دسته‌ها
رصد استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی

مجریان سیاسی کفر علیه متعلقات ایمان در گستره جهانی

تطبیق دشمنان 

«…. نگاه ایالات متحده‌ی آمریکا به نظام اسلامی، نگاه نفی موجودیت است؛ این را در طول سال‌ها کاملاً فهمیدیم. البته خودشان می‌گویند نخیر، تغییر رفتار. تغییر رفتاری که آن‌ها می‌گویند، اگرچه همیشه هم روی آن پافشاری ندارند، معنایش نفی هویت است. یعنی آن رفتارهای اصلی‌ای که شاخص اسلامی بودن است، باید تغییر پیدا کند. ما هم نگاه‌مان به آمریکا، نفی موجودیت استکباری آمریکاست؛ و الّا رژیم آمریکا و دولت آمریکا یک کشوری است مثل بقیه‌ی دولت‌ها. استکباری بودن آمریکا، سلطه‌ی جهانی بودن، ابرقدرتی آمریکا، از نظر ما مردود است؛ ما قبول نداریم. پس این شد مخالفت بنیانی.» (*)

 

کارگروه رصد و بررسی های کفر سازمان یافته توجه شما را به فرماندهان سیاسی ابلیس علیه متعلقات ایمان در گستره جهانی جلب می کند: 

 

نام (فارسی) نام (انگلیسی) تصویر ائمه کفر جایگاه / پیشینه / منصب تصویر پرچم‌های کفر
باراک اوباما Barak Obama
باراک اوباما

باراک اوباما

رئیس جمهور رژیم آمریکا ۲۰۰۸- ۲۰۱۶
ایالات متحده آمریکا

ایالات متحده آمریکا

ملکه الیزابت دوم Elizabeth II
ملکه الیزابت دوم

ملکه الیزابت دوم

ملکه پیر انگلستان
انگلستان

انگلستان

دیوید کامرون David Cameron
دیوید کامرون

دیوید کامرون

نخست وزیر بریتانیا
بریتانیا

بریتانیا

بنجامین نتانیاهو Benjamin Netanyahu
بنجامین نتانیاهو

بنجامین نتانیاهو

رئیس رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی

رژیم صهیونیستی

سلمان بن عبدالعزیز آل سعود Salman bin Abdulaziz Al Saud
سلمان بن عبدالعزیز آل سعود

سلمان بن عبدالعزیز آل سعود

پادشاه عربستان سعودی
عربستان سعودی

عربستان سعودی

 

 

پی‌نوشت


 * بیانات امام خامنه‌ای (حفظه‌الله) در دیدار کارگزاران نظام.

 

منبع: مرکز اشاعه ایمان

دسته‌ها
آینده‌شناسی اخبار استراتژیک استراتژیک جنگ مذهبی سی ساله جدید طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده

امام خامنه‌ای: هدف جبهه استکبار، ایجاد جنگ داخلی بین مسلمان‌ها است

همزمان با هفدهم ربیع‌الاول، خجسته سالروز میلاد پیامبر اعظم حضرت محمدصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و حضرت امام صادق علیه‌السلام، مسئولان نظام، میهمانان شرکت‌کننده در کنفرانس وحدت اسلامی، سفرای کشورهای اسلامی و جمعی از قشرهای مختلف مردم، صبح امروز (۱۳۹۴/۱۰/۸) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

دسته‌ها
استراتژیک تبیینی تحلیلی جنگ مذهبی سی ساله جدید رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

استاد حسن عباسی: جنگ سی ساله مذهبی، ضد استراتژی غرب در برابر بیداری اسلامی

[box type=”info” bg=”#” color=”#” border=”#” radius=”4″]مطلب حاضر برگرفته از سخنان استاد حسن عباسی در برنامه عصر شبکه افق در تاریخ ۲۶ آذر ماه ۱۳۹۴ است که در قالب مقاله تنظیم شده است.[/box]

انقلاب اسلامی، انقلابی ضد صهیونیستی

صدور انقلاب ما در دفاع مقدس رقم خورده است و امام در قطعنامه فرمودند که این جنگ، جنگ حق و باطل بود و از زمان آدم (ع) آغاز شده و استمرار داشته و تا زمان ظهور هم بسط پیدا خواهد کرد، طبیعتاً آن نکته که در صدور انقلاب از طریق دفاع مقدس باید خوب تبیین بشود این نکته است که معارض انقلاب اسلامی کیست؟ و انقلاب اسلامی با چه کسی پنجه در پنجه انداخته است؛ کمونیست‌های شوروی با امپریالیسم درگیر بودند، کاسترو در کوبا در انقلاب خود با کپیتالیسم و سرمایه‌گرایی و با لیبرالیسم آمریکا درگیر بود. انقلاب‌های مهم، از انقلاب ویتنام تا انقلاب چین هر کشوری که یک وجه مبارزاتی این چنینی داشته است میدان مبارزه‌اش علیه کشورهایی بوده که در واقع داعیه لیبرالیسم، کپیتالیسم و سرمایه‌گرایی داشتند، در واقع داعیه امپریالیسم و جهان‌خواری داشتند اما انقلاب اسلامی به هیچ کدام از این ایدئولوژی‌ها مستقیماً نپرداخته است. بلکه انقلاب اسلامی جا را برای صهیونیسم تنگ کرد، تنها انقلاب ضد صهیونستی جهان انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی ابتدا به ساکن نه یک انقلاب ضد مارکسیستی بود نه یک انقلاب ضد لیبرالیستی و نه یک انقلاب ضد امپریالیستی بلکه یک انقلاب اساساً و جوهری و ماهوی ضد صهیونیستی بوده و هست.

صهیونیسم ایدئولوژی‌ای است که همه‌ی آن خباثت‌ها را داخلش دارد شاید باورش سخت باشد اما صهیونیست‌ها یکسری مارکسیست‌اند یکسری لیبرالیست‌اند یعنی در ۱۳۸۶ در کشور فلسطین که توسط دولت جعلی اسرائیل اشغال شده آخرین کیبوتص، -کیبوتص‌ها یک ساختارهای مناسبات اجتماعی مارکسیستی و کمونیستی هستند- که آنجا به وجود آمده بود در سطح کره‌ی زمین مدل‌های پیاده شده‌اش در رژیم صهیونیستی بود، شاید کسی باور نکند اما رژیم صهیونیستی که بیشتر کپیتالیستی سرمایه‌گرا و لیبرالیستی است، مدل‌های مارکسیستی در مدل اجتماعی‌اش بوده یعنی آخرین کیبوتص را رسانه‌های جهان اعلام کردند که در رژیم صهیونیستی دیگر جمع شده است.

 

پس انقلاب اسلامی پدیده‌ای ضد صهیونیستی، ضد مارکسیستی، ضد لیبرالیستی، ضد کپیتالیستی و ضد خیلی از شقوق دیگر پدیده‌های اُمانیستی و مدرن بوده و هست؛ دعوایی که این‌ها با جمهوری اسلامی و به خصوص با انقلاب اسلامی دارند به این دلیل است که این انقلاب یک انقلاب لیبرالیستی یا مارکسیستی نبود که طرفدار یک طرف باشد و ضد یک طرف دیگر؛ بلکه انقلابی بود که با عصاره‌ی همه مدرنیته که امروز در قالب ایدئولوژی صهیونیسم خودش را نشان می‌دهد در تعارض بوده و هست. ایدئولوژی صهیونیسم یک ایدئولوژی جهان‌وطن‌گونه است که جهان را برای خودش می‌داند و می‌خواهد همه را در خودش هضم می‌کند به‌طوری‌که امروز صهیونیست یهودی، صهیونیست مسیحی، صهیونیست بودایی، صهیونیست هندو و حتی صهیونیست مسلمان و صهیونیست شیعه داریم. وقتی گفته می‌شود که انقلاب اسلامی تنها انقلاب ضد صهیونیستی جهان است منظورمان رژیم صهیونیستی و پدیده جعلی اسرائیل نیست صهیونیسم پدیده‌ای فراتر از رژیم جعلی اسرائیل است. انقلاب اسلامی مزیت نسبی و ارزش افزوده‌اش در ضدیت با رژیم صهیونیستی به عنوان نماد پدیده صهیونیسم جهانی است، به همین دلیل بود که که در مذاکرات هسته‌ای نتانیاهو و دیگران آن‌قدر اصرار داشتند که بگویند، در مفاد توافق نامه حتماً مسئله‌ی به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی را بگنجانید که اوباما رسماً مصاحبه کرد و گفت که الان زمانش نیست. این انقلاب ضد صهیونیستی یک پدیده‌ای است که مبتنی بر همین سازوکار توانسته است انقلابش را صادر کند و این صدور انقلاب در دو لایه اصلی اتفاق می‌افتد:

لایه اول: در جهان اسلام هیچ جنبش اصیل بیداری اسلامی نیست که ماهیت ضد صهیونیستی نداشته باشد انصارالله یمن، حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، جیش الوطنی و جیش الشعبی و جنبش‌های مردمی سوریه و عراق و مردم بحرین و عربستان و در آفریقا و مناطق دیگر. امروز هرکس در جهان اسلام ضد صهیونیست هست به نوعی زیر پرچم انقلاب اسلامی ایران است و این نتانیاهو و صهیونیست‌های داخل کاخ سفید و آیپک و … را ناراحت می‌کند.

لایه دوم: در بیرون جهان اسلام نیز هرکس هژمونی ایالات متحده و هژمونی صهیونیست‌ها را به چالش می‌کشد امروز ماهیت ضد صهیونیستی پیدا می‌کند، به‌طوری‌که امروزه در اروپا در خود کشور انگلیس مردم طومار تهیه می‌کنند برای ممانعت از ورود نتانیاهو به کشور انگلیس و به مقامات خود می‌دهند. این پدیده ضد صهیونیستی در درون اروپا و ایالات متحده در طول دو دهه اخیر هرقدر جلوتر می‌رود شدیدتر می‌شود.

 

مسخ‌شدگی بشر امروز توسط تفکر غربی و راه علاج آن

امروز عصاره‌ی تفکر صهیونیستی در فرهنگ و اقتصاد و مسائل اجتماعی و غیره خودش را بروز داده است و باعث ایجاد مصیبت‌های زیادی برای بشریت شده است به طور مثال مشکلات اقتصادی در یونان و آرژانتین باعث شده است که دولت‌ها پیاپی عوض می‌شوند. رکودی که امروز در اقتصاد اتحادیه اروپا و آمریکاست رکود عظیمی است که می‌رود تا در آینده‌ی نه چندان دور شرق آسیا را در بربگیرد. جنگ ارزی که مدت ۴۵ تا ۵۰ روز بین ایالات متحده با چین در وسط تابستان امسال رخ داد و مشکلات عدیده‌ای را ایجاد کرد[۱]؛ این فرهنگ و اقتصادی که امروز از سوی غرب سرازیر شده است جهان را دچار زامبی‌زدگی و مسخ‌شدگی کرده است و تنها تکیه‌گاهی که بشر امروز می‌تواند به آن تکیه کند انقلاب اسلامی ایران است. در نامه‌ی رهبر انقلاب به جوانان آمریکای شمالی و اروپا[۲] آمده است که خودتان مستقیماً به سمت اسلام بیایید و اسلام را بشناسید. افق‌هایی که پیام انقلاب اسلامی برای ما در نظر گرفته است، بیداری عظیم اسلامی است که نورش به جهان تابید و جهان را دعوت کرد و دلیل آن هم این است که زبان اسلام زبان فطرت است و قرآن می‌فرماید:

«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا»

(روم-۳۰)

وقتی زبان اسلام زبات فطرت است، دعوت اسلام دعوت به زبان فارسی یا عربی یا انگلیسی یا ژاپنی یا زبان‌های دیگر نیست دعوت اسلام دعوت به زبان فطرت است. انقلاب اسلامی ایران رفتار فطری دارد، حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن و … رفتار فطری دارند؛ و وقتی شما یک نکته را منطبق بر فطرت بشر گفتید صرف نظر از دین و مذهب و رنگ و نژاد و تیره و قومیت آن نکته به فطرت انسان‌های دیگر نشسته و آن انسان‌های دیگر می‌آیند و با شما در این زمینه همراه می‌شوند و این جلوی زامبی‌زدگی را می‌گیرد.

 

جنگ سی ساله مذهبی، ضد استراتژی غرب برای مقابله بیداری اسلامی

سه چهار سال پس از شروع موج بیداری اسلامی انقلاب‌هایی در لیبی، تونس، مصر و یمن رخ داد و نتایجی به دست آمد به‌طوری‌که بعضی از دیکتاتورها سقوط کردند؛ غربی‌ها اسم آن را بهار عربی گذاشتند و بعد به مفهوم پاییز عربی رسیدند و سعی در منحرف کردن آن داشتند و درگیری را به کشور سوریه کشاندند تا مقاومت اسلامی را تضعیف کنند، بر طبق تحقیقات ما از نظر ساختار طرح‌ریزی استراتژیک ریشه این کاری که غربی‌ها دارند انجام می‌دهند مبحث «جنگ مذهبی ۳۰ ساله در اروپا» است، نکته این‌جاست که ما درگیر پدیده‌ای به نام جنگ‌های مذهبی ۳۰ ساله شده‌ایم؛ این جنگ مذهبی ۳۰ ساله که در تاریخ غرب از ۱۶۱۸ آغاز شد، به مدت ۳۰ سال ادامه پیدا کرد و بلایی بر سر مسیحیت و مردم اروپا آورد که ۴۰۰ سال پیش که این اتفاق شروع شد به مدت ۳۰ سال به طول انجامید کاری کرد که مردم برای همیشه با دین دچار تعارض شدند و دین را کنار گذاشتند. اتفاقی که در جنگ‌های مذهبی ۳۰ ساله افتاد این بود که در عیدی به نام عید سن بارتلمی در فرانسه کاتولیک‌ها در شب عید ۸۰۰۰ نفر از پروتستان‌ها را کشتند و این اتفاق در متن اروپا در محدوده کشور آلمان و آنچه که به اصطلاح امپراتوری مقدس روم نامیده می‌شد و از ایتالیا و فرانسه به سمت شمال تا منطقه اتریش، فرانسوی‌ها، سوئدی‌ها زمینه اختلافاتی شد و تمام اروپا در این آتش فتنه سوخت و جمعیت آلمان نصف شد؛ و مثل یک طاعون سیاه جامعه آن روز اروپا را فرا گرفت.

اختلافات قومی و مذهبی بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها چنان شرایط تاریک و سیاهی را ایجاد کرد که پس از پایان جنگ و منعقد شدن معاهدات و صلح‌هایی که بعداً تحت عنوان معاهده وستفالیا و غیره شناخته شدند؛ مردمِ نسل بعد به این نتیجه رسیدند که نه کاتولیک، نه پروتستان؛ نه این مذهب، نه آن مذهب، بلکه کل دین مسیحیت را به زاویه راندند، آنچه که امروز غربی‌ها دارند در منطقه ما پیاده می‌کنند. عیناً همان استراتژیِ جنگ مذهبی ۳۰ ساله‌ای است.

سال گذشته ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی ایالات متحده مقاله‌ای تحت عنوان عنوان «جنگ جدید مذهبی ۳۰ ساله» نوشته است[۳] و روی این نکته صحه گذاشته است، بنابراین امروز وقتی ادعا می‌شود که این‌ها می‌خواهند داعش را نابود کنند و در ائتلاف ۴۰ کشور برعلیه داعش به رهبری آمریکا در منطقه حضور دارند ما آن حرف را بپذیریم یا حرفی که ریچارد هاس به عنوان رئیس شورای روابط خارجی آمریکا روی آن انگشت می‌گذارد.

[button color=”blue” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” align=”center” link=”http://ystc.ir/%d8%ac%d9%86%da%af%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b1%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d8%af/” radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-pencil” icon_color=”#”]مقاله «جنگ جدید مذهبی» نوشته ریچارد هاس[/button]

وقتی پیام انقلاب اسلامی صادر شد، صهیونیسم جهانی برای اینکه بتواند این پیام را خنثی کند از درون جهان اسلام این مبحث را شروع کرد و پدیده‌ای به نام القاعده، به نام بوکوحرام، به نام داعش، به نام جندالاسلام، به نام جیش‌العدل، به نام طالبان و به نام جبهه النصره و نزدیک به هفتاد گروه در سراسر جهان اسلام از اندونزی تا مالزی و موریتانی و مراکش ایجاد کردند که شاخص آن‌ها داعش، القاعده، بوکوحرام و جبهه النصره و غیره هستند، این‌ها با پول عربستان و کمک اطلاعاتی و آموزش ایالات متحده، رژیم صهیونیستی، انگلیس و فرانسه و با تسلیحاتی که آن‌ها می‌فرستند همراه با حمایت کشورهایی مثل ترکیه در منطقه این وضعیتی که برای صهیونیسم جهانی عموماً و برای رژیم صهیونیستی خصوصاً به وجود آمده را می‌خواهند خنثی کنند. سوالی که به وجود می‌آید این است که شروع این جنگ سی سال را چه وقتی بگیریم؟ سال ۲۰۱۰ که همین انقلاب‌ها شروع شد در منطقه یا سال ۲۰۱۱ که داعش حرکت خود را آغاز کرد و در ۱۳۹۳ تا پشت دروازه‌های بغداد آمد، یا امروز بگیریم یا فردا؟ بالاخره چه این را ۴ سال پیش بگیریم چه امروز بگیریم و چه فردا بگیریم غرب یک طرح ۳۰ ساله بسیار خطرناک برای جهان اسلام عموماً و برای منطقه جنوب غرب آسیا که به غلط به آن خاورمیانه می‌گویند طراحی کردند. همچنین استیون مک‌میلان درتکمیل مطلب آقای ریچارد هاس مقاله‌ای را مبتنی بر همین مقاله منتشر کرده[۴] که این می‌رود که منطقه جنوب غرب آسیا را بالکانیزه کند.

[button color=”blue” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” align=”center” link=”http://ystc.ir/?p=10318″ radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-pencil” icon_color=”#”]مقاله «جنگ جدید مذهبی: سیاستی غربی برای ایجاد آشوب؟» نوشته استیون مک‌میلان[/button]

منطقه بالکان همان جایست که بوسنی و هرزگوین و مونته‌نگرو و به اصطلاح مقدونیه، کرواسی، مجموعه‌ی یوگسلاوی سابق می‌گویند. در این منطقه بالکان هر چند صد سال یکبار چنان از نظر مذهبی بین کرووات‌های کاتولیک و اسلوونیایی‌ها که پروتستان هستند و بین خود صرب‌ها که مذهب آن‌ها ارتدوکس است با مسلمانان فاطمی که در بوسنی و هرزگوین و کوزوو و مقدونیه بودند جنگ اتفاق می‌افتد. یکی از آن‌ها را ما حدود پازده سال پیش شاهد بودیم که چه کشتار عظیمی از مسلمانان صورت گرفت، این اتفاقی که مبتنی بر جنگ‌های مذهبی شکل می‌گیرد و سرزمینی را پاره‌پاره می‌کند را بالکانیزاسیون می‌گویند؛ فرآیند بالکانیزه شدنی که غربی‌ها برای منطقه‌ی جهان اسلام به‌خصوص برای منطقه جنوب غرب آسیا در نظر گرفتند و حتی نقشه آن را منتشر کردند به این شکل است که عربستان به ۵ کشور، عراق به ۳ کشور، سوریه به چندین کشور، ایران به پنج کشور، پاکستان و افغانستان هر کدام به چند کشور تجزیه می‌شوند. پس یک پدیده‌ی خطرناکی را غرب شروع کرده است و این پدیده خطرناک جنگ مذهبی ۳۰ ساله است که برای ما روشن می‌کند هر پالس و پیامی ناظر بر اینکه آمریکایی‌ها می‌خواهند با داعش مبارزه کنند را رد می‌کند، هیچ عقل سلیمی این را نخواهد پذیرفت، هیچ ائتلافی از غربی‌ها علیه داعش به وجود نخواهد آمد که چنین نیرو و پتانسیلی که می‌تواند از درون جهان اسلام به اسلام صدمه بزند را خنثی کند.

[download id=107]

غربی‌ها یک سرزمین سوخته‌ای را در منطقه ما دنبال می‌کنند که در این فضا زیرساخت‌ها و جمعیت مثل جنگ سی ساله مذهبی در اروپا نابود شود و مثل فرآیندی که پس از جنگ‌های مذهبی ۳۰ ساله طی شد و در آن مسیحیت برای همیشه کنار گذاشته شد و کلیسا به یک امر شخصی محدود شد مسیحیت در روم و در کلیسای واتیکان محصور شد، اسلام هم به همین شکل محدود و محصور بشود. این فضایی است که در افق جنگ ۳۰ ساله مطرح است و نشان می‌دهد که صهیونیسم جهانی این مسیر را دنبال می‌کند. این چه معنی برای ما دارد؟ معنی آن این است که دفاع‌مقدس ما تمام نشده، دفاع‌مقدسی که امروز ما آن حماسه‌ها و رشادت‌ها را گرامی می‌داریم و هفته دفاع‌مقدس را ارج می‌نهیم؛ جنگ ناتمامی که امام در آن پیام قطعنامه فرمودند که این جنگ و دفاع‌مقدس ادامه دارد؛ شکل دفاع‌مقدس امروز، شکل دیگری است. یک وجه این وضعیت جنگ‌های نیابتی است که در منطقه صورت می‌گیرد و یک وجه دیگر آن این ساختار طرح‌هایی است که غربی‌ها منتشر کرده‌اند.

ریچارد هاس رسماً از آغاز یک جنگ مذهبی ۳۰ ساله در منطقه ما سخن می‌گوید، جنگی بین شیعه و سنی و بین قومیت‌ها و مذاهب دیگر؛ در صورتی که رهبران انقلاب اسلامی نظرشان بر این بود که طرف مقابل اهل سنت و سلفی‌ها نیستند بلکه طرف مقابل ما طرف مقابل ما یک اقلیت کوچک تکفیری است که این اقلیت کوچک تکفیری نه تنها بعضی اوقات ادعا می‌کند سنی است بلکه بعضی اوقات هم شیعه است و در تلویزیون‌های ماهواره‌ای به مقدسات اهل سنت توهین می‌کند، در حالی که این‌ها صهیونیست‌های مسلمان هستند و چه ادعای شیعه‌گری کنند، چه ادعای سنی‌گری اساساً مسلمان نیستند.

 

جنگ ناتمام صدر اسلام بستر پیاده‌سازی استراتژی جنگ سی ساله مذهبی

سوالی که به وجود می‌آید این جاست که این جنگ‌های سی ساله در جهان اسلام چگونه به وجود می‌آید؟ بستر پیاده‌سازی این جنگ در جنگ ناتمامی است که با ابوسفیان در مقابل پیامبر اسلام در صدر اسلام شروع شد؛ ابوسفیان جنگ با پیامبر (ص) را در مکه شروع می‌کند؛ ابتدا در جنگ بدر سپس جنگ احد، خندق و احزاب. وقتی که مکه سقوط می‌کند و به دست نیروهای اسلام فتح می‌شود ابوسفیان و پسرش معاویه اجباراً مسلمان می‌شوند و به عنوان یک منافق در درون جهان اسلام زندگی می‌کنند؛ وقتی که معاویه می‌میرد زمانی که عمر اسلام به ۶۰ سال می‌رسد، معاویه ۴۲ سال در جهان اسلام در منطقه‌ای که در حال حاضر به آن سوریه می‌گوییم حکومت کرده است؛ به عبارت دیگر ۱۲ سال اول عمر اسلام در حال جنگ با اسلام بوده سپس مسلمان می‌شود و ۴۲ سال هم با پیامبر (ص) و حضرت امیر (ع) در جنگ بوده است و پس از جنگ صفین بعد از حضرت امیر (ع) با امام حسن (ع) می‌جنگید و پس از مرگش پسرش یزید با امام حسین (ع) در سال ۶۱ هجری می‌جنگد و امام حسین (ع) را شهید می‌کنند.

پس از خاندان اُمویان -یعنی فرزندان ابوسفیان- کار به دست عباسیان می‌رسد، عباسیان که کار را شروع می‌کنند همین مسیر در زمان بقیه‌ی ائمه ادامه پیدا می‌کند تا اینکه امام عصر (ع) به غیبت کبری می‌روند؛ پس از این هم مسیر ادامه پیدا می‌کند تا دوره عثمانیان، عثمانیان هم همین مسیر را ادامه می‌دهند و ما امروز در موج چهارم هستیم، موج چهارم بعد از اُمویان، عباسیان، عثمانیان و امروز دوره تکفیری‌هاست.

امروز آمریکا، رژیم صهیونیستی، فرانسه، انگلیس پشت سر یک جریان تکفیری هستند که این جریان تکفیری در بحرین، امارات، قطر، اردن، ترکیه و عربستان یکسری دولت دست نشانده دارند و حاصل عمل این‌ها مقاومتی است که روبه‌روی آن‌ها توسط مردم مظلوم یمن، بحرین، لبنان، سوریه و عراق صورت گرفته است. این‌ها همان‌طوری که در کربلا سر می‌بریدند اینجا هم سر می‌برند. همان‌طوری که در جنگ احد سینه می‌شکافتند و جگر حضرت حمزه را هندجگرخوار به دندان کشید، امروز هم همین اعمال در سوریه توسط تکفیری‌ها انجام می‌شود. پس این طرح‌ریزی غربی‌ها یک عقبه تاریخی دارد و جنگ ناتمام صرفاً این نیست که ما بگوییم استمرار دفاع‌مقدس ما در یک جنگ مذهبی ۳۰ ساله است و باید مراقب باشیم و این تهدید و توطئه را خنثی کنیم؛ بلکه این ریشه در اختلافی است که ابوسفیان با پیامبر (ص) ما داشت و طی آن از درون خود اسلام به اسلام صدمه زده شد به طوری که عناوینی چون امیرالمؤمنین معاویه!، امیرالمؤمنین یزید! را به خود می‌دادند و مفاهیم را مصادره می‌کردند.

ممکن است در این‌جا این شبهه به وجود بیاید که غربی‌ها چنین اطلاعاتی را ندارند، اما اینگونه نیست و غربی‌ها با شناخت آمده‌اند؛ آقای جان لیمبرت یکی از دیپلمات‌ها و در واقع جاسوسان آمریکایی بود که در سفارت ایالات متحده در لانه‌ی جاسوسی، جاسوسی می‌کرد، وی در برنامه‌ای در شبکه VOA در سال ۱۳۸۶ شرکت می‌کند و در پاسخ به این سؤال مجری که چرا پس از تجربه تلخ سفارت در جمهوری اسلامی ایران مجدداً سفارت جمهوری اسلامی موریتانی را پذیرفتید؟

من خیلی در مورد این فکر کردم وقتی من گفتم من به دوستان گفتم به همسرم گفتم که ما مثل اینکه قراره بریم جمهوری اسلامی موریتانی اول گفتند شما یک دفعه رفتی جمهوری اسلامی هم‌چین خوشایند نبوده براتون چرا یک جای دیگر می‌روید خوب همه جمهوری اسلامی‌ها که یکی نیست. داشتم فکر می‌کردم بزرگ‌ترین اختلافش این بود که رئیس دولتِ رهبر آن جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی ایران اسم کوچکش علی هستش درست همان آقای علی خامنه‌ای، آن جمهوری اسلامی موریتانی زمانی که ما آنجا بودیم اسم کوچک رئیس جمهورش معاویه بود آن خیلی فرق می‌کند یکی علی بود و دیگری معاویه ولی از لحاظ سیستم حکومتی با هم کاملاً فرق داشتند قابل مقایسه نیست.

 

بنابراین معیار سازمان سیا برای اعزام مامورهای خود و معیار وزارت خارجه ایالات متحده در تفکیک جمهوری اسلامی‌ها این است که یک جایی اسلام هست ولی اسلام معاویه است یک جایی اسلام هست ولی اسلام علی است.

بین علی در جمهوری اسلامی ایران که رهبری‌اش «علی خامنه‌ای» است با معاویه در جمهوری اسلامی موریتانی که رئیس‌جمهورش «معاویه ولد» است تفاوت وجود دارد و سازمان سیا و هم‌چنین دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده این تفکیک را می‌شناسد می‌داند علی و معاویه تمایزشان در چیست و به صراحت می‌گوید در جایی به نام جمهوری اسلامی موریتانی امنیت داشتیم یعنی جایی که معاویه مسئولیتش را بر عهده دارد برای تفکر غربی امنیت وجود دارد. به عبارت دیگر اگر ۱۴۰۰ سال قبل ایالات متحده وجود داشت، با معاویه در شام هماهنگ بود اگر زمان جنگ صفین آمریکا می‌بود به دشمنان علی (ع) امکانات می‌دادند و از آن‌ها پشتیبانی می‌کردند همان‌طوری امروز به دولت عربستان توپ و تانک و هواپیما و امکانات می‌دهند تا مردم یمن را بزنند یا به داعش و النصره امکانات می‌دهند.

بنابراین این جنگ ناتمام اولاً ریشه در اقدامات ابوسفیان و فرزندانش دارد و حرکت سفیانی‌ها در این ۱۴۰۰ سال این تقابل از درون اسلام به اسم اسلام رقم زده است، این افراد هیچ وقت دلشان با اسلام و مسلمانان نبوده است و صرفاً در ظاهر ادعای اسلام دارند در حالی که منافق هستند. نکته دیگری که وجود دارد این است که این جنگ امروز در پیچیده‌ترین شکل خودش قرار دارد. این جنگ ناتمامی که در جنگ احد و خندق و بدر و حنین و کربلا و صفین رقم خورده بود امروز در کل منطقه ما صورت می‌گیرد و نیروهای مقاومت هستند که روبروی این‌ها هستند؛ این نیروهای مقاومت در واقع همان کاری را که در کربلا، صفین و بدر و حنین شد را تکرار می‌کنند.

 

قاسم سلیمانی، نماد مقاومت در جهان

امروزه در جهان مفهومی به نام قاسم سلیمانی، نه صرفاً یک شخص حقیقی بلکه به عنوان نماد مقاومت در جهان مطرح است، قاسم سلیمانی پدیده‌ای است که نماد یک جریان، یک فکر و یک گروهی است که این‌ها در بوسنی موجب نجات مردم بوسنی شدند در لبنان و در فلسطین و در سوریه که تنها حامی واقعی مردم است و در عراق که جلوی سقوط بغداد و شهرهای دیگر را گرفتند و در جاهای دیگر. امروز حتی اگر حضور فیزیکی هم نداشته باشند خود این آرمان‌گرایی تأثیرش را می‌گذارد. بررسی و بازخوانی سوابق گذشته‌ی این حرکت نشان دهنده همان جنگ ناتمام است و نشان می‌دهد که چگونه دفاع‌مقدس ما در تمام این سال‌ها ادامه داشته است. اگر روزی نماد مقاومت در برابر امپریالیسم جهانی چه‌گوارا و گریواس بودند، امروز نماد مقاومت اسلامی و آرمان‌گری اسلامی در قالب شخصیتی به نام سردار سلیمانی و سید حسن نصرالله وجود دارد.

 


پی‌نوشت:

[۱] کدآمایی

[۲] Khamenei.ir

[۳] باشگاه استراتژیست‌های جوان

[۴] باشگاه استراتژیست‌های جوان

 

[button color=”orange” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” size=”big” align=”center” link=”http://dl.ystc.ir/hvb/1394/9/10055/Ostad_hasan_abbasi_dar_barnameh_asr.mp3″ radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-music” icon_color=”#ffffff”]دانلود صوت برنامه راز با حضور استاد حسن عباسی[/button]

[button color=”orange” bgcolor=”#” hoverbg=”#” textcolor=”#” texthcolor=”#” bordercolor=”#” hoverborder=”#” size=”big” align=”center” link=”http://dl-abbasi.ir/Amir/1394/Video/Asr_940702.mp4″ radius=”4″ outer_border_color=”#” icon=”momizat-icon-play” icon_color=”#ffffff”]دانلود فیلم برنامه راز با حضور استاد حسن عباسی[/button]

 

دسته‌ها
استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

چرا اصطلاح استعماری خاورمیانه؟!

من اصرار دارم این منطقه را «غرب آسیا» بگویم، نه خاورمیانه، تعبیر خاور دور، خاور نزدیک، خاورمیانه درست نیست. دور از کجا؟ از اروپا، نزدیک به کجا؟ به اروپا، یعنی مرکز دنیا اروپا است، هرجایی که از اروپا دورتر است، اسمش خاور دور است! هرجا نزدیک تر است، خاور نزدیک است، هر جا وسط است، خاورمیانه است. این تعریفی است که خود اروپایی‌ها کردند؛ نه ما این را قبول نداریم. آسیا یک قاره ای است؛ شرقی دارد، غربی دارد، وسطی دارد، ما در غرب آسیا قرار داریم. بنابر این این منطقه ما اسمش منطقه غرب آسیاست، نه منطقه خاورمیانه.

جملات فوق بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشگاهیان در مردادماه نود و یک است. اصطلاح خاورمیانه به بخشی از منطقه جغرافیایی اطلاق می‌شود که شامل کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا است.

اصطلاح «خاور میانه» اولین بار توسط «آلفرد تیر ماهان» هیدروپلتیسین آمریکایی مطرح گردید. تیر ماهان در کتاب معروف خود «تاثیر و نفوذ قدرت دریایی در تاریخ» به بررسی اینکه انگلیس چگونه به امپراتوری رسیده است می‌پردازد. وی رئیس دانشگاه جنگ نیروی دریایی که در واشنگتن دی سی در شمال شرق ایالات‌متحده قرار دارد بود. لذا نگاه وی از شهر واشنگتن دی سی به بزرگ‌ترین خشکی روی کره زمین بود که چگونه می‌توان بر منابع روزمینی و زیرزمینی آن تسلط داشته باشد. لذا نتیجه گرفت برای اینکه ایالات‌متحده به این درجه از امپراتوری برسد باید دریاها را در سیطره خود داشته باشد تا بتواند بزرگ‌ترین خشکی کره زمین را مصادره کند. برای این منظور وی ۷ ناوگان دریایی برای نیروی دریایی ارتش آمریکا تعریف کرد که عبارت‌اند از:

  • ناوگان یکم و سوم در اقیانوس آرام شمالی و جنوبی
  • ناوگان دوم و چهارم در اقیانوس اطلس شمالی و جنوبی
  • ناوگان پنجم برای کنترل اقیانوس هند و در کشور بحرین
  • ناوگان ششم به دلیل اهمیت اروپا برای غرب و اهمیت رژیم صهیونیستی در ایتالیا
  • ناوگان هفتم به دلیل اهمیت استرالیا، نیوزلند و بعد از جنگ جهانی دوم و اشغال ژاپن و اهمیت ژاپن، شامل نوار باریکی از شمال شبه‌جزیره کامچاتکا در منتها الیه روسیه تا پایین استرالیا آنجا را تحت کنترل دارد.

سه‌چهارم سطح آبی کره زمین با این دیدگاه تیر ماهان پوشش داده شد و پس از آن صرفا بزرگ‌ترین خشکی روی کره زمین باقی ماند که اروپا و آسیا آن جا به هم چسبیده‌اند. لذا تیر ماهان برای این خشکی بزرگ، از واشنگتن دی. سی. در شرق ایالات متحده، سه خاور (شرق) تعریف کرد:

  1. خاور نزدیک که اروپاست.
  2. خاورمیانه که شامل غرب آسیاست، بعدها شمال آفریقا نیز به آن اضافه شد.
  3. خاور دور که کشورهای شرق آسیا را شامل می‌شود.

لذا تعریف خاورمیانه توسط آلفرد تیر ماهان این‌گونه بوده است که خود را محور قرار داده و دیگران را با خود سنجیده است و نگاه وی یک نگاه استعماری بوده است. بر این اساس و بر اساس فرمایش رهبری این قسمت جغرافیایی «غرب آسیا» است و نه «خاورمیانه».

دسته‌ها
اتیمولوژی و ترمینولوژی انتقادی تحلیلی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

توسعه یا پیشرفت؟

 بررسی مفهوم واژه «دِوِلُپمِنت»

گاهی ترجمان ما از برخی مفاهیم غربی چنان التقاطی و غیر اصیل است، که گویا با انتقالش از عالم فکری غربی به عالم فکری بومی، ذاتش دچار کژفهمی شده است.

ترجمه کلمه development به‌صورت توسعه، یکی از این دست ترجمان‌هاست و شاید اگر معادل این واژه را به صورت دِوِلُپمِنت! بنویسیم، کار علمیِ دقیق‌تر و متقن‌تری کرده‌ایم. لذا در این مقاله به بررسی مفهوم development می‌پردازیم و نیز مرادمان از آنچه تحت عنوان توسعه مطرح می‌شود را نیز دقیق‌تر بررسی خواهیم کرد. در نهایت هم جایگزین مطلوبی را برای این مفهوم معرفی خواهیم کرد.

 

پژوهشی پیرامون نتایج توسعه‌یافتگی

چرا ما باید «توسعه» پیدا کنیم؟ در برابر این پرسش، پاسخ‌هایی به اندیشه‌مان خطور می‌کند، از جمله:

  • برای زدودن فقر و محرومیت؛
  • برای پیشرفت تکنیکی جهت مقابله با تمدن غرب؛
  • برای هم پایی با تمدن پیشرفته مغرب زمین
  • برای رفاه بیشتر و استفاده از نعمت‌های خدایی؛
  • یا …

اما برای اینکه ببینیم آیا واقعاً این خواسته‌ها در بستر توسعه‌یافتگی محقق می‌شود یا خیر، بایستی دست به یک پژوهش دقیق بزنیم.

در یک پژوهش روشمند، ما با چهار مرحله روبه‌رو هستیم:

  1. اتیمولوژی (ریشه‌شناسی مفاهیم)
  2. ترمینولوژی (مفهوم‌سازی‌شناسی در بازه زمانی-معانی مختلف یک واژه در دوره‌های زمانی مختلف-)
  3. متدولوژی (همان روش‌شناسی)
  4. اپیدمیولوژی (فراگیرسازی‌شناسی)

اتیمولوژی واژه development

«توسعه»[۱] شاید از نظر لفظ، تازه باشد؛ اما از نظر معنا تازه نیست. لفظ «ترقی» از اولین الفاظی بود که فرنگ‌رفته‌های ما برای توصیف آن دیار بکار برده‌اند.

برای دریافت معنای توسعه، باید ترقی را فهمید. چرا که:

همین میل ترقی اجتناب‌پذیر بشر است که مبنای توسعه‌ی تمدن کنونی قرار گرفته است.

توسعه از ریشه‌ی «و س ع» به معنای فراخی و گستردگی است. از آنجا که خیلی از محققان مسلمان ساده‌اندیش بر این باورند که توسعه و ترقی هم‌ارز «رشد و تعالی» است که در قرآن آمده، لذا برای جلوگیری از این کژفهمی، به بررسی واژه‌ی رشد، در قرآن می‌پردازیم:

قَد تَّبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی

رشد، راهی است که انسان را به سوی علت غایی وجود خویش و آن هدف خاصی که از آفرینش بشر مقصود پروردگار متعال بوده است، هدایت می‌کند و آن را به «راه صلاح» ترجمه کرده‌اند.

لذا این واژه اصلاً دخلی به ترقی و توسعه ندارد.

پرسش‌هایی پیرامون الگوی توسعه برای جهت دادن به پژوهش

آیا الگوی توسعه را باید مبنی بر مصرف‌گرایی افراطی بنا نهاد؟ آیا باید بدون ملاحظه، فقط به حرص و ولع بشر میدان داد؟

آیا نسبت بین منابع، مصرف‌کنندگان، و یا تولید و مصرف از الگوی خاصی تبعیت می‌کند؟

برای اینکه اهمیت این پرسش‌ها مشخص شود، مثالی از نگرش پایه‌ای به اقتصاد[۲] در دو مکتب توحیدی و غربی بیان می‌کنیم.

اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می‌داند؛ درحالی‌که در اسلام، منابع و امکانات نامحدود معرفی شده‌اند! از طرفی، اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرف‌گرایی تأکید دارد.

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَرْضِ (سوره احزاب، آیه‌ی ۹۶)

و اگر مردم ایمان آورده و پرهیزگار بودند، ما ابواب برکات زمین و آسمان را بر آن‌ها گشوده بودیم.

لذاست که وقتی زلف اقتصاد کشور را به توسعه گره می‌زنیم، ماحصلش می‌شود تکیه به منابع محدود نفتی و برداشت سرسام‌آور از این موهبت الهی، بدون در نظر گرفتن تبعات این مصرف بی‌حدوحصر، و در پی آن، بی‌توجهی به نگرش‌هایی چون اقتصاد مقاومتی که بر اساس پرهیز از مصرف‌گرایی بنا نهاده شده است. البته استدلال آقایان در این مواقع برای توجیه کارشان، عقب نیفتادن از توسعه‌یافتگی است. هر چند نگرش حاکم بر اقتصاد مقاومتی هم پیشرفت مملکت است. اما چون این دو دیدگاه از دو ریشه مبنایی متفاوت نشأت می‌گیرند، لذا نمی‌توان هر دو روش را در آن واحد، باهم اجرا نمود.

اگر به سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با فعالان اقتصادی نیز نظری بیندازید، عمق نگرانی ایشان از این نوع نگرش غلط مشخص می‌شود:

«یکی از بزرگ‌ترین بلیات اقتصاد ما، و نه فقط اقتصاد ما، بلکه بلیات عمومی کشور، وابستگی ما به درآمد نفت است. ما باید به جایی برسیم که اگر یک روزی به خاطر قضایای سیاسی اراده کردیم که صادرات خودمان را مثلاً برای مدت ۱۵ روز یا یک ماه متوقف کنیم، بتوانیم. امروز ما نمی‌توانیم این کار را بکنیم، چون به این درآمد احتیاج داریم. اگر یک روزی اقتصاد کشور از درآمد نفت و صادرات نفت بریده شود، این توان را ملت ایران و نظام اسلامی در ایران به دست خواهد آورد؛ که تأثیرگذاری‌اش در دنیا فوق‌العاده است. ما باید به اینجا برسیم./ مرداد ۹۰»

 

پرسش‌هایی پیرامون الگوی توسعه برای جهت دادن به پژوهش

پخش سرمایه در الگوی توسعه چقدر اهمیت دارد؟

پاسخی بر مبنای کلام وحی: کیْ لَا یَکونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیَاء مِنکمْ وَ مَا آتَاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَاب (سوره حشر، آیه ۷)

آنچه که به شما عطا کردیم سرمایه می‌شود و آنجا که می‌گوییم سهم فقرا را بدهید، برای این است که مبادا سرمایه و ثروت در بین یک عده خاص دست به دست شود.[۳]

پاسخی بر مبنای نظام سرمایه‌داری که مفهوم گردش نداشتن سرمایه در آن به وضوح خودنمایی می‌کند:

در نظام سرمایه‌داری، کل ثروت در دست اغنیاء است. بقیه عملاً هیچ! بلوک ورشکسته‌ی شرق نیز همین‌گونه بود. کل سرمایه‌ی اتحاد جماهیر شوروی که بخش وسیعی از شمال و شرق و غرب کره‌ی زمین را فراگرفته بود، در دست دولت بود. از این طرف شوروی تا آن طرف شوروی، با هواپیما ۸ ساعت فاصله بود. ما قبله‌مان در چهار طرف ایران جنوب غربی است. اما بخشی از قبله‌ی آن‌ها جنوب غربی است، بخشی مستقیم و بخشی جنوب شرقی است! در این کشور با داشتن گاز، نفت و بسیاری از صنایع سنگین، دولت سالاری بود. این هم جزء توسعه مذموم است.

 

دو نوع توسعه، برگرفته از اندیشه حضرت آیت‌الله جوادی آملی (حفظه الله)[۴]

ایشان قائل به دو نوع توسعه هستند:

یکی مذموم، و تحت عنوان «توسعه تکاثری»

دیگری ممدوح، و تحت عنوان «توسعه کوثری»

توسعه‌ی کوثری آن است که «پایدار» و «همه‌جانبه» باشد. معنای پایدار آن است که نسل آینده را هم در نظر داشته باشد.

اما الگوی توسعه تکاثری به صورت زیر است:

اما الگوی جایگزین:

الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، در واقع پاسخی مطلوب در این زمینه است. این الگو در نشست اندیشه‌های راهبردی در تاریخ ۱۰/۹/۸۹ مورد تعریف قرار گرفت. جهت جلوگیری از اطاله کلام، اهداف، اجزا و مقررات و نیز عرصه‌های این الگو را بر اساس بیانات رهبر معظم انقلاب، و در قالب نمودارهایی که سایت ایشان ترسیم نموده است، در زیر جهت دانلود آورده می‌شود.

[download id=100]


پی‌نوشت:

[۱] زین پس، به ناچار مراد ما از توسعه، همان مفهوم development است، ولو اینکه گفتیم این ترجمه ابداً ذات development را نمی‌رساند. اما از آنجا که عمده در اکثر مباحث، مراد از توسعه را همان development می‌گیرند، ما نیز از روی ناچاری و به‌صورت غیردقیق از این واژه استفاده می‌کنیم.

[۲] اقتصاد نیز ترجمه‌ای غلط از economy است، هم‌ارز ترجمه development به توسعه. برای بررسی مفهومی این واژه به مباحث کدآمایی استاد عباسی رجوع شود. بنا به استدلال توضیح [۱] ناچارا از واژه اقتصاد در این بحث استفاده می‌کنیم.

[۳] «دوله» در آیه یعنی تداول و دست به دست شدن.

[۴] جهت مطالعه مشروح این دیدگاه:

 http://www.tasnimnews.com/Home/Single/506395

دسته‌ها
انتقادی تبیینی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

جنبش دانشجویی طراز

امروز ما شاهدیم در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی اساتیدی به خود اجازه می‌دهند خلاف شرع اسلام حرف بزنند و کسی مقابل آن‌ها قرار نمی‌گیرد، هیچ‌کس نمی‌تواند باور کند که در این کشور در دانشگاه‌های ما افرادی باشند که از هم‌جنس‌بازی حمایت بکنند و هم‌زمان در آن دانشگاه بسیج دانشجویی وجود داشته باشد، هیچ‌کس نمی‌تواند باور کند روزی در دوران دوم خرداد تنها تشکلی که روبروی جریان سکولار روشنفکری و شبهات علیه اصول، آن‌ها می‌ایستاد اما امروز یارای مقابله با جریانی شبهات آبکی مطرح می‌کند را ندارد، متأسفانه اخباری که از دانشگاه‌ها به گوش می‌رسد،  عقده‌گشایی برخی اساتید سکولار و غرب‌زده که قصد گرفتن انتقام سال ۸۸ را دارند و از هر حرکت ضدانقلابی حمایت می‌کنند، زمینه امتحان جریان‌های حزب‌الله در دانشگاه‌ها را فراهم کرده، آن روزها روزهایی بود که مسئولین دانشگاه‌ها به خود جرئت نمی‌دادند که مقابل جریان‌های دانشجویی بایستند اما امروز نه‌تنها توسط مسئولین دانشگاه‌ها کنترل و اداره می‌شوند بلکه مسئولین به خود اجازه می‌دهند برای تشکل‌ها تعیین تکلیف می‌کنند و سخنرانی تشکل‌ها را به نفع جریان سیاسی خود کنسل و یا تغییر مکان می‌دهند، دیگر خبری از جنبش عدالت‌خواهی دانشجویی با آن قوت گذشته نیست.

سؤال ما این است که کجایند آن وجدان‌های بیدار در دانشگاه‌ها که یک‌تنه مقابل تمام تشکل‌های سکولار دوران دوم خرداد ایستادند، ما در حالت گفتمانی در موضع هجومی هستیم اما به نظر می‌رسد گفتمانی علمی که از طرف امثال استاد حسن عباسی تولید می‌شود، پیاده‌نظامی برای پیاده‌سازی و مطالبه گری در دانشگاه‌ها ندارد، تمام فعالیت‌ها در دانشگاه‌ها مختصر شده در راهیان نور و یادواره شهدا، چیزی که رقیبان سکولار مآب ما در دانشگاه‌ها می‌خواهند، آن‌ها نمی‌خواهند ما با فراغ بال به نهضت تولید علم در دانشگاه‌ها بپردازیم، امروز ما شاهد این هستیم که اکثر علومی که در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود تثلیثی و سکولار می‌باشد، امروز ما شاهد این هستیم نایب امام زمان به‌صراحت می‌گوید علوم ما غیر دینی، غیر توحیدی و مادی می‌باشد اما دریغ از اینکه یکی از جریان‌های دانشجویی در کشور کوچک‌ترین اعتراضی را نسبت به جریان اساتید دانشگاهی در این حوزه انجام بدهد! این شرایط و اوضاع بسیار نگران کنند و حساس می‌باشد، همین سکوت‌ها و سکون‌ها کار را به أین عمار رهبری کشاند، این سکوت و سکون نشانه دو چیز می‌تواند باشد، یا اینکه جریان حزب‌الله در دانشگاه‌ها در گفتمان خود با تردید روبرو شده هست، که در این حالت باید زمانی را برای توجیه و آماده‌سازی دوباره نیروهای خودی باید بگزاریم، یا در حالت دوم باید بگوییم که جریان حزب‌الله در دانشگاه اصلاً دیگر وجود ندارد و یا اینکه حداقل در اقلیت به سر می‌برد که در این مورد باز هم قصور و کم‌کاری جایز نبوده و همچون فتوحات صدر اسلام که جبهه باطل همواره بیشتر از حق بوده باید مبارزه را ادامه داد و به بهانه اینکه حرف ما بجایی نمی‌رسد نباید از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرد .

شاید بهتر باشد که بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب را در خصوص جنبش دانشجویی طراز دوباره مرور کنیم و خودمان را با این خط کش و شاخص بسنجیم. به فضل الهی

بیانات امام خامنه‌ای در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‌

جریان دوم که آن مسئله‌ی آرمان‌خواهی است در دانشگاه‌ها – که در زبان متعارف به او گفته می‌شود جنبش دانشجویی – در کشور ما تاریخ بسیار جالبی دارد. این را ازاین‌جهت می‌گویم و رویش تکیه می‌کنم که این حرکت باید ادامه پیدا کند و این چیزی نیست که بتواند متوقف بشود؛ چون کشور در شرایطی است و نظام جمهوری اسلامی، ساخت و ویژگی‌ها و مختصاتی دارد که حتماً جنبش دانشجوئی در کنارش بایستی حضور داشته باشد. این جنبش دانشجوئی در کشور ما در تاریخ ثبت‌شده و شناخته‌شده‌ی خود، همیشه ضد استکبار، ضد سلطه، ضد استبداد، ضد اختناق و به‌شدت عدالت‌خواه بوده است. این ممیزات جنبش دانشجوئی ما از روز اول است تا امروز. اگر کسی مدعی جنبش دانشجوئی باشد، اما این ممیزات را نداشته باشد، صادق نیست. دست جنبش دانشجوئی نمی‌تواند در دست کسانی باشد که در فلسطین قتل‌عام می‌کنند، در عراق جنایت می‌کنند، در افغانستان مردم را از دم تیغ می‌گذرانند؛ این جنبش دانشجوئی نیست. جنبش دانشجوئی خصلت و خاصیتش در کشور ما لااقل این‌جور است – شاید در خیلی از کشورهای دیگر هم باشد – که ضد استکباری، ضد سلطه، ضد دیکتاتوری و طرفدار عدالت است. شروع این حرکت یا مقطع شناخته‌شده‌ی این حرکت، همین ۱۶ آذر است.

بعد، از آن سال تا سال ۴۲ – که شروع نهضت روحانیت و نهضت دینی و اسلامی در کشور ماست – جنبش دانشجوئی کم و بیش تحرکاتی دارد. من یادم است سال‌های ۳۸ و ۳۹ و ۴۰ و …، دانشجوها تحرکاتی داشتند، منتها به‌شدت سرکوب می‌شد و اجازه نمی‌دادند بروز پیدا کند؛ تا نهضت روحانیت در سال ۱۳۴۱ و اوجش در سال ۴۲ شروع شد، که اینجا باز شما نشانه‌ی جنبش دانشجوئی را مشاهده می‌کنید؛ یعنی در تمام پانزده سالی که بین ۱۳۴۲ است که شروع نهضت روحانیت باشد، تا ۱۳۵۷ که پیروزی انقلاب اتفاق افتاد، شما در همه‌جا و دوشادوش روحانیت و در کنار او، جنبش دانشجوئی را مشاهده می‌کنید. دانشگاه‌های کشور، محیط‌های دانشجوئی کشور، مرکز تحرک و فعالیت است و یکی از بازوهای اساسی نهضت در تمام طول این مدت – که این را ما از نزدیک هم خودمان شاهد بودیم؛ هم دوستانی که در کار نهضت و مبارزات بودند و هم همه این را تجربه کرده‌اند و آزموده‌اند – دانشجویان‌اند. بنابراین، دانشگاه‌ها یک بخش لاینفک از نهضت روحانیت بودند. البته در دانشگاه‌ها جریان‌های الحادی و ضد دینی و مارکسیست و غیره هم بودند، لکن آن حرکت غالب، مربوط بود به دانشجوهای مسلمان. لذا گروه‌هایی که تشکیل می‌شد – گروه‌های مبارز – و کارهایی که انجام می‌گرفت مثلاً در زندان‌ها – این زندان‌های گوناگون در سال‌های مختلف که ما خودمان تجربه کردیم – در همه‌جا، دانشجوها هم حضور داشتند؛ یعنی روحانیون و دانشجویان عمده‌ی زندانی‌ها را تشکیل می‌دادند. همین موجب شد که ما روحانیون مشهد، علمای مشهد و جمع کثیری از مردم مشهد در سال ۵۷، قبل از پیروزی انقلاب، وقتی می‌خواستیم تحصن انجام بدهیم، این تحصن در مرکز دانشگاهی پزشکی امام رضا انجام گرفت؛ یعنی مرکزیت دانشگاه. در تهران هم تحصن علما و روحانیون و انقلابیون و مبارزین برای ورود امام – که در ورود ایشان تأخیر شده بود – در دانشگاه تهران انجام گرفت. این‌ها نشان‌دهنده‌ی نقش دانشگاه و نقش دانشجوست، تا انقلاب پیروز شد.

بعد از پیروزی انقلاب این حرکت دانشجوئی – جنبش دانشجوئی، حضور دانشجوئی – صحنه‌ی عجیبی است. در همان ماه‌های اول، مسئله‌ی تشکیل سپاه پاسداران و حضور فعال دانشجویان در سپاه است و به فاصله‌ی چند ماه، تشکیل جهاد سازندگی به‌وسیله‌ی خود دانشجوهاست، که خود دانشجوها جهاد سازندگی را تشکیل دادند و خودشان آن را توسعه دادند؛ خودشان آن را پیش بردند، که یکی از برکات و افتخارات نظام اسلامی، جهاد سازندگی بود. چند ماه بعدازاین، موج دوم حضور دانشجویان در مواجهه و مقابله‌ی با عناصر مسلحی بود که دانشگاه را لانه‌ی خودشان کرده بودند، که اتفاقاً خیلی از آن‌ها غیر دانشجو بودند و همین دانشگاه تهران تبدیل‌شده بود به مرکز تسلیحات و تفنگ و مهمات و نارنجک! آن‌ها این وسایل را جمع کرده بودند برای اینکه با انقلاب مبارزه کنند. کسی که توانست این‌ها را از دانشگاه تهران ازاله کند، خود دانشجوها بودند؛ حرکت عظیم دانشجوها که اینجا هم خودش را نشان داد.

سال ۵۹ با شروع دفاع مقدس، حضور دانشجوها در جبهه است که نمونه‌های مختلفی از آن وجود دارد که یکی از آن‌ها همین حاج احمد متوسلیان و امثال این‌ها بودند که بلند شدند رفتند منطقه‌ی غرب در کردستان، در عین غربت – بنده در همان ماه‌های اول جنگ، پنج شش ماه بعد از اول جنگ، منطقه‌ی کردستان را از نزدیک دیدم؛ گرد غربت آنجا بر سر همه کأنه پاشیده شده بود – و در تنهائی، بی‌سلاحی و با حضور فعال دشمن و بمباران دائمی دشمن، این مخلص‌ترین نیروها در آنجا کارهای بزرگی را انجام دادند که قبل از عملیات فتح‌المبین – عملیاتی که این سردار بزرگوار و دوستانش انجام دادند – عملیات محمد رسول‌الله (صلی الله علیه و اله و سلم) را انجام دادند که آن، یک نمونه از حضور دانشجویان است. یک نمونه‌ی دیگر دانشجوهایی هستند که در ماجرای هویزه حضور پیدا کردند که آن دانشجوها را هم بنده، تصادفاً در همان روزی که این‌ها داشتند می‌رفتند – روز ۱۴ دی – به‌طرف منطقه‌ی نبرد و درگیری، دیدم؛ شهید علم‌الهدی و شهید قدوسی و دیگران. این مربوط به سال‌های ۶۰ و ۶۱ است که البته ادامه پیدا کرد تا آخر جنگ. یعنی واقعاً یکی از بخش‌های تأمین‌کننده‌ی نیروهای فعال ما در طول دوران هشت سال دفاع مقدس، دانشگاه‌ها بودند. بعد هم که در همان اوایل دهه‌ی ۶۰، وقتی بازگشائی دانشگاه‌ها انجام شد، جهاد دانشگاهی تشکیل شد که یکی از نقاط حساس و یکی از مراکز مایه‌ی افتخار، جهاد دانشگاهی است. قبل از این‌ها هم در سال ۵۸، تسخیر لانه‌ی جاسوسی به دست جنبش دانشجوئی است.

حالا دانشجو به حیث دانشجو، عضو جنبش دانشجوئی است. ممکن است آن‌کسی که خودش در تسخیر لانه‌ی جاسوسی فعال بوده، بعد از مدتی از کار خودش پشیمان شود – کما اینکه ما پشیمان‌شده‌هایی هم داریم! خیلی از کسانی که در جنبش دانشجوئی حضور داشتند، در برهه‌ی دیگری، گرفتاری‌های زندگی و انگیزه‌های مختلف، ثبات قدم را از این‌ها گرفت – لکن حرکت بزرگ مربوط به دانشجوست، که این حرکت تسخیر لانه‌ی جاسوسی یکی از مهم‌ترین این حرکات است.

حالا این یک تاریخچه است، تا امروز هم ادامه دارد. در تمام دوران‌های مختلف، در طول انقلاب، حوادث گوناگون، لحظه‌های حساس و خطیر، حضور دانشجویان مؤمن، متعهد، عدالت‌خواه، باگذشت، توانسته فضا را در جهت صحیح هدایت کند. این برداشت من از جنبش دانشجوئی و نگاه من به جنبش دانشجوئی است: ضد استکباری، ضد فساد، ضد اشرافی گری، ضد حاکمیت تجمل‌گرایانه و زورگویانه، ضد گرایش‌های انحرافی؛ این‌ها خصوصیات جنبش دانشجوئی است. در همه‌ی این سال‌های انقلاب، حضور دانشجویان در این صحنه‌ها، حضور فعال و مؤثری بوده. دانشجوها گفتمان ساز بوده‌اند، فضای فکری ساخته‌اند، گفتمان‌های سیاسی و انقلابی را در جامعه حاکم کرده‌اند، که در موارد زیادی این وجود داشته.

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد تحلیلی رصد استراتژیک رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده

رشــد در تـحـریـم

آمریکا تا کنون بیش از ۲۰ کشور جهان را در لیست تحریم‌های خود قرار داده است که از بین آن‌ها کوبا از سال ۱۹۶۲ میلادی، ایران از سال ۱۹۷۹، کره شمالی از سال ۱۹۵۰، سودان از سال ۲۰۰۲، سوریه از سال ۱۹۸۶ و جدیدترین آن روسیه را می‌توان نام برد و این یعنی یک‌هشتم دولت‌های جهان به سیاست‌های آمریکا «نه» گفته و مقابل آن ایستاده‌اند که تعداد آن‌ها رو به افزایش است.

دسته‌ها
انتقادی تحلیلی حکمت و فلسفه رویکرد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

آموزش فلسفه به کودکان با رفع نواقص

با تائید و خواست امام خامنه‌ای مبنی بر لزوم فلسفه ورزی برای کودکان گروه‌هایی در حوزه آموزش‌وپرورش و فلسفه به تحقیق دراین‌باره پرداختند و باگذشت چند سال از آن و اجراهای آزمایشی و با صحبت‌های دست‌اندرکاران این حوزه ابعاد بیشتری از چگونگی پرداختن این گروه‌ها به این موضوع برای معلمان و علاقه‌مندان این حوزه روشن می‌شود؛ و به‌تبع آن کنجکاوی‌ها نگرانی‌های بیشتری را ایجاد می‌کند. شروع رسمی کار با تدوین کتابی برای آن در پایه‌ی ششم ابتدایی نگاه‌ها را به سمت این موضوع پیش می‌برد که محصول و میوه این اقدامات چه خواهد بود؟ آیا مسئولان امر منظور و مقصود امام را دراین‌باره به‌خوبی دریافته‌اند؟ یا اینکه با مواجه‌شدن با درخواست رهبر کشور و این امر که مورد بازخواست افکار ملت، درباره اجرای اوامر امامشان، قرار خواهند گرفت بلافاصله آن‌ها را به سمت راحت‌ترین کار یعنی ترجمه منابع اجراکننده قبل (غرب) و برداشت از آن‌ها و اجرای آن در مدارس کشور سوق خواهد داد؟(همچون علوم ترجمه‌ای گذشته؛ جا انداختن آموزش‌وپرورش فرانسه، خدا گونه دانستن افکار جان دیویی و اخیراً کشش به سمت کشورهای شرق آسیا) تجربه تلخ برداشت آن‌هم به‌صورت ناقص از منابع غربی و علنی وعیان شدن نقص علوم انسانی غرب و سیر و روند قهقرایی که برای تابعین خود رقم میزند ایجاد می‌کند تا نگرانی‌هایمان را با نگاهی دقیق‌تر به خواست امام و رهبر جامعه به حوزه قلم و زبان بیاوریم.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

جامعه مدنی، ضد جامعه اسلامی …

جامعه مدنی به مجموعه نهاد ها، اشخاص اصلی و حکمی، شخصیت های ملی، روحانیون متنفذ و روشنفکران فعالی اطلاق می گردد که خارج از تشکیلات دولت، در راستای تحقق اهداف مردم، خدمت به مردم و دفاع از حقوق مردم عمل نمایند. بعضی ها ارگان های دولت را نیزجز نهاد های جامعه مدنی میدانند. هگل که یکی از متفکران مهم نظام فکری غرب محسوب می شود و یکی از منادیان اصلی جامعه مدنی ست ، دادگاه ها، پولیس و ادارات را هم اجزای جامعه مدنی می شمارد و هم اندام های دولت می پندارد و معتقد است که کارکرد این ها می تواند دوگانه باشد، وقتی در خدمت منافع شخصی و خصوصی اند جزء جامعه مدنی و وقتی در خدمت همبستگی اجتماعی هستند و در رفاه افراد اجتماع حایز اهمیت اند، اجزا دولت به حساب می آیند.
جامعه مدنی، جامعه ای بظاهر قانونمند است که با لیبرالیزه شدن اقتصاد، سیاست و فرهنگ برقرار می گردد.

کشورهایی که توانسته اند به چنین مدینه ای دست یابند، شامل ایالات متحده آمریکا، فرانسه و بریتانیا بوده، کشورهای سرمایه داری دیگر یا در رسیدن به آن نزدیک اند و یا در فاصله‌ی دورتری در هوس رسیدن به آن تقلا می نمایند.
اما جامعه مدنی همواره با شعار های ، دموکراسی لیبرال، اقتصاد بازار، آزادی بیان، آزادی رسانه ها، برابری حقوق زن و مرد، آزادی احزاب، مبارزه با هر نوع خشونت، کمیسیون های حقوق بشر و عدالت خواهی ، فعالیت گسترده انجو ها یا موسسات غیر دولتی از مشخصات و نهاد های کاری این جامعه بوده که در نظارت از دولت قرار دارند.
با توجه به این که غرب و بخصوص آمریکا که سدر نشین جامعه مدنی می باشد این سوال پیش خواهد آمد که چرا همچنان بی قانونی ها بیداد میکند و سن خشونت روز بروز کاهش و درصد آن بالا تر میرود. بیشترین خشونت های جنسی ، جنبش های ضد سرمایه داری و ۹۹ درصدی ، و بالاترین درصد کارتون خواب ها و جیب برها رو در گوشه و کنار این کشور ها میبینیم … ؟

بعد از آنکه اروپا با انقلاب بورژوازی، دوران فیودالی را زیر پا گذاشت، تئوری جامعه مدنی به طور جدی مطرح گردید، مخصوصاً در دهه هشتاد میلادی که تئوریسن های بورژوازی در غرب، ضعف اقتصادی اتحاد شوروی و فروپاشی آنرا پیشبینی نمودند، جامعه مدنی، مخصوصاً برای کشور های جهان سوم به عنوان بدلی در برابر جامعه سوسیالیستی مطرح گردید و چون جامعه مدنی به طول حیات بشر ماندگار خوانده شد، فرانسیس فوکویاما پایان تاریخ را اعلام نمود!! که جز جاودان خوانده شدن بورژوازی و فراخوانی بشر به تابعیت از آن چیز دیگری نمی باشد. انقلاب اسلامی و تئوری جامعه بی طبقه ی توحیدی که از سوی تئوریسن های اسلامی، به ویژه امام خمینی ، امام جمهوری اسلامی ایران   مطرح  شد، که صد درصد مقابل جامعه مدنی بود ، و با آن بر سر همین موضوع سال هاست که در تقابل هستند. اگر شعار های جامعه مدنی را برسی کوتاه کنیم میبینیم که نه دین عمومی و نوع فرهنگ منطقه ای مطرح نمیشود و در واقع یک جامعه لیبرالیسم که حیا ، عفت عمومی ، آموزه های دینی ، مُحرمات ، قناعت ، ایثار و هیچ یک از مولفه های جامعه اسلامی را ندارد . حال باز شاید سوال پیش آید که نا هنجاری های موجود در غرب در محدوده جمهوری اسلامی نیز به چشم می خورد .

باید توجه داشته باشیم که که جمهوری اسلامی همواره دچار ضعف های بوده و هست که ناشی از فاصله داشتن از نظام فکری اسلام ناب بوده که مردم و دولت باید به آن توجه داشته باشند. برای مثال : از سویی ما میگوییم تمع و زیاده خواهی عامل اصلی فساد مالی ست در حالی که تبلیغات رسانه ای ما دقیقا نقطه مقابل قناعت یعنی همان زیاده خواهی می باشد و ما خود زیاده خواهی را درون جامعه تزریق میکنیم . و از این قبیل مثال ها …

و باز باید توجه داشته باشیم که اصل نظام فکری جامعه اسلامی بر پایه اخلاق عمومی می باشد اماجامعه مدنی یک زندگی انحصاری و بی روح و اخلاق عمومی را معرفی می کند .

البته دلایل دیگری هم دارد ؛ متعسفانه از ابتدای پیروزی تا به الان ، برخی خواص و مسولان انقلاب اسلامی ایمان به نظریه ها و مبانی فکری جامعه اسلامی نداشته و مروج عملی جامعه مدنی بوده و هستند که تبعات آن در جامعه دیده می شود .

و در واقع ما همچنان به ایدآل جامعه اسلامی دست نیافته ایم ولی وظیفه ما بعنوان شهروند جامعه اسلامی این است که تلاش خود را در راستای تحقق جامعه اسلامی به حد اعلا برسانیم . هرچند مدینه فاضله مد نظر اسلام تحقوق نمی یابد جز در دوران ظهور عام مهدی موعود عجل الله فرجک

و در پایان باید صمیمانه به دلسوزان اعتلا و پیشبرد فرهنگ جامعه و اهل رسانه عرض کنم که خود را بیش از قبل با مبانی فکری جامعه اسلامی آشنا سازند و مروج سبک زندگی غیر اسلامی ایرانی نباشند.

امام صادق (علیه السلام):
نَحنُ وشیعَتُنا حِزبُ اللّه‏ِ، وحِزبُ اللّه‏ِ هُمُ الغالِبونَ
ما و شیعیان ما حزب خداوند هستیم و این حزب الله است که پیروز است.

توحید صدوق، ص۱۶۶

محمد عباسیان