فلسفه یا حکمت؟ کدام یک می‌تواند انسان را به سعادت برساند؟ | باشگاه استراتژیست‌های جوان

فلسفه یا حکمت؟ کدام یک می‌تواند انسان را به سعادت برساند؟

فلسفه یا حکمت؟ کدام یک می‌تواند انسان را به سعادت برساند؟

آنچه که در دل جامعه از مفهوم فلسفه بر می آید علمی است برای اثبات مفاهیم ذهنی و به نوعی قدرت تکلم و مباحثه است . یا به طور کلی فلسفه را پدیده ای می دانند که مختص محیط دانشگاهی است و نهایتا میان استاد و دانشجو از نسلی به نسل دیگرد منتقل می شود و یا صرفا فلسفه را فنی می دانند برای مفاهیم پیچیده و اصطلاحا سفسطه . در تعریف لغوی ، فلسفه را دوستدار دانش می دانند یا به طور کامل تر تبیین عقلانی پدیده های هستی را فلسفه می نامند .

پیدایش فلسفه و خاستگاه ان به یونان باستان(حدود ۲۵۰۰ سال پیش) بر می گردد . که همواره در اساطیر و افسانه های یونانی رد پای فلسفه و تفکر فلسفی پیداست و در شکل گیری تمدن غرب نقشی شگرف داشته است . در جوامع غربی فلسفه فراتر از علمی در حوزه ی علوم انسانی است که صرفا کارش تولید تئوری و صحبت از عدم وامکان و وجود و … است ، بلکه علمی محسوب می شود که پایه و اساس بسیاری از طرح ریزی ها و اهداف در سطح  تمدن است و به طور دقیق تر فلسفه مادر علم استراتژی است . یعنی هر انچه که در رویداد های داخلی و خارجی ملت ها اعم از سیاست ، اقتصاد ، هنر ، فرهنگ و … رقم می خورد ریشه در فلسفه ی ملت ها دارد. اما نسبت فلسفه با جامعه ی ایرانی چگونه بوده است ؟ فیلسوفان ایرانی چگونه می اندیشند ؟ ایا فلسفه ی اسلامی وجود دارد یا نه ؟

امروزه فلسفه در حوزه های مختلفی همچون سینما، انیمیشن، موسیقی، بازی‌های کامپیوتری، ورزش، فضای سایبر و … به شدت فعالیت می کند و دیگر همچون گذشته در قالب کتابهای سنگین فلسفه ارائه نمی شود بلکه به شکل ساده و قابل فهم برای عموم جامعه عرضه می شود. و به تبع ان ایدئولوژی ها و اهداف را به جامعه ی هدف معرفی می کند و زمینه ی گسترش و پذیرش این علوم را در جوامع مورد نظر فراهم می کند . حال مشکلی که فلسفه برای جامعه ی ما دارد چیست ؟ و اقدام ما در مواجهه با این تلقین و تهاجم فرهنگی غرب چیست ؟

واضح است که علوم انسانی هر ملتی مناسب و مطابق با ارزش ها و باورهای ان ملت است . فلسفه نیز برگرفته و تاثیر گرفته ی فرهنگ ملت هاست . برای روشن شدن مطلب تصور کنید تمدن الف با معیار ها و ارزش ها و دین و ایین جامعه ی خود علوم انسانی خاص خود را شکل داده است و با استفاده از همین مبانی برای اینده ی تمدن خود ایدوئولوژی و طرحریزی مربوطه را رقم بزند ، در این طرح ریزی هنجارها و خواسته های تمدن الف لحاظ شده است . حال تصور کنید تمدن ب که از نظر ارزش ها و هنجارها با تمدن الف کاملا متفاوت و متضاد است ، از علوم انسانی تمدن الف استفاده کند . جدا از اینکه این تقلید علوم انسانی تمدن ب را دستخوش تغییر قرار می دهد ، ایدئولوژی ها و چشم انداز تمدن ب را نیز تحت تاثیر قرار می دهد . مصداق این مطلب ، رفتاری است که علوم انسانی و فلسفه ی غرب با جامعه ی ایران صورت می دهد . فلسفه مولود یونان است و همواره در یونان رشد یافته است و جامعه ی یونان باستان و پس از ان تا امروز ِغرب همواره با ارزش های ایرانی اسلامی تناقض زیادی داشته اند بنای فلسفه در ایران با حمله ی اسکندر مقدونی (شاگرد ارسطو) به ایران نهاده شد و شاکله ی اصلی فلسفه ی ایران از یونان گرفته شده است . که بخشی از ان به صورت دست نخورده از تفکرات یونان است که اکثر شامل مسائل منطق است ، بخشی دیگر که مسائلی است که با عوض کردن براهین و استدلال های انان دارای پسوند اسلامی شدند و فلسفه ی اسلامی نام گرفتند و دسته ی اخر مسائلی است که محصول فیلسوفان مسلمان (نه فلسفه ی اسلامی) است که برای اولین در ایران از انها صحبت به میان امد همانند وحدت وجود ، حرکت جوهری ، معقولات ثانیه و . . .  .

جای تاسف اینجاست که در تمدن ایرانِ اسلامی جای تفکر حکمی بسیار خالیست و در عوض فلسفه ی غربی و التقاط در ان بسیار است . حکمت بر گرفته از قران است و ریشه در ایه دارد و بارها در قران از ان به نیکی یاد شده و قید شده است که حکمت به هر کسی داده نشده است . در معنای فلسفه گفته شد که فلسفه تبیین عقلانی پدیده هاست . و دانش بشری را تنها چراغ راه و منبع پاسخ گویی به سوالات می داند . اما حکمت علاوه بر اکتفا به دانش بشر ، وحی را نیز در پاسخ گویی به پرسش هایش دخیل می داند حکیم کسی است که سخنی جز حق نگوید و از باطل دوری کند ، حق و باطلی که خداوند ان را تعیین کرده است ، میزان و معیار سخن حکیم است . اساسی ترین اختلاف فلسفه و حکمت در نحوه ی طرح پرش اولیه ی انهاست . فلسفه از چه چیزی سوال میکند در حالی حکمت از چه کسی سوال می کند . در تفکر حکمی خدا وند مبداء جهان و موجودات قرار میگیرد و باقی پدیده ها در نسبت با او تعریف می شود  ولی فلسفه اصالت را به ذهن انسان می دهد و جهان و پدیده های ان را از منظر انسان مورد بررسی قرار می دهد . مشهور است که غرب فیلسوف دارد و شرق نبی .    عجیب است که فیلسوفان با علم اکتسابی و تفلسف خود که در بسیاری از موارد با دیگر فیلسوفان در تضاد است مدعی هدایت بشرند و فیلسوفانی که کارنامه ی تیره ای در عملکرد خود دارند از الحاد و فسادهای اخلاقی گرفته تا افسردگی  و خودکشی همه و همه نشان از انحطاط فلسفه دارد در حالی که پیامبران همواره بهترین رفتار ها و سبک زندگی را داشته اند و دارای علم لدنی نیز بوده اند .

به راستی کدام یک می تواند انسان را به سعادت برساند ؟ نبی یا فیلسوف ؟ فلسفه یا حکمت؟  

نوشته‌ی آقای مهرداد نوری



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

18 نظر

  1. مرتضی

    سلام این طور به فلسفه تاختن امر غلطی است من از فلسفه غرب حمایت نمیکنم چون فلسفه خودمون غنی تره اما اگر به اثار افلاطون و مارکوس اورلیوس و…… مراجعه کنید نکاتی خوبی وجود داره . مورد بعدی اینه که شما ناکارامدی فلسفه در حوزه تبیین فلسفه برای اقتصاد و…. میبینید درحالی که اینها فلسفه مضاف هستند و عدم تبیین فلسفه مضاف نشان از ناکارامدی فلسفه محض مانیست مثل اینه که ما بگیم حوادث بعداز رسول اکرم نشان از بد بودن اندیشه وعمل پیامبر بوده عدم تبیین فلسفه مضاف در قرن جدید کم کاری مابوده. صحبت های امام خامنه ای درمورد فلسفه بخصوص فلسفه ی صدرایی رو ببینید. در ضمن من هم خودم مخالف فلسفم اما نه به معنی که بقیه مد نظرشونه . یاعلی

    پاسخ
  2. الف.میم

    سلام مقاله دید مقایسه ی جالبی را انتخاب کرده اما مشکل اینجاست که دوست عزیز ما از شاکله و جزئیات فلسفه با خبر نیست و خصوصا با فلسفه اسلامی آشنایی چندانی ندارد و به علاوه فلسفه را در مقابل حکمت تصور میکند در حالی که اینگونه نیست و نمیتوان تعقل و فلسی اندیشیدن را حذف کرد وتنها جایگزین آن را حکمت قرار داد در حالی که خود نویسنده هم اذعان دارد که حکمت به همه داده نمیشود در نتیجه استدلال های شبه عرفانی آن به درد مردم عادی نخواهد خورد وخود نیازمند اسباط عقلی است،همان گونه که قرآن ابزار شناخت را عقل قرار داده واین مطلبی مطابق با فطرت بشری و گریز نا پذیر است،اما در این هم شکی نیست که فلسفه اگر به حکمت منتهی نگردد خطا پذیر خطرناک و ناقص خواهد بود که در فلسفه اسلامی این خلع پر شده…..

    پاسخ
  3. رضا

    دوست عزیز نباید این طور فلسفه رو زیر سوال برد به نظرم مطالعاتتون رو روی فلسفه زیاد کنید
    فلسفه و حکمت متضاد هم نیستن بلکه فلسفه تقلیل یافته حکمته

    پاسخ
  4. 313

    سلام.
    آقایان بزرگواران یک نفر پیدا بشه منو راهنمایی کنه، آیا چیزی که استاد عباسی در مورد فلسفه میگه درسته یا چیزی که آیت الله جوادی از فلسفه میگه درسته؟ استاد عباسی میگه که فلسفه اسلامی نداریم اسمش تو قرآن حکمته،ایت الله جوادی چیز دیگه ای میگه، به راستی کدام راست میگن؟ ملاصدرا؟ دکتر عباسی؟ امام خمینی ره؟ آیت الله جوادی؟ کدومش؟ یک نفر منو راهنمایی کنه کدوم کتابو بخونیم؟ چیکار کنیم؟ حرف کی رو قبول کنیم؟ هیچ وقت هم نظرات منو منتشر نمیکنید. لطفا راهنمایی کنید چیکار کنیم؟ چند روز دیگه میریم اعتکاف احتمالا اونجا با طلبه ها و اساتید و علما بحث کنیم. خب ما چیکار کنیم؟ چه جوابی بدیم؟ از طرفی هم حرف استاد عباسی برامون ارزش داره و از طرف دیگه علمایی چون آیت الله جوادی، امام خمینی ره ، ملاصدرا .. اگر اینجا نشد حتما ایمیل بزنید. با تشکر

    پاسخ
    1. حسین(سردبیر سایت)

      سلام علیکم
      تمام نظرات شما در سایت باشگاه تا کنون منتشر شده و حرف شما در این زمینه صحیح نیست.
      برای بررسی نظرات استاد حسن عباسی درباره فلسفه اسلامی و فلسفه غرب به طور خلاصه می توانید جلسه ۳۳۷ کلبه کرامت به نام “تاریخ طرح ریزی استراتژیک اسلام ۱۲-عبور از سایه” را مورد مطالعه قرار دهید.

      پاسخ
      1. 313

        بله. تشکر از راهنماییتون. برادرم در مورد استراتژی معماری ایرانی اسلامی چیزی هست؟ استاد عباسی نظری ندارن؟ چجور میشه در این زمینه فعالیت کرد؟

        پاسخ
        1. حسین(سردبیر سایت)

          نظر تخصصی ایجابی از ایشون در زمینه معماری بنده ندیدم اما به صورت پراکنده از تاثیرات معماری بر انسان طراز و جایگاه آن در جامعه طراز وجود دارد.

          پاسخ
          1. 313

            با سلام مجدد
            برادرم اگر در مورد همین فلسفه و حکمت جلسه ای دیگر غیر از جلسه ۳۳۷ هست بفرمایید تا نگاه کنیم. این جلسه هم عالی بود اما نیازمند مطالب بیشتری هستم. تشکر

          2. حسین(سردبیر سایت)

            سلام برادر عزیز
            جلسات ابتدایی کلبه مثل “درخت فلسفه” و “جنین حکمت” هم می تونه کمک کننده باشه.
            به نظرم جلسه تاریخ طرح ریزی استراتژیک غرب ۲ هم می تونه بسیار مفید باشه.

          3. 313

            ی سری مباحث بین من و یکی از دوستان روحانی پیش اومد که نظرات استاد عباسی رو پیرامون فلسفه و حکمت رد کردند البته دلایلی هم ارائه دادند و حقیر را قانع نکرد به همین خاطر قراره فایل جلسه کلبه کرامت را بدم تا مشاهده کنند و اگر نقدی دارند بنویسند تا خدمت شما ارائه بدم و شما پاسخ بدید. پاسخ میدید دیگه، ان شاالله؟؟

          4. حسین(سردبیر سایت)

            بله حتما ، ان شاء الله
            رشد علم در بستر تضارب آراء اتفاق می افتد.

  5. 313

    با سلام و خسته نباشید
    عید مبعث رو به شما بزرگواران تبریک میگم.
    برادر حسین این متن مصاحبه ی یکی از مدرسان حوزه علمیه نسبت به نظرات استاد عباسی پیرامون فلسفه را براتون میفرستم. لطفا مطالعه کنید و جوابیه را برای حقیر بفرستید تا در اختیار اون دوستی که برای حقیر فرستاده قرار بدم!
    با تشکر

    پاسخ
    1. حسین(سردبیر سایت)

      سلام علیکم به زودی پاسخ به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

      پاسخ
        1. حسین(سردبیر سایت)

          سلام
          همه دوستان مشغول امتحانات هستند، ان شاء الله بعد از امتحانات … .

          پاسخ
          1. حسین(سردبیر سایت)

            نه منظور امتحانات دانشگاه هست .

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *