وضعیت کردستان در منطقه | باشگاه استراتژیست‌های جوان

وضعیت کردستان در منطقه

وضعیت کردستان در منطقه

نگاه‌های عمومی به کردها به عنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار منطقه‌ای در حدفاصل مرزهای غربی ایران تا مدیترانه عموماً نگاهی است با پیش‌فرض‌های ناصحیح. یکی از این پیش‌فرض‌ها یکپارچه دانستن تفکرات بنیادین این قوم در چهار کشور مختلف ایران، عراق، سوریه و ترکیه است. برخلاف آنچه عموم مردم متصور هستند، این قوم در چهار کشور میزبان از هیچ مانیفست یا تفکر بنیادین واحد و حتی زبان و ادبیات واحد تبعیت نمی‌کنند و تبعاً از جهان‌بینی، اهداف و راهبرد واحدی هم برخوردار نیستند.

کردهای ایران عموماً خود را قومی از اقوام ایرانی تحت تابعیت کشور واحد ایران می‌دانند، کردهای ترکیه تا حدودی به سمت جدایی‌طلبی گرایش دارند اما این گرایش به طور حداکثری در میان تمام کردهای ترکیه هوادار ندارد، کردهای سوریه شباهت زیادی به کردهای ترکیه دارند که با توجه به شرایط به وجود آمده کنونی در صدد جدایی از سوریه هستند و نهایتاً کردهای عراق با توجه به حاکم بودن اعراب بر این کشور و عدم توجه به این قوم در دوران گذشته، به طور تاریخی گرایش بیشتری در جهت جدایی از کشور متبوع خود نسبت به کردهای سوریه و ترکیه داشته‌اند.

نوع چینش کردها در این سه کشور نیز بسیار جالب توجه است.

این قوم در سوریه استان حسکه، قسمت‌های شمالی استان رقه، قسمت شمال شرق استان حلب و قسمت شمال غرب این استان یعنی حدفاصل منطقه اعزاز تا منطقه عفرین را در اختیار دارند. در عراق استان‌های سلیمانیه، اربیل و دهوک و قسمت‌های غربی و شمالی استان‌های دیاله، صلاح‌الدین، کرکوک و نینوا تحت کنترل کردهای عراق می‌باشد. در ترکیه نیز بخش قابل‌توجهی از قسمت‌های شرق و جنوب شرق این کشور موسوم به ناحیه آناتولی شرقی و ناحیه آناتولی جنوب شرق به طور سنتی خاستگاه کردهای ترکیه بوده است. این سه منطقه دارای مرزهای گسترده مشترک می‌باشند که وجود بحران نظامی در دو کشور عراق و سوریه موجب تصمیم نیروهای نظامی کرد سوری و عراقی برای اتصال این دو منطقه به هم شده است. در صورت وقوع این رخداد منطقه‌ای حدوداً ۹۰ هزار کیلومتری از خاک عراق به منطقه‌ای تقریباً ۲۰ هزار کیلومتری از خاک سوریه متصل و حکومتی مستقل با بالغ بر ۱۱۰ هزار کیلومترمربع مساحت اراضی و جمعیتی حدوداً ۱۰ میلیون نفر را شکل خواهند داد که حتی قادر خواهد بود با تحمیل فشار حداکثری بر ترکیه، کردهای ترکیه را نیز در جهت جدایی قسمتی از خاک این کشور یاری رساند.

 در این میان بازیگر دیگر منطقه‌ای یعنی رژیم جعلی اسرائیل بیشترین تلاش را در جهت بهره‌گیری از این پتانسیل بالقوه کردها صورت داده است.

راهکار این رژیم در جهت مقابله با ایران، بر هم زدن نظام کنونی حاکم بر منطقه است و این نظام نیز تنها با تغییر مرزها دچار فروپاشی خواهد شد.

اسرائیل دو راهکار مهم را در این رابطه در دستور کار دارد : الف – تغییر نوع حاکمیت کشورهای منطقه از حاکمیت سیاسی به حاکمیت قومی و مذهبی. ب – ایجاد پایگاهی هم‌مرز با ایران، مستقل از بازیگران کنونی منطقه و تحت استیلای رژیم اسرائیل. در این رابطه اسرائیل تنها امید خود را در قوم کرد در کشورهای سوریه، عراق و ترکیه می‌بیند.

 در باب طرح اول، در علم سیاست تئوری‌ای وجود دارد با نام تئوری آشوب سازنده که معتقد است کشورها زمانی به نزاع پایان می‌دهند که مرزهایشان نه بر اساس توافقات دیپلماتیک، بلکه بر اساس تفاوت‌های قومی و مذهبی شکل گرفته باشد. این همان طرحی ست که رژیم اسرائیل در قبال کردها در سوریه و عراق پیش‌گرفته، یعنی ایجاد آشوب و تغییر مرزهای کنونی به مرزهای قومی و مذهبی.

 اما در مورد طرح دوم، همان‌طور که در ابتدای مبحث عنوان شد در صورت عقب‌نشینی ترکیه از حدفاصل جرابلس تا شمال اعزاز در قسمت شمالی استان حلب سوریه، منطقه‌ای به طول بیش از هفت‌صد کیلومتر در اختیار کردهای جدایی‌طلب سوریه قرار خواهد گرفت که با احتساب مرزهای شمالی عراق با ترکیه که در اختیار کردهای عراق می‌باشد به حدوداً هزار کیلومتر نیز خواهد رسید.

در این شرایط کردهای عراق و سوریه، بر منطقه‌ای فوق استراتژیک در حدفاصل مرزهای غربی ایران تا دریای مدیترانه مستولی خواهند شد!

با در نظر داشتن این قضیه می‌توان علت تلاش رژیم اسرائیل در جهت جدایی این قوم از کشورهای سوریه و عراق و سرمایه‌گذاری سیاسی، اقتصادی و نظامی تل‌آویو در میان کردهای سوری و عراقی را بهتر دریافت.

در صورت وقوع این رخداد، در واقع عملاً فاصله رژیم اسرائیل با خاک ایران به حدود چهارصد کیلومتر دریایی یعنی حدفاصل بندر حیفا تا مرز شمال غرب سوریه با ترکیه خواهد رسید! این معکوس همان طرحی‌ست که جمهوری اسلامی به واسطه حزب الله لبنان در جهت مقابله با رژیم اسرائیل طراحی کرده است.

اما راهکار جمهوری اسلامی ایران چه می‌تواند باشد؟

طبیعتاً ترکیه در این ماجرا نقش بسزایی دارد زیرا تمام منطقه یاد شده دارای مرز مشترک با این کشور است و ایران نیز به‌واسطه وجود منافع همسو با ترکیه در این راستا، می‌تواند با بهره‌گیری صحیح از شاخصه‌های دیپلماتیک و نظامی حداکثر استفاده را از پتانسیل ترکیه در جهت جلوگیری از تجزیه خاک کشورهای سوریه و عراق ببرد.

نیروهای نظامی دولتی سوریه نیز نقش برجسته‌ای در این معادله دارند. آن‌ها می‌توانند با در اختیار گرفتن قسمت‌هایی از مناطق شمالی استان رقه و شمال شرق استان حلب از ایجاد کریدور کردها در شمال سوریه جلوگیری کرده و به نوعی عنان بازی را در دست نیروهای همسو با ایران نگه دارند.

اما مهم‌ترین راهکار، بستن مرز استان نینوای عراق و خاک سوریه می‌باشد. استان نینوا با دو استان دیرالزور و حسکه در خاک سوریه هم‌مرز است، استان دیرالزور پایگاه متزلزل داعش می‌باشد و استان حسکه نیز به نوعی مرکزیت کردهای سوریه را بر عهده دارد. کنترل این مرز حدوداً سیصد کیلومتری کلید عدم اتصال کردهای عراق و کردهای سوریه است که هم اکنون نیروهای الحشد الشعبی وظیفه آن را بر عهده دارند.



درباره نویسنده

عضو هیئت‌علمی اندیشکده روابط بین‌الملل

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *