دسته‌ها
برگزیده تحلیل رسانه سریال سینمای استراتژیک

مدیریت بحران در دموکراسی آمریکایی؛ بررسی سریال Designated Survivor

مقدمه

همگی به یاد داریم که ۸ شهریور ۱۳۶۰ طی یک انفجار در دفتر نخست وزیری ایران عمده مسئولین بلندپایه حکومت به شهادت رسیدند و کشور به‌یک‌باره عمده مسئولین خود از جمله رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر را از دست داد، حال فرض کنید این اتفاق در حجم گسترده‌تری به شکلی که به‌یک‌باره همه‌ی مسئولین از دست بروند، اتفاق یبفتد. چنین ایده‌ای بستر خط تعلیق اصلی سریال «Designated Survivor» است.

دسته‌ها
انتقادی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

خطاب به یکی از تفاله‌های جریان غرب‌پرست؛ محسن رنانی

لیبرال‌های ایرانی که بعضی اوقات ادعا می‌کنند مسلمان هم هستند، در ۴۰ سال گذشته تنها راه‌کار اصلاح اقتصاد کشور را در ایجاد ارتباط با غرب می‌دانستند. این را کسانی که در سر بحث کلاس‌های این افراد به‌اصطلاح استاد در دانشگاه‌ها نشسته‌اند به‌خوبی می‌دانند. عموم جامعه هم با پی‌گیری نوشته‌ها و گفته‌های این افراد در رسانه‌ها متوجه این زاویه‌ی فکری می‌شوند. همین افراد بودند که با کوس ما نمی‌توانیم، ضرورت ایجاد برجام را به جامعه تحمیل کردند؛ و الان هم که برجام به شکست رسیده است، جز سکوت کاری نمی‌کنند!

هر اشکال و ایرادی که امروز در معیشت جامعه وجود دارد، به استادان اقتصاد برمی‌گردد. چون تمام مسئولیت‌های اقتصادی کلان کشور در همیشه به عهده‌ی استادان اقتصاد بوده است؛ اما و هربار که صحبت کرده‌اند به جای این‌که برای حل معضل‌های معیشتی راه‌کار بدهند، طلب‌کار سیاست و فرهنگ و حتی دین هستند. اما مردم بدانید که ما در ۴۰ سال گذشته پیش‌رفت‌های بسیار زیادی داشته‌ایم که با دوران قبل از آن قابل مقایسه نیست؛ البته مشکلاتی هم وجود دارد که به دلیل حضور تفاله‌های جریان غرب‌پرست در مسیر علمی و اجرایی کشور حل آن مشکلات با مانع روبه‌رو خواهد بود.

  1. اگر در ۴۰ سال گذشته اقتصاد ما نفتی مانده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  2. اگر در ۴۰ سال گذشته اقتصاد ما ربوی مانده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  3. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما بیکاری مانده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  4. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما تورم ریشه کرده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  5. اگر در ۴۰ سال گذشته اقتصاد ما ضعیف‌ شده و تولید از بین رفته است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  6. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما برخی کارخانه‌ها ورشکست شده‌اند، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  7. اگر در ۴۰ سال گذشته اقتصاد ما در رکود مانده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  8. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما ارزش_ریال از بین رفته است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  9. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما اختلاف_طبقاتی بیشتر شده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  10. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما وابستگی بیشتر شده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  11. اگر در ۴۰ سال گذشته خام‌فروشی بیشتر شده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  12. اگر در ۴۰ سال گذشته هر بنجلی را با واردات به کشور آورده‌ایم، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…

مردم هرچه فریاد دارید بر سر اقتصادخوانده‌های دانشگاه بزنید؛ همین‌ها بوده‌اند که در ۴۰ سال گذشته در رأس مسئولیت‌های کلان و حساس اقتصادی حضور داشته‌اند و دائم حرف از وابستگی زده‌اند.

محسن رنانی، علی طیب‌نیا، شمس‌الدین حسینی، محمود بهمنی، جمشید پژویان و تمام کسانی‌که در این سال‌ها هم استاد اقتصاد بوده‌اید و هم مسئول حکومتی، لطفاً تدریس اقتصاد را تعطیل کنید و به خانه‌هایتان بازگردید….

 

بیانات رهبری در دیدار با نخبگان؛ امروز (چهارشنبه، ۲۶ مهر ۱۳۹۶):

«یک عدّه‌ای از غرب‌زده‌ها، از صد سال پیش تبلیغ کردند که اگر میخواهید کشورتان پیشرفته بشود و ایران جلو بیفتد، بایستی بروید در ذیل غرب تعریف بشوید ــ غرب‌زدگی؛ همان تعبیر غرب‌زدگی که مرحوم آل‌احمد مطرح کرد و نوشت ــ این فکرِ غلطی بود؛ حالا در مورد بعضی از آن کسانی که این فکر را القا میکردند، خائنانه هم بود، [امّا] بعضی خائنانه نبود، جاهلانه بود. امروز هم هنوز کسانی از دنباله‌های آنها ــ و باید گفت تفاله‌های آنها ــ همین فکرها را ترویج می‌کنند که ‹ما در ذیل غرب بایستی پیشرفت کنیم›. نه، پنجاه سال کشور در زمان دوران پهلوی در ذیل غرب زندگی کرد؛ پنجاه سال! یک مدّتی در آن اواسطِ رضاخان در ذیل آلمان، بعد یک مدّتی در ذیل آمریکا تا آخر؛ چه پیشرفتی برای کشور حاصل شد؟ جز بدبختی، جز عقب‌افتادگی، جز نابود شدن سرمایه‌های اساسی کشور، چه عاید کشور شد؟ نخیر، در ذیل غرب نمی‌شود، نمی‌توان [پیشرفت کرد]؛ آن‌کسی که این حرف را بزند که کشور در ذیل غرب ممکن است پیشرفت بکند، خائن به کشور است اگر بداند چه می‌گوید؛ ممکن هم هست جاهل باشد.»

دسته‌ها
استراتژیک اندیشکده‌ها تحلیلی رصد استراتژیک رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی

نگرانی اندیشکده‌های آمریکایی از شکست روحانی در انتخابات ریاست جمهوری

 با نگاهی گذرا به مهم‌ترین سایت‌های سیاسی خبری غرب و سایت‌های یهودی- صهیونیستی و مراکز فکری (Think Tanks) فعال در این عرصه، اذعان به شکست روحانی و پیش‌بینی پیروزی آیت الله رییسی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ بدون استثنا مشاهده می‌شود. این اندیشکده‌ها تحلیل‌های خود را بر دو واقعیت عمده یکی نارضایتی مردم از نتایج توافق برجام و دیگری عملکرد ضعیف اقتصادی دولت نهاده‌اند.

یکی از این اندیشکده‌ها کریتیکال تریتز پراجکت[۱] (Critical Threats Project) هست که از سوی موسسه امریکن اینترپرایز (American Enterprise) جهت تحلیل و پیگیری تهدیدات کلیدی برای امنیت ملی آمریکا ایجاد شده است. مدیریت این پروژه با فردریک کاگان[۲] استاد سابق تاریخ نظامی در آکادمی نظامی آمریکا بوده و ادعا دارد تمرکزش بر تهدیدات ایران و شبکه القاعده قرار گرفته است.

 کریتیکال تریتز پراجکت در یکی از مقالات در مورد انتخابات امسال ایران می‌نویسد: «شکست روحانی غیرمحتمل نیست. آمریکا باید محتاط باشد چون اگر مخالفین روحانی به ریاست جمهوری برسند، ایران از گرایش‌های دیپلماتیک و اقتصادی به غرب دور می‌شود» و در استدلال این پیش‌بینی می‌افزاید:

  • آینده روحانی به موفقیت اقتصادی او گره خورده است.
  • طبق نظر (آیت الله) خامنه‌ای، روحانی اقتصاد مقاومتی را در اولویت قرار نداده است.
  • در نظرسنجی اخیر به‌طور قابل‌توجهی ۷۵ درصد ایرانیان اظهار داشته‌اند که برجام یا همان توافق هسته‌ای شرایط زندگی‌شان را بهتر نکرده است.

این مقاله همچنین  به شکست رییس‌جمهور در ارائه طرح مشخصی برای بیکاری نیز اشاره کرده است.

 

خبرگزاری بلومبرگ که شعبه‌ای از شرکت بلومبرگ ال پی به عنوان شرکت اطلاعات و رسانه و نرم‌افزارهای مالی در نیویورک شناخته می‌شود، به‌تازگی در مورد انتخابات ایران تصریح کرده است که آمار نشان می‌دهد روحانی از پیروزی دور است و علیرغم وجود طرفدارانش، وی در انتخابات می‌بازد.[۳]

 

فوربز(Forbes) که یکی از مشهورترین مجلات تجاری در آمریکاست در مورد انتخابات ایران طی مقاله‌ای تحت عنوان: «اقتصاد، عرصه کلیدی برای نبرد در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۷»، به آمارگیری نمونه‌ای که توسط IranPoll.com در ایران انجام شده اشاره می‌کند و می‌افزاید که در این آمارگیری بیش از هزار نفر بین ۱۱ تا ۱۴ اپریل شرکت کردند که به نظر می‌رسد نتیجه آن برای رییس‌جمهور مستقر نگران کننده باشد.[۴]

 

المانیتور که توسط یک سرمایه‌دار عرب-آمریکایی اداره می‌شود و مقر آن در واشنگتن است و شرکای رسانه‌ای در کشورهای خاورمیانه از قبیل الاخبار، الیوم، السفیر دارد، در مقاله‌ای در رابطه با انتخابات ایران چنین تیتر زده است: «چگونه اصلی‌ترین دارایی روحانی، بزرگ‌ترین مسئولیت او برای پاسخگویی شد؟» و منظورش از دارایی، توافق برجام است.[۵]

 

شورای آتلانتیک اندیشکده‌ای آمریکایی واقع در واشنگتن است که در امور بین‌المللی فعال می‌باشد. این اندیشکده نیز مقاله‌ای با عنوان « قالیباف و رییسی پرطرفدارترین کمپین انتخاباتی را دارند» منتشر کرده است.[۶]

 

میدل ایست مانیتور نیز با انتشار مقاله‌ای تحت عنوان: «روحانیون ایران از رییسی حمایت می‌کنند»، با اشاره به ۳/۲ میلیون بیکار در ایران و عدم تأثیر توافق برجام در بهبودی شرایط اقتصادی ایران آن را از دلایل مخالفین و رقبای روحانی ذکر کرده است.[۷]

 

واشنگتن تایمز حسن روحانی را moderate یا میانه‌رو می‌نامد و در تعریف این واژه، سیاست باز کردن اقتصاد ایران به روی غرب را بکار می‌برد. واشنگتن تایمز احتمال باختن روحانی به رییسی را پیش‌بینی می‌کند و دلیل آن را ناامیدی و سرخوردگی مردم از نتایج برجام برمی‌شمرد.[۸]

 

خبرگزاری‌های یهودی-صهیونیستینکته جالب توجه در مورد سایت‌ها یا خبرگزاری‌هایی که مستقیماً توسط یهودیان صهیونیست اداره می‌شوند مانند جرازلم‌پست، جی‌پست، رویترز، هارتص این است که هیچ‌یک از این‌ها موضعی درباره کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ایران نگرفته‌اند و نخواسته‌اند که پیش‌بینی کاندیدای پیروز را مورد تحلیل قرار دهند و فقط به اخبار روزانه انتخابات، آن هم گزینشی و جهت‌دار بسنده کرده‌اند.

ولی اظهارات وزیر دفاع رژیم تروریستی اسرائیل در ۱۳ آپریل ۲۰۱۷ و پیش‌بینی ترور روحانی را می‌توان هشداربخش‌ترین و خطرناک‌ترین تحلیل انتخاباتی صهیونیست‌ها دراین‌باره دانست.[۹]

لیبرمن وزیر دفاع اسرائیل گفته است: «تعجبی نخواهد داشت اگر کسی از طرف حامیان دو آتشه تشکیلات اصولگرایان، رییس‌جمهور ایران حسن روحانی را هنگام انتخابات ۱۹ می ترور کند.»

با توجه به تجربه‌ای که از این نوع پیش‌بینی‌ها از سوی رژیم صهیونیستی و تحقق آن به فاصله کوتاهی بعد از انتشار خبر داریم، این باید زنگ خطری برای جمهوری اسلامی ایران باشد تا با هوشیاری تمام از اجرای خواسته‌ها و اهداف شوم اسرائیل برای ایجاد دودستگی خصومت‌آمیز در کشور و تضعیف نیروهای معتقد به اسلام انقلابی جلوگیری به عمل آورد.

از دیگر مواردی که بسیار حائز اهمیت است این است که هیچ‌یک از این اندیشکده‌ها در سایت‌های خود کوچک‌ترین اشاره‌ای به مواضع انتقادی و استدلالات مخالفین روحانی در مورد عدم اجرای تعهدات آمریکا و اعضای ۵ +۱ در مورد برداشتن تحریم‌ها در برجام نکرده‌اند و این موضوع در سانسور و بایکوت شدید قرار دارد. درحالی‌که در تمامی مناظرات، مهم‌ترین انتقادات مخالفین دولت در مورد برجام عدم استیفای تعهدات طرف مقابل از جمله برداشتن تحریم‌ها بوده است و حداقل برای حفظ ظاهر دموکراسی ادعایی خود می‌توانستند با اشاره مختصری به این مواضع انتقادی در مناظرات، آن را تحلیل یا حداقل تکذیب کنند که این خود نشان از آگاهی‌شان از خطاکار بودن ۵+۱ در پایبندی به تعهداتشان دارد.

 


پی‌نوشت‌ها:

[۱] https://www.criticalthreats.org

[۲] Frederick Kagan

[۳] https://www.bloomberg.com/politics/articles/2017-04-17/iran-poll-shows-rouhani-is-popular-but-victory-far-from-assured

[۴] https://www.forbes.com/sites/dominicdudley/2017/04/17/iran-presidential-election-economy/#34013be2335e

[۵] http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2017/01/iran-presidential-elections-2017-rouhani-nuclear-deal-jcpoa.html

[۶] http://www.atlanticcouncil.org/blogs/iraninsight/qalibaf-and-raisi-run-populist-campaigns-in-iran-elections

[۷] https://www.middleeastmonitor.com/20170503-powerful-clerics-back-rouhani-rival-in-iran-presidential-elections

[۸] http://www.washingtontimes.com/news/2017/may/1/obama-nuclear-deal-on-iran-presidential-ballot

[۹] https://southfront.org/israeli-defense-minister-wouldnt-be-surprised-if-somebody-assassinates-iranian-president

دسته‌ها
استراتژیک تحلیلی رویکرد سیاسی مقالات

دوران پساترامپ

۴۴هیلاری کلینتون، انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده را به رقیب خشمگین و خشن خود از جناح مقابل یعنی جمهوری خواهان باخت و عرصه سیاست را ترک کرد. حالا نه‌تنها پست ریاست جمهوری ایالات متحده که مجلس‌های سنا و کنگره هم در اختیار اکثریت جمهوری خواهان هستند. دونالد ترامپ، نامزد پیروز انتخابات ریاست جمهوری این کشور، بر اساس سیاست‌های درهای بسته اقتصادی تصمیم دارد، به زعم خودش، کشورش را از نو بسازد!

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#471bfd”]

عصر جدید

 اگرچه از همان ابتدا به خوبی پیدا بود که کلینتون در موقعیت بدی است اما پذیرش اینکه شخصی با گستاخی آشکار ترامپ به پست ریاست جمهوری برسد کمی دشوار می‌نمود!

 دو مرتبه افشای ایمیل‌های کلینتون و وارد شدن FBI در این پرونده آن هم در کمتر از ۵ روز مانده به انتخابات، آشکار شدن بیماری‌های کلینتون، مسائل جنسی مربوط به همسرش در دوران ریاست جمهوری‌اش، دفاع از وضع موجود و دولت اوباما درحالی‌که عملکرد مناسبی در عرصه‌های داخلی نداشت و دریافت کمک‌های عظیم مالی از دولت‌های عربی و لابی‌های خارجی، را می‌توان از جمله مشکلات مهم کلینتون در این دوره از انتخابات برشمرد. علاوه بر این‌ها با کنار کشیده سندرز از رقابت‌های درون‌حزبی دموکرات‌ها، با سرخوردگی بسیاری از جوانان آمریکایی، آن‌ها رأی خود را به نام ترامپ به صندوق انداختند.

 کلینتون دشمن سرسخت‌تری نسبت به ترامپ برای انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌رفت. زیرا در ایجاد اجماع بین‌المللی علیه ایران بسیار موفق‌تر می‌نمود. و علاوه بر این‌ها اکثریت مطلق نخبگان و صاحب‌نظران عرصه سیاست خارجی ایالات متحده، چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه، از کلینتون حمایت می‌کردند. و رسانه‌های بزرگ دنیا مثل BBC و یا CNN تا دقایق آخر رأی‌گیری حاضر نبودند بپذیرند که ترامپ پیروز شده و نتایج آرا الکترال کالج را بیان کنند.

 افشای سخنرانی‌های مشمئزکننده جنسی ترامپ درباره زنان و دختران و ژست نژادپرستانه آشکار او، مقابله با مسلمانان و دیگر اقلیت‌ها و ثروت کثیر و زندگی اشرافی ترامپ نتوانست آرای او را برگرداند. و این بیانگر چهره بدون روتوش و بزک شده ایالات متحده است. در ایالات متحده کسی برای ریاست جمهوری انتخاب شد که هیچ سابقه سیاسی ندارد و هیچ هماهنگی با سیاست‌های خارجی این کشور هم ندارد!

 پس رأی آوردن یک سیاه‌پوست در انتخابات ایالات متحده این می‌تواند دومین شگفتی انتخابات ایالات متحده به عنوان رهبر جهان [مثلاً] آزاد باشد (؟)!

 از جمله مهم‌ترین دلایل پیروزی ترامپ، شعارهای ضد جنگ و بهبود اوضاع داخلی او بود. او از همان ترفند اوباما برای پیروزی استفاده کرد: حل همه مشکلات در کوتاه‌ترین مدت!!(که البته برای ما ایرانی‌ها هم چندان ناآشنا نیست!)

 مدتی است تغییرات گسترده‌ای در دنیای غرب در حال شکل‌گیری است. تلاشی برای جایگزینی راهکارهای جدید و اجتماعی برای مدل‌های قدیمی و ناکارآمد، اما با همان متد و روش سابق. یعنی تلاش برای جلوگیری از نابودی تمدن استوار بر استثمار توده‌ها با ابزار لذت و سکولاریسم لجام‌گسیخته، با مسکن‌های قوی‌تر و شوک.

 با قدرت گرفتن آنجلا مرکل در آلمان، ترزا می در انگلستان (و خروج این کشور از اتحادیه اروپا) و دونالد ترامپ در ایالات متحده، شاهد شکل‌گیری مثلث نامتعادل قدرت سیاسی در جهان غرب خواهیم بود. این وضعیت نتیجه ناکارآمدی سیاست‌های درهای باز اقتصادی و جایگزین شدن آن با سیاست‌های اقتصاد درهای بسته است که با توجه به انتخاب‌های پیش رو در فرانسه و آلمان و افزایش ژست‌های ناسیونالیستی و نژادپرستی در میان سران کشورهای غربی این روند ممکن است تشدید شود.

اما با اوج گرفتن بحران اقتصادی توامان با سیر افزایشی گرایش به خشونت در همه ابعاد اجتماعی و پایمال شدن کرامات انسانی در غرب، و در آخر آشکار شدن ناکارآمدی نظام سیاسی حاکم بر دنیای امروز، موج بی‌اعتمادی گسترده ملت‌ها علیه تمامی ارکان جوامع استوار بر مدل‌های غربی شروع می‌شود. و این آغازی بر پایان سال‌ها سبک زندگی غربی باشد…

دیپلماسی دیجیتالی

 رویکرد جدید محور غربی برای حفظ سلطه و هژمونی خود بر دنیا، بعد جدیدی به خود گرفته است. در این بعد جدید، مرزها رنگ ندارند و تمایزی میان دروغ و واقعیت نیز وجود ندارد. این بعد را اطلاعات رقم می‌زنند.

 در گذشته برتری غربی‌ها در همه حوزه‌ها اعم از:

  1. فرهنگی: دارا بودن گسترده‌ترین حجم رسانه‌های ارتباطات جمعی و مطبوعاتی، مبانی فلسفی ـ اجتماعی غالب بر حوزه‌های آکادمیک و کرسی‌های عمده نظریه‌پردازی در اقصی نقاط دنیا
  2. اقتصادی: مبنا بودن دلار در معاملات بانکی، و از آن مهم‌تر بهره‌گیری تمام دنیا از مدل‌های اقتصادی غربی (چه مدل‌های کمونیستی و چه مدل‌های کاپیتالیستی)
  3. سیاسی: مدیریت تمام دنیا زیر پرچم واحد سازمان ملل متحد، تدوین قوانین بین‌المللی و مرزبندی جغرافیایی دنیا متناسب با آینده‌بینی غربی و منفعت‌طلبی انحصاری
  4. نظامی: برتری تکنولوژیک و ابزاری بر سایر کشورها، ساختار عظیم و پیچیده یگان‌های نظامی و تکاوری، توسعه و تکامل سلاح‌های کشتارجمعی نظیر انواع بمب‌های هسته‌ای و هیدروژنی

کاملاً محرز و آشکار بود و در بعضی از بخش‌ها، رقبایی نیز داشتند.

 اما با رخداد انقلاب عظیم ۱۳۵۷ شمسی در ایران، و ظهور یک مهره جدید در مناسبات جهانی با شعار نه غربی، نه شرقی، جمهوری اسلامی، همه پیش‌بینی‌ها برای بقای هژمونی ایالات متحده بر دنیا، بعد از جنگ جهانی دوم به‌یک‌باره رنگ باخت.

 این قدرت نوپا در همه حوزه‌ها، نظام‌های غربی را به چالش کشید. اما با شروع قرن جدید و پیشرفت سرسام‌آور تکنولوژیکی و ارتباطی که منجر به حذف مرزهای جغرافیایی شد، فضای جدیدی به قلمروهای سه‌گانه و سنتی پیشین کشورها اضافه شد، فضای سایبر. قلمروی به مثابه خاک کشورها اما بدون مرز.

 فضای سایبر، عرصه جنگ‌های بدون رویارویی، جاسوسی مدرن، شکل‌دهی و مدیریت افکار و دیپلماسی مجازی است.

 ایالات متحده خیلی زود با دریافتن اهمیت این فضا برای کنترل و شکل‌دهی افکار عمومی جهان (و در واقع شکل‌دهی این فضا برای این امر)، ضرورت وضع استراتژی‌های جدیدی در این حوزه ذیل مفهوم دیپلماسی دیجیتالی را درک کرد. و اولین بار باراک اوباما در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ شمسی از آن سخن به میان آورد و کارکرد آن از سوی تحلیل گران این حوزه مورد سنجش قرار گرفت. بی‌شک دستاوردهای بزرگ ایالات متحده از این عرصه نوپا در حوادث پس از انتخابات، استمرار سیاست‌های مدبرانه‌تر و دقیق‌تر را می‌طلبید.

 وزارت خارجه ایالات متحده (Department of State)، آژانس اطلاعات مرکزی (CIA) و آژانس امنیت (NSA) ملی، هر سه نقش‌های اساسی را در این دیپلماسی بازی می‌کردند:

  1. وزارت خارجه ایالات متحده با پشتیبانی عظیم رسانه‌ای ـ تبلیغاتی، فکری ـ آموزشی نبرد بدون خشونت، مالی و سیاسی از سران مخالف، اپوزیسیون خارج نشین و روشنفکران سینه‌چاک غربی در ایران با طرح ایجاد سفارت مجازی آمریکا در ایران.
  2. سیا با حمایت و تربیت گسترده تحلیل گران و جاسوس‌های بازیگر در نبردهای مخملین برای جمع‌آوری میدانی اطلاعات و تحلیل دقیق اوضاع ایران متناسب با اخبار رسیده از جاسوسان میدانی و مهره‌های دیپلماتیک در ایران برای تصمیم گیران آمریکایی.
  3. آژانس امنیت ملی با تولید ابزارهای دور زدن سیستم فیلترینگ اینترنت در ایران، پشتیبانی فنی و تکنولوژیکی از فتنه گران، تحلیل فضای مجازی ایران و بررسی صحت‌وسقم اطلاعات منتشرشده در این فضا.

گرچه هیچ‌گاه هدف فتنه گران و رهبران غربی آن‌ها محقق نشد اما تجربه خوبی بود تا استفاده‌های بعدی از این فضا بهینه‌تر باشد.

 ویروس‌های متعدد رایانه‌ای از استاکس‌نت گرفته تا دکو و شعله، همگی بخش‌های بزرگ‌تر و ناشناخته این فضا را آشکارتر می‌کنند و استعداد زمین خوردن حریف در دنیای با هجمه‌های دیجیتالی را بالاتر می‌برند.

 درصورتی‌که هیلاری کلینتون، سرفرماندهی عملیات سایبری علیه ایران در سال ۱۳۸۸، به عنوان رئیس جمهور آتی این کشور انتخاب می‌شد، آنگاه می‌بایست شاهد برنامه‌ریزی‌های گسترده و دقیقی علیه ملت ایران، افزایش توجه به این حوزه و بالا گرفتن منازعات سخت و خشن ایالات متحده علیه ایران در این فضا می‌بودیم که هر چند به نظر می‌رسد با پیروزی ترامپ هم این موضوع از دستور کار سرویس‌های خارجی ایالات متحده بیرون نخواهد رفت. و در آینده باید شاهد درگیری‌هایی تندتر و خشن‌تر باشیم.

 گرچه احتمال بروز تشنج و ناآرامی‌هایی نظیر آنچه در سال ۱۳۸۸ اتفاق افتاد، کم است (ولی صفر نیست.) ولی بهره‌گیری قدرتمند ایالات متحده از فضای سایبر و پشتیبانی کردن از روشنفکران حامی غرب در ایران و اپوزیسیون، چه خارج نشین و چه حاضر در ایران باعث می‌شود، جو عمومی جامعه به نفع آن‌ها رقم بخورد. تا در درازمدت با استفاده از دکترین نارضایتی عمومی مهندسی شده، باعث موج بی‌اعتمادی گسترده مردم نسبت به نظام، و ایجاد کشمکش‌های اجتماعی و سیاسی شوند که نتیجه آن فروپاشی از درون نظام جمهوری اسلامی است.

برای مثال، در جریان انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۹۴، در شهر تهران با بهره‌گیری مناسب از فضای سایبری، در همه ابعاد آن (از رسانه‌های ارتباط جمعی مثل شبکه تلویزیونی BBC گرفته تا شبکه‌های اجتماعی نظیر Twitter و Facebook برنامه‌های پیام‌رسان فوری مثل Telegram و Whats app)، موفق شدند تا اکثریت کرسی‌های مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری متعلق به تهران را تصرف کنند. و این شکستی بزرگ برای جریانات مخالف غرب در ایران بود. در حالی راه‌یافتگان این شهر به مجلس‌ها عمدتاً شخصیت‌های ناشناس، و بیشتر چهره‌های سیاسی بودند (یا اینکه قبلاً هم پست‌هایی کلیدی را در اختیار داشتند اما عملکرد شایسته‌ای از آن‌ها دیده نشده بود.)، که عمده دلیل رأی آوردن آن‌ها حضور در لیست جریان خاص و تبلیغات گسترده در حمایت از آن‌ها در فضای مذکور بوده است.

 با توجه به تجربه و آمادگی بیشتر تیم فکری دموکرات‌ها و کلینتون در اندیشکده بروکینگز، بنگاه رند، موسسه کاتو، مرکز مطالعات استراتژیکی و بین‌المللی (CSIS) و شورای روابط خارجی به نظر می‌رسید، در صورت پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶، دیپلماسی تغییر اوباما از فضای درگیری‌های خیابانی مخملین به دیپلماسی دیجیتالی کلینتون در فضای سرد سایبر کشیده شود. اما اکنون با پیروزی ترامپ، که از سخنرانی بعد از پایان شمارش آرا در ستاد انتخاباتی‌اش در شهر نیویورک پیدا بود برنامه خاصی برای دوران ریاست جمهوری‌اش ندارد، به نظر می‌رسد این تهاجم سایبری کمی به تأخیر بیفتد و آن اثرگذاری لازم را بر انتخابات ریاست جمهوری آتی ایران نداشته باشد. و این لطمه‌ای بزرگ به حامیان غرب در ایران است.

از طرف دیگر، درگیری‌های ترامپ با رسانه‌های شاخص غرب مثل CNN و NEW YORK TIMES او را فاقد درک صحیحی از فضای رسانه‌ای غرب دارد و به نظر می‌رسد تصمیمات او بیشتر بر اساس عقاید شخصی و یا مشاوره از افراد هم‌عقیده با خودش باشد. این اتفاق یک فرصت بزرگ برای ایران ۱۳۹۶ است تا با انتخاب یک رئیس‌جمهور کارآمد و بدون رویای اتصال با غرب، اقتصاد مقاومتی را شکل دهد و کشور را از پیچ سرنوشت‌ساز تاریخی رد کند.

 در سال آینده دو انتخابات مهم در ایران رقم می‌خورد که یکی در عرصه‌های خرد و دیگری در عرصه‌های کلان اجتماعی تأثیرگذاری به سزایی دارند. انتخابات شورای شهر و روستاها و انتخابات ریاست جمهوری.

 در چند مدت اخیر تلاش‌های گسترده و نظام‌مند سایبری و مطبوعاتی غرب‌گرا یا اصلاح‌طلب، برای از گردونه خارج کردن رقبا و سرپوش گذاشتن بر حوادث ناخوشایند و ناکارآمدی دولت فعلی بوده است. که از جمله آن‌ها حمله به استاد حسن عباسی با تقطیع ویدئو دو دقیقه‌ای از یک جلسه طویل دو ساعتی با مضمون توهین به ارتش، برای خاموش کردن انتقادها و افشاگری‌های تند وی به هیئت دولت و ناکارآمدی این دولت بوده است. یا در مورد دیگر پیش‌دستی حسام‌الدین آشنا در پاسخ به خبر حضور احتمالی ضرغامی (رئیس پیشین صداوسیما) در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶؛ یا تلاش‌های جریانات غرب‌گرای سنتی نظیر نهضت آزادی برای مصادره چهره‌هایی نظیر شهید چمران، شهید رجایی و دکتر شریعتی برای اسطوره‌سازی و پیشینه‌سازی مثبت از این جریانات.

 تصور می‌شد با قدرت گیری مجدد دموکرات‌ها در آمریکا، حجم و شدت حملات سایبری علیه ایران و سایر حلقه‌های محور مقاومت اسلامی در منطقه بیشتر شود. البته اکنون با پیروزی جمهوری خواهان که جناح جنگ‌طلب و خشونت خواه سنتی ایالات متحده هستند، بی‌شک دامنه درگیری‌ها آتی گسترده‌تر خواهد بود. اما آن نتیجه مطلوب را در پی نخواهد داشت. زیرا بیشتر سیاست‌های ترامپ اقتصادی است و کمتر توجه ای به عرصه‌های نبرد رسانه‌ای با محور مقاومت اسلامی در منطقه دارد. و از طرفی او با مسدود کردن سفر اتباع ایرانی به ایالات متحده، لطمه جبران‌ناپذیری به غرب‌گرایان ایران زد و احتمال پیروزی گزینه نیروهای انقلابی در ایران را بالاتر برد، البته به شرط اجماع بر یک گزینه کاریزما و کارآمد.

ایران

 کلینتون همسر، یکی از قوی‌ترین اعضای حزب دموکرات در حوزه مسائل بین‌المللی مرتبط با ایران است. او به مدت ۴ سال در دوره اول اوباما، پست وزارت خارجه این کشور را بر عهده داشته است. و در شرایط مختلف مشکلات را مدیریت کرده است و توانسته بود استراتژی‌های مناسبی برای شرایط مختلف تدوین و پیاده‌سازی کند. استراتژی کلینتون همسر در تقابل با ایران، سیاست با پنبه سربریدن در عرصه روابط بین‌الملل است!

 او تقابل با ایران را به خوبی درک کرده است و بهتر از هر کس می‌داند راهبرد مقابله با ایران موضوعی فراتر از حرف‌ها و شعارهای انتخاباتی است. ثمره استراتژی مذاکره با ایران کلینتون سبب شد، تیم مذاکره‌کننده دولت فعلی در ایران، امتیازات گسترده زیادی را مبتنی بر اعتماد یک‌طرفه به طرف غربی مذاکره، و غرب بزرگ‌بینی مفرط آن‌ها، بدون وجود مکانیسم نظارتی قوی بر سازوکار اجرای این توافق به طرف مقابل میز مذاکره بدهد.

 آنچه در این دوره از مذاکرات اتفاق افتاد درس بسیار خوبی در حوزه مدیریت راهبردی بین‌المللی برای سیاست‌مداران غربی بود. ازیک‌طرف، ایالات متحده فرصت پیش‌آمده با انتخاب حسن روحانی، به عنوان رئیس جمهور در ایران و شتاب‌زدگی وی برای حل مشکلات ایران از طریق مذاکره و اثبات این موضوع که همه مشکلات ایران از رابطه نداشتن با آمریکا سرچشمه می‌گیرد، را به خوبی درک کرد. و از طرف دیگر آن‌ها چندان شتابی برای حل مشکل هسته ایران نداشتند و هدف، وقت‌کشی و کشاندن تیم مذاکره‌کننده روحانی به دقایق نهایی برای گرفتن امتیاز بیشتر بود.

 آن‌ها ازیک‌طرف تحریم‌ها را (در ظاهر) علیه ایران برداشتند (گر چه این برداشته شدن، فقط شامل تحریم‌های مرتبط با توسعه فناوری فیزیک هسته‌ای در ایران بود.) و از طرف دیگر هیچ شرکت خارجی برای سرمایه‌گذاری در ایران و هم‌چنین هیچ بانک خارجی برای تبادل ارزی با ایران، از خود تمایلی نشان نداد. و سرمایه‌های آزاد شده ایران در بانک‌های غربی که قرار بود اوضاع گل ایران را به سبزه آراسته کند، راهی برای ورود به داخل کشور پیدا نکرد! بنابراین به جای حل مشکلات داخلی کشور، که در اولویت قرار داشتند، باید صرف خریدها و خرج‌هایی در خارج از کشور می‌شدند تا هم موجب خشم داخلی نشوند و هم بی‌استفاده نمانده باشند. درحالی‌که این خرج‌ها چندان اولویتی نداشتند.

 این یک سوی بازی بردـبرد حسن روحانی با آمریکا بود. گر چه قبلاً هم سعید جلیلی در مذاکرات خود با طرف غربی، با همین پیشنهادها روبه‌رو شده بود اما از کنار آن‌ها گذشته بود تا دولت بحران‌زده اوباما را، در دقیقه نود به امتیازدهی وادار کند. این سیاست وقت‌کشی، علیه دولت حسن روحانی جواب داد. و این احساس را که می‌توان باقی مشکلات را نیز با مذاکره حل کرد، در دولت حسن روحانی ایجاد کرد. و از همین رو، روحانی در سخنانی در آغاز سال ۱۳۹۴، از برجام ۲ و برجام‌های دیگر حرف به میان آورد.

 دولت روحانی بعدازاین مذاکرات، در برابر ایالات متحده به شدت منفعلانه عمل می‌کرد. مثلاً هنگامی که سیستم قضایی ایالات متحده دارایی‌های بنیاد علوی ایران را توقیف کرد، برخورد مناسبی از سوی وزارت خارجه شاهد نبودیم. و یا موضع‌گیری‌های منفعلانه این دولت در برابر وحشی‌گری‌های حاکمان سگ‌صفت سعودی، در مسئله کشتار حجاج، نشان‌دهنده تلاش این دولت برای تنش‌زدایی با ایالات متحده برای رقم زدن دور جدید مذاکرات برای رابطه مستقیم است.

 هر چند این احتمال وجود دارد که در صورت عدم رأی آوردن حسن روحانی یا نماینده جناح غرب‌گرای فعلی در ایران، در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ ایران، با وضع جدید تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران در حوزه‌های غیر مرتبط با هسته‌ای یا تمدید مجدد تحریم‌ها، توافق هسته‌ای لوزان (JCPOA) به کلی به حاشیه رانده شود. گرچه با توجه به عدم وجود گزینه کاریزما و تأثیرگذار برای رقابت با روحانی، به‌احتمال‌زیاد او در انتخابات ۱۳۹۶ مجدداً به قدرت بازمی‌گردد. و در صورت بازگشت وی، به علت سیاست‌های نادرست اقتصادی و ضعف‌های مدیریتی، موج عظیم نارضایتی و بی‌اعتمادی گسترده مردم نسبت به نظام رقم خواهد خورد.

 سیاست‌های ایالات متحده، که ره‌آورد تلاش‌های کلینتون است، علیه ایران بر این اصل استوار است که در درازمدت بیشترین تأثیرگذاری را بر جو و افکار عمومی ایران داشته باشد. راهبرد آتی ایالات متحده، شاید تلاش برای همسوسازی نظر مردم ایران با غرب و فروپاشی از داخل نظام جمهوری اسلامی است.

 در زمان تصدی پست ریاست وزارت خارجه آمریکا توسط کلینتون، او با تشویق گسترده دانشجویان ایرانی به مهاجرت به غرب برای تحصیل و پژوهش، استراتژی فرار مغزها (Brain Drain) را علیه ساختار پژوهشی ایران تقویت کرد. که درازمدت شاهد خروج سیل عظیم نخبگان و پژوهشگران وطنی بودیم.

در این راستا با تغییر سیاست‌های ویزای دانشجویی، به دانشجویان ایرانی اجازه داده شد، در زمان تحصیل خود در ایالات متحده بدون نیاز به تمدید ویزای خود بارها به ایران سفر کنند.

 با انتخاب دونالد ترامپ، وجهه درنده غربی بار دیگر خود را به رخ عالم خواهد کشید. لغو ردیف دریافتی بودجه‌های هم‌جنس‌بازان، سقط جنین و دولت خودگردان فلسطین در کرانه باختری، لغو ویزای ۷ کشور دارای ویژگی‌های مشترک از جمله مسلمان بودن اتباع آن، درگیری جنگ نیابتی با ایالات متحده و هم‌پیمانان آن در جنوب غرب آسیا و …، نشان داد که ترامپ بر مستحکم سازی ساخت درون مصمم است. او یک خوی به شدت ناسیونالیستی دارد که چهره ساده‌لوح و نادان خود را به خوبی پشت آن پنهان کرده است!

دسته‌ها
بیع و اقتصاد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

استراتژی تمدن غرب نزاع بر سر وجود

تمدن غرب با تمامیت خود به صحنه مبارزه وارد شده است، کارزار اقتصادی امروز دیگر بر سر منافع نیست بلکه بر سر وجود است، انکار مکتب اقتصادی غرب یعنی نقطه تمامیت تمدن غرب. در این نزاع تمدنی، متناسب با شرایط و تحولات اجتماعی، در هر برهه زمانی، یک کدام از عرصه‌های حیات اجتماعی بشر اهم جلوه داده می‌شود و نزاع در آنجا به نهایت خود می‌رسد، روزگاری در نظام سازی بود و اکنون در اقتصاد.

دسته‌ها
رصد استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی

مجریان سیاسی کفر علیه متعلقات ایمان در گستره جهانی

تطبیق دشمنان 

«…. نگاه ایالات متحده‌ی آمریکا به نظام اسلامی، نگاه نفی موجودیت است؛ این را در طول سال‌ها کاملاً فهمیدیم. البته خودشان می‌گویند نخیر، تغییر رفتار. تغییر رفتاری که آن‌ها می‌گویند، اگرچه همیشه هم روی آن پافشاری ندارند، معنایش نفی هویت است. یعنی آن رفتارهای اصلی‌ای که شاخص اسلامی بودن است، باید تغییر پیدا کند. ما هم نگاه‌مان به آمریکا، نفی موجودیت استکباری آمریکاست؛ و الّا رژیم آمریکا و دولت آمریکا یک کشوری است مثل بقیه‌ی دولت‌ها. استکباری بودن آمریکا، سلطه‌ی جهانی بودن، ابرقدرتی آمریکا، از نظر ما مردود است؛ ما قبول نداریم. پس این شد مخالفت بنیانی.» (*)

 

کارگروه رصد و بررسی های کفر سازمان یافته توجه شما را به فرماندهان سیاسی ابلیس علیه متعلقات ایمان در گستره جهانی جلب می کند: 

 

نام (فارسی) نام (انگلیسی) تصویر ائمه کفر جایگاه / پیشینه / منصب تصویر پرچم‌های کفر
باراک اوباما Barak Obama
باراک اوباما

باراک اوباما

رئیس جمهور رژیم آمریکا ۲۰۰۸- ۲۰۱۶
ایالات متحده آمریکا

ایالات متحده آمریکا

ملکه الیزابت دوم Elizabeth II
ملکه الیزابت دوم

ملکه الیزابت دوم

ملکه پیر انگلستان
انگلستان

انگلستان

دیوید کامرون David Cameron
دیوید کامرون

دیوید کامرون

نخست وزیر بریتانیا
بریتانیا

بریتانیا

بنجامین نتانیاهو Benjamin Netanyahu
بنجامین نتانیاهو

بنجامین نتانیاهو

رئیس رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی

رژیم صهیونیستی

سلمان بن عبدالعزیز آل سعود Salman bin Abdulaziz Al Saud
سلمان بن عبدالعزیز آل سعود

سلمان بن عبدالعزیز آل سعود

پادشاه عربستان سعودی
عربستان سعودی

عربستان سعودی

 

 

پی‌نوشت


 * بیانات امام خامنه‌ای (حفظه‌الله) در دیدار کارگزاران نظام.

 

منبع: مرکز اشاعه ایمان

دسته‌ها
اندیشکده‌ها رصد استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی

مراکز استراتژیک اشاعه کفر و ضلالت (۱)

«شیوه‌های برخورد با اسلام و دشمنی با اسلام هم متنوّع [است‌]؛ انواع و اقسام. می‌نشینند فکر می‌کنند، راه پیدا می‌کنند برای نفوذ کردن، برای ضربه زدن. سال‌های اوّل پیروزی انقلاب اسلامی بود که ما اطّلاع پیدا کردیم رژیم صهیونیستی یک جمعیّتی را معیّن کرده است و پول به این‌ها داده که بنشینند راجع به اسلام و راجع به شیعه فکر کنند، مطالعه کنند، بررسی کنند؛ خب، این مطالعه برای چیست؟ این مطالعه برای این است که ببینند چه‌جور می‌شود این عامل عظیم را، این بیداری را، این یقظه‌ی اسلامی را خنثی کرد؛ [اینکه‌] چه‌طور میشود به ملّت‌های مسلمان که بیدار شده‌اند، فهمیده‌اند که قدرت دارند، فهمیده‌اند می‌توانند کار کنند ضربه زد. نشستند پول‌ها خرج کردند. اینکه گفتم، یکی‌اش بود؛ ده‌ها مرکز و کانون -که بعضی را خبر داریم، بعضی را هم حدس میزنیم- در اروپا، در آمریکا، در رژیم صهیونیستی، در بعضی از کشورهای وابسته و تحت فرمان این‌ها به‌وجود آمد، برای اینکه ببینند راه‌ها چیست. آن‌وقت شما می‌بینید ایجاد اختلاف را، ایجاد خشونت را، بدنام کردن اسلام را، تجزیه کردن کشورهای اسلامی را، به جان هم انداختن ملّت‌های مسلمان را و به جان هم انداختن آحاد یک ملّت را جزو کارهای لازم خودشان می‌دانند.»(*)

 

توجه شما را به ائمه‌ی کفر سازمان‌یافته و مراکز استراتژیک اشاعه کفر و ضلالت جلب می‌نماید:

 

نام مرکز نام ائمه کفر (فارسی) نام ائمه کفر (انگلیسی) تصاویر سِمَت نماد مرکز
اندیشکده بروکینگز
Brookings Institution
استروب تالبوت Strobe Talbott
استروب تالبوت

استروب تالبوت

President of the Brookings Institution

اندیشکده بروکینگز

اندیشکده (مؤسسه) واشنگتن
Washington Institute
رابرت ساتلوف Robert Satloff
رابرت ساتلوف

رابرت ساتلوف

Executive Director of the Washington Institute
اندیشکده واشنگتن

اندیشکده واشنگتن

اندیشکده شورای آتلانتیک
Atlantic Council
فردریک کمپ Frederick Kempe
فردریک کمپ

فردریک کمپ

President and Chief Executive Officer of the Atlantic Council
اندیشکده شورای آتلانتیک

اندیشکده شورای آتلانتیک

اندیشکده رند
RAND Corporation
مایکل ریچ Michael Rich
مایکل ریچ

مایکل ریچ

President and Chief Executive Officer of the RAND Corporation
 اندیشکده رند

اندیشکده رند

شورای روابط خارجی آمریکا
Council on Foreign Relations
ریچارد هاس Richard Haass
ریچارد هاس

ریچارد هاس

President of the Council on Foreign Relations
شورای روابط خارجی آمریکا

شورای روابط خارجی آمریکا

اندیشکده بنیاد هریتِیج
Heritage Foundation
جیم دِ مینت Jim DeMint
جیم دِ مینت

جیم دِ مینت

President of The Heritage Foundation
اندیشکده بنیاد هریتِیج

اندیشکده بنیاد هریتِیج

اندیشکده استراتفور
Stratfor global intelligence
شیا مورنز Shea Morenz
شیا مورنز

شیا مورنز

President and Chief Executive Officer of the Stratfor
اندیشکده استراتفور

اندیشکده استراتفور

اندیشکده امریکن پراگرس
Center for American Progress
نیرا تاندن Neera Tanden
نیرا تاندن

نیرا تاندن

President of Center for American Progress
اندیشکده امریکن پراگرس

اندیشکده امریکن پراگرس

کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (آیپک)
American Israel Public Affairs Committee
رابرت کوهن Robert Cohen
رابرت کوهن

رابرت کوهن

President of the American Israel Public Affairs Committee
کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (آیپک)

کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (آیپک)

 

… فَقَاتِلُواْ أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ …

… با پیشوایان کفر پیکار کنید چرا که آنها پیمانی ندارند …

 


پی‌نوشت:

*بیانات در دیدار مسئولان و دست‌اندرکاران حج‌

 

منبع: مرکز اشاعه‌ی ایمان

دسته‌ها
سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

نگاه گالیوری در عرصه سیاست خارجی چیست؟

سیاست خارجی دولت جرج دبلیو بوش یک سیاست خارجی گالیوری بود. تا جایی که خانم مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه زمان بیل کلینتون رسماً به این نوع نگاه اعتراض کرده و می‌گوید که چرا نگاه گالیوری به جهان وجود دارد؟

دسته‌ها
سیاسی یادداشت‌ها

رفتن یا نرفتن به حج؟

در پی اتفاقات اخیر عربستان و اوضاع منطقه، در مورد سفر حج چه تصمیمی باید گرفت؟

 

مقدمه

مدت‌ها بود که مسئله‌ی تأمین مالی سعودی‌ها به واسطه‌ی سفر حجاج، ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول کرده بود. این اشتغال ذهنی نتایجی را به بار آورده بود، مثل نرفتن به حج، برای جلوگیری از تزریق پول به سعودی‌ها. استدلال پس این قضیه هم چنین بود که چون دولت سعودی جریانات تکفیری منطقه را تأمین مالی می‌کند، با تحریم حج، اقدامات سعودی‌ها را می‌توان مختل نمود. این مباحث کم و بیش از گوشه و کنار محافل مختلف به گوش می‌رسید تا اینکه داستان اسفناک تعرض به دو جوان ایرانی توسط مأموران امنیتی فرودگاه جده پیش آمد و آتش تحریم حج را مشتعل‌تر کرد. با فاصله زمانی نه چندان زیاد از این واقعه، فاجعه‌ی جنایتکارانه‌ی منا دیگر این شعله را به سر حد نهایی خود رساند و دیگر سخن از به کلی تعطیل کردن حج در اکثر محافل شنیده می‌شد. بماند که این وسط عده‌ای هوشمندانه بر این موج‌سوار شدند و اصل موضوع حج را تخریب کردند و آن را تخطئه نمودند.

اما از بین تمام این ماجراها، همچنان سؤال جدی ایجاد شد و به درستی مورد تأمل واقع نشد؛ و آن اینکه برآیند تحریم حج، با توجه به اوضاع فعلی، به مصلحت هست یا خیر؟

 

فلسفه حج

پیش از تلاش برای پاسخ به این سؤال، به عنوان پیش‌نیاز، بایستی راجع به اصل سفر حج و دلایلی که ما را به انجام این فرع دینی راغب می‌کند بپردازیم. اگر فلسفه‌ی حج مشخص گردد، بعد از آن می‌توان راجع به دستاوردهای آن سفر آگاهی پیدا کرد. ثمرات حاصل از انجام سفر حج را در کفه‌ای گذاشت و مضرات ناشی از آن در شرایط فعلی را نیز در کفه‌ای دیگر؛ برآیند این توزین می‌تواند ما را در تصمیم‌گیری پیرامون تحریم حج مدد رساند.

پیرامون تبیین فلسفه‌ی حج، مباحث و مقالات بسیاری وجود دارد. دراین‌بین ناب‌ترین تبیین را می‌توان در دل پیام تاریخی حضرت امام (ره) به مناسبت سالگرد حج خونین ۶۶ یافت. از قضا شرایط زمانی نگارش آن پیام هم بسیار شبیه اوضاع امروز ماست. حضرت امام (ره) در خلال این پیام ابتدا همت بر زدودن دلایل غیر اصیل سفر حج می‌گمارند و با نفی یک سری باورهای خطای عوامانه، زمینه را برای بیان فلسفه‌ی اصیل حج هموار می‌سازند. ایشان چنین فرموده‌اند:

«بزرگ‌ترین درد جوامع اسلامی این است که هنوز فلسفه واقعی بسیاری از احکام الهی را درک نکرده‌اند؛ و حج باآن‌همه راز و عظمتی که دارد هنوز به صورت یک عبادت خشک و یک حرکت بی‌حاصل و بی‌ثمر باقی‌مانده است. یکی از وظایف بزرگ مسلمانان پی بردن به این واقعیت است که حج چیست و چرا برای همیشه باید بخشی از امکانات مادی و معنوی خود را برای برپایی آن صرف کنند. چیزی که تا به حال از ناحیه ناآگاهان و یا تحلیلگران مغرض و یا جیره‌خواران به عنوان فلسفه حج ترسیم شده است این است که حج یک عبادت دسته‌جمعی و یک سفر زیارتی – سیاحتی است. به حج چه که چگونه باید زیست و چطور باید مبارزه کرد و با چه کیفیت در مقابل جهان سرمایه‌داری و کمونیسم ایستاد! به حج چه که حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمین باید ستاند! به حج چه که باید برای فشارهای روحی و جسمی مسلمانان چاره‌اندیشی نمود! به حج چه که مسلمانان باید به عنوان یک نیروی بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمایی کنند! به حج چه که مسلمانان را علیه حکومت‌های وابسته بشوراند. بلکه حج همان سفر تفریحی برای دیدار از قبله و مدینه است و بس!»

حضرت امام (ره) پس‌ازاین نفی‌ها، روی به دعوت پیرامون فهم و تبیین فلسفه‌ی اصیل حج می‌آورند:

«محققان متعهد اسلام با ارائه تفسیرهای صحیح و واقعی از فلسفه حج همه بافته‌ها و تافته‌های خرافاتی علمای درباری را به دریا بریزند.»

با مرور ادامه‌ی پیام امام (ره) به مناسبت سالگرد حج خونین ۶۶، می‌توان دریافت که نظر ایشان، استفاده از ظرفیت عظیم و با برکت حج برای گفتمان سازی پیرامون تحقق تمدن اسلامی است. یعنی این اجتماع بزرگ مسلمین، بستری شود برای اینکه در گام نخست چاره‌جویی برای رفع موانع این حرکت تمدنی صورت پذیرد، آنگاه با در پیش گرفتن مشی مبارزه با استکبار، زمینه برای تحقق تمدن جهانی اسلام که سراسر در تضاد با مشی استکباری است، فراهم گردد. در این راستا، حضرت امام (ره) در پیامشان فرموده‌اند:

«ازآنجاکه مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت بیان مصیبت‌هایی را که حاکمان کشورشان بر آن‌ها تحمیل کرده‌اند را ندارند، باید بتوانند در حرم امن الهی مصائب و دردهایشان را با کمال آزادی بیان کنند تا سایر مسلمانان برای رهایی آنان چاره‌ای بیندیشند. لذا ما بر این مطلب پافشاری و اصرار می‌کنیم که مسلمانان، حداقل در خانه خدا و حرم امن الهی، خود را از تمامی قیدوبندهای ظالمان آزاد ببینند و در یک مانور بزرگ از چیزی که از آن متنفرند اعلام برائت کنند و از هر وسیله‌ای برای رهایی خود استفاده نمایند.»

در نفی‌هایی هم که ایشان راجع به نگاه غیر اصیل به حج فرموده بودند، نفی پذیرش سلطه‌ی قدرت‌های استکباری و نفی مبارزه گریزی مشهود بود که این، خود نشان از داشتن افق دیدی پیرامون تمدن سازی نوین است.

لذا این نگاه رایجی که امروزه به حج سایه افکنده، که از حج یک سفر سیاحتی-زیارتی شخصی برای حجاج به بار آورده است و کمتر حاجی را به این وادی ترغیب نموده که در بستر این سفر، به ارتباط‌گیری با برادران ایمانی غیر هم‌وطنش هم بپردازد، نوعی عقیم کردن حج از فلسفه‌ی اصیلش را به ارمغان آورده. بحث این نوشتار پیرامون چگونگی تحقق تمدن اسلامی در بستر حج نیست؛ بلکه مراد از این عبارت اخیر، این است که حتی صورت مسئله‌ی فلسفه حج هم از ذهن حجاج رخت بربسته است، چه رسد به به‌کارگیری حداقلی‌ترین لوازم این کار که همانا ارتباط‌گیری و هم‌کلامی با سایر برادران ایمانی است.

با این توضیحات، مهم‌ترین ضرر حاصل از تحریم حج، از دست دادن این بستر عظیم و مبارک برای شروع گفتمان سازی تمدن سازی اسلامی است که مشابه آن را تقریباً در هیچ موقعیت دیگری نمی‌توان محقق نمود.

 

بررسی ادله موافق تحریم حج

اما آن کفه که به تحریم حج دامن می‌زند، بحث تزریق منابع مالی به جیب سعودی‌ها از قِبَل سفر حجاج است. در این راستا اگر بخواهیم سخنی دقیق برانیم، بایستی سهم درآمد سفرهای زیارتی به عربستان را در GDP[۱] (تولید ناخالص ملی) بررسی کنیم. در این زمینه آمارهای مختلفی بیان شده است. اگر عبارت «percent of pilgrimage in saudi GDP» را در اینترنت جستجو بفرمایید، عمدتاً به عددی بین ۲ تا ۳ درصد خواهید رسید. یعنی سهم درآمد سفرهای زیارتی در تولید ناخالص ملی عربستان سعودی در این حدود است. ازآنجاکه هنوز کار بسیار دقیقی بر روی میزان درآمدهای حج برای سعودی نشده است، با سخت‌گیری بیشتر، بسیاری از مقالات در این زمینه را بررسی کردیم. ماحصل این بررسی، در بالاترین حد، به عدد ۷% رسیدیم[۲]. لذا این عدد را مبنای ادامه‌ی بررسی می‌گذاریم. در متن همین مقاله‌ای که ۷% را به بیان کرده است، و ذیل سرفصلی به نام «مشارکت در اقتصاد ملی[۳]» آمده است که

«اهمیت برپایی عمره در اقتصاد را با این فهم این گزاره می‌توان دریافت که درآمد عمره که در حاشیه‌ی حج (تمتع) است، بیش از خود حج می‌باشد. چرا که هر سال اگر ۶۰۰۰۰۰۰ زائر در عربستان داشته باشیم، فقط ۲۳۰۰۰۰۰ حج تمتع می‌گزارند.»

لذا با احتساب این نسبت در آن ۷% تولید ناخالص ملی عربستان، پی می‌بریم که تعطیل کردن حج تمتع (که یکی از فروع دین است) اصلاً توجیه اقتصادی مؤثری ندارد. اما به حداقل رساندن عمره، با توجه به تحلیل اقتصادی فوق، و مهم‌تر از آن با توجه به اولویت و ضرورت نداشتن آن در شرایط فعلی، تصمیمی منطقی‌تر می‌باشد.

 

تا اینجا، تمام توجه ما در بررسی ادله‌ی موافق و مخالف تحریم حج، ناظر به شرایط درونی‌مان بود. یعنی در بحث تبیین فلسفه‌ی اصیل حج (به عنوان مهم‌ترین مسئله در موافقت با محکم ادامه دادن حج تمتع) و نیز تحلیل اقتصادی مبتنی بر سهم عمره در تولید ناخالص ملی عربستان (به عنوان مهم‌ترین مسئله در مخالفت با ادامه دادن عمره در شرایط فعلی) نگاه ما به اصل ماجرا بود و به جوانب این تصمیم و بازخوردهای فراملی ماجرا توجه چندانی صورت نپذیرفت. لذا با یک نگاه کلان‌تر، مهم‌ترین اثر فرا ملی این تصمیم را می‌توان در زمین جنگ عربستان و یمن یافت و به تحلیل آن پرداخت.

 

اثرات فرا ملی تحریم حج

پیش از پرداختن به اصل موضوع، لازم است از عواملی سخن گفت که توجه نکردن به آن‌ها، تصمیمات (حتی صحیح) ما را به نتایجی غیر مطابق با هدف تصمیم‌مان می‌رساند. در این مورد خاص، توجه نکردن به سه مقوله‌ی عملیات روانی دشمن، عدم تبیین اهدافمان به دیگران در قالب پارادایم فکری خودشان، و نهایتاً کار رسانه‌ای ضعیفمان، موجب شده است که بازخورد بیرونی تحریم حج، مایه‌ی سوءبرداشت شود. گاه این‌سو برداشت عامدانه است که هیچ. اما گاه غیر عامدانه است و ماحصل بی‌توجهی ما به سه مقوله‌ی مذکور. برای روشن‌تر شدن نسبت به این فضا، یادداشتی تحت عنوان «بایکوت سفرهای زیارتی [به عربستان] توسط ایران، تهدیداتی فراتر از درآمد توریستی عربستان دارد[۴]» که در سایت «بینش مخاطرات جهانی[۵]» را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

عباراتی که نویسنده در این مقاله برای تحلیل دلایل بایکوت کردن سفر حج توسط ایران آورده است، نشان می‌دهد که این تصمیم در دید نویسنده، با پارادایم غالب بر جامعه‌ی تحت سیطره‌ی هژمونیک بررسی شده است.

در بخشی از این مقاله آمده است:

«نگرانی پیرامون امنیت شیعیان حین سفر زیارتی به عربستان به خوبی با نگرانی گسترده‌تر شیعیان پیرامون اقدامات سعودی، چه در یمن و چه در کمک‌های مالی به بخشی از اهل تسنن محافظه‌کار، گره خورده است»

لذا هر تصمیمی پیرامون تعلیق یا عدم تعلیق حج، جنبه‌هایی فراتر از اصل اتفاقات عربستان پیدا می‌کند و بایستی این جنبه‌ها را هم در اتخاذ موضع، دخیل کرد و فقط صرف حوادث عربستان را ندید.

همچنین وقتی این نویسنده در توصیف جایگاه ایران، عبارت «نقش خود خوانده‌اش به عنوان محافظ شیعیان[۶]» را بکار می‌برد و در معرفی حوثی‌ها در جنگ یمن، عبارت «شورشی (طغیانگر)[۷]» را استفاده می‌کند، نشان می‌دهد هضم در عملیات روانی است و با پارادایم فکری جبهه‌ی دشمن ما دارد این تصمیم را برای جهانیان تحلیل می‌کند. لذا مقصد این تصمیم ما به جای آنکه به مراد ما برسد، به مراد جریان دشمن مصادره خواهد شد.

اما در رابطه با نوع تصمیم ما برای لغو سفر عمره، یک ملاحظه‌ی بسیار مهم وجود دارد و آن اینکه هرگونه حمله‌ی گسترده و قوی به منافع سعودی به معنای تلافی ایران القا خواهد شد. به‌عنوان‌مثال حملات حوثی‌ها به تجاوزات سعودی به عنوان عملیات نیابتی ایران تلقی خواهد شد و آن وقت عملیات روانی دشمن چنین خواهد بود که حوثی‌ها نیروهای نیابتی ایران هستند که دارند برای نفوذ ایران در یمن پیکار می‌کنند و اصل تجاوز عربستان به حاشیه خواهد رفت. این مثالی بود در این زمینه، و بسیاری مثال‌های دیگر که می‌تواند در قالب اثرات فراملی تصمیم ما (که عمدتاً از دید ما خارج است) بروز داده شود.

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

  • تعطیلی سفر عمره با توجه به شرایط فعلی و تحلیل اقتصادی صورت پذیرفته، امری منطقی است.
  • تعطیلی حج تمتع، نه تنها تحلیل موجه اقتصادی ندارد، بلکه ما را از اجتماع جهانی مسلمین و پتانسیل‌های آن محروم می‌کند.
  • عدم توجه به جنبه‌های فراملی تعطیلی حج، منجر به فشار به گروه‌های مقاومت در منطقه خواهد شد و اقدامات متقابل آنان در برابر منافع سعودی را عملیات نیابتی ایران جلوه خواهد داد.

 

پیشنهادات

  • برنامه‌ریزی دقیق و بلندمدت برای آموزش دیپلماسی مردمی به حجاج تمتع، جهت ارتباط‌گیری آنان با برادران ایمانی خود.
  • تبیین جایگاه اجتماع تمتع در پازل تمدن سازی اسلامی
  • یافتن فصل مشترک زبانی برای انتقال اهدافمان از تحریم عمره، به جهانیان
  • مانور دادن بر روی تغییر مدیریت حج، به جای تمرکز صرف بر تعلیق این سفر

 


پی‌نوشت:

ایده‌ی این تحلیل، سخنرانی ۲۷ آبان ۹۴ استاد حسن عباسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه امام حسین (علیه‌السلام)، با موضوع «رهایی قبلتین» بوده است.

[۱] Gross domestic product

[۲] Contribution of Hajj and Umrah Pilgrimage (Religious Tourism) in Saudi Arabian Economy/

Link: Contribution_of_Hajj_and_Umrah_Pilgrimage_Religious_Tourism_in_Saudi_Arabian_Economy

[۳] Contribution in National Economy

[۴] Iran’s pilgrimage boycott threatens more than Saudi tourism revenues

Link: http://globalriskinsights.com/2015/04/irans-pilgrimage-boycott-threatens-more-than-saudi-tourism-revenues/

[۵] Global risk insights

Link: http://globalriskinsights.com/

[۶] self-proclaimed role as Shi’a protector

[۷] rebel

دسته‌ها
انتقادی بیع و اقتصاد تحلیلی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات میان رشته ای

نقش پول‌های بدون پشتوانه و بانک در فروپاشی دولت لوید جرج در بریتانیا در فاصله دو جنگ جهانی

کابینه آسکویث بدون آنکه در مجلس عوام با رأی عدم اعتماد مواجه شود روز ۵ دسامبر ۱۹۱۶ سقوط کرد و روز ششم دسامبر لوید جرج که مانند آسکویث عضو حزب لیبرال بود کابینه ائتلافی با ۸۸ عضو تشکیل داد در این کابینه که با وجود کثرت عده اعضا قدرت و اختیارات حقیقی در دست لوید جرج و مینلر و کورزون و بنارلاو و هندرسن بود و شخصیت‌های برجسته و رجال ممتاز از فرقه‌های مختلف سیاسی شرکت داشتند مسئولیت اخذ هرگونه تصمیمی با شخص لوید جرج بود و سایر وزرا فقط مسئول اجرای دستورات او بودند. تا زمانی که جنگ جریان داشت لوید جرج بدون اعتنا و توجه زیاد به اصول پارلمانی و تقریباً با روش دیکتاتوری و قدرت کامل به کار خود ادامه داد ولی همین‌که جنگ پایان یافت نمایندگان احزاب مختلف رعایت اصول پارلمانی را خواستار شدند و بنابر سنن خاص انگلیسی ملت انگلیس مایل بود که با تغییر وضع سیاسی و پایان جنگ و مواجه‌شدن با مسائل جدید ناشی از جنگ، انتخابات تجدید و دولتی طبق اصول پارلمانی انگلیس تشکیل گردد.[۱]