چگونه یک استراتژیست فرهنگی شویم؟ | باشگاه استراتژیست‌های جوان

چگونه یک استراتژیست فرهنگی شویم؟

چگونه یک استراتژیست فرهنگی شویم؟

معمولاً چند سؤالی که عمده دانش‌پژوهان دانش استراتژی در قالب‌های مختلف می‌پرسند این است که:

  • چگونه می‌توان یک استراتژیست شد؟
  • علائم و نشانه‌های آن چیست؟
  • آیا می‌توان طرح‌های زودبازده استراتژیک هم ارائه کرد؟
  • برای مشکلات کانون فرهنگی، پایگاه مقاومت و… چگونه طراحی کنیم؟

این‌ها نمونه‌ای از سؤالاتی است که تقریباً همه‌ی افراد با دغدغه مذهبی و کسانی که مطالعات استراتژیک دارند، مدام می‌پرسند؟

ما در این مقاله قصد داریم تا با یک نمونه از روش‌های ساده و درعین‌حال پیچیده، تحلیل استراتژیک شما را آشنا کرده و ان‌شاءالله در شماره‌های آینده، شیوه‌ی طراحی را خدمت شما ارائه کنیم.

شاید نیاز بود قبل از این مقاله، مقاله‌ای با عنوان چگونه استراتژیست شویم را ارائه کنیم، اما قصد داریم در خلال مثال‌های ملموس و شناخته‌شده‌تر، راجع به این موضوع تفکر کنیم. در نتیجه عنوان مقاله را شما این‌گونه بخوانید: ” چگونه یک استراتژیست شویم؟”

قبل از هر چیز باید به این نکته توجه کرد که استراتژی پیش از آنکه یک دانش باشد یک هنر است. یعنی چه؟ یعنی نمی‌توان آن را به‌صرف آموزش تکنیک‌ها و فنون فراگرفت بلکه باید از درون فرد بجوشد. مثل اینکه برای بسکتبالیست شدن یک فرد، ابتدا بلندی قامت او شرط است و بعد آموزش بسکتبال. اما به هر جهت یاد گرفتن فنون این هنر نیز برای یک فعال فرهنگی خالی از لطف نیست و او را از اشتباهات فاحشی که امروز در عرصه‌ی فرهنگی شاهد هستیم، تا حد قابل قبولی مصون خواهد کرد. با این مقدمه مهم مبحث خود را شروع می‌کنیم.

دانش استراتژی، فن بقای تمدن و دانشی تقریباً به قدمت تاریخ بشریت است. اساساً استراتژی یا فن ژنرالی از فنون نظامی‌ها و فرماندهان نظامی وارد حوزه‌های دیگر شده است. دانش تعریف میدان‌ها و هدایت نیروها و منابع به میدان‌ها.

با توجه به تعریف اصلی استراتژی و نیز بررسی شرایط کنونی جامعه و نیازهای اولیه آن، به نظر می‌رسد استراتژیست فرهنگی شدن از نیازهای اولیه برای جامعه است. نسبت شناسی نیاز جامعه با استراتژیست فرهنگی شدن را می‌توان از ارتباط واژه‌ی جنگ نرم با دانش استراتژی تشخیص داد. اگر که امروز زمین و میدان مبارزه و جنگ تغییر کرده است و جنگ از حیث صلبیت، به جنگ نرم تغییر میدان داده است، فلذا این میدان هم، همچون میدان جنگ سخت یک فرمانده می‌خواهد که این صحنه را مدیریت کند. عنوانی که رهبری جامعه از آن تحت عنوان افسران جوان یاد فرمود، خود گویای این نیاز سنجی است.

اساساً واژه‌ی فعال فرهنگی بسیار گنگ و مبهم است. آیا کسی که صبح تا شب می‌دود و تحرک دارد یک فعال فرهنگی است؟ آنکه مدام در جلسات مختلف فرهنگی شرکت می‌کند یک فعال فرهنگی است؟ آن واژه‌ای که شأن واقعی یک فرد فعال را مشخص می‌کند، واژه استراتژیست است. حال ما می‌خواهیم این مسئله را تبیین کنیم که یک استراتژیست فرهنگی چه کسی است؟

برای اینکه یک فعال فرهنگی در مسیر استراتژیست شدن گام بردارد، یک‌راه حل ساده و درعین‌حال زمان‌بر و با دقت به شرح زیر را باید طی کند:

  • گشت شناسایی و برآورد محیطی: در این مرحله درست مثل عرصه‌ی نظامی به شناسایی مواضع دشمن رفته و هندسه زمین را شناسایی می‌کنیم. به تعبیر امام جامعه که فرمودند: ببینید دشمن کیست؟ کجاست؟ مواضعش چگونه است؟ امکاناتش چگونه است؟ در این مرحله، ضمن شناسایی میدان، نحوه آرایش طرف مقابل مشخص می‌شود.
  • مشخص کردن مواضع خودی و نحوه آرایش خود در مقابل دشمن.

نکته ۱: باید به این نکته توجه کرد که ما لزوماً در فضای فرهنگی با دشمن طرف نیستیم و برآورد محیطی می‌تواند در فضای اطراف خودمان نیز انجام گیرد، اما به‌هرحال چون ویژگی دشمن نسبت به حریف، رقیب و شریک این است که فنای تمامیت وجودی ما رمز بقای اوست، شناخت دقیق و درست طرح و مواضع او مساوی با بقای ما خواهد بود. پس رفتارشناسی دشمن، می‌تواند جامع‌ترین طرح برای بقای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و … را برای ما به ارمغان بیاورد.

نکته ۲: اگر میدان را درست نشناسیم، درصورتی‌که نیروهای بسیار و تجهیزات فراوان داشته باشیم، از همین ابتدا بازنده خواهیم بود. و حتی شاید موجودیت خود را نیز به خطر بیاندازیم.

رفتارشناسی کمپانی والت دیزنی (یک پروژه صد ساله):

یکی از کمپانی‌هایی که در هالیوود بیشترین انرژی و وقت را بر موضوع زن (به طور خاص) صرف کرده است، بی‌تردید کمپانی والت دیزنی است. این کمپانی قریب به یک قرن است که تأسیس شده (سال ۱۹۲۲) و تاکنون شمار زیادی انیمیشن و فیلم با موضوع زن را روانه بازار فرهنگی جوامع مختلف کرده است.

نکته: قبل از بررسی و رفتارشناسی دیزنی باید گفت که در میان رویکردهای مختلف در جامعه سازی، کمپانی دیزنی بیشتر از رویکرد عرصه ساز (رسانه‌ای) برای شکل‌گیری باورهای مردم و در نتیجه جامعه سازی مد نظر خود استفاده کرده است. که در ادامه روش‌های آن را توضیح خواهیم داد.

در جامعه فرهنگی ما نقدهای بسیاری بر آثار این کمپانی، وارد شده است اما متأسفانه به دلیل عدم وجود نگاه کلان و استراتژیک، کسی پروسه ساخت و تولید این کمپانی را مورد ارزیابی قرار نداده است. یا به عبارتی کسی به گشت شناسایی مواضع دیزنی نرفته است. برای داشتن یک رصد استراتژیک این پدیده فرهنگ‌ساز باید چند نکته را مد نظر داشت تا بتوان به تحلیلی دقیق و در نتیجه به آرایشی دقیق رسید:

  • چرا موضوع زن؟ پاسخ به این موضوع، ما را به فهم درستی از اهمیت میدان در جنگ می‌رساند.
  • نباید نقد محتوای انیمیشن‌ها (با موضوع زن) را جدای از ساختار و سناریوی کلی دیزنی برای کل این آثار دید.
  • سال تأسیس دیزنی و سال ساخت انیمیشن‌ها
  • سال ساخت و تولید اقلام رسانه‌ای مرتبط با انیمیشن‌ها (کلیه ابزارهای عرصه ساز و گفتمان ساز پیرامون مبحث زن، اعم از کتاب داستان، شعر، انیمیشن، مستند، شهر بازی و …)
  • تیپ‌شناسی کاراکترهای دیزنی در این موضوع
  • ارتباط تیپ‌شناسی با عصرها و دوره‌های غرب‌شناسی
  • ارتباط تیپ‌شناسی با جهانی‌سازی و وسترنیزیشن (ارتباط کاراکترها با حوزه‌های فرهنگی و تمدنی مختلف)
  • کمپانی دیزنی محوریت این آثار را بر عهده داشته و گه گاهی کمپانی‌های دیگر نقش مهمی در کاراکتر سازی و تکمیل پروژه دیزنی را بر عهده داشته‌اند.

نمایی کلی از فرآیند ساخت انیمیشن با موضوع زن در کمپانی دیزنی:

( براساس سال ساخت و تیپ‌شناسی)

بعد از بررسی بندهای بالا می‌توان به یک نتیجه‌گیری کلان در مورد رفتارشناسی هالیوود و به طور خاص کمپانی دیزنی رسید:

چرا موضوع زن؟ با نگاهی به مبحث زن در غرب و اسلام، این نکته مهم به دست می‌آید که زن در تفکر یونانی (گایا) و قرآنی (حرث) یک وجه مشترک دارد و آن اینکه، حرث و زمین زراعی است. در سوره مبارکه بقره در آیات ۲۲۳ و ۲۰۵ زن به مثابه زمین ذکر شده و نکته اعجاز انگیز دیگر اینکه در آیه ۲۰۵ استراتژی یهود برای نابودی تمدن‌های دیگر بر کره ارض، هلاکت حرث و نسل معرفی شده است.

این نگاه دقیق و ریشه‌ای بسیار قابل تأمل است که چگونه یهود میدان بزرگی به نام زن را در نبرد با تمدن‌های دیگر انتخاب کرده و چگونه می‌خواهد این زمین را که منشاء همه‌ی بذرها و نسل‌هاست، نابود کند.

نگاهی به تیپ‌شناسی و ارتباط آن‌ها با یکدیگر: به طور کلی می‌توان در تیپ‌شناسی آثار دیزنی تیپ‌های زیر را مشاهده کرد:

مو بلوند، پوست سفید، چشم آبی: کاراکترهایی مثل سیندرلا، سفیدبرفی، زیبای خفته، راپونزل و چند کاراکتر دیگر نماینده تمدن غربی هستند.

سیاه‌پوست: کاراکتری که در انیمیشن پرنسس و قورباغه معرفی می‌شود نماینده تمدن سیاه‌پوستان دنیا است.

سرخپوست: کاراکتری که در انیمیشن پوکاهانتز معرفی می‌شود نماینده تمدن سرخپوستان دنیا است.

مسلمان: کاراکتر یاسمین نماینده مسلمانان در انیمیشن‌های دیزنی است و حدود ۶۰ سال پیش لوکیشن‌های بغداد و مصر (نماد تمدن اسلامی) در انیمیشن علاءالدین، نمایش داده می‌شد.

کنفوسیوسی: کاراکتر مولان نماینده تمدن بزرگ کنفوسیوسی و چینی می‌باشد.

تمدن مردگان(!): کمپانی‌های دیگر به تبعیت از دیزنی با انیمیشن‌های خود پازل دیزنی را تکمیل‌تر کردند. در این راستا برادران وارنر در سال ۲۰۰۵، عروس مرده را تولید کردند که می‌توان از آن نتیجه گرفت که آن‌ها حتی دست از سر مردگان نیز برنمی‌دارند و این نهایت کلان نگری یک استراتژیست فرهنگی است.

یا مثلاً کمپانی دریم ورکس، با انیمیشن شِرِک، نقطه عطفی را به همراه هجویه خود بر آثار دیزنی، ایجاد کرد. پرنسس فیونا نماینده‌ی یک تغییر عصری و دوره‌ای در تفکرات غربی است که همه‌ی کاراکترهای ماقبل خود را به خدمت خود درمی‌آورد تا آنجا که سفیدبرفی و سایر کاراکترهای دیزنی، برای فیونا (غول دختر)، هدیه خریده و او را به‌شدت دوست دارند. اگر قبلاً پسر حاکم با اسب سفید به سمت دختر موردعلاقه خود می‌رفت در شرک، یک غول با خر به سمت آن دختر می‌رود. و تمایلات و علایق آن دختر کاملاً تغییر کرده است تا حدی که او به یک غول تبدیل‌شده و دیگر تمایلی به انسان شدن ندارد. عصری که مد نظر شرک است اشاره‌ای ظریف به عصر پست‌مدرن و ترنس‌مدرن می‌باشد.

تمدنی فمینیستی: کاراکتر انیمیشن شجاع (مریدا) نماینده نسل دخترانی با تفکر فمینیستی و شعار آزادی زنان از قدرت مردان، او در این انیمیشن ازدواج نمی‌کند.

تمدن هم‌جنس‌گرا: اِلسا و آنا دو کاراکتر نماینده جامعه‌ی هم‌جنس‌گرایان هستند. در واقع مریدا در انیمیشن شجاع شالوده ازدواج نکردن را محکم می‌کند و بعد السا و آنا، با تغییر گرایش از مرد به زن، به زن به زن، این مسیر را ادامه می‌دهند. (به نقل از بخش خبر سایت خانه انیمیشن، طیف‌هایی از مردم آمریکا در اعتراض به این انیمیشن آن را در جهت عادی‌سازی هم‌جنس‌بازی معرفی کردند.)

نکته: باید توجه داشت که به عنوان یک استراتژیست فرهنگی، هنر شما این است که محتوای انیمیشن‌ها را صرف‌نظر از مثبت یا منفی بودنشان با ساختار و فرآیند آن‌ها بررسی کنید. چرا که در صورت نگاه محتوا محور از کلان نگری باز خواهید ماند.

به عنوان مثال در نگاهی که ما در بالا به دو انیمیشن اخیر دیزنی (در موضوع زن) داشتیم با نگاهی منفی به فمینیست و هم‌جنس‌گرایی اشاره کردیم، اما این نگاه ما را از نگاه کلان باز نخواهد داشت چرا که قرار است تأثیر این محتوا را بر ساختار سازی و جامعه سازی مطالعه کنیم. در ادامه ارتباط این انیمیشن را با پروسه جامعه سازی دیزنی، ذکر خواهیم کرد.

از کنار هم گذاشتن سال تأسیس دیزنی، سال ساخت انیمیشن‌ها و سال تولید اقلام رسانه‌ای دیگر به نکته‌ی بسیار مهمی می‌توان دست‌یافت:

انیمیشن‌سازی غایت گفتمان سازی و فرهنگ‌سازی آن‌ها نیست، بلکه گونه‌ای مهم از عرصه سازی مدنظر دیزنی بوده که در یک برنامه‌ریزی حداقل ۲۳ ساله آن را محقق کرده است.

در واقع کمپانی دیزنی، افق خود را ماکتی از جامعه‌ی رؤیایی خود قرار داده و تا رسیدن به آن مسیر صبری طاقت‌فرسا را تحمل کرده است. آن‌ها در دهه ۹۰ مولان را برای تمدن‌های شرقی و کنفوسیوسی تولید کردند و بعد در ۲۰۰۵ با حدود ۱۵ سال فاصله، دیزنی لند هنگ‌کنگ را تأسیس کردند و یا مثلاً وقتی‌که در ۲۰۱۳ یخ‌زده را با انگاره‌های هم‌جنس‌گرایی روانه بازار کردند به‌موازات آن، برای قشر هم‌جنس‌گرا جشن مخصوصی را در روز به خصوصی برای آن‌ها در دیزنی لند ترتیب دیدند.

در بررسی‌ای دیگر، متوجه نکته‌ی ظریف دیگری شدیم که بسیار اهمیت دارد و آن پاسخ به این شبهه بود که مگر غایت جامعه سازی شهربازی و سرگرمی است؟ آیا جامعه نیاز به سازوکارهای معیشتی، مدیریتی و … ندارد؟ در پاسخ به این سؤال، مستنداتی از غرب را بررسی کرده و متوجه شدیم که آن‌ها در کنار این پروسه عظیم، در دهه ۵۰ میلادی، شهری رؤیایی به عنوان مدینه فاضله غرب را افتتاح کردند به نام لاس‌وگاس، که آنجا ضمن اینکه تمامی سازوکارهای یک شهر، از جمله سکنه و زیرساخت‌های شهری را داراست، همه‌ی رویاها و اسطوره‌های دنیا را نیز در خود گرد آورده است. اما اگر بخواهیم ارتباط بین دیزنی – وگاس را فقط بررسی کنیم می‌توان به مکان‌های رفاهی وگاس مثل هتل‌ها اشاره کرد که از فضاسازی‌های دیزنی بسیار بهره برده است. مثلاً هتل علاءالدین ازجمله آن‌هاست. با اندکی تأمل باید از خود بپرسیم که این یعنی چه؟ هتلی به نام یک انیمیشن. بله این یعنی گفتمان سازی، فرهنگ‌سازی و جامعه سازی. یعنی ورود تصاویر رؤیایی پیشین در واقعیت امروز جامعه. حال «هنر یک استراتژیست» مسلمان این است که در کنار این تصاویر رؤیایی و غفلت آلود، تصاویر حقیقی خود را در یک پروسه بلندمدت همراه با صبر و حوصله به یک تصویر جهانی نه‌تنها در یک انیمیشن بلکه در یک شهر تبدیل کند.

          

همین‌جا بد نیست که به نکته‌ای پیرامون صبر اشاره‌کنیم. در حدیث نبوی صبر، به سه نوع کلی تقسیم می‌شود:

صبر بر طاعت، صبر بر معصیت و صبر بر مصیبت.

حضرت محمد(ص)-(اصول کافی- ج ۲، ص ۹۰)

حال باید این سؤال را از جبهه فرهنگی خود بپرسیم، کدام صبر است که در قرآن از همه‌ی صبرها مهم‌تر و اساساً پیر کننده تر است، صبری که همه‌ی انبیاء با آن صبر حرکت می‌کردند و مردم را به آن و کمک گرفتن از آن دعوت می‌کردند. «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ وَإِنَّهَا لَکبِیرَهٌ إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ»(بقره- ۴۵). شاید بتوان با نگاهی دقیق‌تر به آیات و روایات گونه‌ی دیگری از صبر را شناسایی کرد. این صبر همان صبری است که نوح (ع)، موسی (ع) و پیامبر (ص) را پیر می‌کند و این صبر، صبر بر جامعه سازی و حکومت سازی است و متأسفانه امروز ما باید این صبر را در عرصه‌ی فرهنگی از دشمنانمان بیاموزیم. فلذا این جملهٔ استراتژیست ها بی‌راه هم نیست که بهترین دوست تو دشمن توست چرا که نقاط ضعف و قوت تو را به تو نشان می‌دهد.

نکته: البته ما قصد بزرگ کردن دشمن خود را نداریم اما یک استراتژیست تا زمانی که این ظرافت‌ها را در تمدن سازی مشاهده نکرده و عبرت نگیرد نمی‌تواند جامعه خود را آماده تغییر کرده و بسازد.

برای نمونه پروسه‌ی حرکت دیزنی را باید با یکی از مشهورترین پروسه‌های خود در موضوع زن مقایسه کنیم تا نقاط ضعف خود را در فرهنگ‌سازی مشخص کنیم.

از دیزنی تا ستایش:

سریال ستایش ساخته‌ی آقای محمد سلطانی، از سال ۸۹ اکران خود را شروع کرده و بعد از گذشت تقریباً ۳ سال در سال ۹۳ مجدداً در فصلی دیگر ادامه پیدا کرد.

شاید بتوان ستایش را اولین سریال (با موضوع زن) در ایران دانست که در دو فصل ارائه شده است. چرا که معمولاً سریال سازی در ایران مقطعی و تک فصلی است. این سریال ماجرای دختری به نام ستایش را در دهه ۶۰ انقلاب اسلامی ایران نمایش می‌دهد که با سختی‌های بسیاری روبرو است و شخصیت او در دل این سختی‌ها و مصائب شکل می‌گیرد. به طور خلاصه می‌توان چند نکته را از مقایسه‌ی ستایش با سری آثار دیزنی دریافت کرد:

  • همان‌طور که راجع به آثار دیزنی توضیح داده شد، آن‌ها برای هر تمدنی تیپ خاصی را طراحی کردند که البته با امکانات محتوایی و سخت‌افزاری در ایران محقق نشدن این امر در سریال ستایش یک امر طبیعی است.
  • از تیپ‌های تمدنی بگذریم، اگر فقط بخواهیم خود ستایش را در یک سیر منطقی در دهه‌های انقلاب قرار دهیم می‌توان ۴ فصل سریال برای هر دهه که بر انقلاب گذشته است را در نظر گرفت. به‌عنوان‌مثال تیپ دهه پیشرفت و عدالت و…. که این مهم نیز به‌هیچ‌عنوان در روند سریال سازی این مجموعه دیده نشده است.
  • از تمام این‌ها گذشته نگاهی به قبل و بعد از این سریال می‌تواند مشخص‌کننده میزان نگاه کلان و استراتژیک عوامل فیلم باشد.

چرا این سریال قبل ندارد؟ یعنی کامیک استریپ، یعنی کتاب شعر، داستان و….

چرا این سریال هدفی برای بعد از خود ندارد؟ یعنی تیپی که ستایش را تکمیل کند، با او هم‌افزایی کند.

چرا فقط گونه‌ی سریال تلویزیونی در میان سایر اقلام رسانه‌ای برای آن دیده‌شده است. ما توقع نداریم که همین امروز یک شهربازی بعد از ستایش ساخته شود ولی حداقل با نگاه دیزنی می‌توان یک برنامه‌ریزی بیست‌ساله داشت تا به این نقطهٔ مهم در جامعه سازی دست پیدا کرد.

و چندین چرای دیگر که از حوصله‌ی این نوشته خارج است.

پس در یک جمع‌بندی کلی می‌توان سه عنصر اصلی و عبرت‌انگیز، برای هر استراتژیست را در سیر جامعه سازی دیزنی مشاهده کرد:

  • کلان‌نگری: کلان نگری عوامل دیزنی و خود شخص والتر دیزنی یهودی را می‌توان در پرداختن به حرث (زن به مثابه زمین) دید به‌جای پرداختن به موضوعاتی کوچک و خرد. و نیز دیدن همه‌ی تمدن‌ها در رابطه با این موضوع.
  • همه‌جانبه‌نگری: استراتژیست باید نگاه سیستمی داشته باشد. در آثار دیزنی بین اقلام رسانه‌ای اعم از انیمیشن، شهربازی، اسباب‌بازی و… ارتباط معنادار وجود دارد و همچنین بین تمام این اقلام رسانه‌ای با حوزه نظریه‌پردازی در وادی علم این ارتباط معنادار وجود دارد. و هر کدام جزیره‌ای جداگانه نیستند و با یکدیگر هم‌افزایی دارند.
  • آینده‌نگری: افق یک فعال فرهنگی کجاست؟ آیا افق، ساخت یک مستند، انیمیشن و… در میان سیل عظیم آثاری است که تاکنون ساخته‌شده یا اینکه نه، ماکتی از جامعه مهدوی مد نظر است همانند آنچه که دیزنی تحت عنوان دیزنی لند مد نظر داشت.

اگر که خوب دقت کنیم متوجه می‌شویم که بصیرت و صبر عمیقاً با سه عنصر ذکرشده، مرتبط است. و فقط از طریق اردوهای بصیرتی یا طرح‌های فرهنگی محدود محقق نخواهد شد.

ان‌شاءالله در شماره‌های آینده به نحوه‌ی آرایش خود در مقابل این آرایش، و نیز طرح‌های بومی خودمان خواهیم پرداخت.

«ولا یَحمِلُ هذا العَلَم إلا أهل البَصَر و الصَّبر… آگاه باشید که این پرچم را تنها اهالی بصیرت و صبر حمل می‌کنند»

امام علی (ع)- خطبه ۱۷۳ نهج‌البلاغه

نوشته آقای عبدالله غفاری



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

33 نظر

  1. یه بنده خدا

    سلام
    خیلی خوب و عالی نوشته شده بود. اجرتون با امام زمان ( عج )
    فقط یه نکته داشتم که شاید خنده دار باشه براتون 😀 اونم اینه که من نمیدونم چرا هر چی میدوئم و هر چی سعی در بالا بردن مطالعه ( چه آثار دکتر عباسی، چه آثار رهبری، چه آثار مکتوب دیگران و چه آثار دیگه مثل صوت و تصویر ) و بالا بردن سطح تفکرم دارم ( که به پیشرفت هایی هم میرسما! ) اما بازم نمیتونم برسم به پای تفکر شما و یا مثلا اون دوستتون که جوابیه ی یکی از دانشجو های یه دانشگاهی، که شبهه وارد کرده بودن رو، داده بودن.
    میخواستم بدونم میشه طی اولین فرصت، با همفکری همگی تون، یه قالب از سبک زندگی روزانه که بشه بر اساس اون، با وجود شرایط امروز ( یعنی بیشتر تاثیر منفی گذاشتن میانه ی سیستم تا تاثیر مثبت گذاشتنش ) برنامه ریزی شخصی ۳۰ ساله کرد رو ارائه بدین که به همه ی وجوهات روزانه ی انسان ( سرمایه فرهنگی، سرمایه علمی، سرمایه اجتماعی، سرمایه مادی، ورزش، تغذیه و این مسائل ) بپردازه که بتونه به راسخ شدن در مسئله ی خودش ( علم خاص، ورزش، سرمایه مادی ) برسه و یک نظم خاص تجویز شده بر اساس حق توی کار هاش باشه؟
    خیلی متشکر
    من بعدا دوباره به این صفحه میام، اگر سوالی راجع به سوالم داشتین در پاسخش بگید تا بیشتر تشریح کنم. ببخشید اگر یکم گُنگ صحبت کردم، این سر صبحی دیگه خیلی نمیکشه مخم 😀

    پاسخ
    1. حمید

      سلام
      آخ آخ آخ که به چ نکته ظریف و مهمی اشاره کردی دوست عزیز.
      یکی از مشکلات من هم همینه که چطوری باید رشد اساسی داشت.هم در بحث مطالعاتی هم در بحث زندگی روزمره.(یعنی اینکه مثلا هم از تامین معاش عقب نمونیم هم اینکه مطالعه ی کافی و اصولی داشته باشیم که به نتیجه مطلوب ختم بشه )

      پاسخ
    2. عضو افتخاری باشگاه

      چون نخ تسبیح را هنوز نیافتید این مهره‌ها؛ هرچند گرانبها، نمی‌توانند برای شما یک گردنبند قیمتی را بسازند، برای شروع، مبحث تنها مسیر استاد پناهیان را گوش کنید، تا اول تکلیفتان با خودتان روشن شود و بعد تکلیفتان با جامعه.

      پاسخ
      1. A.STUXNET

        کتابهای شهید مطهری بسیار غنی تر و بهتر است…
        صحبتهای استاد پناهیان هم عالی و غنی و خوبن ولی کتابهای شهید مطهری اولویت دارن برای خود سازی و خودشناسی و خدا شناسی و جامعه شناسی و ….!

        پاسخ
      2. یه بنده خدا

        سلام
        خیلی ممنون، من این یک ماه رفتم گوش کردم تا یه قسمت هایی از سلسله جلسات تنها مسیر رو. برام جا افتاد علم رو باید در چه راهی بیاموزم تا پاسخ مناسب بده.
        خیلی متشکرم.
        اجرتون با امام زمان ( عج )

        پاسخ
    3. A.STUXNET

      با کتابهای شهید مطهری شروع کنید…
      سیر مطالعاتی کامل آثار شهید مطهری( سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری که به ترتیب سختی و پیوستگی مطالبه رو میتونید از لینک زیر نگاه کنید)، وقتی چندتا از کتابهای این استاد و شهید بزرگوار رو بخونید کامل احساس میکنید که با یه دید عمیق به مسائل نگاه میکنید، طوری که متوجه تغییر میشید حتما.
      بعد از یه مدت صحبتهای” استاد عباسی” و استاد پناهیان خیلی خیلی خیلی عالی میشه…
      صحبتهای رهبری رو هم فراموش نکنید…
      https://www.mediafire.com/?13cc867hkx6igvb

      پاسخ
      1. عضو افتخاری باشگاه

        خیر؛ کتب شهید بزرگوار در حال حاضر نیاز جامعه را آنگونه که باید و شاید ارضا نمی‌کند به دلایل مفصلی که اینجا مکان بحث نیست، برای نظم‌دهی به فکر و اولویت چینی می‌بایست با سیر مطالعاتی استاد پناهیان شروع کرد و بعد کتب شهید مطهری را به عنوان بلوک‌های تکمیلی در این ساختار چید. نکته اختلافی ما و شما این اولیت‌هاست و نه محتوی، لذا دوستان دیگر از این بحث برداشت اختلاف عقیدتی نکنند.

        پاسخ
        1. یک بنده خدای دیگه!

          بنده اشرافی رو مباحث شهید مطهری ندارم، اما با نظر عضو افتخاری باشگاه موافقم
          مباحث پناهیان مطالبی داره بسیار عمیق تر از خودشناسی، خداشناسی، جامعه شناسی و …
          مطالبی که تجربه دوران زندگی پس از انقلاب اسلامی است، پناهیان امام و رهبری و شهید مطهری را تجربه کرده است! و مسیری که نشان می دهد، همان تنها مسیری است که دیگران هم باید به آن سمت می رفتند، که اتفاقا استاد هم قبلا موارد مشابهش اش عنوان کرده بود اما نه به تفصیل و انسجام و دقت و تیزبینی حجت الاسلام پناهیان. که دیگه بعد گوش دادن صحبت هاش، دوست دارم بهش بگم: آیت آلله پناهیان!

          پاسخ
          1. عضو افتخاری باشگاه

            تنها مسیر گفته بود اگه کسی از دبیرستان اومد بیرون و گفت دوست دارم…
            این دوست داشتنتون اشتباهه!

    4. حمید

      مشکلی که شما به آن اشاره کرده اید، تقریباً می توانیم بگوئیم که به وضعیت کلی آموزش و خلاقیت و تولید در کشور ما مربوط می شود «بازم نمی تونم برسم» مسئله همه گیر است. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که اساساً بنابر این نیست که کسی بجائی برسد. فرهنگ اقتدارگرا که روی دوم فرهنگ وابستگی از یک سو و مدد غیبی از سوی دیگر است نتیجه اش همین می شود که «بازم نمی تونم برسم». علاوه بر این خود شما به امام زمان رجوع می کنید…«احرتون با امام زمان» یعنی چی ؟ خب شما تا زمانی که از جیب خودتان خرج نمی کنید و روی خودتان حساب نمی کنید چه نیازی دارید که به جائی برسید، امام زمان هست دیگه، چه مشکلی دارید ؟ آفای دکتر حسن عباسی هم حتماً به شما یادآوری خواهد کرد که احتمالاً این نتیجۀ معصیت است ( مثل مسئلۀ بی آبی) و نخبگان (و نه من و شما و هر بقال و. چقالی) باید بروند در بیابان و نماز نمی دانم چی چی بخواند که خدا از خر شیطان پیاده شود و دست ا ز سر ما بردارد و آب در این مملکت جاری شود. اجازه دهید یک داستان برایتان تعریف کنم : یک گروه سوار در پی دریاچه ای می گشتند، روزها و هفت های متمادی تاخته بودند…از روی دریاچه عبور کرده بودن ولی چون که دریاچه یخ زده بوده آن را ندیده بودند. شناخت و آگاهی ها نیز گاهی مثل همان دریاچّۀ یخ زده است که گاهی سوارانی بی آن که بدانند و بی آن که را ببینند از روی آن عبور می کنند..

      پاسخ
  2. یک بنده خدای دیگه!

    سلام بنده خدا!

    نکته اول این هستش که شما نمی تونی همیشه دنبال دیگران بدوی یا هدفت رو این قرار بدی که به پای شاگردهای حسن عباسی برسی! خوب نوشتن دلیلی نیست بر خوب عمل کردن، به عبارت بهتر کسانی که شما دوست و در واقع آرزو داری شبیهشون بشی، آیا قطعاً در زمان ظهور پای رکاب حضرت خواهند بود؟ قصد جسارت به شاگردای استاد رو ندارم، خودمم شاگرد قدیمی اش ام، منظورم این هستش که به قول معاونت پایگاه، که دقیقاً مشکل شما را بیان کردند، تکلیفتون رو اول با خودتون مشخص کنید، بعد تصمیم به فعالیت اجتماعی بگیرید. از اون جایی که من هم ۳۰۰ جلسه پای حرف استاد بودم و هم این اواخر صوت های حجت الاسلام پناهیان رو گوش دادم، پیشنهاد می کنم که همزمان گوش بدی، سخنان رهبری رو هم بعد از این دو، چون عمق بیانات ایشون بیشتر از این دو بزرگوار هستش.
    یادتون باشه استاد همیشه گفته که کسی از زیاد استاد دیدن به جائی نرسیده! پس قبل از اینکه بخواهید به کارگیری یکسری الفاظ درشت رو یاد بگیرید اول مشخص کنید تو زندگی تکلیفتون چیه؟ سر پل صراط نمی پرسن دکترین یعنی چی؟ همین طور استراتژیست بودن شرط حضور در پای رکاب حضرت نیست. شاید اگر تکلیفتون رو با خودتون مشخص کردید به این نتیجه برسید که نباید استراتژیست بشید!!!! مهم همون تکلیف مشخص کردنه است! مگرنه دادن جوابی مملو از اصلاحات غامض و پیچیده به فلان فرد که ملاک برتر بودن سبک زندگی نیست! از کجا معلوم کسی که داره با کشاورزی به تولید کشور خدمت می کنه پیش خدا از خیلی از ماها که ادعای شاگردی حسن عباسی رو داریم، سربلند تر نباشه؟
    پس شما اول تکلیفت رو معلوم کن! می خوای عمرت رو بزاری سر یادگرفتن یکسری لفظ با کلاس؟ می خوای بندگی خدا رو بکنی؟ می خوای چی کار کنی؟
    می خوای آدم نشونت بدم ۵۰۰ جلسه سر کلاس استاد بوده اما هنوز تکلیفش با خودش معلوم نیست! هنوز میاد و میره بدون اینکه بدونه کجا داره میره!!!!

    من زیاد اینورا سر نمی زنم، برای همین اگر جواب بدی، بعیده که مطلع بشم.

    پاسخ
  3. شمس

    سلام
    مطلب خوبی بود. فقط یک اشتباه بد داشت.
    در آیه ی وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ وَإِنَّهَا لَکبِیرَهٌ إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ، آن چیزی که بر خاشعین، لکبیره است، صبر نیست، بلکه صلات است (ها در إنها، به صلات می خورد و نه صبر) و اگر نگاهی به حدیث معرفت نورانیت حضرت امیر (ع) بیندازید، روشن می شود که منظور تاویلی از صبر، رسالت و نبوت حضرت رسول (ص) است و از صلات، ولایت حضرت امیر (ع).
    التماس دعا

    پاسخ
    1. فؤاد

      فواد: سلام ممنون از دقت نظر شما شمس عزیز! من اصلا قصد نداشتم بگم صبر به کدومشون بر می گرده فقط خواستم آیه رو کامل نوشته باشم تا دوستان دقیق تر بخونن . اما راجع به حدیثی که فرمودید و اینکه صبر به رسالت و نبوت حضرت رسول (ص) بر می گرده . سوال من هم اینه که چطور این صبر نشون داده می شه به صورت فردی نه ! بلکه باید ولایت و رسالت رو یاری کرد تا بنونن دین رو در تمام شئون حکومت و جامعه پیاده کنن و اینه که اساسا همراهی و نصرت ولی الله رو سخت می کنه وگرنه در حوزه فردی که ان شاء الله ه همه کارشون درسته .پس فعلا بحث بر سر مقیاس صبر هست . به هر حال ممنون از دقت شما . ضمنا تفسیر البرهان هم برای فهم صبر ذیل این آیه شریفه کمک می کنه .

      پاسخ
  4. علی

    مطلب خیلی خوبی بود
    واقعا جای شکر داره که بچه های اندیشکده دارن رشد میکنن
    ولی احساس کردم مقاله انسجام کافی رو نداره
    قدری مطالب پراکندست
    ممنون

    پاسخ
  5. h1va

    بچه ها من اول با گوش دادن سخنرانی های دکتر شریعتی و در ادامه دکتر رائفی پور مسیر زندگیم عوض شد.بعد از گرفتن کارشناسی تو رشته عمران و بعد هم علاقه زیاد به موسیقی و کاراتلیه ای از عکس تا فیلم عروسی و در ادامه هم فوت بابام یه آدمه دیگه شدم .دیگه خودم از این که حتی یه ذره موهام بیرون بمونه خودم چندشم می شه .ولی بچه ها دوران سختی رو دارم می گذرونم چون یه جورایی سردر گم شدم .دیگه هیچی ارضام نمی کنه.دوس دارم بدرد امام زمانم بخورم ولی نمی دونم چطوری دعام کنین

    پاسخ
    1. A.STUXNET

      باسلام
      تجربه ای که دارم رو بهتون میگم امیدوارم مفید باشه…
      خیلیا بدشون میاد و قبول نمیکنن ولی امتحانش ضرر هیچ ضرری نداره (دوماه امتحان کنید خواهشا)
      موسیقی(چه حلال و چه حرام، و دارای هر نوع مضمونی) گوش نکنید… حتی مداحی هم خیلی کم گوش کنید(البته اکثر مداحیهای الان شده مثل ترانه!! )، روضه گاهی، وصوت قرآن همیشه باشه خیلی عالین و تاثیر خوبی دارن
      ترک موسیقی سخته ولی کم کم بذاریدش کنار بعدا راحت میشه…
      من خودم وقتی مداحی شور و موسیقی(سامی یوسف البته) زیاد گوش میدم خیلی سست و بیحال میشم (دیگه گذاشتم کنار)، دوستانم رو هم زیاد دیدم که کارشون گوش دادن انواع موسیقی خواننده هاست و آدمای بی اراده و سستین…
      موسیقی علی الخصوص موسیقی های غربی(پاپ و…) چه داخلی و چه خارجیش چون تبع سرد دارن باعث سستی توی آدم میشن.
      رعایت کنید، ان شاءالله از سردرگمی و… بیرون میاید
      برای خدمت به امام زمان عج ، هم امام خامنه ای زمینه رو مشخص کردن که یکیش رو میگم:
      برید دنبال علم سودمند (مثلا طرف میره آبیاری جلبک های دریایی میخونه! که به هیچ دردی نمیخوره!)، برای سربلندی اسلام و ایران اسلامی کسب علم کنید، این زمینه یعنی علم، وقتی برای خدا باشه میشه جهاد، مرگ در این مسیر هم میشود شهادت. خدمت از این بهتر؟!
      فایل صوتی در لینک زیر که از زبان امام خامنه ای درمورد علم هست روهم حتما حتما گوش کنید بسیار زیبا و تاثیر گذاره…
      http://www.mobarezclip.com/?p=8476
      متدینین، مقامات علمی و دانشگاهی بالا رو کسب کنن و به اسلام خدمت کنن بهتره یا کسانی که هیچ اعتقادی به دین و خدا و ائمه ندارن؟! مثل بعضی از استاتید دانشگاه تهران و شریف و … که بیشتر در لباس دین، ضد دینی عمل میکنن و افرادی ضد دین نیز تربیت میکنن.
      موفق و پیروز باشید در پناه امام زمان .عج.

      پاسخ
  6. رضا

    دوست عزیز غایت خلقت کمال استجلا است این علوم که ما پیگیری میکنیم حتی اگر عرفان و توحید هم باشند ممکنه مصداق حجاب اکبر بشن خود امام خمینی که اصطلاحات فلسفی عرفانی رو از از ماها بهتر می دونست و خودش اونا رو شهود کرده بود ببینید توی نامه به عروسش چی میگه درموردشون.تزکیه مقدم بر علمه
    حتما کتاب جهاداکبر امام رو بخونید

    پاسخ
    1. حمید

      «تزکیه مقدم بر علمه» مثل رابطۀ دست کثیف و صابون است. صابون حاصل شناخت و تجربۀ و کار انسان است که به نیازی مثل نیاز به تمیز بودن دست پاسخ می گوید. ببینید دوست من، اساساً تمام اموری که به انسان و جوامع انسانی مرتبط می باشد یک تودۀ در هم پیچیده است و اولویت قائل شدن برای این و آن نیز احتمالاً بیشتر یک کار سیاسی و کار شهرداری چی ها و امثال اینها است که برای آسفالت خیابان و درخت تصمیم می گیرند و سرانجام درخت را قربانی آسفالت می کنند تا بهروز خان با پورش آخرین مدلش جولان بدهد چون که «غایت خلقت کمال استجلا» برای همین بوده و نازل شده که بهروز خان با پورش جولان بدهد. علاوه بر این حجاب اکبر و اصغر برمی گردد به آن روزهائی که سر ۴۰۰۰۰ از نیاکان ما ایرانی ها را در استخر بریدند و به مادران و دختران ایرانی تجاوز کردند تا اینجا که شما یادآوری کرده اید که «غایت خلقت کمال استجلا» با این تفاوت که امروز غایت خلقت کمال استجلا تا ۸۰۰۰۰۰۰۰ سر را هدف گرفته است و ۱۴۰۰ سال حجاب اصغر و اکبر مانع از این شد که تمدن در این کشور رشد کند که ایرانی ها را اینطوری تهدید نکنند. حالا شما بروید تزکیه کنید شاید ب ۲ ها راهشان را گم کنند و بمبهایشان را غلاف کنند.اگر هم بمب هایشان را غلاف نکردند، چه باک، حتماًٌ معصیت کار بودیم و آمریکائی ها حقمان را کف دستمان گذاشتند. تزکیه مقئم بر علمه همین است که آن داستان تجاوز اسلام به زنان ایرانی حالا به شکل خرید و فروش زنان ایرانی در کشورهای عربی ساحل خلیج فارس ادامه دارد….

      پاسخ
  7. سارا

    مهمترین ایده غربی یعنی ایمان نداشتن به آخرت و ادامه حیات بعد از مرگ باعث ایجاد والت دیزنی و تمدن سازی فانتزی آنها در روی کره زمین شده است یعنی وقتی زندگی اینجا تمام می شود پس هر کاری که دلشان بخواهد به هر شکلی یعنی اصالت لذت هدونیزم را به نمایش می گذارند و چون کافر خیلی از ساحت های وجود انسان را نمی تواند ببیند لذا به این شکل می سازد.

    پاسخ
    1. حمید

      این نظریۀ شما کاملا اشتباه است، بخش عظیمی از تولیدات هالیوود با جهان پس از مرگ و جن و جن گیری و داستان های مذهبی و حتی داستان های مذهبی تغییر شکل یافته و باورهای مذهبی گره خورده است. حتی نظام سرمایه داری پروتستانتیسم بر اساس منع لذت بنا شده…که البته امروز تغییر کرده است. موضوع اصالت لذت…البته شما به نمایش اصالت لذت اشاره کرده اید که با خود اصالت لذت و سرنوشت لذت متفاوت است. ولی من از شما می پرسم آیا لذت بردن از یک میوه تازه و خوشمزه بد است؟ داشتن آزادی مثلاٌ آزادی محل زندگی و داشتن خانه بد است؟ …ولی مسئله و مشکلی که وجود دارد دسترسی به این لذت ها است که در واقع برای همه وجود ندارد، نه در غرب و نه در شرق. اینجاست که خداباوران روی دست (به قول شما) هدونیست ها می زنند ( که اینها نیز الزاماً خدا نابور نیستند) و بهشت را به فقرا نوید می دهند.یعنی بالاترین لذت ها. پس لذت بد نیست.

      پاسخ
  8. انديشه جو

    باسلام مقاله روکامل وبادقت خوندم خیلی خوب ومفیدبود. فاصله سطح فکری شاگردهاى استادبادىگران فاصله نورى است.

    پاسخ
  9. حمید

    البته این مقاله به محتوای آثار هنری و صنعتی سینمائی پرداخته که بی گمان حائز اهمیت است و روشن است قدرت های جاکم برای پیشبرد اهدافشان ایدئولوژی خودشان را از طریق روبناها در سطح توده ها گسترش می دهند. ولی از دیدگاه من به عنوان مبارزه در زمینه فرهنگ و هنر (چون که من آدم بی طرفی نیستم)، استراتژیست باید به وضعیت آموزش به طور کلی و آموز ش هنر به طور اخص و از سوی دیگر در سطح توده ها و خاصه مدارس توجه نشان دهد. یعنی باید به وضعیت عدالت اجتماعی در این زمینه ها توجه نشان دهد. علاوه بر این باید به وضعیت نقد و کارکرد نقد در سطح اجتماعی بپردازد. مسئله این نیز هست که ما از چه چیزی دفاع می کنیم، استراتژی برای حفظ چی ؟ خب یک عده نخبه گرا یا نابغه گرا هستند، و تمام فرهنگ و هنر یک کشور را به چهار تا هنرمند و تصمیم گیرنده تقلیل می دهند. که همین بینش از دیدگاه من نام اصلی اش تروریسم فرهنگی است…به عنوان مثال در حال حاضر سینما (با هر محتوائی که داشته باشد) یکی از مراکز تروریسم فرهنگی و هنری است، چون که امکانات آن تنها منحصر به یک گروه محدود می باشد، استراتژیست باید از خودش بپرسد چند تا شاگر مدرسه به دوربین فیلمبرداری دسترسی داشته اند؟ چند تا شاگرد مدرسه ای به معلم هنری و معلم فیلمسازی در حد ابتدائی دسترسی داشته اند…

    پاسخ
  10. فؤاد

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما حمید عزیز!
    تمام تلاش حقیر از ارائه این مقاله نه تعریف از هالیوود و نه نقد و یا نکات منفی محتوای آثار هالیوود بود. بلکه سعی بنده بر اینه که همان کلان نگری که از ویژگی های اصلی یک استراتژیست است را به دوستان خودم بدم و در اینجا بیشتر به ساختار و نحوه ی آرایش هالیوود، تناسب آثار آن با ویژگی های تمدنی و دوره ای غرب و جهان اشاره کردیم پس تحلیل استراتژیک، تحلیلی ساختاری است که فکر کنم از مقایسه ی با ستایش هم این نکته بدست بیاد.
    ان شاء الله در شماره های بعدی برای دوستان دیدگاه رهبری و نسبت نگاه دشمن با این دیدگاه را معرفی می کنیم و نهایتا هدف ما ارائه یک ساختار جامع برای گفتمان(عرصه) سازی مبتنی بر کلان نگریست نه صر فا نقد هالیوود . سیستمی که ما طراحی کردیم ۸ گام داره که از یک منطق ۴ وجهی تبعیت می کنه این سیستم شکاف عظیمی رو که بین حوزه نظرگرایی و عمل گرایی وجود داره رو پر می کنه . که انشاءالله به همه شما دوستان عزیزم تقدیم می کنم . ممنون از نقدهای سازنده و دلسوزانه شما. یاعلی (غفاری- نویسنده مقاله)

    پاسخ
    1. حمید

      فؤاد گرامی با تشکر از توضیحات شما
      اجازه دهید این نکته را یادآور شوم که کلان نگری شما صرفاً روی وجه بازنمائی تکیه داشته است (اگر اشتباهی در این مورد مرتکب نشده باشم) و من تنها می خواستم توجه شما را برای همان هدفی که شما پی گیری می کنید روی ابزارکارهائی که این بازنمائی را ممکن ساخته و علاوه بر این توجه شما را به موضوع اهمیت آموزش و آزادی دسترسی به ابزارها و وضعیت خلاقیت در سطح عمومی جلب کنم. و باید اضافه کنم که از دیدگاه من کلان نگری نباید موجب حذف جزء نگری شود، حدس می زنم که این اصطلاح « کلان نگری » جذابیت خاصی برای شما دارد. ضرب المثل فرانسوی هست که می گوید «شیطان در جزئیات نهفته است». داستان رابطۀ قطره و دریاست.گاهی قطره می تواند دریا را تعریف کند.در هر صورت یکی دیگری را نفی نمی کند. علاوه بر این کلان نگری ما باید هدفمند باشد. برای چی ؟ البته من خیلی مشتاق آشنائی با دیدگاه رهبر گرانقدر هستم و به همین گونه دیدگاه ایشان در مورد منابع طبیعی کشور و تعداد کارگرانی که در معادن ایران می میرند.

      پاسخ
  11. رضا

    حمید عزیز از مطالبتون متشکرم
    ولی نکته اساسی که از آن غفلت کردید این است که اگر انسان تزکیه نکند قادر به اصلااح جهان و ایستادن در مقابل استکبار نیست.بله ممکن است عده ای با تفکرات صوفیانه به بهانه ی خود سازی از اجتماع بیرون بمانند اما ما اعتقاد داریم که بخشی از هویت ما در جامعه ماست و تزکیه نفس صرفا خلاصه در ریاضات شاقه نمیشود و مگر نفرمود خدا حال هیچ قومی را دگرگون نمیکند مگر اینکه آنها در خود تغییر ایجاد کنند. این تغییر سیر های آفاقی و انفسی است. اما در مورد تقدم تزکیه بر کسب علم همین کافیست که فرمود یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمت .
    علم ۵۰درصد کار است اگر بر نفس زکی وارد نگردد مصداق العلم هو حجاب الاکبر میشود و به قول استاد شمشیری در کف زنگی مست اما اگر تزکیه صورت بگیرد علم مصداق نوری است که یقذفه الله فی قلب من یشاء البته تقدم و تاخر این دو بر هم کار قوه ی وهم انسان است و الا همچین مسائلی وجود ندارد.این مسائل را با نگاه پوزیتیویستی نبینید.
    اما در مورد بحث هدف خلقت که فرمودید که به نام همچون مسائلی ما را استعمار و استثمار کردند باید توجه کنید که علت ذات آن مطلب نیست بلکه ترویج قراعت صوفیانه از آن است.تمدن بزرگ اسلامی یک وسیله است برای اینکه انسان ها به مقام خلیفه بودن الهی برسند که آن هم جز مقامی که انسان در آن با حد اکثر ظرفیتش آینه الهی میشود چیزی نیست.
    توجه داشته باشید که امام خمینی قبل از اینکه پایه ایجاد این تمدن را بگزارد به دنبال سر نماز بود و این تزکیه بود که باعث شد جلوی ۲۵۰۰ سال تسلسل شاهان بایستد و در نهایت بگوید که والله قسم تا کنون نترسیدم.این تزکیه رزمندگان اسلام بود که باعث حفظ شدن سنگر های تمدن اسلامی شد والا آنها نه اسفار اربعه میدانستند و نه شفای بوعلی و نه فتوحات محی الدین و نه مرکانتیلیزم اقتصادی و نه لیبرالیزم سیاسی ونه پلورالیزم ففلسفی و قس علی هذا.البته علمی که بر قلب خاضع وارد شود خود باعث استمرار مسیر و پیشرفت های بزرگ است.
    موفق باشید

    پاسخ
  12. میثم

    با سلام و عرض خسته نباشید خدمت نویسنده و سایر دوستان و دست اندرکاران سایت.
    راستش من یک گلایه داشتم از دوستانی که تا کسی حرف جدیدی میزنه میگن:” شما برین فلان کتاب یا فلان سخنرانی رو از فلان بزرگ گوش بدین.”
    اولا : دوستان این سایت و این مقالات سطح علمی دارند اگر میتوانید نقدی بر مقالات داشته باشید بسم الله وگر نه بقول قرآن در مسائلی که علمی ندارید سکوت.
    دوما: اگر تنها مسیر استاد پناهیان را سرلوحه قرار بدهیم باید ولایت کسانی را که از ما افضل تر هستند بپذیریم تا داخل در سلسله ولایت الله شویم. همچنین این نوع صحبت کردن که: “شما بروید تکلیف خودتون را با خودتون معلوم کنید…” در کجای صحبتهای استاد پناهیان بوده؟ و در کل تنها مسیر را ابتدا درون خود پیاده کنید بعد برای دیگران نسخه بپیچید
    سوما: اگر صحبتی از دهان بزرگان خارج میشود مطلق نیست و ما بعد از شنیدن دقیق بحث باید آن را با شاخص ثقلین بسنجیم. برای این کار بایست آزادی اندیشه داشت. (البته تنها مسیر استاد بحق با این شاخص قبول میشود)
    در کل دوستان بنده بعنوان کوچکترین عضو امت حزب الله خواهش میکنم برای رسیدن به حکومت مهدوی فقط و فقط ریاقرآن و اهل بیت سایر موارد و شخصیتها با این شاخص تعریف میشوند .
    والسلام.

    پاسخ
  13. رضا از شیراز

    مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم

    دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم.

    خدایا به حق خوبانت به این جوونا سلامتی تن و روح عطا کن و برادر عزیزم بسیجی با بصیرت جناب آقای دکتر عباسی را در ظل توجهات آقا امام زمان (عج) قرار بده. آمین یا رب العالمین.

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *