دسته‌ها
استراتژیک انتقادی اندیشکده‌ها رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات

پاسخی به دکتر فاضلی؛ در یک پارادایم نیستیم!

چند وقت پیش یکی از جامعه‌شناسان ایرانی گفته بود علم جامعه‌شناسی مرده است. جامعه‌شناسان چه کردند بماند، اما اکنون که تحلیل‌های متخصصان علوم اجتماعی در دانشگاه‌های ایران درباره مشکلات اجتماعی اخیر را می‌بینیم به واقعیت آن بیشتر واقف می‌شویم؛ از تحلیل‌های مربوط به ماجرای تشییع جنازه آن خواننده پاپ تا اعتراضات پاییز و زمستان گذشته.

دکتر حسام الدین آشنا به عنوان رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک دولت تدبیر و امید در نخستین روز سال ۱۳۹۷ دقیقا در یکم فروردین ماه که نویدبخش امید و نوروزی است، یأس‌نامه‌ی دکتر محمد فاضلی را در کانال خود منتشر کرد. پیش از او هم دکتر محسن رنانی به عنوان یک اقتصاددان از تئوریسین‌های حامی دولت امید، تحلیل فاضلی را به عنوان تحلیل برتر سال در حساب رسمی خود انتخاب کرده بود. همین مثلث یأس را در نظر بگیریم: آشنا از علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق، رنانی از رشته اقتصاد دانشگاه اصفهان، فاضلی از علوم اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی، هر سه دائر بر مدار یأس و ناامیدی که ای وای ناکارآمدی نظام به تمامه عیان شده است.

پاسخ به استدلالات ایشان که البته عموما از انواع مغالطات بهره برده بود، انرژی بی‌حاصل صرف کردن است. چون پارادایم مبحث ایشان منتفی است. هر چه ایشان در تحلیل خود بر مفهوم «مسأله» تأکید کرد، من بر مفهوم «پارادایم» تأکید می‌کنم. «ما و فاضلی در یک پارادایم نیستیم». هر چقدر برای او تکلیف نامشخص است برای ما وضعیت روشن است. او از ابهامات زیاد در عرصه سیاست‌گذاری در نظام صحبت می‌کند، از نگرفتن تصمیم‌های سختِ لازم، و گرفتن تصمیم‌های سختِ غلط، از عدم شفافیت‌ها و به هم ریختگی‌ها، از چیزباختگی‌ها و عدم دستاوردها یا دستاوردهای ناپایدار و بی‌دوام و … اما ریشه این همه، اصرار بر نفهمیدن پارادایم جدید است.

این جریان ناتوانی کسانی هستند که نتوانسته‌اند حقیقت انقلاب اسلامی را درک کنند و اکنون به صراحت اعلام موضع کرده و خود را در نوعی استیصال می‌دانند که اسمش را جدیدا گذاشته‌اند وضعیت «پیشامسأله». دکتر فاضلی به صراحت اعلام می‌کند که اساسا هیچ طرح اقتصادی روی میز نیست؛ یعنی اصلا مسأله دعوا بر سر اجرای این طرح و آن طرح نیست، حتی قبل از مرحله اجرا، دعوا بر سر انواع راه‌حل‌ها هم نیست، دعوا بر سر این است که اساسا مسأله چیست؛ ما در مرحله پیشامسأله هستیم. اینجاست که تفکیک پارادایم ما و فاضلی خود را نشان می‌دهد. ما در مرحله پیشامسأله نیستیم، این جامعه دانشگاهی است که در مرحله پیشامسأله گیر کرده است. پیش از او بزرگترین کارشناسان این حوزه در جهان اعلام تسلیم کرده‌اند. جوزف استیگلیتز برنده جایز نوبل اقتصاد کتاب نوشت با عنوان سقوط آزاد و گفت این اقتصاد جهان نیست که بحران دارد این علم اقتصاد است که سقوط آزاد کرده. اگر ناکارآمدی در اقتصاد است مربوط به علم اقتصاد است. عمده مسئولین اقتصادی ما فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد و از بهترین استادان این رشته در دانشگاه‌های خود بوده‌اند. و جالب آن که عمده مسئولین دپارتمان خزانه‌داری آمریکا اقتصادخوانده نیستند! ناکارآمدی از نظام دانشگاهی است. همین اخیرا دکتر گلشنی از دانشگاه شریف اندک حیثیت باقی مانده از دانشگاه را هم به پرسش گرفت. او که رئیس دپارتمان فلسفه علم این دانشگاه بوده و از این دانشگاه بالاتر در رتبه‌بندی دانشگاه‌ها در ایران نداریم گفت و بارها هم گفته که دانشگاه ناکارآمد است. مگر امام خمینی نفرمود دانشگاه مبدأ همه‌ی تحولات است؟ مگر مقام معظم رهبری نفرمود که کرسی‌های نظریه‌پردازی در دانشگاه‌ها را راه بیاندازید. کرسی نظریه‌پردازی دکتر آشنا، دکتر رنانی، دکتر فاضلی، و … کجا هستند؟ کدام نظریه و تئوری را ساخته و پرداخته کرده‌اند؟ دکترین ایشان چیست؟ ایشان سال‌ها بر مصادر امور بوده‌اند. همان آقای رنانی در دولت دوم خرداد و همین آقای فاضلی در دولت تدبیر و امید در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری مسئولیت داشته‌اند. کدام استراتژی را تدوین کرده‌اند؟ فاصله زمانی مسئولیت این دو در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری حداقل یک دهه است. یک دهه گذشته اما همچنان در مرحله پیشامسأله گیر کرده‌اند و مسئول قدیم، یأس مسئول جدید را لایک می‌کند! این است کارآمدی نظام دانشگاهی که تازه وقتی وارد موقعیت تصمیم‌سازی می‌شوند استیصال ایشان بالا می‌زند.

چرا؟ چون هنوز حقیقت انقلاب اسلامی را درک نکرده‌اند. انقلاب اسلامی اراده جدیدی را وارد ساحت حکمرانی کرده است. هر جا این اراده حاکم شد، هر پیچی را گذراندیم. هر جا هم حکمرانی بر پایه‌ی اراده‌های غیرانقلابی شد نتیجه طبیعی آن ماندن در همان پیچ‌ها بود. مثلا یکی از آنها نظام بانکداری است که دکتر فاضلی هم به آن اشاره می‌کند. چه در دهه شصت که خیزی برای اصلاح آن برداشته شد، چه در دهه هشتاد که طرح اصلاح نظام بانکی توسط دولت مهرورز ادعا شد کار دست اقتصاددانان افتاد. کجا کار دست انقلابی‌ها بوده؟ اساسا اقتصاددان انقلابی اگر می‌شناسید معرفی کنید. علم اقتصاد از همه وضعیت بدتری دارد. با علم اقتصاد که نمی‌شود نظام مالی و اقتصاد غیرربوی داشت. ربا در جوهره کاپیستالیسم و علم اقتصاد قرار دارد. طرح‌های تحول اقتصاد مانند همان هدفمندی یارانه‌ها را دادند به همان اقتصادخوانده‌ها مانند فرزین و حسینی و پژویان و دیگران که همه استاد اقتصاد بودند. این یعنی که دولت مهرورز اراده جدید انقلاب در حکمرانی را نفهمیده بود. علم اقتصاد در دنیا زمین خورده چه برسد به ایران؛ دانشجویان در دانشگاه‌های فرانسه و آمریکا کلاس‌های امثال منکیو را ترک می‌کنند و آن را تبدیل به جنبشی دانشجویی کرده‌اند. اگر ناکارآمدی در اداره معیشت است مربوط به ناکارآمدی علم اقتصاد است. نگویند در فلان کشور فلان فرمول‌ها و قواعد جواب داده، همان‌ها در نظام اسلامی جواب نمی‌دهند. دفاع مقدس را جنگ‌نخوانده‌ها پیش بردند، اقتصاد را هم اقتصادنخوانده‌ها. شرط آن وجود اراده و درک پارادایم جدید است.

خلاصه این که مشکل ما کسانی هستند که نه رومیِ رومی هستند، نه زنگی زنگی. دکتر فاضلی می‌گوید در چهارچوب همین نظام باید عمل کنیم و اصلاحات صورت پذیرد. در اینجا باید مفهوم «نظام» را تدقیق کرد. نظام جمهوری اسلامی یعنی محصول انقلاب اسلامی. یعنی نهضت انقلابی به مثابه چشمه‌ای فیّاض، اراده تحول و انقلاب را می‌جوشد و در میدان اراده‌ها وارد شده و کنش‌ها را به هم‌آوردی می‌طلبد. نظام‌سازیِ حاصل از این اراده‌مندی، نظام جمهوری اسلامی را صورت‌بندی می‌کند. هر کس که در خود، آن اراده را می‌بیند در نظام جمهوری اسلامی تعریف می‌شود و هر کس هم که نه، طبیعتا خارج از این نظام حکمرانی است. لذا ما و فاضلی و آن مثلث یأس و ناامیدی در یک پارادایم نیستیم.

اینان محاظفه کارانی هستند که عزم و اراده هیچ تصمیم سختی را ندارند. الان در مرحله تقابل پارادایمی هستیم. تعارف‌ها و عدم صراحت‌ها را باید کنار گذاشت. همان امنیتی که ایشان از آن یاد کرده‌اند که در منطقه آتش گرفته غرب آسیا در جزیره آرامش هستیم، دستاورد همان اراده جدید انقلابی است. چطور این را به عنوان دستاورد نمی‌شمرند و تحلیل نمی‌کنند؟ آیا امنیت موجود خود به خود به وجود آمده؟ یا نتیجه سیاست‌گذاری‌های دانشگاهیان است؟! سردار سلیمانی و سردار فدوی و سردار جعفری و امثالهم درس گرفته از مکتب خمینی بوده‌اند یا از دپارتمان‌های جامعه‌شناسی و علوم سیاسی و اقتصاد و … نظام دانشگاهی؟

هر کس خود را متعلق به چهارچوب مثلث ناتوانی و یأس می‌داند صریح صحبت کند: ناکارآمدی مربوط به اراده انقلابی است یا غیر انقلابی؟ مگر رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی امنیت ملی در سال گذشته نفرمودند که باید در مقابل جریان غیرانقلابی درون نظام ایستاد؟ آقای دکتر فاضلی و بقیه اهالی سرزمین ناتوانی در زمره جریان غیرانقلابی درون نظام هستند. لذا نمی‌توانند نان نظام را خورده و بگویند اصلاح را باید در چهارچوب همین نظام انجام داد و در عین حال تزریق‌کننده‌ی اراده غیرانقلابی درون آن باشند. هیچ اصلاحی در نظام جمهوری اسلامی بدون اراده‌ی انقلابی امکان اثربخشی ندارد.

پارادایم انقلاب اسلامی سنجه‌های تمدنی خود را دارد که با سنجه‌های تمدن مدرن متفاوت است. معیشت نظام اسلامی را اقتصاددانان نمی‌توانند مدیریت کنند، سیاست خارجی حکومت اسلامی را متخصصان دیپلماسی از دانشگاه‌ها نمی‌توانند تعقیب کنند، سیاست داخلی جمهوری اسلامی را سیاست‌خوانده‌های دانشگاهی نمی‌توانند به پیش ببرند، سینمای جمهوری اسلامی را هنرآموزان نمی‌توانند نجات دهند، دانشگاه و علم در دانشگاه چه در ایران چه در هر کجای دیگری از این کره خاکی نمی‌تواند به کار نظام اسلامی بیاید. دست‌ها را باید از این علم و نظام دانشگاهی شست. حالا رئیس جمهور مملکت پی این باشد که فیزیک اسلامی داریم یا نه. اینان هم البته در همان مرحله پیشامسأله هستند. رئیس فرهنگستان علوم دکتر داوری هم منتظر رسیدن عهد دینی باشد. انسداد فکری و عملی جماعت غیرانقلابی در تمام ابعاد خود را نمایانده است. اما در مقابل، جوانان مؤمن انقلابی معتقد هستند که در عهد دینی قرار دارند، نظام اسلامی از جوهر اراده‌مندی انقلابی خود تغذیه می‌کند و در میدان کنش اراده‌ها، زورآزمایی می‌کند تا خود را اثبات کند. انسداد و ناتوانی فکری و عملی برای دانشگاهیان و غیرانقلابی‌هاست.

 

بخشی از سخنرانی دکتر فاضلی تحت عنوان «بحران ناکارآمدی یا جنبش چیزباختگان» در نشست «بررسی ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناآرامی‌های دی‌ماه ۹۶» در فیلم زیر قابل مشاهده است:

 

دسته‌ها
استراتژیک اندیشکده‌ها رصد استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی

جرالد سگال کیست؟

این روزها شاید کمتر کسی در ایران ـ حتی در بین نخبگان سیاسی و فرهنگی ـ وجود داشته باشد که نام «جرالد سگال[۱]» را شنیده باشد و بداند او کیست. شاید دلیل اصلی این عدم شناخت هم این باشد که وی سال‌هاست بر اثر سرطان از دنیا رفته است و خبری از او و فعالیت‌هایش در فضای سایبر نیست. سگال در ایران معرفی نشده است و چون وی در دوران حیاتش یکی از افراد شاخص تمدن غرب علیه نظام جمهوری اسلامی بوده است، معرفی او ضروری است.

جرالد سگال متولد ۳ فوریه ۱۹۵۳ در مونترال کانادا است. سگال در کانادا متولد شده ولی بیشتر دوران کودکی و نوجوانی خود را در اسرائیل گذرانده است. وی بعد از اتمام دوران مدرسه وارد دانشگاه عبری اورشلیم[۲] می‌شود و در رشته علوم سیاسی ـ مطالعات آسیا (۱۹۷۱ تا ۱۹۷۵) به تحصیل می‌پردازد. بعد از اتمام دوره کارشناسی در سال ۱۹۷۵ به لندن می‌رود و با گرفتن تابعیت انگلیسی بقیه عمر خود را در انگلستان می‌گذراند. وی در همان سال ۱۹۷۵ برای گذراندن تحصیلات تکمیلی وارد مدرسه اقتصاد لندن[۳] می‌شود و بعد از ۴ سال موفق به اخذ مدرک دکتری می‌شود. موضوع رساله دکتری وی با عنوان «از دوقطبی تا مثلث بزرگ قدرت: مسکو، پکن، واشنگتن، ۱۹۶۱-۱۹۶۸“ بررسی روابط بین مسکو، پکن و واشنگتن در دهه ۱۹۶۰ است.

سگال بعد از اتمام دوره دکتری در دهه ۸۰ به‌عنوان استاد مدعو در دانشگاه‌های انگلیس ازجمله بریستول، لستر، ولز و … در موضوعات اقتصادی و امور بین‌الملل به تدریس و ارائه نظریات خود در فضای آکادمیک مشغول بوده است. وی از اواخر دهه ۸۰ با ورود به مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل[۴] لندن که اکنون به چاتهام هاوس[۵] معروف است با فضای اندیشکده‌ای آشنا می‌شود و از فضای آکادمیک فاصله می‌گیرد. برخی از مهم‌ترین مسئولیت‌های وی تا قبل از مرگش در تاریخ ۲ نوامبر ۱۹۹۹ عبارت‌اند از:

  • همکار ارشد و مسئول پروژه مطالعات تطبیقی رفرم سیاسی در کشورهای کمونیستی در مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل لندن که اکنون به چاتهام هاوس معروف است (آگوست ۱۹۸۸ تا سپتامبر ۱۹۹۱)
  • همکار ارشد مطالعات مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک[۶] (IISS) لندن با مسئولیت مطالعات امنیت آسیا (سپتامبر ۱۹۹۱ تا آگوست ۱۹۹۷)
  • مدیر شورای تحقیقات اقتصادی و اجتماعی برنامه آسیا ـ پاسیفیک[۷] انگلستان (از آوریل ۱۹۹۴)
  • از بنیان‌گذاران و اعضای اصلی شورای همکاری‌های امنیتی آسیا ـ پاسیفیک اروپا[۸] (۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷)
  • عضو همکار در مجمع جهانی اقتصاد (داووس)[۹] (از ۱۹۹۵)
  • رئیس دبیرخانه شورای همکاری‌های اروپا ـ آسیا[۱۰] (از ۱۹۹۶)
  • مدیر مطالعات مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک لندن (از سپتامبر ۱۹۹۷)
  • بنیان‌گذار و سردبیر فصلنامه «پاسیفیک ریویو» دانشگاه آکسفورد
  • عضو رسمی انجمن مطالعات چین بریتانیا
  • عضو رسمی انجمن مطالعات بین‌المللی بریتانیا

جرالد سگال یکی از متفکران و نویسندگان برجسته در امور بین‌الملل به شمار می‌رود. وی در دوران عمر کوتاه ۴۶ ساله خود هفت کتاب تألیف کرده است و در بیش از ۴ کتاب همکار مؤلف بوده است. لیست کتاب‌های وی عبارت است از:

  • مثلث قدرت بزرگ ـ بررسی روابط بین مسکو، پکن و واشنگتن در دهه ۱۹۶۰ (لندن: ۱۹۸۲)
  • دفاع از چین (لندن: ۱۹۸۵)
  • راهنمای جهان امروز (لندن: ۱۹۸۷)
  • بازاندیشی پاسیفیک (لندن: ۱۹۹۰)
  • اتحادیه شوروی و پاسیفیک (لندن: ۱۹۹۰)
  • همراهی با امور جهانی (لندن: ۱۹۹۱)
  • سرنوشت هنگ‌کنگ (لندن: ۱۹۹۳)
  • جنگ هسته‌ای و آشتی هسته‌ای (لندن: ۱۹۸۳)
  • چین و بازوی تجارت (لندن: ۱۹۸۵)
  • چین بدون دنگ شیائوپینگ (ملبورن و نیویورک: ۱۹۹۵)
  • پیش‌بینی آینده (لندن: ۱۹۹۸)

وی همچنین بیش از ۱۳۰ مقاله در موضوعات امور بین‌المللی در مجلات شناخته‌شده دنیا منتشر کرده است.

سگال را نمی‌توان تنها یک متفکر و نویسنده دانست بلکه او یک اقدام‌کننده در میدان عمل یا به عبارتی یک استراتژیست است.

استراتژی سگال در نحوه مواجه با چین به‌عنوان یک قدرت نوظهور در مقابل تمدن غرب این بود که نباید با چین رفتار مخاصمت آمیز شود و او را تحریک کرد چراکه چین گارد دفاعی می‌گیرد و از خود واکنش نشان می‌دهد، بلکه باید از طریق کمک‌های اقتصادی و انتقاد از جامعه مدنی چین، آن را مهار کرد. وی معتقد بود که با محدود کردن چین رفتارهای پرخاشگرانه او در قبال دموکراسی‌های غربی بیشتر خواهد شد.

جرالد سگال در مقاله‌ای تحت عنوان Not Bombs but Baywatch که در تاریخ ۹ مارس ۱۹۹۸ در هفته‌نامه‌ آمریکایی نیوزویک منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان می‌دهد. مقاله وی با این تیتر آغاز می‌شود: وقتی با دیکتاتورها روبرو می‌شوید، دموکراسی‌ها نیاز به سیاست‌هایی دارند که آنان را مهار و آلوده کنند. وی تجربیات قدرت‌های دموکراتیک غربی در شکست کمونیسم شوروی را راهنمای خوبی برای مواجهه با دیگر رقبای خود می‌داند و می‌گوید کمونیست‌ها هم مهار و هم آلوده شدند؛ شوروی توسط ناتو مهار شد و از طریق تجارت، حمایت از حقوق بشر و وارونه جلوه دادن حقایق در رسانه‌ها آلوده شد و تأکید می‌کند مهار یا آلوده‌سازی هر کدام به تنهایی جواب نمی‌دهد. وی اضافه می‌کند: «پیروزی در جنگ سرد، نه در میدان جنگ بلکه بر اثر تلاش مداوم به‌منظور محدود کردن قدرت خارجی اتحاد شوروی و تغییر دادن «ماهیت داخلی» آن حاصل شد. اکنون نیز باید یک استراتژی دوگانه «مهار و آلوده‌سازی» در دستور کار باشد.

وی سپس به تشریح استراتژی خود که آن را (double-C (contain & contaminate می‌نامد می‌پردازد و بیان می‌کند که با تکنولوژی نظامی مدرن می‌توان رقیب را مهار کرد و با اشاره به یک ضرب‌المثل قدیمی رومی که می‌گوید «اگر آشتی می‌خواهی برای جنگ آماده باش» دموکراسی‌های مدرن را به داشتن برتری تکنولوژی نظامی و آمادگی برای جنگ ترغیب می‌کند.

وی در ادامه می‌گوید: «اگرچه مهار (محاصره) ضروری است، اما یک استراتژی ناکافی برای نابودی حکومت‌های دیکتاتوری است. چیزی که در نهایت سبب تضعیف قدرت دیکتاتورها می‌شود آلوده‌سازی است. خوشبختانه، آلوده‌سازی در بسیاری از بسته‌ها می‌آید. تجارت با دشمن (درکالاهای غیراستراتژیک) و نشان دادن به آن‌ها که چقدر ضعیف هستند، پیشروی از طریق سلاح مخفی کاپیتالیسم، ایجاد طبقه متوسط غیرسیاسی که علاقه‌ای به فداکاری برای ایدئولوژی رادیکال ندارد، صاحب قدرت کردن رهبران اقتصادی از طریق تجارت و ایجاد مراکز قدرت آلترناتیو. ببینید که چطور دموکراسی چینی رشد می‌کند و کمونیسم از پایین به بالا فاسد و پوسیده می‌شود وقتی‌که این تاکتیک‌ها اعمال می‌شوند»

سگال با اشاره به سریال آمریکایی[Baywatch[۱۱، گروه موسیقی[Spice Girls[۱۲ و همچنین Disney در مقاله خود به صراحت توصیه می‌کند که کشورهای اسلامی و آیت‌الله‌ها را باید با ترویج سکس و فرهنگ «والت دیزنی» در سرزمین‌هایشان آلوده کرد. او از این موارد به‌عنوان نیروهای مرگباری نام می‌برد که می‌توانند به‌وسیله «فناوری اطلاعات» و «توریسم» در کشورهای مدنظر آزاد شوند. وی توصیه می‌کند که غرب باید دشمنانش را شبیه خود کند و درعین‌حال باهوش و بردبار باشد.

سگال در پایان این مقاله می‌گوید حالا زمان رها کردن سگ‌های جنگی جدید چون «مایکروسافت» و «میکی ماوس» است.

 

منابع:

  1. http://homepage.usask.ca/~llr130/segal/
  2. http://www.independent.co.uk/arts-entertainment/obituary-gerald-segal-1123700.html
  3. http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=19416
  4. روزنامه کیهان، شماره ۱۸۹۶۰، چهارشنبه هفتم آذر ۱۳۸۶، صفحه ۵.

 

پانوشت:

[۱] Jerald Segal

[۲] Hebrew University of Jerusalem

دانشگاه عبری اورشلیم یکی از مهم‌ترین دانشگاه‌های اسرائیل است. دانشگاه عبری اورشلیم، دانشگاهی دولتی است و در شهر اورشلیم و در بالای تپه‌ای به نام کوه اسکوپوس قرار دارد. این دانشگاه، یکی از هشت دانشگاه اصلی اسرائیل و جزو صد مرکز آکادمیک برتر در جهان است. اعضای اولین هیئت‌علمی دانشگاه عبری اورشلیم عبارت بودند از آلبرت انیشتین، زیگموند فروید، مارتین بوئبر،حییم بیالیک و حییم وایزمن.

بیشتر شهرت دانشگاه عبری اورشلیم به خاطر تحقیقاتی اساسی است که در زمینه رشته‌های مذاهب و علوم پایه‌ای انجام گرفته است. گردآوری بزرگ‌ترین مجموعه تحقیقات یهودی در جهان ازجمله کارهای دانشگاه عبری اورشلیم است. شماری از تاریخ‌نویسان، فلاسفه، دانشمندان و برندگان جوایز نوبل ازجمله گرشام شوئلم، مارتین بوئبر، مایکل رابین، دانیل کاهنمن، یشایاهو لیبویتز، دیوید گراس، ساهارون شلاه و روبرت اوئمان از اساتید دانشگاه عبری اورشلیم بوده و هستند.

[۳] London School of Economics

[۴] Royal Institute of International Affairs

[۵] Chatham House

[۶] International Institute for Strategic Studies (IISS)

[۷] Pacific Asia Programme (PAP(

برنامه آسیا ـ پاسیفیک شورای تحقیقات اقتصادی و اجتماعی انگلیس[۷] یک برنامه جامع تحقیقاتی پیرامون عوامل رشد اقتصادی منطقه آسیا ـ پاسیفیک و تأثیر آن بر منطقه، اروپا و بخصوص انگلستان در زمینه‌های روابط بین‌الملل و فرهنگ سیاسی است.

[۸] European Council for Security Cooperation in Asia-Pacific (ECSCAP)

[۹] World Economic Forum (Davos)

[۱۰] Council for Asia-Europe Co-operation (CAEC)

[۱۱] بی‌واچ Baywatch نام مجموعه تلویزیونی آمریکایی درباره چند مأمور نجات غریق در لس‌آنجلس ایالت کالیفرنیای آمریکا است که وظیفه گشت‌زنی از سواحل پرطرفدار و شلوغ لس‌آنجلس و حفاظت از جان مردم و برقراری امنیت ساحل را بر عهده داشتند. پخش مجموعه تلویزیونی بی‌واچ از سال‌های ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۱ ادامه داشت. بر اساس کتاب رکوردهای جهانی گینس، مجموعه تلویزیونی بی‌واچ پربیننده‌ترین سریال تلویزیونی پخش‌شده در تاریخ سریال‌های تلویزیونی در سراسر جهان بوده است به‌طوری‌که بیش از ۱.۱ میلیارد تماشاگر تلویزیونی در سرتاسر جهان مجموعه تلویزیونی بی‌واچ را تماشا می‌کردند. در سال ۲۰۱۷ نیز فیلمی با همین نام و  بر اساس آن ساخته شده است.

[۱۲] اسپایس گرلز (Spice Girls) در سال ۱۹۹۴ در لندن شکل گرفت. این گروه متشکل از پنج دختر جوان بود که با ارائه ترانه «Wannabe» به یکی از برترین گروه‌های پاپ تبدیل شدند. با فروش بیشتر از ۵۳ میلیون نسخه، آن‌ها پرفروش‌ترین گروه زن در طول تاریخ به شمار می‌روند. فیلم دنیای اسپایس (Spiceworld) با درخشش این گروه ساخته شد که ۷۵ میلیون دلار فروش کرد.

دسته‌ها
بیع و اقتصاد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی میان رشته ای یادداشت‌ها

فروشگاه‌های زنجیره‌ای و کنترل اقتصادی

امروزه فروشگاه‌های زنجیره‌ای نقش پررنگ‌تری در بازار و به ویژه بازار مواد غذایی ایفا می‌کنند.

اجناسی که در فروشگاه‌های زنجیره‌ای به فروش می‌رسد، به نسبت سوپرمارکت‌های کوچک ارزان‌تر هستند. چون در موقع خرید این اجناس به دلیل حجم بالای خرید از تخفیف‌های ویژه برخوردار می‌شوند. و یا شرکت‌های تولیدکننده مواد غذایی خود شعبات پخش مواد غذایی خود در شهرها و یا کشورهای مختلف دایر می‌کنند، که این امر باعث می‌شود قیمت خرید اولیه ارزان‌تر و به نسبت قیمت برای فروشنده نیز کمتر شود.

در جهان می‌توان به فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال مارت و کروگر اشاره کرد که شبکه توزیع پخش مواد غذایی را در کشور ایالات متحده امریکا اداره می‌کنند.

در کشور ایران نیز فروشگاه‌های زنجیره‌ای چندین سال است مشغول فعالیت هستند که از جمله آن‌ها می‌توان به رفاه، شهروند و…. اشاره کرد. ولی این فروشگاه‌ها، به هیچ عنوان نمی‌توانند مثل نمونه‌های آمریکایی خود باشند. مهم‌ترین مشخصه این نوع فروشگاه‌ها که نمونه‌های ایرانی آن را ندارند، داشتن شعبات گوناگون در هر منطقه و محله است و با توجه به اینکه اجناس آن‌ها قیمتشان بسیار ارزان‌تر از مغازه‌ها و سوپرمارکت‌های پیرامونی خوداست، به تدریج در حال بلعیدن خرده‌فروشی‌های اطرافشان هستند.

در ظاهر مردم فکر می‌کنند که این عالی است چون دست واسطه‌ها را قطع و اجناس از کارخانه مستقیم به دست مصرف‌کننده می‌رسد. اما این ظاهر کار است….

برمی‌گردیم به نمونه‌های آمریکایی این فروشگاه‌ها. در نمونه‌های آمریکایی هم این‌گونه است که این فروشگاه‌ها برای جذب مشتری اجناس را ارزان‌تر عرضه می‌کنند.

یک سؤال مطرح می‌شود اگر فردی بخواهد به طور مثال شکلاتی را تولید و در این فروشگاه‌ها عرضه کند باید چه‌کار کند. مسئولین این فروشگاه برای این کار شرط‌هایی قرار می‌دهند. مثلاً به تولیدکننده می‌گویند که شکر، کاکائو، وانیل، نارگیل و… را باید ازآنجایی تأمین کنی که من تعیین می‌کنم و به نوعی تولیدکنندگان باید برای تأمین مواد اولیه وابسته به شرکت‌هایی باشند که مدیر و رئیس این فروشگاه‌ها تعیین می‌کند و در کل نبض تولید و مصرف و حتی نوع خوراک مردم را به دست می‌گیرند.

از این موضوع جالب‌تر آنکه تمام این تأمین‌کننده‌های مواد اولیه بزرگ یهودی هستند و اقتصاد بزرگی مثل ایالات‌متحده در چنگال چند یهودی است و نه فقط اقتصاد بلکه جان مردم هم در چنگال این افراد است؛ و به تبع آن شرکت‌های بیمه و داروسازی هم در دست این شبکه است. وقتی تولید مواد اولیه از لحاظ ژنتیکی دست‌کاری شود مردم دچار بیماری‌های نوظهور و خاص می‌شوند. در نهایت این شرکت‌های داروسازی هستند که مانند یک منجی وارد شده و داروی بیماری خودساخته را ارائه می‌دهند؛ از طرفی دارو جدید گران است. پس اینجاست که پای شرکت‌های بیمه به این قضیه باز می‌شود. و شبکه کامل می‌شود و یک شبکه یهودی حاکم بر تمام اجزاء جامعه بزرگی مثل ایالات‌متحده می‌شوند و با پول‌های حاصله حالا به دنبال به دست آوردن ارکان‌های قدرت سیاسی هستند. پس آدم‌ها را با پولی که دارند می‌خرند و مردم آمریکا در ظاهر رأی می‌دهند ولی در اصل این پول این افراد هست که آدم‌ها را در مصادر قدرت می‌چینند؛ و به همین راحتی یک کشوری به بزرگی ایالات‌متحده با بیش از ۳۰۰ میلیون جمعیت تصرف می‌شود.

اما این مسائلی که مطرح شد چه ارتباطی به کشور ایران دارد؟

 کشور ایران در شرایطی قرار دارد که با شکل‌گیری این یک طبقه فربه در آن که به آن طبقه بورژوا گفته می‌شود و به قشرهای میانه گفته می‌شود، که دیگر به شکل سنتی زندگی نمی‌کنند و تمام احتیاجات خود را از فروشگاه‌ها می‌خرند چون دیگر زمانی برای تهیه سبزی و یا خریداری گوشت تازه ندارند و مدام در حال کار کردن و تأمین نیازهایی هستند که هر روزه رسانه‌ها به صورت کاذب برای آن‌ها تعریف می‌کنند. درنتیجه نیاز این جامعه فروشگاه‌های زنجیره‌ای هستند که تمام اقلام مورد نیاز این طبقه را که از لحاظ جمعیتی بالغ بر نود درصد جمعیت کشور را به خود اختصاص می‌دهند، تأمین کند.

در ادامه، روند رشد این فروشگاه‌ها و تأثیر آن بر جامعه را بررسی می‌کنیم…

 در وهله اول، این فروشگاه‌ها با ارائه اجناس با قیمت بسیار پایین به مردم باعث می‌شوند که سوپرمارکت‌های کوچک از بین بروند و خود به تنهایی انحصار پخش محصولات را در دست بگیرند؛ و بعد از بین رفتن سوپرمارکت‌های خرد هر طور که دوست داشته باشند قیمت‌گذاری کنند و یا حتی با احتکار برخی محصولات حیاتی ، مشکلات امنیتی به وجود بیاورند. در نهایت دیده می‌شود که دیگر صاحبان سوپرمارکت‌ها تعطیل شده یا باید تبدیل به کارگران این فروشگاه‌ها شوند و یا به خیل عظیم بیکاران بپیوندند.

در وهله دوم، صاحبان این فروشگاه‌ها با این ثروت می‌توانند مواد اولیه این محصولات را در انحصار خود درآورند؛ به‌طور مثال پیش‌خرید محصولات کشاورزی و هرکس بخواهد محصولی تولید کند باید در این فروشگاه‌ها به فروش برساند. باید از جاهایی که او می‌گوید این مواد اولیه تهیه کند و کسانی که تن به این روش نمی‌دهند نمی‌توانند محصول تولیدی خود را بفروشند. در نتیجه تولیدکنندگان مجبور می‌شوند به شرایط تعیین شده توسط صاحبان فروشگاه‌های زنجیره‌ای تن دهند تا محصولاتشان را بفروشند. کشاورزان هم به همین شکل دچار مشکل می‌شوند و یا اصلاً با نابودی کشاورزی داخلی، کشور مجبور به واردات می‌شود و روزبه‌روز وابسته‌تر. این وابستگی در حوزه مواد غذایی به شدت امنیت کشور را به خطر می‌اندازد.

وهله سوم، حالا این فروشگاه‌ها هم مواد اولیه و هم توزیع را در دست دارند. و به دنبال بخش سوم هستند یعنی تأثیرگذاری روی مردم با دست‌کاری ژنتیکی مواد اولیه و ایجاد بیماری‌ها گوناگون از جمله ناباروری، انواع سرطان‌ها و بسیاری دیگر از مشکلات که ناشی از مواد غذایی است.

وهله چهارم، این شرکت‌ها کار خود را به همین ختم نمی‌کنند بلکه حالا به دنبال شرکت‌های داروسازی و بیمه‌ها هستند تا بتوانند سیکل سیطره اجتماعی خود را تکمیل کنند.

وهله پنجم، با کامل شدن سیطره اجتماعی یک بخش دیگر باقی می‌ماند و آن چیزی نیست جز به دست آوردن مصادر سیاسی و پول کلانی که از مراحل قبل کسب کردند. به راحتی آدم‌ها را می‌خرند و به مصادر قدرت می‌نشانند و به تبع آن سیاست‌مداران استخوان‌دار و قوی که تن به این فساد نمی‌دهند خانه‌نشین می‌شوند. مثل شرایطی که در ایالات‌متحده حاکم است.

و اگر بخواهیم در حاضر مصداقی را برای این فروشگاه مثال بزنیم می‌توان فروشگاه کوروش را مثال زد.

جالب آن است که باید بدانیم سهام‌داران و مدیران فروشگاه‌های کوروش همان‌طور که از اسمشان هم معلوم است، از سلطنت‌طلب‌ها هستند با این پنج مرحله می‌توانند حکومت اسلامی را تضعیف کنند و دوباره نظام شاهنشاهی را در کشور حاکم کنند.

دسته‌ها
استراتژیک رصد استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی

خصوصیات حسن روحانی که برجام را ممکن می‌ساخت، از زبان دنیس راس، مشاور دولت اوباما

دنیس راس از زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان با رؤسای جمهور دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا همکاری کرده است و در دوران ریگان، مشاور رئیس‌جمهور در امور خاورمیانه «منطقه‌ی غرب آسیا» بود. در دوران ریاست‌جمهوری بوش پدر نیز به عنوان مدیر بخش برنامه‌ریزی سیاسی مسئولیت تنظیم سیاست‌های آمریکا را در قبال اتحاد جماهیر شوروی را بر عهده داشت. اوباما نیز وی را به عنوان مشاور ویژه در امور خاورمیانه و به طور خاص ایران برگزید.

دسته‌ها
انتقادی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

خطاب به یکی از تفاله‌های جریان غرب‌پرست؛ محسن رنانی

لیبرال‌های ایرانی که بعضی اوقات ادعا می‌کنند مسلمان هم هستند، در ۴۰ سال گذشته تنها راه‌کار اصلاح اقتصاد کشور را در ایجاد ارتباط با غرب می‌دانستند. این را کسانی که در سر بحث کلاس‌های این افراد به‌اصطلاح استاد در دانشگاه‌ها نشسته‌اند به‌خوبی می‌دانند. عموم جامعه هم با پی‌گیری نوشته‌ها و گفته‌های این افراد در رسانه‌ها متوجه این زاویه‌ی فکری می‌شوند. همین افراد بودند که با کوس ما نمی‌توانیم، ضرورت ایجاد برجام را به جامعه تحمیل کردند؛ و الان هم که برجام به شکست رسیده است، جز سکوت کاری نمی‌کنند!

هر اشکال و ایرادی که امروز در معیشت جامعه وجود دارد، به استادان اقتصاد برمی‌گردد. چون تمام مسئولیت‌های اقتصادی کلان کشور در همیشه به عهده‌ی استادان اقتصاد بوده است؛ اما و هربار که صحبت کرده‌اند به جای این‌که برای حل معضل‌های معیشتی راه‌کار بدهند، طلب‌کار سیاست و فرهنگ و حتی دین هستند. اما مردم بدانید که ما در ۴۰ سال گذشته پیش‌رفت‌های بسیار زیادی داشته‌ایم که با دوران قبل از آن قابل مقایسه نیست؛ البته مشکلاتی هم وجود دارد که به دلیل حضور تفاله‌های جریان غرب‌پرست در مسیر علمی و اجرایی کشور حل آن مشکلات با مانع روبه‌رو خواهد بود.

  1. اگر در ۴۰ سال گذشته اقتصاد ما نفتی مانده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  2. اگر در ۴۰ سال گذشته اقتصاد ما ربوی مانده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  3. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما بیکاری مانده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  4. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما تورم ریشه کرده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  5. اگر در ۴۰ سال گذشته اقتصاد ما ضعیف‌ شده و تولید از بین رفته است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  6. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما برخی کارخانه‌ها ورشکست شده‌اند، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  7. اگر در ۴۰ سال گذشته اقتصاد ما در رکود مانده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  8. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما ارزش_ریال از بین رفته است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  9. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما اختلاف_طبقاتی بیشتر شده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  10. اگر در ۴۰ سال گذشته در اقتصاد ما وابستگی بیشتر شده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  11. اگر در ۴۰ سال گذشته خام‌فروشی بیشتر شده است، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…
  12. اگر در ۴۰ سال گذشته هر بنجلی را با واردات به کشور آورده‌ایم، به خاطر اقتصاد‌خوانده‌های دانشگاه است؛ اقتصادخوان‌ها، تدریس اقتصاد را تعطیل کنید…

مردم هرچه فریاد دارید بر سر اقتصادخوانده‌های دانشگاه بزنید؛ همین‌ها بوده‌اند که در ۴۰ سال گذشته در رأس مسئولیت‌های کلان و حساس اقتصادی حضور داشته‌اند و دائم حرف از وابستگی زده‌اند.

محسن رنانی، علی طیب‌نیا، شمس‌الدین حسینی، محمود بهمنی، جمشید پژویان و تمام کسانی‌که در این سال‌ها هم استاد اقتصاد بوده‌اید و هم مسئول حکومتی، لطفاً تدریس اقتصاد را تعطیل کنید و به خانه‌هایتان بازگردید….

 

بیانات رهبری در دیدار با نخبگان؛ امروز (چهارشنبه، ۲۶ مهر ۱۳۹۶):

«یک عدّه‌ای از غرب‌زده‌ها، از صد سال پیش تبلیغ کردند که اگر میخواهید کشورتان پیشرفته بشود و ایران جلو بیفتد، بایستی بروید در ذیل غرب تعریف بشوید ــ غرب‌زدگی؛ همان تعبیر غرب‌زدگی که مرحوم آل‌احمد مطرح کرد و نوشت ــ این فکرِ غلطی بود؛ حالا در مورد بعضی از آن کسانی که این فکر را القا میکردند، خائنانه هم بود، [امّا] بعضی خائنانه نبود، جاهلانه بود. امروز هم هنوز کسانی از دنباله‌های آنها ــ و باید گفت تفاله‌های آنها ــ همین فکرها را ترویج می‌کنند که ‹ما در ذیل غرب بایستی پیشرفت کنیم›. نه، پنجاه سال کشور در زمان دوران پهلوی در ذیل غرب زندگی کرد؛ پنجاه سال! یک مدّتی در آن اواسطِ رضاخان در ذیل آلمان، بعد یک مدّتی در ذیل آمریکا تا آخر؛ چه پیشرفتی برای کشور حاصل شد؟ جز بدبختی، جز عقب‌افتادگی، جز نابود شدن سرمایه‌های اساسی کشور، چه عاید کشور شد؟ نخیر، در ذیل غرب نمی‌شود، نمی‌توان [پیشرفت کرد]؛ آن‌کسی که این حرف را بزند که کشور در ذیل غرب ممکن است پیشرفت بکند، خائن به کشور است اگر بداند چه می‌گوید؛ ممکن هم هست جاهل باشد.»

دسته‌ها
استراتژیک انتقادی اندیشکده‌ها تحلیلی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات

آمریکا و ترامپیزاسیون برجام

با توجه به اهمیت سند برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و با عنایت به عملکرد دولت آمریکا در میزان پایبندی به تعهداتش بعد از حدود یک سال و نیم از توافق بر سر موضوع هسته‌ای با ایران و همچنین با اقدام اخیر مقامات آمریکایی مبنی بر ارائه طرحی در راستای اعمال تحریم‌های فراگیر و گسترده موسوم به اس.۷۲۲ و با توجه به کتابی که در همین باب سال پیش‌ تحت عنوان «بررسی دکترین برجام از آغاز تا فرجام»[۱] توسط این‌جانب به رشته تحریر درآمده است، لزوم پرداختن مجدد به این موضوع را از اهمیتی دوچندان برخوردار کرده است.

دسته‌ها
انتقادی تحلیلی رویکرد سیاسی مطالب برگزیده مقالات

«The Next Phase» در میانمار

امروزه از پایان جنگ جهانی دوم ۶۰ میلیون پناهنده و مردم رانده شده در جهان وجود دارند که تقریباً نیمی از آن‌ها مسلمان هستند. بعد از پناهندگان افغانی، سوری‌ها بزرگ‌ترین گروه را تشکیل می‌دهند و هم‌اکنون نیز صدها هزار مسلمان روهینگیا در بخشی از این تصویر دردآور بر روی کره زمین سهیم هستند.

دسته‌ها
استراتژیک انتقادی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات نظامی

داعش-تهران و تقابل استراتژی‌ها در امنیت ملی

هماره سهل‌انگاری در شناخت استراتژی دشمن در قبال تغییر رویکرد نسبت به ایران در بخش امنیتی و سیاسی عواقب متأثرکننده‌ای در پی داشته است ازاین‌رو یادداشت حاضر از یک منظر ناظر به آن دسته از کسانی نوشته شده که گمان می‌کردند هدف غایی آمریکا در ناکارآمدسازی جمهوری اسلامی با رفتن یک جمهوری‌خواه و آمدن یک دموکرات در حال تغییر است و به همین دلیل مدافعان و حامیان کلینتون در این سوی دنیا هر آن‌چه که در توان داشتند برای پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر آمریکا صرف نمودند تا با روی کار آمدنش بارقه‌ای از امید در دل غیر دلواپسان عرصه سیاست و درایت روشن شود! و از سویی روی سخنم با کسانی است که گمان می‌کردند با نگاه ساده‌اندیشانه و تساهل‌مآبانه به تغییرات تاکتیکی و استراتژیکی که در نهادهای امنیتی شیطان بزرگ در قبال ایران صورت می‌گیرد، می‌توان حس امنیت را در کشور بیش‌ازپیش تقویت کرد لکن محاسبات هردو گروه اشتباه از آب درآمد.

دسته‌ها
استراتژیک تحلیلی رویکرد سیاسی طبقه‌بندی موضوعی یادداشت‌ها

وضعیت کردستان در منطقه

نگاه‌های عمومی به کردها به عنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار منطقه‌ای در حدفاصل مرزهای غربی ایران تا مدیترانه عموماً نگاهی است با پیش‌فرض‌های ناصحیح. یکی از این پیش‌فرض‌ها یکپارچه دانستن تفکرات بنیادین این قوم در چهار کشور مختلف ایران، عراق، سوریه و ترکیه است. برخلاف آنچه عموم مردم متصور هستند، این قوم در چهار کشور میزبان از هیچ مانیفست یا تفکر بنیادین واحد و حتی زبان و ادبیات واحد تبعیت نمی‌کنند و تبعاً از جهان‌بینی، اهداف و راهبرد واحدی هم برخوردار نیستند.

دسته‌ها
استراتژیک سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مقالات نظامی

تحریم‌های آمریکا نشانه آغازی بر پایان هژمونی آمریکا

در دموکراسی آمریکایی تلقی استیلاجویی با رویکرد هژمونیک، اصلی است که از آن به استکبار یاد می‌کنیم. از طرفی پدیده دموکراسی مراجعه به آمار توده‌هاست. به این معنی که عوام و توده‌ها از بین خود کسی را به عنوان حاکم انتخاب می‌کنند. در یک قانون نانوشته، آمریکا همان منتخب توده کشورهاست! لذا این اجازه را دارد که برای همه تصمیم‌گیری نماید. اکثر نخبگان و خواص در جهان این مسئله را پذیرفته‌اند و عوام نیز به لحاظ مسائل تکنولوژیک فرهنگی، این موضوع را باور دارند.