دسته‌ها
سیاسی طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

نقش دوقطبی‌سازی سیاسی در مهندسی سرمایه اجتماعی

مقدمه

جمهوری اسلامی «نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد»[۱] ضمن نفی دوقطبی شرقی-غربی در ۱۲ فروردین ۵۸ با ۹۸.۲ درصد مقبولیت به‌عنوان شکل حکومت حاصله از انقلاب اسلامی برگزیده شد[۲]؛ اما دیری نپایید که گروه‌های سیاسی به دوقطبی‌سازی سیاسی روی آوردند. چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصول‌گرا دوقطبی‌های مشهور جمهوری اسلامی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ چرا و چگونه شکل گرفتند. این دوقطبی‌ها تا چه حد حقیقت دارند و تا چه حد می‌توانند ظرفیت تسهیم جامعه را داشته باشند.

[divide style=”dots” icon=”square” color=”#2c06ce”]

شیعیان امامیه و دوقطبی‌‌های گفتمانی

شیعه به‌‌مثابه امت وسط[۳] در طول تاریخ استراتژیک خود نه هیچ‌گاه جبری بوده و نه هیچ‌گاه تفویضی، نه هرگز معتزلی مآب بوده و نه هرگز اشعری مآب و نه هرگز تابع اسلامِ رحمانیِ مرجئیان بوده و نه هرگز تابع اسلامِ تکفیریِ مارقیان[۴]. دوقطبی‌های واهی و خیالی که انعطافی به‌حق نداشته و امت رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم را متحیر در دوراهی‌ می‌کردند. ائمه امامیه هماره ضمن نفی دوقطبی‌های باطل و نهی از تمایل به آن‌ها با استعانت از قرآن کریم تشیع را در صراط مستقیم الهی هدایت و راهبری می‌نمودند.

مشی امت وسط بر صراط واحده مستقیمی است که حرکت در آن هدایتی است انعم و انحراف و اعوجاج از آن ضلالتی است انقم و نتیجه آن سقوط است[۵]. تبیین صراط مستقیم و نفی دوقطبی‌های خیالی، واهی و ضاله می‌تواند انسان را در شناخت موقعیت خود در نسبت با صراط مستقیم و جریان‌های انحرافی محک زند.

دوقطبی‌های حقیقی مبتنی بر گزاره‌های حق و باطل تقسیم و تفکیک می‌شوند. حق بر صراط واحده مستقیم استوار است و باطل بر بی‌راهه‌های متعدد و انحرافی. ازاین‌رو است که امت وسط در مقابل انحراف قرار می‌گیرد[۶].

 

ریشه‌شناسی گزاره افراط‌وتفریط

یکی از گزاره‌های مشهور در توصیف دوقطبی‌ها گزاره افراط‌وتفریط است اما آیا این گزاره خود می‌تواند تشکیل دوقطبی حقیقی را بدهد یا خیر. برای فهم بهتر، ریشه‌شناسی لغوی-اصطلاحی افراط‌وتفریط مبین موضوع خواهد بود.

تبیین لغوی: به‌طورکلی در ادبیات عرب فَرَطَ به معنای جلو رفتن است. درحرکت کاروان‌ها دو خبره و راه‌بلد برای تعیین منزلگاه در پیشانی کاروان‌ها حرکت می‌کردند. نخستین آن‌ها منز‌لگاه را مبتنی بر چراگاه‌ و مراتع خوش آب‌و‌هوا نشانه‌گذاری می‌کرد و دیگری، منزلگاه را مبتنی بر دسترسی به منابع آبی تعیین می‌نمود. اولی به رائد و دومی به فارط موسوم ‌بود. لذا در لغت فارط، امام و راهبری ‌بود که جهت استسقا در پیشانی کاروان حرکت می‌نمود و خطِ حرکت و هجرت کاروان را ترسیم می‌نمود. اطاعت از فارط کاروان را به مقصود می‌رساند و تخطی از آن چیزی جز گمراهی و معطلی برای کاروان نداشت. امتی که مأمومِ فارط بودند به‌غایت، نیک بختی و سعادت می‌رسیدند و آنانی که نافرمانی می‌کردند و پشت امام نمی‌آمدند به انحراف و گمراهی دچار می‌شدند.

با نحوِ فَرَطَ به باب افعال و تفعیل دو گزاره جدید در نسبت با فارط و فعل فَرَطَ شکل می‌گیرد. باب افعال و تفعیل طیف معانی متعددی دارد اما آنچه در تبیین لغوی افراط‌وتفریط بیش از همه مشهورتر است آن است که افراط شتاب در فعل را نشان می‌دهد و تفریط کندی در آن را نمایان می‌سازد. لذا آنانی که رهنمودهای راهبر را برنمی‌تافتند خود به راهی دگر می‌شتافتند و آنانی که التزامی در طاعت راهبر نداشتند از غافله وی عقب می‌ماندند. عاقبت هر دو انحراف است و گمراهی و غایتش بدفرجامی و شقاوت است.

تبیین اصطلاحی: تبیین اصطلاحی مربوط به کاربردهای اصطلاحی یک گزاره است که بافهم لغوی مفهوم فَرَطَ، فارط، افراط‌وتفریط کاربرد اصطلاحی آن ملموس‌تر می‌گردد. در ادبیات عرب افراط‌وتفریط در نسبت با فارط تعریف و تبیین می‌شود؛ که به ترتیب بدین نحو خواهد بود:

افراط یعنی: فِعلُ ما یَجِبُ تَرکُه: انجام آنچه را باید پرهیزش کرد

تفریط یعنی: تَرکُ ما یَجِبُ فِعلُه: پرهیز آنچه را باید انجامش داد[۷]

افراط‌وتفریط هر دو انحرافی است از رهنمودهای فارط که وظیفه رهبری و راهبری را دارد.

از‌این‌رو افراط‌وتفریط تشکیل دوقطبی نمی‌دهند بلکه افراط‌وتفریط هر دو در یک‌قطب و امت وسط که رهروی فارط‌اند در قطب دیگر قرار می‌گیرند. امت وسط در مسیر حقه صراط واحده مستقیم رهسپارند و اصحاب افراط‌وتفریط در مسیر باطله ضالین و منحرفین قرار می‌گیرد. (نماهنگ ۱)


نماهنگ ۱– فارط کیست؟ افراط‌وتفریط در نسبت با فارط به چه معناست

عوامل قطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی

نگارنده در این مجال و مقال سه عامل را بیش از همه در دوقطبی‌سازی‌های سیاسی-اجتماعی دخیل می‌داند که در ادامه به تبیین هر یک می‌پردازد، إن شاء الله.

 

  1. تبیین نقش Position و Opposition در قطبی‌سازی سیاسی

Position در مهندسی سیاسی به فرد و جریانی اطلاق می‌شود که بر اریکه قدرت تکیه زده است؛ و Opposition به فرد یا جریانی گفته می‌شود که خارج از دایره قدرت قرار داشته و بر صاحبان قدرت نقد روا می‌دارد.[۸]

به نظر می‌رسد این ابتدایی‌ترین و مهم‌ترین ریشه و عامل دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی در جمهوری اسلامی باشد؛ که زمینه یارکشی و تسهیم نخبگان سیاسی و به‌تبع عوام جامعه را فراهم کرده است.

 

  1. روی‌کرد گفتمان‌مدار در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی

گفتمان، قول یا Discourse که آن را می‌توان به‌مثابه نماد و پرچمی تلقی کرد که مبین روش و منش جریانی است دومین عاملی خواهد بود که می‌تواند در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی ایفای نقش داشته باشد.

با مروری بر تاریخچه جمهوری‌های یازده‌گانه درخواهیم یافت هر دولتی که اهتمام بیشتری در گفتمان‌سازی جناحی نموده است نقش پررنگ‌تری در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی ایفا نموده است.

 

  1. نقش تنابز در دوقطبی‌سازی‌های سیاسی-اجتماعی

تنابز واژگانی قرآنی است که در ادبیات سیاسی امروز به برچسب زدن موسوم است. نبز ازجمله متعلقاتی است که قرآن کریم آن را از ریشه‌های اختلاف و فساد اجتماعی معرفی می‌نماید و نهی از آن را ضروری اصلاح اجتماعی می‌داند.[۹]

نبز را نیز به‌عنوان عامل سوم در دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی می‌توان تبیین کرد. غالباً صاحبان Position به دلیل تسلط بر مبادی قدرت و احاطه بر رسانه‌ها توفیق بیشتری نسبت به جریان Opposition در نبز و دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی بازی می‌نمایند.

 

جدول ۱– ترسیم ماتریس عوامل قطبی‌ساز در نسبت با Position و Opposition

دوره

گفتمان (قول)

برچسب (تنابز)

Position

Opposition

Opposition

Position

دولت موقت

لیبرال

انقلاب اسلامی

 

 

جمهوری نخست

لیبرال

انقلاب اسلامی

 

 

جمهوری دوم

انقلاب ‌اسلامی

ضدانقلاب

 

 

جمهوری سوم

چپ سنتی

 

راست

چپ

جمهوری چهارم

چپ سنتی

 

راست

چپ

جمهوری پنجم

راست سنتی

چپ سنتی

رادیکال[۱۰]

 

جمهوری ششم

راست مدرن

 

 

 

جمهوری هفتم

اصلاح‌طلب[۱۱]

راست سنتی

محافظه‌کار[۱۲]

 

جمهوری هشتم

اصلاح‌طلب

اصول‌گرا[۱۳]

اصول‌گرا

 

جمهوری نهم

انقلاب اسلامی

اصلاح‌طلب-ضدانقلاب

 

اصول‌گرا

جمهوری دهم

بهار

اصلاح‌طلب-ضدانقلاب

فتنه‌گر

اصول‌گرا-انحرافی

جمهوری یازدهم

اعتدال‌گرا

 

افراطی

 

 

دولت موقت: که خاستگاه آن مرتبط به جریان نهضت آزادی و با مشی لیبرالی بود در کنش‌های مدیریتی به‌مرور گفتمان انقلاب اسلامی را به مقابله و تقابل با خود کشاند.

جمهوری نخست: در استمرار مشی لیبرالی اصرار نمود و باز گفتمان انقلاب اسلامی را به مقابله با خود بسیج نمود.

جمهوری دوم: هرچند گفتنی است که حیات دوماهه جمهوری دوم فرصتی را برای ظهور و بروز گفتمان نداشته است[۱۴] اما به‌هرتقدیر از باب تسامح این جمهوری را می‌توان طلایه‌دار گفتمان انقلاب اسلامی تلقی نمود؛ که جریان‌های ضدانقلاب را به مقابله‌ و حذف خود بسیج نمود.

جمهوری سوم و چهارم: گرایش‌های سابق حلقه مدیریتی دولت در عمل سیاست‌های اقتصادی-سیاسی بلوک شرق و چپ را در کشور پیاده نمود. توأمان جریانی منتقد در مجلس یکم و دوم شکل گرفت که بر نگاه اقتصادی دولت منتقد و معترض بود. لذا آنچه در دهه شصت به دوقطبی چپ و راست منتج گردید مبتنی بر اختلاف در دیدگاه‌های اقتصادی بود.[۱۵] دولت وقت منطبق بر همین اختلاف عقیده با تحدید و تحصیر حلقه مدیریتی خود توانست جریان و جناحی را به چپ مشهور نماید و در مقابل جریان منتقد که متعرض اقتصاد غیرمردمی و صرفاً دولتی بودند را به راست محدود و مشهور نماید. روی‌کرد جمهوری‌های سوم و چهارم و حلقه وابستگان و حامیان وی رفته‌رفته فضایی را در جهت انحلال حزب جمهوری و انشقاق جامعه روحانیت مبارز بازنمود.[۱۶]

جمهوری پنجم و ششم: هرچند رئیس‌جمهور این جمهوری از حامیان کابینه جمهوری ماقبل خود محسوب می‌شد اما در مقام عمل حکومت خود را مبتنی بر مشی لیبرالی استوار نمود. بدنه ایدئولوژیک این دولت راستِ لیبرال و بدنه انسانی آن نیز عموماً نیرو‌های راست سنتی بود. هندسه عملکرد دولت یک‌بار روانی مهم داشت که سبب شد تا تصویرِ ذهنیِ وجودِ دوقطبی در کشور تثبیت و به یک باور و تلقی قطعی بدل گردد.

جمهوری هفتم و هشتم: مردم خسته از دوران تعدیل و توسعه اقتصادی جمهوری پنجم و ششم که زیر بار فشارهای سنگین اقتصادی و فرهنگی به ستوه آمده بودند این بار نه به جریانی که از حفظ وضع موجود سخن به میان می‌آورد بلکه به جریانی متوجه و متعطف شدند که سخن از تغییر به میان می‌آورد. تغییر از شرایط نابسامان اواخر جمهوری ششم به اوضاع بسامان موعود در جمهوری هفتم.[۱۷] هرچند دو جریان در عمل استمرار جمهوری ماقبل خود می‌بودند[۱۸] اما دوم‌خردادی‌ها اکنون پیروزی خود را مبدائی برای تاریخ تلقی می‌کردند. آن‌ها به‌واسطه گرایش‌های رفرمیستی حاکم بر اتاق فکرهای خویش، عنوان و گفتمان اصلاح‌طلبی را برای خود برگزیده و خود را در مقابل جریان‌های محافظه‌کار معرفی می‌نمودند و این آغازی بر تشکیل دوقطبی دیگر در کشور بود. از طرف دیگر شکست جریان راست سنتی در مجلس ششم را نیز می‌توان سرآغازی برای به قطب درآمدن اصول‌گرایی دانست. فراکسیون اقلیت به رهبری غلامعلی حداد عادل برای تبری از تنابز جریان پیروز نام اصول‌گرا را در تقابل با جریان اصلاحات برگزید. با پیروزی گفتمان اقلیتِ مجلسِ ششم در مجلس هفتم پازل دوم دوقطبی اصلاح‌طلبی-اصول‌گرایی در تصویر ذهنی جامعه و نخبگان تثبیت می‌گردد. دوقطبی که تاکنون توانسته است اعتبار خود را در جهت تقسیم نخبگان و تسهیم جامعه در باور خواص و عوام حفظ نماید.

جمهوری نهم و دهم: هرچند در اواخر جمهوری دهم دولت تلاش‌ نمود تا گفتمان مستقلی را تحت عنوان بهار برای خود تئوریزه نماید اما به دلیل وابستگی و نزدیکی جمهوری نهم و دهم به گفتمان انقلاب اسلامی روی‌کرد عرضی و نابهنگام دولت ضمن طرد از جریان‌های انقلابی باعث شد تا از رسیدن به مقصود خود بازبماند. در تاریخ جمهوری اسلامی از پیروزی این جریان به گردش قدرت یاد می‌شود لذا حامیان این جریان نیز این پیروزی را مبدائی برای تاریخ تلقی نمودند. ضمن این گردش، تقابل و تنازع گروه‌های منتقد کار را تا جایی کشاند که بعضاً گروه‌های اپوزسیون دولت به اپوزسیون نظام بدل گردیدند و در سال ۸۸ تا براندازی نظام نیز پیش رفتند.

جمهوری یازدهم: مردم خسته از تنازع و درگیری‌های سیاسی چهار سال گذشته این بار به جریانی اعتماد نمودند که با نفی دوقطبی اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی خود را میانه‌رو و اعتدال‌گرا معرفی کرده است تا ضمن جذب آرای هر دو قشر گفتمان مستقلی را برای خود ترتیب دهد. اعتدال به‌عنوان رمز گفتمانی جمهوری یازدهم در شهریور ۹۲ رسماً به اعتدال ارسطویی توصیف شد[۱۹] اعتدالی که نه از امت وسط بلکه از اختلاط بین حق و باطل سخن به میان می‌آورد. این دولت در عمل نیز با مشی تجدیدنظرطلبانه[۲۰] سعی در تثبیت موقعیت خود در حاکمیت داشت. این جریان برای بقای سیاسی خود از تکنیک‌های مهندسی افکار عمومی در جهت تحقق تاکتیک دوقطبی‌سازی سیاسی-اجتماعی استفاده نمود و با مهندسی دوقطبی اعتدال و افراطی و معرفی خود به‌عنوان طلایه‌دار اعتدال‌ سعی در جلب سرمایه اجتماعی برای خود نمود؛ اما این جریان به دلیل التقاط در برداشت از اعتدال و دافعه‌مندی بالا در برخورد با جریان‌های منتقد به نظر نمی‌رسد بقای گفتمانی داشته باشد.

 

دوقطبی‌های چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصول‌گرا روگرفتی از هندسه سیاسی غرب

اما مهم‌ترین نکته‌ای که در این دوقطبی‌سازی‌ها جای تأمل دارد التقاطی بودن دوقطبی‌های مذکور از هندسه سیاسی غرب است. جمهوری اسلامی که در سال ۵۸ با نفی شرق و غرب حاکمیت خود را تثبیت کرد درنهایت به‌واسطه التقاط مدیران و منتقدان سبب احیای ایدئولوژی‌های شرق و غرب می‌شود. چپ که مؤید تفکرات بلوک شرق است و راست مؤید تفکرات بلوک غرب. لذا به نظر می‌رسد به‌واسطه ضعف ساختار فکری و اندیشه‌ای مدیران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دوباره این دوقطبی‌های ضاله در زیر لوای جمهوری اسلامی حیات خود را احیا و ابقا نموده است.

علاوه بر این اصلاح‌طلب و اصول‌گرا نیز دوقطبی مستقل جمهوری اسلامی محسوب نمی‌شود و آن نیز روگرفتی از هندسه ایدئولوژیک غرب در تاریخ استراتژیک مسیحیت است. اصلاح‌طلبی که ترجمانی از جریان‌های رفرمیستی و روگرفتی از کلیسای پروتستان و اصول‌گرایی که ترجمانی از جریان‌های فاندامنتالیستی و روگرفتی از کلیسای ارتودکس است.

التقاط جریان‌های سیاسی در تنظیم هندسه سیاسی جمهوری اسلامی نمایی و نمادی از عدم اصالت این دوقطبی‌ها و ابطال‌پذیری آن‌ها می‌باشد.

 

مسکرات سیاسی

معضل قطعی و خطیر دوقطبی‌نمایی مفهومی به نام «سکرات العقول» است که ضمن آن عقل و شعور اجتماعی تحت تأثیر هیجان و احساسات، حب‌ها و بغض‌ها مختل می‌گردد و قدرت تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی را از آن‌ها سلب می‌نماید.

کاربرد اصطلاحی مشتقات سَکَرَ در ادبیات عرب به هر آنچه سبب سد عقل شود گفته می‌شود. «مسکرات» مجموعه نوشیدنی‌‌هایی است که عقل را زایل و مسدود می‌نماید. «سکرات الموت» حالتی از مرگ است که در آن عقل کارایی خود را از دست می‌دهد. در نفس‌شناسی انسان نیز دو قوه شهویه و غضبیه در حالت غلبه سبب سکرات العقول می‌شود که در نقشه انسان در قرآن قابل تبیین است. به همین نسبت در اینجا از حالت دیگری از سکر سخن به میان می‌آوریم که در آن انسان تحت تأثیر هیجانات سیاسی عقل خود را زایل نموده و اختیار تصمیم‌سازی را به عهده طراحان مهندسی افکار عمومی محول می‌کنند.

لذا نگارنده بر اساس نقشی که دوقطبی‌نمایی سیاسی در تضعیف عقلانیت اجتماعی در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دارد واژه «مسکرات سیاسی» را برای این پدیده در مهندسی سیاسی پیشنهاد می‌نماید.

 

بحث و نتیجه‌گیری

برخی گروه‌ها و جریانات سیاسی جهت کسب اعتبار ذهنی در میان جامعه به دوقطبی‌نمایی سیاسی دامن می‌زنند و از طریق القای فضای رقابتی و تهییج احساسات و ایجاد حب و بغض به کسب سرمایه اجتماعی می‌پردازند. دوقطبی‌نمایی سیاسی نشانی از فقر گفتمان و نمایی از قبیله گرایی گروه مذکور است.

جریان‌های انقلابی باید ضمن هوشیاری و تبری از دوقطبی‌نمایی سیاسی، بدنه نخبگی و اجتماعی را در جهت برائت از دوقطبی‌شدگی تفهیم و تقنیع نماید تا هم خود به دام نیافتند و هم‌گروه‌های فرصت‌طلب، منفعت‌طلب و قدرت‌طلب را خلع سلاح نمایند.

 


پی‌نوشت:

[۱] الموسوی الخمینی، روح‌الله، صحیفه نور، جلد ۶، صفحه ۳۵۸

[۲] روز جمهوری اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تاریخ دسترسی: ۱۱/۱۱/۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://www.irdc.ir/fa/calendar/10/default.aspx

[۳] قرآن کریم، سوره البقره، آیه: ۱۴۳، «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَهً إِلَّا عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّـهُ وَمَا کَانَ اللَّـهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللَّـهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ»، لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#2:143

[۴] تاریخچه فرقه مرجئه، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ دسترسی: ۲۰/۰۱/۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://www.hawzah.net/fa/Article/View/6429/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%A6%D9%87

[۵] قرآن کریم، سوره فاتحه‌الکتاب، آیه: ۷، «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ»، لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#1:7

[۶] حسینی خامنه‌ای، سید علی، دیدار با مردم نجف‌آباد، ۵/۱۲/۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=32414

[۷] انصاری، محمدعلی، بیان ۳، تفسیر سوره طه، جلسه نهم، انتشارات مؤسسه فرهنگی بیان هدایت نور، مشهد

[۸] عباسی، حسن، کلبه کرامت، اندیشکده یقین

[۹] قرآن کریم، سوره حجرات، آیه: ۱۱، «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»، لینک دسترسی:

http://tanzil.net/#49:11

[۱۰] نیکی ملکی، حجت اله، مستند بعد از خمینی، رادیکال‌ها، قسمت ۶، شبکه خبری اجتماعی افسران، ۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://afterkhomeini.afsaran.ir/?p=654

[۱۱] Reformist

[۱۲] Conservative

[۱۳] Fundamentalist

[۱۴] عباسی، حسن، کلبه کرامت، مهندسی سیاسی، اندیشکده یقین

[۱۵] باهنر، محمدرضا، برنامه شناسنامه

[۱۶] نیکی ملکی، حجت اله، مستند بعد از خمینی، رادیکال‌ها، قسمت ۶، شبکه خبری اجتماعی افسران، ۱۳۹۴، لینک دسترسی:

http://afterkhomeini.afsaran.ir/?p=654

[۱۷] عبدالوهاب، علی، مستند مصاف ۱، سفیر فیلم، ۱۳۹۲

[۱۸] عباسی، حسن، کلبه کرامت، مهندسی سیاسی ۳، مهندسی سیاسی، جلسه ۳۲۸، اندیشکده یقین، ۱۳۹۲

[۱۹] ربیعی، علی، همایش ملی تبیین مفهوم اعتدال، ۱۳۹۲، تاریخ دسترسی: ۲۸/۰۱/۱۳۹۵، لینک دسترسی:

http://isna.ir/fa/news/92060503083/%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

[۲۰] Revisionism

دسته‌ها
انتقادی تبیینی رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده معماری مقالات

مِحراب انسان مدرن

 مقدمه

هرچند مشهور است که مِحراب محل حرب با نفس، خیال و شیطان جهت توجه به خداوند و تمرکز در بندگی است[۱] اما با تدقیق بر تعاریف معتبرِ منقول ولی مغفول، از قِبَل ریشه‌شناسی[۲] واژه مِحراب می‌توان رویکردی را استنباط نمود که در جهت نیل به الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت و سبک زندگی مهدوی در تمدن سازی نوین اسلامی در حوزه شهرسازی، معماری و مبلمان خانگی[۳] ضروری به نظر می‌رسد.

دسته‌ها
استراتژیک تبیینی حکمت و فلسفه رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

تبیین جایگاه استخاره در فرآیند تصمیم‌گیری و اقدام

مقدمه:

در فرآیند چاره‌اندیشی، تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اقدام، آدمی مستلزم کسب مهارت‌های معرفتی تبیین و تشخیص است. تبیین و تشخیص امور حقی از باطلی در جهت تدبیر امور در راستای رسیدن به غایتی خیر. تعلیم و تزکیه[۱]، ایمان و عمل صالح[۲]زوج‌های ضروری هستند که انسان مؤمن را در جهت‌یابی و نیل به حقیقت سوق می‌دهند. علم و عمل نیز یکی دیگر از زوج‌های ضروری هستند که فرد مؤمن را از مجهولات به معلومات می‌رساند[۳]. اما به‌طور‌کلی معرفت فرقانی محصول تقواست[۴] و انسانی که به تقوا رسد به حکمت رسیده است[۵]. تصمیم انسان حکیم خطاناپذیر و بیشترین قرابت را با حق الهی دارد. تصمیم‌سازی در جاده حق غایتی چون خیر ندارد و حرکت در مسیر باطل مقصدی چون شر ندارد. اما انسان مؤمن تا مرحله حکمت دامنه معرفتی متفاوتی دارد و به‌تبع قدرت تفکیک و تمیز حق از باطل نیز در آن‌ها متفاوت بوده و هر یک سطحی از حق را درک کرده‌اند.

دسته‌ها
آینده‌شناسی استراتژیک حکمت و فلسفه طبقه‌بندی موضوعی مقالات

کعبه به مثابه پرچم اسلام

مقدمه:

کعبه به‌مثابه پرچمِ اسلام[۱] و اقامه حج اقامه اسلام است. به‌طورکلی پرچم نماد تسلط و اقتدار یک مجموعه است و اهتزاز آن نیز نماد حاکمیت آن تفکر و اندیشه است. پرچم محل اتحاد و انسجام جامعه است که تمام اعضای آن را با تمام اختلاف‌ها به زیر یک بیرق، متحد و منسجم می‌کند. لذا کعبه عَلَم و نشان اسلام است و اقامه حج اهتزاز اسلام و نمودی از استقلال و انسجام و اقتدار و حاکمیت و حیات امت و اندیشه اسلامی است.

 

تبیین نقش پرچم در حفظ حیات جامعه

در جنگ‌های گذشته طرفین درگیری هر یک به زیر عَلَم‌های انحصاری خود منسجم می‌شدند. عَلَم‌دار سپاه غالباً از دلیرترین و قوی‌ترین افراد سپاه بود و کسی بود که قدرت اتحاد و انسجام مجموعه را می‌داشت[۲] و می‌توانست اجتماع را در زیر عَلَم خود مجتمع و متحد کند. تا زمانی که پرچم مهتزز بود مؤید تنفس و حیات آن سپاه بود لذا نگاه سپاهیان به پرچم بود که باعث همبستگی و یکپارچگی مجموعه می‌شد. ازاین‌رو همیشه یکی از نگاه‌های استراتژیک دشمنان در درگیری‌ها فروکاستن پرچم‌ها بود تا با مهار پرچم بتوانند در جبهه مقابل گسیختگی و هرج‌ومرج ایجاد نمایند. اگر پرچمی به زیر می‌آمد نائبان آن سعی در استمرار اهتزاز آن می‌داشتند تا نظم مجموعه حفظ شود. فروکاستن پرچم نمادی از تغلب جبهه‌ای بر دیگری بود، پیروز میدان پرچم خود را بر مَحارب شهر نصب می‌نمود تا سلطه خود را تثبیت و به رخ بکشاند.

 

خواص عَلَمیت حج
خواص عَلَمیت حج

اکنون پرچم نماد حاکمیت یک تفکر است و اهتزاز آن نماد اقتدار آن اندیشه است. اهتزاز پرچم در محیط‌های نظامی نمادی از پاسداری از حاکمیت یک اندیشه است. انس به پرچم نیز در هر جامعه‌ای و هر اندیشه‌ای سبب الفت و یکدلی و انسجام اعضای آن جامعه می‌شود.

جریان‌های انقلابی پس از پیروزی با ایجاد تغییراتی در پرچم‌ و حذف برخی نمادهای منتسب به حاکمیت گذشته نمودی از اندیشه خود را به رخ می‌کشانند. در جنبش‌های رفرمیستی، گروه‌ها غالباً با ایجاد تغییراتی در پرچم و یا معرفی پرچمی مستقل سعی در ا‌یجاد انشقاق و گسیختگی جامعه به نفع خود می‌باشند که این تغییرات نیز ریشه در اندیشه این گروه‌ها دارد.

 

کعبه به‌مثابه پرچمی برای اسلام

در لسان معصومین علیهم‌السلام کعبه به‌مثابه پرچمی برای اسلام معرفی می‌شود که تمام متعلقات و کارکردهای یک پرچم را در خود توصیف می‌نماید. کعبه مبین اندیشه اسلام است و اقامه حج به‌مثابه اهتزاز و اقتدار و حیات و حاکمیت اسلام و اندیشه اسلامی است، حضور در حج نماد اتحاد و انسجام امت اسلامی با تمام اختلافات رنگی و زبانی و قومی و نژادی و اعتقادی بر زیر لوای یک پرچم مشترک است.

تا زمانی که حج قائم است، اسلام زنده است و حاکمیت خود را به رخ می‌کشاند، اتحاد و انسجام امت اسلامی را به منصه ظهور می‌رساند و این خود نمودی از اقتدارِ اسلام و اندیشه اسلامی است. حج به‌عنوان واجبی شرعی و از ارکان دین اسلام است که ترک آن در شرایط استطاعت گناهی کبیره است[۳]. این نگاه استراتژیک اسلام مانع تعطیلی حج شده و استمرار حیات و حاکمیت اسلامی را سبب می‌شود.

 

تبیین نگاه دشمنان اسلام به پرچم اسلام

دشمنان خدا و اسلام نیز یکی از نگاه‌های استراتژیکشان برای غلبه بر اسلام و خاموشی نور خدا[۴] فروکاستن پرچم اسلام است. لذا همواره کعبه و حج زیر بار تحریف و تحصیر و تحدید و تهدید و تخریب قرار داشته است. گاه جنگ نرم دشمن کعبه را بتکده و مناسک حج را شرک‌آلود می‌کند[۵]. گاه کعبه در نزاعی نیمه سخت در حصر و مراقبت دشمنان خدا قرار می‌گیرد و گاه درنبردی سخت تهدید یا تخریب می‌شود. تا از این‌سو بتوانند پرچم اسلام را تغییر داده یا آن را فرو بکاهند و با ایجاد گسیختگی در امت اسلامی راه را برای نفوذ و نابودی اسلام هموار نمایند. سپاه ابرهه برای تخریب کعبه لشکرکشی می‌کند[۶]، حصین بن نمیر برای تخریب کعبه اقدام می‌کند[۷] و گاه داعشیان برای تخریب کعبه رجزخوانی می‌کنند[۸]. گاه ابوسفیان بر کعبه حکومت می‌کند، گاه امویان و گاه زبیریان و گاه عباسیان و گاه عثمانیان و گاه سعودیان[۹].

 

تبیین اشکال دشمنی با کعبه

انواع دشمنی دشمنان خدا با کعبه و حج را در اشکال زیر می‌توان توضیح داد:

تحریف: انحراف کعبه و حج از ماهیت و کارکرد خود که از مصادیق آن در تاریخ پیش از اسلام می‌توان به اقدام «عمرو بن لُحَىّ خزاعى» سرپرست امور مکه در نصب اصنام و تماثیل در اطراف کعبه اشاره نمود. سعی میان اِساف و نائله[۱۰]، کشیدن سوت و کف بهنگام طواف و تغییر زمان ایام حج که به «نَسىء» موسوم است نیز از مجموعه اقدامات تحریفی حج در تاریخ پیش از اسلام محسوب می‌شود[۱۱].

تحصیر: محاصره کعبه و حج توسط دشمنان خدا و حاکمان ظالم و غاصب که از مصادیق آن به حکومت ابوسفیان بر مکه و حکومت سعودیان در حجاز اشاره می‌شود. از اقدامات تحصیری و تحریفی کارگزاران جعلی حج، طرح توسعه بیت‌الله الحرام است که با محاصره کعبه[۱۲] با ابنیه‌ شیطانی و تحقیر کعبه، توجه حجاج از کعبه نمادِ توحید به «ابراجُ البیت» نمادِ حاکمیت شیطان منحرف می‌شود.

تحدید: محدود کردن کعبه و حج توسط دشمنان خدا که مصداق آن رفتار ابوسفیان با پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم در سال ششم هجری[۱۳] و رفتار کارگزارانِ جعلیِ حجِ سعودی در ایجاد محدودیت در برگزاری حج و مناسک عبادی حجاج می‌باشد.

تحریم: ترویج گفتمانِ تحریم به هر بهانه‌ای ازجمله مسائل انحرافی است که گاهی توسط افراد جاهل و یا جریان‌های شبه روشنفکر در جوامع اسلامی القا می‌شود و ثمره‌ای جز برای دشمنی با کعبه ندارد. حج تمتع واجبی است شرعی و ترک آن در شرایط استطاعت گناهی است کبیره، لذا گسترش این گفتمان امری است خلاف شرع. مسئله تحریم از احکام ثانوی است که کسی جز ولی جامعه حق اعلام و اِعمال آن را ندارد.

تعطیل: تعطیلی و معطلی کعبه و حج توسط دشمنانِ مسلط یکی دیگر از مصادیق دشمنی دشمنان خداست.

تهدید: تهدید کعبه و حج توسط دشمنان خدا که یکی از مصادیق روز آن تهدید داعشیان به تخریب بیت‌الله الحرام است. تهدید ضِمنی حجاج توسط سعودیان[۱۴] نیز از دیگر مصادیق این نوع دشمنی‌هاست.

تخریب: تخریب و انهدام کعبه و حج توسط دشمنان خدا همچون داستان سپاه ابرهه، حصین بن نمیر و ادعای داعشیان. سفیانی آخرالزمان نیز نگاهی به تخریب کعبه دارد[۱۵]. تخریب جایگاه و اهمیت حج نیز از دیگر مصادیق تخریب حج محسوب می‌شود. حوادث فجیع و کشتار حاجیان در ایام حج[۱۶] از مصادیق تخریب جایگاه و وجهه حج محسوب می‌شود.

این دشمنیِ دشمنان خدا برای فروکاستن کعبه به‌عنوان پرچم اسلام را در سه لایه توصیف می‌کنیم (شکل ۲):

لایه نخست-دشمنی نرم دشمنان خدا با کعبه و عَلَم اسلام همچون تحریف، بدعت و تحریم حج

لایه دوم-دشمنی نیمه سخت دشمنان خدا با کعبه و عَلَم اسلام همچون تحدید، تحصیر، تعطیل و تخریب

لایه سوم-دشمنی سخت دشمنان خدا با کعبه و عَلَم اسلام همچون تهدید و تخریب کعبه

 

دشمنی نرم

تحریف حج

بدعت در حج

تحریم حج

دشمنی نیمه سخت

تحدید حج

تحصیر کعبه

تعطیلی حج

تخریب حج

دشمنی سخت

تهدید کعبه

تخریب کعبه

توصیف اشکال دشمنی در لایه‌های دشمنی

 

نگاهی به آینده دشمنی با کعبه

حوادث ذی‌الحجه ۱۴۳۶ برای آینده حج و کعبه تبعاتی را متصور می‌کند. از طرفی حوادث منتسب به جنگ قدرت در نظام سعودی تحلیل می‌شود[۱۷] که ماحصل آن به تحریم، تحدید و تعطیلی حج منجر می‌شود و از آن‌سو حوادث را به ماهو حوادث تبیین می‌کنیم که غایتش تخریب، تحقیر و تذلیل حج و جایگاه آن خواهد بود.

 

الف- تبیین حوادث بماهو حوادث و اثر آن بر کعبه و حج

  • تخریب و تحقیر وجهه حج و حجاج در عرصه جهانی از حیث ابزاری برای قدرت‌نمایی
  • تخریب و تحقیر وجهه حج در عرصه اسلامی از حیث جایگاه اهمیت و لزوم اقامه آن
  • القای حس ناامنی و ترس و کاهش اقبال مسلمان به حج
  • ترویج گفتمان تحریم حج از طریق گروه‌های شبه روشنفکر و انسان‌های جاهل

 

ب- تبیین آینده حج در صورت تشدید تنازع در حکومت آل سعود

  • زمینه‌سازی برای تعطیلی حج
  • زمینه‌سازی برای تحدید حج
  • زمینه‌سازی برای دخالت داعش در حجاز و تشدید ناامنی و تأثیرگذاری در برخی مناسبات کعبه و حج

 

اثرات مفروض همگی منجر به تضعیف و تخریب جایگاه کعبه و حج می‌شود. کعبه از محوریت اسلام به حاشیه می‌رود، اتحاد و انسجام اسلام نمود خود را از دست می‌دهد و تفرق سبب چندپارگی جهان اسلام می‌شود، اقتدار آن تضعیف و حاکمیت و حیات خود را از دست می‌دهد و زمینه را برای رخنه و تغلب دشمنان خدا بر اسلام فراهم می‌نماید.

لذا در شرایط کنونی و آینده مناسبات از طرفی در عرصه عمومی با تکریم حج بایستی جایگاه و اهمیت حج محفوظ و مصون بماند و از طرف دیگر در عرصه حاکمیتی با تأمین حج، مدیریت و امنیت آن تثبیت شود. کوتاهی در اهتزاز این نَسک اسلامی منجر به فرو کاهیدن افراشتگی پرچم شده و فروکشیدن آن منجر به بی‌نظمی و هرج‌ومرج جهان اسلام می‌شود که اقتدار و حاکمیت آن را از بین برده و زمینه را برای تغلب دشمنان فراهم می‌کند.

 


پی‌نوشت:

[۱] سید رضی، نهج‌البلاغه، خطبه ۱

[۲] مطهری، مرتضی، حج، صفحه ۲۴

[۳] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۳

[۴] «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»، سوره: الصف، آیه: ۸، لینک

[۵] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۴

[۶] «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ»، سوره: الفیل، آیه: ۱، لینک

[۷] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، شماره ۶۲۹۳

[۸] داعش تهدید به تخریب کعبه کرد، باشگاه خبرنگاران جوان، لینک، تاریخ دسترسی ۰۴/۰۷/۱۳۹۴

[۹] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۴

[۱۰] مرد و زن مسخ‌شده نابکاری که جهت عبرت مردم در محل‌هایی نصب‌شده بودند که بعدها به‌عنوان دو بت برشمرده شدند و مورد پرستش قرار گرفتند

[۱۱] دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، جلد ۱، شماره ۵۸۱۴

[۱۲] کعبه در حلقه محاصره طرح جدید وهابی‌ها، مشرق، لینک، تاریخ دسترسی ۰۵/۰۷/۱۳۹۴

[۱۳] همان، شماره ۵۸۷۱

[۱۴] عربستان حجاج را تهدید کرد، شبکه خبر، لینک، تاریخ دسترسی ۰۶/۰۷/۱۳۹۴

[۱۵] «نُرِیدُ إِخْرَابَ الْبَیْتِ وَ قَتْلَ أَهْلِهِ»، حلی، مختصر البصائر، صفحه ۴۴۵

[۱۶] ناتوانی آل سعود و بحران امنیت حجاج/ از حج خونین ۶۶ تا حج خونین ۹۴، خبرگزاری مهر، لینک، تاریخ دسترسی ۰۵/۰۷/۱۳۹۴

[۱۷] جنگ قدرت از واشنگتن تا ریاض/ تحلیلی بر چرایی وقایع مکه و منا، خبرگزاری فارس، لینک، تاریخ دسترسی ۰۹/۰۷/۱۳۹۴

دسته‌ها
آینده‌شناسی انتقادی بیولوژیک تحلیلی حکمت و فلسفه رویکرد طبقه‌بندی موضوعی مطالب برگزیده مقالات

آیا داروینیسم یک ایدئولوژی سوخته است؟؛ طراحی هوشمند یک فرصت یا یک تهدید

داروینیسم به مثابه یک ستون پارادایم مدرنیسم را سرپا نگه می‌دارد. نه به‌عنوان فرضیه‌ای علمی بلکه به‌عنوان یک ایدئولوژی به‌منزله یک دین در هدایت باورهای مردم در جهت ارزش‌های مدرنیته[۱]. سکولاریزه شدن باورهای مردم مرهون ایدئولوژی تکامل داروینی است[۲]. متغیری بنام تصادف[۳] شاکله تکامل داروینی را تشکیل می‌دهد[۴] که خلقتی بی‌هدف و بدون پروردگار را برای مخاطبان تلقین می‌کند و مستقیم ادراکات توحیدی افراد را مورد هدف قرار می‌دهد. از این حیث داروینیسم و تکامل داروینی در ذات و صفات توحیدی ایجاد شرک می‌کند. سرنوشت مدرنیسم در گرو حفظ داروینیسم است و داروینیسم یکی از متعلقات پارادایم مدرنیسم است لذا در اینجا داروینیسم خود به‌عنوان ساب پارادایم[۵] مدرنیسم مطرح می‌شود (شکل ۱).

(شکل 1) موقعیت ساب پارادایم داروینیسم در مدرنیسم
(شکل ۱) موقعیت ساب پارادایم داروینیسم در مدرنیسم

سازوکارهای تکامل داروینی سال‌ها قبل از چارلز داروین[۶] توسط پدر بزرگ وی اراسموس داروین[۷] و با همکاری ژان باتیست لامارک[۸] برنامه‌ریزی و تألیف می‌شود[۹] و چارلزِ جوانِ جویای نام و شهرت پس از مدتی کشمکش و تردید در نهایت راه پدر بزرگ را به‌عنوان رویکرد زندگی خود برمی‌گزیند و برای به نتیجه رساندن اهداف آن قدم برمی‌دارد. در اولین گام مأموریت می‌یابد تا با یکی از کشتی‌های[۱۰] ناوگان سلطنتی بریتانیا[۱۱] که وظیفه تجسس و شناسایی منابع و ثروت‌های سرزمین‌های ناشناخته را داشته است عازم سفر شود تا در جهت مستندسازی سناریوی پدربزرگ دلایل و شواهد عینی بیابد. انتشار تکامل داروینی در سال ۱۸۵۹ با تنازع میان خلقت‌گراهای مسیحی و مادیون سکولار همراه شد[۱۲] و این‌گونه بود که داروینیسم اساس ایدئولوژی سکولاریسم جهت نفی توحید قرار گرفت و به همین دلیل است که داروین را پدر علم سکولار معرفی می‌کنند[۱۳]. حمایت ایدئولوژیکِ غربِ مدرن از فرضیه‌ای به ظاهر علمی، داروینیسم را تا به سر حّدِ یک اصل و قانونی علمی بالا می‌برد[۱۴]. با ایجاد یک هژمون[۱۵] در همه گستره‌های رسانه‌ای، علمی و حکومتی جایگاه داروینیسم در نظام فکری مدرنیته تثبیت می‌شود. نقایص و معایب آن توجیه می‌شود، از قدرت هنر در جهت ساخت مدل‌های فسیلی بهره برده می‌شود و سینمای تخیلی و سینمای به ظاهر علمی در ایجاد تلقین و باور این فرضیه به خدمت گرفته می‌شوند.

در سلسله سیاست‌های حمایتی مدرنیسم، داروین پدر علم زیست‌شناسی[۱۶] معرفی می‌شود و داروینیسم نیز اساس نقشه علم زیست‌شناسی تعیین می‌شود. زیست شناسان باید طبق پروتکل داروینیسم عمل کنند، باید در ساب پارادایم داروینی یاد بگیرد، در ساب پارادایم داروینی تحقیق کند و در ساب پارادایم داروینی یافته‌های خود را معرفی کنند. گویی اگر یک زیست‌شناس بخواهد اثری یا نظری را از خود منتشر کند باید طبق بخش‌نامه‌ی دستوری داروینیسم را لحاظ کند. حتی شاهد آن هستیم که گرایش‌های بیوشیمی، ژنتیک و علوم سلولی و مولکولی نیز که مباحثی صِرف سلولی و مولکولی را شامل می‌شوند نیز باید در ساب پارادایم داروینی تنظیم و تدقیق شوند. مخالفان فرضیه داروین قدرت ظهور و بروز نمی‌یابند و به‌وسیله پروپاگاندای[۱۷] رسانه‌ای تضعیف، تحقیر و منزوی می‌شوند و با عناوین مختلف دارای برچسب می‌شوند. مخالفان فرضیه داروین در فضای آکادمیک دانشگاه‌ها نیز مصونیت ندارند و اگر دانشمندی در هر رتبه‌ای و در هر دانشگاهی بر ضد فرضیه داروین فرضی داشته باشد که تضعیف‌کننده و یا انکارکننده فرضیه داروین باشد با آن دانشمند برخورد می‌شود و در دانشگاه یا منزوی می‌شود و یا اخراج[۱۸]. ازاین‌رو داروینیسم همچون هولوکاست از حیث اهمیت در حوزه امنیت ملی ایالات‌متحده و کشورهای غربی قرار می‌گیرد و با مخالفان آن برخوردی امنیتی می‌شود، هر چند اگر دانشمند باشد و نظری کاملاً علمی داشته باشد.

اما امروز شاهد آن هستیم که به موازات تسلط هژمون داروینیسم یک پروپاگاندایِ منتقد خود را به‌صورت خزنده بروز داده است که حین نقد داروینیسم و تکامل داروینی یک ما به ازای افسد را معرفی می‌کند[۱۹]. این پروپاگاندای رسانه‌ای تحت حمایت بخشی از جریان صهیونیسم یهودی خود را مطرح نموده و به شکل زیرکانه‌ای جایگزین خود را به مخاطب تلقین می‌کند. طراحی هوشمند کلمه رمز این جریان منتقد و البته مرموز است که چراغ خاموش در حال تئوریزه کردن مبانی فکری خود می‌باشد (تصویر ۱).

(تصویر 1) تصویر کتاب طراحی هوشمند نوشته رهبر جریان رائیلیسم
(تصویر ۱) تصویر کتاب طراحی هوشمند نوشته رهبر جریان رائیلیسم

این جریان با نقدِ تصادفِ داروینی به مفهومی به نام طراحی هوشمند می‌رسد و با نقد آفرینش افقی که طبیعت خالق آن است به آفرینشی عمودی که ابر انسان‌های فضایی خالق آدمیان است نیل می‌یابد.

از مهم‌ترین مفاهیم و متعلقات این جریان به موارد زیر اشاره می‌شود:

  1. طراحی هوشمند[۲۰]: طراحی هوشمند، طرح هوشمند و یا طراحان هوشمند مجموعه واژگانی است که به‌عنوان کلمه رمز این جریان مطرح می‌شود و مخاطب با توجه به این مفاهیم می‌تواند بخش عمده‌ای از تلاش‌های این جریان را رصد نماید. طراح هوشمند در نتیجه نقد مفهوم تصادفِ تکاملِ داروینی مطرح می‌شود. این جریان به‌صورت مستقل این مفهوم را مکرراً در برنامه‌ها و موقعیت‌های مختلف رسانه‌ای گفتمان سازی می‌کند و غالباً حرفی از کیستی این طراح به میان نمی‌آورد. عموماً کیستی این طراحان هوشمند در موقعیت‌ها و فضاهایی مستقل معرفی می‌شود تا این مفاهیم قدرت تلقین پیدا کرده و باورپذیر شوند.
  2. ابر انسان‌های فضایی[۲۱]: این مکتب و این جریان خالق آدمیان را ابر انسان‌هایی معرفی می‌کنند که از ماورای کره خاکی در زمین نسلی را گسترش داده‌اند که پست‌تر از خود آنان هستند (تصویر ۲). گفتمان سازی این مفهوم شاید از زمانی آغاز شد که آدمی توانست جو زمین را دربنوردد و ازآنجا بود که قصه و افسانه انسان‌های فضایی سوژه قصه‌پردازان و فیلم‌سازان و بعدها مستندسازان و سیاست‌مداران شد و در دستور کار این جریان قرار گرفت. انسان‌هایی قدبلند و دیلاق و عریان با سرهای بزرگ و خمره‌ای شکل و چشمانی درشت از مشخصات این ابر انسان‌ها می‌باشد.
  3. سفینه‌های فضایی[۲۲]: به موازات شخصیت‌پردازی از ابر انسان‌های فضایی سفینه‌هایی دایره‌ای شکل که از فوق و ماتحت به هم فشرده است به‌عنوان وسیله نقلیه این ابر انسان‌ها معرفی می‌شود. این وسایل در هوا معلق بوده و با سرعت نور درحرکت‌اند و گاهاً از خود نوری متصاعد می‌کنند.
(تصویر 2) تصویری شماتیک از موقعیت طراحی هوشمند آدم و حوا توسط ابر انسان‌ها
(تصویر ۲) تصویری شماتیک از موقعیت طراحی هوشمند آدم و حوا توسط ابر انسان‌ها
  1. کلونینگ انسان[۲۳]: یکی از اهداف این جریان توجیه، قبح زدایی و اجرایی کردن پروژه کلونینگ انسان است. این جریان با افسانه‌سرایی از داستان خلقت آدمیان از ابر انسان‌های مافوق اتمسفر، این‌گونه تفلسف می‌کنند که آدمیان نیز باید این حق را داشته باشند تا انسان‌های پست‌تر از خود را نیز خلق نمایند و به این نحو در جهت قبح زدایی کلونینگ انسان در حال تلاش هستند.
  2. رائیلیسم[۲۴]: رائیلیسم نام مکتبی است که بر اساس مفاهیم فوق تنظیم شده است و با استفاده از آموزه‌های گزینشی از تورات و انجیل و حتی بعضاً قرآن مکتبی را جعل نموده‌اند که در آن خالق ابر انسان‌های فضایی هستند و رسالت و وظیفه بشر را نیز کلونینگ انسان معرفی می‌کنند. طراحی هوشمند، ابر انسان‌های فضایی، سفینه‌های فضایی و داستان کلونینگ انسان همگی از متعلقات این مکتب محسوب می‌شود. موسیقی و ابتذال جنسی از رویکردهای تشویقی این جریان برای جذب و عضویت می‌باشد.

مفاهیمی که در نسبت با این جریان معرفی شد از سال‌ها پیش وظیفه آماده‌سازی افکار عمومی را آغاز نموده و هر چقدر که جلوتر می‌رویم این جریان خود را به شکل قوی‌تری بروز می‌دهد. سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی نیز روزبه‌روز بر این مفاهیم با دقت بیشتری متمرکز می‌شوند و مفاهیم موجود در مکتب رائیلیسم را در قابِ تصویرِ خود به نمایش می‌گذارند.

همان‌طور که اشاره شد بخشی از این جریان جهت تئوریزه کردن مبانی تفکری خود از طریق نقد داروینیسم عمل می‌کند و شاید این نخستین باری باشد که داروینیسم با چنین قدرت رسانه‌ای مورد انتقاد و حمله قرار گرفته است. اینکه این جریان توانسته است در کنار امپراطوریِ ایدئولوژیِ داروین قدرت ظهور پیدا کند فرضیاتی را متصور می‌کند.

وابستگی این جریان به جریان صهیونیستِ یهودی به عینه از آراء منادیان آن و علائم این مکتب مشخص می‌شود و قاعدتاً این نخستین و مهم‌ترین دلیلی می‌تواند باشد که این جریانِ منتقدِ تکامل توانسته است قدرت نمود پیدا کند (تصویر ۳).

(تصویر 3) نماد جریان رائیلیسم به همراه نمادهای اختصاصی این جریانِ منادیِ طراحیِ هوشمند در اقوام و ادیان مختلف
(تصویر ۳) نماد جریان رائیلیسم به همراه نمادهای اختصاصی این جریانِ منادیِ طراحیِ هوشمند در اقوام و ادیان مختلف

اما چرایی این جریان از حیث آینده‌پژوهی[۲۵] و اینکه در نهایت به چه هدفی متوجه هستند، در سه فرض غلبه دارد:

  1. سناریوی نخست اقناع طیف منتقد و منکر داروینیسم و هدایت آنان به مقصدی افسد و ایجاد یک تعادل و توازن از حیث ایدئولوژیکال در کنار داروینیسم در زیر چتر پارادایم مدرنیسم (شکل ۲).
(شکل 2) سناریوی نخست: توازن پارادایمیک از حیث ایدئولوژیک
(شکل ۲) سناریوی نخست: توازن پارادایمیک از حیث ایدئولوژیک
  1. دومین سناریویی که از آینده این جریان متصور هست مقوله‌ی شیفت پارادایم[۲۶] است. داروینیسم به مثابه یک ساب پارادایم در پارادایم مدرنیسم جایگاه متزلزلی دارد و حفظ این پارادایم با این مبنای ایدئولوژیکال شاید تا چند سال آینده دیگر مقدور نباشد لذا در پارادایم مدرنیسم باید یک ساب پارادایم دیگر تعریف شود. شیفت پارادایم از ساب پارادایم داروینیسم به ساب پارادایم رائیلیسم یکی دیگر از سناریوهایی است که می‌توان برای آینده این جریان متصور بود (شکل ۳).
(شکل 3) سناریوی دوم: شیفت پارادایم از داروینیسم به رائیلیسم
(شکل ۳) سناریوی دوم: شیفت پارادایم از داروینیسم به رائیلیسم
  1. و اما سومین سناریویی که از آینده این جریان برمی‌آید احیای ایدئولوژی داروینیسم است. در این سناریو رائیلیسم از حیث ایدئولوژیکال بنای جایگزینی با داروینیسم را ندارد بلکه بناست تا با بر طرف کردن نواقص، داروینیسم را احیا نماید. مفهومی بنام تصادف شاه‌کلید آفرینش داروینی به حساب می‌آید و در ضمن پاشنه آشیل این مکتب نیز به حساب می‌آید به‌طوری‌که بیشترین بارِ انتقادی به تکامل داروینی متوجه همین مقوله است. در این سناریو رائیلیسم به‌عنوان متعلقی از داروینیسم کمیت تصادف را با مفهوم جذاب طراحی هوشمند جایگزین می‌کند. که حین اقناع منتقدین ابقای داروینیسم را نیز دنبال می‌کند (شکل ۴).
(شکل 4) سناریوی سوم: رائیلیسم به‌عنوان اینفرا پارادایم و متعلقی از داروینیسم
(شکل ۴) سناریوی سوم: رائیلیسم به‌عنوان اینفرا پارادایم و متعلقی از داروینیسم

نکته آخر اینکه منتقدین داروینیسم باید هوشیار باشند و از گفتمان سازی این جریان جعلی غافل نشوند. نقد داروینیسم توأم با متعلقات جریان رائیلیسم ضرورت دارد و از طریق کلیدواژه‌هایی که گذشت در جهت شناسایی و رصد این جریان نوبنیاد نگاهی تیزبینانه داشته باشند.

 


 

پی‌نوشت:

[one_half]

[۱] نصر، سید حسین، ۱۳۸۸، نقد نظریه تکاملی داروین، مجله رشد آموزش معارف اسلامی، شماره ۷۲

[۲] مایر، ارنست، ۱۳۸۸، چه چیزی زیست‌شناسی را بی‌همتا می‌سازد؟، کاوه فیض اللهی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، چاپ نخست

[۳] Random Evolution

[۴] نورزاد، غلامرضا، ۱۳۶۵، داروینیسم اشتباه قرن، مجله اطلاعات علمی، شماره ۱۴

[۵] Sub Paradigm

[۶] Charles Darwin

[۷] Erasmus Darwin

[۸] Jean‑Baptiste Lamarck

[۹] خادم الامام، منطقه ممنوعه، قسمت نخست، http://alvadossadegh.ir

[۱۰] HMS Beagle

[۱۱] Royal Navy

[۱۲] مطهری، مرتضی، توحید، انتشارات صدر

[۱۳] مایر، ارنست، ۱۳۸۸، چه چیزی زیست‌شناسی را بی‌همتا می‌سازد؟، کاوه فیض اللهی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، چاپ نخست

[/one_half]

[one_half_last]

[۱۴] خادم الامام، منطقه ممنوعه، قسمت سوم، http://alvadossadegh.ir

[۱۵] Hegemon

[۱۶] مایر، ارنست، ۱۳۸۸، چه چیزی زیست‌شناسی را بی‌همتا می‌سازد؟، کاوه فیض اللهی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، چاپ نخست

[۱۷] Propaganda

[۱۸] نصر، سید حسین، ۱۳۸۸، نقد نظریه تکاملی داروین، مجله رشد آموزش معارف اسلامی، شماره ۷۲

[۱۹] خادم الامام، منطقه ممنوعه، قسمت دوم، http://alvadossadegh.ir

[۲۰] Intelligent Design

[۲۱] Elohim

[۲۲] UFO

[۲۳] Human Cloning

[۲۴] Raëlism

[۲۵] Futurology

[۲۶] paradigm shift

[/one_half_last]