و گر مراد بیابم به قدر وسع چه کوشم؟!

ایده‌ی این جستار کوتاه گام نخست است، رو به درانداختن طرحی نو، از جنس اندیشه، از معدن قرآن، برای نیل به حقیقت، این گمشده‌ی همیشه‌ی انسان هر زمان، که کافی بود اندکی از صراط مستقیم در مسیر این خطیرترین مأموریت انسانی خود زاویه گیرد تا بزرگ‌ترین سرمایه‌ی فکری عبرت‌آمیز را برای پویندگان راستین راه حق به دست دهد: تاریخ ۲۶۰۰ سال کارنامه‌ی انحراف معرفتی بشر از حقیقت؛ یعنی، فلسفه. مرادم از فلسفه، اعم است از غرب و شرق، اسلامی و مسیحی، جدید و باستان، و هر آن‌چه تا کنون ذیل مفهوم این عنوان به معنایی که توضیح خواهم داد قرار گرفته است.

حق و باطل به مثابه‌ی جهتِ ارزشی

در تبیین نوع ثنویت حاکم بین مفاهیم دوگانه‌ی حق و باطل، دریافتیم که رابطه‌ی آن‌ها ثنویِ توحیدی است. پس خود به خود تشکیک پذیر نبوده و علاوه بر آن، ارزش‌مدار و ناظر بر نفی باطل و برتافتن حق است. با این حال این اشکال را برخی طرح کردند که این تلقی ظاهراً در عمل چندان… ادامه خواندن حق و باطل به مثابه‌ی جهتِ ارزشی