هشدار استاد حسن عباسی به دولت درباره شفاف‌سازی پیرامون سند منتشره اسرائیلی‌ها | باشگاه استراتژیست‌های جوان

هشدار استاد حسن عباسی به دولت درباره شفاف‌سازی پیرامون سند منتشره اسرائیلی‌ها

هشدار استاد حسن عباسی به دولت درباره شفاف‌سازی پیرامون سند منتشره اسرائیلی‌ها

یک روزنامه اسرائیلی بر اساس گزارشی که نخستین بار در ۱۹۹۴ توسط یدعوت آحرانوت منتشر شده بود، مدعی است که رئیس جمهور ایران در سال ۱۳۶۵ به عنوان سرپرست هیئتی از مجلس شورای اسلامی با مشاور ضد تروریسم نخست وزیر اسرائیل ملاقات کرده، بی آنکه از هویت او باخبر باشد. هر چند صحیح بودن این گزارش زیر سوال است، اما دولت باید هرچه سریعتر نسبت خود را با این سند روشن کند در غیر این صورت اعتماد مردم به مذاکرات و دولت از بین خواهد رفت.

اصل سند

استاد حسن عباسی در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه امیر کبیر ضمن اشاره به این سند و ابراز نگرانی شدید نسبت به آن و امکان استفاده سیاسی از این موضوع در مذاکرات ایران و ۵+۱ از دولت می خواهند تا هرچه سریعتر موضع خود را پیرامون این مسئله روشن کنند.

کلیپ شفافیت برگرفته از همین سخنرانی:


دانلود کلیپ



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

24 نظر

  1. strategicscience

    سلام و خسته نباشید
    ولی خوب مسئله که هست اکثر کامنت در خبر گذاری عنوان میشه این هست که
    چطوری میشه حرف یک رسانه صهیونیستی قبول کرد ؟!

    پاسخ
    1. حسین(سردبیر سایت)

      سلام
      مسئله همین شک داشتن به صهیونیست هاست و اینکه احتمال دورغ بودنش به مراتب بیشتر از راست بودنش هست.
      اگر مطمئن بودیم که دولت رو… .

      پاسخ
    2. مطیعی

      نه باور کنیم؛ و نه بی توجه باشیم!
      به ما گفتند که وقتی فردی که بهش اطمینان ندارید، برای شما خبری آورد، بررسی کنید تا پی به راست و غلط بودنش ببرید.
      اما گفته نشده که مطلقا توجهی نکنید!
      اگر بخواهیم کلا حرف دشمن رو نادیده بگیریم، که خودش خلاف عقل هست.
      بلکه باید بررسی بشه.
      دکتر هم همینو گفتند. اینکه دولت باید پاسخ این اتهام فجیع رو بده. صریحا تکذیب کنه.
      اینکه از جانب دولت مطلقا سکوت بشه و هیچگونه پاسخ علنی و شفاف به این اتهام بزرگ داده نشه، اینه که باعث میشه ما دچار تردید بشیم.

      پاسخ
  2. hasan

    سلام. دوستان کسی هست لطف کنه جزوات جلسات کلبه کرامت رو در اختیار منم قرار بده که دوباره کاری نشه؟؟
    این ایمیل منه. لطفا پیام بدین:
    diyana1368@gmail.com

    پاسخ
    1. حسین(سردبیر سایت)

      دوستی خاله خرسه اون وقتیه که دولت بخواد رفیق آمریکا و اسرائیل بشه و آب زیر کاه بره اونوقت می تونه منتظر باشه تا نتیجه اش رو داخل از حزب اللهی جماعت بگیره.

      پاسخ
      1. shahabgh66

        شما اول لینک اون متن رو بخون تا بببینم اصلا میشه از حیثیت علمی این به اصطلاح حزب اللهی جماعت (و خصوصاً اساتیدی چون حسن عباسی) دفاع کرد تا حالا بعد سر اینکه کلمه “رفیق” رو یک شاگرد علوم استراتژیک در کلاس حسن عباسی چطور فهمیده بشینیم بحث کنیم.

        پاسخ
        1. حسین(سردبیر سایت)

          مدت هاست امثال شما در پی زیر سوال بردن مقام علمی استاد هستید، اما نکته اینجاست که اگر حسن عباسی و شاگردانش بی سواد محسوب شوند اولین محل هایی که زیر سوال می رود دانشگاه های علوم انسانی همین مملکت است که شما هم در یکی از آن ها مشغول به تحصیلید؛ چون زیر صد ها پایان نامه بیرون آمده از کلاس های ایشان توسط همین اساتید شما در همین دانشگاه ها امضا شده. بنابراین توصیه می کنم بیش از این به این بازی ادامه ندهید در غیر این صورت سواد شما هم زیر سوال می رود.

          ضمنا افرادی با پشتوانه های علمی بسیار قوی تر از “دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران” به جایگاه علمی استاد حسن عباسی اقرار کرده اند و با چند مقاله از طرف شما صلاحیت علمی ایشان زیر سوال نمی رود.
          و نکته آخر اینکه بهتر است به بیش از چند سخنرانی دانشگاهی سال های ۸۲-۸۶ توجه کنید تا امکان قضاوت داشته باشید.

          پاسخ
          1. shahabgh66

            مانند استادتان مطلبی را نخوانده در موردش قضاوت می کنید. فردی که لیبرالیسم را نخوانده نقد می کند، تکامل داروین را نخوانده نقد می کند، انگلیسی را نادانسته به سراغ اخبار انگلیسی می رود، چنان از تثلیث در علوم صحبت می کند که گویا کشف بزرگی کرده! تاریخ (مجعول) ایران باستان را نادانسته خود را متخصص آن می داند، خودش خودش را برنده مناظره ها می داند، بجای نیویورک تایمز خودش را کیسینجر اسلام معرفی می کند… از کدام پشتوانه علمی صحبت می کنید؟ از آنجا که جلوی دکتر محسنی، از امریکا، می گوید الگاریشی “از ذاتیات حزب است” مشخص است که نه تنها نمی داند چارچوب نظری دکتر محسنی ذات گرایانه نیست، بلکه علل ذاتی و عرضی را هم نمیداند. وقتی که از التقاط در ذهن عبدالکریم سروش صحبت می کند مشخص است که تا بحال به ترمینولوژی لیبرالیسم هیچ رجوعی نداشته و به احتمال قوی هیچ سخنرانی از سروش را هم کامل گوش نکرده و شاید نتوانسته گوش کند. تمام دفاع حسن عباسی در نهایت دست جستن به “ابرپارادایم های اومانیسم و تئوئیسم است” اما چه تلقی ای از اومانیته دارد؟ و چه تلقی از خدا گرایی؟ و چه تلقی از خدا؟
            در متن نوشته شده دو ویدئو از ایشان گذاشته ام هر دو متعلق به سال ۹۴ هستند، و نه ۸۲ تا ۸۶. در لینک های موجود از محتوای جلسات دوره جدید کلبه استفاده شده و نه سخنرانی های دانشگاهی ایشان، و اگر از سخنرانی های دانشگاهی ایشان استفاده شده از سخنرانی های دهه ۹۰ استفاده شده نه ۸۲ تا ۸۶. و اگر هم ارجاعی به به برنامه های دانشگاهی ایشان شده، که در خصوص مناظرات ایشان اینکار را کرده و بارها خواهم کرد، یک دلیلش این بود که ایشان همچنان بر پیروز بودن خود در مناظرات تأکید داشتند، تأکیدی که دست کم در سال ۸۸ هم آن را تکرار کردند، ۸۸! و نه ۸۲ تا ۸۶.
            اما فراتر از همه اینها حسن عباسی صلاحیت علمی ندارد، نه به آن خاطر که روش علمی ندارد، که ندارد. نه به آن خاطر که گمان می کند تمام حرفهایش مصداق قرآنی دارد ، نه به آن خاطر که ایرادهای به درستی وارد شده بر تفکر سکولار و لیبرال و چپ و غیره را نیز در میان سخنانش چه در نتیجه تأملات خود و چه با کش رفتن از سایر منتقدان غربی و به اسم خود سکه زدن، بیان می کند، و نه به آن خاطر که دغدغه دین دارد، و نه حتی به آن خاطر که کوچکترین تردیدی بر ادعاهایش ندارد، بلکه بدان خاطر که فاحش ترین اشتباهاتش را هم اصلاح نمی کند.

          2. حسین(سردبیر سایت)

            همانطور که در ابتدای شاگردی استاد حسن عباسی از سر جوزدگی به ایشان روی آوردید، از روی همان جو زدگی هم امروز در دانشگاه تهران مشغولید و به امثال صادق زیباکلام دلبسته اید.
            ان شاء الله خدا همه ما را هدایت کند…

          3. shahabgh66

            دیگر به چه افرادی دلبستگی دارم که نمی دانم؟! راستی در زندگی خصوصی ام چه تمایلاتی دارم که شما می دانید و من نمی دانم؟
            دست بردارید از این اتهام زنی ها و تحلیل شخصیت های کودکانه، اصل مطلب را رها کردن، ناقص خواندن مطلب و پرت و پلا گویی و متظاهرانه از کلمه خدا استفاده کردن و فرار از اصل بحث و دم بریده حرف زدن، آن هم در وب سایتی که تحت نظارت و حمایت اندیشکده یقین است چیزی جز فاجعه نیست. در تمام مطالبی که در نقد آقای عباسی منتشر کرده ام، بی استثنا، حتی یک نفر از شاگردان ایشان، حتی یک نفر هم نبود که خیلی ساده بگوید… “بله عباسی در اینجا اشتباه کرده اما در کلیت بحثش ایرادی وارد نمی شود.” اما در بهترین حالت جوابی که می شنیدم این بود…. “بر فرض که اشتباه کرده باشد….” دوستان عزیز! جایی که آقای حسن عباسی a Parisian hotel را “هتل پاریزین پاریس” ترجمه می کند، یعنی جمله را سطحی خوانده، جایی که حسن عباسی می گوید داروین می گوید انسان تکامل یافته نئوآندرتال هاست و در همین حین نمودار درختی تکامل (که به درستی تکامل را نشان می دهد) پشت سرش به تصویر کشیده شده، یعنی حسن عباسی اولا نمی داند تئوری تکامل داروین تکامل انسان را چطور شرح می دهد و ثانیا خودش نمی داند چه چیزی در حال نمایش است و ثالثا کسانی که برایش متریال آماده می کنند هم خبر ندارند آن نمودار چیست، و استادشان چه می گوید. زمانی که حسن عباسی حرکت از اتیمولوژی به ترمینولوژی و از ترمینولوژی به متدولوژی را مورد بحث قرار می دهد و در نقد لیبرالیسم به اباحه گری کفایت می کند یعنی حرف خودش را نفهمیده. زمانی که حسن عباسی خود را کیسینجر اسلام معرفی می کند و منبع خبرش را نیوریورک تایمز معرفی می کند، اما با هزاران سرچ هیچ سندی را نمی توان یافت، یعنی حسن عباسی (با آن دغدغه اسلام) پشت تریبون دروغ گفته. زمانی که حسن عباسی خبر واشنگتن پست در مورد گفته های والرشتاین را با ترجمه صد در صد غلط و جعل شده فارس نیوز (وابسته به سپاه) نقل می کند، و نه تنها نقل نمی کند بلکه فریاد میزد، یعنی یا ناآگاه است و یا جاهل بر واقعیت. برایم جای تعجب است که در مباحثه هایم حتی یک نفر از شاگردان این آقا حتی یکی از این ایرادات واضح را هم قبول نمی کند. اینها تنها چند نمونه بود که ذکر کردم. حالا این آقای استاد خود را مولد علم اسلامی معرفی می کند؟ کیش شخصیت از سرتاپای یادداشت ها و کامنت های بسیاری از طرفداران ایشان مشخص و مبین است. این خروجی “علم اسلامی” است؟ خروجی ای که در برابر آشکارترین ایرادات می گوید “بر فرض که اشتباه کرده باشد”؟ خروجی این کلاس های ظاهرا “دکترینرین”و حتی “استراتژیست” نیست بلکه، مشتی “دگماتیست” است، که نه حتی بر سبیل نص قرآن، منبع خبری که بگوششان می رسد را هم بررسی نمی کنند. وای به حال استراتژی ای که چنین فردی بر اساس آن خبر بخواهد بچیند.

            دوست عزیز! برای خودتان دعای هدایت کنید. برای هر کس می کنید برای من و امثال من نکنید.
            سلام بنده را به استادتان برسانید که دست کم تا سال ۸۷ نام و چهره مرا بخوبی می شناخت.

          4. حسین(سردبیر سایت)

            ابتدا از همه مخاطبان گرانقدری که بابت خواندن این سطور وقتشان به هدر می رود عذر خواهم.
            بنده نه غیب گو هستم و نه شما را می شناسم که “تحلیل شخصیت” انجام دهم، خود شما در وبلاگ شخصیتان فرموده اید که:

            سالها در میان دوستان هم دانشگاهی ام به عنوان یکی از طرفداران جدی حسن عباسی شناخته می‌شدم. تعداد بسیاری از سخنرانی‌هایش را نه فقط دیده یا شنیده بودم، بلکه از حفظ بودم. آن زمان یعنی بین سال های ۸۳ تا ۸۶ عده ی بسیار کم تری، نسبت به امروز، از دانشجویان اصولگرا و به اصطلاح ارزشی از وجود حسن عباسی اطلاع داشتند. آن زمان می‌گفتم «روزی فرا می رسد که دکتر عباسی را همه خواهند شناخت

            و از طرفی ارادات ویژه خود را به جناب صادق زیباکلام در متن زیر به نمایش عموم قرار داده اید:

            بر افرادی که از نزدیک با دکتر زیباکلام نشست و برخواست داشته اند و یا در کلاس ایشان حضور داشتند خلقیات ایشان همواره مسئله ای برجسته، و بلکه اسباب تمسخر عده ای نیز قرار گرفته. نگارنده با توجه به اینکه در کلاس ایشان به عنوان شاگرد حضور داشتم، لازم دیدم پیش از آنکه به سخنان آقای عباسی بپردازم به این نکته اشاره کنم کسانی که به سخنان دکتر زیباکلام دقت می کنند، حتی اگر با برخی از اعتقادات ایشان نیز مخالف باشند و آنها را غلط بدانند نمی توانند نگاه تیز بین وی، و مهارت در سخن و نگارش را در وی منکر شوند، و اینگونه نیست که برخلاف عقیده عده ای، سخنان ایشان صرفاً به جهت خودنمایی بوده باشد. حتی اگر دکترزیباکلام به سبب خودنمایی برخی رفتارها را بروز می دهد، این هیچ ربطی به سخنان ایشان ندارد، چنانچه هر فردی با هر عملی انجام میدهد، و یا نمی دهد، می خواهد به نوعی خود را در تعامل با جهان بیرونی نشان دهد و هویت خود را تعریف کند. از بازیگر و خطاط و نقاش و خیاط و خواننده گرفته تا ورزشکاران و سخنوران و قلم بدستان.

            بنابراین نه غیب گویی است و نه تحلیل شخصیت و عینا بر مبنای حقیقت های بیان شده از زبان خودتان است.

            ضمنا بنده دلیلی برای پاسخ به مطالب شما در وبلاگتان ندیدم و ترجیح دادم به کار های مهمتر بپردازم و پاسخ بنده به شما در باشگاه نیز صرفا ناظر به نظری بود که ارسال کرده بودید، اما حالا که حس برحق پنداری در شما به اوج رسیده به یکی از تئوری پردازی هایتان پاسخ می دهم.
            دوست عزیز که ادعا دارید با استاد در حیات خلوت کاسه و کوزه یکی شده بودید، همه نزدیکان استاد که هیچ بلکه امثال بنده هم می دانند که استاد چقدر نسبت به رعایت مسائل نگارشی و املایی حساس هستند به نحوی که حتی اگر در یک نامه اداری ساده غلط املایی وجود داشته باشد و یا نیم فاصله ها رعایت نشده باشند استاد نویسنده متن را مورد مواخذه قرار می دهند و تلاش شما در گرفتن یک سوتی ترجمه از ایشان حتی در حدی نیست که بتوان صفت بیهوده را روی آن نهاد!
            هر فردی که دو ترم انگلیسی خوانده باشد می داند که عبارت “a Parisian hotel” به واسطه وجود حرف “a” در ترجمه به صورت “یک هتل پاریسی” ترجمه می شود و قطعا اسم مکان نیست و برای اثبات این قضیه احتیاجی به جستو جو در google نیست و استدلال شما در اینکه چون هتلی به نام پاریزین در پاریس نیست پس ترجمه عبارت بالا می شود هتل پاریسی از جمله خنده دار ترین استدلالاتی است که امکان ارائه داشت.
            اما نکته اینجاست که استاد این قدر به این موارد حساس هستند که به متن عبری اصلی ترجمه شده استناد کرده اند و این اشتباه در ترجمه سایت ytnews.com بوده است که هتل پاریزیانا پاریس را به اشتباه در انگلیسی به “a Parisian hotel” ترجمه کرده اند و این هتل در مرکز پاریس و در نزدیکی “رودخانه سن” و برج ایفل قرار دارد نه در آمریکا یا شهر های دیگر فرانسه … !
            ایکاش در دانشگاه تهران حداقل روش تحقیق را به درستی می آموختید، البته حتی اگر آموخته بودید نیز درسی که معلوم نیست منابع آن چند ده سال پیش نوشته شده اند هم احتمالا امروزه خیلی نمی توانست به شما کمک کند.

            https://www.google.com/webhp?sourceid=chrome-instant&ion=1&espv=2&es_th=1&ie=UTF-8#q=hotel%20parisiana&es_th=1

            نقشه گوگل:

            https://www.google.com/maps/place/Hotel+Parisiana/@48.876599,2.354216,17z/data=!3m1!4b1!4m2!3m1!1s0x47e66e6cd0d95d57:0x3ef44b35ec0db9ae

            ضمنا بهتر است به جای اینکه همین الان سریع بروید و پست وبلاگتان را پاک کنید بدانید که ما هم مثل شما که نظراتان در سایت را در صد جای مختلف به بهانه ی پاک شدن منتشر کرده اید همه آن را آرشیو کرده ایم.
            بگذریم از اینکه حتی اگر حرف شما درست هم می بود باز هم نتیجه ای که از آن بنا داشتید بگیرید نتیجه ای ابتر بود.

            و اما اینکه گفتید دانشجویان حسن عباسی یک مشت بی سواد هستند که عرضه پاسخ گویی به مرا ندارند هم باید بگویم در زمینه اینکه ما بی سواد هستیم یا نه باید شما را به نظر قبلی ارجاع دهم که اگر قرار باشد ما یک مشت بی سواد باشیم قطعا شما و اساتیدتان هم یک مشت بی سواد هستید. اما اینکه چرا شاگردان استاد حسن عباسی جواب شما را نمی دهند باید گفت که احتمالا به خاطر این است که بقیه دوستان هم فهمیده اند بقیه استدلالات بی سر و ته شما هم مثل این یکی یا غلط است یا اگر درست باشد نتیجه ای که از آن می گیرید غلط است.
            ضمنا دکتر محسنی هم وکیل وصی نخواسته اند که شما ایشان را سپر استدلالات خود می کنید، خود ایشان اگر با ذهنیات و تفکرات استاد مشکل داشتند به ایشان اینقدر نزدیک نمی شدند.

            تقریبا همه جای کره ی زمین و احتمالا کرات دیگر پس دادن هدیه نوعی بی ادبی است اما احتمالا در دانشگاه تهران اینگونه نیست که دعای خیر ما را که پس می زنید.

          5. shahabgh66

            اینکه شما مطلب بنده را در مورد صادق زیباکلام اینطور متوجه شدید، برای من صرفاً اسباب خنده است. هیچ کجای این متن نشانی از «دلبستگی» و «ارادت ویژه» به صادق زیباکلام ندارد. این متن صرفاً برخی از نکات مثبت وی را برجسته کرده است، وگر نه ایرادات سید جواد طباطبایی بر صادق زیباکلام پابرجاست، ایرادات فلسفی و درک های غلط زیباکلام از برخی مکاتب فلسفی نیز پابرجاست و ایشان در این حوزه ها یا کم سوادند یا بی‌سواد، و ادعایی هم ندارند. ابتدای همان متنی که نقل قول کرده و نفهمیده‌اید، آورده ام «خلقیات ایشان همواره مسئله ای برجسته، و بلکه اسباب تمسخر عده‌ای نیز قرار گرفته». اما صادق زیباکلام یک اخلاق خوب دیگر هم دارد! وقتی به او می گویید کجای حرفش به چه علت یا علت هایی اشتباه است، در مورد آن تأمل می‌کند، و دست کم در مواردی که دیده ام، نقد دانشجو را می‌پذیرد و بعدها نیز آن را اصلاح می‌کند. متأسفم، اما اگر جملاتی که از من نقل کرده اید را «ارادت ویژه» می‌فهمید، پس ابراز علاقه حزب اللهی جماعت به آقای خامنه ای را هم باید پرستش تعریف نمود.
            اما به استاد پر دقتتان می رسم! درباره درک غلط و خنده دار استادتان از تکامل داروین مدارک ارائه شده واضح تر از آن است که برایم از نامه‌های اداری مثال بیاورید. خدا را شکر که نامه‌های اداری را خوب می نویسند. به ایشان بگویید در درست نویسی به زیباکلام هم کمک کنند، البته قبل از آن یک دوره درست نویسی هم برای برخی از کاربران و مدیران وب سایت dr-abbasi.ir برگزار کنند.
            حال می رسیم به «هتل پاریزین»! دوست عزیز! جستجو در گوگل، برای یافتن «هتل پاریزین» به این دلیل انجام شد که استاد دقیقتان در همان ثانیه های اول همان کلیپی که خودتان در بالا قرار داده اید می‌گوید «هتل پاریزین»، متوجه که هستید؟ حال سوال اول من اینجاست: اگر اصل سند به زبان عبری بوده، طبق ادعای آقای عباسی، چرا در بالا در گزینه «اصل سند» لینک ترجمه انگلیسی اش را گذاشته‌اید؟ گذاشتن دو لینک انگلیسی و عبری که بهتر است. [۱] اما با توجه به اینکه بنده عبری نمی دانم، باید با کمک یکی از دوستانم که عبری می‌داند و یا با کمک از اعضای جامعه یهودیان ایران، صحت این ادعای شما را با اطمینان بررسی کنم، چرا که در حال حاظر در متن عبری نیز از عبارت « חם בבית המלון הפריזאי » استفاده شده است که طبق ترجمه آنلاین منبع مذکور یعنی the hot Parisian Hotel یا the hot Paris hotel، توضیح اینکه که کلمه הפריזאי یعنی Parisian ، که کلمه ای موجود در لغت نامه بود و نه Parisiana که با توجه به اسم خاص بودن در لغت نامه نیست[۱ و ۲]؛ ترتیب موصوف و صفت نیز البته مورد توجه باشد خوب است!
            باز هم تکرار می‌کنم، اگر استاد شما اول «هتل پاریزیانا» خوانده‌ بودند، آن را با شفافیت تمام «هتل پاریزین» ادا نمی‌کردند، حال محتوای گزارش و برداشت کیسینجر خودخوانده اسلام نیز شرح فرح بخش دیگریست.
            می‌رسیم به حضور والرشتاین در ایران! چه جالب است که استاد پر دقتتان، آقای حسن عباسی، خبر انگلیسی ترجمه شده در یک وب سایت عبری را که احتمالاً توسط یک یهودی نیز انجام شده، بنا به ادعای شما، با ارجاع به نسخه اصلی به زبان عربی می‌خوانند تا مطمئن شوند، اما خبر ترجمه شده روزنامه واشنگتن پست را که یک غیرانگلیسی زبان و ساکن در ایران ترجمه کرده شایسته اعتماد می‌دانند؟ یا استاد پردقتتان چرا بدون هیچ اطلاعی از تئوری تکامل، با اطمینان کامل، تکامل انسان از نظر داروین را از نسل نئوآندرتال می‌داند؟ همچنین است سوالات دیگر.
            اما در پایان می رسم به قسمت‌های جالب ماجرا. فرموده اید:
            «ضمنا بهتر است به جای اینکه همین الان سریع بروید و پست وبلاگتان را پاک کنید بدانید که ما هم مثل شما که نظراتان در سایت را در صد جای مختلف به بهانه ی پاک شدن منتشر کرده اید همه آن را آرشیو کرده ایم.
            بگذریم از اینکه حتی اگر حرف شما درست هم می بود باز هم نتیجه ای که از آن بنا داشتید بگیرید نتیجه ای ابتر بود.»
            از اینکه آرشیو کردید، سپاس گزارم. مطمئن باشید، اگر می توانستید سخن قابل قبولی بیان کنید، در یادداشت بعدی‌ام اصلاحات را اعمال می‌کردم. این کار بعضی از فحاشان طرفدار حسن عباسی بود که چند سال پیش پس از اتمام بحث، تمام کامنت‌های بنده را پاک کردند. اما بنده بجز در این قسمت، تنها در یک یادداشت دیگر موجود در این وبسایت، و آن هم فقط یک کامنت درج کرده‌ام. می‌دانید تفاوت «صد» (۱۰۰) با «یک» (۱) چقدر است؟ به اندازه اغراق هایتان!
            اشکالی ندارد، بی‌سواد خواندن همدیگر امری باب روز است. بگذارید استدلال‌ها سخن بگویند.
            در باره دکتر محسنی هم مگر من گفتم «وکیل وصی ایشان هستم» که شما این حرفها را سرهم می کنید؟ بنده واکنش حسن عباسی را به سخن دکتر محسنی برجسته، و چارچوب فکری‌ای را که ایشان به احتمال زیاد در تز دکتری خود و تحت تأثیر رابرت دال از آن اثر گرفته بودند، مورد اشاره قرار دادم.
            میدانید که «اسب تروا» هم هدیه بود؟ برای من این دعاهای خیر جز تظاهر معنایی ندارد.
            پ.ن:
            حال بگذارید در مورد بی سوادی خودم و دانشگاه تهران به شما بگویم: هر چه نمی‌دانم، ادعا نمی‌‌کنم که می‌دانم، پس در آن حوزه بی‌سوادم. اما می‌توانستم در دانشگاه تهران از حضور اساتید بسیار خوبی استفاده کنم. اما کدام اساتید؟ به جز دو یا سه نفر از اساتید گروه اندیشه سیاسی، و یک یا دو استاد در گروه جامعه شناسی و یک یا تقریباً هیچ استاد در گروه مسائل ایران، و دو یا سه استاد در گروه روابط بین الملل و دکتر کوشکی استاد تقریباً تمام واحدهای گروه مطالعات منطقه، و قس علی هذا… چه استادهایی باقی مانده‌اند؟
            دکتر سعید حاجی ناصری، استاد گروه جامعه شناسی سیاسی، افتخار خود را این می‌داند که چون فرزند شهید بوده وارد هیئت علمی شده، اینکه چقدر حسین الله کرم به ایشان کمک کرد بماند. دکتر بشیریه به بهانه غیبت اخراج شد، دکتر جواد طباطبایی به بهانه پروژه فکری خطرناکش، ، دکتر رضوی همینطور، دکتر میلانی از چماق حزب الله و طناب دارش. اما چه کسانی ماندند؟ چه کسانی وارد دانشکده شدند؟ چند نفرشان از لحاظ سواد، پربار بوده‌اند؟ اینکه چقدر سکولار هستند، لیبرال یا چپ و چقدر متدین اصلاً موضوع سخنم نیست. چند نفرشان پروژه فکری دارند؟ بله! در دانشگاه تهران بی‌سوادی موج می‌زند، بی‌سوادها موج میزنند، من هم از بی‌سوادی رنج می‌برم، بی‌سوادی در حوزه‌هایی که در نتیجه کاهلی بود، و بی‌سوادی در نتیجه کمبود اساتید خوبی که یا اخراج شدند، یا در خلوت مردند، یا جان را بر عقیده محترم دانسته و رفتند. دانشگاه تهران، از بی‌سوادی رنج می‌برد و حزب الله عامل اصلی آن است. اگر حزب الله نمی ترسید، نمی‌کشت، نمی‌بست، زندان، و اخراج نمی‌کرد، «داد» نمی‌زد، و خودش را جای این و آن «جا» نمی‌زد!

            [۱] http://www.ynet.co.il/articles/0,7340,L-4395926,00.html
            [۲]http://www.morfix.co.il/en/%D7%94%D7%A4%D7%A8%D7%99%D7%96%D7%90%D7%99&originalSearch=%D7%97%D7%9D%20%D7%91%D7%91%D7%99%D7%AA%20%D7%94%D7%9E%D7%9C%D7%95%D7%9F%20%D7%94%D7%A4%D7%A8%D7%99%D7%96%D7%90%D7%99&isC=0

          6. حسین(سردبیر سایت)

            ممنون ، مخاطبان قضاوت می کنند

          7. 313

            سلام
            برادرم جریان چیست؟ آقا شهاب چه میگوید؟ میشه لطف کنید آدرس وبلاگ این بزرگوار رو بدید ؟
            حقیر خیلی حساس هستم روی این جور اظهارات تا جایی که باید حق را از ناحق تشخیص بدم تا خود در اشتباه نباشم.
            با تشکر

          8. حسین(سردبیر سایت)

            علیکم السلام
            در نظر اول ایشان آدرس وبلاگ موجود است

  3. 313

    مباحث استاد عباسی خیلی مفید و مستدل و منطقیه.. حقیر زیاد سخنرانیاشونو گوش میدم بخاطر همین اکثر جملاتشونو حفظم لذا در دانشگاه هر استادی که خلاف واقع صحبت میکنه پاسخشونو میدم و اونا هم جواب خاصی ندارن جز اینکه بحث رو عوض کنن و بپیچونن! با اینکه در محضر استاد درس نبودیم اما همیشه استاد عباسی رو استاد خودمون میدونیم چه مجازی چه حقیقی!
    ان شاالله خدا حفظشون کنه.. کاش قسمت میشد یه بار از نزدیک میدیدمشون…

    پاسخ
  4. mojtaba.talebi

    آیا دوستان شفاف سازی کردند ؟!
    آیا جوابیه ای داده شد ؟
    مسئله این است …

    پاسخ
    1. حسین(سردبیر سایت)

      بله، دوستان با دادگاه پاسخ دادند و پس از اینکه دیدند دست استاد پر است کوتاه آمدند.

      پاسخ
      1. حسین(سردبیر سایت)

        سلام علیکم

        همانطور که مطلع هستید در کلاس‌های کلبه کرامت مبانی تمدن‌سازی اسلامی طرح و مورد بحث و بررسی قرار می گیرند و از حیث حضور هیچ مانعی برای حضور در کلاس‌ها وجود ندارد، اما با توجه به قید مسافت پیشنهاد می کنم تا زمانی که امکان حضور داشته باشید، از فیلم جلسات کلبه کرامت برای آشنایی با مباحث کلاس استفاده بفرمایید.
        همه‌ی فیلم‌های کلاس کلبه کرامت از طریق سایت زیر برای دانلود در دسترس می‌باشند.
        http://www.kolbeh-keramat.ir/

        با احترام

        پاسخ
  5. مجروح

    سلام
    بنده از افغانستان هستم و مذهب من سنی است. اگر در کشور شما برای اشتراک در جلسات استاد بزرگوار کنم نظر شما چیست
    جواب را فعلا می خواهم.

    پاسخ
  6. مجروح

    من چهار سال است که سخنرانی های استاد را تعقیب می کنم و من شفته ان شدم و به قیل قال افراد مزاحم گوش هم نمی دهم چرا که بنده گی با این جور فتنه ها سروکار دارد

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *