هنر اقتدار آفرین | باشگاه استراتژیست‌های جوان

هنر اقتدار آفرین

هنر اقتدار آفرین

ابتدا درآمدی بر اقتدار و قدرت را بیان می کنیم و سپس به موضوع هنر اقتدار آفرین می پردازیم . شاید در ریشه شناسی دو کلمه ی قدرت و اقتدار به یک نتیجه ی یکسان برسیم اما تفاوت قابل ملاحظه ای در معنی و مفهوم این دو کلمه یافت می شود . به زبان ساده تر قدرت یعنی توانایی تحمیل اراده ی خود بر دیگری و تسلط بر دیگری اما اقتدار یعنی شکوه و عظمت فرد مقتدر که توانایی تحمیل اراده ی خود بر دیگری را دارد اما در استفاده ی از قدرت دارای قید و بند است و چهارچوب خاص خود را دارد .مثال بارز ملت قدرت گرا را می توان ایالات متحده دانست و مثال بارز ملت اقتدار گرا را جمهوری اسلامی دانست . که اقتدار ایران اسلامی باعث می شود حتی ملت های قدرت گرا نیز به خود اجازه ی تعدی و تسلط بر این کشور را ندهند. آنچه گفته شد معنی اقتدار را روشن نمود و نکته ی دیگر اینکه اقتدار ملت ها تنها در قدرت نظامی آنها محدود نمی شود و دامنه ی وسیعی اعم از علم ، کشاورزی ، صنعت ، سیاست ، هنر ، تجارت و … را در بر می گیرد.

در این میان هنر اقتدار آفرین پدیده ایست که اقتدار یک ملت را در ارشاد افراد جامعه به نمایش می گذارد. بدین صورت که هنر می تواند سازوکاری رقم بزند که علاوه بر انجام رسالت هنری خود و ایفای نقش رسانه ، بتواند از راهکار ها و چهارچوبی استفاده کند که در راستای رفع نا هنجاری های اجتماعی و پیشبزد ارزش های جامعه کمک به رشد و تعالی جامعه کند . نه اینکه هنر خود در مسائل اجتماعی باعث ایجاد مسئله و نا هنجاری باشد و خود عاملی ضد فرهنگ و تنش زا برای جامعه باشد . پس هنری اقتدار آفرین است که ارشاد و رشد جامعه را طلب کند و بتواند عزتمندی جامعه را به تصویر بکشد. اساسا وظیفه ی هنر انتقال حس است . به این صورت که آرمان ها و تفکرات انسان به صورت ذهنیت در می آید و برای نشان دادن این آرمان ها از هنر استفاده می شود و به شکل های مختلف هنرمند این حس را به مخاطب می رساند. این رسالتِ هنر است . حال این حس می تواند عشق باشد یا نفرت ، خشم باشد یا شکیبایی ، غیرت باشد یا بی بند و باری ، حیا باشد یا بی حیایی ، ایثار باشد یا خود شیفتگی و خودستایی و ….  پس هنر ابزار رساندن پیام است . اما این پیام چه باشد نوع هنر را تعیین می کند که آیا این هنر اقتدار آفرین است یا اقتدار زدا.

اکنون که با پارامتر های هنر اقتدار آفرین آشنا شدیم برای درک بهتر چند مثال از هنر اقتدار آفرین و اقتدار زدا را ارائه می دهیم و دیدگاه هنرمندان تمدن غرب و تمدن ایران را بررسی می کنیم. در هنر اقتدار آفرین هنرمند سعی دارد که رشادت ها و حماسه آفرینی های مردم سرزمینش را به تصویر بکشد و پیام اقتدار و شکوه را به مخاطب داخلی و خارجی سرزمین خود برساند. تمدن غرب نمونه ای از تمدنی است که هنر اقتدار آفرین را خوب شناخته و از آن استفاده کرده است. سینمای هالیوود بارها به دوران یونان باستان برگشته و قهرمانان و اسطوره های یونان را در قالب سینمای مدرن به بشر امروزی شناسانده است و با این کار یک نوع برتر و رجحان نسبت به سایر ملت ها برای خود دست و پا کرده است . (البته تنها در زمینه ی داستان و فیلم)

۱-   فیلم تروی :

۳۶۵۷ (۱)برای نمونه در فیلم تروی (troy) نبردی میان یونان باستان و تروا (شرق ترکیه امروزی) صورت می گیرد که ریشه ی این ماجرا بر میگردد به کتاب ایلیاد و ادیسه ی هومر که خود به نوعی تاریخ تمدن غرب است. و ماجرا از این قرار است که در یونان باستان اگاممنون حکومت می کرد  و برادرش منلاس همسری داشت به نام هلن . هکتور و پاریس از تروا به یونان آمدند و هلن با پاریس فرار کرد.(شکل گیری عشق مثلثی) این اتفاق یونانیان را بر آشفته می کند و برای باز پس گیری هلن جنگ بزرگی میان تروا و یونان صورت می گیرد که در آن آشیل اسطوره ی یونانیان نیز شرکت می کند این جنگ به درازا کشیده می شود و یونان وانمود می کنند که توان ادامه ی جنگ را ندارند و اسب غول پیکر تروا را پشت در وازه های قلعه ی تروا می سازند و به تروا تقدیم می کنند . این پیشکش یک ترفند است و پس از اینکه اسب به داخل قلعه منتقل می شود سربازان یونانی از داخل شکم اسب ساختگی بیرون می آیند و دروازه های قلعه را به روی سربازان یونان باز می کنند . دراین داستان با اینکه یونانیان پیروز می شوند ، آشیل پهلوان یونان کشته می شود . واضح است که در این رمان و فیلم سنمایی هلن نماد سرزمین و اعتقادات یونان است که برای بازپسگیری آن مردم یونان حماسه ی تروا را رقم زدند و حتی آشیل ، قهرمان داستان نیز در راه حفظ سرزمین کشته می شود . این داستان و فیلم پیام اقتدار و حماسه آفرینی مردم یونان را به جهان می دهد در واقع در هنر اقتدار آفرینِ هنرمند به زیباترین شکل ممکن نقاط قوت اثر را به مخاطب می رساند .

۲-   فیلم کلئوپاترا :

۳۶۵۷ (۲)نمونه ی دیگری که تولید تمدن غرب است فیلم کلروپاترا نام دارد که در آن سه شخصیت ِامپراطوری روم ژولیو سزار، کراسوس و  به ترتیب به مناطق مصر ، ایران حمله می کنند که در این میان ژولیوس سزار موفق می شود فرانسه و مصر را اشغال کند ولی کراسوس موفق به فتح ایران نمی شود. در فیلم کلروپاترا به ماجرای فتح مصر پرداخته شده است که پس از ورود سزار به مصر و برکنار کردن حاکم آن ، کلئوپاترا خواهر حاکم مصر به سزار ابراز علاقه می کند و با او ازدواج می کند و از او پسری به دنیا می آورد . در ین فیلم کلئوپاترا جانشین برادرش می شود (به نوعی استعمار نو و حاکمیت دست نشانده) سالها بعد آنتونیوس به مصر می رود و کلئو پاترا با او نیز ازدواج می کند و فرزندی به دنیا می آورد. اتفاقاتی که در این فیلم می افتد این پیام را به مخاطب مصری می دهد که در مقابل تمدن غرب باید آغوش باز کرد و با تکیه بر نقش کلئوپاترا (نماد سرزمین و عقیده) سعی میشود که القای تسلیم شوندگی به جامعه ی مصر صورت بگیرد.

۳ فیلم الکساندر :

الکساندر یا همان اسکندر مقدونی در عصر سلوکیان به حمله به ایران با دختر پادشاه ایران رکسانه ازدواج می کند . در این فیلم نیز همانند فیلم کلئوپاترا شاهد علاقه مندی رکسانه دختر ایرانی به اسکندر هستیم . و پیام این فیلم نیز بسیار شبیه به فیلم کلئوپاترا است. البته دو رمان زیر نیز در همین راستا نوشته شده است که در هردوی انها غیرت و عفت ِ مرد و زن ایرانی به چالش کشیده شده است . که بسی جای تاسف دارد که همچین آثار اقتدار زدایی اجازه ی چاپ و نشر پیدا می کنند.

۳۶۵۷ (۳)
۳۶۵۷ (۴)۳۶۵۷ (۵)

بنابراین اگر در جامعه ای حیا به چالش کشیده شد ، اقتدار جامعه به چالش کشیده شده است .پس در جامعه ای که عفت زن و غیرت مرد به چالش کشیده  شد ، کرامت و عزت انسانی و در نتیجه اقتدار زدوده می شود . که بزرگترین افت یک جامعه بی حیایی آن است چرا که جامعه ای که حیا نداشته باشد حیات ندارد و دچار پوچی و بی هویتی و فرومایگی می گردد.

در فلسفه ی هنر یونانی زن (گایا) نماد سرزمین و عقیده است . پس حفظ ان از اوجب واجبات است . در نمونه های ذکر شده دیدیم که تمدن غرب چگونه برای بازپسگیری هلن جنگید . این نشان می دهد که تمدن غرب خود قائل به حفظ سرزمین و عقیده به هر قیمتی است اما این را برای ممالک دیگر مطلوب نمی داند و آنها را به تسلیم شدن تشویق می کند . نکته ی دیگر اینکه در آثار سینمایی غرب همواره شاهد تحقیر و تمسخر دیگر ملت ها هستیم.

اما در بررسی نمونه هایی از آثار سینمایی ایران به این مسئله پی می بریم که هنرمندان  آنچنان که باید و شاید به هنر اقتدار آفرین توجه ندارند.با توجه به اینکه در سالهای اخیر در جامعه ی ما ساز و کاری رقم خورد تا قشر بورژوای جامعه گسترش پیدا کند . فرهنگ های جامعه ی بورژوازی غربی ارزش تلقی گردید و با زیبا جلوه دادن این سبک زندگی مردم را ترغیب به این پذیرش انگاره های زندگی بورژوازی کردند سریال های خارجی که از تلویزیون ملی پخش می گردید، ادعای دموکراتیک بودن و متمدن اندیشیدن و … همه از سازوکارهایی بود که هر چه بیشتر طبقه ی متوسط جامعه (middle class) را گسترش می داد و به خواسته هایشان توجه می کرد که عمدتا چیزی جز آزادی و رفاه طلبی نبود. اما همین طبقه ی متوسط با تمام حمایت هایی که میشد گاها به مشکل برخورده است . یکی از معضلاتی که طبقه ی متوسط دارد  ، مقوله ی خیانت به همسران است که این مشکل به نظر می رسد که مشکلی جهانی باشد چرا که در ترند نمایی سال ۲۰۵۰ امریکا یکی از ۱۳ مگا ترند ، خیانت (intimacy)است . در فیلم سعادت آباد این مفهوم و به بن بست رسیدن جامعه به وضوح دیده می شود. البته در این میان فیلم هایی نیز هستند که امیدواری در جامعه را جلوه می دهند و در تقابل با چنین فیلم هایی قرار دارند. یا فیلمی همانند جدایی نادر از سیمین که کاملا مربوط به طبقه ی بورژوای جامعه است و فروپاشی خانواده را نشان می هد و چنان فضاسازی انجام می دهد که زندگی کردن در ایران غیر قابل تحمل است .

۳۶۵۷ (۶) ۳۶۵۷ (۷) ۳۶۵۷ (۸)

یا نمونه ی شاخص دیگر فیلم جایی دیگر است که به شدت اقتدار زداست و علاوه بر پیام های غیر مطلوب فیلم ، دفاع کردن از سرزمین را زیر سوال می برد . همانطور که گفته شد در سینما زن نماد سرزمین و عقیده است که حفظ و صیانت از آن تکلیف است . در فیلم جایی دیگر پیام تسلیم شدن و اجازه ی تسخیر سرزمین به مخاطب داده می شود که در جوابش باید گفت طبق آیه ی نفی سبیل : خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطی نداده است.

۳۶۵۷ (۹)

۳۶۵۷ (۱۰)

علاوه بر فلسفه ی هنر در اسلام نیز بارها از زن به عنوان کشتزار یاد شده است . که اگر افتی آن را فرا بگیرد تمام جامعه را فرا گرفته است و اگر زن تعالی یابد و پاک دامن باشد به مراتب اثراتش در جامعه نمایان می شود.

۳۶۵۷ (۱۱)



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

2 نظر

  1. رسوای عالم

    هنر ما هنر اقتدار زداست.
    هنری که اصلا خبری از اتفاقات خوب داخل درش نیست.
    هنری که نابیناست! و نمی بینه خیلی از حوادث حیرت انگیز این مملکت مستضعف مظلوم رو.
    هنری که هیچ علاقه ای نداره مردانگی رو روایت کنه.اسلام رو ایمان رو عشق حقیقی رو روایت کنه.
    هنری که هنر نیست! بوی تعفن وادادگی ست در قالب هنر.

    پاسخ
  2. رضا از شیراز

    باسلام
    البته از حق نمیتوان گذشت در عالم نمایش مخصوصا سینما و سریال آثاری خوب هم تولید شده مثل امام علی (ع)
    مسافری از ری. مختارنامه. دورتر سربداران. آثار فاخر آقای حاتمی کیا خصوصا این آخری بادی گارد و چ. دیده بان که با آن من بسیار ارتباط خوبی برقرار می کنم.فیلم یتیم خانه ایران.شوق پرواز. سیمرغ. ………
    بهترنییس وقت و هزینه هامون صرف این آثار سخیف که هدفشون گیشه اس.
    اگر هنرمندی تقوا داشت هیچ وقت تو آثار بازیگری و کارگردانی و… نمیکرد.
    نمیدونم چرا بعضی ها وقتی به یه جای می رسند خودشون گم می کنند.
    بازهم این انتقاد به ناکارآمد بودن مدیریت فرهنگی کشور چه در سطح کلان و چه در سطح خرد وارد که افراد بدون تعهد و تخصص بر مسند هنر و فرهنگ این کشور تکیه زده اند وگرنه چراباید آثار سخیفی مثل این آثار سینمایی با مدل مثلثی براساس مکتب اباحه گری تولید بشه. باید در این وزارت فرهنگ این کشور را گل گرفت!

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *