مِحراب انسان مدرن | باشگاه استراتژیست‌های جوان

مِحراب انسان مدرن

مِحراب انسان مدرن

 مقدمه

هرچند مشهور است که مِحراب محل حرب با نفس، خیال و شیطان جهت توجه به خداوند و تمرکز در بندگی است[۱] اما با تدقیق بر تعاریف معتبرِ منقول ولی مغفول، از قِبَل ریشه‌شناسی[۲] واژه مِحراب می‌توان رویکردی را استنباط نمود که در جهت نیل به الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت و سبک زندگی مهدوی در تمدن سازی نوین اسلامی در حوزه شهرسازی، معماری و مبلمان خانگی[۳] ضروری به نظر می‌رسد.

درآمدی بر ریشه‌شناسی واژه مِحراب

در محاوره گذشتگان وقتی مهمانی به مجلسی نزول می‌یافت میزبان جهت تکریم مهمان وی را به بالاترین و بهترین نقطه مجلس دعوت می‌نمود. در ادبیات عرب صدر مجلس که بهترین شرایط محیطی را می‌داشت را اصطلاحاً مِحراب می‌نامیدند.[۴] از این منظر معادل واژه مِحراب در ادبیات فارسی واژه‌ای بنام شاه‌نشین می‌باشد.[۵] این نقاط برجسته دارای شرافت بوده و در جهت تکریم بزرگان تعبیه می‌شده است.

با تأسی از آیات قرآن کریم که در توصیف حکومت و حاکمیت حضرت سلیمان آمده است[۶] می‌توان این‌گونه استنباط نمود که حضرت سلیمان در جهت اشاعه توحید و تثبیت حاکمیت خود در حوزه شهرسازی بر مَحاریب شهری نگاهی استراتژیک داشته‌اند. از این منظر مَحاریب شهری ابنیه شریفی بوده‌اند که به‌صورت برجسته در نقاطی کانونی ساخته می‌شده‌اند و شهروندان را نسبت به خود متوجه و متعطف می‌نمودند. ‌[۷]

 

تعریف مِحراب از منظر استراتژیک

در نگاهی استراتژیک با تأسی از رویکرد محیط‌مدار[۸] و ترجمان منقول در کتب لغت برای مفهوم مِحراب تعریف زیر را ارائه می‌دهیم.

مِحراب نقطه‌ای از محیط است که شریف‌ترین مکان، برجسته‌ترین موقعیت و کانونی‌ترین وضعیت را داراست. شرافت مکان در تکریم فرد، فعل یا عنصر دارای کرامت و شرافت، برجستگی موقعیت در جلب‌توجه و کانونی بودن وضعیت در عطف محیط به آن نقش دارد.

به‌بیان‌دیگر مِحراب نقطه‌ای شریف، شاخص و کانونی است که در جهت تکریم فرد، فعل یا عنصر صاحب کرامت و شرافت تعبیه‌شده است و مجموعه را نسبت به آن معطوف و متوجه می‌کند.

 

تبیین مصادیق مِحراب

کاربردها و کارکردهای مِحراب در شهرسازی[۹]، معماری[۱۰] و طراحی داخلی[۱۱] مصادیقی دارد که جهت تفهیم جایگاه آن به‌اختصار توصیف می‌شود.

مِحراب و مَحاریب در شهرسازی: هر نقطه‌ای که محل توجه و تعطف شهروندان و مسافرین یک شهر باشد را به مِحراب نسبت می‌دهیم.

میادین اصلی شهرها که محل نصب نمادها، تمثال‌ها و المان‌های منحصر شهری است از مصادیق مَحاریب در شهرسازی محسوب می‌شود که از گذشته تاکنون کاربرد داشته است. میدان آزادی در تهران یکی از مصادیق عینی آن محسوب می‌شود.

برخی سازه‌های منحصر نیز محل توجه و معرف شهرها محسوب می‌شود. همچون برج میلاد در تهران، ۳۳ پل و میدان امام در اصفهان و دروازه قرآن در شیراز را می‌توان از مصادیق آن دانست.

حرم‌ها در شهرهای مذهبی نیز محل عطف و توجه و تکریم محسوب می‌شود. همچون حرم امام رضا علیه‌السلام در مشهد و حرم حضرت معصومه سلام‌الله علیها در قم.

مِحراب در معماری: فضاهای ویژه در معماری که در جهت توجه مجموعه و تکریم عنصر، فرد یا فعلی طراحی می‌شود نیز به مِحراب نسبت داده می‌شود.

مِحراب در مساجد نقطه‌ای است که در جهت توجه نمازگزاران به قبله و امام جماعت و در جهت تکریم نماز و امام جماعت طراحی می‌شود.

مِحراب در تالارهای همایش و نمایش نیز فضایی از محیط است که اعضای مجموعه را متوجه صحنه و سخنران می‌نماید.

مِحراب در مجالس: صدر مجلس که محل توجه و تکریم بزرگ، مدیر و یا سخنران جلسه می‌باشد.

مِحراب در طراحی داخلی: طراحی و چیدمان اشیای موجود در یک فضا و ایجاد عطف برای نقطه و فضایی خاص.

 

رسانه مِحراب انسان مدرن

در معماری مدرن با برچیده شدن فضاهای اندرونی، نشیمن و بیرونی و گسیختگی برخی حدود و حریم‌ها، فضای اندرونی و بیرونی باهم تلفیق‌شده است. فضای اندرونی که روزگاری محل خلوت و امنیت خانواده و مَحارم بود و فضای بیرونی که محل پذیرایی و استقبال از مهمانان و مدعوین و مراجعین بود اکنون به محیط‌های جدیدی بدل شده‌اند که دیگر حدود و حریم‌های مبتنی بر اصول و ارزش‌های جامعه را در خود ندارد.

فضای بیرونی را می‌توان محل اجلاس و نشست و برخواست اَرحام و مهمانان و فضای اندرونی را محل سکینت، مودت و رحمت[۱۲] مَحارم و خانواده دانست. لذا فضای بیرونی محل هم‌نشینی اَرحام و مهمانان و فضای اندرونی محل هم‌نشینی مَحارم بوده است. بسته به‌ضرورت، هر دو فضا دارای محلی برای تکریم بزرگ خانواده، اقوام و مهمانان بوده است.

اما امروزه با مدرنیزاسیون سبک زندگی[۱۳] و از میان برداشته شدن حدود و تلفیق حریم‌ها مِحراب انسان مدرن نیز تعریفی متفاوت پیداکرده و نقش و جایگاه خود را به عناصر ثانوی تفویض نموده است.

ابتدابه‌ساکن محل آرامش و دوستی و مهربانی خانواده که در فضای اندرونی تعریف می‌شده است با فضای بیرونی که محل احترام و اکرام ارباب‌رجوع بوده است تلفیق‌شده فلذا نقش هر یک تحلیل و تذلیل یافته و دیگر نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای هر دو محیط را تأمین نماید؛ یعنی نه مَحارم دیگر در این محیطِ تلفیقی به آرامش و دوستی و مهربانی می‌رسند و نه ارباب‌رجوع احترام و اکرام می‌شود.

در معماری، طراحی و مبلمان داخلی و خانگیِ انسان مدرن، بهترین مکان و موقعیت فضای خانه به عنصری به نام تلویزیون اختصاص‌یافته است و سیستم نشیمن مَحارم و اجلاس ارباب‌رجوع در وضعیتی حول محور این عنصر رسانه‌ای چیدمان می‌شود.

اگرچه درگذشته کرسی محور نشیمن مَحارم بود و اعضای خانواده را رودررو حول خود جمع کرده و آن‌ها را به هم‌نشینی، مصاحبت و معاشرت وادار می‌نمود اما امروزه مبلمان خانگی خانواده را حول محورِ هم‌نشینی بی‌شعور و مطلقاً متکلم الوحده متجمع می‌کند. در این سیستم جدید خانواده و مَحارم دیگر فرصت و حوصله‌ای برای هم‌نشینی و مصاحبت و به‌تبع انس و الفت با یکدیگر را ندارند و همگی به‌تنهایی خود را به کانون تلویزیون متوجه نموده‌اند. صله اَرحام نیز در این مناسبات جدید به محلی برای تماشای تلویزیون برای اَرحام و اقوام و خویشان بدل گشته است و از این حیث جایگاه صله‌رحم نیز تحت شعاع این نظام رسانه‌ای تذلیل و تضعیف گشته است.

سجده به‌عنوان نمونه‌ای عالی و متعالی محلِ خضوع، خشوع، توجه و خاکساری است، طبق قاعده مرکز پیرامون در این سیستم مبلمان خانگی، ارحام و مَحارم بر قبله‌ی تلویزیون سجده می‌کنند و تمام فؤاد خویش را درگیر ارتباط و مصاحبت و هم‌نشینی با این عنصر رسانه‌ای می‌کنند. دراین‌ارتباط یک‌طرفه زبان ازکارافتاده و به‌تبع قوه تعقل و تفکر کارایی خود را از دست می‌دهد و مخاطب از طریق قوه تخیل با این هم‌نشین بی‌خرد ارتباط برقرار کرده و مسحور آن می‌شود. نتیجه آنکه در این سبک زندگی قوه تخیل انسان مدرن روزبه‌روز پروارتر می‌شود.

 

استحمار و استحماق از دستاوردهای این نظام رسانه‌ای است که قدرت استبصار و اعتبار را از مخاطبین خود سلب نموده و از مردمان آن موجوداتی احساسی، بی‌خرد، بی‌حوصله، مضطرب و عصبی ساخته است.

در شهرسازی انسان مدرن نیز رسانه[۱۴] محل توجه و تکریم است و شهرها را مملو از مَحاریبی ساخته است که آدمی را به سمت تغافل و تخایل سوق می‌دهد.

 

تبیین مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام

مشهور است که اهل‌بیت علیهم‌السلام هر یک در منزل خود فضایی ویژه را به دعا و ثنا و نماز و عبادت اختصاص می‌دادند و به آن مِحراب می‌گفتند. مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام محل توجه و تذکر اعضای خانواده می‌بود که در جهت تکریم طاعت و بندگی تعبیه می‌شده است. در این حالت اعضای خانواده نگاهشان معطوف به بندگی و خاکساری به درگاه الهی بوده است و آن‌ها را همواره در حالت ذکر و تذکر قرار می‌داده است.

 

مقایسه مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام با مِحراب انسان مدرن

مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام طاعت و بندگی محل تکریم است

مِحراب انسان مدرن امور لهوی و لغوی محل تکریم است

مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام کانون توجه به تذکر الهی است

مِحراب انسان مدرن کانون توجه به تغفل نفسانی و شیطانی است

مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام انسان را به مقام تذکر تعالی می‌دهد

مِحراب انسان مدرن آدمی را به جایگاه تخیل تسافل می‌دهد

 

رویکرد مِحراب‌مدار

درروند تمدن سازی نوین اسلامی در الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت جایگاه و نقش رویکرد مِحراب‌مدار در سبک زندگی، معماری و شهرسازی نمود می‌یابد که تبیین و تنظیم و تدقیق و تعمیم آن ضروری است. در این مسیر با تأسی از مِحراب اهل‌بیت علیهم‌السلام و آسیب‌شناسی از مِحراب انسان مدرن به الگویی می‌رسیم که در تمدن سازی نوین اسلامی نقش‌آفرینی می‌کند.

در تبیین این مناسبات مِحراب و مَحاریب شهری و خانگی باید محل توجه و عبودیت و محل تکریم ارزش‌های عبادی قرار بگیرد. مِحراب و مَحاریب باید محل عطف انسان مهدوی در جهت طاعت و ذکر الهی باشد.

به همین نسبت تنظیم مناسبات مِحراب‌مدار باید طوری باشد که ابزار و اشیای تغافل بخش که انسان را از ذکر الهی به خیال شیطانی می‌کشاند منزه شود و این ابزارها نقش و جایگاه ابزاری خود را پیدا نمایند. مثلاً نقش رسانه به‌مثابه یک ابزار تبیین شود تا درنتیجه جایگاه خود را در سبکِ زندگیِ مدیریت‌شده‌ی مهدوی پیدا نماید، از کانون و مِحراب خانگی و شهری خارج‌شده و جایگاه و اثرگذاری آن محدود شود.

در مرحله بعدی باید با تدقیق این مناسبات در امور تخصصی همچون معماری و شهرسازی اصول و مبانی آن تثبیت تا درنهایت بتوان نقش و کارکرد آن را به‌طور عملی و نظری تعمیم بخشید.


 

پی‌نوشت

[۱] «و آن مِحراب ُ المسجد قیل: سمّی بذلک لأنه موضع محاربه الشیطان و الهوی، و قیل: سمّی بذلک لکون حق ّ الإنسان فیه أن یکون حریبا من أشغال الدنیا و من توزّع الخواطر»، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ناشر: دار الشامیه، محل نشر: بیروت-لبنان، صفحه ۲۲۵، لینک دسترسی

[۲] Etymology

[۳] منظور از مبلمان خانگی در این نوشتار هرگونه بهره‌مندی و چیدمان اثاثیه می‌باشد

[۴] «و قیل: الأصل فیه أن ّ محراب البیت صدر المجلس، ثم اتّخذت المساجد فسمّی صدره به، و قیل: بل المحراب أصله فی المسجد، و هو اسم خص ّ به صدر المجلس، فسمّی صدر البیت محرابا تشبیها به محراب المسجد، و کأن ّ هذا أصح»، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ناشر: دار الشامیه، محل نشر: بیروت-لبنان، صفحه ۲۲۵، لینک دسترسی

[۵] «شاه‌نشین. [ن ِ] (آ مرکب) پیشگاه. صدر. هر قسمت برتر از قسمت‌های دیگر تالار یا اتاق که تخصیص به بزرگان داشته باشد و آن جایی است چون محراب که در قسمت صدر اتاق سازند چنانکه در حمام نیز باشد. قسمت پیش تالار که زمین آن بلندتر از زمین قسمت‌های دیگر است و صدر همان است. (از فرهنگ نظام)»، دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، لینک دسترسی

[۶] «یعْمَلُونَ لَهُ مَا یشَاءُ مِن مَّحَارِیبَ وَتَمَاثِیلَ وَجِفَانٍ کالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِیاتٍ ۚ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُکرًا ۚ وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِی الشَّکورُ»، سوره سبأ، آیه: ۱۳، لینک دسترسی

[۷] انصاری، محمدعلی، بیان، انتشارات مؤسسه فرهنگی بیان هدایت نور، محل نشر: تهران، تفسیر آیه ۱۳ سوره مبارکه سبأ، جلسه چهارم، لینک دسترسی

[۸] رویکرد محیط‌مدار، انتشارات اندیشکده یقین، محل نشر: تهران، ۱۳۹۲، لینک دسترسی

[۹] Urbanization

[۱۰] Architecture

[۱۱] Interior Design

[۱۲] «وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکم مِّنْ أَنفُسِکمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَکم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَٰلِک لَآیاتٍ لِّقَوْمٍ یتَفَکرُونَ»، سوره الروم، آیه: ۲۱، لینک دسترسی

[۱۳] Modernization of lifestyle

[۱۴] Medium



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

4 نظر

  1. The president of Carn Dum

    سلام
    متشکر از مطلب خوبتون. توی متنتون اشاره داشتین که تخیل نقطه مخالف تذکره. میشه این رو بیشتر توضیح بدین؟ آیا تخیل کار فوءاد هست؟ پس کار قوه ی وهمیه که در قلب هست چیه؟ فرق توهم از تخیل چیه؟
    متشکر.

  2. علی شبیری

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    با تشکر از حسن نظر حضرتعالی
    در حد سوادِ بی سوادی خودم، در جد وسع برداشت و تلقی خود را عرض خواهم کرد.
    حکمای اسلامی در توصیف ساحت های نفس انسان اختلاف نظرهایی دارند که برخی این ساحات را ۳، برخی ۵ و برخی ۷ یا بیشتر دانسته اند. این ساحت های نفسانی در سیر تطور و تکامل انفسی می تواند متعالی شده و یا متسافل گردد.
    اگر ما ساحت های نفس انسانی را به ۱.نفس مسوله، ۲.نفس مزینه، ۳.نفس ناطقه، ۴.نفس ملهمه و ۵.نفس مطمئنه تفکیک نماییم برای هر یک از نفوس فوق قوه مؤثره ای وجود دارد که هر یک نفسی را یاری مینمایند.
    در این تلقی در نفس مسوله قوه وهمیه، در نفس مزینه قوه خیالیه، در نفس ناطقه قوه فکریه، در نفس ملهمه قوه عاقله، و در نفس مطمئنه قوه ذکریه مؤثر خواهد بود.
    به بیان دیگر قوه تذکر در نفس مطمئنه و قوه تخیل در نفس مزینه پروارتر خواهد بود.
    نتیجه آنکه: هر کدام از این نفوس مرتبتی در تکامل انفسی انسان دارد لذا این حقیر نگاه دوقطبی از تخیل و تذکر ندارد و آنچه در این نوشتار آمد منظور همان مراتب انفسی انسان و قوای مؤثر بر آن است.

    التماس دعا

  3. strategicscience

    سلام و خسته نباشید خواهشن خبر بدید چرا انتشار ویدئو کلاس کلبه رو سایت دیگه قرار داده نمیشه و اگر بزارن خیلی زمان میبره مخصوصا کلاس جدید کلبه

نظرات بسته است.