاعات و ساخت و ایجاد دیتاسنترها و همچنین نرم‌افزارهایی مانند تلگرام که همه در خدمت و تحت مدیریت خانواده میری لاشویلی می‌باشد و به علت قرار گرفتن دفاتر آن در کنار سواحل کشور آمریکا و دسترسی به آب‌های آزاد موقعیت مناسبی نیز برای آنان جهت تجارت‌های دیگر نیز فراهم آورده است.

مطمئناً هر عقل سلیمی می‌پذیرفت که پاول دروف، جوانی دانشجو که ویکی (VK) را نیز با سرمایه خانواده لاشویلی راه‌اندازی کرد نمی‌تواند به‌یک‌باره صاحب شرکتی به نام قلعه دیجیتال در آمریکا شود و او صرفاً یک‌مهره دست‌دوم و نمایشی روی صحنه بیشتر نیست و حتی شخصیت‌هایی مانند مت گربر یا اکسل نف نیز تنها افرادی امین برای قبول مسئولیت‌هایی از سوی دستگاه‌های امنیتی و شخصیتی نظامی – امنیتی مانند مایکل میری لاشویلی با واسطه پسر وی می‌باشد شخصی که در قامت یکی از بزرگ‌ترین رهبران کارتل‌های صهیونیستی جهان و فرماندهان عالی‌رتبه و پدری معنوی در ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی شناخته می‌شود.

مایکل میری لاشویلی در طول این سال‌ها خود را تا حدی در بین مقامات رژیم صهیونیستی در دنیا مؤثر نشان داده است که نتانیاهو او را این‌گونه خطاب کرده است: من بارها در جلسه وزیران و مسئولین کشور بیان کرده‌ام آقای لاشویلی سرمایه بزرگی برای امنیت اسرائیل است و ما شکرگذار این سرمایه هستیم، آقای لاشویلی از برادر به من نزدیک‌تر است (!) او در همه‌ی مسائل مرتبط با امنیت اسرائیل از اینترنت و فضای مجازی تا کمک به ارتش قهرمان ما و پلیس شهری یک الگو در میان یهودیان ساکن در اسرائیل است!‌ من امروز شخصاً به حضور شما رسیدم که قدردانی خود را از همه زحمات این برادر نزدیک و مهربان بیان کنم!

باید دانست قلعه دیجیتال که پروژه‌ای فوق سری و امنیتی برای سرویس‌های جاسوسی – تروریستی دولت‌های صهیونیستی قلمداد می‌شود را نباید موضوعی سطحی در نظر داشت همان‌طور که اشاره نمودیم، نرم‌افزار جاسوسی تلگرام در زمانی و با شعاری فریبنده وارد کارزار گشت که گویی حافظ امنیت کاربران اینترنت است و این‌چنین بود که با اضافه نمودن تمامی آنچه یک نام‌کاربری (User) و حتی بالاتر از نیاز وی بدان احتیاج دارد تمامی جذابیت اغواگرایانه خود را بکار بست تا بتواند افراد بیشتری را به خود جلب نماید.

 

وضعیت فعلی پیام‌رسان تلگرام

بعد از پناهنده شدن پاول دوروف به آلمان در طی جریان اوکراین، دولت روسیه مجدداً با ایشان رایزنی نموده و ایشان به کشور روسیه برگشته است.

حال اینکه رابطه روسیه با اسرائیل در فضای مجازی با توجه به تضاد سیاست‌های آن‌ها در موضوعات دیگر، چیست؟ موضوعی است که از تعامل سرویس‌های اطلاعاتی این دو کشور از پیام‌رسان وایبر تاکنون قابل‌تأمل بوده و از موضوعاتی است که هنوز در پرده ابهام است؟!

چگونه می‌شود که سرویس‌های اطلاعاتی این دو کشور درخصوص سرویس پیام‌رسان وایبر با هم دارای تعامل باشند (سرویسی که موضوع جاسوسی آن بعد از مدتی برای عموم مردم آشکار شد)؟! و هم‌اکنون نیز با سابقه‌ای که درخصوص پیام‌رسان تلگرام عنوان شد، می‌بینیم توانسته این تعامل را با شرکت این پیام‌رسان ایجاد نماید! واقعاً بین این دو سرویس اطلاعاتی در فضای مجازی چه ارتباطی هست؟!

فلذا تعامل بین سرویس‌های اطلاعاتی این دو کشور از مباحث جدی و پنهانی است که همچنان جای سؤال و ابهامات زیادی را فراهم نموده است؟!

 

مسئولین؛ انتخاب بین غیرت سایبری و دیوث سایبری؟!

سایت خبر ایرانی به نقل از سایت خبری تحلیلی انتخاب در تاریخ ۲۳ دی ۹۴ از وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اعلام نمود: تاکنون نیز چندین فهرست از کانال‌های نامناسب که فعالیت مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران داشته و از سوی وزارتخانه به شرکت تلگرام ارسال شده،‌ مسدود شده‌اند.

وزیر ارتباطات با اعلام این خبر که با مسئولان شرکت تلگرام درخصوص فعالیت برخی کانال‌های تلگرامی مغایر با قوانین در ایران نامه‌نگاری کرده است، گفت: آن‌ها اعلام کرده‌اند هر کانالی را که از سوی وزارت ارتباطات ایران اعلام شود، مسدود می‌کنند.

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در پایان خاطرنشان کرد: تا کنون نیز چندین فهرست از کانال‌های نامناسب که فعالیت مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران داشته و از سوی وزارتخانه به شرکت تلگرام ارسال شده،‌ مسدود شده‌اند.

حال با وضعیت این پیام‌رسان، می‌بینیم که در سال گذشته (بهمن ۹۴ که در خبر ۲۰:۳۰ به آن اشاره شد) حذف کانال‌های غیراخلاقی را مسئولین نظام رایزنی می‌کنند تا این سرویس را فیلتر نکنند.

در اینجا باید پرسید، چگونه ما که برای خرید نرم‌افزارهای کاربردی و مفید، فیلتر هستیم و پشتیبانی برای کشور ایران صورت نمی‌گیرد به راحتی برخی سرویس‌ها به ما داده می‌شود و حتی برایمان سایت‌های اخلاقی را فیلتر می‌کنند تا ما در این سایت حضور داشته باشیم؟! آیا به‌راستی مشکل ما با این پیام‌رسان‌ها فقط مسائل اخلاقی است و یا موضوعات دیگری ما را تهدید می‌کند و زمانی متوجه آن می‌شویم که دیگر دیر شده است؟!

البته شنیده‌ها حاکی از این است که در توافق نهایی حذف کانال‌های غیر اخلاقی را تلگرام دیگر انجام نمی‌دهد که با بررسی در این پیام‌رسان هم می‌بینیم برخی کانال‌ها هنوز باز است. فلذا باز هم تأکید می‌گردد مشکل مسائل اخلاقی بخشی از تهدیدات این نوع شبکه‌هاست و آنچه بیشتر از همه مورد تهدید است امنیت و داشتن اطلاعات کاربران ایرانی توسط سرویس‌های دشمن است.

گرچه در هفته دوم خردادماه ۹۵ شورای انقلاب فرهنگی راه‌اندازی پیام‌رسان داخلی را تصویب و درخصوص پیام‌رسان‌های خارجی هم ضوابطی را مقرر نمود، اما آنچه مهم است باید ببینیم وظیفه مسئولین، سازمان‌ها و رسانه‌ها در این خصوص چیست؟

قبل از تبیین این موضوع ابتدا به تبیین چند واژه می‌پردازیم و سپس این سؤال را پاسخ می‌دهیم.

همان‌طور که در کتاب شریف مجمع البحرین آمده: «دیوث» به مرد بی‌غیرتی گفته می‌شود که مردان بیگانه را بر همسرش وارد می‌کند و این نگاه دین مبین اسلام به این‌گونه افراد است و ما نیز در جامعه‌مان به این موضوع حساس هستیم که عمدتاً به این مسئله فقط پرداخته شده اما این واژه قابلیت بسط و توسعه در موضوعات دیگر را دارد که کمتر به آن پرداخته شده است و از آن‌جمله می‌توان به دیوث سیاسی در بیانات علامه جوادی آملی اشاره نمود.

علامه جوادی آملی به عنوان یکی از اتیمولوژیست‌ها و ترمینولوژیست‌های جهان اسلام (ریشه‌شناس و جریان‌شناس واژه) در تبیین دیوث سیاسی عنوان داشتند:

«در فرهنگ قرآنی غیرت را سه عنصر معرفت، هویت و غیرزدایی تشکیل می‌دهند؛ غیرزدایی به این معنا است که اجازه ندهیم بیگانه به حریم ما نفوذ کند و خودمان هم در کار دیگران تجسس نکنیم. بیگانه را در حریم خود راه دادن و وارد حریم غیر شدن با غیرت سازگار نیست. کشور غنی و برخوردار از نعمات و مواهب الهی است، با وجود این‌همه منابع غنی در داخل کشور، واردات برخی کالاها که در کشور امکان تولید آن وجود دارد، دلیلی جز سوء مدیریت و در برخی موارد بی‌غیرتی ندارد… کسانی که راه نفوذ بیگانگان را در فضای اقتصادی و یا سیاسی به روی کشور می‌گشایند از غیرت اقتصادی و یا سیاسی برخوردار نبوده و دیوث هستند»

 

فلذا ما در این نوشتار به این موضوع (دیاثت سیاسی) نمی‌خواهیم بپردازیم و موضوع بحث ما نیست اما آنچه که می‌خواهیم به صورت اجمالی به آن بپردازیم، دیاثت سایبری است با این تفاسیر، دیوث سایبری کسی است که اطلاعات مردم و نظام را به بیگانه بدهد و هیچ‌گونه غیرت در حفظ آن‌ها نداشته باشد را گویند.

دیوث سایبری کسی است که بیگانه را در بستر فضای مجازی به حریم خصوصی مردم و اطلاعات نظام وارد نموده و راضی به این موضوع باشد را گویند فلذا غیرت سایبری به ما می‌گوید برای حفظ امنیت اخلاقی، فرهنگی، فکری و نظامی کشور باید خود برای حفظ اطلاعات کشورمان برنامه داشته و هزینه کنیم و راضی به استفاده از سرویس‌های دشمن نشویم.

حال می‌بینیم بخشی از کارشناسان و مدیران بدنه فضای سایبر کشور به این موضوع راضی شده‌اند که از این سرویس‌ها استفاده شود با تمام شرایطی که قبلاً به آن اشاره شد و فقط برای حساسیت‌زدائی به دنیال بستن کانال‌های اخلاقی آن هستند، درصورتی‌که موضوع اصلی، اطلاعات افراد و سازمان‌های ماست که اصلاً نمی‌خواهند به آن توجه نمایند و به اعتقاد ما این‌گونه افراد پیاده‌نظام دشمن، خواسته یا ناخواسته هستند و عملاً از غیرت سایبری به دورند.

 

 اما آنچه که مهم است دولت و رسانه‌ها حداقل ۲ وظیفه را دارند:

  • یکی اینکه رسانه‌ها و سازمان‌های داخلی درخصوص موارد اطلاع‌رسانی‌های خود باید از این شبکه‌ها اجتناب نمایند و به نسخه‌های داخلی ولو با قابلیت کمتر رو بیاورند و حتی دولت ابلاغ نماید که هیچ یک از مجموعه‌های دولتی و خصوصی حق استفاده از این‌ها را ندارند و نباید کارکنان و مراجعه‌کنندگان خود را مجبور به استفاده از این پیام‌رسان نمایند و در صورت توجه ننمودن به این موضوع محدودیت‌ها و برخوردهای مناسبی را برای آن‌ها قرار دهند تا به فرهنگ‌سازی این موضوع کمک کند.
  • دوم دولت نیز در هزینه کرد برای ایجاد و ارتقاء این پیام‌رسان‌ها اهتمام لازم را داشته باشد تا امنیت مردم به خطر نیافتد. موضوعی که هنوز نه از سوی دولت آن‌چنان حمایت مناسبی انجام می‌شود و بدتر از آن می‌بینیم رسانه‌های مختلف داخلی حتی رسانه ملی به صورت رسمی اطلاع‌رسانی‌های خود را در کانال‌های این جاسوس‌افزار قرار می‌دهند و بدتر از آن به صورت گسترده و مکرر آن را تبلیغ می‌کنند!

 

و اما اگر این اهتمام در دولت و بخش‌های مرتبط با فضای مجازی کشور نباشد، این موضوع ممکن است در وضعیت فعلی خطر خاص امنیتی افراد و نظام را تهدید نکند و یا خطراتی مانند موضوعات اخلاقی فقط پاشنه آشیل بخشی از مردم و سازمان‌های دولتی باشد؛ اما با ادامه استفاده و قرار دادن اطلاعات توسط مردم و سازمان‌ها در این‌گونه سرورها و سایت‌ها در آینده مشکلات امنیتی نیز مسئولین آینده نظام که از بدنه همین جامعه هستند را مورد تهدید و در اصل کل نظام را به خطر خواهد انداخت.

که به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم:

  1. استفاده در بحران‌های اجتماعی ازاین‌گونه شبکه‌ها که با نداشتن مدیریت آن ممکن است به یک فاجعه تبدیل شود و به عنوان نمونه شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و توئیتر در فتنه ۸۸ که راهبری میدانی توسط این شبکه‌ها انجام می‌شد را می‌توان مثال زد.
  2. مسئولین آینده این نظام برخی از همین شهروندان عادی یا دانشجویان و اساتید بوده که در ۱۰،۱۵ و ۲۰ سال آینده پست‌های مهم کشور را در اختیار می‌گیرند فلذا در موضوعات مهم نظام مثلاً تعامل با کشورهای خارجی، قراردادهای مهم، توافقات و مذاکرات سیاسی و اقتصادی کشور، سرویس‌های اطلاعاتی از اطلاعات شخصی این افراد در گذشته‌شان می‌تواند با مهندسی اجتماعی و شخصیت شناسی بر روی این افراد به نقاط قوت و ضعف و در نهایت مدیریت فکری، روحی و روانی این افراد بپردازد و یا از خبت و خطای آن‌ها به عنوان گروکشی در مذاکرات استفاده نماید.
  3. حتی از اطلاعات شخصی که در بند قبلی به آن اشاره شد سرویس‌های طرف مقابل می‌توانند برای جاسوس نمودن اطراف با تکنیک گروکشی استفاده نمایند و در آینده مشکلات مهم امنیتی را ایجاد نمایند.
  4. و …

 

سؤالات کاربران و راهکارهای پیشنهادی

در اینجا به برخی از نکات و سؤالاتی که مردم عزیزمان مطرح می‌کنند به صورت خیلی اجمالی و فشرده می‌پردازیم زیرا برای دادن راهکارهای کامل‌تر و دقیق‌تر، خود نوشتار بلندی را نیاز دارد که به صورت جامع‌تر به آن پرداخته شود اما در این مقاله فرصت آن نبوده و به صورت کاملاً اجمالی به آن می‌پردازیم.

 

سؤال اول: حال با شناخت کاربران از وضعیت (بخوانید پشت پرده‌های) پیام‌رسان‌هایی مانند تلگرام، برخی از این کاربران سؤال می‌کنند که آیا از شبکه‌های خارجی استفاده نمایند یا خیر؟

برای این سؤال دو راه وجود دارد:

  1. یکی اینکه اگر فرد حتماً لازم است از این پیام‌رسان استفاده نماید، سیم‌کارت خود را در یک گوشی جدا قرار داده و موضوعات ارتباطی و تمام داده‌ها و اطلاعات خود را در گوشی تلفن همراه خود که به اینترنت متصل نیست قرار دهد و یک تبلت یا گوشی یا هر واسط دیگری را برای این پیام‌رسان‌ها در نظر بگیرد تا در صورت جاسوسی از تبلت یا گوشی‌تان هیچ اطلاعاتی (مانند کاربران تلفن همراه که شماره خانواده، اقوام، دوستان و همکارانتان می‌باشند و همچنین داده‌های شخصی و خانوادگی و …) از فرد به سرقت نرود. همچنین بر روی دوربین تبلت یا گوشی یک مانع موقت قرار دهید و در نام کاربری‌تان مشخصات کامل را ننویسید (مشخصات دروغ هم ننویسید) و بیشتر از کانال‌های آن و اخباری که می‌خواهید مطلع شوید فقط استفاده نمایید؛ اما با همه این ملزومات باز هم چون مجبورید گفتگوی دو یا چندنفره داشته باشید همچنان در معرض مهندسی اجتماعی خواهید بود که برای این مشکل هم تا می‌توانید فضای سایبر را جای امنی برای گفتگو ندانید و اطلاعات مهمتان را از طریق خطوط ارتباطی تلفن و یا به صورت حضوری (در صورت امکان انجام دهید)

فضای سایبر یک محیط مدرن است که باید رفتار مدرن با آن داشت نه رفتار سنتی

  1. راه دوم اینکه اگر می‌خواهید از همان گوشی تلفن برای ارتباطات اینترنتی استفاده نمایید از هیچ یک از پیام‌رسان‌های خارجی استفاده ننمایید و از پیام‌رسان‌های داخلی مانند بیسفون، ابرک، ساینا و … استفاده نمایید. لازم به ذکر است که در هیچ صورت اطلاعات شخصی مهم و خانوادگی خود را در گوشی که به اینترنت متصل است قرار ندهید.

باز هم باید تأکید کنم، دو روش فوق ضریب امنیت را بالا می‌برد نه اینکه کاملاً امنیت را تأمین کند.

 

سؤال دوم: حال برخی از افراد که با نظام جمهوری اسلامی نیز زاویه دارند و یا مخالف این نظام هستند، موضوعی را مطرح می‌کنند که ما نمی‌خواهیم در پیام‌رسان‌های داخلی با هم ارتباط داشته باشیم و اگر پیام‌رسان‌های خارجی هم با کشورهایی مانند آمریکا، انگلیس و یا رژیم جنایتکار اسرائیل و حتی روسیه همکاری می‌کنند، باز هم ما به آن‌ها اعتماد می‌کنیم که اطلاعاتمان را داشته باشند؟!

در اینجا باید سه نکته را مطرح کرد:

  • یکی اینکه آیا نمی‌توان اطلاعات سرویس‌هایی مانند پیام‌رسان تلگرام را از این شرکت‌ها که تجاری هستند خریداری و یا با تعامل به اطلاعات این افراد دسترسی پیدا کرد؟! مگر نه این است که مواردی با تعامل با این شرکت کانال‌های اخلاقی آن بسته می‌شد!
  • دوم اینکه اگر برخی از سرویس‌های دیگر مانند وایبر و غیره هم اطلاعاتشان را ندهند آیا امکان حک و نفوذ وجود ندارد؟! در شرایطی که حتی سرویس‌های خیلی امن‌تری مانند گوگل را می‌توان هک نمود و اطلاعات کاربران را دزید که این مهم نیز توسط سرویس‌های اطلاعاتی در دنیا متداول است.
  • فلذا درهرصورت پیام‌رسان‌های خارجی نیز برای افراد داخل کشور ناامن است، حال با این شرایط نکته سومی که باید به این افراد گوشزد نماییم این است که آیا این افراد دوست دارند توسط سرویس‌های اطلاعاتی مانند موساد، سیا و … مدیریت شوند و عملاً اطلاعات شخصی، خانوادگی و فکری خود را در اختیار این سرویس‌ها قرار دهند و عملاً با این کار کنترل خود را به دست آن‌ها دهند و یا می‌خواهند افرادی آزاد باشند؟!

 

 

در پایان نگارنده چند سؤال را مطرح می‌نماید:

  • کشورهای بزرگ که در شعار اقتصادی‌شان یک اصل اعتقادشان شده که (اگر یک دلار هزینه نمودی باید ۲ دلار از آن کسب نمایی) حال اگر به فرض هم یکی از سر انسان‌دوستی این‌گونه شبکه‌های اجتماعی را با میلیون‌ها دلار راه‌اندازی نمود. آیا می‌توان باز هم اعتماد نمود و اطلاعات خود و دوستان و خانواده خود را در این‌گونه شبکه‌ها قرار داد؟
  • کسانی که حتی کمترین شناخت ممکن را از تاریخ جهان دارند به خوبی می‌دانند که دشمنان اسلام، مسلمین و مستضعفین جهان جز به نابودی و حذف ملتی که به بردگی و استثمار آنان در نیاید راضی نخواهند شد و حال چه شده است که چنین نرم‌افزارهایی که میلیون‌ها دلار هزینه ساخت آن‌ها شده است را در اختیار ما قرار داده است؟ آیا می‌توان باور کرد که همه این‌ها قربت الی آ… و از سر انسان‌دوستی می‌باشد؟!

 

  • باز به بیانات مقام معظم رهبری در سالگرد امام راحل خرداد ۹۵ اشاره می‌کنم و به مردم و مسئولین توجه می‌دهم که ایشان فرمود:

استقلال فرهنگیبه اعتقاد بنده از همه‌ی این‌ها مهم‌تر است. استقلال فرهنگی در این است که سبک زندگیرا، سبک زندگی اسلامی – ایرانی انتخاب بکنیم … امروز نظام سلطه برروی این مسئله دارد کار می‌کند؛ همین مسئله‌ی مهندسی اطّلاعات، این ابزارهای جدیدیکه وارد میدان شده است، این‌ها همه ابزارهایی هستند برای تسلّط بر فرهنگ یک کشور. بنده با این حرف نمی‌خواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نهاین‌ها ابزارهایی هستند که می‌توانند مفید واقع بشوند امّا سلطه‌ی دشمن را از اینابزارها بایستی سلب کرد. نمی‌توانید شما برای اینکه مثلاً فرض بفرمایید رادیو وتلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت همهمین‌جور است، فضای مجازی هم همین‌جور است، دستگاه‌های اطّلاعاتی و ابزارهایاطّلاعاتی هم همین‌جور است، این‌ها را نمی‌شود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز دراختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطه‌ی فرهنگی دشمن است.

 


منابع:

سایت ویکی‌پدیا (دانشنامه آزاد) به آدرس https://fa.wikipedia.org

سایت تلگرام به آدرس http://www.telegram.org/

روزنامه شرق به آدرس http://sharghdaily.ir/?News_Id=64393

سایت گرداب http://gerdab.ir

سایت خبری تحلیلی نافع http://nafee.ir

سایت خبری تحلیلی اسلام‌آباد eslamabadkhabar.ir

سایت اطلاع‌رسانی راه دنا http://dana.ir

با تشکر از تمام دوستان و مجموعه‌هایی که در این خصوص همکاری نمودند.

دسته‌ها
بیع و اقتصاد طبقه‌بندی موضوعی مقالات

اسمیتزاسیون اقتصاد در ایران

چکیده

مقاله‌ی پیش رو، مبتنی بر مطلبی‌ که در ویژه‌نامه‌ی ایران جوان -روزنامه‌ی ایران مورخ ۱۲ آبان ماه سال ۱۳۹۴- به نقل از دکتر سعید لیلاز -استاد دانشگاه و اقتصاددان- به چاپ رسیده است، قصد دارد تا در خصوص اصالت فردگرایی در مکتب اقتصاد آدام اسمیت و میزان کارایی آن در اقتصاد ایران توضیحاتی را ارائه کند و به این پرسش مهم پاسخ دهد که آیا اسمیتزاسیون اقتصاد ایران تنها راه نجات کشور از بیراهه‌های فراوان مکاتب اقتصادی دست‌ساز بشر است؟

 

مقدمه

از دیرباز عده‌ای در داخل کشور به دنبال اسمیتزاسیون اقتصادی بودند و این‌گونه تصور می‌کردند که پیروی از مکاتب اقتصاد غربی تنها راه نجات اقتصاد ایران از عقب‌ماندگی‌های ایجاد شده در طول چند قرن اخیر خواهد بود. آدام اسمیت بینان‌گذار اقتصاد کلاسیک در دنیای اقتصاد قبل از اینکه یک اقتصاددان باشد یک روانشناس بوده است به‌طوری‌که ۱۷ سال قبل از نوشتن کتاب معروف خود به نام «ثروتِ ملل»، کتاب «اخلاق و عواطف» را به رشته‌ی تحریر درآورده بود. به‌هرحال امروزه بیش از اینکه وی را به عنوان یک طبیبِ روح و روان بشناسند، یک اقتصاددان می‌دانند و شاید خودش هم فکر نمی‌کرد که افکار و ایده‌های اقتصادی‌اش روزی به عنوان یک مکتب مهم اقتصادی و یک اصل در دانشگاه‌ها و مراکز علمی دنیا تدریس و ترویج شود و مکاتب اقتصادی زیادی پیرو مکتب کلاسیکی وی تأسیس شوند. البته او هیچ‌گاه تا سال ۱۸۷۰ عمر نکرد تا شاهد فروپاشی اقتصادی که خود بنیان‌های آن را چیده بود، باشد لکن نزدیک به یک سده از عمر اقتصادی دنیا با تفکرات ایشان طی طریق کرد و دنیا در این مدت با مشکلات زیادی روبرو شد تا اینکه تاریخ انقضای این مکتب اقتصادی نیز مانند مکاتب اقتصادی گذشته‌ی دست‌ساز بشری -مرکانتیلیسم و فیزیوکراتیسم- به سر آمد و از صحنه‌ی اقتصادی دنیا رخت بربست اما ازآنجایی‌که بشر هیچ‌گاه حاضر نبود بپذیرد که به تنهایی و با عقل ناقص خود بر مبنای آزمون‌وخطا نمی‌تواند به مقصود مطلوب و مدینه‌ی فاضله برسد بر آن شد تا بلافاصله مکتب جدیدی تأسیس نماید و بر اساس تفکرات جدیدش به معاش دنیوی خود سر و سامانی دهد. پس از دهه‌ی ۷۰ از قرن ۱۹ میلادی بود که مکتب نئوکلاسیک‌ها سر از تخم بیرون آورد و به مدت حدوداً ۷۰ سال سرنوشت اقتصادی چند صد میلیون انسان در سراسر دنیا را به دست گرفت. این مکتب نیز با وقوع رکود بزرگ دهه‌ی ۲۰ و ۳۰ میلادی ناکارآمدی خود را به جهانیان ثابت کرد و برای همیشه از صحنه‌ی اقتصادی دنیا بیرون انداخته شد. بااین‌حال شاید هنوز جالب باشد که برخی از متخصصین در داخل کشور از گزاره‌های این مکاتب دفاع می‌کنند و تنها راه پیشرفت اقتصادی را عمل به دستورات اسمیتِ روانشناس می‌دانند. در ادامه به بررسی و صحت راهکار ارائه شده توسط برخی اقتصاددانان ایرانی خواهیم پرداخت.

 

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#7540ff”]

 

همان‌طور که در ابتدای مقاله ذکر شد برخی متخصصین اقتصادی در داخل عمل به گزاره‌های اقتصاد کلاسیک را تنها راه پیشرفت کشور در این عرصه می‌دانند و از این مکتب در محافل عمومی و دانشگاهی نیز دفاع می‌کنند.

اما شاید بهتر باشد قبل از پرداختن به موضوع مورد بحث، با اجزاء مهم تشکیل‌دهنده‌ی مکتب فوق کمی بیشتر آشنا شویم.

بنیان‌های مکتب اقتصادی کلاسیک را موارد زیر تشکیل می‌دهد: «آزادی شخصی، مالکیت خصوصی، تجارت آزاد، حاکمیت مکانیسم قیمت بر محور بازار آزاد، حداقل دخالت دولت، هماهنگی منافع فردی در راستای منافع جمعی، نقش فعال همه منابع از جمله زمین، نیروی کار، سرمایه و مدیریت در تولید ثروت ملت‌ها و استفاده از دستاوردهای مشخص آنان، استخراج قوانینی همچون قانون بازدهی نزولی، قانون مزیت نسبی، قانون بازارها، نظریه رانت ریکاردو، نظریه مقداری پولی و نظریه ارزش کار»

ناگفته نماند که تفکر حاکم بر دوره کلاسیک‌ها معتقد به جهان‌شمول بودن اندیشه‌های خود بود که در ادامه نیز تفکرات نئوکلاسیکی همین راه را با شدت بیشتر و با شعارهایی چون «علم اقتصاد لامکان و لازمان است» و مانند علم ریاضی در تمام دنیا با هر فرهنگ و سلیقه‌ و سبک زندگی قابل جمع است، ادامه داد.

تفکر اسمیتی که در قالب مکتبی به نام «اقتصاد کلاسیک» نمود یافت، این حق را برای هر فرد قائل است تا با استفاده از خلاقیت و یا رابطه‌ی خود با افرادِ بنام و صاحب‌منصب، بتواند در اقتصاد ورود کرده و با تولید هر کالایی که در آن سود بیشتری نهفته باشد نبض بازار را در اختیار گیرد و دولت‌ها نیز به‌هیچ‌وجه (مگر در مواقع اضطرار) مجاز نیستند که در مناسبات اقتصادی حاکم بر بازار دخالت کنند و در ادامه معتقد است که اگر هر فرد تنها به فکر سود شخصی خود باشد لاجرم جامعه نیز در سطح کلان به سود رسیده و همگی از زندگی مرفه برخوردار خواهند شد و بدین ترتیب اقتصاد به پویایی و شکوفایی خواهد رسید.

این نوع نگاه در وهله‌ی اول نگاهی مناسب برای شکوفایی اقتصاد به نظر می‌رسد که موجب ایجاد انگیزه در بین مردم (به دلیل سود شخصی) خواهد شد و مردم برای بهبود وضع زندگی خود تلاش خواهند کرد تا به حداکثر سود برسند و شاید در این راه از انجام بسیاری از کارها نیز مضایقه نکنند.

مردم در اقتصاد مبتنی بر اخلاق آدام اسمیتی به گونه‌ای تربیت می‌شوند که محور زندگی اقتصادی خود را بر سود حداکثری بنیان نهند و چون هدف در اخلاق اقتصادی مذکور سود شخصی و حداکثری است و به راه و مسیر رسیدن به سود هیچ اشاره‌ای نشده است جامعه به مرور به سمت اخلاق پراگماتیسمی سوق پیدا خواهد کرد.

شاید یکی دیگر از مشکلات مهم موجود در این اقتصاد که می‌تواند علت تولید رفتارهایی مانند گرایش مردم به نگاه شخص‌محورانه و ایجاد خودبینی و اصالت‌بخشی به منیت افراد در جامعه باشد، تحریک خصیصه‌ای بنام طمع در جامعه است.

اقتصاد اسمیتی مبتنی بر اصالت‌بخشی به خلقیات ضد ارزشی مانند طمع و خودبینی استوار است و برای بهبود اقتصاد کلان نیاز به تحریک این خصایص در بین مردم دارد. خصایص مذکور تنها از بُعد ارزش‌گذاری دارای نمره‌ی منفی نمی‌باشند بلکه از دید استراتژیک نیز موجبات بروز مخاطرات فراوانی را در جامعه فراهم خواهند آورد.

بررسی مخاطرات ناشی از تولید طمع در جامعه و بخصوص طمع فردمحورانه را می‌توان در قالب دو دکترین -قدرت‌مدار و امنیت‌مدار- مورد بحث و بررسی قرار داد؛ اما شاید اولین و مهم‌ترین تأثیر تحریک طمع بین افراد در یک جامعه را بتوان از بُعد دکترین قدرت یک کشور تحلیل و بررسی کرد.

میدان تولید قدرت در دکترین قدرت‌مدار از برآیند ۴ مکتب محور تولید قدرت –قوت، ضعف، اراده و احتیاج- تشکیل می‌شود.

یکی از مکاتب مهم در این دکترین، مکتب ضعف‌محور می‌باشد. دکترین حاکم بر مکتب مذکور بر اساس افزایش قدرت مبتنی بر کاستن از ضعف‌ها و نقیصه‌های درونی استوار است. بدین ترتیب مادامی که سیستم دارای ضعفی درونی باشد طرح‌ریزی دکترین سیستم بر اساس زدودن ضعف‌ها خواهد بود تا گپ فزاینده (آلفا) را به گپ کاهنده (امگا) تبدیل نماید زیرا ضعف یک نقیصه‌ی درونی است که موجب بالا رفتن ضریب آسیب‌پذیری و در نهایت منجر به کاستن از ضریب امنیت کشور با بالا رفتن میزان تهدید خواهد شد.

طمع هیچ‌گاه وسیله‌ی مطمئنی برای نجات بشر از سختی‌ها و مشکلاتش نبوده است و در بسیاری از مواقع موجب بالا رفتن آسیب‌ها و تهدید حیات بشری نیز شده است. طمع یک قوت درونی نیست بلکه یک نقیصه‌ی بزرگ درون سیستمی بشمار می‌آید که در نهایت در برآیند با تهدید می‌تواند ضریب امنیت فرد و جامعه را به شدت کاهش دهد.

همچنین از دیگر معضلاتی که محصول ترویج طمع شخصی می‌باشد تولید تقاضای کاذب در درون افراد است. مادامی که نیروهای انسانی یک جامعه بر اساس آموزه‌های دینی و اسلامی آموزش یافته و کنترل شوند و در آن محیط رسانه‌ها با دامن نزدن به تبلیغات غیر ضروری و حاکمان نیز با عدم سیاست‌گذاری‌هایی که مردم را تحریک به خرید بیشتر کند، از تحریک طمع در افراد تا جای ممکن جلوگیری به عمل آورند، می‌توان امید داشت که تقاضای کاذب در جامعه ایجاد نشود اما دکترین حاکم بر مکتب اسمیت و مدافعان آن، نقطه‌ی مقابل این موضوع را هدف گرفته‌اند و تأکید می‌کنند که اگر می‌خواهید اقتصاد کشورتان را شکوفا کنید باید بر تحریک طمع در افراد پافشاری کرده و آن را به عنوان یک اصل در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی‌تان بپذیرید.

البته طمع‌ورزی و سیاست ایجاد تقاضای کاذب در افراد تنها محدود به مقوله‌ی اقتصاد نمی‌شود و طیف گسترده‌ای از مسائل پیرامون بشر را شامل می‌شود. شاید بتوان افسانه‌های معروف و آموزنده‌ی زیادی را در دنیا یافت که در نکوهش اعتباربخشی به طمع و قدرتمند کردن آن، نوشته و بیان شده است. دراین‌بین داستان سامسون (قهرمان یهودیان) و دلیله (قهرمان فلسطینیان) نمونه‌ای از هزاران مورد می‌باشد.

سامسون فردی قدرتمند بود که توسط قدرتی که در موهای بلند او نهفته بود از یهودیان در مقابل فلسطینیان دفاع می‌کرد و اجازه نمی‌داد فلسطینیان به حق خود مقابل یهودیان دست یابند؛ اما روزی خصیصه‌ی طمع در سامسون با دیدن دختری فلسطینی بنام دلیله، تحریک شده و وی برای به دست آوردن دلیله اقدام می‌کند و در نهایت دلیله نیز که از طرف فلسطینیان برای نفوذ آماده شده بود به درخواست سامسون پاسخ مثبت می‌دهد و رابطه‌ای را با هم شروع می‌کنند. در یکی از شب‌ها که سامسون در خواب به سر می‌برد دلیله موقعیت را مناسب می‌بیند و شروع به تراشیدن موهای سامسون کرده و این‌گونه نقطه‌ی قوت این فرد توسط دلیله از بین می‌رود و بعدازآن فلسطینیان می‌توانند بر یهودیان فائق آیند و به هدف خود پس از سال‌ها دست یابند.

پیام مهمی که این داستان عبرت‌آموز در صدد بیان آن است این است که اگر خصیصه‌ی طمع در سامسون توسط دلیله (عامل نفوذی فلسطینیان) تحریک نمی‌شد و سامسون نیز در مقابل بجای اهمیت دادن و دمیدن در تنور این خصیصه، درصدد سرکوب آن برمی‌آمد یقیناً پیروزی بر سامسون ممکن نمی‌شد.

مکانیسم عملکرد طمع در سامسون و روند فروپاشی یک جامعه:

  • ترغیب سامسون به دلیله با تحریک طمع توسط فلسطینیان
  • اهمیت دادن سامسون به خواسته‌ی این خصیصه‌ی ناپسند و خطرناک
  • ایجاد تقاضای کاذب در سامسون (نسبت به دلیله)
  • اقدام برای رفع نیاز کاذب با برقراری رابطه با دلیله
  • غفلت از دشمن درونی و اعتماد بیش‌ازاندازه به نقطه‌ی قوت خود (موهای سرش)
  • از دست دادن نقطه‌ی قوت خود با از دست دادن ابزار قدرت
  • و در نهایت به‌کارگیری قدرت سخت توسط دشمن علیه سامسون و قومش که دیگر نقطه‌ی قوتی نداشتند و خلع سلاح شده بودند.

اما حامیان دکترین حاکم بر اقتصاد اسمیتی بدون در نظر گرفتن تأثیرات مخرب ترغیب مردم به خودمحوری در اقتصاد، توأم با ترویج طمع به عنوان تنها خصیصه‌ی ناجی اقتصاد -به زعم خود- در تلاش برای پیاده‌سازی این دکترین در سطح اقتصاد کلان و خرد کشور می‌باشند و دراین‌بین برخی اقتصاددانان کشور نیز عامدانه و یا جاهلانه به دنبال اجرای پروژه‌ی اسمیتزاسیون در اقتصاد جمهوری اسلامی می‌باشند.

اما نقطه ضعف دکترین اقتصاد اسمیتی تنها محدود به مخاطراتش در حوزه‌ی دکترین قدرت‌مدار و مکاتب مربوط به آن نمی‌شود بلکه موجب تقلیل ضریب امنیت اقتصادی در کشور با بالارفتن ضریب آسیب‌پذیری در درون سیستم و در نهایت ازدیاد تهدیدات برون سیستمی خواهد شد.

امنیت در دکترین امنیت‌مدار حاصل توازن تهدید و آسیب می‌باشد. تهدید به عنوان پدیده‌ای که ثبات و بقای سیستم را به خطر می‌اندازد و آسیب نیز به عنوان پدیده‌ای که موجب بروز اختلال در سیستم می‌شود، دو محور از ۴ محور اصلی دکترین امنیت‌مدار را تشکیل می‌دهند.

آسیب یک نقیصه‌ی درون سیستمی است که می‌تواند موجب ترغیب دشمن به هدف تهدید سیستم شود.

همان‌طور که در ماجرای سامسون و دلیله بیان شد طمع و ایجاد تقاضای کاذب در سامسون موجب از بین رفتن نقطه‌ی قوت و برتری وی مقابل دشمن شد و بدین ترتیب طمع به عنوان یک آسیب درونی موجب شد تا نقطه‌ی قوت سامسون نیز تحت شعاع این آسیب قرار گرفته، از بین رفته و دشمن از طریق تهدید خارجی بر وی غلبه نماید.

انسان طماع به دنبال ترغیب دیگران برای خرید محصولات خود با هر نوع کمیت و کیفیت و حتی کاربردهای خارج از چارچوب اخلاق انسانی، می‌باشد دراین‌بین به تقاضای بازار و تغییر در روحیه مردم مبنی بر ایجاد روحیه مصرف‌گرایی در آن‌ها با تبلیغات رسانه‌ای دامن می‌زند و خود و خانواده‌اش نیز در معرض این تبلیغات از مخاطرات آن در امان نخواهند ماند. این فرآیند موجی از تقاضای کاذب را در جامعه به راه می‌اندازد که موجب افزایش نیازها و بالا رفتن لجام گسیخته توقعات خواهد شد.

همین‌طور دغدغه‌های مردم از موضوعات اساسی انسانی به سمت توجهِ صِرف به مسائل مادی سوق خواهد یافت که این موضوع نیز معضلات خاص خود را به دنبال خواهد داشت که پرداختن به آن از حوصله‌ی این مقاله خارج است.

این فرآیند باعث خواهد شد تا یکی دیگر از عناصر ۴ گانه‌ی تولید میدان قدرت در دکترین قدرت‌مدار به شدت تنزل یابد و در سطح پایینی قرار گیرد. این در حالی است که بر اساس این دکترین برای جلوگیری از لجام‌گسیختگی‌ها در اقتصاد و بالارفتن برآیند قدرت ملی کشور لازم است تا نیازهای ایجاد شده در بین مردم کاهش داده شود و از ایجاد فرآیندی که موجب دامن زدن به تولید این نیازها شود جلوگیری به عمل آورد.

طمع با ایجاد نیاز کاذب در افراد بستری سست را در فرآیند دکترین قدرت و میدان کنش امنیتی رقم می‌زند که در مجموع امنیت اقتصادی یک کشور و همین‌طور قدرت کشور در عرصه‌ی اقتصادی را به شدت کاهش می‌دهد.

با بررسی اقتصاد امروز دنیا نیز دقیقاً به این نقطه می‌رسیم که پاشنه آشیل این اقتصاد میزان فزاینده‌ی مصرف‌گرایی و عدم توانایی کره‌ی زمین برای رفع نیازهای خارج از چارچوب بشری است که همگی ریشه در طمع افراد و اصالت بخشیدن دولت‌ها به اقتصاد فردمحور مبتنی بر سود حداکثری دارد. افراد با طمع زیاد به دنبال هر راهی برای تولید هر کالایی و با هر کیفیتی هستند که صرفاً سود بیشتری عایدشان کند و حکومت‌ها نیز به این دلیل که میزان کثیری از درآمدشان بر اساس گرفتن مالیات از همین صنایع و تولیدی‌ها استوارشده است لاجرم سیاست‌گذاری‌های کلانشان را در حمایت از این فرآیند تولید، قرار می‌دهند و تا جای ممکن اخلاق را کنار گذارده و از این افراد و محصولات تولیدی‌شان با تبلیغاتی جذاب که عمدتاً خارج از اصول اخلاقی می‌باشد، حمایت می‌کنند تا فرآیند طمع و تولید نیاز کاذب در سطح جامعه برای خرید محصولات تکمیل و تقویت شود و این اقتصاد مریض همچنان زنده بماند.

اینکه در کشورهای غربی دولت‌ها به مردم عمدتاً به عنوان یک شهروند با معیارهای انسانی و اخلاقی نگاه نمی‌کنند و آن‌ها را به مثابه ماشین‌های خلق پول و ثروت می‌انگارند،‌ حقیقتی انکارناپذیر است. ارزش‌ افراد در جوامع لیبرالی بسته به میزان تولید ثروت مادی در جامعه سنجیده می‌شود به همین دلیل است که در کشورهای با اقتصاد لیبرالی افراد با طبقه متوسط و پایین‌تر باید به شدت کار کنند تا بتوانند ابتدا جیب دولت‌ها و سپس شکم خود را سیر نگه‌دارند زیرا در غیراینصورت از طرف دولت‌ها به عنوان شهروندان مفید و کارآمد محسوب نشده و در چرخه‌ی زندگی در این کشورها مضمحل و نابود خواهند شد و حتی در مراحل بعدی از داشتن امکانات اولیه در جامعه محروم می‌گردند.

نتیجه‌ی عمل به تفکری که می‌گوید: «هر فرد اگر تنها به فکر نفع شخصی خود باشد پس حتماً به سود جامعه نیز تمام خواهد شد…» را در جامعه امروز ایران نیز می‌توان مشاهده کرد. افرادی که با این تفکر بزرگ شده و رشد کرده‌اند و یا به آن باور دارند در نهایت در بهترین حالت می‌توانند کارخانه‌هایی مانند ایران‌خودرو و سایپا را تأسیس و اداره کنند که در وهله‌ی اول هدف تأمین منافع شخصی خودشان است و نفع مردمی در رتبه‌ی بعدی قرار می‌گیرد و در آخر نیز شاید منافع ملی را مدنظر قرار دهند. به همین ترتیب محصولات تولیدی در این مراکز نیز عمدتاً دارای کیفیتی پایین می‌باشند و به کمک انحصارطلبی که در سطح جامعه و به سود این کارخانه‌ها چه در عرصه‌ی تولید محصول و چه در بحث تبلیغات رسانه‌ای به وجود آمده است، به سرعت رشد می‌کنند. البته این نوع شرکت‌ها می‌توانند یکی از الگوهای به اصطلاح موفقِ داخلی در عمل به تفکر اسمیتی باشند که به حق نیز به خوبی در این مسیر حرکت کرده‌اند! اما در سایر موارد نتیجه این تفکر یک‌جانبه‌گرا و رادیکالی را می‌توان بسیار بغرنج‌تر و خطرناک‌تر یافت.

در تمام جوامع افرادی هستند که بالقوه دارای روحیه‌ی طمع‌ورزی و زیاده‌خواهانه‌ می‌باشند و عمدتاً این افراد به دنبال مسیرهایی برای کسب پول و ثروت می‌باشند که خلاف قوانین و مقررات ملی است. افرادی با روحیات ذکر شده برای رسیدن به حداکثر نفع شخصی دست به تولید محصولاتی خارج از نیاز حقیقی بشری می‌زنند. این تولیدات امروزه طیف وسیعی از محصولات را به خود اختصاص می‌دهند از تولید و تجارت و قاچاق مواد مخدر با بهترین کیفیت گرفته تا تولید مشروبات الکلی با برندهای جدید و جذاب و یا تولید فیلم‌های پورن با احداث بیش از ۳۵۰ میلیون پایگاه اینترنتی در فضای مجازی با بهره‌گیری از بهترین امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری که همگی به جهت به دست آوردن بیشترین سود و درآمد و بدون توجه به نیاز حقیقی زندگی بشری تولید شده‌اند.

با این اوصاف تصور کنید که برای تحقق‌بخشیدن به اخلاق اسمیتی و به اصطلاح پیشرفت اقتصادی، سیاست‌گذاری‌ها و تبلیغات، در جهت افزایش تعداد این افراد در جامعه باشد آن‌وقت باید منتظر چه عواقبی در اقتصاد کشور بود؟ پیاده‌کردن مکتب اسمیتی در جامعه افراد بیشتری را به سمت پیداکردن این روحیات خودبینانه و طمع کارانه سوق خواهد داد و این موضوعی انکارناپذیر است.

نگاه اسمیت به اقتصاد جامعه به شدت شخصی و بسته است و به نتیجه‌ی عمل اقتصادی فرد و تأثیر مستقیم آن «بر» و «در» جامعه نگاه اصولی و منطقی ندارد.

اصالت بخشی به اقتصاد بر مبنای عواملی چون «فردگرایی و تحریک تقاضا با تحریک طمع در افراد به‌منظور بهره‌کشی بیشتر از زمین و منابع محدود آن و همین‌طور سودجویی بی‌حدوحصر از انسان‌ها در مجموعه‌های تولیدی خود جهت بالا بردن سطح کمی تولیدات به جهت تأمین نیاز روز‌افزون و لجام‌گسیخته‌ی مردم و پوشاندن عیوب احتمالی محصولات با بمباران تبلیغاتی رسانه‌های پرشمار غربی» کار را به جایی رسانده است که ابرقدرت‌های اقتصادی چون آمریکا امروزه با بدهی نزدیک به ۱۹ تریلیون دلار[۱] عملاً یک اقتصاد در آستانه‌ی ورشکستگی می‌باشند و سایر دول پیرو این مکتب اقتصادی نیز چندان حال و روز بهتری ندارند.

از نتایج رهاکردن بازارهای اقتصادی کشور و سپردن آن‌ها به دست صاحبان زر و زور که اسمیت مبدع آن بود را می‌توان در آمریکای امروز مشاهده کرد کشوری که کمی بیش از ۵۰ درصد از ثروت عظیم آن را تنها ۱ درصد از مردم آن در اختیار دارند و ۹۹ درصد دیگر بر سر ۵۰ درصد کوچک‌تر درحال جنگ و نزاعند.[۲]

این در حالی است که دولت با وضع مالیات‌های سنگین از پولدار شدن افراد معمولی و درجه دو (افراد عادی و مولد در خدمت انسان‌های درجه اول) جلوگیری می‌کند و تنها صاحبان صنایع بزرگ می‌توانند به ثروت‌های هنگفت دست یافته و عملاً نبض و اختیار بازارها را هر روز بیش‌ازپیش در دست گیرند و این روند هر لحظه ادامه یافته و این شکاف عمیق‌تر می‌شود تا اینکه بر اساس آمارها نزدیک به ۵۰ میلیون فقیر در این کشور به وجود می‌آیند که بسیاری از آن‌ها محتاج ۱ وعده غذا در بوده و درآمدی زیر ۲ دلار در روز دارند و سایر مردم نیز عمدتاً در وضعیتی متوسط زندگی می‌کنند.

این را باید دانست که محاسبات درست‌اند اما این فرمول‌ها هستند که از ابتدا اشتباه بودند. شاید به این دلیل است که پروفسور جوزف استیگلیتز -برنده ۲ جایزه نوبل اقتصاد- این‌گونه بیان می‌کند که این اقتصاد دنیا نیست که درحال‌سقوط است بلکه علم اقتصاد است که سقوط کرده است. «وقتی اقتصاد جهانی در سال ۲۰۰۸ به ورطه‌ی سقوط آزاد افتاد باورهایمان نیز سقوط آزاد را تجربه کرد. دیدگاه‌های دیرپا درباره‌ی اقتصاد، درباره‌ی آمریکا و درباره‌ی قهرمانان ما نیز سقوط آزاد کردند.»[۳]

و این نتیجه‌ی نگاه یک‌جانبه به مسائل و دوری از کلان‌نگری به چالش‌های پیش روی مردم دنیاست.

نگاه جامع و کامل را تنها می‌توان از کسی طلب کرد که آفریننده‌ی تمام مخلوقات دنیا و برقرارکننده‌ی نظم ذاتی و درونی انسان‌ها و موجودات است. تنها با کمک از کسی می‌توان وضعیت خطرناک امروز دنیا را بهبود بخشید که خود سازنده‌ و خالق انسان‌ها و ایجادکننده‌ی نیاز برای آن‌هاست و طبق حکمت الهی کسی که نیاز را تولید و در درون موجودات قرار می‌دهد طبیعتاً راه برطرف نمودن آن را نیز ارائه می‌دهد. پس حتماً لازم و واجب است تا برای جلوگیری از بروز فجایع بزرگ اقتصادی در دنیا، با کمک و بهره‌گیری از راهکارهای اقتصاد اسلامی و قرانی، زندگی بشر را متحول ساخت.

… إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (زمر- آیه ۹)[۴]

 … تنها خردمندانند که پندپذیرند .

یکی از ویژگی‌های انسان بی‌نهایت طلبی اوست که ریشه در فطرت وی دارد. این نیاز به دو صورت قابل ارضاء و اقناع می‌باشد:

  • بهره‌کشی از دیگران و محیط پیرامون

و یا:

  • حرکت افراد به سمت مشارکت سازنده و تعاملی مثبت با جامعه

اگر هر فرد در جامعه تنها به فکر رفع نیازهای خود باشد و تفکر فردگرایی (Individualism) در جوامع بشری رونق یافته و تبلیغ شود لاجرم باید منتظر بروز اتفاقات ناگوار در سطح جوامع بود. پاشنه آشیل تفکر آدام اسمیت در اقتصاد کلاسیک وی، اصالت بخشیدن به تفردگرایی و مکتب سودگرایی (Utilitarianism) و دامن زدن به طمع فردی می‌باشد که به طور حتم درصورتِ سیاست‌گذاری‌ها بر این مبنا در اقتصاد، باید منتظر بروز مخاطراتی چون اختلاس‌های کوچک و بزرگ و کلاه‌برداری‌های متعدد و کلان بود و از این طریق شاهد از بین رفتن روحیه ایثار و ازخودگذشتگی و کم‌رنگ‌شدن روحیه ترجیح منافع جمع بر منافع خود خواهیم بود.

مکتب اسمیتی که به نوعی مقوّم لیبرالیسم در جهان غرب شد این‌گونه مردم را هدایت می‌کند که برای رسیدن به نفع شخصی خود می‌توانید از هر شیوه‌ای -پراگماتیسم- استفاده کنید تا به سود حداکثری دست یابید و این تنها راه نجات خود و جامعه‌تان خواهد بود پس تا می‌توانید در این زمینه خودبین و خودخواه باشید زیرا اسمیت معتقد است که افراد هنگامی که صرفاً به فکر منافع خود هستند ناخودآگاه نفعی به جامعه می‌دهند که چندین برابر حالتی است که به فکر منافع عمومی‌اند. این تفکر به این دلیل مورد مناقشه و نکوهش است که اصالتی برای نفع عمومی در عرصه‌ی شخصی برای افراد قائل نیست و نفع جامعه را در ذیل نفع فردی افراد به عنوان جزئی از کل می‌پندارد.

وی بر این باور بود که برای رسیدن به جامعه‌ای با اقتصاد پویا و آرمانی باید اصالت در کسب‌وکار را به فرد و بر محور تولید پول قرار داد و نمی‌دانست که افراد به دلیل داشتن حس بی‌نهایت‌طلبی فطری هرگز نمی‌توانند به محدودیت‌هایی که فرد را در درون خود محبوس می‌کند قانع شوند و در نتیجه برای نفع بیشتر فردی به بهره‌کشی از دیگر افراد در جامعه روی خواهند آورد و در نهایت افرادی چون «برنی‌می‌داف‌»ها تولید خواهند شد که دست به اختلاس‌های چند ده میلیارد دلاری می‌زنند تا در وهله‌ی اول منافع شخصی خود را تأمین کنند و سپس به صورت کاذب شاخص معاملات در بورس‌هایی مانند وال‌استریت را بالا نگه دارند.

طمع نه تنها در افراد نمی‌تواند نقطه قوت محسوب شود بلکه افراد را هم در تولید و هم در کسب درآمد و همین‌طور در مصرف آن لجام گسیخته بار می‌آورد. کشوری مانند آمریکا با جمعیتی تنها ۳۲۵ میلیون نفری از کشور چین با جمعیت در حدود ۴ برابر خود کالای بیشتری مصرف می‌کند که در نتیجه‌ موجب آسیب رساندن بیشتر به طبیعت و تولید گازهای گلخانه‌ای فراوان در دنیا می‌شود به‌طوری‌که آمارهای جهانی از سهم قریب به ۴۰ درصدی این کشور در تولید این گازهای مخرب حکایت می‌کنند و به دلیل اصالت‌بخشی به تفکر طمع در اقتصاد، این کشور علی‌رغم امضای پیمان کیوتو در سال ۱۹۹۷ در ژاپن و تعهدش مبنی بر کاهش تنها ۵ درصد از تولید گازهای گلخانه‌ایِ بازهم به آن عمل نمی‌کند. حال تصور شود اگر تمامی کشورهای دنیا بخواهند مانند آمریکا مبتنی بر ترغیب ایده‌ی طمع بین مردمان به ارضاء بی‌نهایت‌طلبی خود در قالب تولیدات مادی روی آورند و مدل اقتصادی اسمیتی را در اقتصاد خود پیاده کنند چند کره‌ی زمین دیگر باید وجود می‌داشت تا ۷ میلیارد انسان بتوانند آن‌ها را نیز به سمت نابودی سوق دهند؟

آیا بازهم می‌توان گفت اصالت دادن به طمع در انسان تنها راه نجات از بحران‌های اقتصادی است؟

آیا هیچ راه دیگری را نمی‌توان یافت که چنین نتایج بغرنجی را نصیب مردم دنیا، محیط‌زیست آن‌ها، معیشت و معیدت آن‌ها نکند؟

با تمام این اوصاف نباید از نظرها دور داشت که حتی اگر مدل اقتصاد اسمیتی در عرصه‌ی اقتصاد بین‌الملل تا حدودی هم موفقیت‌آمیز عمل می‌کرد دیگر این اندازه به آن انتقاد وارد نمی‌شد بااین‌حال ناکارآمدی این مکتب اقتصادی باعث شده تا هم‌مسلکان وی مجبور به ایجاد تغییراتی در اقتصاد کلاسیک او شوند و در سال‌های ۱۸۷۰ تا ۱۹۳۶ به اقتصاد نئوکلاسیک روی آورند؛ اما اشتباه ادامه‌دهندگان این راه نیز دوری و عدم استفاده از علوم مافوق بشری در طرح‌ریزی برای مکتب جدید اقتصادی بود به‌طوری‌که در این مسیر تنها متکی بر قوه‌ی عاقله‌ی خود عمل کردند درحالی‌که عقل انسان فقط می‌تواند تجربه و آزمون‌وخطا کند و تا رسیدن به مکتب اقتصادی مناسب، انسان‌های زیادی باید قربانی تفکرات ناقص مؤسسین این مکاتب شوند و افراد معدودی نیز به ثروت‌های کلان برسند و هیچ‌گاه عموم مردم دنیا از آن بهره‌ای نخواهند برد.

هرچه انسان بیشتر به مکاتب پولی ازاین‌دست اعتماد کرد در مشکلات بیشتری نیز فرو رفت؛ بر اساس آمارهای مؤسسات جهانی میزان درآمد اقشار مرفه نسبت به سایر مردم در جامعه‌ای مانند آمریکا در دهه‌ی اول قرن ۲۱ نسبت به دهه‌ی ۶۰ میلادی چندین برابر رشد یافته است همین‌طور بروز بحران‌های اقتصادی دهه‌ی ۳۰ و ۷۰ و ۹۰ و سپس بحران بزرگ‌سال ۲۰۰۸ میلادی در غرب یکی دیگر از پیامدهای عمل به گزاره‌های این اقتصادهاست زیرا محور اصلی تمامی مکاتب دست‌ساز بشر اصالت‌بخشی به طمع به عنوان موتور محرک اقتصاد است.

نشریه اکونومیست آمریکا آماری از بدهی‌های این کشور مربوط به دهه‌ی ۸۰ و ۹۰ میلادی منتشر کرده است که نشان از وضعیت روبه افول اقتصاد آن کشور دارد:

«بدهی‌های قسط‌بندی شده مصرف‌کنندگان سالی ۵/۹ درصد افزایش می‌یابد، با این نرخ افزایش، مقدار بدهی، هر هشت سال دو برابر می‌شود، بدهی‌های ناشی از استفاده از کارت‌های اعتباری سالی ۱۵ درصد بالا می‌رود و از ۹/۵۴ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۰ به ۱۳۷ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۶ رسید و در سپتامبر ۱۹۹۰ حجمش از ۸/۲۱۵ میلیارد دلار فزونی گرفت، گرفتن قرض برای خرید اتومبیل سالی ۱۰ درصد افزایش می‌یابد و از ۹/۱۱۱ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۰ به ۳/۲۸۵ در سپتامبر ۱۹۹۰ رسیده است.»[۵]

امروز به همگان ثابت شده است که مبنای اقتصاد اسمیتی که خودبینی و نفع شخصی اصول آن را تشکیل می‌دهد اقتصاد ابرقدرت‌هایی چون آمریکا را به منجلابی بی‌سابقه کشانده است که دانشمندان اقتصادی نیز راه نجاتی برای آن متصور نیستند و زبان به اعتراف باز کرده‌اند؛ با این وجود انسان حیران است که هنوز اخلاق ماکیاولیستی حاکم بر دکترین اقتصاد اسمیتی در داخل کشور و در بین برخی اساتید دانشگاه طرفداران جدی دارد و حتی در روزنامه‌هایی ترویج و تبلیغ می‌شود که خوانندگان عام آن را مطالعه می‌کنند.

اما در مکتب اسلامی و الهی اصالت نه به فرد و نه به جامعه داده می‌شود بلکه امر بین الامرین است؛ نفع هردو در نظر گرفته شده و اگر قرار باشد در شرایط حساس انتخاب به یکی از موارد فوق محدود شود این مکتب اصالت را به نفع جمع خواهد داد و حتی دراین‌بین شاید لازم باشد افراد از جیب خود برای نفع جمعی خرج کنند و به دادن خمس، زکات، انفاق و صدقه ملزم و یا ترغیب ‌شوند تا این‌گونه به ایجاد ثبات اقتصادی در جامعه و جلوگیری از بروز شکاف‌های فاحش طبقاتی کمک شود.

تفاوت در نوع نگاه به اقتصاد در دو مکتب اسلامی و مکتب بشری را باید در تفاوت در ریشه‌های تغذیه‌کننده‌ی این نوع تفکرات جستجو کرد:

۱- در جامعه مدنی تکنوکرات غربی، اصالت با فرد و میزان تولید ثروت مادی هر فرد در جامعه است و افراد بر این اساس رتبه‌بندی می‌شوند حتی در عرصه‌ی تولید علم نیز شاخص اصلی، درآمدزایی و کمک به کسب سود حداکثری است به‌طوری‌که اختراعِ مکشوفه اگر به اقتصاد کمک کند خوب است در غیر این صورت جایگاه درخوری در جهان لیبرال نخواهد داشت.

۲- در جامعه اسلامی اصالت بر میزان تولید ایمان افراد است هر فرد در هر سمتی، تولیداتش با درجه تولید ایمان در سطح جامعه سنجیده می‌شود. ایمان همان جوهره‌ای است که اگر در تولیدات اقتصادی تزریق شود در نهایت تولیدات با نگاهی الهی و در بهترین حالت جهت رفع نیاز بشری قرار می‌گیرند زیرا کالاها با نگاه توامان اثربخشی در زندگی فردی و زندگی اجتماعی بشر در دنیا و اثر بخشی در سعادت اخروی افراد تولید شده و در نتیجه منجر به تأثیر مثبت در برآیند عیش و معاش دنیوی انسان و در عید و معاد اخروی آنان خواهد داشت که دراین‌بین خداوند متعال به عنوان بهترین بازرس در تفکر بشری جایگاهی دائمی خواهد داشت که همیشه در حال رصد و سنجش صدق نیت تولیدکننده‌ی محصول می‌باشد و این‌گونه بشریت هیچ‌گاه به خود اجازه‌ی خطا نخواهد داد.

از ویژگی‌های اقتصاد اسلامی می‌توان به:

  • ربوبیت خدا
  • اختیار داشتن انسان در اقتصاد
  • ارزش‌محور کردن اقتصاد
  • تولید برکت با مکانیسم: رزق-» انفاق-» بیع-» برکت

 

اما مبانی اقتصاد لیبرالی حاکم بر دنیای امروز را می‌توان دارای ویژگی‌های زیر دانست:

  • دئیسم: نفی ربوبیت خدا
  • دترمینیسم: جبرگرایی
  • اومانیسم: انسان به حال خود رها شده (دست خدا بسته است)
  • ایندویژوئالیسم: اصالت فردگرایی
  • ساینتیسم: علم‌گرا بودن مطلق اقتصاد
  • پوزیتیویسم: تجربه‌گرا بودن
  • سکیولاریسم: جدایی دین از مباحث جامعه

بااین‌وجود شاید بنیادی‌ترین تفاوت بین دو مکتب اسمیتی و اسلامی، تفاوت در اصالت‌بخشی‌هاست. بدین صورت که در مکتب اسمیتی انسان به معنای فردیت آن محور قرار گرفته و این‌گونه تصور می‌شود که هر فرد اگر به دنبال تحقق سود خود باشد در نهایت جامعه در عرصه‌ی اقتصادی رشد خواهد کرد اما در مکتب اقتصاد اسلامی اصالت‌بخشی به فرد در اقتصاد مذموم شمرده شده و این مکتب دارای نگاه توامان مبتنی بر روش امر بین الامرین می‌باشد و خدایی به عنوان ناظر همیشگی وجود دارد که هیچ‌گاه دچار خستگی و یا خواب‌آلودگی و فراموشی نخواهد شد:

… لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلاَ نَوْمٌ … (بقره- آیه ۲۵۵)[۶]

فطرت انسان بی‌نهایت‌طلب است و غریزه محدود، فطرت آینده‌نگر است و غریزه فاقد این ویژگی است. تفکر آدام اسمیت طمع را در موجودی افزایش می‌دهد که به شدت دارای روحیه آینده‌نگرانه و عافیت‌طلبانه است. بدین صورت دیگر افزایش طمع تنها دارای مخاطره‌ی تک‌بعدی نخواهد بود و می‌تواند منجر به ایجاد تقاضاهای نامحدود بشری و در نهایت تولید تقاضا برای خانواده‌ی خود پس از مرگ نیز شود. شاید در ساده‌ترین حالت بتوان پدری را مثال زد که علی‌رغم ایجاد زندگی مرفه برای خانواده و فرزندان بازهم به طور تمام وقت زمان خود را صرف کار خارج از خانه کرده و در جواب علت این اقدام می‌گوید: برای تأمین آینده‌ی اقتصادی فرزندان و احتمالاً نوه‌هایم این‌قدر کار می‌کنم …!

شدت طمع در فرد این‌بار به بهانه‌ی تأمین زندگی نسل‌های بعد از خود مبتنی بر ویژگی آینده‌نگری ایجاد شده است؛ علی‌رغم اینکه آینده‌نگری، ویژگی مهم و یکی از تفاوت‌های اصلی انسان با سایر موجودات است لکن هنگامی این ویژگی مثبت، خطرناک خواهد شد که طمع به عنوان نیروی حیوانی و غریزی، موتور محرک و به عنوان پیشرانه‌ی زندگی اقتصادی افراد قرار گرفته و هر فرد برای سود حداکثری خود حاضر به انجام و یا تولید و مصرف هرکالایی باشد. برژژینسکی در کتاب خود به نام «خارج از کنترل» این‌گونه از عاقبت تقویت طمع و بها دادن به این خصیصه یاد می‌کند:

«طبقه حریص در آمریکا کاملاً آماده است که برای ثروتمند‌تر شدن به طُرُق غیرقانونی عمل کند که نمونه‌های آن را می‌توان در پرفروش‌ترین کتاب سال بنام «سلول دزدان» مطالعه نمود.»[۷]

برژژینسکی با بیان این جمله تلویحاً به این نکته مهم اشاره می‌کند که بها دادن به طمع و اصالت‌بخشی به این خصیصه حتی با ثروتمندشدن افراد نیز اقناع نخواهد شد و این دسته از انسان‌ها حاضرند برای جمع‌آوری ثروت بیشتر با توجه به قدرتی که پیدا کرده‌اند، دست به اعمال غیرقانونی نیز بزنند.

همین‌طور یکی دیگر از مخاطرات موجود در مکانیسم اصالت‌بخشی به طمع که امروزه جامعه‌ی اقتصادی ایران نیز با آن روبرو می‌باشد، حرکت سرمایه به صورت جمعی به یک بخش خاص اقتصادی در یک مقطع زمانی خاص است. بدین ترتیب که افراد برای کسب بیشترین سود شخصی و بدون در نظر گرفتن منافع جمعی و ملی، سعی می‌کنند پول خود را در تولیدات و یا خدماتی از حوزه‌ی اقتصاد سرمایه‌گذاری کنند که بیشترین سود را عایدشان می‌کند و این موضوع به تواتر موجب نابسامانی در توازن اقتصادی کشور شده است و موجبات بروز تورم‌های افسارگسیخته‌ای را در جامعه فرآهم آورده است.

البته این مقوله در فرآیند احداث کارخانه و تولید محصولات نیز خود را به وضوح نشان داده است. افرادی که از تولید ثروت از طریق بورس‌بازی و واسطه‌گری بیزار بوده‌اند برای کسب درآمد به سمت احداث کارگاه‌ها و تولید محصولاتی رفته‌اند که بدون در نظر گرفتن منافع و نیازهای اساسی ملی، عمدتاً سود بیشتری را عایدشان کند، بدین ترتیب امروزه در برخی از حوزه‌ها تولیدات محصولات بسیار زیاد و فراتر از نیاز داخلی (و بدون تقاضا در بازارهای خارجی) و در برخی حوزه‌ها تقریباً هیچ تولیدی وجود ندارد و کشور به شدت نیازمند و تشنه است. تقویت روحیه‌ی طمع در افراد برای کسب سود بیشتر در هر کار اقتصادی حتی در بهترین فرآیند اقتصادی (که احداث کارخانه و تولید محصول است) هم می‌تواند مخاطره‌آمیز و خطرناک باشد.

 شاید یکی دیگر از مخاطراتی که تجویز نسخه‌ی اسمیتی می‌تواند برای زندگی امروز مردم در ایران ایجاد کند در بحث تحریم‌ها خود را نشان دهد. بدین صورت که جامعه می‌داند که کشور با تحریم‌های ظالمانه روبرو است اما به دلیل نگاه فردگرایانه و تجویز نسخه‌های ضداخلاقی و ضدارزشی، افراد منافع شخصی خود را به منافع جامعه ترجیح می‌دهند و با نگاه مبتنی بر سود حداکثری خود و نه سود حداکثری جمع، جنس و کالای خارجی را برای رفع نیاز خود در مقابل کالای ایرانی خریداری می‌کنند‌ در این وضعیت شاهد آن خواهیم بود که اقتصاد کشور نه تنها جان نمی‌گیرد بلکه همان جسم نیمه جانش هم بی‌جان خواهد شد. ما نمی‌توانیم به مردم بگوییم که تنها برای یک موضوع بیایید و طمع‌کارانه و بر مبنای سود شخصی خود اقدام و تلاش کنید و منافع خود را بر منافع جمع ترجیح دهید اما در سایر حوزه‌ها از آن‌ها بخواهیم که طمع‌کار نباشند و به دستورات دینی و شرعی عمل کنند. غریزه فاقد قوه‌ی درک و شعور است و با دستورات و بخشنامه‌ها قابلیت کنترل ندارد. بلکه تنها با آموزش از دوران کودکی مبتنی بر عمل به دستورات اسلامی و پیاده‌کردن آن در تمامی مراحل و عرصه‌های زندگی از کودکی تا بزرگ‌سالی می‌توان این ویژگی منفی را در افراد کنترل کرد لکن نقش فرهنگ‌سازی توسط حاکمان دراین‌بین بسیار مهم و اساسی است.

به نظر می‌رسد دست‌های نامرئیِ آدام اسمیت آن‌قدر بلند بوده است که علاوه بر اقتصاد، در سیستم‌ آموزشی کشورها بخصوص ایران نیز جایی برای خود بازنماید و به قدری ریشه بدواند که این اندیشه در دانشگا‌ه‌های معتبر این کشور تبلیغ و ترویج شود تا بدین سبب تصورات نسل‌های مختلفِ اقتصادیِ جامعه را دستخوش تغییرات عظیم، البته به سمت نقطه‌ی انحراف، نماید.

بااین‌همه اقتصاد در کشوری مقاوم‌تر خواهد بود که مردم و مسئولین آن کشور با قطع نمودن دست‌های اسمیتی، نگاه‌های مبتنی بر اصول الهی و قرآنی را در اقتصاد دنبال نمایند:

  1. عدم اصالت بخشیدن به منیّت خود در جامعه
  2. در نظر گرفتن منافع ملی در تولید و سپس نفع شخصی
  3. زدودن نیازها تا جای ممکن
  4. جلوگیری از تولید نیاز کاذب در سطح جامعه با کنترل رسانه‌ها و ترویج آموزه‌های اسلامی
  5. زدودن ضعف‌ها به عنوان نقایص درونی
  6. بالابردن ضریب امنیت در حوزه اقتصاد با کاهش آسیب‌پذیری
  7. کاهش آسیب‌پذیری با رفع نقایص درونی
  8. تولید ثروت مبتنی بر رفع نیازهای حقیقی انسان و نه مبتنی بر نیازهای واقعی که ناشی از فرآیند تولید نیاز کاذب ایجاد شده‌اند.
  9. اصالت‌بخشی به سرمایه‌‌های رافع نیاز بشر و عدم اصالت بخشی به پول به عنوان سرمایه
  10. تولید کالا مبتنی بر دو نگاه: نگاه مادی جهت رفع نیاز عیش و معاش دنیوی بشر و نگاه فرامادی در راستای نزدیک کردن انسان به سعادت و معیدت اُخروی.
  11. کلان‌نگری در تولید کالاها و خدمات با:
  • در نظر گرفتن خداوند به عنوان بازرس کل و همیشه بیدار
  • تقویت وجدان به عنوان بازدارنده‌ای قوی در درون افراد
  • تقویت قوه‌ی عاقله‌ی افراد به عنوان موتور محرک با تبیین درست حقیقت هستی و معاد
  • لزوم اهمیت بخشیدن به اجرای احکام شرعی به عنوان مشخص‌کننده‌ی حریم مجاز عبور و مرور در مسیر تولید ثروت در جامعه


پی‌نوشت:

[۱]. میزان بدهی‌های آمریکا، آدرس اینترنتی:

http://www.nationaldebtclocks.org/debtclock/unitedstates

http://www.usdebtclock.org/

[۲]. موسسه آکسفام، آدرس اینترنتی:

https://www.oxfam.org/en/pressroom/pressreleases/2015-01-19/richest-1-will-own-more-all-rest-2016

[۳]. جوزف استیگلیتز، ۲۰۰۸ میلادی، کتاب «سقوط آزاد»، مترجم: پرویز صداقت، صفحه ۷۶

[۴]. سوره‌ی زمر، آیه ۹- لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#39:9

[۵]. احمد سیف، مقدمه‌ای بر اقتصاد سیاسی، صفحه‌ ۲۱۵ ـ ۲۱۴

[۶]. سوره‌ی بقره، آیه ۲۵۵- لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#2:255

[۷]. زبیگنیو برژژینسکی- کتاب «خارج از کنترل»- مترجم: عبدالرحیم نوه ابراهیم- نشر اطلاعات- صفحه ۱۲۰

 

دسته‌ها
استراتژیک تبیینی تحلیلی جنگ مذهبی سی ساله جدید رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

گزیده متن جلسه ۴۲۶ کلبه کرامت: جنگ جهانی چهارم؛ پروژه صهیونیست‌های مسلمان

[box type=”info” bg=”#” color=”#” border=”#” radius=”4″]مطلب حاضر برگرفته از سخنان استاد حسن عباسی در جلسه ۴۲۶ کرسی نظریه‌پردازی کلبه کرامت با عنوان «جنگ جهانی چهارم(۵)؛ صهیونیست‌های مسلمان» در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ است که در قالب مقاله تنظیم شده است.[/box]

یکی از سازوکارهای تحلیل‌های استراتژیک از سوی هر استراتژیستی این است که در طول ادوار مختلف برای مسائل و موارد بحث خودش پرونده تشکیل بدهد و به صورت دوره‌ای به آن‌ها بپردازد، ازاین‌جهت برای استراتژیست‌ها هیچ تحول فرهنگی، تحول سیاسی، تحول اجتماعی، تحول اقتصادی و … تمام‌شدنی نیست.

دسته‌ها
استراتژیک جنگ مذهبی سی ساله جدید طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

جنگ مذهبی سی ساله در جهان اسلام، اشتباه استراتژیک غربی‌ها

یکی از برهه‌های حساس و تاریک غرب جنگ‌هایی است که بین سال‌های ۱۶۱۸ تا ۱۶۴۸ اتفاق افتاد و به جنگ‌ سی ساله معروف شد. هرچند که این جنگ سی سال طول کشید و با عهدنامه وستفالیا که در مونستر بسته شد؛ پایان یافت اما درگیری‌های ناشی از آن ۳۰۰ سال دیگر از تاریخ غرب را تحت‌الشعاع خود قرارداد. علت رخ دادن این جنگ‌ها درگیری میان دو نحله  پروتستان و کاتولیک در دل مسیحیت بود. اگر بخواهیم به صورت بنیادین به ریشه‌ی این تعارضات بپردازیم باید به این امر توجه کنیم که نظام فکری مسیحیت چه ضعف و آسیبی داشت که توانست در درون با خود درگیر شود. اگر  در زاویه نگاه‌های مسیحیت کنکاش کنیم درمی‌یابیم که آن‌ها به نوعی عقلانیت بعد از ایمان قائل‌اند. انعطاف فکری و قدرت پذیرش نقد از بیرون در این دین رؤیایی بیش نیست. علم ستیزی، عدم توجه به نیازهای زمان، متعارض دانستن ایمان انجیلی و نگاه عقلانی و… زمینه شکل‌گیری یک نوع دگماتیسم پیچیده در این مذهب شد. تصلب عقیده در میان پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها منتج به بسته شدن باب گفت‌وگو گردید و سطح منازعه از منازعات برون گفتمانی به درگیری‌های درون گفتمانی کشیده شد. جنگ میان موسی و فرعون به جنگ میان موسی و سامری تبدیل شد و این سنت خداوند است. به عبارت خلاصه‌تر دین علیه دین صف‌آرایی کرد.

دسته‌ها
استراتژیک تبیینی تحلیلی جنگ مذهبی سی ساله جدید رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

استاد حسن عباسی: جنگ سی ساله مذهبی، ضد استراتژی غرب در برابر بیداری اسلامی

[box type=”info” bg=”#” color=”#” border=”#” radius=”4″]مطلب حاضر برگرفته از سخنان استاد حسن عباسی در برنامه عصر شبکه افق در تاریخ ۲۶ آذر ماه ۱۳۹۴ است که در قالب مقاله تنظیم شده است.[/box]

انقلاب اسلامی، انقلابی ضد صهیونیستی

صدور انقلاب ما در دفاع مقدس رقم خورده است و امام در قطعنامه فرمودند که این جنگ، جنگ حق و باطل بود و از زمان آدم (ع) آغاز شده و استمرار داشته و تا زمان ظهور هم بسط پیدا خواهد کرد، طبیعتاً آن نکته که در صدور انقلاب از طریق دفاع مقدس باید خوب تبیین بشود این نکته است که معارض انقلاب اسلامی کیست؟ و انقلاب اسلامی با چه کسی پنجه در پنجه انداخته است؛ کمونیست‌های شوروی با امپریالیسم درگیر بودند، کاسترو در کوبا در انقلاب خود با کپیتالیسم و سرمایه‌گرایی و با لیبرالیسم آمریکا درگیر بود. انقلاب‌های مهم، از انقلاب ویتنام تا انقلاب چین هر کشوری که یک وجه مبارزاتی این چنینی داشته است میدان مبارزه‌اش علیه کشورهایی بوده که در واقع داعیه لیبرالیسم، کپیتالیسم و سرمایه‌گرایی داشتند، در واقع داعیه امپریالیسم و جهان‌خواری داشتند اما انقلاب اسلامی به هیچ کدام از این ایدئولوژی‌ها مستقیماً نپرداخته است. بلکه انقلاب اسلامی جا را برای صهیونیسم تنگ کرد، تنها انقلاب ضد صهیونستی جهان انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی ابتدا به ساکن نه یک انقلاب ضد مارکسیستی بود نه یک انقلاب ضد لیبرالیستی و نه یک انقلاب ضد امپریالیستی بلکه یک انقلاب اساساً و جوهری و ماهوی ضد صهیونیستی بوده و هست.

صهیونیسم ایدئولوژی‌ای است که همه‌ی آن خباثت‌ها را داخلش دارد شاید باورش سخت باشد اما صهیونیست‌ها یکسری مارکسیست‌اند یکسری لیبرالیست‌اند یعنی در ۱۳۸۶ در کشور فلسطین که توسط دولت جعلی اسرائیل اشغال شده آخرین کیبوتص، -کیبوتص‌ها یک ساختارهای مناسبات اجتماعی مارکسیستی و کمونیستی هستند- که آنجا به وجود آمده بود در سطح کره‌ی زمین مدل‌های پیاده شده‌اش در رژیم صهیونیستی بود، شاید کسی باور نکند اما رژیم صهیونیستی که بیشتر کپیتالیستی سرمایه‌گرا و لیبرالیستی است، مدل‌های مارکسیستی در مدل اجتماعی‌اش بوده یعنی آخرین کیبوتص را رسانه‌های جهان اعلام کردند که در رژیم صهیونیستی دیگر جمع شده است.

 

پس انقلاب اسلامی پدیده‌ای ضد صهیونیستی، ضد مارکسیستی، ضد لیبرالیستی، ضد کپیتالیستی و ضد خیلی از شقوق دیگر پدیده‌های اُمانیستی و مدرن بوده و هست؛ دعوایی که این‌ها با جمهوری اسلامی و به خصوص با انقلاب اسلامی دارند به این دلیل است که این انقلاب یک انقلاب لیبرالیستی یا مارکسیستی نبود که طرفدار یک طرف باشد و ضد یک طرف دیگر؛ بلکه انقلابی بود که با عصاره‌ی همه مدرنیته که امروز در قالب ایدئولوژی صهیونیسم خودش را نشان می‌دهد در تعارض بوده و هست. ایدئولوژی صهیونیسم یک ایدئولوژی جهان‌وطن‌گونه است که جهان را برای خودش می‌داند و می‌خواهد همه را در خودش هضم می‌کند به‌طوری‌که امروز صهیونیست یهودی، صهیونیست مسیحی، صهیونیست بودایی، صهیونیست هندو و حتی صهیونیست مسلمان و صهیونیست شیعه داریم. وقتی گفته می‌شود که انقلاب اسلامی تنها انقلاب ضد صهیونیستی جهان است منظورمان رژیم صهیونیستی و پدیده جعلی اسرائیل نیست صهیونیسم پدیده‌ای فراتر از رژیم جعلی اسرائیل است. انقلاب اسلامی مزیت نسبی و ارزش افزوده‌اش در ضدیت با رژیم صهیونیستی به عنوان نماد پدیده صهیونیسم جهانی است، به همین دلیل بود که که در مذاکرات هسته‌ای نتانیاهو و دیگران آن‌قدر اصرار داشتند که بگویند، در مفاد توافق نامه حتماً مسئله‌ی به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی را بگنجانید که اوباما رسماً مصاحبه کرد و گفت که الان زمانش نیست. این انقلاب ضد صهیونیستی یک پدیده‌ای است که مبتنی بر همین سازوکار توانسته است انقلابش را صادر کند و این صدور انقلاب در دو لایه اصلی اتفاق می‌افتد:

لایه اول: در جهان اسلام هیچ جنبش اصیل بیداری اسلامی نیست که ماهیت ضد صهیونیستی نداشته باشد انصارالله یمن، حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، جیش الوطنی و جیش الشعبی و جنبش‌های مردمی سوریه و عراق و مردم بحرین و عربستان و در آفریقا و مناطق دیگر. امروز هرکس در جهان اسلام ضد صهیونیست هست به نوعی زیر پرچم انقلاب اسلامی ایران است و این نتانیاهو و صهیونیست‌های داخل کاخ سفید و آیپک و … را ناراحت می‌کند.

لایه دوم: در بیرون جهان اسلام نیز هرکس هژمونی ایالات متحده و هژمونی صهیونیست‌ها را به چالش می‌کشد امروز ماهیت ضد صهیونیستی پیدا می‌کند، به‌طوری‌که امروزه در اروپا در خود کشور انگلیس مردم طومار تهیه می‌کنند برای ممانعت از ورود نتانیاهو به کشور انگلیس و به مقامات خود می‌دهند. این پدیده ضد صهیونیستی در درون اروپا و ایالات متحده در طول دو دهه اخیر هرقدر جلوتر می‌رود شدیدتر می‌شود.

 

مسخ‌شدگی بشر امروز توسط تفکر غربی و راه علاج آن

امروز عصاره‌ی تفکر صهیونیستی در فرهنگ و اقتصاد و مسائل اجتماعی و غیره خودش را بروز داده است و باعث ایجاد مصیبت‌های زیادی برای بشریت شده است به طور مثال مشکلات اقتصادی در یونان و آرژانتین باعث شده است که دولت‌ها پیاپی عوض می‌شوند. رکودی که امروز در اقتصاد اتحادیه اروپا و آمریکاست رکود عظیمی است که می‌رود تا در آینده‌ی نه چندان دور شرق آسیا را در بربگیرد. جنگ ارزی که مدت ۴۵ تا ۵۰ روز بین ایالات متحده با چین در وسط تابستان امسال رخ داد و مشکلات عدیده‌ای را ایجاد کرد[۱]؛ این فرهنگ و اقتصادی که امروز از سوی غرب سرازیر شده است جهان را دچار زامبی‌زدگی و مسخ‌شدگی کرده است و تنها تکیه‌گاهی که بشر امروز می‌تواند به آن تکیه کند انقلاب اسلامی ایران است. در نامه‌ی رهبر انقلاب به جوانان آمریکای شمالی و اروپا[۲] آمده است که خودتان مستقیماً به سمت اسلام بیایید و اسلام را بشناسید. افق‌هایی که پیام انقلاب اسلامی برای ما در نظر گرفته است، بیداری عظیم اسلامی است که نورش به جهان تابید و جهان را دعوت کرد و دلیل آن هم این است که زبان اسلام زبان فطرت است و قرآن می‌فرماید:

«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا»

(روم-۳۰)

وقتی زبان اسلام زبات فطرت است، دعوت اسلام دعوت به زبان فارسی یا عربی یا انگلیسی یا ژاپنی یا زبان‌های دیگر نیست دعوت اسلام دعوت به زبان فطرت است. انقلاب اسلامی ایران رفتار فطری دارد، حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن و … رفتار فطری دارند؛ و وقتی شما یک نکته را منطبق بر فطرت بشر گفتید صرف نظر از دین و مذهب و رنگ و نژاد و تیره و قومیت آن نکته به فطرت انسان‌های دیگر نشسته و آن انسان‌های دیگر می‌آیند و با شما در این زمینه همراه می‌شوند و این جلوی زامبی‌زدگی را می‌گیرد.

 

جنگ سی ساله مذهبی، ضد استراتژی غرب برای مقابله بیداری اسلامی

سه چهار سال پس از شروع موج بیداری اسلامی انقلاب‌هایی در لیبی، تونس، مصر و یمن رخ داد و نتایجی به دست آمد به‌طوری‌که بعضی از دیکتاتورها سقوط کردند؛ غربی‌ها اسم آن را بهار عربی گذاشتند و بعد به مفهوم پاییز عربی رسیدند و سعی در منحرف کردن آن داشتند و درگیری را به کشور سوریه کشاندند تا مقاومت اسلامی را تضعیف کنند، بر طبق تحقیقات ما از نظر ساختار طرح‌ریزی استراتژیک ریشه این کاری که غربی‌ها دارند انجام می‌دهند مبحث «جنگ مذهبی ۳۰ ساله در اروپا» است، نکته این‌جاست که ما درگیر پدیده‌ای به نام جنگ‌های مذهبی ۳۰ ساله شده‌ایم؛ این جنگ مذهبی ۳۰ ساله که در تاریخ غرب از ۱۶۱۸ آغاز شد، به مدت ۳۰ سال ادامه پیدا کرد و بلایی بر سر مسیحیت و مردم اروپا آورد که ۴۰۰ سال پیش که این اتفاق شروع شد به مدت ۳۰ سال به طول انجامید کاری کرد که مردم برای همیشه با دین دچار تعارض شدند و دین را کنار گذاشتند. اتفاقی که در جنگ‌های مذهبی ۳۰ ساله افتاد این بود که در عیدی به نام عید سن بارتلمی در فرانسه کاتولیک‌ها در شب عید ۸۰۰۰ نفر از پروتستان‌ها را کشتند و این اتفاق در متن اروپا در محدوده کشور آلمان و آنچه که به اصطلاح امپراتوری مقدس روم نامیده می‌شد و از ایتالیا و فرانسه به سمت شمال تا منطقه اتریش، فرانسوی‌ها، سوئدی‌ها زمینه اختلافاتی شد و تمام اروپا در این آتش فتنه سوخت و جمعیت آلمان نصف شد؛ و مثل یک طاعون سیاه جامعه آن روز اروپا را فرا گرفت.

اختلافات قومی و مذهبی بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها چنان شرایط تاریک و سیاهی را ایجاد کرد که پس از پایان جنگ و منعقد شدن معاهدات و صلح‌هایی که بعداً تحت عنوان معاهده وستفالیا و غیره شناخته شدند؛ مردمِ نسل بعد به این نتیجه رسیدند که نه کاتولیک، نه پروتستان؛ نه این مذهب، نه آن مذهب، بلکه کل دین مسیحیت را به زاویه راندند، آنچه که امروز غربی‌ها دارند در منطقه ما پیاده می‌کنند. عیناً همان استراتژیِ جنگ مذهبی ۳۰ ساله‌ای است.

سال گذشته ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی ایالات متحده مقاله‌ای تحت عنوان عنوان «جنگ جدید مذهبی ۳۰ ساله» نوشته است[۳] و روی این نکته صحه گذاشته است، بنابراین امروز وقتی ادعا می‌شود که این‌ها می‌خواهند داعش را نابود کنند و در ائتلاف ۴۰ کشور برعلیه داعش به رهبری آمریکا در منطقه حضور دارند ما آن حرف را بپذیریم یا حرفی که ریچارد هاس به عنوان رئیس شورای روابط خارجی آمریکا روی آن انگشت می‌گذارد.

[button color=”blue” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” align=”center” link=”http://ystc.ir/%d8%ac%d9%86%da%af%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b1%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d8%af/” radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-pencil” icon_color=”#”]مقاله «جنگ جدید مذهبی» نوشته ریچارد هاس[/button]

وقتی پیام انقلاب اسلامی صادر شد، صهیونیسم جهانی برای اینکه بتواند این پیام را خنثی کند از درون جهان اسلام این مبحث را شروع کرد و پدیده‌ای به نام القاعده، به نام بوکوحرام، به نام داعش، به نام جندالاسلام، به نام جیش‌العدل، به نام طالبان و به نام جبهه النصره و نزدیک به هفتاد گروه در سراسر جهان اسلام از اندونزی تا مالزی و موریتانی و مراکش ایجاد کردند که شاخص آن‌ها داعش، القاعده، بوکوحرام و جبهه النصره و غیره هستند، این‌ها با پول عربستان و کمک اطلاعاتی و آموزش ایالات متحده، رژیم صهیونیستی، انگلیس و فرانسه و با تسلیحاتی که آن‌ها می‌فرستند همراه با حمایت کشورهایی مثل ترکیه در منطقه این وضعیتی که برای صهیونیسم جهانی عموماً و برای رژیم صهیونیستی خصوصاً به وجود آمده را می‌خواهند خنثی کنند. سوالی که به وجود می‌آید این است که شروع این جنگ سی سال را چه وقتی بگیریم؟ سال ۲۰۱۰ که همین انقلاب‌ها شروع شد در منطقه یا سال ۲۰۱۱ که داعش حرکت خود را آغاز کرد و در ۱۳۹۳ تا پشت دروازه‌های بغداد آمد، یا امروز بگیریم یا فردا؟ بالاخره چه این را ۴ سال پیش بگیریم چه امروز بگیریم و چه فردا بگیریم غرب یک طرح ۳۰ ساله بسیار خطرناک برای جهان اسلام عموماً و برای منطقه جنوب غرب آسیا که به غلط به آن خاورمیانه می‌گویند طراحی کردند. همچنین استیون مک‌میلان درتکمیل مطلب آقای ریچارد هاس مقاله‌ای را مبتنی بر همین مقاله منتشر کرده[۴] که این می‌رود که منطقه جنوب غرب آسیا را بالکانیزه کند.

[button color=”blue” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” align=”center” link=”http://ystc.ir/?p=10318″ radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-pencil” icon_color=”#”]مقاله «جنگ جدید مذهبی: سیاستی غربی برای ایجاد آشوب؟» نوشته استیون مک‌میلان[/button]

منطقه بالکان همان جایست که بوسنی و هرزگوین و مونته‌نگرو و به اصطلاح مقدونیه، کرواسی، مجموعه‌ی یوگسلاوی سابق می‌گویند. در این منطقه بالکان هر چند صد سال یکبار چنان از نظر مذهبی بین کرووات‌های کاتولیک و اسلوونیایی‌ها که پروتستان هستند و بین خود صرب‌ها که مذهب آن‌ها ارتدوکس است با مسلمانان فاطمی که در بوسنی و هرزگوین و کوزوو و مقدونیه بودند جنگ اتفاق می‌افتد. یکی از آن‌ها را ما حدود پازده سال پیش شاهد بودیم که چه کشتار عظیمی از مسلمانان صورت گرفت، این اتفاقی که مبتنی بر جنگ‌های مذهبی شکل می‌گیرد و سرزمینی را پاره‌پاره می‌کند را بالکانیزاسیون می‌گویند؛ فرآیند بالکانیزه شدنی که غربی‌ها برای منطقه‌ی جهان اسلام به‌خصوص برای منطقه جنوب غرب آسیا در نظر گرفتند و حتی نقشه آن را منتشر کردند به این شکل است که عربستان به ۵ کشور، عراق به ۳ کشور، سوریه به چندین کشور، ایران به پنج کشور، پاکستان و افغانستان هر کدام به چند کشور تجزیه می‌شوند. پس یک پدیده‌ی خطرناکی را غرب شروع کرده است و این پدیده خطرناک جنگ مذهبی ۳۰ ساله است که برای ما روشن می‌کند هر پالس و پیامی ناظر بر اینکه آمریکایی‌ها می‌خواهند با داعش مبارزه کنند را رد می‌کند، هیچ عقل سلیمی این را نخواهد پذیرفت، هیچ ائتلافی از غربی‌ها علیه داعش به وجود نخواهد آمد که چنین نیرو و پتانسیلی که می‌تواند از درون جهان اسلام به اسلام صدمه بزند را خنثی کند.

[download id=107]

غربی‌ها یک سرزمین سوخته‌ای را در منطقه ما دنبال می‌کنند که در این فضا زیرساخت‌ها و جمعیت مثل جنگ سی ساله مذهبی در اروپا نابود شود و مثل فرآیندی که پس از جنگ‌های مذهبی ۳۰ ساله طی شد و در آن مسیحیت برای همیشه کنار گذاشته شد و کلیسا به یک امر شخصی محدود شد مسیحیت در روم و در کلیسای واتیکان محصور شد، اسلام هم به همین شکل محدود و محصور بشود. این فضایی است که در افق جنگ ۳۰ ساله مطرح است و نشان می‌دهد که صهیونیسم جهانی این مسیر را دنبال می‌کند. این چه معنی برای ما دارد؟ معنی آن این است که دفاع‌مقدس ما تمام نشده، دفاع‌مقدسی که امروز ما آن حماسه‌ها و رشادت‌ها را گرامی می‌داریم و هفته دفاع‌مقدس را ارج می‌نهیم؛ جنگ ناتمامی که امام در آن پیام قطعنامه فرمودند که این جنگ و دفاع‌مقدس ادامه دارد؛ شکل دفاع‌مقدس امروز، شکل دیگری است. یک وجه این وضعیت جنگ‌های نیابتی است که در منطقه صورت می‌گیرد و یک وجه دیگر آن این ساختار طرح‌هایی است که غربی‌ها منتشر کرده‌اند.

ریچارد هاس رسماً از آغاز یک جنگ مذهبی ۳۰ ساله در منطقه ما سخن می‌گوید، جنگی بین شیعه و سنی و بین قومیت‌ها و مذاهب دیگر؛ در صورتی که رهبران انقلاب اسلامی نظرشان بر این بود که طرف مقابل اهل سنت و سلفی‌ها نیستند بلکه طرف مقابل ما طرف مقابل ما یک اقلیت کوچک تکفیری است که این اقلیت کوچک تکفیری نه تنها بعضی اوقات ادعا می‌کند سنی است بلکه بعضی اوقات هم شیعه است و در تلویزیون‌های ماهواره‌ای به مقدسات اهل سنت توهین می‌کند، در حالی که این‌ها صهیونیست‌های مسلمان هستند و چه ادعای شیعه‌گری کنند، چه ادعای سنی‌گری اساساً مسلمان نیستند.

 

جنگ ناتمام صدر اسلام بستر پیاده‌سازی استراتژی جنگ سی ساله مذهبی

سوالی که به وجود می‌آید این جاست که این جنگ‌های سی ساله در جهان اسلام چگونه به وجود می‌آید؟ بستر پیاده‌سازی این جنگ در جنگ ناتمامی است که با ابوسفیان در مقابل پیامبر اسلام در صدر اسلام شروع شد؛ ابوسفیان جنگ با پیامبر (ص) را در مکه شروع می‌کند؛ ابتدا در جنگ بدر سپس جنگ احد، خندق و احزاب. وقتی که مکه سقوط می‌کند و به دست نیروهای اسلام فتح می‌شود ابوسفیان و پسرش معاویه اجباراً مسلمان می‌شوند و به عنوان یک منافق در درون جهان اسلام زندگی می‌کنند؛ وقتی که معاویه می‌میرد زمانی که عمر اسلام به ۶۰ سال می‌رسد، معاویه ۴۲ سال در جهان اسلام در منطقه‌ای که در حال حاضر به آن سوریه می‌گوییم حکومت کرده است؛ به عبارت دیگر ۱۲ سال اول عمر اسلام در حال جنگ با اسلام بوده سپس مسلمان می‌شود و ۴۲ سال هم با پیامبر (ص) و حضرت امیر (ع) در جنگ بوده است و پس از جنگ صفین بعد از حضرت امیر (ع) با امام حسن (ع) می‌جنگید و پس از مرگش پسرش یزید با امام حسین (ع) در سال ۶۱ هجری می‌جنگد و امام حسین (ع) را شهید می‌کنند.

پس از خاندان اُمویان -یعنی فرزندان ابوسفیان- کار به دست عباسیان می‌رسد، عباسیان که کار را شروع می‌کنند همین مسیر در زمان بقیه‌ی ائمه ادامه پیدا می‌کند تا اینکه امام عصر (ع) به غیبت کبری می‌روند؛ پس از این هم مسیر ادامه پیدا می‌کند تا دوره عثمانیان، عثمانیان هم همین مسیر را ادامه می‌دهند و ما امروز در موج چهارم هستیم، موج چهارم بعد از اُمویان، عباسیان، عثمانیان و امروز دوره تکفیری‌هاست.

امروز آمریکا، رژیم صهیونیستی، فرانسه، انگلیس پشت سر یک جریان تکفیری هستند که این جریان تکفیری در بحرین، امارات، قطر، اردن، ترکیه و عربستان یکسری دولت دست نشانده دارند و حاصل عمل این‌ها مقاومتی است که روبه‌روی آن‌ها توسط مردم مظلوم یمن، بحرین، لبنان، سوریه و عراق صورت گرفته است. این‌ها همان‌طوری که در کربلا سر می‌بریدند اینجا هم سر می‌برند. همان‌طوری که در جنگ احد سینه می‌شکافتند و جگر حضرت حمزه را هندجگرخوار به دندان کشید، امروز هم همین اعمال در سوریه توسط تکفیری‌ها انجام می‌شود. پس این طرح‌ریزی غربی‌ها یک عقبه تاریخی دارد و جنگ ناتمام صرفاً این نیست که ما بگوییم استمرار دفاع‌مقدس ما در یک جنگ مذهبی ۳۰ ساله است و باید مراقب باشیم و این تهدید و توطئه را خنثی کنیم؛ بلکه این ریشه در اختلافی است که ابوسفیان با پیامبر (ص) ما داشت و طی آن از درون خود اسلام به اسلام صدمه زده شد به طوری که عناوینی چون امیرالمؤمنین معاویه!، امیرالمؤمنین یزید! را به خود می‌دادند و مفاهیم را مصادره می‌کردند.

ممکن است در این‌جا این شبهه به وجود بیاید که غربی‌ها چنین اطلاعاتی را ندارند، اما اینگونه نیست و غربی‌ها با شناخت آمده‌اند؛ آقای جان لیمبرت یکی از دیپلمات‌ها و در واقع جاسوسان آمریکایی بود که در سفارت ایالات متحده در لانه‌ی جاسوسی، جاسوسی می‌کرد، وی در برنامه‌ای در شبکه VOA در سال ۱۳۸۶ شرکت می‌کند و در پاسخ به این سؤال مجری که چرا پس از تجربه تلخ سفارت در جمهوری اسلامی ایران مجدداً سفارت جمهوری اسلامی موریتانی را پذیرفتید؟

من خیلی در مورد این فکر کردم وقتی من گفتم من به دوستان گفتم به همسرم گفتم که ما مثل اینکه قراره بریم جمهوری اسلامی موریتانی اول گفتند شما یک دفعه رفتی جمهوری اسلامی هم‌چین خوشایند نبوده براتون چرا یک جای دیگر می‌روید خوب همه جمهوری اسلامی‌ها که یکی نیست. داشتم فکر می‌کردم بزرگ‌ترین اختلافش این بود که رئیس دولتِ رهبر آن جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی ایران اسم کوچکش علی هستش درست همان آقای علی خامنه‌ای، آن جمهوری اسلامی موریتانی زمانی که ما آنجا بودیم اسم کوچک رئیس جمهورش معاویه بود آن خیلی فرق می‌کند یکی علی بود و دیگری معاویه ولی از لحاظ سیستم حکومتی با هم کاملاً فرق داشتند قابل مقایسه نیست.

 

بنابراین معیار سازمان سیا برای اعزام مامورهای خود و معیار وزارت خارجه ایالات متحده در تفکیک جمهوری اسلامی‌ها این است که یک جایی اسلام هست ولی اسلام معاویه است یک جایی اسلام هست ولی اسلام علی است.

بین علی در جمهوری اسلامی ایران که رهبری‌اش «علی خامنه‌ای» است با معاویه در جمهوری اسلامی موریتانی که رئیس‌جمهورش «معاویه ولد» است تفاوت وجود دارد و سازمان سیا و هم‌چنین دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده این تفکیک را می‌شناسد می‌داند علی و معاویه تمایزشان در چیست و به صراحت می‌گوید در جایی به نام جمهوری اسلامی موریتانی امنیت داشتیم یعنی جایی که معاویه مسئولیتش را بر عهده دارد برای تفکر غربی امنیت وجود دارد. به عبارت دیگر اگر ۱۴۰۰ سال قبل ایالات متحده وجود داشت، با معاویه در شام هماهنگ بود اگر زمان جنگ صفین آمریکا می‌بود به دشمنان علی (ع) امکانات می‌دادند و از آن‌ها پشتیبانی می‌کردند همان‌طوری امروز به دولت عربستان توپ و تانک و هواپیما و امکانات می‌دهند تا مردم یمن را بزنند یا به داعش و النصره امکانات می‌دهند.

بنابراین این جنگ ناتمام اولاً ریشه در اقدامات ابوسفیان و فرزندانش دارد و حرکت سفیانی‌ها در این ۱۴۰۰ سال این تقابل از درون اسلام به اسم اسلام رقم زده است، این افراد هیچ وقت دلشان با اسلام و مسلمانان نبوده است و صرفاً در ظاهر ادعای اسلام دارند در حالی که منافق هستند. نکته دیگری که وجود دارد این است که این جنگ امروز در پیچیده‌ترین شکل خودش قرار دارد. این جنگ ناتمامی که در جنگ احد و خندق و بدر و حنین و کربلا و صفین رقم خورده بود امروز در کل منطقه ما صورت می‌گیرد و نیروهای مقاومت هستند که روبروی این‌ها هستند؛ این نیروهای مقاومت در واقع همان کاری را که در کربلا، صفین و بدر و حنین شد را تکرار می‌کنند.

 

قاسم سلیمانی، نماد مقاومت در جهان

امروزه در جهان مفهومی به نام قاسم سلیمانی، نه صرفاً یک شخص حقیقی بلکه به عنوان نماد مقاومت در جهان مطرح است، قاسم سلیمانی پدیده‌ای است که نماد یک جریان، یک فکر و یک گروهی است که این‌ها در بوسنی موجب نجات مردم بوسنی شدند در لبنان و در فلسطین و در سوریه که تنها حامی واقعی مردم است و در عراق که جلوی سقوط بغداد و شهرهای دیگر را گرفتند و در جاهای دیگر. امروز حتی اگر حضور فیزیکی هم نداشته باشند خود این آرمان‌گرایی تأثیرش را می‌گذارد. بررسی و بازخوانی سوابق گذشته‌ی این حرکت نشان دهنده همان جنگ ناتمام است و نشان می‌دهد که چگونه دفاع‌مقدس ما در تمام این سال‌ها ادامه داشته است. اگر روزی نماد مقاومت در برابر امپریالیسم جهانی چه‌گوارا و گریواس بودند، امروز نماد مقاومت اسلامی و آرمان‌گری اسلامی در قالب شخصیتی به نام سردار سلیمانی و سید حسن نصرالله وجود دارد.

 


پی‌نوشت:

[۱] کدآمایی

[۲] Khamenei.ir

[۳] باشگاه استراتژیست‌های جوان

[۴] باشگاه استراتژیست‌های جوان

 

[button color=”orange” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” size=”big” align=”center” link=”http://dl.ystc.ir/hvb/1394/9/10055/Ostad_hasan_abbasi_dar_barnameh_asr.mp3″ radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-music” icon_color=”#ffffff”]دانلود صوت برنامه راز با حضور استاد حسن عباسی[/button]

[button color=”orange” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” size=”big” align=”center” link=”http://dl-abbasi.ir/Amir/1394/Video/Asr_940702.mp4″ radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-play” icon_color=”#ffffff”]دانلود فیلم برنامه راز با حضور استاد حسن عباسی[/button]

 

دسته‌ها
پرونده ویژه

جنگ مذهبی سی‌ساله جدید

[vc_row][vc_column width=”1/3″][vc_column_text css_animation=”left-to-right”] [box type=”custom” bgimg=”http://dl.ystc.ir/hvb/1394/9/10055/Ostad.jpg” bg=”#” color=”#ffffff” border=”#” radius=”4″]

ما درگیر یک پدیده‌ای به نام جنگ مذهبی سی‌ساله شده‌ایم. جنگ مذهبی در اروپا در ۱۶۱۸ آغاز شد و به مدت سی‌سال تا ۱۶۴۸ بلایی بر سر مردم اروپا و مسیحیت آورد که پس از پایان این جنگ برای همیشه مردم دین را کنار گذاشتند؛ آنچه که امروز غربی‌ها در منطقه ما دنبال می کنند دقیقا همان جنگ مذهبی سی‌ساله‌ای است که در اروپا به تبع اتفاقاتی که در عید سن بارتلمی در فرانسه اتفاق افتاد، ایجاد شد و تمام اروپا را دچار یک طاعون سیاه کرد. غرب سرزمین سوخته‌ای را در منطقه ما می‌خواهند که در آن جمعیت و زیرساخت‌ها نابود شده باشد و همان‌طور که در اروپا دین به زاویه رانده شد و کلیسا به امری شخصی تبدیل شد، در این منطقه هم نسل بعد اسلام را به کناری بگذارد و آن را محصور در اماکن مذهبی داشته باشند.

استاد حسن عباسی در برنامه عصر

[/box] [/vc_column_text][/vc_column][vc_column width=”2/3″][vc_column_text css_animation=”right-to-left”]

[box type=”custom” bgimg=”http://dl.ystc.ir/hvb/1394/9/10055/leader.jpg” bg=”#” color=”#ffffff” border=”#” radius=”4″]

یک مسأله‌ی دیگر این است که در تاریخ تحریف صورت گرفته، یا به تعبیر درست‌تر باید گفت که از تاریخ سوء استفاده شده است. حوادث عالم، واقع شده است. آنچه را که واقع شده است، نمی‌شود عوض کرد؛ اما در جهت استفاده‌های گوناگون – که حالا این استفاده‌ها هم طیف عظیم و وسیعی را درست می‌کند – آمدند بخشی از این واقعیت‌ها را حذف کردند و نگذاشتند به گوش کسی برسد؛ بخشی را رنگ و لعاب دادند و یک خرده پُررنگ کردند؛ بخشی را اصلاً خلق کردند که وجود نداشته است؛ که البته شما نمونه‌هایش را در تاریخ اسلام خودمان سراغ دارید و موارد زیادی را می دانید؛ در تاریخ جهان هم هست، در تاریخ امروز هم هست. مثلاً وقتی در باب تعصبات مذهبی صحبت می‌شود، چند درصد از مردم ایران، بلکه چند درصد از مردم خود اروپا خبر دارند که یک روز بر اساس تعصبات مذهبی، کشتار خونینی – که به کشتار «سن‌بارتلمی» معروف است – در شهر پاریس انجام گرفت و هزاران نفر را در یک شب کشتند؟این یک حادثه‌ی مذهبی است؛ یعنی جنگ بین پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها بوده است. در آن زمان حکام فرانسه کاتولیک بودند؛ اما شازده‌یی از خودشان – که از سلسله‌ی «والوا» بود – اتفاقاً پروتستان شده بود. ملکه‌ی فرانسه – یعنی «کاترین دومدیسی» – با صدراعظمش که یک کشیش بود و کاردینال «ریشلیو» نام داشت، نشستند تصمیم‌گیری کردند و یک شب تا صبح هزاران نفر را در شهر پاریس کشتند؛ فقط برای تعصب مذهبی! الان چند درصد از مردم فرانسه از این قضیه خبر دارند؟ این قطعه اصلاً از تاریخ حذف شده است؛ نمی‌گذارند در دنیا منعکس بشود. از مردم ما چه‌قدر خبر دارند؟ امروز شما ببینید اروپا چه قدر کسانی یا کشورهایی – از جمله جمهوری اسلامی – را به داشتن تعصب مذهبی شماتت می‌کند؛ اما این حادثه را از تاریخ حذف کرده‌اند! این سوء استفاده‌ی از تاریخ است.

امام خامنه‌ای / ۸ بهمن ۱۳۷۰

[/box]

[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][/vc_column][/vc_row][vc_row css=”.vc_custom_1451424124253{margin: -5px !important;border: 1px solid #dddddd !important;}”][vc_column css=”.vc_custom_1477749870519{margin: 0px !important;border-width: 0px !important;padding: 0px !important;}”][vc_single_image source=”external_link” external_img_size=”full” alignment=”center” onclick=”custom_link” img_link_target=”_blank” custom_src=”http://dl.ystc.ir/hvb/1394/9/10055/Base Theory Resized.jpg” link=”http://dl.ystc.ir/hvb/1394/9/10055/Base Theory.jpg” css=”.vc_custom_1477749788953{margin: 0px !important;border-width: 0px !important;padding: 0px !important;}”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_raw_html]JTNDZGl2JTIwc3R5bGUlM0QlMjItbW96LWJvcmRlci1yYWRpdXMlM0ElMjAxNXB4JTNCJTIwYm9yZGVyLXJhZGl1cyUzQSUyMDE1cHglM0JiYWNrZ3JvdW5kLWNvbG9yJTNBJTIzJTNCYmFja2dyb3VuZC1pbWFnZSUzQXVybCUyOGh0dHAlM0ElMkYlMkZkbC55c3RjLmlyJTJGaHZiJTJGMTM5NCUyRjklMkYxMDA1NSUyRk5ldyUyNTIwdGhpcnR5JTI1MjB5ZWFycyUyNTIwd2FyJTI1MjBib29rJTI1MjBBRFMuanBnJTI5JTNCY29sb3IlM0ElMjNmZmZmZmYlM0JoZWlnaHQlM0ExNjBweCUzQiUwQXBhZGRpbmclM0ElMjAyMHB4JTNCJTIyJTNFJTBBJTNDaDElMjBzdHlsZSUzRCUyMnRleHQtYWxpZ24lM0FsZWZ0JTIyJTNFJTNDYSUyMGhyZWYlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGeXN0Yy5pciUyRiUyNURBJTI1QTklMjVEOCUyNUFBJTI1RDglMjVBNyUyNUQ4JTI1QTgtJTI1RDglMjVBQyUyNUQ5JTI1ODYlMjVEQSUyNUFGLSUyNUQ5JTI1ODUlMjVEOCUyNUIwJTI1RDklMjU4NyUyNUQ4JTI1QTglMjVEQiUyNThDLSUyNUQ4JTI1QjMlMjVEQiUyNThDLSUyNUQ4JTI1QjMlMjVEOCUyNUE3JTI1RDklMjU4NCUyNUQ5JTI1ODctJTI1RDglMjVBQyUyNUQ4JTI1QUYlMjVEQiUyNThDJTI1RDglMjVBRi0lMjVEOSUyNTg1JTI1RDklMjU4NiUyNUQ4JTI1QUElMjVEOCUyNUI0JTI1RDglMjVCMS0lMjVEOCUyNUI0JTI1RDglMjVBRiUyRiUyMiUzRSUzQ3NwYW4lMjBzdHlsZSUzRCUyMmNvbG9yJTNBJTIzRkYwMDAwJTIyJTNFJUQ5JTg1JUQ4JUFDJUQ5JTg0JUQ4JUFGJTIwJUQ4JUFDJUQ5JTg2JURBJUFGJTIwJUQ5JTg1JUQ4JUIwJUQ5JTg3JUQ4JUE4JURCJThDJTIwJUQ4JUIzJURCJThDJTIwJUQ4JUIzJUQ4JUE3JUQ5JTg0JUQ5JTg3JTIwJUQ4JUFDJUQ4JUFGJURCJThDJUQ4JUFGJTNDJTJGc3BhbiUzRSUzQyUyRmElM0UlM0MlMkZoMSUzRSUwQSUwQSUzQ2gyJTIwc3R5bGUlM0QlMjJ0ZXh0LWFsaWduJTNBbGVmdCUyMiUzRSUzQ2ElMjBocmVmJTNEJTIyaHR0cCUzQSUyRiUyRnlzdGMuaXIlMkYlMjVEQSUyNUE5JTI1RDglMjVBQSUyNUQ4JTI1QTclMjVEOCUyNUE4LSUyNUQ4JTI1QUMlMjVEOSUyNTg2JTI1REElMjVBRi0lMjVEOSUyNTg1JTI1RDglMjVCMCUyNUQ5JTI1ODclMjVEOCUyNUE4JTI1REIlMjU4Qy0lMjVEOCUyNUIzJTI1REIlMjU4Qy0lMjVEOCUyNUIzJTI1RDglMjVBNyUyNUQ5JTI1ODQlMjVEOSUyNTg3LSUyNUQ4JTI1QUMlMjVEOCUyNUFGJTI1REIlMjU4QyUyNUQ4JTI1QUYtJTI1RDklMjU4NSUyNUQ5JTI1ODYlMjVEOCUyNUFBJTI1RDglMjVCNCUyNUQ4JTI1QjEtJTI1RDglMjVCNCUyNUQ4JTI1QUYlMkYlMjIlM0UlM0NzcGFuJTIwc3R5bGUlM0QlMjJjb2xvciUzQSUyM0ZGMDAwMCUyMiUzRSVEOCVBRiVEOCVCMSUyMCVEOCVCMyVEOSU4NyUyMCVEOSU4MSVEOCVCNSVEOSU4NCUzQSUyMCVEOCVBQyVEOSU4NiVEQSVBRiUyMCVEOSU4NSVEOCVCMCVEOSU4NyVEOCVBOCVEQiU4QyUyMCVEOCVCMyVEQiU4QyUyMCVEOCVCMyVEOCVBNyVEOSU4NCVEOSU4NyUyMCVEOSU4MiVEOCVBRiVEQiU4QyVEOSU4NSUyNm5ic3AlM0IlN0MlMjAlRDglQUMlRDklODYlREElQUYlMjAlRDklODUlRDglQjAlRDklODclRDglQTglREIlOEMlMjAlRDglQjMlREIlOEMlMjAlRDglQjMlRDglQTclRDklODQlRDklODclMjAlRDglQUMlRDglQUYlREIlOEMlRDglQUYlMjAlN0MlMjAlREElQTklRDglQUElRDglQTclRDglQTglMjZ6d25qJTNCJUQ4JUI0JUQ5JTg2JUQ4JUE3JUQ4JUIzJURCJThDJUQ4JThDJTIwJUQ5JTgxJURCJThDJUQ5JTg0JUQ5JTg1JTI2enduaiUzQiVEOCVCNCVEOSU4NiVEOCVBNyVEOCVCMyVEQiU4QyUyMCVEOSU4OCUyMCVEOCVBQSVEOCVCNSVEOCVBNyVEOSU4OCVEQiU4QyVEOCVCMSUzQyUyRnNwYW4lM0UlM0MlMkZhJTNFJTNDJTJGaDIlM0UlMEElMEElM0NoMiUyMHN0eWxlJTNEJTIydGV4dC1hbGlnbiUzQWxlZnQlMjIlM0UlM0NhJTIwaHJlZiUzRCUyMmh0dHAlM0ElMkYlMkZ5c3RjLmlyJTJGJTI1REElMjVBOSUyNUQ4JTI1QUElMjVEOCUyNUE3JTI1RDglMjVBOC0lMjVEOCUyNUFDJTI1RDklMjU4NiUyNURBJTI1QUYtJTI1RDklMjU4NSUyNUQ4JTI1QjAlMjVEOSUyNTg3JTI1RDglMjVBOCUyNURCJTI1OEMtJTI1RDglMjVCMyUyNURCJTI1OEMtJTI1RDglMjVCMyUyNUQ4JTI1QTclMjVEOSUyNTg0JTI1RDklMjU4Ny0lMjVEOCUyNUFDJTI1RDglMjVBRiUyNURCJTI1OEMlMjVEOCUyNUFGLSUyNUQ5JTI1ODUlMjVEOSUyNTg2JTI1RDglMjVBQSUyNUQ4JTI1QjQlMjVEOCUyNUIxLSUyNUQ4JTI1QjQlMjVEOCUyNUFGJTJGJTIyJTNFJTNDc3BhbiUyMHN0eWxlJTNEJTIyY29sb3IlM0ElMjNGRjAwMDAlMjIlM0UlRDglQUQlRDglQTclRDklODglREIlOEMlMjAlRDglQUElRDklODUlRDglQTclRDklODUlMjAlRDklODUlRDglQjclRDglQTclRDklODQlRDglQTglMjAlRDklQkUlRDglQjElRDklODglRDklODYlRDglQUYlRDklODclMjAlRDklODglREIlOEMlREElOTglRDklODclMjAlRDglQjMlRDglQTclREIlOEMlRDglQUElM0MlMkZzcGFuJTNFJTNDJTJGYSUzRSUzQyUyRmgyJTNFJTBBJTBBJTNDaDIlMjBzdHlsZSUzRCUyMnRleHQtYWxpZ24lM0FsZWZ0JTIyJTNFJTNDYSUyMGhyZWYlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGeXN0Yy5pciUyRiUyNURBJTI1QTklMjVEOCUyNUFBJTI1RDglMjVBNyUyNUQ4JTI1QTgtJTI1RDglMjVBQyUyNUQ5JTI1ODYlMjVEQSUyNUFGLSUyNUQ5JTI1ODUlMjVEOCUyNUIwJTI1RDklMjU4NyUyNUQ4JTI1QTglMjVEQiUyNThDLSUyNUQ4JTI1QjMlMjVEQiUyNThDLSUyNUQ4JTI1QjMlMjVEOCUyNUE3JTI1RDklMjU4NCUyNUQ5JTI1ODctJTI1RDglMjVBQyUyNUQ4JTI1QUYlMjVEQiUyNThDJTI1RDglMjVBRi0lMjVEOSUyNTg1JTI1RDklMjU4NiUyNUQ4JTI1QUElMjVEOCUyNUI0JTI1RDglMjVCMS0lMjVEOCUyNUI0JTI1RDglMjVBRiUyRiUyMiUzRSUzQ3NwYW4lMjBzdHlsZSUzRCUyMmNvbG9yJTNBJTIzRkYwMDAwJTIyJTNFJUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJUQ4JUE3JUQ4JUIzJUQ4JUFBJTIwJURBJTg2JUQ5JTg3JUQ4JUE3JUQ4JUIxJUQ5JTg1JTNDJTJGc3BhbiUzRSUzQyUyRmElM0UlM0MlMkZoMiUzRSUwQSUwQSUzQ2RpdiUzRSUyNm5ic3AlM0IlM0MlMkZkaXYlM0UlMEElM0MlMkZkaXYlM0UlMEE=[/vc_raw_html][vc_empty_space height=”20px”][vc_tta_tabs style=”flat” spacing=”5″ alignment=”center” active_section=”1″][vc_tta_section i_icon_fontawesome=”fa fa-plane” title=”جنگ مذهبی سی ساله جدید” tab_id=”SecondTab” add_icon=”true”][vc_basic_grid post_type=”post” max_items=”20″ gap=”15″ item=”mediaGrid_HorizontalFlipWithFade” grid_id=”vc_gid:1485626575534-7481f2c5-9b62-10″ taxonomies=”2936″][/vc_tta_section][vc_tta_section i_icon_fontawesome=”fa fa-fire” title=”جنگ مذهبی سی ساله قدیم” tab_id=”FirstTab” add_icon=”true”][vc_basic_grid post_type=”post” max_items=”20″ gap=”15″ item=”mediaGrid_HorizontalFlipWithFade” grid_id=”vc_gid:1485626575535-2a7e79d6-d16e-3″ taxonomies=”2935″][/vc_tta_section][/vc_tta_tabs][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_raw_html] JTNDZGl2JTIwc3R5bGUlM0QlMjItbW96LWJvcmRlci1yYWRpdXMlM0ElMjA0cHglM0IlMjBib3JkZXItcmFkaXVzJTNBJTIwNHB4JTNCYmFja2dyb3VuZC1jb2xvciUzQSUyMyUzQmJhY2tncm91bmQtaW1hZ2UlM0F1cmwlMjhodHRwJTNBJTJGJTJGZGwueXN0Yy5pciUyRmh2YiUyRjEzOTQlMkY5JTJGMTAwNTUlMkZCYXJuYW1laF9Bc3IuanBnJTI5JTNCY29sb3IlM0ElMjNmZmZmZmYlM0JoZWlnaHQlM0ExNTBweCUzQiUwQXBhZGRpbmclM0ElMjAyMHB4JTNCJTIyJTNFJTBBJTNDYSUyMGhyZWYlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGeXN0Yy5pciUyRiUyNUQ5JTI1ODUlMjVEOCUyNUFBJTI1RDklMjU4Ni0lMjVEOCUyNUIzJTI1RDglMjVBRSUyNUQ5JTI1ODYlMjVEOCUyNUE3JTI1RDklMjU4Ni0lMjVEOCUyNUE3JTI1RDglMjVCMyUyNUQ4JTI1QUElMjVEOCUyNUE3JTI1RDglMjVBRi0lMjVEOCUyNUFEJTI1RDglMjVCMyUyNUQ5JTI1ODYtJTI1RDglMjVCOSUyNUQ4JTI1QTglMjVEOCUyNUE3JTI1RDglMjVCMyUyNURCJTI1OEMtJTI1RDglMjVBRiUyNUQ4JTI1QjEtJTI1RDglMjVBOCUyNUQ4JTI1QjElMjVEOSUyNTg2JTI1RDglMjVBNyUyNUQ5JTI1ODUlMjVEOSUyNTg3LSUyNUQ4JTI1QjklMjVEOCUyNUI1JTI1RDglMjVCMSUyRiUyMiUzRSUzQ2gxJTNFJTNDc3BhbiUyMHN0eWxlJTNEJTIyY29sb3IlM0ElMjAlMjNmZmZmZmYlM0IlMjIlM0UlRDglQTglRDglQjElRDklODYlRDglQTclRDklODUlRDklODclMjAlRDglQjklRDglQjUlRDglQjElMjAlRDglQTglRDglQTclMjAlRDglQUQlRDglQjYlRDklODglRDglQjElMjAlRDglQTclRDglQjMlRDglQUElRDglQTclRDglQUYlMjAlRDglQUQlRDglQjMlRDklODYlMjAlRDglQjklRDglQTglRDglQTclRDglQjMlREIlOEMlM0MlMkZzcGFuJTNFJTNDJTJGaDElM0UlM0MlMkZhJTNFJTBBJTNDYSUyMGhyZWYlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGeXN0Yy5pciUyRiUyNUQ5JTI1ODUlMjVEOCUyNUFBJTI1RDklMjU4Ni0lMjVEOCUyNUIzJTI1RDglMjVBRSUyNUQ5JTI1ODYlMjVEOCUyNUE3JTI1RDklMjU4Ni0lMjVEOCUyNUE3JTI1RDglMjVCMyUyNUQ4JTI1QUElMjVEOCUyNUE3JTI1RDglMjVBRi0lMjVEOCUyNUFEJTI1RDglMjVCMyUyNUQ5JTI1ODYtJTI1RDglMjVCOSUyNUQ4JTI1QTglMjVEOCUyNUE3JTI1RDglMjVCMyUyNURCJTI1OEMtJTI1RDglMjVBRiUyNUQ4JTI1QjEtJTI1RDglMjVBOCUyNUQ4JTI1QjElMjVEOSUyNTg2JTI1RDglMjVBNyUyNUQ5JTI1ODUlMjVEOSUyNTg3LSUyNUQ4JTI1QjklMjVEOCUyNUI1JTI1RDglMjVCMSUyRiUyMiUzRSUzQ2gzJTNFJTNDc3BhbiUyMHN0eWxlJTNEJTIyY29sb3IlM0ElMjAlMjNmZmZmZmYlM0IlMjIlM0UlRDglQUElRDglQTglREIlOEMlREIlOEMlRDklODYlMjAlRDglQTclRDglQjMlRDglQUElRDglQjElRDglQTclRDglQUElREElOTglREIlOEMlMjAlRDglQkElRDglQjElRDglQTglMjAlRDglQUYlRDglQjElMjAlRDglQTclRDglQjMlRDglQUElRDklODElRDglQTclRDglQUYlRDklODclMjAlRDglQTclRDglQjIlMjAlRDglQUMlRDklODYlREElQUYlMjAlRDklODYlRDglQTclRDglQUElRDklODUlRDglQTclRDklODUlMjAlRDglQjUlRDglQUYlRDglQjElMjAlRDglQTclRDglQjMlRDklODQlRDglQTclRDklODUlMjAlRDglQTglRDklODclMjAlRDglQjklRDklODYlRDklODglRDglQTclRDklODYlMjAlRDglQTglRDglQjMlRDglQUElRDglQjElMjAlRDglQUMlRDklODYlREElQUYlRTIlODAlOEMlRDklODclRDglQTclREIlOEMlMjAlRDklODUlRDglQjAlRDklODclRDglQTglREIlOEMlMjAlRDglQjMlREIlOEMlRTIlODAlOEMlRDglQjMlRDglQTclRDklODQlRDklODclMjAlRDglQUMlRDglQUYlREIlOEMlRDglQUYlMjAlRDglQUYlRDglQjElMjAlRDglQkElRDglQjElRDglQTglMjAlRDglQTIlRDglQjMlREIlOEMlRDglQTclM0MlMkZzcGFuJTNFJTNDJTJGaDMlM0UlM0MlMkZhJTNFJTBBJTNDYSUyMGhyZWYlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGZGwtYWJiYXNpLmlyJTJGQW1pciUyRjEzOTQlMkZWaWRlbyUyRkFzcl85NDA3MDIubXA0JTIyJTNFJTNDaW1nJTIwY2xhc3MlM0QlMjJhbGlnbmxlZnQlMjIlMjBzcmMlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGZGwueXN0Yy5pciUyRmh2YiUyRjEzOTQlMkY5JTJGMTAwNTUlMkZGaWxtLnBuZyUyMiUyMGFsdCUzRCUyMiUyMiUyMHdpZHRoJTNEJTIyNzUlMjIlMjBoZWlnaHQlM0QlMjI3NSUyMiUyMCUyRiUzRSUzQyUyRmElM0UlM0NhJTIwaHJlZiUzRCUyMmh0dHAlM0ElMkYlMkZkbC55c3RjLmlyJTJGaHZiJTJGMTM5NCUyRjklMkYxMDA1NSUyRk9zdGFkX2hhc2FuX2FiYmFzaV9kYXJfYmFybmFtZWhfYXNyLm1wMyUyMiUzRSUzQ2ltZyUyMGNsYXNzJTNEJTIyYWxpZ25sZWZ0JTIyJTIwc3JjJTNEJTIyaHR0cCUzQSUyRiUyRmRsLnlzdGMuaXIlMkZodmIlMkYxMzk0JTJGOSUyRjEwMDU1JTJGU291bmQucG5nJTIyJTIwYWx0JTNEJTIyJTIyJTIwd2lkdGglM0QlMjI3NSUyMiUyMGhlaWdodCUzRCUyMjc1JTIyJTIwJTJGJTNFJTNDJTJGYSUzRSUzQ2ElMjBocmVmJTNEJTIyaHR0cCUzQSUyRiUyRnlzdGMuaXIlMkYlMjVkOSUyNTg1JTI1ZDglMjVhYSUyNWQ5JTI1ODYtJTI1ZDglMjViMyUyNWQ4JTI1YWUlMjVkOSUyNTg2JTI1ZDglMjVhNyUyNWQ5JTI1ODYtJTI1ZDglMjVhNyUyNWQ4JTI1YjMlMjVkOCUyNWFhJTI1ZDglMjVhNyUyNWQ4JTI1YWYtJTI1ZDglMjVhZCUyNWQ4JTI1YjMlMjVkOSUyNTg2LSUyNWQ4JTI1YjklMjVkOCUyNWE4JTI1ZDglMjVhNyUyNWQ4JTI1YjMlMjVkYiUyNThjLSUyNWQ4JTI1YWYlMjVkOCUyNWIxLSUyNWQ4JTI1YTglMjVkOCUyNWIxJTI1ZDklMjU4NiUyNWQ4JTI1YTclMjVkOSUyNTg1JTI1ZDklMjU4Ny0lMjVkOCUyNWI5JTI1ZDglMjViNSUyNWQ4JTI1YjElMkYlMjIlM0UlM0NpbWclMjBjbGFzcyUzRCUyMmFsaWdubGVmdCUyMiUyMHNyYyUzRCUyMmh0dHAlM0ElMkYlMkZkbC55c3RjLmlyJTJGaHZiJTJGMTM5NCUyRjklMkYxMDA1NSUyRlRleHQucG5nJTIyJTIwYWx0JTNEJTIyJTIyJTIwd2lkdGglM0QlMjI3NSUyMiUyMGhlaWdodCUzRCUyMjc1JTIyJTIwJTJGJTNFJTNDJTJGYSUzRSUwQSUwQSUyNm5ic3AlM0IlMEElMEElMjZuYnNwJTNCJTBBJTBBJTI2bmJzcCUzQiUwQSUwQSUyNm5ic3AlM0IlMEElMEElM0NkaXYlM0U= [/vc_raw_html][vc_empty_space height=”20px”][vc_raw_html]JTNDZGl2JTIwc3R5bGUlM0QlMjItbW96LWJvcmRlci1yYWRpdXMlM0ElMjA0cHglM0IlMjBib3JkZXItcmFkaXVzJTNBJTIwNHB4JTNCYmFja2dyb3VuZC1jb2xvciUzQSUyMyUzQmJhY2tncm91bmQtaW1hZ2UlM0F1cmwlMjhodHRwJTNBJTJGJTJGZGwueXN0Yy5pciUyRmh2YiUyRjEzOTQlMkY5JTJGMTAwNTUlMkZLb2xiZWguanBnJTI5JTNCY29sb3IlM0ElMjNmZmZmZmYlM0JoZWlnaHQlM0ExNTBweCUzQiUwQXBhZGRpbmclM0ElMjAyMHB4JTNCJTIyJTNFJTBBJTNDYSUyMGhyZWYlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGd3d3LmtvbGJlaC1rZXJhbWF0LmlyJTJGaW5kZXgucGhwJTJGc2Vzc2lvbi1saXN0LWhvbWUlMkY0MjYtamFsYXNlLTQyNiUyMiUzRSUzQ2gxJTNFJTNDc3BhbiUyMHN0eWxlJTNEJTIyY29sb3IlM0ElMjAlMjNmZmZmZmYlM0IlMjIlM0UlRDglQUMlRDklODQlRDglQjMlRDklODclMjA0MjYlMjAlREElQTklRDklODQlRDglQTglRDklODclMjAlREElQTklRDglQjElRDglQTclRDklODUlRDglQUElM0MlMkZzcGFuJTNFJTNDJTJGaDElM0UlM0MlMkZhJTNFJTBBJTNDYSUyMGhyZWYlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGd3d3LmtvbGJlaC1rZXJhbWF0LmlyJTJGaW5kZXgucGhwJTJGc2Vzc2lvbi1saXN0LWhvbWUlMkY0MjYtamFsYXNlLTQyNiUyMiUzRSUzQ2gzJTNFJTNDc3BhbiUyMHN0eWxlJTNEJTIyY29sb3IlM0ElMjAlMjNmZmZmZmYlM0IlMjIlM0UlRDglQUMlRDklODYlREElQUYlMjAlRDglQUMlRDklODclRDglQTclRDklODYlREIlOEMlMjAlREElODYlRDklODclRDglQTclRDglQjElRDklODUlMjg1JTI5LSVEOCVCNSVEOSU4NyVEQiU4QyVEOSU4OCVEOSU4NiVEQiU4QyVEOCVCMyVEOCVBQSVFMiU4MCU4QyVEOSU4NyVEOCVBNyVEQiU4QyUyMCVEOSU4NSVEOCVCMyVEOSU4NCVEOSU4NSVEOCVBNyVEOSU4NiUzQyUyRnNwYW4lM0UlM0MlMkZoMyUzRSUzQyUyRmElM0UlMEElM0NhJTIwaHJlZiUzRCUyMmh0dHAlM0ElMkYlMkZrb2xiZWhrZXJhbWF0Lm9yZyUyRnZpZGVvJTJGbnElMkY0MjYubXA0JTIyJTNFJTNDaW1nJTIwY2xhc3MlM0QlMjJhbGlnbmxlZnQlMjIlMjBzcmMlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGZGwueXN0Yy5pciUyRmh2YiUyRjEzOTQlMkY5JTJGMTAwNTUlMkZGaWxtLnBuZyUyMiUyMGFsdCUzRCUyMiUyMiUyMHdpZHRoJTNEJTIyNzUlMjIlMjBoZWlnaHQlM0QlMjI3NSUyMiUyMCUyRiUzRSUzQyUyRmElM0UlM0NhJTIwaHJlZiUzRCUyMmh0dHAlM0ElMkYlMkZkbC55c3RjLmlyJTJGaHZiJTJGMTM5NCUyRjklMkYxMDA1NSUyRjQyNiUyMFBsYXRzLnJhciUyMiUzRSUzQ2ltZyUyMGNsYXNzJTNEJTIyYWxpZ25sZWZ0JTIyJTIwc3JjJTNEJTIyaHR0cCUzQSUyRiUyRmRsLnlzdGMuaXIlMkZodmIlMkYxMzk0JTJGOSUyRjEwMDU1JTJGUGxhdHMucG5nJTIyJTIwYWx0JTNEJTIyJTIyJTIwd2lkdGglM0QlMjI3NSUyMiUyMGhlaWdodCUzRCUyMjc1JTIyJTIwJTJGJTNFJTNDJTJGYSUzRSUzQ2ElMjBocmVmJTNEJTIyaHR0cCUzQSUyRiUyRnlzdGMuaXIlMkYlMjVkOSUyNTg1JTI1ZDklMjU4MiUyNWQ4JTI1YTclMjVkOSUyNTg0JTI1ZDklMjU4Ny0lMjVkOCUyNWI0JTI1ZDklMjU4MSUyNWQ4JTI1YTclMjVkOSUyNTg3JTI1ZGIlMjU4Yy0lMjVkOCUyNWE3JTI1ZDglMjViMyUyNWQ4JTI1YWElMjVkOCUyNWE3JTI1ZDglMjVhZi0lMjVkOCUyNWFkJTI1ZDglMjViMyUyNWQ5JTI1ODYtJTI1ZDglMjViOSUyNWQ4JTI1YTglMjVkOCUyNWE3JTI1ZDglMjViMyUyNWRiJTI1OGMtJTI1ZDglMjVhYyUyNWQ5JTI1ODYlMjVkYSUyNWFmLSUyNWQ4JTI1YWMlMjVkOSUyNTg3JTI1ZDglMjVhNyUyNWQ5JTI1ODYlMjVkYiUyNThjLSUyNWRhJTI1ODYlMkYlMjIlM0UlM0NpbWclMjBjbGFzcyUzRCUyMmFsaWdubGVmdCUyMiUyMHNyYyUzRCUyMmh0dHAlM0ElMkYlMkZkbC55c3RjLmlyJTJGaHZiJTJGMTM5NCUyRjklMkYxMDA1NSUyRlRleHQucG5nJTIyJTIwYWx0JTNEJTIyJTIyJTIwd2lkdGglM0QlMjI3NSUyMiUyMGhlaWdodCUzRCUyMjc1JTIyJTIwJTJGJTNFJTNDJTJGYSUzRSUwQSUyNm5ic3AlM0IlMEElMEElMjZuYnNwJTNCJTBBJTBBJTI2bmJzcCUzQiUwQSUwQSUyNm5ic3AlM0IlMEElMEElM0NkaXYlM0U=[/vc_raw_html][vc_empty_space height=”20px”][vc_raw_html]JTNDZGl2JTIwc3R5bGUlM0QlMjItbW96LWJvcmRlci1yYWRpdXMlM0ElMjA0cHglM0IlMjBib3JkZXItcmFkaXVzJTNBJTIwNHB4JTNCYmFja2dyb3VuZC1jb2xvciUzQSUyMyUzQmJhY2tncm91bmQtaW1hZ2UlM0F1cmwlMjhodHRwJTNBJTJGJTJGZGwueXN0Yy5pciUyRmh2YiUyRjEzOTQlMkY5JTJGMTAwNTUlMkZLb2xiZWgxLmpwZyUyOSUzQmNvbG9yJTNBJTIzZmZmZmZmJTNCaGVpZ2h0JTNBMTUwcHglM0IlMEFwYWRkaW5nJTNBJTIwMjBweCUzQiUyMiUzRSUwQSUzQ2ElMjBocmVmJTNEJTIyaHR0cCUzQSUyRiUyRnd3dy5rb2xiZWgta2VyYW1hdC5pciUyRmluZGV4LnBocCUyRnNlc3Npb24tbGlzdCUyRjEwMDE3NC1qYWxhc2UtNTk4JTIyJTNFJTNDaDElM0UlM0NzcGFuJTIwc3R5bGUlM0QlMjJjb2xvciUzQSUyMCUyM2ZmZmZmZiUzQiUyMiUzRSVEOCVBQyVEOSU4NCVEOCVCMyVEOSU4NyUyMDU5OCUyMCVEQSVBOSVEOSU4NCVEOCVBOCVEOSU4NyUyMCVEQSVBOSVEOCVCMSVEOCVBNyVEOSU4NSVEOCVBQSUzQyUyRnNwYW4lM0UlM0MlMkZoMSUzRSUzQyUyRmElM0UlMEElM0NhJTIwaHJlZiUzRCUyMmh0dHAlM0ElMkYlMkZ3d3cua29sYmVoLWtlcmFtYXQuaXIlMkZpbmRleC5waHAlMkZzZXNzaW9uLWxpc3QlMkYxMDAxNzQtamFsYXNlLTU5OCUyMiUzRSUzQ2gzJTNFJTNDc3BhbiUyMHN0eWxlJTNEJTIyY29sb3IlM0ElMjAlMjNmZmZmZmYlM0IlMjIlM0UlRDglQUElRDglQTclRDglQjElREIlOEMlRDglQUUlMjAlRDglQjclRDglQjElRDglQUQlRTIlODAlOEMlRDglQjElREIlOEMlRDglQjIlREIlOEMlMjAlRDglQTclRDglQjMlRDglQUElRDglQjElRDglQTclRDglQUElREElOTglREIlOEMlREElQTklMjAlRDglQTclRDglQjMlRDklODQlRDglQTclRDklODUlMjgxMiUyOS0lRDglQjQlRDglQUMlRDglQjElRDklODclMjAlRDklODUlRDklODQlRDglQjklRDklODglRDklODYlM0MlMkZzcGFuJTNFJTNDJTJGaDMlM0UlM0MlMkZhJTNFJTBBJTNDYSUyMGhyZWYlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGa29sYmVoa2VyYW1hdC5vcmclMkZ2aWRlbyUyRm5xJTJGNTk4Lm1wNCUyMiUzRSUzQ2ltZyUyMGNsYXNzJTNEJTIyYWxpZ25sZWZ0JTIyJTIwc3JjJTNEJTIyaHR0cCUzQSUyRiUyRmRsLnlzdGMuaXIlMkZodmIlMkYxMzk0JTJGOSUyRjEwMDU1JTJGRmlsbS5wbmclMjIlMjBhbHQlM0QlMjIlMjIlMjB3aWR0aCUzRCUyMjc1JTIyJTIwaGVpZ2h0JTNEJTIyNzUlMjIlMjAlMkYlM0UlM0MlMkZhJTNFJTBBJTNDYSUyMGhyZWYlM0QlMjJodHRwJTNBJTJGJTJGZGwueXN0Yy5pciUyRmh2YiUyRjEzOTQlMkY5JTJGMTAwNTUlMkY1OTglMjBQbGF0cy56aXAlMjIlM0UlM0NpbWclMjBjbGFzcyUzRCUyMmFsaWdubGVmdCUyMiUyMHNyYyUzRCUyMmh0dHAlM0ElMkYlMkZkbC55c3RjLmlyJTJGaHZiJTJGMTM5NCUyRjklMkYxMDA1NSUyRlBsYXRzLnBuZyUyMiUyMGFsdCUzRCUyMiUyMiUyMHdpZHRoJTNEJTIyNzUlMjIlMjBoZWlnaHQlM0QlMjI3NSUyMiUyMCUyRiUzRSUzQyUyRmElM0UlMEElMEElMjZuYnNwJTNCJTBBJTBBJTI2bmJzcCUzQiUwQSUwQSUyNm5ic3AlM0IlMEElMEElMjZuYnNwJTNCJTBBJTBBJTNDZGl2JTNF[/vc_raw_html][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_text_separator title=”فیلم‌شناسی”][vc_empty_space height=”20px”][vc_masonry_media_grid style=”load-more” items_per_page=”6″ element_width=”2″ button_color=”turquoise” button_size=”sm” item=”masonryGrid_BlurOut” filter_size=”sm” include=”10273,10270,10267,10289,10291,10292,10493,11379″ grid_id=”vc_gid:1485626575536-a78004ef-1dd9-4″][vc_empty_space height=”20px”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_text_separator title=”کتاب‌شناسی”][vc_empty_space height=”20px”][vc_column_text]

کتاب «کشتار سن بارتلمی» + دانلود
کتاب «کشتار سن بارتلمی» + دانلود
کتاب «ملکه مارگو» + دانلود
کتاب «ملکه مارگو» + دانلود
کتاب «جنگ جهانی چهارم» +‌دانلود فصل اول
کتاب «جنگ جهانی چهارم» +‌دانلود فصل اول
World Order by Henry Kissinger + download
World Order by Henry Kissinger + download
The Thirty Years War Europe's Tragedy by Peter H. Wilson
The Thirty Years War Europe’s Tragedy by Peter H. Wilson
MATCHLOCKS TO FLINTLOCKS Warfare in Europe and Beyond 1500 1700 William Urban
MATCHLOCKS TO FLINTLOCKS Warfare in Europe and Beyond 1500 1700 William Urban
Frederick the Great A Military History By Dennis Showalter
Frederick the Great A Military History By Dennis Showalter
Wallenstein The Enigma of the Thirty Years War By Geoff Mortimer
Wallenstein The Enigma of the Thirty Years War By Geoff Mortimer
The Thirty Years War by Peter H. Wilson
The Thirty Years War by Peter H. Wilson
The Thirty Years' War By Geoffrey Parker
The Thirty Years’ War By Geoffrey Parker
The Thirty years War By Anthony Grafton
The Thirty years War By Anthony Grafton
The Thirty Years' War 1618-1648 By Richard Bonney
The Thirty Years’ War 1618-1648 By Richard Bonney
The Enemy at the Gate Habsburgs, Ottomans, and the Battle for Europe By Andrew Wheatcroft
The Enemy at the Gate Habsburgs, Ottomans, and the Battle for Europe By Andrew Wheatcroft

[/vc_column_text][vc_empty_space height=”20px”][/vc_column][/vc_row]

دسته‌ها
برگزیده تحلیل رسانه سینمای استراتژیک فیلم

سینمای دینی (۲)؛ «شیار ۱۴۳» از نگاهی متفاوت

چندی پیش فیلمی به اکران عمومی درآمد که بسیار مورد توجه مردم بود. از زمان جشنواره که موفق به دریافت سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مخاطب شد، تا اکران‌های متعدد دانشجویی و تا اکران عمومی امسال. به راستی چرا این فیلم تا این اندازه مورد استقبال مردم واقع شد؟

دسته‌ها
تحلیلی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مقالات

نگاه حسی و عقلی به زن

یکی از مسائل ریشه‌ای و مبنایی در مقایسه‌ی نگاه اسلام و غرب به مسائل اجتماعی اصالت نگاه حسی غرب و اصالت نگاه عقلی اسلام است. در حدود ۳۰۰ آیه از آیات قرآن دعوت به عقلانیت و حاکمیت عقل در مناسبات فردی و اجتماعی است. درصورتی‌که در غرب کسانی مثل دیوید هیوم، فروید، بیکن، استوارت میل و … معتقدند که در انسان عقل «برده» و «در خدمت غریزه» است. اهداف انسان‌ها همواره غریزی است. این ابزار است که گاهی عقلانی می‌شود. یعنی نگاه به عقلانیت، عقلانیت ابزاری است. در غرب چندین جریان حس گرا وجود دارند و قدرتمندترین جریان عقل‌گرای مقابل آن‌ها ایده‌آلیسم هگل بود که عملاً در مقابل جریان‌های حس گرا دوامی نیاورد و در غرب امروز حس‌گرایی رایج‌تر است. [۱]