باشگاه استراتژیست‌های جوان

چگونه یک استراتژیست فرهنگی شویم؟

نویسنده: حسین(سردبیر سایت)

معمولاً چند سؤالی که عمده دانش‌پژوهان دانش استراتژی در قالب‌های مختلف می‌پرسند این است که:

این‌ها نمونه‌ای از سؤالاتی است که تقریباً همه‌ی افراد با دغدغه مذهبی و کسانی که مطالعات استراتژیک دارند، مدام می‌پرسند؟

ما در این مقاله قصد داریم تا با یک نمونه از روش‌های ساده و درعین‌حال پیچیده، تحلیل استراتژیک شما را آشنا کرده و ان‌شاءالله در شماره‌های آینده، شیوه‌ی طراحی را خدمت شما ارائه کنیم.

شاید نیاز بود قبل از این مقاله، مقاله‌ای با عنوان چگونه استراتژیست شویم را ارائه کنیم، اما قصد داریم در خلال مثال‌های ملموس و شناخته‌شده‌تر، راجع به این موضوع تفکر کنیم. در نتیجه عنوان مقاله را شما این‌گونه بخوانید: " چگونه یک استراتژیست شویم؟"

قبل از هر چیز باید به این نکته توجه کرد که استراتژی پیش از آنکه یک دانش باشد یک هنر است. یعنی چه؟ یعنی نمی‌توان آن را به‌صرف آموزش تکنیک‌ها و فنون فراگرفت بلکه باید از درون فرد بجوشد. مثل اینکه برای بسکتبالیست شدن یک فرد، ابتدا بلندی قامت او شرط است و بعد آموزش بسکتبال. اما به هر جهت یاد گرفتن فنون این هنر نیز برای یک فعال فرهنگی خالی از لطف نیست و او را از اشتباهات فاحشی که امروز در عرصه‌ی فرهنگی شاهد هستیم، تا حد قابل قبولی مصون خواهد کرد. با این مقدمه مهم مبحث خود را شروع می‌کنیم.

دانش استراتژی، فن بقای تمدن و دانشی تقریباً به قدمت تاریخ بشریت است. اساساً استراتژی یا فن ژنرالی از فنون نظامی‌ها و فرماندهان نظامی وارد حوزه‌های دیگر شده است. دانش تعریف میدان‌ها و هدایت نیروها و منابع به میدان‌ها.

با توجه به تعریف اصلی استراتژی و نیز بررسی شرایط کنونی جامعه و نیازهای اولیه آن، به نظر می‌رسد استراتژیست فرهنگی شدن از نیازهای اولیه برای جامعه است. نسبت شناسی نیاز جامعه با استراتژیست فرهنگی شدن را می‌توان از ارتباط واژه‌ی جنگ نرم با دانش استراتژی تشخیص داد. اگر که امروز زمین و میدان مبارزه و جنگ تغییر کرده است و جنگ از حیث صلبیت، به جنگ نرم تغییر میدان داده است، فلذا این میدان هم، همچون میدان جنگ سخت یک فرمانده می‌خواهد که این صحنه را مدیریت کند. عنوانی که رهبری جامعه از آن تحت عنوان افسران جوان یاد فرمود، خود گویای این نیاز سنجی است.

اساساً واژه‌ی فعال فرهنگی بسیار گنگ و مبهم است. آیا کسی که صبح تا شب می‌دود و تحرک دارد یک فعال فرهنگی است؟ آنکه مدام در جلسات مختلف فرهنگی شرکت می‌کند یک فعال فرهنگی است؟ آن واژه‌ای که شأن واقعی یک فرد فعال را مشخص می‌کند، واژه استراتژیست است. حال ما می‌خواهیم این مسئله را تبیین کنیم که یک استراتژیست فرهنگی چه کسی است؟

برای اینکه یک فعال فرهنگی در مسیر استراتژیست شدن گام بردارد، یک‌راه حل ساده و درعین‌حال زمان‌بر و با دقت به شرح زیر را باید طی کند:

نکته ۱: باید به این نکته توجه کرد که ما لزوماً در فضای فرهنگی با دشمن طرف نیستیم و برآورد محیطی می‌تواند در فضای اطراف خودمان نیز انجام گیرد، اما به‌هرحال چون ویژگی دشمن نسبت به حریف، رقیب و شریک این است که فنای تمامیت وجودی ما رمز بقای اوست، شناخت دقیق و درست طرح و مواضع او مساوی با بقای ما خواهد بود. پس رفتارشناسی دشمن، می‌تواند جامع‌ترین طرح برای بقای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... را برای ما به ارمغان بیاورد.

نکته ۲: اگر میدان را درست نشناسیم، درصورتی‌که نیروهای بسیار و تجهیزات فراوان داشته باشیم، از همین ابتدا بازنده خواهیم بود. و حتی شاید موجودیت خود را نیز به خطر بیاندازیم.

رفتارشناسی کمپانی والت دیزنی (یک پروژه صد ساله):

یکی از کمپانی‌هایی که در هالیوود بیشترین انرژی و وقت را بر موضوع زن (به طور خاص) صرف کرده است، بی‌تردید کمپانی والت دیزنی است. این کمپانی قریب به یک قرن است که تأسیس شده (سال ۱۹۲۲) و تاکنون شمار زیادی انیمیشن و فیلم با موضوع زن را روانه بازار فرهنگی جوامع مختلف کرده است.

نکته: قبل از بررسی و رفتارشناسی دیزنی باید گفت که در میان رویکردهای مختلف در جامعه سازی، کمپانی دیزنی بیشتر از رویکرد عرصه ساز (رسانه‌ای) برای شکل‌گیری باورهای مردم و در نتیجه جامعه سازی مد نظر خود استفاده کرده است. که در ادامه روش‌های آن را توضیح خواهیم داد.

در جامعه فرهنگی ما نقدهای بسیاری بر آثار این کمپانی، وارد شده است اما متأسفانه به دلیل عدم وجود نگاه کلان و استراتژیک، کسی پروسه ساخت و تولید این کمپانی را مورد ارزیابی قرار نداده است. یا به عبارتی کسی به گشت شناسایی مواضع دیزنی نرفته است. برای داشتن یک رصد استراتژیک این پدیده فرهنگ‌ساز باید چند نکته را مد نظر داشت تا بتوان به تحلیلی دقیق و در نتیجه به آرایشی دقیق رسید:

نمایی کلی از فرآیند ساخت انیمیشن با موضوع زن در کمپانی دیزنی:

( براساس سال ساخت و تیپ‌شناسی)

بعد از بررسی بندهای بالا می‌توان به یک نتیجه‌گیری کلان در مورد رفتارشناسی هالیوود و به طور خاص کمپانی دیزنی رسید:

چرا موضوع زن؟ با نگاهی به مبحث زن در غرب و اسلام، این نکته مهم به دست می‌آید که زن در تفکر یونانی (گایا) و قرآنی (حرث) یک وجه مشترک دارد و آن اینکه، حرث و زمین زراعی است. در سوره مبارکه بقره در آیات ۲۲۳ و ۲۰۵ زن به مثابه زمین ذکر شده و نکته اعجاز انگیز دیگر اینکه در آیه ۲۰۵ استراتژی یهود برای نابودی تمدن‌های دیگر بر کره ارض، هلاکت حرث و نسل معرفی شده است.

این نگاه دقیق و ریشه‌ای بسیار قابل تأمل است که چگونه یهود میدان بزرگی به نام زن را در نبرد با تمدن‌های دیگر انتخاب کرده و چگونه می‌خواهد این زمین را که منشاء همه‌ی بذرها و نسل‌هاست، نابود کند.

نگاهی به تیپ‌شناسی و ارتباط آن‌ها با یکدیگر: به طور کلی می‌توان در تیپ‌شناسی آثار دیزنی تیپ‌های زیر را مشاهده کرد:

مو بلوند، پوست سفید، چشم آبی: کاراکترهایی مثل سیندرلا، سفیدبرفی، زیبای خفته، راپونزل و چند کاراکتر دیگر نماینده تمدن غربی هستند. سیاه‌پوست: کاراکتری که در انیمیشن پرنسس و قورباغه معرفی می‌شود نماینده تمدن سیاه‌پوستان دنیا است. سرخپوست: کاراکتری که در انیمیشن پوکاهانتز معرفی می‌شود نماینده تمدن سرخپوستان دنیا است.

مسلمان: کاراکتر یاسمین نماینده مسلمانان در انیمیشن‌های دیزنی است و حدود ۶۰ سال پیش لوکیشن‌های بغداد و مصر (نماد تمدن اسلامی) در انیمیشن علاءالدین، نمایش داده می‌شد.

کنفوسیوسی: کاراکتر مولان نماینده تمدن بزرگ کنفوسیوسی و چینی می‌باشد.

تمدن مردگان(!): کمپانی‌های دیگر به تبعیت از دیزنی با انیمیشن‌های خود پازل دیزنی را تکمیل‌تر کردند. در این راستا برادران وارنر در سال ۲۰۰۵، عروس مرده را تولید کردند که می‌توان از آن نتیجه گرفت که آن‌ها حتی دست از سر مردگان نیز برنمی‌دارند و این نهایت کلان نگری یک استراتژیست فرهنگی است.

یا مثلاً کمپانی دریم ورکس، با انیمیشن شِرِک، نقطه عطفی را به همراه هجویه خود بر آثار دیزنی، ایجاد کرد. پرنسس فیونا نماینده‌ی یک تغییر عصری و دوره‌ای در تفکرات غربی است که همه‌ی کاراکترهای ماقبل خود را به خدمت خود درمی‌آورد تا آنجا که سفیدبرفی و سایر کاراکترهای دیزنی، برای فیونا (غول دختر)، هدیه خریده و او را به‌شدت دوست دارند. اگر قبلاً پسر حاکم با اسب سفید به سمت دختر موردعلاقه خود می‌رفت در شرک، یک غول با خر به سمت آن دختر می‌رود. و تمایلات و علایق آن دختر کاملاً تغییر کرده است تا حدی که او به یک غول تبدیل‌شده و دیگر تمایلی به انسان شدن ندارد. عصری که مد نظر شرک است اشاره‌ای ظریف به عصر پست‌مدرن و ترنس‌مدرن می‌باشد.

تمدنی فمینیستی: کاراکتر انیمیشن شجاع (مریدا) نماینده نسل دخترانی با تفکر فمینیستی و شعار آزادی زنان از قدرت مردان، او در این انیمیشن ازدواج نمی‌کند.

تمدن هم‌جنس‌گرا: اِلسا و آنا دو کاراکتر نماینده جامعه‌ی هم‌جنس‌گرایان هستند. در واقع مریدا در انیمیشن شجاع شالوده ازدواج نکردن را محکم می‌کند و بعد السا و آنا، با تغییر گرایش از مرد به زن، به زن به زن، این مسیر را ادامه می‌دهند. (به نقل از بخش خبر سایت خانه انیمیشن، طیف‌هایی از مردم آمریکا در اعتراض به این انیمیشن آن را در جهت عادی‌سازی هم‌جنس‌بازی معرفی کردند.)

نکته: باید توجه داشت که به عنوان یک استراتژیست فرهنگی، هنر شما این است که محتوای انیمیشن‌ها را صرف‌نظر از مثبت یا منفی بودنشان با ساختار و فرآیند آن‌ها بررسی کنید. چرا که در صورت نگاه محتوا محور از کلان نگری باز خواهید ماند.

به عنوان مثال در نگاهی که ما در بالا به دو انیمیشن اخیر دیزنی (در موضوع زن) داشتیم با نگاهی منفی به فمینیست و هم‌جنس‌گرایی اشاره کردیم، اما این نگاه ما را از نگاه کلان باز نخواهد داشت چرا که قرار است تأثیر این محتوا را بر ساختار سازی و جامعه سازی مطالعه کنیم. در ادامه ارتباط این انیمیشن را با پروسه جامعه سازی دیزنی، ذکر خواهیم کرد.

از کنار هم گذاشتن سال تأسیس دیزنی، سال ساخت انیمیشن‌ها و سال تولید اقلام رسانه‌ای دیگر به نکته‌ی بسیار مهمی می‌توان دست‌یافت:
انیمیشن‌سازی غایت گفتمان سازی و فرهنگ‌سازی آن‌ها نیست، بلکه گونه‌ای مهم از عرصه سازی مدنظر دیزنی بوده که در یک برنامه‌ریزی حداقل ۲۳ ساله آن را محقق کرده است.

در واقع کمپانی دیزنی، افق خود را ماکتی از جامعه‌ی رؤیایی خود قرار داده و تا رسیدن به آن مسیر صبری طاقت‌فرسا را تحمل کرده است. آن‌ها در دهه ۹۰ مولان را برای تمدن‌های شرقی و کنفوسیوسی تولید کردند و بعد در ۲۰۰۵ با حدود ۱۵ سال فاصله، دیزنی لند هنگ‌کنگ را تأسیس کردند و یا مثلاً وقتی‌که در ۲۰۱۳ یخ‌زده را با انگاره‌های هم‌جنس‌گرایی روانه بازار کردند به‌موازات آن، برای قشر هم‌جنس‌گرا جشن مخصوصی را در روز به خصوصی برای آن‌ها در دیزنی لند ترتیب دیدند.

در بررسی‌ای دیگر، متوجه نکته‌ی ظریف دیگری شدیم که بسیار اهمیت دارد و آن پاسخ به این شبهه بود که مگر غایت جامعه سازی شهربازی و سرگرمی است؟ آیا جامعه نیاز به سازوکارهای معیشتی، مدیریتی و ... ندارد؟ در پاسخ به این سؤال، مستنداتی از غرب را بررسی کرده و متوجه شدیم که آن‌ها در کنار این پروسه عظیم، در دهه ۵۰ میلادی، شهری رؤیایی به عنوان مدینه فاضله غرب را افتتاح کردند به نام لاس‌وگاس، که آنجا ضمن اینکه تمامی سازوکارهای یک شهر، از جمله سکنه و زیرساخت‌های شهری را داراست، همه‌ی رویاها و اسطوره‌های دنیا را نیز در خود گرد آورده است. اما اگر بخواهیم ارتباط بین دیزنی – وگاس را فقط بررسی کنیم می‌توان به مکان‌های رفاهی وگاس مثل هتل‌ها اشاره کرد که از فضاسازی‌های دیزنی بسیار بهره برده است. مثلاً هتل علاءالدین ازجمله آن‌هاست. با اندکی تأمل باید از خود بپرسیم که این یعنی چه؟ هتلی به نام یک انیمیشن. بله این یعنی گفتمان سازی، فرهنگ‌سازی و جامعه سازی. یعنی ورود تصاویر رؤیایی پیشین در واقعیت امروز جامعه. حال «هنر یک استراتژیست» مسلمان این است که در کنار این تصاویر رؤیایی و غفلت آلود، تصاویر حقیقی خود را در یک پروسه بلندمدت همراه با صبر و حوصله به یک تصویر جهانی نه‌تنها در یک انیمیشن بلکه در یک شهر تبدیل کند.

          

همین‌جا بد نیست که به نکته‌ای پیرامون صبر اشاره‌کنیم. در حدیث نبوی صبر، به سه نوع کلی تقسیم می‌شود:

صبر بر طاعت، صبر بر معصیت و صبر بر مصیبت.

حضرت محمد(ص)-(اصول کافی- ج ۲، ص ۹۰)

حال باید این سؤال را از جبهه فرهنگی خود بپرسیم، کدام صبر است که در قرآن از همه‌ی صبرها مهم‌تر و اساساً پیر کننده تر است، صبری که همه‌ی انبیاء با آن صبر حرکت می‌کردند و مردم را به آن و کمک گرفتن از آن دعوت می‌کردند. «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ وَإِنَّهَا لَکبِیرَهٌ إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ»(بقره- ۴۵). شاید بتوان با نگاهی دقیق‌تر به آیات و روایات گونه‌ی دیگری از صبر را شناسایی کرد. این صبر همان صبری است که نوح (ع)، موسی (ع) و پیامبر (ص) را پیر می‌کند و این صبر، صبر بر جامعه سازی و حکومت سازی است و متأسفانه امروز ما باید این صبر را در عرصه‌ی فرهنگی از دشمنانمان بیاموزیم. فلذا این جملهٔ استراتژیست ها بی‌راه هم نیست که بهترین دوست تو دشمن توست چرا که نقاط ضعف و قوت تو را به تو نشان می‌دهد.

نکته: البته ما قصد بزرگ کردن دشمن خود را نداریم اما یک استراتژیست تا زمانی که این ظرافت‌ها را در تمدن سازی مشاهده نکرده و عبرت نگیرد نمی‌تواند جامعه خود را آماده تغییر کرده و بسازد.

برای نمونه پروسه‌ی حرکت دیزنی را باید با یکی از مشهورترین پروسه‌های خود در موضوع زن مقایسه کنیم تا نقاط ضعف خود را در فرهنگ‌سازی مشخص کنیم.

از دیزنی تا ستایش:

سریال ستایش ساخته‌ی آقای محمد سلطانی، از سال ۸۹ اکران خود را شروع کرده و بعد از گذشت تقریباً ۳ سال در سال ۹۳ مجدداً در فصلی دیگر ادامه پیدا کرد.

شاید بتوان ستایش را اولین سریال (با موضوع زن) در ایران دانست که در دو فصل ارائه شده است. چرا که معمولاً سریال سازی در ایران مقطعی و تک فصلی است. این سریال ماجرای دختری به نام ستایش را در دهه ۶۰ انقلاب اسلامی ایران نمایش می‌دهد که با سختی‌های بسیاری روبرو است و شخصیت او در دل این سختی‌ها و مصائب شکل می‌گیرد. به طور خلاصه می‌توان چند نکته را از مقایسه‌ی ستایش با سری آثار دیزنی دریافت کرد:

چرا این سریال قبل ندارد؟ یعنی کامیک استریپ، یعنی کتاب شعر، داستان و....

چرا این سریال هدفی برای بعد از خود ندارد؟ یعنی تیپی که ستایش را تکمیل کند، با او هم‌افزایی کند.

چرا فقط گونه‌ی سریال تلویزیونی در میان سایر اقلام رسانه‌ای برای آن دیده‌شده است. ما توقع نداریم که همین امروز یک شهربازی بعد از ستایش ساخته شود ولی حداقل با نگاه دیزنی می‌توان یک برنامه‌ریزی بیست‌ساله داشت تا به این نقطهٔ مهم در جامعه سازی دست پیدا کرد.

و چندین چرای دیگر که از حوصله‌ی این نوشته خارج است.

پس در یک جمع‌بندی کلی می‌توان سه عنصر اصلی و عبرت‌انگیز، برای هر استراتژیست را در سیر جامعه سازی دیزنی مشاهده کرد:

اگر که خوب دقت کنیم متوجه می‌شویم که بصیرت و صبر عمیقاً با سه عنصر ذکرشده، مرتبط است. و فقط از طریق اردوهای بصیرتی یا طرح‌های فرهنگی محدود محقق نخواهد شد.

ان‌شاءالله در شماره‌های آینده به نحوه‌ی آرایش خود در مقابل این آرایش، و نیز طرح‌های بومی خودمان خواهیم پرداخت.

«ولا یَحمِلُ هذا العَلَم إلا أهل البَصَر و الصَّبر... آگاه باشید که این پرچم را تنها اهالی بصیرت و صبر حمل می‌کنند»

امام علی (ع)- خطبه ۱۷۳ نهج‌البلاغه

نوشته آقای عبدالله غفاری


© 2020کلیه حقوق محفوظ است باشگاه استراتژیست‌های جوان
تحت حمایت و نظارت اندیشکده یقین