دسته‌ها
استراتژیک انتقادی اندیشکده‌ها رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات

پاسخی به دکتر فاضلی؛ در یک پارادایم نیستیم!

چند وقت پیش یکی از جامعه‌شناسان ایرانی گفته بود علم جامعه‌شناسی مرده است. جامعه‌شناسان چه کردند بماند، اما اکنون که تحلیل‌های متخصصان علوم اجتماعی در دانشگاه‌های ایران درباره مشکلات اجتماعی اخیر را می‌بینیم به واقعیت آن بیشتر واقف می‌شویم؛ از تحلیل‌های مربوط به ماجرای تشییع جنازه آن خواننده پاپ تا اعتراضات پاییز و زمستان گذشته.

دکتر حسام الدین آشنا به عنوان رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک دولت تدبیر و امید در نخستین روز سال ۱۳۹۷ دقیقا در یکم فروردین ماه که نویدبخش امید و نوروزی است، یأس‌نامه‌ی دکتر محمد فاضلی را در کانال خود منتشر کرد. پیش از او هم دکتر محسن رنانی به عنوان یک اقتصاددان از تئوریسین‌های حامی دولت امید، تحلیل فاضلی را به عنوان تحلیل برتر سال در حساب رسمی خود انتخاب کرده بود. همین مثلث یأس را در نظر بگیریم: آشنا از علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق، رنانی از رشته اقتصاد دانشگاه اصفهان، فاضلی از علوم اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی، هر سه دائر بر مدار یأس و ناامیدی که ای وای ناکارآمدی نظام به تمامه عیان شده است.

پاسخ به استدلالات ایشان که البته عموما از انواع مغالطات بهره برده بود، انرژی بی‌حاصل صرف کردن است. چون پارادایم مبحث ایشان منتفی است. هر چه ایشان در تحلیل خود بر مفهوم «مسأله» تأکید کرد، من بر مفهوم «پارادایم» تأکید می‌کنم. «ما و فاضلی در یک پارادایم نیستیم». هر چقدر برای او تکلیف نامشخص است برای ما وضعیت روشن است. او از ابهامات زیاد در عرصه سیاست‌گذاری در نظام صحبت می‌کند، از نگرفتن تصمیم‌های سختِ لازم، و گرفتن تصمیم‌های سختِ غلط، از عدم شفافیت‌ها و به هم ریختگی‌ها، از چیزباختگی‌ها و عدم دستاوردها یا دستاوردهای ناپایدار و بی‌دوام و … اما ریشه این همه، اصرار بر نفهمیدن پارادایم جدید است.

این جریان ناتوانی کسانی هستند که نتوانسته‌اند حقیقت انقلاب اسلامی را درک کنند و اکنون به صراحت اعلام موضع کرده و خود را در نوعی استیصال می‌دانند که اسمش را جدیدا گذاشته‌اند وضعیت «پیشامسأله». دکتر فاضلی به صراحت اعلام می‌کند که اساسا هیچ طرح اقتصادی روی میز نیست؛ یعنی اصلا مسأله دعوا بر سر اجرای این طرح و آن طرح نیست، حتی قبل از مرحله اجرا، دعوا بر سر انواع راه‌حل‌ها هم نیست، دعوا بر سر این است که اساسا مسأله چیست؛ ما در مرحله پیشامسأله هستیم. اینجاست که تفکیک پارادایم ما و فاضلی خود را نشان می‌دهد. ما در مرحله پیشامسأله نیستیم، این جامعه دانشگاهی است که در مرحله پیشامسأله گیر کرده است. پیش از او بزرگترین کارشناسان این حوزه در جهان اعلام تسلیم کرده‌اند. جوزف استیگلیتز برنده جایز نوبل اقتصاد کتاب نوشت با عنوان سقوط آزاد و گفت این اقتصاد جهان نیست که بحران دارد این علم اقتصاد است که سقوط آزاد کرده. اگر ناکارآمدی در اقتصاد است مربوط به علم اقتصاد است. عمده مسئولین اقتصادی ما فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد و از بهترین استادان این رشته در دانشگاه‌های خود بوده‌اند. و جالب آن که عمده مسئولین دپارتمان خزانه‌داری آمریکا اقتصادخوانده نیستند! ناکارآمدی از نظام دانشگاهی است. همین اخیرا دکتر گلشنی از دانشگاه شریف اندک حیثیت باقی مانده از دانشگاه را هم به پرسش گرفت. او که رئیس دپارتمان فلسفه علم این دانشگاه بوده و از این دانشگاه بالاتر در رتبه‌بندی دانشگاه‌ها در ایران نداریم گفت و بارها هم گفته که دانشگاه ناکارآمد است. مگر امام خمینی نفرمود دانشگاه مبدأ همه‌ی تحولات است؟ مگر مقام معظم رهبری نفرمود که کرسی‌های نظریه‌پردازی در دانشگاه‌ها را راه بیاندازید. کرسی نظریه‌پردازی دکتر آشنا، دکتر رنانی، دکتر فاضلی، و … کجا هستند؟ کدام نظریه و تئوری را ساخته و پرداخته کرده‌اند؟ دکترین ایشان چیست؟ ایشان سال‌ها بر مصادر امور بوده‌اند. همان آقای رنانی در دولت دوم خرداد و همین آقای فاضلی در دولت تدبیر و امید در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری مسئولیت داشته‌اند. کدام استراتژی را تدوین کرده‌اند؟ فاصله زمانی مسئولیت این دو در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری حداقل یک دهه است. یک دهه گذشته اما همچنان در مرحله پیشامسأله گیر کرده‌اند و مسئول قدیم، یأس مسئول جدید را لایک می‌کند! این است کارآمدی نظام دانشگاهی که تازه وقتی وارد موقعیت تصمیم‌سازی می‌شوند استیصال ایشان بالا می‌زند.

چرا؟ چون هنوز حقیقت انقلاب اسلامی را درک نکرده‌اند. انقلاب اسلامی اراده جدیدی را وارد ساحت حکمرانی کرده است. هر جا این اراده حاکم شد، هر پیچی را گذراندیم. هر جا هم حکمرانی بر پایه‌ی اراده‌های غیرانقلابی شد نتیجه طبیعی آن ماندن در همان پیچ‌ها بود. مثلا یکی از آنها نظام بانکداری است که دکتر فاضلی هم به آن اشاره می‌کند. چه در دهه شصت که خیزی برای اصلاح آن برداشته شد، چه در دهه هشتاد که طرح اصلاح نظام بانکی توسط دولت مهرورز ادعا شد کار دست اقتصاددانان افتاد. کجا کار دست انقلابی‌ها بوده؟ اساسا اقتصاددان انقلابی اگر می‌شناسید معرفی کنید. علم اقتصاد از همه وضعیت بدتری دارد. با علم اقتصاد که نمی‌شود نظام مالی و اقتصاد غیرربوی داشت. ربا در جوهره کاپیستالیسم و علم اقتصاد قرار دارد. طرح‌های تحول اقتصاد مانند همان هدفمندی یارانه‌ها را دادند به همان اقتصادخوانده‌ها مانند فرزین و حسینی و پژویان و دیگران که همه استاد اقتصاد بودند. این یعنی که دولت مهرورز اراده جدید انقلاب در حکمرانی را نفهمیده بود. علم اقتصاد در دنیا زمین خورده چه برسد به ایران؛ دانشجویان در دانشگاه‌های فرانسه و آمریکا کلاس‌های امثال منکیو را ترک می‌کنند و آن را تبدیل به جنبشی دانشجویی کرده‌اند. اگر ناکارآمدی در اداره معیشت است مربوط به ناکارآمدی علم اقتصاد است. نگویند در فلان کشور فلان فرمول‌ها و قواعد جواب داده، همان‌ها در نظام اسلامی جواب نمی‌دهند. دفاع مقدس را جنگ‌نخوانده‌ها پیش بردند، اقتصاد را هم اقتصادنخوانده‌ها. شرط آن وجود اراده و درک پارادایم جدید است.

خلاصه این که مشکل ما کسانی هستند که نه رومیِ رومی هستند، نه زنگی زنگی. دکتر فاضلی می‌گوید در چهارچوب همین نظام باید عمل کنیم و اصلاحات صورت پذیرد. در اینجا باید مفهوم «نظام» را تدقیق کرد. نظام جمهوری اسلامی یعنی محصول انقلاب اسلامی. یعنی نهضت انقلابی به مثابه چشمه‌ای فیّاض، اراده تحول و انقلاب را می‌جوشد و در میدان اراده‌ها وارد شده و کنش‌ها را به هم‌آوردی می‌طلبد. نظام‌سازیِ حاصل از این اراده‌مندی، نظام جمهوری اسلامی را صورت‌بندی می‌کند. هر کس که در خود، آن اراده را می‌بیند در نظام جمهوری اسلامی تعریف می‌شود و هر کس هم که نه، طبیعتا خارج از این نظام حکمرانی است. لذا ما و فاضلی و آن مثلث یأس و ناامیدی در یک پارادایم نیستیم.

اینان محاظفه کارانی هستند که عزم و اراده هیچ تصمیم سختی را ندارند. الان در مرحله تقابل پارادایمی هستیم. تعارف‌ها و عدم صراحت‌ها را باید کنار گذاشت. همان امنیتی که ایشان از آن یاد کرده‌اند که در منطقه آتش گرفته غرب آسیا در جزیره آرامش هستیم، دستاورد همان اراده جدید انقلابی است. چطور این را به عنوان دستاورد نمی‌شمرند و تحلیل نمی‌کنند؟ آیا امنیت موجود خود به خود به وجود آمده؟ یا نتیجه سیاست‌گذاری‌های دانشگاهیان است؟! سردار سلیمانی و سردار فدوی و سردار جعفری و امثالهم درس گرفته از مکتب خمینی بوده‌اند یا از دپارتمان‌های جامعه‌شناسی و علوم سیاسی و اقتصاد و … نظام دانشگاهی؟

هر کس خود را متعلق به چهارچوب مثلث ناتوانی و یأس می‌داند صریح صحبت کند: ناکارآمدی مربوط به اراده انقلابی است یا غیر انقلابی؟ مگر رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی امنیت ملی در سال گذشته نفرمودند که باید در مقابل جریان غیرانقلابی درون نظام ایستاد؟ آقای دکتر فاضلی و بقیه اهالی سرزمین ناتوانی در زمره جریان غیرانقلابی درون نظام هستند. لذا نمی‌توانند نان نظام را خورده و بگویند اصلاح را باید در چهارچوب همین نظام انجام داد و در عین حال تزریق‌کننده‌ی اراده غیرانقلابی درون آن باشند. هیچ اصلاحی در نظام جمهوری اسلامی بدون اراده‌ی انقلابی امکان اثربخشی ندارد.

پارادایم انقلاب اسلامی سنجه‌های تمدنی خود را دارد که با سنجه‌های تمدن مدرن متفاوت است. معیشت نظام اسلامی را اقتصاددانان نمی‌توانند مدیریت کنند، سیاست خارجی حکومت اسلامی را متخصصان دیپلماسی از دانشگاه‌ها نمی‌توانند تعقیب کنند، سیاست داخلی جمهوری اسلامی را سیاست‌خوانده‌های دانشگاهی نمی‌توانند به پیش ببرند، سینمای جمهوری اسلامی را هنرآموزان نمی‌توانند نجات دهند، دانشگاه و علم در دانشگاه چه در ایران چه در هر کجای دیگری از این کره خاکی نمی‌تواند به کار نظام اسلامی بیاید. دست‌ها را باید از این علم و نظام دانشگاهی شست. حالا رئیس جمهور مملکت پی این باشد که فیزیک اسلامی داریم یا نه. اینان هم البته در همان مرحله پیشامسأله هستند. رئیس فرهنگستان علوم دکتر داوری هم منتظر رسیدن عهد دینی باشد. انسداد فکری و عملی جماعت غیرانقلابی در تمام ابعاد خود را نمایانده است. اما در مقابل، جوانان مؤمن انقلابی معتقد هستند که در عهد دینی قرار دارند، نظام اسلامی از جوهر اراده‌مندی انقلابی خود تغذیه می‌کند و در میدان کنش اراده‌ها، زورآزمایی می‌کند تا خود را اثبات کند. انسداد و ناتوانی فکری و عملی برای دانشگاهیان و غیرانقلابی‌هاست.

 

بخشی از سخنرانی دکتر فاضلی تحت عنوان «بحران ناکارآمدی یا جنبش چیزباختگان» در نشست «بررسی ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناآرامی‌های دی‌ماه ۹۶» در فیلم زیر قابل مشاهده است:

 

دسته‌ها
استراتژیک اندیشکده‌ها رصد استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی

جرالد سگال کیست؟

این روزها شاید کمتر کسی در ایران ـ حتی در بین نخبگان سیاسی و فرهنگی ـ وجود داشته باشد که نام «جرالد سگال[۱]» را شنیده باشد و بداند او کیست. شاید دلیل اصلی این عدم شناخت هم این باشد که وی سال‌هاست بر اثر سرطان از دنیا رفته است و خبری از او و فعالیت‌هایش در فضای سایبر نیست. سگال در ایران معرفی نشده است و چون وی در دوران حیاتش یکی از افراد شاخص تمدن غرب علیه نظام جمهوری اسلامی بوده است، معرفی او ضروری است.

جرالد سگال متولد ۳ فوریه ۱۹۵۳ در مونترال کانادا است. سگال در کانادا متولد شده ولی بیشتر دوران کودکی و نوجوانی خود را در اسرائیل گذرانده است. وی بعد از اتمام دوران مدرسه وارد دانشگاه عبری اورشلیم[۲] می‌شود و در رشته علوم سیاسی ـ مطالعات آسیا (۱۹۷۱ تا ۱۹۷۵) به تحصیل می‌پردازد. بعد از اتمام دوره کارشناسی در سال ۱۹۷۵ به لندن می‌رود و با گرفتن تابعیت انگلیسی بقیه عمر خود را در انگلستان می‌گذراند. وی در همان سال ۱۹۷۵ برای گذراندن تحصیلات تکمیلی وارد مدرسه اقتصاد لندن[۳] می‌شود و بعد از ۴ سال موفق به اخذ مدرک دکتری می‌شود. موضوع رساله دکتری وی با عنوان «از دوقطبی تا مثلث بزرگ قدرت: مسکو، پکن، واشنگتن، ۱۹۶۱-۱۹۶۸“ بررسی روابط بین مسکو، پکن و واشنگتن در دهه ۱۹۶۰ است.

سگال بعد از اتمام دوره دکتری در دهه ۸۰ به‌عنوان استاد مدعو در دانشگاه‌های انگلیس ازجمله بریستول، لستر، ولز و … در موضوعات اقتصادی و امور بین‌الملل به تدریس و ارائه نظریات خود در فضای آکادمیک مشغول بوده است. وی از اواخر دهه ۸۰ با ورود به مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل[۴] لندن که اکنون به چاتهام هاوس[۵] معروف است با فضای اندیشکده‌ای آشنا می‌شود و از فضای آکادمیک فاصله می‌گیرد. برخی از مهم‌ترین مسئولیت‌های وی تا قبل از مرگش در تاریخ ۲ نوامبر ۱۹۹۹ عبارت‌اند از:

  • همکار ارشد و مسئول پروژه مطالعات تطبیقی رفرم سیاسی در کشورهای کمونیستی در مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل لندن که اکنون به چاتهام هاوس معروف است (آگوست ۱۹۸۸ تا سپتامبر ۱۹۹۱)
  • همکار ارشد مطالعات مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک[۶] (IISS) لندن با مسئولیت مطالعات امنیت آسیا (سپتامبر ۱۹۹۱ تا آگوست ۱۹۹۷)
  • مدیر شورای تحقیقات اقتصادی و اجتماعی برنامه آسیا ـ پاسیفیک[۷] انگلستان (از آوریل ۱۹۹۴)
  • از بنیان‌گذاران و اعضای اصلی شورای همکاری‌های امنیتی آسیا ـ پاسیفیک اروپا[۸] (۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷)
  • عضو همکار در مجمع جهانی اقتصاد (داووس)[۹] (از ۱۹۹۵)
  • رئیس دبیرخانه شورای همکاری‌های اروپا ـ آسیا[۱۰] (از ۱۹۹۶)
  • مدیر مطالعات مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک لندن (از سپتامبر ۱۹۹۷)
  • بنیان‌گذار و سردبیر فصلنامه «پاسیفیک ریویو» دانشگاه آکسفورد
  • عضو رسمی انجمن مطالعات چین بریتانیا
  • عضو رسمی انجمن مطالعات بین‌المللی بریتانیا

جرالد سگال یکی از متفکران و نویسندگان برجسته در امور بین‌الملل به شمار می‌رود. وی در دوران عمر کوتاه ۴۶ ساله خود هفت کتاب تألیف کرده است و در بیش از ۴ کتاب همکار مؤلف بوده است. لیست کتاب‌های وی عبارت است از:

  • مثلث قدرت بزرگ ـ بررسی روابط بین مسکو، پکن و واشنگتن در دهه ۱۹۶۰ (لندن: ۱۹۸۲)
  • دفاع از چین (لندن: ۱۹۸۵)
  • راهنمای جهان امروز (لندن: ۱۹۸۷)
  • بازاندیشی پاسیفیک (لندن: ۱۹۹۰)
  • اتحادیه شوروی و پاسیفیک (لندن: ۱۹۹۰)
  • همراهی با امور جهانی (لندن: ۱۹۹۱)
  • سرنوشت هنگ‌کنگ (لندن: ۱۹۹۳)
  • جنگ هسته‌ای و آشتی هسته‌ای (لندن: ۱۹۸۳)
  • چین و بازوی تجارت (لندن: ۱۹۸۵)
  • چین بدون دنگ شیائوپینگ (ملبورن و نیویورک: ۱۹۹۵)
  • پیش‌بینی آینده (لندن: ۱۹۹۸)

وی همچنین بیش از ۱۳۰ مقاله در موضوعات امور بین‌المللی در مجلات شناخته‌شده دنیا منتشر کرده است.

سگال را نمی‌توان تنها یک متفکر و نویسنده دانست بلکه او یک اقدام‌کننده در میدان عمل یا به عبارتی یک استراتژیست است.

استراتژی سگال در نحوه مواجه با چین به‌عنوان یک قدرت نوظهور در مقابل تمدن غرب این بود که نباید با چین رفتار مخاصمت آمیز شود و او را تحریک کرد چراکه چین گارد دفاعی می‌گیرد و از خود واکنش نشان می‌دهد، بلکه باید از طریق کمک‌های اقتصادی و انتقاد از جامعه مدنی چین، آن را مهار کرد. وی معتقد بود که با محدود کردن چین رفتارهای پرخاشگرانه او در قبال دموکراسی‌های غربی بیشتر خواهد شد.

جرالد سگال در مقاله‌ای تحت عنوان Not Bombs but Baywatch که در تاریخ ۹ مارس ۱۹۹۸ در هفته‌نامه‌ آمریکایی نیوزویک منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان می‌دهد. مقاله وی با این تیتر آغاز می‌شود: وقتی با دیکتاتورها روبرو می‌شوید، دموکراسی‌ها نیاز به سیاست‌هایی دارند که آنان را مهار و آلوده کنند. وی تجربیات قدرت‌های دموکراتیک غربی در شکست کمونیسم شوروی را راهنمای خوبی برای مواجهه با دیگر رقبای خود می‌داند و می‌گوید کمونیست‌ها هم مهار و هم آلوده شدند؛ شوروی توسط ناتو مهار شد و از طریق تجارت، حمایت از حقوق بشر و وارونه جلوه دادن حقایق در رسانه‌ها آلوده شد و تأکید می‌کند مهار یا آلوده‌سازی هر کدام به تنهایی جواب نمی‌دهد. وی اضافه می‌کند: «پیروزی در جنگ سرد، نه در میدان جنگ بلکه بر اثر تلاش مداوم به‌منظور محدود کردن قدرت خارجی اتحاد شوروی و تغییر دادن «ماهیت داخلی» آن حاصل شد. اکنون نیز باید یک استراتژی دوگانه «مهار و آلوده‌سازی» در دستور کار باشد.

وی سپس به تشریح استراتژی خود که آن را (double-C (contain & contaminate می‌نامد می‌پردازد و بیان می‌کند که با تکنولوژی نظامی مدرن می‌توان رقیب را مهار کرد و با اشاره به یک ضرب‌المثل قدیمی رومی که می‌گوید «اگر آشتی می‌خواهی برای جنگ آماده باش» دموکراسی‌های مدرن را به داشتن برتری تکنولوژی نظامی و آمادگی برای جنگ ترغیب می‌کند.

وی در ادامه می‌گوید: «اگرچه مهار (محاصره) ضروری است، اما یک استراتژی ناکافی برای نابودی حکومت‌های دیکتاتوری است. چیزی که در نهایت سبب تضعیف قدرت دیکتاتورها می‌شود آلوده‌سازی است. خوشبختانه، آلوده‌سازی در بسیاری از بسته‌ها می‌آید. تجارت با دشمن (درکالاهای غیراستراتژیک) و نشان دادن به آن‌ها که چقدر ضعیف هستند، پیشروی از طریق سلاح مخفی کاپیتالیسم، ایجاد طبقه متوسط غیرسیاسی که علاقه‌ای به فداکاری برای ایدئولوژی رادیکال ندارد، صاحب قدرت کردن رهبران اقتصادی از طریق تجارت و ایجاد مراکز قدرت آلترناتیو. ببینید که چطور دموکراسی چینی رشد می‌کند و کمونیسم از پایین به بالا فاسد و پوسیده می‌شود وقتی‌که این تاکتیک‌ها اعمال می‌شوند»

سگال با اشاره به سریال آمریکایی[Baywatch[۱۱، گروه موسیقی[Spice Girls[۱۲ و همچنین Disney در مقاله خود به صراحت توصیه می‌کند که کشورهای اسلامی و آیت‌الله‌ها را باید با ترویج سکس و فرهنگ «والت دیزنی» در سرزمین‌هایشان آلوده کرد. او از این موارد به‌عنوان نیروهای مرگباری نام می‌برد که می‌توانند به‌وسیله «فناوری اطلاعات» و «توریسم» در کشورهای مدنظر آزاد شوند. وی توصیه می‌کند که غرب باید دشمنانش را شبیه خود کند و درعین‌حال باهوش و بردبار باشد.

سگال در پایان این مقاله می‌گوید حالا زمان رها کردن سگ‌های جنگی جدید چون «مایکروسافت» و «میکی ماوس» است.

 

منابع:

  1. http://homepage.usask.ca/~llr130/segal/
  2. http://www.independent.co.uk/arts-entertainment/obituary-gerald-segal-1123700.html
  3. http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=19416
  4. روزنامه کیهان، شماره ۱۸۹۶۰، چهارشنبه هفتم آذر ۱۳۸۶، صفحه ۵.

 

پانوشت:

[۱] Jerald Segal

[۲] Hebrew University of Jerusalem

دانشگاه عبری اورشلیم یکی از مهم‌ترین دانشگاه‌های اسرائیل است. دانشگاه عبری اورشلیم، دانشگاهی دولتی است و در شهر اورشلیم و در بالای تپه‌ای به نام کوه اسکوپوس قرار دارد. این دانشگاه، یکی از هشت دانشگاه اصلی اسرائیل و جزو صد مرکز آکادمیک برتر در جهان است. اعضای اولین هیئت‌علمی دانشگاه عبری اورشلیم عبارت بودند از آلبرت انیشتین، زیگموند فروید، مارتین بوئبر،حییم بیالیک و حییم وایزمن.

بیشتر شهرت دانشگاه عبری اورشلیم به خاطر تحقیقاتی اساسی است که در زمینه رشته‌های مذاهب و علوم پایه‌ای انجام گرفته است. گردآوری بزرگ‌ترین مجموعه تحقیقات یهودی در جهان ازجمله کارهای دانشگاه عبری اورشلیم است. شماری از تاریخ‌نویسان، فلاسفه، دانشمندان و برندگان جوایز نوبل ازجمله گرشام شوئلم، مارتین بوئبر، مایکل رابین، دانیل کاهنمن، یشایاهو لیبویتز، دیوید گراس، ساهارون شلاه و روبرت اوئمان از اساتید دانشگاه عبری اورشلیم بوده و هستند.

[۳] London School of Economics

[۴] Royal Institute of International Affairs

[۵] Chatham House

[۶] International Institute for Strategic Studies (IISS)

[۷] Pacific Asia Programme (PAP(

برنامه آسیا ـ پاسیفیک شورای تحقیقات اقتصادی و اجتماعی انگلیس[۷] یک برنامه جامع تحقیقاتی پیرامون عوامل رشد اقتصادی منطقه آسیا ـ پاسیفیک و تأثیر آن بر منطقه، اروپا و بخصوص انگلستان در زمینه‌های روابط بین‌الملل و فرهنگ سیاسی است.

[۸] European Council for Security Cooperation in Asia-Pacific (ECSCAP)

[۹] World Economic Forum (Davos)

[۱۰] Council for Asia-Europe Co-operation (CAEC)

[۱۱] بی‌واچ Baywatch نام مجموعه تلویزیونی آمریکایی درباره چند مأمور نجات غریق در لس‌آنجلس ایالت کالیفرنیای آمریکا است که وظیفه گشت‌زنی از سواحل پرطرفدار و شلوغ لس‌آنجلس و حفاظت از جان مردم و برقراری امنیت ساحل را بر عهده داشتند. پخش مجموعه تلویزیونی بی‌واچ از سال‌های ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۱ ادامه داشت. بر اساس کتاب رکوردهای جهانی گینس، مجموعه تلویزیونی بی‌واچ پربیننده‌ترین سریال تلویزیونی پخش‌شده در تاریخ سریال‌های تلویزیونی در سراسر جهان بوده است به‌طوری‌که بیش از ۱.۱ میلیارد تماشاگر تلویزیونی در سرتاسر جهان مجموعه تلویزیونی بی‌واچ را تماشا می‌کردند. در سال ۲۰۱۷ نیز فیلمی با همین نام و  بر اساس آن ساخته شده است.

[۱۲] اسپایس گرلز (Spice Girls) در سال ۱۹۹۴ در لندن شکل گرفت. این گروه متشکل از پنج دختر جوان بود که با ارائه ترانه «Wannabe» به یکی از برترین گروه‌های پاپ تبدیل شدند. با فروش بیشتر از ۵۳ میلیون نسخه، آن‌ها پرفروش‌ترین گروه زن در طول تاریخ به شمار می‌روند. فیلم دنیای اسپایس (Spiceworld) با درخشش این گروه ساخته شد که ۷۵ میلیون دلار فروش کرد.

دسته‌ها
استراتژیک انتقادی اندیشکده‌ها تحلیلی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات

آمریکا و ترامپیزاسیون برجام

با توجه به اهمیت سند برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و با عنایت به عملکرد دولت آمریکا در میزان پایبندی به تعهداتش بعد از حدود یک سال و نیم از توافق بر سر موضوع هسته‌ای با ایران و همچنین با اقدام اخیر مقامات آمریکایی مبنی بر ارائه طرحی در راستای اعمال تحریم‌های فراگیر و گسترده موسوم به اس.۷۲۲ و با توجه به کتابی که در همین باب سال پیش‌ تحت عنوان «بررسی دکترین برجام از آغاز تا فرجام»[۱] توسط این‌جانب به رشته تحریر درآمده است، لزوم پرداختن مجدد به این موضوع را از اهمیتی دوچندان برخوردار کرده است.

دسته‌ها
استراتژیک اندیشکده‌ها تحلیلی رصد استراتژیک رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی

نگرانی اندیشکده‌های آمریکایی از شکست روحانی در انتخابات ریاست جمهوری

 با نگاهی گذرا به مهم‌ترین سایت‌های سیاسی خبری غرب و سایت‌های یهودی- صهیونیستی و مراکز فکری (Think Tanks) فعال در این عرصه، اذعان به شکست روحانی و پیش‌بینی پیروزی آیت الله رییسی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ بدون استثنا مشاهده می‌شود. این اندیشکده‌ها تحلیل‌های خود را بر دو واقعیت عمده یکی نارضایتی مردم از نتایج توافق برجام و دیگری عملکرد ضعیف اقتصادی دولت نهاده‌اند.

یکی از این اندیشکده‌ها کریتیکال تریتز پراجکت[۱] (Critical Threats Project) هست که از سوی موسسه امریکن اینترپرایز (American Enterprise) جهت تحلیل و پیگیری تهدیدات کلیدی برای امنیت ملی آمریکا ایجاد شده است. مدیریت این پروژه با فردریک کاگان[۲] استاد سابق تاریخ نظامی در آکادمی نظامی آمریکا بوده و ادعا دارد تمرکزش بر تهدیدات ایران و شبکه القاعده قرار گرفته است.

 کریتیکال تریتز پراجکت در یکی از مقالات در مورد انتخابات امسال ایران می‌نویسد: «شکست روحانی غیرمحتمل نیست. آمریکا باید محتاط باشد چون اگر مخالفین روحانی به ریاست جمهوری برسند، ایران از گرایش‌های دیپلماتیک و اقتصادی به غرب دور می‌شود» و در استدلال این پیش‌بینی می‌افزاید:

  • آینده روحانی به موفقیت اقتصادی او گره خورده است.
  • طبق نظر (آیت الله) خامنه‌ای، روحانی اقتصاد مقاومتی را در اولویت قرار نداده است.
  • در نظرسنجی اخیر به‌طور قابل‌توجهی ۷۵ درصد ایرانیان اظهار داشته‌اند که برجام یا همان توافق هسته‌ای شرایط زندگی‌شان را بهتر نکرده است.

این مقاله همچنین  به شکست رییس‌جمهور در ارائه طرح مشخصی برای بیکاری نیز اشاره کرده است.

 

خبرگزاری بلومبرگ که شعبه‌ای از شرکت بلومبرگ ال پی به عنوان شرکت اطلاعات و رسانه و نرم‌افزارهای مالی در نیویورک شناخته می‌شود، به‌تازگی در مورد انتخابات ایران تصریح کرده است که آمار نشان می‌دهد روحانی از پیروزی دور است و علیرغم وجود طرفدارانش، وی در انتخابات می‌بازد.[۳]

 

فوربز(Forbes) که یکی از مشهورترین مجلات تجاری در آمریکاست در مورد انتخابات ایران طی مقاله‌ای تحت عنوان: «اقتصاد، عرصه کلیدی برای نبرد در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۷»، به آمارگیری نمونه‌ای که توسط IranPoll.com در ایران انجام شده اشاره می‌کند و می‌افزاید که در این آمارگیری بیش از هزار نفر بین ۱۱ تا ۱۴ اپریل شرکت کردند که به نظر می‌رسد نتیجه آن برای رییس‌جمهور مستقر نگران کننده باشد.[۴]

 

المانیتور که توسط یک سرمایه‌دار عرب-آمریکایی اداره می‌شود و مقر آن در واشنگتن است و شرکای رسانه‌ای در کشورهای خاورمیانه از قبیل الاخبار، الیوم، السفیر دارد، در مقاله‌ای در رابطه با انتخابات ایران چنین تیتر زده است: «چگونه اصلی‌ترین دارایی روحانی، بزرگ‌ترین مسئولیت او برای پاسخگویی شد؟» و منظورش از دارایی، توافق برجام است.[۵]

 

شورای آتلانتیک اندیشکده‌ای آمریکایی واقع در واشنگتن است که در امور بین‌المللی فعال می‌باشد. این اندیشکده نیز مقاله‌ای با عنوان « قالیباف و رییسی پرطرفدارترین کمپین انتخاباتی را دارند» منتشر کرده است.[۶]

 

میدل ایست مانیتور نیز با انتشار مقاله‌ای تحت عنوان: «روحانیون ایران از رییسی حمایت می‌کنند»، با اشاره به ۳/۲ میلیون بیکار در ایران و عدم تأثیر توافق برجام در بهبودی شرایط اقتصادی ایران آن را از دلایل مخالفین و رقبای روحانی ذکر کرده است.[۷]

 

واشنگتن تایمز حسن روحانی را moderate یا میانه‌رو می‌نامد و در تعریف این واژه، سیاست باز کردن اقتصاد ایران به روی غرب را بکار می‌برد. واشنگتن تایمز احتمال باختن روحانی به رییسی را پیش‌بینی می‌کند و دلیل آن را ناامیدی و سرخوردگی مردم از نتایج برجام برمی‌شمرد.[۸]

 

خبرگزاری‌های یهودی-صهیونیستینکته جالب توجه در مورد سایت‌ها یا خبرگزاری‌هایی که مستقیماً توسط یهودیان صهیونیست اداره می‌شوند مانند جرازلم‌پست، جی‌پست، رویترز، هارتص این است که هیچ‌یک از این‌ها موضعی درباره کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ایران نگرفته‌اند و نخواسته‌اند که پیش‌بینی کاندیدای پیروز را مورد تحلیل قرار دهند و فقط به اخبار روزانه انتخابات، آن هم گزینشی و جهت‌دار بسنده کرده‌اند.

ولی اظهارات وزیر دفاع رژیم تروریستی اسرائیل در ۱۳ آپریل ۲۰۱۷ و پیش‌بینی ترور روحانی را می‌توان هشداربخش‌ترین و خطرناک‌ترین تحلیل انتخاباتی صهیونیست‌ها دراین‌باره دانست.[۹]

لیبرمن وزیر دفاع اسرائیل گفته است: «تعجبی نخواهد داشت اگر کسی از طرف حامیان دو آتشه تشکیلات اصولگرایان، رییس‌جمهور ایران حسن روحانی را هنگام انتخابات ۱۹ می ترور کند.»

با توجه به تجربه‌ای که از این نوع پیش‌بینی‌ها از سوی رژیم صهیونیستی و تحقق آن به فاصله کوتاهی بعد از انتشار خبر داریم، این باید زنگ خطری برای جمهوری اسلامی ایران باشد تا با هوشیاری تمام از اجرای خواسته‌ها و اهداف شوم اسرائیل برای ایجاد دودستگی خصومت‌آمیز در کشور و تضعیف نیروهای معتقد به اسلام انقلابی جلوگیری به عمل آورد.

از دیگر مواردی که بسیار حائز اهمیت است این است که هیچ‌یک از این اندیشکده‌ها در سایت‌های خود کوچک‌ترین اشاره‌ای به مواضع انتقادی و استدلالات مخالفین روحانی در مورد عدم اجرای تعهدات آمریکا و اعضای ۵ +۱ در مورد برداشتن تحریم‌ها در برجام نکرده‌اند و این موضوع در سانسور و بایکوت شدید قرار دارد. درحالی‌که در تمامی مناظرات، مهم‌ترین انتقادات مخالفین دولت در مورد برجام عدم استیفای تعهدات طرف مقابل از جمله برداشتن تحریم‌ها بوده است و حداقل برای حفظ ظاهر دموکراسی ادعایی خود می‌توانستند با اشاره مختصری به این مواضع انتقادی در مناظرات، آن را تحلیل یا حداقل تکذیب کنند که این خود نشان از آگاهی‌شان از خطاکار بودن ۵+۱ در پایبندی به تعهداتشان دارد.

 


پی‌نوشت‌ها:

[۱] https://www.criticalthreats.org

[۲] Frederick Kagan

[۳] https://www.bloomberg.com/politics/articles/2017-04-17/iran-poll-shows-rouhani-is-popular-but-victory-far-from-assured

[۴] https://www.forbes.com/sites/dominicdudley/2017/04/17/iran-presidential-election-economy/#34013be2335e

[۵] http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2017/01/iran-presidential-elections-2017-rouhani-nuclear-deal-jcpoa.html

[۶] http://www.atlanticcouncil.org/blogs/iraninsight/qalibaf-and-raisi-run-populist-campaigns-in-iran-elections

[۷] https://www.middleeastmonitor.com/20170503-powerful-clerics-back-rouhani-rival-in-iran-presidential-elections

[۸] http://www.washingtontimes.com/news/2017/may/1/obama-nuclear-deal-on-iran-presidential-ballot

[۹] https://southfront.org/israeli-defense-minister-wouldnt-be-surprised-if-somebody-assassinates-iranian-president

دسته‌ها
استراتژیک انتقادی اندیشکده‌ها تحلیلی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

تئوری سیستم‌ها و انتخابات ریاست جمهوری ایران

در تئوری سیستم‌ها، صحبت از یک سیستم به عنوان موجود و کلیتی است که حدود و مرزهای مشخصی دارد تا اجزاء داخلی و خارجی آن تمیز داده شود و ورودی (InPut) و خروجی (OutPut) آن مشخص گردد. تمرکز در تئوری سیستم‌ها بر روی کنش و واکنش یا تأثیرات متقابل اجزا می‌باشد. تئوری سیستم‌های عمومی (GST) در غرب برای اولین بار توسط یک بیولوژیست به نام لودویگ ون برتالنفی[۱] در دهه ۱۹۳۰ ارائه شد. وی از این تئوری در علم حیات استفاده کرد.

دسته‌ها
اندیشکده‌ها تحلیلی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

بررسی آرم اندیشکده یقین

«آرم» یکی از گونه‌های خاص ارتباط در جهان معاصر است که در حوزه ارتباط تصویری و یا گرافیک قرار دارد. بنا به تعریف فرهنگ معین آرم نشانه‌ای‌ست مشخص و معرف دولت، اداره، موسسه، کارخانه و مانند آن.
در تعریفی دیگر از آرم، گفته می‌شود فرستنده (سازمان یا نهاد) پیام خود را در قالب نشانه‌ای تصویری به گیرنده (مخاطبان) می‌رساند، از این رو می‌توان هر آرم را ناظر به این سه شق اصلی مورد بررسی قرار داد.
در ادامه به بررسی آرم اندیشکده یقین می‌پردازیم.

دسته‌ها
اخبار استراتژیک استراتژیک اندیشکده‌ها بیع و اقتصاد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده

شورای روابط خاجی آمریکا: هاشمی رفسنجانی مدل توسعه چین را تحسین می‌کند

متن زیر ترجمه‌ی مقاله‌‌ی شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) با عنوان «بررسی اقتصاد مقاومتی در ایران» می‌باشد که علاوه بر تشریح جناح‌های اقتصادی در ایران به بررسی مدل توسعه چین به عنوان مدل مورد علاقه حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی می‌پردازد.

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#3000fc”]

در هفته‌های اخیر مباحثاتی در مورد توافق هسته‌ای یا برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در جریان است. از طرفی آیت الله خامنه‌ای مزایای ادعاشده‌ی برجام را زیر سؤال می‌برد و از طرف دیگر آقای روحانی همچنان از مذاکرات انجام شده توسط دولتش دفاع می‌کند. درواقع دعوا بر سر توافق هسته‌ای نیست، بلکه بر سر اقتصاد ایران است که البته هویت حکومت هم می‌تواند دخیل باشد. بحثی که قدمتش به اندازه عمر خود جمهوری اسلامی است. سؤالی که موجب جناح‌بندی شده این است که آیا اختلاط با اقتصاد جهانی، انقلاب را به خطر می‌اندازد یا بقایش را تضمین می‌کند.

از سال ۱۹۷۹(۱۳۵۷) که رژیم تئوکراتیک در ایران کلید خورد، حاکمان مذهبی بر سر مسئله‌ی اقتصاد اختلاف نظر پیدا کردند. افراطیون(یا اصول‌گرایان) همواره حامی مالکیت و تجارت خصوصی بوده‌اند اما از اینکه مبادا تکیه بر صادرات و سرمایه‌گذاران خارجی استقلال ایران را مورد تهاجم قرار دهد نگران‌اند. از نظر ایشان، هرچه ایران بیشتر با اقتصاد جهانی درگیر شود تمایل حکومت در جهت تغییر غرب کمتر خواهد شد. تأکید اینان بیشتر بر توسعه‌ی بازارهای داخلی و بهبود روابط اقتصادی با حکومت‌های همسایه همچون عراق و افغانستان است. اما جناح عمل‌گرای سیستم، چنین نسخه‌هایی را برای حکومتی که تکیه‌اش تا حد زیادی بر درآمدهای عایده از صادرات نفت است کافی نمی‌داند. با توجه به (وضعیت) اقتصاد ایران و تقاضای کالاهای غربی از طرف شهروندان ایرانی، اینان راهی جز فروش نفت و تکیه بر مؤسسات مالی جهان نمی‌بینند.

شکل 1:مقایسه‌ی یک‌صد دلاری با معادل آن به ریال ایران توسط یک صراف در تهران
مقایسه‌ی یک‌صد دلاری با معادل آن به ریال ایران توسط یک صراف در تهران

 یک مدل چینی؟

مسئله‌ی چین بسیار در این مباحثات به چشم می‌خورد. عمل‌گرایان در ایران به رهبریت هاشمی رفسنجانی – رئیس‌جمهور اسبق ایران – مدت‌هاست که مدل چین را تحسین می‌کند. مدلی که حکومتی اتوکراتیک که رشد اقتصادی بسیار بالا را تضمین می‌کند. به نظر اینان چین در «کنار هم قرار دادن اتوکراسی و علم اقتصاد بازار مبنا» موفق بوده است. از نظر اصول‌گرایان سختگیر همچون خامنه‌ای چین مدلی است که باید از آن اجتناب شود. از دید او چین، ایدئولوژی خودش فدای سود اقتصادی کرده است. اما بااین‌همه، امروزه چیزی از سیستم کمونیستی چین باقی نمانده است. بعلاوه، افراطیون مذکور حرفشان این است که تجارت با غرب فقط به تعاملات اقتصادی ختم نمی‌شود و ضرورتاً به آلودگی فرهنگی کشانده خواهد شد. درحالی‌که عمل‌گرایان احتمالاً شاهد پیشرفت شگرف شهرهایی همچون شانگهای هستند، افراطیون تنها نشانه‌های رکود فرهنگی را مشاهده می‌کنند. افراطیون معتقدند که اگر ایران می‌خواهد هویت ایدئولوژیکی خود را حفظ کند بایستی علناً وسوسه‌های مالی و فرهنگی غرب را رد کند.

درعین‌حال که دولت ایران سعی دارد تحت شرایط معاهده‌ی هسته‌ای مجدداً به تجارت جهانی و شبکه‌های مالی متصل شود، توانایی ایران در متعادل کردن این تنوع دیدگاه‌ها در اقتصاد محک خواهد خورد. در طی مذاکرات هسته‌ای، خامنه‌ای خود را کنار کشیده و توافق را رد کرده است و درعین‌حال افرادی را که معتقدند سعادت ایران در گرو بهبود روابط ایران با جامعه‌ی بین‌الملل است مورد شماتت قرار می‌دهد. وی در سخنرانی ابتدای سال جدید ایرانی، در ۲۱ مارس(اول فروردین) نقادانه در مورد توافق هسته سخن گفت و اذعان داشت که مسائل مطرح شده(در طول سخنرانی)، حرکات آمریکا در راستای مسدود کردن تجارت ایران است. وی افزود :«آمریکایی‌ها گفته‌اند که تحریم‌ها را برمی‌دارند. آن‌ها این کار را کرده‌اند اما بر روی کاغذ. اینان طوری رفتار می‌کنند که نتیجه‌ی لغو تحریم‌ها هرگز مشاهده نخواهد شد.»

وی سپس از مسئله‌ی هسته‌ای به مسئله‌ای که آن را «اقتصاد مقاومتی» می‌نامد موضوع را تغییر داد. طبق تعریف رهبری، اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که خود را از صادرات نفت جدا و از صنعت داخلی در برابر رقبای بیگانه حمایت می‌کند. همچنین تجارت را به نفع بازارهای محلی برمی‌گرداند و پول خود را از بانک‌های بین‌المللی بیرون نگاه می‌دارد. اگر رژیم ایران این حرکت را انجام دهد، «می‌تواند کشور را در برابر تحریم‌ها و (حتی) امکان بازگشت تحریم‌ها از حفظ کند. اگر اقتصاد مقاوم شود، (توطئه‌های) دشمن تأثیر چندانی نخواهد داشت.»

درسی که خامنه‌ای از مسئله‌ی هسته‌ای گرفت این بود که تکیه‌ی ایران بر فروش نفت و مؤسسات مالی بین‌المللی موجب ضربه‌پذیری کشور از آمریکا شده است. از نظر وی کشور در راه استقلال می‌بایستی خود را از جهان و بازارهای جهانی بیرون کشد. تنها در این صورت است که جمهوری اسلامی می‌تواند ارزش‌های انقلابی خود را حفظ و در برابر ایالات متحده‌ی آمریکا مقاومت کند. برای چنین استقلالی، فقر ملی قیمتی ست که ایران بایستی بپردازد.

 

دلیل نیاز به «درگیری سازنده»

روحانی و متحدانش مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی را رد نمی‌کنند، اما نگاهشان به این قضیه به‌گونه‌ای دیگر است. از نظر آنان سرمایه‌گذاری‌های خارجی و افزایش فروش نفت، رشد اقتصادی را تضمین خواهد نمود و ملت بی‌قرار و ناراضی از وضع موجود را تسکین خواهد داد. بعلاوه، جذب بیشتر سرمایه گزار و سرمایه‌ی خارجی می‌تواند راهی مؤثر در جهت خنثی‌سازی تحریم‌های محتمل از سوی ایالات متحده باشد. به هر میزان که کشورهای اروپایی و آسیایی در ایران سرمایه‌گذاری نمایند، به همان اندازه نفت این کشور را خواهند خرید و متعاقباً اهمیت کمتری به هشدارهای آمریکا مبنی بر تحریم‌های مضاعف خواهد داد. تحریم‌هایی که به دنبال مسائلی چون تروریزم و حقوق بشر وضع‌شده‌اند.

اما روحانی که بزرگ‌شده‌ی مکتب رفسنجانی است، اقتصاد جهانی و سرمایه‌ی خارجی را از لنز متفاوتی مشاهده می‌کند. درحالی‌که حاضر وظیفه‌ی روحانی حفظ ساختار و تمرکز قدرت است و رشد اقتصادی لازمه‌ی آن است. بعلاوه، روحانی در ماه مارس اظهار داشت که «یک جزء مهم سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تعامل سازنده با جهان است و مسیر دولت ما تا حاضر اقتصاد مقاومتی بوده است.»

 در پایان، بحثی که مجدداً در ایران حول توافق هسته‌ای مطرح شده است ، چشم‌انداز اقتصادی یا حتی رقابت‌های حزبی نیست. مسئله هویت جمهوری اسلامی است. روحانی بسیار از وابستگی بخت سیاسی‌اش به اقتصاد مسرور است. مذاکرات توافق کنترل سلاح‌های بحث‌برانگیز (the controversial arms control agreement) که بر عهده‌ی وی بود با هدف تولید سرمایه‌ی خارجی و در جهت احیای اقتصاد طراحی شده بود. ورای چنین افق کوتاه‌مدتی، عمل‌گرایان از مسئله‌ی ارضای انتظارات قشر جون استقبال کردند. در غیاب چنین فرصت‌هایی، نه تنها امکان خستگی ملت از دولت روحانی رو به فزونی خواهد رفت  بلکه خود جمهوری اسلامی نیز دچار فقدان مقبولیت خواهد شد.

 

بحران هویت

در نظر خامنه‌ای و افراطیون، ارزش‌های ایدئولوژیکی رژیم هستند که در ابتدا بایستی حفظ شوند. یک جمهوری اسلامی که ارزش‌های انقلابی‌گری‌اش را همچون دوران پسا‌مائوی چین باخته است ، دورنمایی ضعیف برای ایران به عنوان یک ایدئولوگ خواهد بود. افراطیون که همواره نسبت به بیگانگان، بالأخص غربی‌ها شکاک‌اند، اقتصاد جهانی را تله‌ای می‌دانند که رژیم را محاصره خواهد کرد و بافتش را تغییر خواهد داد. اینان بقای نظام را در انزوا می‌بینند.

این مسئله، با توجه به مسائل مطروحه‌ی سابق، تا مدتی حل‌نشده باقی خواهد ماند. احزاب و مؤسسات جمهوری اسلامی همچنان دچار برخورد اهداف خواهند شد. از طرفی، روحانی سرمایه‌گذاران را تشویق، و از سوی مقابل خامنه‌ای ورودشان را تقبیح خواهد کرد. از خامنه‌ای بیاناتی ضد تجارت، و از روحانی درخواست بیشتر برای تعامل را خواهیم دید. خامنه‌ای سعی می‌کند همچنان از توافق هسته‌ای خود را دور نگاه دارد و روحانی چاره‌ای جز دفاع(از کار خود) نمی‌بیند. در بحبوحه‌ی این مشاجرات، کشورهای سرمایه‌گذار هنوز مطمئن از حرکت به سمت ایرانِ دمدمی نیستند.

با این تفاسیر، ایران در سال ۲۰۱۷، انتخابات بحث‌برانگیزی را تجربه خواهد کرد. آن زمان است که مشخص می‌شود ایران با بحران هویتش چه کار خواهد کرد.

منبع: Council on foreign relations

[download id=126]

دسته‌ها
اخبار استراتژیک استراتژیک اندیشکده‌ها تحلیل سیاست درهای باز سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده

اصلاحات سیاسی در چین؛ اختلافات و همگرایی در رهبری

متن زیر ترجمه مقاله‌ی «Political Reform in China: Leadership Differences and Convergence» از موسسه‌ی کارنگی می‌باشد که به بررسی تحولات  و توسعه سیاسی چین و نحوه تغییر چشم‌انداز و ریویژن رهبران چین می‌پردازد، مطالعه مقاله برای شناخت مدل چینی نفوذ در ایران توصیه می‌شود.

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#3000fc”]

فارغ از اینکه اگر چین بخواهد در آینده تن به اصلاحات سیاسی بدهد یا ندهد، (که این اصلاحات در آنجا به طور گسترده شامل تغییرات نهادی که منجر به منطقی شدن بروکراسی گردد، استحکام بخشیدن به نقش قانون، توسعه‌ی مشارکت سیاسی و محافظت از حقوق بشر می‌شود) یکی از مهم‌ترین مسائلی که سیاست‌گذاران در چین و غرب با آن مواجه شده‌اند، اصلاحات اقتصادی است که چین آن را از ۱۹۷۹ آغاز نموده است. بسیاری از سیاست‌گذاران غربی انتظار داشتند، با توانگر شدن و یکپارچه شدن چین در اقتصاد جهانی، آمیخته‌ای از تغییرات اجتماعی (بخصوص رشد طبقه‌ی متوسط)، تحول سیاسی (ظهور نخبگان جدید و شاید مترقی‌تر) و دگرگونی اقتصادی-تکنولوژیکی (گسترش بخش خصوصی و دسترسی به اطلاعات) لیبرالیزه شدن سیاسی در چین را بیش‌ازپیش توسعه بدهد.

دسته‌ها
اندیشکده‌ها رصد استراتژیک طبقه‌بندی موضوعی

مراکز استراتژیک اشاعه کفر و ضلالت (۱)

«شیوه‌های برخورد با اسلام و دشمنی با اسلام هم متنوّع [است‌]؛ انواع و اقسام. می‌نشینند فکر می‌کنند، راه پیدا می‌کنند برای نفوذ کردن، برای ضربه زدن. سال‌های اوّل پیروزی انقلاب اسلامی بود که ما اطّلاع پیدا کردیم رژیم صهیونیستی یک جمعیّتی را معیّن کرده است و پول به این‌ها داده که بنشینند راجع به اسلام و راجع به شیعه فکر کنند، مطالعه کنند، بررسی کنند؛ خب، این مطالعه برای چیست؟ این مطالعه برای این است که ببینند چه‌جور می‌شود این عامل عظیم را، این بیداری را، این یقظه‌ی اسلامی را خنثی کرد؛ [اینکه‌] چه‌طور میشود به ملّت‌های مسلمان که بیدار شده‌اند، فهمیده‌اند که قدرت دارند، فهمیده‌اند می‌توانند کار کنند ضربه زد. نشستند پول‌ها خرج کردند. اینکه گفتم، یکی‌اش بود؛ ده‌ها مرکز و کانون -که بعضی را خبر داریم، بعضی را هم حدس میزنیم- در اروپا، در آمریکا، در رژیم صهیونیستی، در بعضی از کشورهای وابسته و تحت فرمان این‌ها به‌وجود آمد، برای اینکه ببینند راه‌ها چیست. آن‌وقت شما می‌بینید ایجاد اختلاف را، ایجاد خشونت را، بدنام کردن اسلام را، تجزیه کردن کشورهای اسلامی را، به جان هم انداختن ملّت‌های مسلمان را و به جان هم انداختن آحاد یک ملّت را جزو کارهای لازم خودشان می‌دانند.»(*)

 

توجه شما را به ائمه‌ی کفر سازمان‌یافته و مراکز استراتژیک اشاعه کفر و ضلالت جلب می‌نماید:

 

نام مرکز نام ائمه کفر (فارسی) نام ائمه کفر (انگلیسی) تصاویر سِمَت نماد مرکز
اندیشکده بروکینگز
Brookings Institution
استروب تالبوت Strobe Talbott
استروب تالبوت

استروب تالبوت

President of the Brookings Institution

اندیشکده بروکینگز

اندیشکده (مؤسسه) واشنگتن
Washington Institute
رابرت ساتلوف Robert Satloff
رابرت ساتلوف

رابرت ساتلوف

Executive Director of the Washington Institute
اندیشکده واشنگتن

اندیشکده واشنگتن

اندیشکده شورای آتلانتیک
Atlantic Council
فردریک کمپ Frederick Kempe
فردریک کمپ

فردریک کمپ

President and Chief Executive Officer of the Atlantic Council
اندیشکده شورای آتلانتیک

اندیشکده شورای آتلانتیک

اندیشکده رند
RAND Corporation
مایکل ریچ Michael Rich
مایکل ریچ

مایکل ریچ

President and Chief Executive Officer of the RAND Corporation
 اندیشکده رند

اندیشکده رند

شورای روابط خارجی آمریکا
Council on Foreign Relations
ریچارد هاس Richard Haass
ریچارد هاس

ریچارد هاس

President of the Council on Foreign Relations
شورای روابط خارجی آمریکا

شورای روابط خارجی آمریکا

اندیشکده بنیاد هریتِیج
Heritage Foundation
جیم دِ مینت Jim DeMint
جیم دِ مینت

جیم دِ مینت

President of The Heritage Foundation
اندیشکده بنیاد هریتِیج

اندیشکده بنیاد هریتِیج

اندیشکده استراتفور
Stratfor global intelligence
شیا مورنز Shea Morenz
شیا مورنز

شیا مورنز

President and Chief Executive Officer of the Stratfor
اندیشکده استراتفور

اندیشکده استراتفور

اندیشکده امریکن پراگرس
Center for American Progress
نیرا تاندن Neera Tanden
نیرا تاندن

نیرا تاندن

President of Center for American Progress
اندیشکده امریکن پراگرس

اندیشکده امریکن پراگرس

کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (آیپک)
American Israel Public Affairs Committee
رابرت کوهن Robert Cohen
رابرت کوهن

رابرت کوهن

President of the American Israel Public Affairs Committee
کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (آیپک)

کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل (آیپک)

 

… فَقَاتِلُواْ أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ …

… با پیشوایان کفر پیکار کنید چرا که آنها پیمانی ندارند …

 


پی‌نوشت:

*بیانات در دیدار مسئولان و دست‌اندرکاران حج‌

 

منبع: مرکز اشاعه‌ی ایمان

دسته‌ها
اخبار استراتژیک اندیشکده‌ها طبقه‌بندی موضوعی

رده‌بندی برترین اندیشکده‌های جهان در سال ۲۰۱۵ براساس TTCSP

برنامه اندیشکده و جوامع مدنی TTCSP در دانشگاه پنسیلوانیا[۱]، تحقیقاتی را درباره نقش نهادهای سیاست‌گذاری در حکومت‌ها و جوامع مدنی سراسر دنیا انجام می‌دهد. این مرکز که اغلب از آن به‌عنوان اندیشکده‌ی اندیشکده‌ها یاد می‌شود، نقش در حال تکامل سازمان‌های تحقیقاتی سیاست‌گذاری عمومی را بررسی می‌نماید. این برنامه در طی ۲۵ سال گذشته، اقدامات جهانی متعددی را انجام داده که به ایجاد ارتباط بین دانش و سیاست در مناطق حساس سیاست‌گذاری همچون امنیت و صلح بین‌الملل، جهانی‌شدن و حکومت، اقتصاد بین‌الملل، مسائل زیست‌محیطی،‌ اطلاعات و امنیت، کاهش فقر و بهداشت جهانی کمک کرده است. این تلاش‌های اشتراکی بین‌المللی طراحی شده‌اند تا شبکه نهادهای سیاست‌گذاری بین‌المللی و جوامعی که سیاست‌گذاری را با تقویت نهادهای دموکراتیک و جوامع مدنی سراسر دنیا گسترش می‌دهند، ایجاد نماید.