یادداشت شفاهی: مدل های سه گانه ی استعمار در نگاه مقام معظم رهبری | باشگاه استراتژیست‌های جوان

یادداشت شفاهی: مدل های سه گانه ی استعمار در نگاه مقام معظم رهبری

متن پیش رو گزیده ای از جزوه راز درماندگی با موضوع  مدل های سه گانه استعمار در نگاه مقام معظم رهبری است، که برگرفته از سخنرانی استاد حسن عباسی درباره ی جایگاه غرب شناسی و نحوه ی ورود به آن می باشد.

مقام معظم رهبری سه دوره ی استعمار را در پانزده سال گذشته مطرح کردند: یکی کلونیالیسم یعنی استعمار کلاسیک، مانند استعمار هند و آفریقا که انگلیسی ها مستقیماً حضور داشتند و با قدرت نظامی و سخت آنجا حکومت کردند. نوع دوم را نئوکلونیالیسم یعنی استعمار نو می گویند. در استعمار نو با اشغال نظامی، مستقیماً حکومت تشکیل نمی دادند بلکه دولت دست نشانده تشکیل می دادند مانند ایران که سرزمین ما را نگرفته بودند بلکه شاه را در تهران گذاشته بودند و در آن، قدرت نیمه سخت شاه از طرف آمریکایی ها حکومت می کرد. در سال ۱۳۸۳ رهبر معظم انقلاب یک سخنرانی به نام استعمار فرانو دارند. پس نوع سوم، استعمار فرانو یا به قول غربی ها پست مدرن است. در استعمار فرانو خود افراد را جذب می کنند.

کار قدرت نرم این است که مردم را طوری تربیت کنند که خودشان دولتی سر کار بیاورند که مورد نظر غرب و مستعمران باشد و کشور خودشان را از سوی آمریکایی ها برای آمریکایی ها و غربی ها اشغال کنند. وظیفه ی باطل و دشمن، دشمنی است. ما گلایه از غرب و باطل نمی کنیم؛ گلایه مان از خودمان در غرب شناسی است و اینکه چرا یکباره سند جوزف نای را به عنوان منبعی برای جنگ نرم، بدون یک حاشیه ی دینی بر آن ترجمه می کنیم. همین اتفاق در قضیه ی جنگ نرم و قدرت نرم در سال ۸۸ اتفاق افتاد. در متن آیه الکرسی اساس قدرت نرم و جهت گیری آن آمده است اما آیا این ذاتی که در آیه الکرسی هست در کتاب آقای جوزف نای مشاهده می شود؟ اندیشه ی جوزف نای آدرس غلط می دهد.

در آیه ی «اللَُّه وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا» فقط یک ولی داریم و آن هم «الله» است که «یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» انسان هایی را که ایمان آورده اند از ظلمات می گیرد و به سمت نور خارج می کند. این نور هم فقط یکی است بر خلاف ظلمات که متکثر است. «والذین کَفَروا اولیائُهُمُ الطّاغوت» در مقابل، کسانی که کفر می ورزند یک ولی ندارند بلکه ولایت برای آنها متکثّر است و آن طاغوت می باشد که «یُخرِجونَهم مِنَ النّور إلی الظُّلُمات» کافران از نور واحد به سمت ظلمات کثیر و متکثّر اخراج می شوند. مبدأ مؤمنین ظلمات و مقصدشان نور است و آن ولی که اینها را هدایت می کند «الله» است و بالعکس کفّار اولیاء دارند و مبدأشان پشت به نور و مقصدشان ظلمات است. اگر ما به چیزی حبّ ورزیدیم، آن چیز نسبت به ما ولایت دارد. در این آیه می گوید «الله» ولی است اما برای کافران اولیاء می گوید. پس ارتباط بین چهارچوب نظری و مفهومیِ قدرت نرم روشن می شود. قدرت نرم تصرّف آدمها در قلب و ذهنشان است.

رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۷۷ در نماز جمعه می فرمایند: «حکومت در عرف اسلام به ولایت معروف است. ولایت فقط فرمانروایی نیست، ولایت نفوذ در قلبها و پذیرش در ذهنها است.» دراینجاست که قرآن می فرماید: «لا اکراهَ فی الدّین قد تبیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَی؛ هیچ اجبار و اکراهی در دین نیست.» در دین اختیار وجود دارد. اختیار را جوزف نای هم قبول دارد اما قرآن یک چیزی را کامل تر و بالاتر بیان می کند و آن این است که هر اختیاری مورد نظر قرآن نیست بلکه اختیاری مد نظر است که توأم با ارشاد و رشد باشد. اگر فردی رشید باشد، کاری را که انجام می دهد مورد قبول واقع می شود.

منبع : موسسه علمی و فرهنگی سدید



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *