دسته‌ها
استراتژیک تحلیلی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

وضعیت کردستان در منطقه

نگاه‌های عمومی به کردها به عنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار منطقه‌ای در حدفاصل مرزهای غربی ایران تا مدیترانه عموماً نگاهی است با پیش‌فرض‌های ناصحیح. یکی از این پیش‌فرض‌ها یکپارچه دانستن تفکرات بنیادین این قوم در چهار کشور مختلف ایران، عراق، سوریه و ترکیه است. برخلاف آنچه عموم مردم متصور هستند، این قوم در چهار کشور میزبان از هیچ مانیفست یا تفکر بنیادین واحد و حتی زبان و ادبیات واحد تبعیت نمی‌کنند و تبعاً از جهان‌بینی، اهداف و راهبرد واحدی هم برخوردار نیستند.

دسته‌ها
استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی نظامی یادداشت‌ها

بن‌بست استراتژیک عربستان در مقابل ایران

با بررسی اتفاقات یک سال اخیر میان ایران و عربستان سعودی می‌توان به این نتیجه دست‌یافت که نوعی گرایش به ایجاد تنش و آشوب در رفتار سعودی و در مقابل آن نوعی رفتار مبتنی بر بازداری از سوی ایران در دستور کار دو کشور قرار گرفته است که با وجود دلایل کافی برای آغاز درگیری‌های نظامی، سبب جلوگیری از این امر شده است.

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد طبقه‌بندی موضوعی مقالات

جنگی که ندیدیم و جنگی که می‌بینیم ولی باور نمی‌کنیم

۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حمله هوایی جنگنده‌های رژیم بعث به پایگاه‌های هوایی ایران ابتدا کسی فکر آن را نمی‌کرد که این صدای غرش سوخوهای عراقی زنگ خطر آغاز جنگی تمام عیار علیه ایران باشد. اما این حملات با پاسخ دندان‌شکنی از سوی ایران مواجه شد و با فاصله کمی تمام مناطق مرزی به حالت نظامی درآمد همه‌ی مردم جنگ را با تمام وجود احساس کردند و یکدست در برابر آن ایستادگی کردند. اما جنگ تمام نشد این بار در غالب جنگ اقتصادی و نرم و در دوران سازندگی قانون هلمز برتون داماتو علیه اقتصاد در ایران تصویب شد و طبق آن هرگونه سرمایه‌گذاری بیش از ۴۰ میلیون دلار در سال برای توسعه بخش نفت و گاز در ایران و لیبی توسط هر شرکتی در دنیا ممنوع شد.

دسته‌ها
سرمایه سیاست درهای باز

گزارش بی‌بی‌سی فارسی : ۲۰ آذر ۱۳۹۵

گزارش بی‌بی‌سی فارسی:

ایران، مقصد جدید گردشگران ایتالیایی؟

“بروید ایران. بروید این مردم سخاوتمند باهوش دوست‌داشتنی را ببینید. ببینید چقدر با کلیشه‌های احمقانه‌ای که این سال‌ها برایمان ساخته‌اند فرق دارند. بروید بشناسید این مردمی را که به جای زندگی و داستان مشترک‌شان می‌بالند. بروید دستی سوی‌شان دراز کنید که همواره آماده‌اند دست به سوی‌ شما دراز کنند. کمک کنید به سوی آینده پرواز کنند.”

این متنی است که یک دوست ایتالیایی‌ام که در رم زندگی می‌کند، بعد از سفر تابستانی‌اش به ایران روی فیس‌بوکش نوشت. او یکی از خیل ایتالیایی‌هایی است که پس از توافق هسته‌ای ایران با کشورهای غربی به فکر افتادند کشوری را که سال‌ها برای اروپایی‌ها دورازدسترس می‌‌نمود، کشف کنند.

آن‌طور که از داده‌های اخیر سایت مسافرتی اسکای‌اسکنر (Skyscanner) برمی‌آید، دوست من گوشه‌ای از یک موج بزرگ است. آمار این سایت نشان می‌دهد که در یکی-دو سال گذشته، توجه گردشگران ایتالیایی به ایران از توجه‌شان به کشورهای دیگری که جزو مقصدهای معمول ایتالیایی‌ها نیستند بیشتر رشد کرده. طبق این آمار، بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶، جستجو برای بلیت پرواز از ایتالیا به ایران ۲۴.۶ درصد افزایش داشته.

بی‌بی‌سی فارسی

دسته‌ها
آینده‌شناسی استراتژیک تحلیلی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

بررسی اجمالی نقشه ترندگزاری آینده ریچارد واتسون + ترجمه فارسی نقشه

آنچه در این نوشتار آمده، گزیده‌ای از نتایج پژوهش «ریچارد واتسون» به همراه تیم تخصصی‌اش درباره آینده جهان می‌باشد که در قالب کتابی ۳۱۳ صفحه‌ای و یک تصویر اینفوگرافیک عرضه شده است.

دسته‌ها
استراتژیک تحلیلی رویکرد سیاسی مقالات

دوران پساترامپ

۴۴هیلاری کلینتون، انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده را به رقیب خشمگین و خشن خود از جناح مقابل یعنی جمهوری خواهان باخت و عرصه سیاست را ترک کرد. حالا نه‌تنها پست ریاست جمهوری ایالات متحده که مجلس‌های سنا و کنگره هم در اختیار اکثریت جمهوری خواهان هستند. دونالد ترامپ، نامزد پیروز انتخابات ریاست جمهوری این کشور، بر اساس سیاست‌های درهای بسته اقتصادی تصمیم دارد، به زعم خودش، کشورش را از نو بسازد!

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#471bfd”]

عصر جدید

 اگرچه از همان ابتدا به خوبی پیدا بود که کلینتون در موقعیت بدی است اما پذیرش اینکه شخصی با گستاخی آشکار ترامپ به پست ریاست جمهوری برسد کمی دشوار می‌نمود!

 دو مرتبه افشای ایمیل‌های کلینتون و وارد شدن FBI در این پرونده آن هم در کمتر از ۵ روز مانده به انتخابات، آشکار شدن بیماری‌های کلینتون، مسائل جنسی مربوط به همسرش در دوران ریاست جمهوری‌اش، دفاع از وضع موجود و دولت اوباما درحالی‌که عملکرد مناسبی در عرصه‌های داخلی نداشت و دریافت کمک‌های عظیم مالی از دولت‌های عربی و لابی‌های خارجی، را می‌توان از جمله مشکلات مهم کلینتون در این دوره از انتخابات برشمرد. علاوه بر این‌ها با کنار کشیده سندرز از رقابت‌های درون‌حزبی دموکرات‌ها، با سرخوردگی بسیاری از جوانان آمریکایی، آن‌ها رأی خود را به نام ترامپ به صندوق انداختند.

 کلینتون دشمن سرسخت‌تری نسبت به ترامپ برای انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌رفت. زیرا در ایجاد اجماع بین‌المللی علیه ایران بسیار موفق‌تر می‌نمود. و علاوه بر این‌ها اکثریت مطلق نخبگان و صاحب‌نظران عرصه سیاست خارجی ایالات متحده، چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه، از کلینتون حمایت می‌کردند. و رسانه‌های بزرگ دنیا مثل BBC و یا CNN تا دقایق آخر رأی‌گیری حاضر نبودند بپذیرند که ترامپ پیروز شده و نتایج آرا الکترال کالج را بیان کنند.

 افشای سخنرانی‌های مشمئزکننده جنسی ترامپ درباره زنان و دختران و ژست نژادپرستانه آشکار او، مقابله با مسلمانان و دیگر اقلیت‌ها و ثروت کثیر و زندگی اشرافی ترامپ نتوانست آرای او را برگرداند. و این بیانگر چهره بدون روتوش و بزک شده ایالات متحده است. در ایالات متحده کسی برای ریاست جمهوری انتخاب شد که هیچ سابقه سیاسی ندارد و هیچ هماهنگی با سیاست‌های خارجی این کشور هم ندارد!

 پس رأی آوردن یک سیاه‌پوست در انتخابات ایالات متحده این می‌تواند دومین شگفتی انتخابات ایالات متحده به عنوان رهبر جهان [مثلاً] آزاد باشد (؟)!

 از جمله مهم‌ترین دلایل پیروزی ترامپ، شعارهای ضد جنگ و بهبود اوضاع داخلی او بود. او از همان ترفند اوباما برای پیروزی استفاده کرد: حل همه مشکلات در کوتاه‌ترین مدت!!(که البته برای ما ایرانی‌ها هم چندان ناآشنا نیست!)

 مدتی است تغییرات گسترده‌ای در دنیای غرب در حال شکل‌گیری است. تلاشی برای جایگزینی راهکارهای جدید و اجتماعی برای مدل‌های قدیمی و ناکارآمد، اما با همان متد و روش سابق. یعنی تلاش برای جلوگیری از نابودی تمدن استوار بر استثمار توده‌ها با ابزار لذت و سکولاریسم لجام‌گسیخته، با مسکن‌های قوی‌تر و شوک.

 با قدرت گرفتن آنجلا مرکل در آلمان، ترزا می در انگلستان (و خروج این کشور از اتحادیه اروپا) و دونالد ترامپ در ایالات متحده، شاهد شکل‌گیری مثلث نامتعادل قدرت سیاسی در جهان غرب خواهیم بود. این وضعیت نتیجه ناکارآمدی سیاست‌های درهای باز اقتصادی و جایگزین شدن آن با سیاست‌های اقتصاد درهای بسته است که با توجه به انتخاب‌های پیش رو در فرانسه و آلمان و افزایش ژست‌های ناسیونالیستی و نژادپرستی در میان سران کشورهای غربی این روند ممکن است تشدید شود.

اما با اوج گرفتن بحران اقتصادی توامان با سیر افزایشی گرایش به خشونت در همه ابعاد اجتماعی و پایمال شدن کرامات انسانی در غرب، و در آخر آشکار شدن ناکارآمدی نظام سیاسی حاکم بر دنیای امروز، موج بی‌اعتمادی گسترده ملت‌ها علیه تمامی ارکان جوامع استوار بر مدل‌های غربی شروع می‌شود. و این آغازی بر پایان سال‌ها سبک زندگی غربی باشد…

دیپلماسی دیجیتالی

 رویکرد جدید محور غربی برای حفظ سلطه و هژمونی خود بر دنیا، بعد جدیدی به خود گرفته است. در این بعد جدید، مرزها رنگ ندارند و تمایزی میان دروغ و واقعیت نیز وجود ندارد. این بعد را اطلاعات رقم می‌زنند.

 در گذشته برتری غربی‌ها در همه حوزه‌ها اعم از:

  1. فرهنگی: دارا بودن گسترده‌ترین حجم رسانه‌های ارتباطات جمعی و مطبوعاتی، مبانی فلسفی ـ اجتماعی غالب بر حوزه‌های آکادمیک و کرسی‌های عمده نظریه‌پردازی در اقصی نقاط دنیا
  2. اقتصادی: مبنا بودن دلار در معاملات بانکی، و از آن مهم‌تر بهره‌گیری تمام دنیا از مدل‌های اقتصادی غربی (چه مدل‌های کمونیستی و چه مدل‌های کاپیتالیستی)
  3. سیاسی: مدیریت تمام دنیا زیر پرچم واحد سازمان ملل متحد، تدوین قوانین بین‌المللی و مرزبندی جغرافیایی دنیا متناسب با آینده‌بینی غربی و منفعت‌طلبی انحصاری
  4. نظامی: برتری تکنولوژیک و ابزاری بر سایر کشورها، ساختار عظیم و پیچیده یگان‌های نظامی و تکاوری، توسعه و تکامل سلاح‌های کشتارجمعی نظیر انواع بمب‌های هسته‌ای و هیدروژنی

کاملاً محرز و آشکار بود و در بعضی از بخش‌ها، رقبایی نیز داشتند.

 اما با رخداد انقلاب عظیم ۱۳۵۷ شمسی در ایران، و ظهور یک مهره جدید در مناسبات جهانی با شعار نه غربی، نه شرقی، جمهوری اسلامی، همه پیش‌بینی‌ها برای بقای هژمونی ایالات متحده بر دنیا، بعد از جنگ جهانی دوم به‌یک‌باره رنگ باخت.

 این قدرت نوپا در همه حوزه‌ها، نظام‌های غربی را به چالش کشید. اما با شروع قرن جدید و پیشرفت سرسام‌آور تکنولوژیکی و ارتباطی که منجر به حذف مرزهای جغرافیایی شد، فضای جدیدی به قلمروهای سه‌گانه و سنتی پیشین کشورها اضافه شد، فضای سایبر. قلمروی به مثابه خاک کشورها اما بدون مرز.

 فضای سایبر، عرصه جنگ‌های بدون رویارویی، جاسوسی مدرن، شکل‌دهی و مدیریت افکار و دیپلماسی مجازی است.

 ایالات متحده خیلی زود با دریافتن اهمیت این فضا برای کنترل و شکل‌دهی افکار عمومی جهان (و در واقع شکل‌دهی این فضا برای این امر)، ضرورت وضع استراتژی‌های جدیدی در این حوزه ذیل مفهوم دیپلماسی دیجیتالی را درک کرد. و اولین بار باراک اوباما در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ شمسی از آن سخن به میان آورد و کارکرد آن از سوی تحلیل گران این حوزه مورد سنجش قرار گرفت. بی‌شک دستاوردهای بزرگ ایالات متحده از این عرصه نوپا در حوادث پس از انتخابات، استمرار سیاست‌های مدبرانه‌تر و دقیق‌تر را می‌طلبید.

 وزارت خارجه ایالات متحده (Department of State)، آژانس اطلاعات مرکزی (CIA) و آژانس امنیت (NSA) ملی، هر سه نقش‌های اساسی را در این دیپلماسی بازی می‌کردند:

  1. وزارت خارجه ایالات متحده با پشتیبانی عظیم رسانه‌ای ـ تبلیغاتی، فکری ـ آموزشی نبرد بدون خشونت، مالی و سیاسی از سران مخالف، اپوزیسیون خارج نشین و روشنفکران سینه‌چاک غربی در ایران با طرح ایجاد سفارت مجازی آمریکا در ایران.
  2. سیا با حمایت و تربیت گسترده تحلیل گران و جاسوس‌های بازیگر در نبردهای مخملین برای جمع‌آوری میدانی اطلاعات و تحلیل دقیق اوضاع ایران متناسب با اخبار رسیده از جاسوسان میدانی و مهره‌های دیپلماتیک در ایران برای تصمیم گیران آمریکایی.
  3. آژانس امنیت ملی با تولید ابزارهای دور زدن سیستم فیلترینگ اینترنت در ایران، پشتیبانی فنی و تکنولوژیکی از فتنه گران، تحلیل فضای مجازی ایران و بررسی صحت‌وسقم اطلاعات منتشرشده در این فضا.

گرچه هیچ‌گاه هدف فتنه گران و رهبران غربی آن‌ها محقق نشد اما تجربه خوبی بود تا استفاده‌های بعدی از این فضا بهینه‌تر باشد.

 ویروس‌های متعدد رایانه‌ای از استاکس‌نت گرفته تا دکو و شعله، همگی بخش‌های بزرگ‌تر و ناشناخته این فضا را آشکارتر می‌کنند و استعداد زمین خوردن حریف در دنیای با هجمه‌های دیجیتالی را بالاتر می‌برند.

 درصورتی‌که هیلاری کلینتون، سرفرماندهی عملیات سایبری علیه ایران در سال ۱۳۸۸، به عنوان رئیس جمهور آتی این کشور انتخاب می‌شد، آنگاه می‌بایست شاهد برنامه‌ریزی‌های گسترده و دقیقی علیه ملت ایران، افزایش توجه به این حوزه و بالا گرفتن منازعات سخت و خشن ایالات متحده علیه ایران در این فضا می‌بودیم که هر چند به نظر می‌رسد با پیروزی ترامپ هم این موضوع از دستور کار سرویس‌های خارجی ایالات متحده بیرون نخواهد رفت. و در آینده باید شاهد درگیری‌هایی تندتر و خشن‌تر باشیم.

 گرچه احتمال بروز تشنج و ناآرامی‌هایی نظیر آنچه در سال ۱۳۸۸ اتفاق افتاد، کم است (ولی صفر نیست.) ولی بهره‌گیری قدرتمند ایالات متحده از فضای سایبر و پشتیبانی کردن از روشنفکران حامی غرب در ایران و اپوزیسیون، چه خارج نشین و چه حاضر در ایران باعث می‌شود، جو عمومی جامعه به نفع آن‌ها رقم بخورد. تا در درازمدت با استفاده از دکترین نارضایتی عمومی مهندسی شده، باعث موج بی‌اعتمادی گسترده مردم نسبت به نظام، و ایجاد کشمکش‌های اجتماعی و سیاسی شوند که نتیجه آن فروپاشی از درون نظام جمهوری اسلامی است.

برای مثال، در جریان انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۹۴، در شهر تهران با بهره‌گیری مناسب از فضای سایبری، در همه ابعاد آن (از رسانه‌های ارتباط جمعی مثل شبکه تلویزیونی BBC گرفته تا شبکه‌های اجتماعی نظیر Twitter و Facebook برنامه‌های پیام‌رسان فوری مثل Telegram و Whats app)، موفق شدند تا اکثریت کرسی‌های مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری متعلق به تهران را تصرف کنند. و این شکستی بزرگ برای جریانات مخالف غرب در ایران بود. در حالی راه‌یافتگان این شهر به مجلس‌ها عمدتاً شخصیت‌های ناشناس، و بیشتر چهره‌های سیاسی بودند (یا اینکه قبلاً هم پست‌هایی کلیدی را در اختیار داشتند اما عملکرد شایسته‌ای از آن‌ها دیده نشده بود.)، که عمده دلیل رأی آوردن آن‌ها حضور در لیست جریان خاص و تبلیغات گسترده در حمایت از آن‌ها در فضای مذکور بوده است.

 با توجه به تجربه و آمادگی بیشتر تیم فکری دموکرات‌ها و کلینتون در اندیشکده بروکینگز، بنگاه رند، موسسه کاتو، مرکز مطالعات استراتژیکی و بین‌المللی (CSIS) و شورای روابط خارجی به نظر می‌رسید، در صورت پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶، دیپلماسی تغییر اوباما از فضای درگیری‌های خیابانی مخملین به دیپلماسی دیجیتالی کلینتون در فضای سرد سایبر کشیده شود. اما اکنون با پیروزی ترامپ، که از سخنرانی بعد از پایان شمارش آرا در ستاد انتخاباتی‌اش در شهر نیویورک پیدا بود برنامه خاصی برای دوران ریاست جمهوری‌اش ندارد، به نظر می‌رسد این تهاجم سایبری کمی به تأخیر بیفتد و آن اثرگذاری لازم را بر انتخابات ریاست جمهوری آتی ایران نداشته باشد. و این لطمه‌ای بزرگ به حامیان غرب در ایران است.

از طرف دیگر، درگیری‌های ترامپ با رسانه‌های شاخص غرب مثل CNN و NEW YORK TIMES او را فاقد درک صحیحی از فضای رسانه‌ای غرب دارد و به نظر می‌رسد تصمیمات او بیشتر بر اساس عقاید شخصی و یا مشاوره از افراد هم‌عقیده با خودش باشد. این اتفاق یک فرصت بزرگ برای ایران ۱۳۹۶ است تا با انتخاب یک رئیس‌جمهور کارآمد و بدون رویای اتصال با غرب، اقتصاد مقاومتی را شکل دهد و کشور را از پیچ سرنوشت‌ساز تاریخی رد کند.

 در سال آینده دو انتخابات مهم در ایران رقم می‌خورد که یکی در عرصه‌های خرد و دیگری در عرصه‌های کلان اجتماعی تأثیرگذاری به سزایی دارند. انتخابات شورای شهر و روستاها و انتخابات ریاست جمهوری.

 در چند مدت اخیر تلاش‌های گسترده و نظام‌مند سایبری و مطبوعاتی غرب‌گرا یا اصلاح‌طلب، برای از گردونه خارج کردن رقبا و سرپوش گذاشتن بر حوادث ناخوشایند و ناکارآمدی دولت فعلی بوده است. که از جمله آن‌ها حمله به استاد حسن عباسی با تقطیع ویدئو دو دقیقه‌ای از یک جلسه طویل دو ساعتی با مضمون توهین به ارتش، برای خاموش کردن انتقادها و افشاگری‌های تند وی به هیئت دولت و ناکارآمدی این دولت بوده است. یا در مورد دیگر پیش‌دستی حسام‌الدین آشنا در پاسخ به خبر حضور احتمالی ضرغامی (رئیس پیشین صداوسیما) در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶؛ یا تلاش‌های جریانات غرب‌گرای سنتی نظیر نهضت آزادی برای مصادره چهره‌هایی نظیر شهید چمران، شهید رجایی و دکتر شریعتی برای اسطوره‌سازی و پیشینه‌سازی مثبت از این جریانات.

 تصور می‌شد با قدرت گیری مجدد دموکرات‌ها در آمریکا، حجم و شدت حملات سایبری علیه ایران و سایر حلقه‌های محور مقاومت اسلامی در منطقه بیشتر شود. البته اکنون با پیروزی جمهوری خواهان که جناح جنگ‌طلب و خشونت خواه سنتی ایالات متحده هستند، بی‌شک دامنه درگیری‌ها آتی گسترده‌تر خواهد بود. اما آن نتیجه مطلوب را در پی نخواهد داشت. زیرا بیشتر سیاست‌های ترامپ اقتصادی است و کمتر توجه ای به عرصه‌های نبرد رسانه‌ای با محور مقاومت اسلامی در منطقه دارد. و از طرفی او با مسدود کردن سفر اتباع ایرانی به ایالات متحده، لطمه جبران‌ناپذیری به غرب‌گرایان ایران زد و احتمال پیروزی گزینه نیروهای انقلابی در ایران را بالاتر برد، البته به شرط اجماع بر یک گزینه کاریزما و کارآمد.

ایران

 کلینتون همسر، یکی از قوی‌ترین اعضای حزب دموکرات در حوزه مسائل بین‌المللی مرتبط با ایران است. او به مدت ۴ سال در دوره اول اوباما، پست وزارت خارجه این کشور را بر عهده داشته است. و در شرایط مختلف مشکلات را مدیریت کرده است و توانسته بود استراتژی‌های مناسبی برای شرایط مختلف تدوین و پیاده‌سازی کند. استراتژی کلینتون همسر در تقابل با ایران، سیاست با پنبه سربریدن در عرصه روابط بین‌الملل است!

 او تقابل با ایران را به خوبی درک کرده است و بهتر از هر کس می‌داند راهبرد مقابله با ایران موضوعی فراتر از حرف‌ها و شعارهای انتخاباتی است. ثمره استراتژی مذاکره با ایران کلینتون سبب شد، تیم مذاکره‌کننده دولت فعلی در ایران، امتیازات گسترده زیادی را مبتنی بر اعتماد یک‌طرفه به طرف غربی مذاکره، و غرب بزرگ‌بینی مفرط آن‌ها، بدون وجود مکانیسم نظارتی قوی بر سازوکار اجرای این توافق به طرف مقابل میز مذاکره بدهد.

 آنچه در این دوره از مذاکرات اتفاق افتاد درس بسیار خوبی در حوزه مدیریت راهبردی بین‌المللی برای سیاست‌مداران غربی بود. ازیک‌طرف، ایالات متحده فرصت پیش‌آمده با انتخاب حسن روحانی، به عنوان رئیس جمهور در ایران و شتاب‌زدگی وی برای حل مشکلات ایران از طریق مذاکره و اثبات این موضوع که همه مشکلات ایران از رابطه نداشتن با آمریکا سرچشمه می‌گیرد، را به خوبی درک کرد. و از طرف دیگر آن‌ها چندان شتابی برای حل مشکل هسته ایران نداشتند و هدف، وقت‌کشی و کشاندن تیم مذاکره‌کننده روحانی به دقایق نهایی برای گرفتن امتیاز بیشتر بود.

 آن‌ها ازیک‌طرف تحریم‌ها را (در ظاهر) علیه ایران برداشتند (گر چه این برداشته شدن، فقط شامل تحریم‌های مرتبط با توسعه فناوری فیزیک هسته‌ای در ایران بود.) و از طرف دیگر هیچ شرکت خارجی برای سرمایه‌گذاری در ایران و هم‌چنین هیچ بانک خارجی برای تبادل ارزی با ایران، از خود تمایلی نشان نداد. و سرمایه‌های آزاد شده ایران در بانک‌های غربی که قرار بود اوضاع گل ایران را به سبزه آراسته کند، راهی برای ورود به داخل کشور پیدا نکرد! بنابراین به جای حل مشکلات داخلی کشور، که در اولویت قرار داشتند، باید صرف خریدها و خرج‌هایی در خارج از کشور می‌شدند تا هم موجب خشم داخلی نشوند و هم بی‌استفاده نمانده باشند. درحالی‌که این خرج‌ها چندان اولویتی نداشتند.

 این یک سوی بازی بردـبرد حسن روحانی با آمریکا بود. گر چه قبلاً هم سعید جلیلی در مذاکرات خود با طرف غربی، با همین پیشنهادها روبه‌رو شده بود اما از کنار آن‌ها گذشته بود تا دولت بحران‌زده اوباما را، در دقیقه نود به امتیازدهی وادار کند. این سیاست وقت‌کشی، علیه دولت حسن روحانی جواب داد. و این احساس را که می‌توان باقی مشکلات را نیز با مذاکره حل کرد، در دولت حسن روحانی ایجاد کرد. و از همین رو، روحانی در سخنانی در آغاز سال ۱۳۹۴، از برجام ۲ و برجام‌های دیگر حرف به میان آورد.

 دولت روحانی بعدازاین مذاکرات، در برابر ایالات متحده به شدت منفعلانه عمل می‌کرد. مثلاً هنگامی که سیستم قضایی ایالات متحده دارایی‌های بنیاد علوی ایران را توقیف کرد، برخورد مناسبی از سوی وزارت خارجه شاهد نبودیم. و یا موضع‌گیری‌های منفعلانه این دولت در برابر وحشی‌گری‌های حاکمان سگ‌صفت سعودی، در مسئله کشتار حجاج، نشان‌دهنده تلاش این دولت برای تنش‌زدایی با ایالات متحده برای رقم زدن دور جدید مذاکرات برای رابطه مستقیم است.

 هر چند این احتمال وجود دارد که در صورت عدم رأی آوردن حسن روحانی یا نماینده جناح غرب‌گرای فعلی در ایران، در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ ایران، با وضع جدید تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران در حوزه‌های غیر مرتبط با هسته‌ای یا تمدید مجدد تحریم‌ها، توافق هسته‌ای لوزان (JCPOA) به کلی به حاشیه رانده شود. گرچه با توجه به عدم وجود گزینه کاریزما و تأثیرگذار برای رقابت با روحانی، به‌احتمال‌زیاد او در انتخابات ۱۳۹۶ مجدداً به قدرت بازمی‌گردد. و در صورت بازگشت وی، به علت سیاست‌های نادرست اقتصادی و ضعف‌های مدیریتی، موج عظیم نارضایتی و بی‌اعتمادی گسترده مردم نسبت به نظام رقم خواهد خورد.

 سیاست‌های ایالات متحده، که ره‌آورد تلاش‌های کلینتون است، علیه ایران بر این اصل استوار است که در درازمدت بیشترین تأثیرگذاری را بر جو و افکار عمومی ایران داشته باشد. راهبرد آتی ایالات متحده، شاید تلاش برای همسوسازی نظر مردم ایران با غرب و فروپاشی از داخل نظام جمهوری اسلامی است.

 در زمان تصدی پست ریاست وزارت خارجه آمریکا توسط کلینتون، او با تشویق گسترده دانشجویان ایرانی به مهاجرت به غرب برای تحصیل و پژوهش، استراتژی فرار مغزها (Brain Drain) را علیه ساختار پژوهشی ایران تقویت کرد. که درازمدت شاهد خروج سیل عظیم نخبگان و پژوهشگران وطنی بودیم.

در این راستا با تغییر سیاست‌های ویزای دانشجویی، به دانشجویان ایرانی اجازه داده شد، در زمان تحصیل خود در ایالات متحده بدون نیاز به تمدید ویزای خود بارها به ایران سفر کنند.

 با انتخاب دونالد ترامپ، وجهه درنده غربی بار دیگر خود را به رخ عالم خواهد کشید. لغو ردیف دریافتی بودجه‌های هم‌جنس‌بازان، سقط جنین و دولت خودگردان فلسطین در کرانه باختری، لغو ویزای ۷ کشور دارای ویژگی‌های مشترک از جمله مسلمان بودن اتباع آن، درگیری جنگ نیابتی با ایالات متحده و هم‌پیمانان آن در جنوب غرب آسیا و …، نشان داد که ترامپ بر مستحکم سازی ساخت درون مصمم است. او یک خوی به شدت ناسیونالیستی دارد که چهره ساده‌لوح و نادان خود را به خوبی پشت آن پنهان کرده است!

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد تحلیل تحلیلی دکترینال رویکرد سیاست درهای باز سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات میان رشته ای

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

مطلب حاضر گزارش استراتژیک اندیشکده‌ی یقین با عنوان «استحاله انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به سوی لیبرالیسم» است که به صورت کامل از طریق باشگاه استراتژیست‌های جوان در اختیار شما قرار گرفته است. متن PDF این گزارش از لینک زیر قابل دانلود است.

[download id=122]

[box type=”custom” bg=”#FFE97D” color=”#7347e3″ border=”#ed0000″ radius=”7″]

فهرست

[/box]


 

پیش‌گفتار

«آیا استراتژی دنگ شیائوپینگ می‌تواند الگویی برای دیگر کشورهای در حال توسعه باشد؟»

بعد از سال‌های جنگ تحمیلی و آغاز دوران سازندگی، با تشکیل نهادی به نام «مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام»، مطالعه‌ی تاریخ کشور چین و بررسی الگوی توسعه‌ی چینی در دستور کار این نهاد در جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. هدف از این تحقیق رسیدن به پاسخ سوالی بود که در بالای این متن نوشته شده است؛ این سوال را رئیس وقت این مرکز در سال ۱۳۸۳ در ابتدای کتاب «چین نو؛ دنگ شیائوپینگ و اصلاحات» می‌نویسد. رئیس این مرکز تحقیقاتِ حکومتی، کسی نبود جز رئیس‌جمهورِ حال حاضر جمهوری اسلامی ایران یعنی آقای حسن روحانی.

کار تحقیقاتی این مرکز برای دریافتن الگوی توسعه‌ی چینی و تاریخ چینِ نوین صرفاً در تألیف یک کتاب خلاصه نشده است؛ بل‌که موارد متعددی از مقاله، کتاب و گزارش را می‌توان سراغ گرفت که به این موضوع پرداخته‌اند و جلسات متعددی را برای آن برگزار کرده‌اند.

از این‌رو، با انتخاب آقای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲، سپس تعیین اعضای اصلی کابینه که از مدیران و هیأت علمی مرکز مذکور بودند، این بنا را ایجاد می‌کند که روش اداره‌ی کشور را مبتنی بر الگوی توسعه‌ی چینی پیش خواهند برد. مضافاً این‌که اکنون بعد از گذشت دو سال از عمر دولتِ موسوم به حلقه‌ی نیاوران، غالب تصمیمات و اظهارنظرهایی که از سوی مسئولین ارشد دولت و شخص رئیس‌جمهور اتخاذ می‌شود، چهارچوبی را به فکر متبادر می‌کند که در حوزه‌ی سیاست، به «سیاست خارجی توسعه‌گرا» و در حوزه‌ی اقتصاد به «سیاست درهای باز» شناخته می‌شود؛ و این دو مؤلفه دقیقاً همان محورهایی هستند که با مطالعه‌ی تاریخ استراتژیک چین نوین به آن‌ها می‌رسیم.

از این‌رو، هدف این مقاله بررسی نقاط عطف در تاریخ استراتژیک کشور چین در دوره‌ی موسوم به چین مدرن طی قرن بیستم میلادی می‌باشد؛ نقاطی که تعیین‌کننده‌ی جایگاه این کشور در نظام بین‌الملل بوده‌اند و مناسبات قدرت را در تعامل با نظام دوقطبی قرن بیستم مشخص کرده‌اند؛ نقاطی که از برآیند آن‌ها «دکترین چو ئن‌لای» حاصل می‌شود که رابطه‌ی انقلاب کمونیستی چین را با آمریکای تماماً لیبرال رقم می‌زند و با تعدیل اصول این انقلابِ رادیکال در طی یک بازه‌ی حدود سی ساله، عادی‌سازی ارتباط با جهان غرب را فراهم می‌کند؛ ارتباطی که قرار است به‌عنوان یک کاتالیزورْ زمینه‌ساز نهادینه کردن اصول اقتصاد آزاد و نظام سرمایه‌گرایی در دوران حاکمیت دِنگ شیائوپینگ باشد؛ و استحاله‌ی انقلاب را از طریق «سیاست درهای باز» در این کشور رقم بزند. فرازوفرودی که بر این دو نسل از انسان چینی حاکم بوده است، نقاط استراتژیک حاکم بر تاریخ این تمدن شرقی محسوب می‌شود.

در این مقاله پرسش اصلی این است، چه شد که چین کمونیست با اصول یک انقلاب ایدئولوژیک، به صعوبت دیوار چین، به دامن تمدن مقابل خود یعنی لیبرالیسم افتاد و در نهایت مبتنی بر اصول اقصاد آزاد، جامعه‌ی خود را بنا کرد؟ نقش خارج‌تحصیل‌کرده‌های اعتدال‌گرا در نزدیکی چین به آمریکا چه بود؟ و آمریکا با چه ترفندهای دیپلماتیکی این رابطه را به وجود آورد؟ و در نهایت الگوی توسعه‌ی چینی مبتنی بر سیاست درهای باز چگونه در این کشور اجرا شد؟

 

دسته‌ها
بیع و اقتصاد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

استراتژی تمدن غرب نزاع بر سر وجود

تمدن غرب با تمامیت خود به صحنه مبارزه وارد شده است، کارزار اقتصادی امروز دیگر بر سر منافع نیست بلکه بر سر وجود است، انکار مکتب اقتصادی غرب یعنی نقطه تمامیت تمدن غرب. در این نزاع تمدنی، متناسب با شرایط و تحولات اجتماعی، در هر برهه زمانی، یک کدام از عرصه‌های حیات اجتماعی بشر اهم جلوه داده می‌شود و نزاع در آنجا به نهایت خود می‌رسد، روزگاری در نظام سازی بود و اکنون در اقتصاد.

دسته‌ها
اخبار استراتژیک جنگ مذهبی سی ساله جدید سیاسی طبقه‌بندی موضوعی

زلمای خلیل‌زاد: ایران، ترکیه و عربستان باید از جنگ سی ساله در اروپا عبرت بگیرند

«زلمای خلیل‌زاد» سفیر سابق آمریکا در عراق و افغانستان در گفت‌وگویی[۱] با روزنامه «الشرق الاوسط» مدعی شد که آمریکا هم‌زمان با حمله به عراق (در سال ۲۰۰۳) با ایران درباره آینده عراق رایزنی انجام داده است.

دسته‌ها
اخبار استراتژیک استراتژیک اندیشکده‌ها بیع و اقتصاد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده

شورای روابط خاجی آمریکا: هاشمی رفسنجانی مدل توسعه چین را تحسین می‌کند

متن زیر ترجمه‌ی مقاله‌‌ی شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) با عنوان «بررسی اقتصاد مقاومتی در ایران» می‌باشد که علاوه بر تشریح جناح‌های اقتصادی در ایران به بررسی مدل توسعه چین به عنوان مدل مورد علاقه حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی می‌پردازد.

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#3000fc”]

در هفته‌های اخیر مباحثاتی در مورد توافق هسته‌ای یا برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در جریان است. از طرفی آیت الله خامنه‌ای مزایای ادعاشده‌ی برجام را زیر سؤال می‌برد و از طرف دیگر آقای روحانی همچنان از مذاکرات انجام شده توسط دولتش دفاع می‌کند. درواقع دعوا بر سر توافق هسته‌ای نیست، بلکه بر سر اقتصاد ایران است که البته هویت حکومت هم می‌تواند دخیل باشد. بحثی که قدمتش به اندازه عمر خود جمهوری اسلامی است. سؤالی که موجب جناح‌بندی شده این است که آیا اختلاط با اقتصاد جهانی، انقلاب را به خطر می‌اندازد یا بقایش را تضمین می‌کند.

از سال ۱۹۷۹(۱۳۵۷) که رژیم تئوکراتیک در ایران کلید خورد، حاکمان مذهبی بر سر مسئله‌ی اقتصاد اختلاف نظر پیدا کردند. افراطیون(یا اصول‌گرایان) همواره حامی مالکیت و تجارت خصوصی بوده‌اند اما از اینکه مبادا تکیه بر صادرات و سرمایه‌گذاران خارجی استقلال ایران را مورد تهاجم قرار دهد نگران‌اند. از نظر ایشان، هرچه ایران بیشتر با اقتصاد جهانی درگیر شود تمایل حکومت در جهت تغییر غرب کمتر خواهد شد. تأکید اینان بیشتر بر توسعه‌ی بازارهای داخلی و بهبود روابط اقتصادی با حکومت‌های همسایه همچون عراق و افغانستان است. اما جناح عمل‌گرای سیستم، چنین نسخه‌هایی را برای حکومتی که تکیه‌اش تا حد زیادی بر درآمدهای عایده از صادرات نفت است کافی نمی‌داند. با توجه به (وضعیت) اقتصاد ایران و تقاضای کالاهای غربی از طرف شهروندان ایرانی، اینان راهی جز فروش نفت و تکیه بر مؤسسات مالی جهان نمی‌بینند.

شکل 1:مقایسه‌ی یک‌صد دلاری با معادل آن به ریال ایران توسط یک صراف در تهران
مقایسه‌ی یک‌صد دلاری با معادل آن به ریال ایران توسط یک صراف در تهران

 یک مدل چینی؟

مسئله‌ی چین بسیار در این مباحثات به چشم می‌خورد. عمل‌گرایان در ایران به رهبریت هاشمی رفسنجانی – رئیس‌جمهور اسبق ایران – مدت‌هاست که مدل چین را تحسین می‌کند. مدلی که حکومتی اتوکراتیک که رشد اقتصادی بسیار بالا را تضمین می‌کند. به نظر اینان چین در «کنار هم قرار دادن اتوکراسی و علم اقتصاد بازار مبنا» موفق بوده است. از نظر اصول‌گرایان سختگیر همچون خامنه‌ای چین مدلی است که باید از آن اجتناب شود. از دید او چین، ایدئولوژی خودش فدای سود اقتصادی کرده است. اما بااین‌همه، امروزه چیزی از سیستم کمونیستی چین باقی نمانده است. بعلاوه، افراطیون مذکور حرفشان این است که تجارت با غرب فقط به تعاملات اقتصادی ختم نمی‌شود و ضرورتاً به آلودگی فرهنگی کشانده خواهد شد. درحالی‌که عمل‌گرایان احتمالاً شاهد پیشرفت شگرف شهرهایی همچون شانگهای هستند، افراطیون تنها نشانه‌های رکود فرهنگی را مشاهده می‌کنند. افراطیون معتقدند که اگر ایران می‌خواهد هویت ایدئولوژیکی خود را حفظ کند بایستی علناً وسوسه‌های مالی و فرهنگی غرب را رد کند.

درعین‌حال که دولت ایران سعی دارد تحت شرایط معاهده‌ی هسته‌ای مجدداً به تجارت جهانی و شبکه‌های مالی متصل شود، توانایی ایران در متعادل کردن این تنوع دیدگاه‌ها در اقتصاد محک خواهد خورد. در طی مذاکرات هسته‌ای، خامنه‌ای خود را کنار کشیده و توافق را رد کرده است و درعین‌حال افرادی را که معتقدند سعادت ایران در گرو بهبود روابط ایران با جامعه‌ی بین‌الملل است مورد شماتت قرار می‌دهد. وی در سخنرانی ابتدای سال جدید ایرانی، در ۲۱ مارس(اول فروردین) نقادانه در مورد توافق هسته سخن گفت و اذعان داشت که مسائل مطرح شده(در طول سخنرانی)، حرکات آمریکا در راستای مسدود کردن تجارت ایران است. وی افزود :«آمریکایی‌ها گفته‌اند که تحریم‌ها را برمی‌دارند. آن‌ها این کار را کرده‌اند اما بر روی کاغذ. اینان طوری رفتار می‌کنند که نتیجه‌ی لغو تحریم‌ها هرگز مشاهده نخواهد شد.»

وی سپس از مسئله‌ی هسته‌ای به مسئله‌ای که آن را «اقتصاد مقاومتی» می‌نامد موضوع را تغییر داد. طبق تعریف رهبری، اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که خود را از صادرات نفت جدا و از صنعت داخلی در برابر رقبای بیگانه حمایت می‌کند. همچنین تجارت را به نفع بازارهای محلی برمی‌گرداند و پول خود را از بانک‌های بین‌المللی بیرون نگاه می‌دارد. اگر رژیم ایران این حرکت را انجام دهد، «می‌تواند کشور را در برابر تحریم‌ها و (حتی) امکان بازگشت تحریم‌ها از حفظ کند. اگر اقتصاد مقاوم شود، (توطئه‌های) دشمن تأثیر چندانی نخواهد داشت.»

درسی که خامنه‌ای از مسئله‌ی هسته‌ای گرفت این بود که تکیه‌ی ایران بر فروش نفت و مؤسسات مالی بین‌المللی موجب ضربه‌پذیری کشور از آمریکا شده است. از نظر وی کشور در راه استقلال می‌بایستی خود را از جهان و بازارهای جهانی بیرون کشد. تنها در این صورت است که جمهوری اسلامی می‌تواند ارزش‌های انقلابی خود را حفظ و در برابر ایالات متحده‌ی آمریکا مقاومت کند. برای چنین استقلالی، فقر ملی قیمتی ست که ایران بایستی بپردازد.

 

دلیل نیاز به «درگیری سازنده»

روحانی و متحدانش مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی را رد نمی‌کنند، اما نگاهشان به این قضیه به‌گونه‌ای دیگر است. از نظر آنان سرمایه‌گذاری‌های خارجی و افزایش فروش نفت، رشد اقتصادی را تضمین خواهد نمود و ملت بی‌قرار و ناراضی از وضع موجود را تسکین خواهد داد. بعلاوه، جذب بیشتر سرمایه گزار و سرمایه‌ی خارجی می‌تواند راهی مؤثر در جهت خنثی‌سازی تحریم‌های محتمل از سوی ایالات متحده باشد. به هر میزان که کشورهای اروپایی و آسیایی در ایران سرمایه‌گذاری نمایند، به همان اندازه نفت این کشور را خواهند خرید و متعاقباً اهمیت کمتری به هشدارهای آمریکا مبنی بر تحریم‌های مضاعف خواهد داد. تحریم‌هایی که به دنبال مسائلی چون تروریزم و حقوق بشر وضع‌شده‌اند.

اما روحانی که بزرگ‌شده‌ی مکتب رفسنجانی است، اقتصاد جهانی و سرمایه‌ی خارجی را از لنز متفاوتی مشاهده می‌کند. درحالی‌که حاضر وظیفه‌ی روحانی حفظ ساختار و تمرکز قدرت است و رشد اقتصادی لازمه‌ی آن است. بعلاوه، روحانی در ماه مارس اظهار داشت که «یک جزء مهم سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تعامل سازنده با جهان است و مسیر دولت ما تا حاضر اقتصاد مقاومتی بوده است.»

 در پایان، بحثی که مجدداً در ایران حول توافق هسته‌ای مطرح شده است ، چشم‌انداز اقتصادی یا حتی رقابت‌های حزبی نیست. مسئله هویت جمهوری اسلامی است. روحانی بسیار از وابستگی بخت سیاسی‌اش به اقتصاد مسرور است. مذاکرات توافق کنترل سلاح‌های بحث‌برانگیز (the controversial arms control agreement) که بر عهده‌ی وی بود با هدف تولید سرمایه‌ی خارجی و در جهت احیای اقتصاد طراحی شده بود. ورای چنین افق کوتاه‌مدتی، عمل‌گرایان از مسئله‌ی ارضای انتظارات قشر جون استقبال کردند. در غیاب چنین فرصت‌هایی، نه تنها امکان خستگی ملت از دولت روحانی رو به فزونی خواهد رفت  بلکه خود جمهوری اسلامی نیز دچار فقدان مقبولیت خواهد شد.

 

بحران هویت

در نظر خامنه‌ای و افراطیون، ارزش‌های ایدئولوژیکی رژیم هستند که در ابتدا بایستی حفظ شوند. یک جمهوری اسلامی که ارزش‌های انقلابی‌گری‌اش را همچون دوران پسا‌مائوی چین باخته است ، دورنمایی ضعیف برای ایران به عنوان یک ایدئولوگ خواهد بود. افراطیون که همواره نسبت به بیگانگان، بالأخص غربی‌ها شکاک‌اند، اقتصاد جهانی را تله‌ای می‌دانند که رژیم را محاصره خواهد کرد و بافتش را تغییر خواهد داد. اینان بقای نظام را در انزوا می‌بینند.

این مسئله، با توجه به مسائل مطروحه‌ی سابق، تا مدتی حل‌نشده باقی خواهد ماند. احزاب و مؤسسات جمهوری اسلامی همچنان دچار برخورد اهداف خواهند شد. از طرفی، روحانی سرمایه‌گذاران را تشویق، و از سوی مقابل خامنه‌ای ورودشان را تقبیح خواهد کرد. از خامنه‌ای بیاناتی ضد تجارت، و از روحانی درخواست بیشتر برای تعامل را خواهیم دید. خامنه‌ای سعی می‌کند همچنان از توافق هسته‌ای خود را دور نگاه دارد و روحانی چاره‌ای جز دفاع(از کار خود) نمی‌بیند. در بحبوحه‌ی این مشاجرات، کشورهای سرمایه‌گذار هنوز مطمئن از حرکت به سمت ایرانِ دمدمی نیستند.

با این تفاسیر، ایران در سال ۲۰۱۷، انتخابات بحث‌برانگیزی را تجربه خواهد کرد. آن زمان است که مشخص می‌شود ایران با بحران هویتش چه کار خواهد کرد.

منبع: Council on foreign relations

[download id=126]