دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد تحلیل تحلیلی دکترینال رویکرد سیاست درهای باز سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات میان رشته ای

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

مطلب حاضر گزارش استراتژیک اندیشکده‌ی یقین با عنوان «استحاله انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به سوی لیبرالیسم» است که به صورت کامل از طریق باشگاه استراتژیست‌های جوان در اختیار شما قرار گرفته است. متن PDF این گزارش از لینک زیر قابل دانلود است.

[download id=122]

[box type=”custom” bg=”#FFE97D” color=”#7347e3″ border=”#ed0000″ radius=”7″]

فهرست

[/box]


 

پیش‌گفتار

«آیا استراتژی دنگ شیائوپینگ می‌تواند الگویی برای دیگر کشورهای در حال توسعه باشد؟»

بعد از سال‌های جنگ تحمیلی و آغاز دوران سازندگی، با تشکیل نهادی به نام «مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام»، مطالعه‌ی تاریخ کشور چین و بررسی الگوی توسعه‌ی چینی در دستور کار این نهاد در جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. هدف از این تحقیق رسیدن به پاسخ سوالی بود که در بالای این متن نوشته شده است؛ این سوال را رئیس وقت این مرکز در سال ۱۳۸۳ در ابتدای کتاب «چین نو؛ دنگ شیائوپینگ و اصلاحات» می‌نویسد. رئیس این مرکز تحقیقاتِ حکومتی، کسی نبود جز رئیس‌جمهورِ حال حاضر جمهوری اسلامی ایران یعنی آقای حسن روحانی.

کار تحقیقاتی این مرکز برای دریافتن الگوی توسعه‌ی چینی و تاریخ چینِ نوین صرفاً در تألیف یک کتاب خلاصه نشده است؛ بل‌که موارد متعددی از مقاله، کتاب و گزارش را می‌توان سراغ گرفت که به این موضوع پرداخته‌اند و جلسات متعددی را برای آن برگزار کرده‌اند.

از این‌رو، با انتخاب آقای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲، سپس تعیین اعضای اصلی کابینه که از مدیران و هیأت علمی مرکز مذکور بودند، این بنا را ایجاد می‌کند که روش اداره‌ی کشور را مبتنی بر الگوی توسعه‌ی چینی پیش خواهند برد. مضافاً این‌که اکنون بعد از گذشت دو سال از عمر دولتِ موسوم به حلقه‌ی نیاوران، غالب تصمیمات و اظهارنظرهایی که از سوی مسئولین ارشد دولت و شخص رئیس‌جمهور اتخاذ می‌شود، چهارچوبی را به فکر متبادر می‌کند که در حوزه‌ی سیاست، به «سیاست خارجی توسعه‌گرا» و در حوزه‌ی اقتصاد به «سیاست درهای باز» شناخته می‌شود؛ و این دو مؤلفه دقیقاً همان محورهایی هستند که با مطالعه‌ی تاریخ استراتژیک چین نوین به آن‌ها می‌رسیم.

از این‌رو، هدف این مقاله بررسی نقاط عطف در تاریخ استراتژیک کشور چین در دوره‌ی موسوم به چین مدرن طی قرن بیستم میلادی می‌باشد؛ نقاطی که تعیین‌کننده‌ی جایگاه این کشور در نظام بین‌الملل بوده‌اند و مناسبات قدرت را در تعامل با نظام دوقطبی قرن بیستم مشخص کرده‌اند؛ نقاطی که از برآیند آن‌ها «دکترین چو ئن‌لای» حاصل می‌شود که رابطه‌ی انقلاب کمونیستی چین را با آمریکای تماماً لیبرال رقم می‌زند و با تعدیل اصول این انقلابِ رادیکال در طی یک بازه‌ی حدود سی ساله، عادی‌سازی ارتباط با جهان غرب را فراهم می‌کند؛ ارتباطی که قرار است به‌عنوان یک کاتالیزورْ زمینه‌ساز نهادینه کردن اصول اقتصاد آزاد و نظام سرمایه‌گرایی در دوران حاکمیت دِنگ شیائوپینگ باشد؛ و استحاله‌ی انقلاب را از طریق «سیاست درهای باز» در این کشور رقم بزند. فرازوفرودی که بر این دو نسل از انسان چینی حاکم بوده است، نقاط استراتژیک حاکم بر تاریخ این تمدن شرقی محسوب می‌شود.

در این مقاله پرسش اصلی این است، چه شد که چین کمونیست با اصول یک انقلاب ایدئولوژیک، به صعوبت دیوار چین، به دامن تمدن مقابل خود یعنی لیبرالیسم افتاد و در نهایت مبتنی بر اصول اقصاد آزاد، جامعه‌ی خود را بنا کرد؟ نقش خارج‌تحصیل‌کرده‌های اعتدال‌گرا در نزدیکی چین به آمریکا چه بود؟ و آمریکا با چه ترفندهای دیپلماتیکی این رابطه را به وجود آورد؟ و در نهایت الگوی توسعه‌ی چینی مبتنی بر سیاست درهای باز چگونه در این کشور اجرا شد؟

 

دسته‌ها
اخبار استراتژیک استراتژیک اندیشکده‌ها بیع و اقتصاد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده

شورای روابط خاجی آمریکا: هاشمی رفسنجانی مدل توسعه چین را تحسین می‌کند

متن زیر ترجمه‌ی مقاله‌‌ی شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) با عنوان «بررسی اقتصاد مقاومتی در ایران» می‌باشد که علاوه بر تشریح جناح‌های اقتصادی در ایران به بررسی مدل توسعه چین به عنوان مدل مورد علاقه حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی می‌پردازد.

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#3000fc”]

در هفته‌های اخیر مباحثاتی در مورد توافق هسته‌ای یا برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در جریان است. از طرفی آیت الله خامنه‌ای مزایای ادعاشده‌ی برجام را زیر سؤال می‌برد و از طرف دیگر آقای روحانی همچنان از مذاکرات انجام شده توسط دولتش دفاع می‌کند. درواقع دعوا بر سر توافق هسته‌ای نیست، بلکه بر سر اقتصاد ایران است که البته هویت حکومت هم می‌تواند دخیل باشد. بحثی که قدمتش به اندازه عمر خود جمهوری اسلامی است. سؤالی که موجب جناح‌بندی شده این است که آیا اختلاط با اقتصاد جهانی، انقلاب را به خطر می‌اندازد یا بقایش را تضمین می‌کند.

از سال ۱۹۷۹(۱۳۵۷) که رژیم تئوکراتیک در ایران کلید خورد، حاکمان مذهبی بر سر مسئله‌ی اقتصاد اختلاف نظر پیدا کردند. افراطیون(یا اصول‌گرایان) همواره حامی مالکیت و تجارت خصوصی بوده‌اند اما از اینکه مبادا تکیه بر صادرات و سرمایه‌گذاران خارجی استقلال ایران را مورد تهاجم قرار دهد نگران‌اند. از نظر ایشان، هرچه ایران بیشتر با اقتصاد جهانی درگیر شود تمایل حکومت در جهت تغییر غرب کمتر خواهد شد. تأکید اینان بیشتر بر توسعه‌ی بازارهای داخلی و بهبود روابط اقتصادی با حکومت‌های همسایه همچون عراق و افغانستان است. اما جناح عمل‌گرای سیستم، چنین نسخه‌هایی را برای حکومتی که تکیه‌اش تا حد زیادی بر درآمدهای عایده از صادرات نفت است کافی نمی‌داند. با توجه به (وضعیت) اقتصاد ایران و تقاضای کالاهای غربی از طرف شهروندان ایرانی، اینان راهی جز فروش نفت و تکیه بر مؤسسات مالی جهان نمی‌بینند.

شکل 1:مقایسه‌ی یک‌صد دلاری با معادل آن به ریال ایران توسط یک صراف در تهران
مقایسه‌ی یک‌صد دلاری با معادل آن به ریال ایران توسط یک صراف در تهران

 یک مدل چینی؟

مسئله‌ی چین بسیار در این مباحثات به چشم می‌خورد. عمل‌گرایان در ایران به رهبریت هاشمی رفسنجانی – رئیس‌جمهور اسبق ایران – مدت‌هاست که مدل چین را تحسین می‌کند. مدلی که حکومتی اتوکراتیک که رشد اقتصادی بسیار بالا را تضمین می‌کند. به نظر اینان چین در «کنار هم قرار دادن اتوکراسی و علم اقتصاد بازار مبنا» موفق بوده است. از نظر اصول‌گرایان سختگیر همچون خامنه‌ای چین مدلی است که باید از آن اجتناب شود. از دید او چین، ایدئولوژی خودش فدای سود اقتصادی کرده است. اما بااین‌همه، امروزه چیزی از سیستم کمونیستی چین باقی نمانده است. بعلاوه، افراطیون مذکور حرفشان این است که تجارت با غرب فقط به تعاملات اقتصادی ختم نمی‌شود و ضرورتاً به آلودگی فرهنگی کشانده خواهد شد. درحالی‌که عمل‌گرایان احتمالاً شاهد پیشرفت شگرف شهرهایی همچون شانگهای هستند، افراطیون تنها نشانه‌های رکود فرهنگی را مشاهده می‌کنند. افراطیون معتقدند که اگر ایران می‌خواهد هویت ایدئولوژیکی خود را حفظ کند بایستی علناً وسوسه‌های مالی و فرهنگی غرب را رد کند.

درعین‌حال که دولت ایران سعی دارد تحت شرایط معاهده‌ی هسته‌ای مجدداً به تجارت جهانی و شبکه‌های مالی متصل شود، توانایی ایران در متعادل کردن این تنوع دیدگاه‌ها در اقتصاد محک خواهد خورد. در طی مذاکرات هسته‌ای، خامنه‌ای خود را کنار کشیده و توافق را رد کرده است و درعین‌حال افرادی را که معتقدند سعادت ایران در گرو بهبود روابط ایران با جامعه‌ی بین‌الملل است مورد شماتت قرار می‌دهد. وی در سخنرانی ابتدای سال جدید ایرانی، در ۲۱ مارس(اول فروردین) نقادانه در مورد توافق هسته سخن گفت و اذعان داشت که مسائل مطرح شده(در طول سخنرانی)، حرکات آمریکا در راستای مسدود کردن تجارت ایران است. وی افزود :«آمریکایی‌ها گفته‌اند که تحریم‌ها را برمی‌دارند. آن‌ها این کار را کرده‌اند اما بر روی کاغذ. اینان طوری رفتار می‌کنند که نتیجه‌ی لغو تحریم‌ها هرگز مشاهده نخواهد شد.»

وی سپس از مسئله‌ی هسته‌ای به مسئله‌ای که آن را «اقتصاد مقاومتی» می‌نامد موضوع را تغییر داد. طبق تعریف رهبری، اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که خود را از صادرات نفت جدا و از صنعت داخلی در برابر رقبای بیگانه حمایت می‌کند. همچنین تجارت را به نفع بازارهای محلی برمی‌گرداند و پول خود را از بانک‌های بین‌المللی بیرون نگاه می‌دارد. اگر رژیم ایران این حرکت را انجام دهد، «می‌تواند کشور را در برابر تحریم‌ها و (حتی) امکان بازگشت تحریم‌ها از حفظ کند. اگر اقتصاد مقاوم شود، (توطئه‌های) دشمن تأثیر چندانی نخواهد داشت.»

درسی که خامنه‌ای از مسئله‌ی هسته‌ای گرفت این بود که تکیه‌ی ایران بر فروش نفت و مؤسسات مالی بین‌المللی موجب ضربه‌پذیری کشور از آمریکا شده است. از نظر وی کشور در راه استقلال می‌بایستی خود را از جهان و بازارهای جهانی بیرون کشد. تنها در این صورت است که جمهوری اسلامی می‌تواند ارزش‌های انقلابی خود را حفظ و در برابر ایالات متحده‌ی آمریکا مقاومت کند. برای چنین استقلالی، فقر ملی قیمتی ست که ایران بایستی بپردازد.

 

دلیل نیاز به «درگیری سازنده»

روحانی و متحدانش مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی را رد نمی‌کنند، اما نگاهشان به این قضیه به‌گونه‌ای دیگر است. از نظر آنان سرمایه‌گذاری‌های خارجی و افزایش فروش نفت، رشد اقتصادی را تضمین خواهد نمود و ملت بی‌قرار و ناراضی از وضع موجود را تسکین خواهد داد. بعلاوه، جذب بیشتر سرمایه گزار و سرمایه‌ی خارجی می‌تواند راهی مؤثر در جهت خنثی‌سازی تحریم‌های محتمل از سوی ایالات متحده باشد. به هر میزان که کشورهای اروپایی و آسیایی در ایران سرمایه‌گذاری نمایند، به همان اندازه نفت این کشور را خواهند خرید و متعاقباً اهمیت کمتری به هشدارهای آمریکا مبنی بر تحریم‌های مضاعف خواهد داد. تحریم‌هایی که به دنبال مسائلی چون تروریزم و حقوق بشر وضع‌شده‌اند.

اما روحانی که بزرگ‌شده‌ی مکتب رفسنجانی است، اقتصاد جهانی و سرمایه‌ی خارجی را از لنز متفاوتی مشاهده می‌کند. درحالی‌که حاضر وظیفه‌ی روحانی حفظ ساختار و تمرکز قدرت است و رشد اقتصادی لازمه‌ی آن است. بعلاوه، روحانی در ماه مارس اظهار داشت که «یک جزء مهم سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تعامل سازنده با جهان است و مسیر دولت ما تا حاضر اقتصاد مقاومتی بوده است.»

 در پایان، بحثی که مجدداً در ایران حول توافق هسته‌ای مطرح شده است ، چشم‌انداز اقتصادی یا حتی رقابت‌های حزبی نیست. مسئله هویت جمهوری اسلامی است. روحانی بسیار از وابستگی بخت سیاسی‌اش به اقتصاد مسرور است. مذاکرات توافق کنترل سلاح‌های بحث‌برانگیز (the controversial arms control agreement) که بر عهده‌ی وی بود با هدف تولید سرمایه‌ی خارجی و در جهت احیای اقتصاد طراحی شده بود. ورای چنین افق کوتاه‌مدتی، عمل‌گرایان از مسئله‌ی ارضای انتظارات قشر جون استقبال کردند. در غیاب چنین فرصت‌هایی، نه تنها امکان خستگی ملت از دولت روحانی رو به فزونی خواهد رفت  بلکه خود جمهوری اسلامی نیز دچار فقدان مقبولیت خواهد شد.

 

بحران هویت

در نظر خامنه‌ای و افراطیون، ارزش‌های ایدئولوژیکی رژیم هستند که در ابتدا بایستی حفظ شوند. یک جمهوری اسلامی که ارزش‌های انقلابی‌گری‌اش را همچون دوران پسا‌مائوی چین باخته است ، دورنمایی ضعیف برای ایران به عنوان یک ایدئولوگ خواهد بود. افراطیون که همواره نسبت به بیگانگان، بالأخص غربی‌ها شکاک‌اند، اقتصاد جهانی را تله‌ای می‌دانند که رژیم را محاصره خواهد کرد و بافتش را تغییر خواهد داد. اینان بقای نظام را در انزوا می‌بینند.

این مسئله، با توجه به مسائل مطروحه‌ی سابق، تا مدتی حل‌نشده باقی خواهد ماند. احزاب و مؤسسات جمهوری اسلامی همچنان دچار برخورد اهداف خواهند شد. از طرفی، روحانی سرمایه‌گذاران را تشویق، و از سوی مقابل خامنه‌ای ورودشان را تقبیح خواهد کرد. از خامنه‌ای بیاناتی ضد تجارت، و از روحانی درخواست بیشتر برای تعامل را خواهیم دید. خامنه‌ای سعی می‌کند همچنان از توافق هسته‌ای خود را دور نگاه دارد و روحانی چاره‌ای جز دفاع(از کار خود) نمی‌بیند. در بحبوحه‌ی این مشاجرات، کشورهای سرمایه‌گذار هنوز مطمئن از حرکت به سمت ایرانِ دمدمی نیستند.

با این تفاسیر، ایران در سال ۲۰۱۷، انتخابات بحث‌برانگیزی را تجربه خواهد کرد. آن زمان است که مشخص می‌شود ایران با بحران هویتش چه کار خواهد کرد.

منبع: Council on foreign relations

[download id=126]

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد سیاست درهای باز سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

شیائوپینگیسم، «سیاست درهای باز»؛ رؤیای چینی اصلاحات در ایران

مقدمه

اشراف اطلاعاتی استراتژیک در مبحث نفوذ جریانی (شبکه‌ای)، ناظر به تبیین دو پرسش اساسی اطلاعات استراتژیک است:

  • دشمن چگونه می‌اندیشد؟
  • دشمن درباره‌ی ما چگونه می‌اندیشد؟

آمریکا و غرب به عنوان دشمنان قسم خورده‌ی ایران اسلامی، آنچه درباره‌ی انقلاب اسلامی در سر دارند تنها و تنها نابودی انقلاب اسلامی از هر راه ممکن است. در این مسیر از رویه‌های تجربه‌شده‌ی خود در مواجهه با دیگر انقلاب‌ها بهره می‌برند؛ مانند مواجهه با انقلاب کوبا، انقلاب شوروی و انقلاب چین.

دسته‌ها
پرونده ویژه

سیاست درهای باز تایلندی در ایران

[vc_row el_class=”postslider”][vc_column][vc_column_text]

جریان «اصلاحات» که روزی قصد داشت در دولت محمد خاتمی با «گورباچفیزه کردن» نظام مدل اصلاحات روسی را در ایران پیاده کند، اکنون در دولت حسن روحانی این روند را مبتنی بر مدل استحاله‌ی چینی، در فضای مذاکرات برجام و مدل توسعه‌ی تایلندی، در فضای ارتباطات پسابرجام دنبال می‌کند.

تفکیک انقلاب اسلامی از جمهوری اسلامی

این ورژن جدید اصلاحات که به نام «اعتدال» معرفی شده است، به‌مدت ۲۰ سال در «مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام» بر اساس تقکیک «جمهوری اسلامی» از «انقلاب اسلامی» روند استحاله را تنظیم و پیکربندی کرده است. حسن روحانی، رئیس وقت این مرکز طی یک سخنرانی که در قالب مقاله در نشریه‌ی راهبرد منتشر شد، به شرح این دوگانه می‌پردازد و این تقابل را با طرح این پرسش نهادینه می‌کند که «می‌خواهیم انقلاب اسلامی باشیم یا جمهوری اسلامی؟».

اگر بخواهیم «انقلاب اسلامی» باشیم، اولویت ما باید نشر آرمان‌های انقلاب به سرتاسر جهان باشد و قدرت و ثروت نیز به تبع آن تعریف خواهند شد. اما اگر بخواهیم «جمهوری اسلامی» باشیم، مسیر کشور به گونه‌ی دیگری رقم خواهد خورد و اولویت نخست تأمین قدرت و ثروت است تا به تبع آن کلیت نظام حفظ شود؛ این ادعایی است که وی می‌کند. در نهایت نیز پاسخ این پرسش این‌گونه داده می‌شود که: «در واقع انقلاب کردیم تا به جمهوری اسلامی برسیم و دیگر نباید به گذشته رجعت کنیم.»

وی «انقلاب اسلامی» را تنها برای سال ۱۳۵۷ مناسب می‌داند و مسیر پیش روی کشور را در چهارچوب «جمهوری اسلامی» ترسیم می‌کند و «انقلاب اسلامی» را موجودی خفته در تاریخ می‌انگارد. حال آن‌که در دیدگاه امام راحل و رهبر معظم انقلاب چنین تفکیکی از اساس غلط است.

[box type=”custom” bg=”#36a72c” color=”#” border=”#236a1d” radius=”3″]

امام خامنه‌ای مدظله العالی:

انقلاب یک حقیقت ماندگار و حقیقت دائمی است. انقلاب یعنی دگرگونی؛ دگرگونی‌های عمیق در ظرف شش ماه و یک سال و پنج سال به‌وجود نمی‌آید؛ علاوه بر اینکه اصلاً دگرگونی و صیرورت ـ یعنی حالی به حالی شدن ـ، تحوّل اصلاً حدّ یقف ندارد؛ هیچ‌وقت تمام نمیشود؛ انقلاب یعنی این. انقلاب یک امر دائمی است. حرفهایی یک عدّه [می‌زنند] منبع این حرفها، به قول خودشان، اتاق فکرهای خارجی است، اینجا هم این حرفها را بعضی‌ها در روزنامه‌ها و در مجلّه‌ها و در حرفهای گوناگون خودشان رِلِه میکنند و همانها را تکرار می‌کنند و به زبان ایرانی آنها را بیان می‌کنند؛ [امّا منبع‌] حرف از آنجا است که بله، انقلاب تمام شد. حالا یک نفر بی‌عقلی پیدا میشود به‌صراحت می‌گوید انقلاب را باید به موزه سپرد. بعضی‌های دیگر هم هستند این‌قدر بی‌عقل نیستند، به این صراحت نمی‌گویند، در پوشش این حرف را می‌زنند؛ جوری حرف می‌زنند که معنایش این است که انقلاب تمام شد؛ تبدیل انقلاب به جمهوری اسلامی. اصلاً قابل تبدیل نیست؛ جمهوری اسلامی باید مظهر انقلاب باشد.

به فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در ۲۵ شهریور ۱۳۹۴

[/box]

چین نو؛ تجربه‌ی چینی توسعه

روحانی دو سال پیش از این، سفارش تألیف کتابی را در مرکز تحقیقات استراتژیک صادر می‌کند که به مطالعه‌ی روند توسعه‌ی اقتصادی ـ سیاسی کشور چین در دوره‌ی موسوم به چین نوین می‌پردازد. حسن روحانی در پیش‌گفتار این کتاب از «تجربه‌ی چینی توسعه» می‌نویسد و استراتژی دنگ شیائوپینگ را الگویی مطلوب برای دیگر کشورهای در حال توسعه می‌داند؛ «سازواره‌ای که پذیرش تسامح در قبال منافع کوتاه‌مدت و کوشش مضاعف همراه با دقت برای دست‌یابی به منافع بلندمدت» در ذات آن قرار دارد.

با در اختیار گرفتن زمام دولت یازدهم توسط حلقه‌ی نیاوران، رئیس دفتر رئیس‌جمهور یعنی محمد نهاوندیان صراحتاً سیاست‌های حسن روحانی را در توسعه‌ی کشور منبعث از سیاست‌های دنگ شیائوپینگ در چین و تورگوت اوزال در ترکیه می‌داند. هدف این سیاست معطوف به تنش‌زدایی از روابط ایران و غرب به مرکزیت آمریکا در فرآیند مذاکرات موسوم به برجام بود تا از برآیند آن، تحریم‌ها برداشته شده و راه سرمایه‌گذاری توسط شرکت‌های غربی در کشور باز شود. اتفاقی که در چین ابتدا در دوره‌ی چو ئن‌لای (۱۹۷۱ میلادی) با مذاکراتی بر سر مسائل ژئوپلیتیک از جمله تایوان، درگیری‌های دو کرده، جنگ ویتنام و موارد دیگر آغاز شد و سپس در دوره‌ی دنگ شیائوپینگ (۱۹۷۶) با روی‌کرد اقتصادی و ایجاد مناطق آزاد تجاری ادامه پیدا کرد؛ که در نتیجه به انعقاد قراردادهایی با شرکت‌های مطرح آمریکایی برای انتقال تکنولوژی به چین انجامید.

این فرآیند دیپلماتیک، اجرای «سیاست درهای باز سیاسی ـ اقتصادی» در چین بود که به استحاله‌ی انقلاب مائو از آرمان‌های رادیکال انجامید؛ این استحاله به‌واسطه‌ی حذف روی‌کرد ضد امپریالیستی در مواجهه‌ی با غرب و قطع ارتباط این کشور با جنبش‌های مائوئیستی در سراسر جهان و تغییر اولویت چینی‌ها از موضوعات ایدئولوژیک به انگاره‌های استراتژیک در سطح اقتصاد رقم خورد.

توریسم؛ مدل تایلندی توسعه

«سیاست درهای باز سیاسی ـ اقتصادی» در ایران در فرآیند مذاکرات برجام موضوعیت داشت. اما در فضای پسابرجام روی‌کرد دولت با حمایت غربی‌ها به سمت سرمایه‌گذاری در ساخت هتل‌ها، خطوط هواپیمایی و ایجاد امکانات گردشگری در ایران تغییر جهت داد و زوایه‌ی سیاست‌های رئیس‌جمهور نیز به سمت توسعه‌ی صنعت توریسم منعطف شد؛ انعطافی که می‌رود تا «مدل توسعه‌ی تایلندی» را به جای «تجربه‌ی چینی توسعه» در قالب «سیاست درهای باز اقتصادی ـ فرهنگی» در کشور رقم بزند.

«مدل توسعه‌ی تایلندی» در دهه‌ی ۵۰ میلادی هم‌زمان با حضور آمریکا در جنگ ویتنام مبتنی بر «سیاست درهای باز اقتصادی ـ فرهنگی» با استراتژی توریسم رقم خورد. و تایلند را تبدیل به یکی از مراکز گردشگری در شرق و همین‌طور در جهان کرده است. البته این مرکزیت به‌همراه «توریسم سکس» در تایلند رقم خورده و این کشور را به‌عنوان مرکز ترانزیت «تجارت سکس» در شرق آسیا و جهان قرار داده است؛ به‌گونه‌ای که حجم عمده‌ی درآمد تایلند از توریسم به واسطه‌ی «توریسم سکس» و مسافرت افراد به این کشور در چهارچوب «تجارت سکس» ایجاد می‌شود.

نکته

این تغییر جهت یک دلیل عمده داشته است؛ سیاست درهای باز اقتصادی در چین با توجه به نیروی کار انبوه و ارزان امکان پیاده شدن داشت که به کپی‌کشی از انواع کالاهای مختلف انجامید؛ در حالی‌که، ایران اگرچه واجد نرخ بالای بیکاری است اما فاقد نیروی کار انبوه و ارزان است و وجود شرایط تحصیلات دانشگاهی برای عمده‌ی قشر جوان این فرآیند را در ایران مختل می‌کند.

پرسش

آیا نفوذ جریانی در انقلابْ فرآیند «سیاست درهای باز اقتصادی» را معطوف به استحاله‌ی فرهنگی در دستور کار قرار داده است؟ اگر این‌طور نیست پس دعوت گسترده از سرمایه‌گذاران غربی در حوزه‌های مربوط به ساخت هتل‌های گسترده، نوسازی ناوگان هواپیمایی و ایجاد امکانات گردشگری در ایران چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟

[box type=”custom” bg=”#ce2bda” border=”#74107b” radius=”3″]

حسن روحانی:

گردشگر به کشوری وارد می‌شود که با چهره گشاده آن کشور روبرو باشد و در آن جامعه تحمل فرهنگی بالا باشد. ثمره‌ی سرمایه بزرگ امنیت جذب سرمایه و گردشگر است و باید از میوه این سرمایه بزرگ برای توسعه کشور استفاده کرد. ۵ مهر ۱۳۹۵ در روز جهانی گردشگری[/box]

[/vc_column_text][vc_empty_space height=”50px”][vc_custom_heading text=”گرایش‌های پسابرجامی دولت یازدهم در اجرای سیاست‌های درهای باز تایلندی” font_container=”tag:h1|text_align:center|color:%238224e3″ use_theme_fonts=”yes”][feature_slider display=”cat” cats=”3774″ exc=”2000″ timeout=”40000″ number_of_posts=”60″][vc_empty_space height=”50px”][vc_custom_heading text=”تمرکزهای سرمایه گذاری‌های پسابرجام به سمت ساخت هتل‌های چندستاره در ایجاد بسترهای لازم برای جذب گردشگر توسط شرکت‌های اروپایی و آمریکایی” font_container=”tag:h1|text_align:center|color:%238224e3″ use_theme_fonts=”yes”][feature_slider display=”cat” cats=”3775″ num_bullets=”yes” exc=”5000″ timeout=”30000″ number_of_posts=”60″][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_empty_space height=”20px”][vc_tta_tabs alignment=”center” active_section=”1″][vc_tta_section title=”تحلیل” tab_id=”1494147767265-3d8d9ef4-ea4e”][blog display=”category” category=”3792″ hc_title=”” ad_count=”3″ posts_per_page=”3″][/vc_tta_section][vc_tta_section title=”خبر” tab_id=”1494147767420-0bc71adb-b9f7″][blog display=”category” category=”3774″ hc_title=”” ad_count=”3″ posts_per_page=”3″][/vc_tta_section][/vc_tta_tabs][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_empty_space height=”20px”][vc_empty_space height=”20px”][vc_text_separator title=”کتاب‌شناسی (چین)” color=”turquoise” style=”dotted”][vc_empty_space height=”20px”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_tta_tabs spacing=”5″ alignment=”center” active_section=”1″][vc_tta_section i_type=”entypo” i_icon_entypo=”entypo-icon entypo-icon-book” title=”سیاست درهای باز یکم” tab_id=”tab1″ add_icon=”true”][vc_gallery type=”image_grid” images=”12737,12738,12739,12740,12741,12742,12743,12744,12745,12746,12747,12748,12749″ img_size=”150×210″ onclick=”img_link_large”][/vc_tta_section][vc_tta_section i_type=”entypo” i_icon_entypo=”entypo-icon entypo-icon-book” title=”سیاست درهای باز دوم” tab_id=”tab2″ add_icon=”true”][vc_gallery type=”image_grid” images=”12734,12735,12736″ img_size=”150×210″ onclick=”img_link_large” title=”کتاب‌شناسی (چین)”][/vc_tta_section][vc_tta_section i_type=”entypo” i_icon_entypo=”entypo-icon entypo-icon-book” title=”سیاست درهای باز سوم” tab_id=”tab3″ add_icon=”true”][vc_gallery type=”image_grid” images=”12704,12705,12706,12707,12708,12709,12710,12712,12713,12714,12723,12724,12725,12726,12727,12728,12729,12730,12731,12732″ img_size=”150×210″ onclick=”img_link_large”][/vc_tta_section][/vc_tta_tabs][vc_empty_space height=”20px”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_empty_space height=”20px”][vc_text_separator title=”کتاب‌شناسی (ایران)” color=”turquoise” style=”dotted”][vc_empty_space height=”20px”][vc_gallery type=”image_grid” images=”12711,12751″ img_size=”150×210″ onclick=”img_link_large”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_empty_space height=”20px”][vc_text_separator title=”کتاب‌شناسی (تایلند)” color=”turquoise” style=”dotted”][vc_empty_space height=”20px”][vc_gallery type=”image_grid” images=”12752″ img_size=”150×210″ onclick=”img_link_large”][/vc_column][/vc_row]

دسته‌ها
استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

استکبارستیزی، شاخصه کلیدی سیاست خارجی انقلاب اسلامی ایران

در دوران جنگ سرد و رویارویی دو ایدئولوژی لیبرالیسم و مارکسیسم، کشور آمریکا در سیاست خارجی خود، فروپاشی کشور شوروی را چشم‌انداز خود قرار داده بود و برای رسیدن به این هدف در استراتژی‌های کلان خود، انطباق دو حوزه چشم‌انداز (vision) و مأموریت (mission) را هدف‌گذاری کرده بود. پس از ۳۰ سال تلاش، فاصله بین چشم‌انداز و مأموریت را از گپ فزاینده به وضعیت انطباق کامل و موازی یعنی رابطه مسالمت‌آمیز و صلح‌جویانه با شوروی رسانید. پس‌ازآن شوروی از حوزه ایدئولوژیک به سطح استراتژیک پیش رفت و فضای دوقطبی جنگ سرد ازمیان‌رفته و در آخر لیبرالیسم و سرمایه‌گذاری کوتاه نیامده و تفکر مارکسیسم نابود شد. سوسیالیست‌ها چون دست از حوزه ایدئولوژیک خود برداشته بودند، در مقابل آمریکا زانو زدند.

در آن دوران، انقلاب اسلامی ایران همسو با شعارها و آرمان‌های مردم، با الگو گیری از شعار «لا اله الا الله»، فریاد نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی را در جهان و از پی آن پرچم و علم ایدئولوژی اسلام با رویکرد خمینیسم را در جهان برافراشت. این تفکر، استکبارستیزی را به عنوان محور فعالیت‌های خود در عرصه بین‌المللی، در دستور کار قرارداد. در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ گروهی از «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام»، سفارت ایالات‌متحده آمریکا در تهران را اشغال کرده و دیپلمات‌های حاضر در ساختمان را به گروگان گرفتند. این اقدام به حدی حائز اهمیت بود که امام خمینی (ره) آن را انقلاب دوم نامید. از آن روز روابط ایران و آمریکا به صورت فزاینده‌ای رو به سیاهی رفت. دیگر بحث بر سر مسائل جزئی و کوچک نبود، بلکه تفاوت‌های ایدئولوژیک دو نظام لیبرال و اسلام در قالب دو کشور ایران و آمریکا پا به عرصه نبرد گذاشت.

کشمکش‌ها در روابط خارجی این دو کشور تا جایی پیش رفت که پس از پیروزی دولت یازدهم در انتخابات ریاست جمهوری، فصل تازه‌ای در روابط خارجی این دو کشور شروع شد. پس از اجازه رهبری معظم انقلاب در تغییر رویکرد سیاست خارجی و ارائه دکترین نرمش قهرمانانه، انقلاب اسلامی ایران در یک چرخش تاکتیکی اجازه داد، روابط آمریکا با ایران تنها بر سر موضوع هسته‌ای انعطافی پیدا کند و پس از توافقات، دوباره به حالت سابق خود بازگردد.

اما در این میان نباید فراموش کرد که با وجود به سرانجام رسیدن مذاکرات هسته‌ای و توافق کشورهای ۱+۵ و جمهوری اسلامی ایران بر سر ابعاد موضوع هسته‌ای و تحریم‌ها؛ همچنان نبرد ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و چه دیگر مستکبران عالم پابرجاست. لذا استفاده از واژگان «دوران پساتوافق» و «روابط نو در سیاست خارجی» در استراتژی کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که الزاماً برخواسته از مبانی تفکر استکبارستیز و عدالت‌خواه دین مبین اسلام است، جایگاهی ندارد.

اصل ۱۵۲ قانون اساسی دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را به زیبایی تبیین کرده است: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت‌های سلطه‌گر و روابط صلح‌آمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است.»

امام راحل به عنوان بنیان‌گذار انقلاب اسلامی ایران، همه بدبختی‌ها را از وجود آمریکا می‌دانستند و چهار عنوان ویژه به آمریکا داده‌اند:

و یک جمله مهم هم فرموده‌اند که رابطه ما با آمریکا رابطه گرگ‌ومیش است؛ یعنی امام (ره) راه را برای همیشه در روابط استراتژیک بین ایران و آمریکا بسته‌اند، ممکن است مناسبات تاکتیکی وجود داشته باشد، اما هیچ‌گاه به آن سطح نخواهد رسید.

یک مسلمان واقعی با به‌کارگیری واژه «الله‌اکبر» تنها برای خداوند متعال مقام کبریایی قائل است. ازاین‌رو، مقام استکباری خاص باری‌تعالی است و هر آن‌کس که روی زمین خود را در این مقام فرض کند، منفور خواهد بود. آمریکا در دنیای مدرن، مبتنی بر اندیشه داروینیسم، با ابزار حقوق و سیاست، خود را در جایگاه فرمانروایی دنیا، می‌بیند و همچون شیری که بر جنگلی ریاست کند، جوهره وجودی خود را در استکبار قرار داده است.

بی‌شک کلام حضرت حق بهترین راهنمای ما در روابط خود در سیاست‌های خارجی خواهد بود. خداوند متعال در قرآن کریم در آیه ۱۲۰ سوره مبارکه بقره می‌فرماید: «وَلَن تَرضی عَنک الیهودُ وَلَا النَّصاری حَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم: هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آن‌ها شوی و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی.»

لیبرالیست از موضع اعتقادی خود هرگز پایین نمی‌آید. آمریکا امروز به عنوان نماد ایدئولوژی لیبرال، با جمهوری اسلامی ایران که داعیه‌دار تفکر اسلام ناب محمدی است، در حال ستیزه است. او می‌خواهد ما را از سطح ایدئولوژی به سطح استراتژیک آورده و در این سطح به زمین بزند؛ اما هوشیاری جوانان انقلابی این مرزوبوم، اجازه نخواهد داد که آرزوی خیالی آنان لباس واقعیت بپوشد.

در دیدار رهبری با دانشجویان در تاریخ ۲۰/۴/۱۳۹۴، «وضعیت مبارزه با استکبار پس از مذاکرات هسته‌ای» سؤالی بود که یکی از دانشجویان مطرح کرد. رهبر انقلاب در پاسخ تأکید کردند: مبارزه با استکبار و نظام سلطه، براساس مبانی قرآنی، هیچ‌گاه تعطیل‌پذیر نیست و امروز آمریکا کامل‌ترین مصداق استکبار است. ایشان افزودند: به مسئولین مذاکره‌کننده نیز گفته‌ایم که فقط در موضوع هسته‌ای حق دارید مذاکره کنید و با اینکه طرف آمریکایی گاهی مسائل منطقه، از جمله سوریه و یمن را پیش می‌کشد، مسئولین ما می‌گویند در این مسائل مذاکره نمی‌کنیم. رهبر انقلاب تأکید کردند: مبارزه با استکبار جزء مبانی انقلاب و از کارهای اساسی است، بنابراین، خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید.