دسته‌ها
استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات نظامی

تحریم‌های آمریکا نشانه آغازی بر پایان هژمونی آمریکا

در دموکراسی آمریکایی تلقی استیلاجویی با رویکرد هژمونیک، اصلی است که از آن به استکبار یاد می‌کنیم. از طرفی پدیده دموکراسی مراجعه به آمار توده‌هاست. به این معنی که عوام و توده‌ها از بین خود کسی را به عنوان حاکم انتخاب می‌کنند. در یک قانون نانوشته، آمریکا همان منتخب توده کشورهاست! لذا این اجازه را دارد که برای همه تصمیم‌گیری نماید. اکثر نخبگان و خواص در جهان این مسئله را پذیرفته‌اند و عوام نیز به لحاظ مسائل تکنولوژیک فرهنگی، این موضوع را باور دارند.

دسته‌ها
انتقادی تحلیلی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات

ضرورت اصلاح قانون انتخابات، نیاز به یک مجری بی‌طرف

مدیریت انتخابات، فاکتور مهمی در انتخابات هر کشور است که به آن Electoral Management Body یا EMB می‌گویند.[۱] این بدنه یا نهاد نقش مدیریت و سازمان‌دهی انتخابات را ایفا می‌کند. EMB ها سه نوع هستند:

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد طبقه‌بندی موضوعی مقالات

جنگی که ندیدیم و جنگی که می‌بینیم ولی باور نمی‌کنیم

۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حمله هوایی جنگنده‌های رژیم بعث به پایگاه‌های هوایی ایران ابتدا کسی فکر آن را نمی‌کرد که این صدای غرش سوخوهای عراقی زنگ خطر آغاز جنگی تمام عیار علیه ایران باشد. اما این حملات با پاسخ دندان‌شکنی از سوی ایران مواجه شد و با فاصله کمی تمام مناطق مرزی به حالت نظامی درآمد همه‌ی مردم جنگ را با تمام وجود احساس کردند و یکدست در برابر آن ایستادگی کردند. اما جنگ تمام نشد این بار در غالب جنگ اقتصادی و نرم و در دوران سازندگی قانون هلمز برتون داماتو علیه اقتصاد در ایران تصویب شد و طبق آن هرگونه سرمایه‌گذاری بیش از ۴۰ میلیون دلار در سال برای توسعه بخش نفت و گاز در ایران و لیبی توسط هر شرکتی در دنیا ممنوع شد.

دسته‌ها
استراتژیک انتقادی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

کابوس آمریکایی

وَ تِلْکَ عادٌ جَحَدُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ عَصَوْا رُسُلَهُ وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنیدٍ وَ أُتْبِعُوا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا لَعْنَهً وَ یوْمَ الْقِیامَهِ أَلا إِنَّ عاداً کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ

سوره هود آیه ۵۹ و ۶۰

دسته‌ها
آینده‌شناسی استراتژیک تحلیلی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

بررسی اجمالی نقشه ترندگزاری آینده ریچارد واتسون + ترجمه فارسی نقشه

آنچه در این نوشتار آمده، گزیده‌ای از نتایج پژوهش «ریچارد واتسون» به همراه تیم تخصصی‌اش درباره آینده جهان می‌باشد که در قالب کتابی ۳۱۳ صفحه‌ای و یک تصویر اینفوگرافیک عرضه شده است.

دسته‌ها
استراتژیک انتقادی تحلیلی دکترینال رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

کــفــرِ لــیــبــرالــیــســم

لیبرالیسم واژه‌ای است که اروپاییان و آمریکایی‌ها از آن تعریف واحدی دارند و در مقابل «سوسیالیسم» یا «چپ» که دخالت شدید دولت در امور اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه را معتقد است، به کار می‌رود. البته در هر کشوری این تقسیم‌بندی با نام‌های متفاوتی شناخته می‌شود که این تفاوت، در معنای هریک از آن‌ها بی‌تأثیر نیست. در آمریکا تقسیم‌بندی لیبرالیسم و محافظه گرایی یا لیبرال و محافظه‌کار مورد پذیرش قرارگرفته است درحالی‌که در اروپا گرایش‌ها به چپ و راست تقسیم می‌شوند. جناح «چپ»، سوسیالیست‌ها ازجمله مارکسیست‌ها را در برمی‌گیرد و ضد لیبرالیسم است و جناح«راست»، لیبرال‌ها و رفرمیست‌ها می‌باشند که گرایش‌های شدید ناسیونالیستی هم دارند. البته تقسیم‌بندی لیبرال و محافظه گرا از قرن نوزدهم توسط اروپایی‌ها نفوذ پیدا کرد و محافظه‌گرایان به موافقین حکومت سلطنتی اطلاق می‌شد. لیبرال‌ها خواهان رفورم و تغییر بودند و در مقابل گروه سنتی که خواستار حفظ پادشاهی بودند قرار گرفتند. در حقیقت لیبرالیسم به‌عنوان ایدئولوژی یک جنبش رفرمیستی در اروپا آغاز شد و می‌توان گفت که متأثر از مذهب عصر خود، کلیسا و روحانیون کاتولیک به وجود آمد. لیبرالیسم با همین نگرش اولیه در مورد کنترل و تحدید مذهب به گسترش ایدئولوژی و اصول خود در تمامی زمینه‌ها پرداخت و درصدد جهانی کردن آن کوشید و می‌کوشد و آن را طوری تعریف کرده و می‌کند که همه را در آن جای دهد. مانند لباس تک سایزی که اندازه همه باشد. مؤید این سخن، موضع‌گیری‌های مجمع اقتصاد جهانی است که سعی دارد از اصول لیبرالیسم به‌عنوان یک معیار اندازه‌گیری، جداولی تهیه‌کرده و کشورها را رتبه‌بندی نماید. این مجمع، کشورهایی نظیر یمن، مالی، ایران، عربستان، مصر، سوریه، روسیه،… را در رده کشورهای محافظه گرا قرار داده و با هر یک از اصول لیبرالیسم به استدلال می‌پردازد. به‌عنوان‌مثال یکی از شاخص‌هایش «نابرابری بین زن و مرد» است که توسط Global Gender Gap Report ارائه شده و در این رتبه‌بندی به‌کاررفته است.

دسته‌ها
اخبار استراتژیک مطالب برگزیده

گزارش حضور شیخ عمران حسین در اندیشکده یقین

شیخ عمران حسین عالم بزرگ اهل سنت، امروز ۵ اسفند ۹۵ با استقبال استاد حسن عباسی در اندیشکده یقین حضور یافت و به ارائه نظرات خود پیرامون ربای جهانی و هژمونی زیرساخت مالی ایالات متحده پرداخت.

دسته‌ها
استراتژیک تحلیلی رویکرد سیاسی مقالات

دوران پساترامپ

۴۴هیلاری کلینتون، انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده را به رقیب خشمگین و خشن خود از جناح مقابل یعنی جمهوری خواهان باخت و عرصه سیاست را ترک کرد. حالا نه‌تنها پست ریاست جمهوری ایالات متحده که مجلس‌های سنا و کنگره هم در اختیار اکثریت جمهوری خواهان هستند. دونالد ترامپ، نامزد پیروز انتخابات ریاست جمهوری این کشور، بر اساس سیاست‌های درهای بسته اقتصادی تصمیم دارد، به زعم خودش، کشورش را از نو بسازد!

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#471bfd”]

عصر جدید

 اگرچه از همان ابتدا به خوبی پیدا بود که کلینتون در موقعیت بدی است اما پذیرش اینکه شخصی با گستاخی آشکار ترامپ به پست ریاست جمهوری برسد کمی دشوار می‌نمود!

 دو مرتبه افشای ایمیل‌های کلینتون و وارد شدن FBI در این پرونده آن هم در کمتر از ۵ روز مانده به انتخابات، آشکار شدن بیماری‌های کلینتون، مسائل جنسی مربوط به همسرش در دوران ریاست جمهوری‌اش، دفاع از وضع موجود و دولت اوباما درحالی‌که عملکرد مناسبی در عرصه‌های داخلی نداشت و دریافت کمک‌های عظیم مالی از دولت‌های عربی و لابی‌های خارجی، را می‌توان از جمله مشکلات مهم کلینتون در این دوره از انتخابات برشمرد. علاوه بر این‌ها با کنار کشیده سندرز از رقابت‌های درون‌حزبی دموکرات‌ها، با سرخوردگی بسیاری از جوانان آمریکایی، آن‌ها رأی خود را به نام ترامپ به صندوق انداختند.

 کلینتون دشمن سرسخت‌تری نسبت به ترامپ برای انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌رفت. زیرا در ایجاد اجماع بین‌المللی علیه ایران بسیار موفق‌تر می‌نمود. و علاوه بر این‌ها اکثریت مطلق نخبگان و صاحب‌نظران عرصه سیاست خارجی ایالات متحده، چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه، از کلینتون حمایت می‌کردند. و رسانه‌های بزرگ دنیا مثل BBC و یا CNN تا دقایق آخر رأی‌گیری حاضر نبودند بپذیرند که ترامپ پیروز شده و نتایج آرا الکترال کالج را بیان کنند.

 افشای سخنرانی‌های مشمئزکننده جنسی ترامپ درباره زنان و دختران و ژست نژادپرستانه آشکار او، مقابله با مسلمانان و دیگر اقلیت‌ها و ثروت کثیر و زندگی اشرافی ترامپ نتوانست آرای او را برگرداند. و این بیانگر چهره بدون روتوش و بزک شده ایالات متحده است. در ایالات متحده کسی برای ریاست جمهوری انتخاب شد که هیچ سابقه سیاسی ندارد و هیچ هماهنگی با سیاست‌های خارجی این کشور هم ندارد!

 پس رأی آوردن یک سیاه‌پوست در انتخابات ایالات متحده این می‌تواند دومین شگفتی انتخابات ایالات متحده به عنوان رهبر جهان [مثلاً] آزاد باشد (؟)!

 از جمله مهم‌ترین دلایل پیروزی ترامپ، شعارهای ضد جنگ و بهبود اوضاع داخلی او بود. او از همان ترفند اوباما برای پیروزی استفاده کرد: حل همه مشکلات در کوتاه‌ترین مدت!!(که البته برای ما ایرانی‌ها هم چندان ناآشنا نیست!)

 مدتی است تغییرات گسترده‌ای در دنیای غرب در حال شکل‌گیری است. تلاشی برای جایگزینی راهکارهای جدید و اجتماعی برای مدل‌های قدیمی و ناکارآمد، اما با همان متد و روش سابق. یعنی تلاش برای جلوگیری از نابودی تمدن استوار بر استثمار توده‌ها با ابزار لذت و سکولاریسم لجام‌گسیخته، با مسکن‌های قوی‌تر و شوک.

 با قدرت گرفتن آنجلا مرکل در آلمان، ترزا می در انگلستان (و خروج این کشور از اتحادیه اروپا) و دونالد ترامپ در ایالات متحده، شاهد شکل‌گیری مثلث نامتعادل قدرت سیاسی در جهان غرب خواهیم بود. این وضعیت نتیجه ناکارآمدی سیاست‌های درهای باز اقتصادی و جایگزین شدن آن با سیاست‌های اقتصاد درهای بسته است که با توجه به انتخاب‌های پیش رو در فرانسه و آلمان و افزایش ژست‌های ناسیونالیستی و نژادپرستی در میان سران کشورهای غربی این روند ممکن است تشدید شود.

اما با اوج گرفتن بحران اقتصادی توامان با سیر افزایشی گرایش به خشونت در همه ابعاد اجتماعی و پایمال شدن کرامات انسانی در غرب، و در آخر آشکار شدن ناکارآمدی نظام سیاسی حاکم بر دنیای امروز، موج بی‌اعتمادی گسترده ملت‌ها علیه تمامی ارکان جوامع استوار بر مدل‌های غربی شروع می‌شود. و این آغازی بر پایان سال‌ها سبک زندگی غربی باشد…

دیپلماسی دیجیتالی

 رویکرد جدید محور غربی برای حفظ سلطه و هژمونی خود بر دنیا، بعد جدیدی به خود گرفته است. در این بعد جدید، مرزها رنگ ندارند و تمایزی میان دروغ و واقعیت نیز وجود ندارد. این بعد را اطلاعات رقم می‌زنند.

 در گذشته برتری غربی‌ها در همه حوزه‌ها اعم از:

  1. فرهنگی: دارا بودن گسترده‌ترین حجم رسانه‌های ارتباطات جمعی و مطبوعاتی، مبانی فلسفی ـ اجتماعی غالب بر حوزه‌های آکادمیک و کرسی‌های عمده نظریه‌پردازی در اقصی نقاط دنیا
  2. اقتصادی: مبنا بودن دلار در معاملات بانکی، و از آن مهم‌تر بهره‌گیری تمام دنیا از مدل‌های اقتصادی غربی (چه مدل‌های کمونیستی و چه مدل‌های کاپیتالیستی)
  3. سیاسی: مدیریت تمام دنیا زیر پرچم واحد سازمان ملل متحد، تدوین قوانین بین‌المللی و مرزبندی جغرافیایی دنیا متناسب با آینده‌بینی غربی و منفعت‌طلبی انحصاری
  4. نظامی: برتری تکنولوژیک و ابزاری بر سایر کشورها، ساختار عظیم و پیچیده یگان‌های نظامی و تکاوری، توسعه و تکامل سلاح‌های کشتارجمعی نظیر انواع بمب‌های هسته‌ای و هیدروژنی

کاملاً محرز و آشکار بود و در بعضی از بخش‌ها، رقبایی نیز داشتند.

 اما با رخداد انقلاب عظیم ۱۳۵۷ شمسی در ایران، و ظهور یک مهره جدید در مناسبات جهانی با شعار نه غربی، نه شرقی، جمهوری اسلامی، همه پیش‌بینی‌ها برای بقای هژمونی ایالات متحده بر دنیا، بعد از جنگ جهانی دوم به‌یک‌باره رنگ باخت.

 این قدرت نوپا در همه حوزه‌ها، نظام‌های غربی را به چالش کشید. اما با شروع قرن جدید و پیشرفت سرسام‌آور تکنولوژیکی و ارتباطی که منجر به حذف مرزهای جغرافیایی شد، فضای جدیدی به قلمروهای سه‌گانه و سنتی پیشین کشورها اضافه شد، فضای سایبر. قلمروی به مثابه خاک کشورها اما بدون مرز.

 فضای سایبر، عرصه جنگ‌های بدون رویارویی، جاسوسی مدرن، شکل‌دهی و مدیریت افکار و دیپلماسی مجازی است.

 ایالات متحده خیلی زود با دریافتن اهمیت این فضا برای کنترل و شکل‌دهی افکار عمومی جهان (و در واقع شکل‌دهی این فضا برای این امر)، ضرورت وضع استراتژی‌های جدیدی در این حوزه ذیل مفهوم دیپلماسی دیجیتالی را درک کرد. و اولین بار باراک اوباما در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ شمسی از آن سخن به میان آورد و کارکرد آن از سوی تحلیل گران این حوزه مورد سنجش قرار گرفت. بی‌شک دستاوردهای بزرگ ایالات متحده از این عرصه نوپا در حوادث پس از انتخابات، استمرار سیاست‌های مدبرانه‌تر و دقیق‌تر را می‌طلبید.

 وزارت خارجه ایالات متحده (Department of State)، آژانس اطلاعات مرکزی (CIA) و آژانس امنیت (NSA) ملی، هر سه نقش‌های اساسی را در این دیپلماسی بازی می‌کردند:

  1. وزارت خارجه ایالات متحده با پشتیبانی عظیم رسانه‌ای ـ تبلیغاتی، فکری ـ آموزشی نبرد بدون خشونت، مالی و سیاسی از سران مخالف، اپوزیسیون خارج نشین و روشنفکران سینه‌چاک غربی در ایران با طرح ایجاد سفارت مجازی آمریکا در ایران.
  2. سیا با حمایت و تربیت گسترده تحلیل گران و جاسوس‌های بازیگر در نبردهای مخملین برای جمع‌آوری میدانی اطلاعات و تحلیل دقیق اوضاع ایران متناسب با اخبار رسیده از جاسوسان میدانی و مهره‌های دیپلماتیک در ایران برای تصمیم گیران آمریکایی.
  3. آژانس امنیت ملی با تولید ابزارهای دور زدن سیستم فیلترینگ اینترنت در ایران، پشتیبانی فنی و تکنولوژیکی از فتنه گران، تحلیل فضای مجازی ایران و بررسی صحت‌وسقم اطلاعات منتشرشده در این فضا.

گرچه هیچ‌گاه هدف فتنه گران و رهبران غربی آن‌ها محقق نشد اما تجربه خوبی بود تا استفاده‌های بعدی از این فضا بهینه‌تر باشد.

 ویروس‌های متعدد رایانه‌ای از استاکس‌نت گرفته تا دکو و شعله، همگی بخش‌های بزرگ‌تر و ناشناخته این فضا را آشکارتر می‌کنند و استعداد زمین خوردن حریف در دنیای با هجمه‌های دیجیتالی را بالاتر می‌برند.

 درصورتی‌که هیلاری کلینتون، سرفرماندهی عملیات سایبری علیه ایران در سال ۱۳۸۸، به عنوان رئیس جمهور آتی این کشور انتخاب می‌شد، آنگاه می‌بایست شاهد برنامه‌ریزی‌های گسترده و دقیقی علیه ملت ایران، افزایش توجه به این حوزه و بالا گرفتن منازعات سخت و خشن ایالات متحده علیه ایران در این فضا می‌بودیم که هر چند به نظر می‌رسد با پیروزی ترامپ هم این موضوع از دستور کار سرویس‌های خارجی ایالات متحده بیرون نخواهد رفت. و در آینده باید شاهد درگیری‌هایی تندتر و خشن‌تر باشیم.

 گرچه احتمال بروز تشنج و ناآرامی‌هایی نظیر آنچه در سال ۱۳۸۸ اتفاق افتاد، کم است (ولی صفر نیست.) ولی بهره‌گیری قدرتمند ایالات متحده از فضای سایبر و پشتیبانی کردن از روشنفکران حامی غرب در ایران و اپوزیسیون، چه خارج نشین و چه حاضر در ایران باعث می‌شود، جو عمومی جامعه به نفع آن‌ها رقم بخورد. تا در درازمدت با استفاده از دکترین نارضایتی عمومی مهندسی شده، باعث موج بی‌اعتمادی گسترده مردم نسبت به نظام، و ایجاد کشمکش‌های اجتماعی و سیاسی شوند که نتیجه آن فروپاشی از درون نظام جمهوری اسلامی است.

برای مثال، در جریان انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۹۴، در شهر تهران با بهره‌گیری مناسب از فضای سایبری، در همه ابعاد آن (از رسانه‌های ارتباط جمعی مثل شبکه تلویزیونی BBC گرفته تا شبکه‌های اجتماعی نظیر Twitter و Facebook برنامه‌های پیام‌رسان فوری مثل Telegram و Whats app)، موفق شدند تا اکثریت کرسی‌های مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری متعلق به تهران را تصرف کنند. و این شکستی بزرگ برای جریانات مخالف غرب در ایران بود. در حالی راه‌یافتگان این شهر به مجلس‌ها عمدتاً شخصیت‌های ناشناس، و بیشتر چهره‌های سیاسی بودند (یا اینکه قبلاً هم پست‌هایی کلیدی را در اختیار داشتند اما عملکرد شایسته‌ای از آن‌ها دیده نشده بود.)، که عمده دلیل رأی آوردن آن‌ها حضور در لیست جریان خاص و تبلیغات گسترده در حمایت از آن‌ها در فضای مذکور بوده است.

 با توجه به تجربه و آمادگی بیشتر تیم فکری دموکرات‌ها و کلینتون در اندیشکده بروکینگز، بنگاه رند، موسسه کاتو، مرکز مطالعات استراتژیکی و بین‌المللی (CSIS) و شورای روابط خارجی به نظر می‌رسید، در صورت پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶، دیپلماسی تغییر اوباما از فضای درگیری‌های خیابانی مخملین به دیپلماسی دیجیتالی کلینتون در فضای سرد سایبر کشیده شود. اما اکنون با پیروزی ترامپ، که از سخنرانی بعد از پایان شمارش آرا در ستاد انتخاباتی‌اش در شهر نیویورک پیدا بود برنامه خاصی برای دوران ریاست جمهوری‌اش ندارد، به نظر می‌رسد این تهاجم سایبری کمی به تأخیر بیفتد و آن اثرگذاری لازم را بر انتخابات ریاست جمهوری آتی ایران نداشته باشد. و این لطمه‌ای بزرگ به حامیان غرب در ایران است.

از طرف دیگر، درگیری‌های ترامپ با رسانه‌های شاخص غرب مثل CNN و NEW YORK TIMES او را فاقد درک صحیحی از فضای رسانه‌ای غرب دارد و به نظر می‌رسد تصمیمات او بیشتر بر اساس عقاید شخصی و یا مشاوره از افراد هم‌عقیده با خودش باشد. این اتفاق یک فرصت بزرگ برای ایران ۱۳۹۶ است تا با انتخاب یک رئیس‌جمهور کارآمد و بدون رویای اتصال با غرب، اقتصاد مقاومتی را شکل دهد و کشور را از پیچ سرنوشت‌ساز تاریخی رد کند.

 در سال آینده دو انتخابات مهم در ایران رقم می‌خورد که یکی در عرصه‌های خرد و دیگری در عرصه‌های کلان اجتماعی تأثیرگذاری به سزایی دارند. انتخابات شورای شهر و روستاها و انتخابات ریاست جمهوری.

 در چند مدت اخیر تلاش‌های گسترده و نظام‌مند سایبری و مطبوعاتی غرب‌گرا یا اصلاح‌طلب، برای از گردونه خارج کردن رقبا و سرپوش گذاشتن بر حوادث ناخوشایند و ناکارآمدی دولت فعلی بوده است. که از جمله آن‌ها حمله به استاد حسن عباسی با تقطیع ویدئو دو دقیقه‌ای از یک جلسه طویل دو ساعتی با مضمون توهین به ارتش، برای خاموش کردن انتقادها و افشاگری‌های تند وی به هیئت دولت و ناکارآمدی این دولت بوده است. یا در مورد دیگر پیش‌دستی حسام‌الدین آشنا در پاسخ به خبر حضور احتمالی ضرغامی (رئیس پیشین صداوسیما) در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶؛ یا تلاش‌های جریانات غرب‌گرای سنتی نظیر نهضت آزادی برای مصادره چهره‌هایی نظیر شهید چمران، شهید رجایی و دکتر شریعتی برای اسطوره‌سازی و پیشینه‌سازی مثبت از این جریانات.

 تصور می‌شد با قدرت گیری مجدد دموکرات‌ها در آمریکا، حجم و شدت حملات سایبری علیه ایران و سایر حلقه‌های محور مقاومت اسلامی در منطقه بیشتر شود. البته اکنون با پیروزی جمهوری خواهان که جناح جنگ‌طلب و خشونت خواه سنتی ایالات متحده هستند، بی‌شک دامنه درگیری‌ها آتی گسترده‌تر خواهد بود. اما آن نتیجه مطلوب را در پی نخواهد داشت. زیرا بیشتر سیاست‌های ترامپ اقتصادی است و کمتر توجه ای به عرصه‌های نبرد رسانه‌ای با محور مقاومت اسلامی در منطقه دارد. و از طرفی او با مسدود کردن سفر اتباع ایرانی به ایالات متحده، لطمه جبران‌ناپذیری به غرب‌گرایان ایران زد و احتمال پیروزی گزینه نیروهای انقلابی در ایران را بالاتر برد، البته به شرط اجماع بر یک گزینه کاریزما و کارآمد.

ایران

 کلینتون همسر، یکی از قوی‌ترین اعضای حزب دموکرات در حوزه مسائل بین‌المللی مرتبط با ایران است. او به مدت ۴ سال در دوره اول اوباما، پست وزارت خارجه این کشور را بر عهده داشته است. و در شرایط مختلف مشکلات را مدیریت کرده است و توانسته بود استراتژی‌های مناسبی برای شرایط مختلف تدوین و پیاده‌سازی کند. استراتژی کلینتون همسر در تقابل با ایران، سیاست با پنبه سربریدن در عرصه روابط بین‌الملل است!

 او تقابل با ایران را به خوبی درک کرده است و بهتر از هر کس می‌داند راهبرد مقابله با ایران موضوعی فراتر از حرف‌ها و شعارهای انتخاباتی است. ثمره استراتژی مذاکره با ایران کلینتون سبب شد، تیم مذاکره‌کننده دولت فعلی در ایران، امتیازات گسترده زیادی را مبتنی بر اعتماد یک‌طرفه به طرف غربی مذاکره، و غرب بزرگ‌بینی مفرط آن‌ها، بدون وجود مکانیسم نظارتی قوی بر سازوکار اجرای این توافق به طرف مقابل میز مذاکره بدهد.

 آنچه در این دوره از مذاکرات اتفاق افتاد درس بسیار خوبی در حوزه مدیریت راهبردی بین‌المللی برای سیاست‌مداران غربی بود. ازیک‌طرف، ایالات متحده فرصت پیش‌آمده با انتخاب حسن روحانی، به عنوان رئیس جمهور در ایران و شتاب‌زدگی وی برای حل مشکلات ایران از طریق مذاکره و اثبات این موضوع که همه مشکلات ایران از رابطه نداشتن با آمریکا سرچشمه می‌گیرد، را به خوبی درک کرد. و از طرف دیگر آن‌ها چندان شتابی برای حل مشکل هسته ایران نداشتند و هدف، وقت‌کشی و کشاندن تیم مذاکره‌کننده روحانی به دقایق نهایی برای گرفتن امتیاز بیشتر بود.

 آن‌ها ازیک‌طرف تحریم‌ها را (در ظاهر) علیه ایران برداشتند (گر چه این برداشته شدن، فقط شامل تحریم‌های مرتبط با توسعه فناوری فیزیک هسته‌ای در ایران بود.) و از طرف دیگر هیچ شرکت خارجی برای سرمایه‌گذاری در ایران و هم‌چنین هیچ بانک خارجی برای تبادل ارزی با ایران، از خود تمایلی نشان نداد. و سرمایه‌های آزاد شده ایران در بانک‌های غربی که قرار بود اوضاع گل ایران را به سبزه آراسته کند، راهی برای ورود به داخل کشور پیدا نکرد! بنابراین به جای حل مشکلات داخلی کشور، که در اولویت قرار داشتند، باید صرف خریدها و خرج‌هایی در خارج از کشور می‌شدند تا هم موجب خشم داخلی نشوند و هم بی‌استفاده نمانده باشند. درحالی‌که این خرج‌ها چندان اولویتی نداشتند.

 این یک سوی بازی بردـبرد حسن روحانی با آمریکا بود. گر چه قبلاً هم سعید جلیلی در مذاکرات خود با طرف غربی، با همین پیشنهادها روبه‌رو شده بود اما از کنار آن‌ها گذشته بود تا دولت بحران‌زده اوباما را، در دقیقه نود به امتیازدهی وادار کند. این سیاست وقت‌کشی، علیه دولت حسن روحانی جواب داد. و این احساس را که می‌توان باقی مشکلات را نیز با مذاکره حل کرد، در دولت حسن روحانی ایجاد کرد. و از همین رو، روحانی در سخنانی در آغاز سال ۱۳۹۴، از برجام ۲ و برجام‌های دیگر حرف به میان آورد.

 دولت روحانی بعدازاین مذاکرات، در برابر ایالات متحده به شدت منفعلانه عمل می‌کرد. مثلاً هنگامی که سیستم قضایی ایالات متحده دارایی‌های بنیاد علوی ایران را توقیف کرد، برخورد مناسبی از سوی وزارت خارجه شاهد نبودیم. و یا موضع‌گیری‌های منفعلانه این دولت در برابر وحشی‌گری‌های حاکمان سگ‌صفت سعودی، در مسئله کشتار حجاج، نشان‌دهنده تلاش این دولت برای تنش‌زدایی با ایالات متحده برای رقم زدن دور جدید مذاکرات برای رابطه مستقیم است.

 هر چند این احتمال وجود دارد که در صورت عدم رأی آوردن حسن روحانی یا نماینده جناح غرب‌گرای فعلی در ایران، در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ ایران، با وضع جدید تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران در حوزه‌های غیر مرتبط با هسته‌ای یا تمدید مجدد تحریم‌ها، توافق هسته‌ای لوزان (JCPOA) به کلی به حاشیه رانده شود. گرچه با توجه به عدم وجود گزینه کاریزما و تأثیرگذار برای رقابت با روحانی، به‌احتمال‌زیاد او در انتخابات ۱۳۹۶ مجدداً به قدرت بازمی‌گردد. و در صورت بازگشت وی، به علت سیاست‌های نادرست اقتصادی و ضعف‌های مدیریتی، موج عظیم نارضایتی و بی‌اعتمادی گسترده مردم نسبت به نظام رقم خواهد خورد.

 سیاست‌های ایالات متحده، که ره‌آورد تلاش‌های کلینتون است، علیه ایران بر این اصل استوار است که در درازمدت بیشترین تأثیرگذاری را بر جو و افکار عمومی ایران داشته باشد. راهبرد آتی ایالات متحده، شاید تلاش برای همسوسازی نظر مردم ایران با غرب و فروپاشی از داخل نظام جمهوری اسلامی است.

 در زمان تصدی پست ریاست وزارت خارجه آمریکا توسط کلینتون، او با تشویق گسترده دانشجویان ایرانی به مهاجرت به غرب برای تحصیل و پژوهش، استراتژی فرار مغزها (Brain Drain) را علیه ساختار پژوهشی ایران تقویت کرد. که درازمدت شاهد خروج سیل عظیم نخبگان و پژوهشگران وطنی بودیم.

در این راستا با تغییر سیاست‌های ویزای دانشجویی، به دانشجویان ایرانی اجازه داده شد، در زمان تحصیل خود در ایالات متحده بدون نیاز به تمدید ویزای خود بارها به ایران سفر کنند.

 با انتخاب دونالد ترامپ، وجهه درنده غربی بار دیگر خود را به رخ عالم خواهد کشید. لغو ردیف دریافتی بودجه‌های هم‌جنس‌بازان، سقط جنین و دولت خودگردان فلسطین در کرانه باختری، لغو ویزای ۷ کشور دارای ویژگی‌های مشترک از جمله مسلمان بودن اتباع آن، درگیری جنگ نیابتی با ایالات متحده و هم‌پیمانان آن در جنوب غرب آسیا و …، نشان داد که ترامپ بر مستحکم سازی ساخت درون مصمم است. او یک خوی به شدت ناسیونالیستی دارد که چهره ساده‌لوح و نادان خود را به خوبی پشت آن پنهان کرده است!

دسته‌ها
استراتژیک بیع و اقتصاد تحلیل تحلیلی دکترینال رویکرد سیاست درهای باز سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات میان رشته ای

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

مطلب حاضر گزارش استراتژیک اندیشکده‌ی یقین با عنوان «استحاله انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به سوی لیبرالیسم» است که به صورت کامل از طریق باشگاه استراتژیست‌های جوان در اختیار شما قرار گرفته است. متن PDF این گزارش از لینک زیر قابل دانلود است.

[download id=122]

[box type=”custom” bg=”#FFE97D” color=”#7347e3″ border=”#ed0000″ radius=”7″]

فهرست

[/box]


 

پیش‌گفتار

«آیا استراتژی دنگ شیائوپینگ می‌تواند الگویی برای دیگر کشورهای در حال توسعه باشد؟»

بعد از سال‌های جنگ تحمیلی و آغاز دوران سازندگی، با تشکیل نهادی به نام «مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام»، مطالعه‌ی تاریخ کشور چین و بررسی الگوی توسعه‌ی چینی در دستور کار این نهاد در جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. هدف از این تحقیق رسیدن به پاسخ سوالی بود که در بالای این متن نوشته شده است؛ این سوال را رئیس وقت این مرکز در سال ۱۳۸۳ در ابتدای کتاب «چین نو؛ دنگ شیائوپینگ و اصلاحات» می‌نویسد. رئیس این مرکز تحقیقاتِ حکومتی، کسی نبود جز رئیس‌جمهورِ حال حاضر جمهوری اسلامی ایران یعنی آقای حسن روحانی.

کار تحقیقاتی این مرکز برای دریافتن الگوی توسعه‌ی چینی و تاریخ چینِ نوین صرفاً در تألیف یک کتاب خلاصه نشده است؛ بل‌که موارد متعددی از مقاله، کتاب و گزارش را می‌توان سراغ گرفت که به این موضوع پرداخته‌اند و جلسات متعددی را برای آن برگزار کرده‌اند.

از این‌رو، با انتخاب آقای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲، سپس تعیین اعضای اصلی کابینه که از مدیران و هیأت علمی مرکز مذکور بودند، این بنا را ایجاد می‌کند که روش اداره‌ی کشور را مبتنی بر الگوی توسعه‌ی چینی پیش خواهند برد. مضافاً این‌که اکنون بعد از گذشت دو سال از عمر دولتِ موسوم به حلقه‌ی نیاوران، غالب تصمیمات و اظهارنظرهایی که از سوی مسئولین ارشد دولت و شخص رئیس‌جمهور اتخاذ می‌شود، چهارچوبی را به فکر متبادر می‌کند که در حوزه‌ی سیاست، به «سیاست خارجی توسعه‌گرا» و در حوزه‌ی اقتصاد به «سیاست درهای باز» شناخته می‌شود؛ و این دو مؤلفه دقیقاً همان محورهایی هستند که با مطالعه‌ی تاریخ استراتژیک چین نوین به آن‌ها می‌رسیم.

از این‌رو، هدف این مقاله بررسی نقاط عطف در تاریخ استراتژیک کشور چین در دوره‌ی موسوم به چین مدرن طی قرن بیستم میلادی می‌باشد؛ نقاطی که تعیین‌کننده‌ی جایگاه این کشور در نظام بین‌الملل بوده‌اند و مناسبات قدرت را در تعامل با نظام دوقطبی قرن بیستم مشخص کرده‌اند؛ نقاطی که از برآیند آن‌ها «دکترین چو ئن‌لای» حاصل می‌شود که رابطه‌ی انقلاب کمونیستی چین را با آمریکای تماماً لیبرال رقم می‌زند و با تعدیل اصول این انقلابِ رادیکال در طی یک بازه‌ی حدود سی ساله، عادی‌سازی ارتباط با جهان غرب را فراهم می‌کند؛ ارتباطی که قرار است به‌عنوان یک کاتالیزورْ زمینه‌ساز نهادینه کردن اصول اقتصاد آزاد و نظام سرمایه‌گرایی در دوران حاکمیت دِنگ شیائوپینگ باشد؛ و استحاله‌ی انقلاب را از طریق «سیاست درهای باز» در این کشور رقم بزند. فرازوفرودی که بر این دو نسل از انسان چینی حاکم بوده است، نقاط استراتژیک حاکم بر تاریخ این تمدن شرقی محسوب می‌شود.

در این مقاله پرسش اصلی این است، چه شد که چین کمونیست با اصول یک انقلاب ایدئولوژیک، به صعوبت دیوار چین، به دامن تمدن مقابل خود یعنی لیبرالیسم افتاد و در نهایت مبتنی بر اصول اقصاد آزاد، جامعه‌ی خود را بنا کرد؟ نقش خارج‌تحصیل‌کرده‌های اعتدال‌گرا در نزدیکی چین به آمریکا چه بود؟ و آمریکا با چه ترفندهای دیپلماتیکی این رابطه را به وجود آورد؟ و در نهایت الگوی توسعه‌ی چینی مبتنی بر سیاست درهای باز چگونه در این کشور اجرا شد؟

 

دسته‌ها
آینده‌شناسی استراتژیک تحلیل تحلیلی رویکرد سیاست درهای باز سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

درآمدی تحلیلی بر سیاست درهای باز تایلندی در ایران

مقدمه

زمانی که صحبت از سیاست درهای باز(Open Door Policy) می‌شود ذهن ناخودآگاه به سمت سیاست درهای باز چین و مقوله‌ی اصلاحات چینی می‌رود. سیاست درهای باز نسبتاً تاریخچه طولانی دارد، اولین بار «جان هی»[۱] از این عبارت در عرصه سیاست رسمی استفاده کرد. وی در نامه‌ای با همین عنوان سیاست پیشنهادی خود را برای گسترش امپریالیسم آمریکا در چین ابلاغ کرد. بعدها از این سیاست در کشورهای مختلف دنیا از جمله ایران به گونه‌های دیگری استفاده شد. جمهوری اسلامی ایران همواره در طول سال‌های پس از انقلاب اسلامی هدف طرح‌ها و کینه‌توزی‌های ایالات متحده آمریکا بوده است و امروز نیز از این قاعده مستثنی نیست. برخورد با این ایران اسلامی در این سال‌ها ابعاد جدید به خود گرفته است که مطالعه و رصد این رویدادها و مطابقت آن با تاریخ سیاست‌های آمریکا ضروری به نظر می‌رسد.