جنگ اطلاعات | باشگاه استراتژیست‌های جوان

جنگ اطلاعات

جنگ اطلاعات

در طول تاریخ، کسب پیروزی‌های بزرگ نظامی در اغلب مواقع مرهون برتری در زمینه‌ی تحرک، قدرت آتش، اطلاعات یا لجستیک قلمداد می‌شده و سیستم‌های برتر فرماندهی و کنترل، فرماندهان را قادر می‌ساخته تا با حفظ انسجام اقدامات صورت گرفته، این قابلیت‌ها را در زمان و مکان مقتضی به کار بسته، به پیروزی دست یابند.

پیچیدگی‌های روزافزون تحولات نظام بین‌الملل و تعاملات تنگاتنگ و نزدیک، فعل‌وانفعالات سیاسی و فرآیندهای نظامی، محیط جنگ‌های پیشرفته را از حاکمیت مطلق تاکتیک‌ها و رویه و روش‌ها (استراتژی‌ها) نظامی خارج ساخته و حوزه‌ی نفوذ و تأثیر عوامل تکنولوژیکی، اقتصادی، روانی، فرهنگی، سیاسی و… را در این محیط به شدت گسترش داده است.

از سوی دیگر بروز تغییرات اساسی در مؤلفه‌های قدرت و حاکمیت در واحدهای سیاسی که می‌توان آن را پیامد تحولات فوق دانست، سبب قرابت و همگرایی در حوزه‌ی مطالعات نظامی و روابط بین‌الملل شده است.

برای شناخت دقیق و عمیق از عوامل مؤثر و تداوم‌بخش در حاکمیت دولت‌ها در این عرصه، ناگزیر باید زمینه‌ی آشنایی بیشتر با فضای طراحی استراتژِیک، تصمیم سازی و مدیریت اجرا در ساختار حکومتی و نیروی نظامی آن‌ها، فراهم آید.

مفاهیم سنتی جنگ که گاهی در مباحث علم حقوق از آن‌ها با عنوان «مخاصمات» (Hostilities) یاد می‌شود دربرگیرنده‌ی هیچ‌یک از قابلیت‌های موجود در فهرست قابلیت‌های جنگ اطلاعات نیست.

اصطلاح جنگ اطلاعات و به ویژه بخش «جنگ» آن تا حدودی گمراه‌کننده است.

پرداختن به جنگ اطلاعات کاری است دشوار، ازاین‌جهت که برای بسیاری از افراد القاگر اموری است پراکنده و کمابیش ناپیوسته و درعین‌حال، برای معدود اشخاصی که با اقدامات نه‌چندان به‌هم‌پیوسته‌ی تشکیل‌دهنده‌ی مجموعه برنامه‌های جنگ اطلاعات دولت آمریکا آشنایی دارند معنای اموری منسجم و به‌هم‌پیوسته را دارد که به طور بالقوه همدیگر را تقویت می‌کنند.

چندین سال است که اصطلاح جنگ اطلاعات را بدون توجه کافی، برای توصیف مجموعه‌ای از برنامه‌های دفاعی و امنیتی یا یک برنامه‌ی تسلیحاتی خاص از این مجموعه که برای هدف‌گیری امکانات C4I دشمن طراحی شده به کار می‌برند.

جنگ کنترلی (Control Warfare) تجلی فهرست گسترده‌ای از قابلیت‌های جنگ اطلاعات است که می‌شود از آن‌ها (علاوه بر ساختار c4i دشمن که هدف اولیه جنگ اطلاعات است) علیه زیرساخت‌های ملی و قابلیت‌های جنگ او نیز بهره برد.

بنیان آموزه‌ی جنگ اطلاعات بر پایه جنگ الکترونیک گذاشته شده (در تعاریف بنیادین و اولیه خود) و در نمونه‌های اولیه تعریف خود همواره بر داده‌های الکترونیکی تأکید داشته و نحوه‌ی ایجاد اختلال در این داده‌ها علیه نیروی در تقابل با نیروی خودی را مد نظر و هدف اصلی خود قرار داده.

مثلاً، از کار انداختن رادار دشمن و آلوده کردن کامپیوترهای نیروی در تقابل با ویروس‌ها رایانه‌ای، به کار گرفتن موشک‌های هوشمند برای نابود کردن مراکز فرماندهی و اطلاعاتی آن و از جمله سردرگم کردن تجهیزات نیروی مخاصم با فرستادن علائم دروغین و استفاده از دیگر وسایل برای گمراه کردن دشمن از مهم‌ترین وظایف در دستور کار جنگ اطلاعات بوده است.

ولی به اطلاعات و داده‌ها، در جنگ فرانوین به عنوان یکی از مؤلفه‌های اساسی و یک سرمایه‌ی استراتژیک نگاه می‌شود.

بدین معنی که تنها موضوع، کسب اطلاعات درباره‌ی جبهه یا حملات تاکتیکی به شبکه‌های راداری یا تلفنی طرف مقابل مطرح نیست، بلکه اهرم نیرومندی مورد نظر است که بتواند مهم‌ترین تصمیمات دشمن را دگرگون سازد.

در اینجا مفهومی متولد خواهد شد به نام جنگ دانسته‌ها در صحنه‌ی نبرد به این صورت که: هر طرف خواهد کوشید با دست‌کاری در جریان گرفتن و فرستادن اخبار و اطلاعات، بر اقدامات دشمن، اثری با حداکثر تأثیر داشته باشد و دانسته‌های آن را در پرتوی آن چیزی که می‌خواهد قرار دهد.

در اینجا عملیاتی که با عنوان فرماندهی و کنترل (C2) قابل‌قبول است بر این امر تأکید دارد:

انجام اقدامات امنیتی، فریب نظامی، عملیات روانی، جنگ الکترونیک و ویران‌سازی مادی با پشتیبانی متقابل از نظر اطلاعاتی، به منظور محروم کردن دشمن از اطلاعات، تحت تأثیر قرار دادن، کاهش، یا انهدام امکانات فرماندهی و کنترل او و درعین‌حال تقویت امکانات فرماندهی و کنترل «دوست» در برابر چنین اقداماتی در برابر دشمن مشرک.

اگر چنین آموزه‌ی فرماندهی و کنترلی در دستور کار قرار گیرد و به درستی و خوبی اعمال شود به فرماندهان این امکان را می‌دهد که پیش از آغاز عملیات جنگی سنتی، ضربه‌ی کارسازی را به دشمن وارد سازند.

این دستورالعمل و یا به واقع آموزه با تأکید بیشتر بر کارهای اطلاعاتی و جاسوسی و گسترش دامنه‌ی موضوع به عملیات روانی به منظور اثر گذاشتن بر «احساسات، انگیزه‌ها، تعقل واقعی (پردازش و تدبر با حداکثر بازدهی) – و سرانجام «رفتار نهایی» در واقع پارامترهای رسمی و به واقع عناصر تشکیل‌دهنده‌ی جنگ اطلاعات را دگرگون و افزایش می‌دهد و دامنه و فراگیری این مفهوم را گسترده‌تر می‌سازد.

طرح C4I ویژه‌ی نیروهای عملیاتی تصاویر دقیق و کاملی را از صحنه‌ی جنگ، اهداف مأموریت‌های به موقع و پیچیده و بهترین زاویه هدف‌گیری را در اختیار آنان قرار می‌دهد.

استراتژی نظامی بر این مسئله تصریح دارد که عملکردهای C4I نه تنها دارای اهمیت‌اند بلکه بی‌تردید در زمره‌ی جنبه‌های پشتیبانی‌کننده‌ی مبارزه و پیروزی در جنگ به شمار می‌روند.

همچنین به تشابه مفهوم این مقولات با هم دقت شود: «اهداف مأموریت‌های به موقع و پیچیده» و فرآیند «ارتباط»، «تصاویر دقیق و کامل از صحنه جنگ» و فرآیند «نظارت» و در نهایت «بهترین زاویه‌ی هدف‌گیری» فرآیند «تحلیل داده‌ها» و «نظارت».

از نیمه‌ی دهه‌ی ۱۹۸۰ تا اواخر آن یکی از محورهای اصلی مباحث جاری میان سیاست‌گذاران مسائل دفاعی و امنیتی اصطلاح درگیری کم شدت (low Intensity conflict – lic) بود.

مباحث جنگ اطلاعات (Information warfare) نیز در اواسط دهه‌ی ۱۹۹۰، به طور منظم به معرکه‌ی آرای سیاست‌گذاران امور دفاعی و امنیتی بدل گشته بود.

به عبارتی اصطلاح (جنگ اطلاعات) نیز همانند اصطلاح (درگیری کم شدت) قابلیت انتقال مفهومی ثابت و یکپارچه را به مخاطبان اصلی خود ندارد.

در واقع جنگ اطلاعات را می‌توان مشتمل بر روش‌هایی غیر مرگبار دانست که موجبات تضعیف یا ازکارافتادن فرآیندهای مهم اطلاعاتی ارتباط (Connectivity)، نظارت (Surveillance) و تحلیل داده‌ها (Data Analysis) را فراهم می‌آورد.

رابطه‌ی میان این سه فرآیند اطلاعاتی از تأثیر عظیم و چشمگیر آن‌ها بر توانایی ساختار رهبری دشمن در تصمیم‌گیری به موقع و یا آگاهانه برای مدیریت جنگ نشأت می‌گیرد.

در قاموس اطلاعات مدرن، «ارتباط» ساختار و شالوده‌ی شاهراه اطلاعات نظامی را تشکیل می‌دهد و در این شاهراه حق تردد با داده‌های «نظارتی» است.

«تحلیل دادها» نیز کار جمع‌بندی و به نمایش گذاشتن داده‌های نظارتی را انجام می‌دهد؛ که در واقع بیشترین حجم دادها را تشکیل می‌دهند، آن‌هم به‌نحوی‌که روند تصمیم‌گیری را سهولت بخشد.

تصمیمات نظامی و دفاعی به شدت به کارایی این فرآیندها وابسته است.

مشکل بتوان تصمیم نظامی مهمی را سراغ گرفت که به طور مستقیم بر مبنای ارزیابی کمابیش آنی داده‌ها استوار نشده باشد.

هیچ‌کدام از این فرآیندها به‌خودی‌خود به وجود آورنده‌ی قابلیتی مرگبار نیستند.

بر همین اساس، برخی از فناوری‌های جنگ اطلاعات که کارایی نسبی این فرآیندهای اطلاعاتی را کاهش می‌دهند باز در مجموعه‌ی بزرگ‌تر دیگری از قابلیت‌های جدید نظامی قرار می‌گیرند که گاه از آن‌ها با عنوان سیستم‌های فناوری غیر مرگبار (Non-lethal) یا نیمه مرگبار (Low-lethal) یاد می‌شود.

به دلیل انقلاب تکنولوژیک به وجود آمده سال‌های اخیر در عرصه‌ی ارتباطات و الکترونیک و نیز گزارش‌های فراوانی که از موفقیت‌های اقدامات اطلاعاتی صورت گرفته در جریان عملیات طوفان صحرا حکایت دارند و در ماه‌ها و سالیان اخیر جای خود را در آثار مکتوب نظامی بازکرده‌اند، پیچیدگی این قبیل فرآیندهای (پشتیبانی‌کننده) افزایش‌یافته و نقش آن‌ها در برنامه‌ریزی‌های دفاعی برجسته‌تر شده است.

این افزایش پیچیدگی پیامدهای چندی برای امنیت ملی و بین‌المللی به دنبال دارد، از جمله در برخی موارد بروز قابلیت‌های بالقوه (و به عقیده‌ی برخی بالفعل) در جهت کاهش چشم‌گیر توانایی‌های فرماندهان جبهه‌ی مخالف در انجام مانور یا اعزام نیرو به نحو مؤثر و کارآمد.

در مورد عملیات آفندی اطلاعاتی باید خاطرنشان ساخت که امروزه فرماندهان، هدف‌گیری مراکز هماهنگی فرماندهی و کنترل را (که ارتباط، نظارت و داده‌پردازی، اجزای تفکیک‌ناپذیر آن‌ها محسوب می‌روند) در صدر سایر امور قرار دارند داده‌اند.

تازه‌ترین مصداق این قضیه، عملیات هوایی ناتو در سپتامبر ۱۹۹۵ بر فراز بوسنی و هرزگوین است که بار دیگر بر صحت این سیاست مهر تأیید زد.

برای آغاز جنگ اطلاعات لزوم کسب نوعی «امتیاز اطلاعاتی» (Informational Advantage) و یا «تمایز اطلاعاتی» (Informational Differential) به هنگام تدارک جنگ انکارناپذیر می‌نماید.

مفهومی که در اینجا مطرح است آن است که صحت و میزان اطلاعات و دانسته‌های نظامی نیروی خودی نسبت به نیروی دشمن در مقایسه با دانسته‌های دشمن در مورد این نیروها از سطح بالاتری برخوردار باشد.

این مفهوم همواره به اندازه‌ی کافی معتبر بوده اما امروزه لزوم کسب و حفظ «برتری اطلاعاتی» برای فرماندهان، در مقابل هرگونه دشمن قبل و بعد از جنگ و در طول آن نه تنها بیشتر درک می‌شود، بلکه به لحاظ تکنولوژیکی با پیشرفت ماهواره‌های جاسوسی و امکانات امنیتی رایانه‌ها امکان تحقق آن افزایش یافته است.



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

1 نظر

  1. seyyed ali sajadpour

    سلام
    نظرات مشابهی درباره ی مقاله ای که منتشر کردین با جنابعالی دارم و البته یک پیشنهاد
    مایل به آشنایی و تبادل نظر با شما هستم

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *