جامعه مدنی، ضد جامعه اسلامی … | باشگاه استراتژیست‌های جوان

جامعه مدنی، ضد جامعه اسلامی …

جامعه مدنی، ضد جامعه اسلامی …

جامعه مدنی به مجموعه نهاد ها، اشخاص اصلی و حکمی، شخصیت های ملی، روحانیون متنفذ و روشنفکران فعالی اطلاق می گردد که خارج از تشکیلات دولت، در راستای تحقق اهداف مردم، خدمت به مردم و دفاع از حقوق مردم عمل نمایند. بعضی ها ارگان های دولت را نیزجز نهاد های جامعه مدنی میدانند. هگل که یکی از متفکران مهم نظام فکری غرب محسوب می شود و یکی از منادیان اصلی جامعه مدنی ست ، دادگاه ها، پولیس و ادارات را هم اجزای جامعه مدنی می شمارد و هم اندام های دولت می پندارد و معتقد است که کارکرد این ها می تواند دوگانه باشد، وقتی در خدمت منافع شخصی و خصوصی اند جزء جامعه مدنی و وقتی در خدمت همبستگی اجتماعی هستند و در رفاه افراد اجتماع حایز اهمیت اند، اجزا دولت به حساب می آیند.
جامعه مدنی، جامعه ای بظاهر قانونمند است که با لیبرالیزه شدن اقتصاد، سیاست و فرهنگ برقرار می گردد.

کشورهایی که توانسته اند به چنین مدینه ای دست یابند، شامل ایالات متحده آمریکا، فرانسه و بریتانیا بوده، کشورهای سرمایه داری دیگر یا در رسیدن به آن نزدیک اند و یا در فاصله‌ی دورتری در هوس رسیدن به آن تقلا می نمایند.
اما جامعه مدنی همواره با شعار های ، دموکراسی لیبرال، اقتصاد بازار، آزادی بیان، آزادی رسانه ها، برابری حقوق زن و مرد، آزادی احزاب، مبارزه با هر نوع خشونت، کمیسیون های حقوق بشر و عدالت خواهی ، فعالیت گسترده انجو ها یا موسسات غیر دولتی از مشخصات و نهاد های کاری این جامعه بوده که در نظارت از دولت قرار دارند.
با توجه به این که غرب و بخصوص آمریکا که سدر نشین جامعه مدنی می باشد این سوال پیش خواهد آمد که چرا همچنان بی قانونی ها بیداد میکند و سن خشونت روز بروز کاهش و درصد آن بالا تر میرود. بیشترین خشونت های جنسی ، جنبش های ضد سرمایه داری و ۹۹ درصدی ، و بالاترین درصد کارتون خواب ها و جیب برها رو در گوشه و کنار این کشور ها میبینیم … ؟

بعد از آنکه اروپا با انقلاب بورژوازی، دوران فیودالی را زیر پا گذاشت، تئوری جامعه مدنی به طور جدی مطرح گردید، مخصوصاً در دهه هشتاد میلادی که تئوریسن های بورژوازی در غرب، ضعف اقتصادی اتحاد شوروی و فروپاشی آنرا پیشبینی نمودند، جامعه مدنی، مخصوصاً برای کشور های جهان سوم به عنوان بدلی در برابر جامعه سوسیالیستی مطرح گردید و چون جامعه مدنی به طول حیات بشر ماندگار خوانده شد، فرانسیس فوکویاما پایان تاریخ را اعلام نمود!! که جز جاودان خوانده شدن بورژوازی و فراخوانی بشر به تابعیت از آن چیز دیگری نمی باشد. انقلاب اسلامی و تئوری جامعه بی طبقه ی توحیدی که از سوی تئوریسن های اسلامی، به ویژه امام خمینی ، امام جمهوری اسلامی ایران   مطرح  شد، که صد درصد مقابل جامعه مدنی بود ، و با آن بر سر همین موضوع سال هاست که در تقابل هستند. اگر شعار های جامعه مدنی را برسی کوتاه کنیم میبینیم که نه دین عمومی و نوع فرهنگ منطقه ای مطرح نمیشود و در واقع یک جامعه لیبرالیسم که حیا ، عفت عمومی ، آموزه های دینی ، مُحرمات ، قناعت ، ایثار و هیچ یک از مولفه های جامعه اسلامی را ندارد . حال باز شاید سوال پیش آید که نا هنجاری های موجود در غرب در محدوده جمهوری اسلامی نیز به چشم می خورد .

باید توجه داشته باشیم که که جمهوری اسلامی همواره دچار ضعف های بوده و هست که ناشی از فاصله داشتن از نظام فکری اسلام ناب بوده که مردم و دولت باید به آن توجه داشته باشند. برای مثال : از سویی ما میگوییم تمع و زیاده خواهی عامل اصلی فساد مالی ست در حالی که تبلیغات رسانه ای ما دقیقا نقطه مقابل قناعت یعنی همان زیاده خواهی می باشد و ما خود زیاده خواهی را درون جامعه تزریق میکنیم . و از این قبیل مثال ها …

و باز باید توجه داشته باشیم که اصل نظام فکری جامعه اسلامی بر پایه اخلاق عمومی می باشد اماجامعه مدنی یک زندگی انحصاری و بی روح و اخلاق عمومی را معرفی می کند .

البته دلایل دیگری هم دارد ؛ متعسفانه از ابتدای پیروزی تا به الان ، برخی خواص و مسولان انقلاب اسلامی ایمان به نظریه ها و مبانی فکری جامعه اسلامی نداشته و مروج عملی جامعه مدنی بوده و هستند که تبعات آن در جامعه دیده می شود .

و در واقع ما همچنان به ایدآل جامعه اسلامی دست نیافته ایم ولی وظیفه ما بعنوان شهروند جامعه اسلامی این است که تلاش خود را در راستای تحقق جامعه اسلامی به حد اعلا برسانیم . هرچند مدینه فاضله مد نظر اسلام تحقوق نمی یابد جز در دوران ظهور عام مهدی موعود عجل الله فرجک

و در پایان باید صمیمانه به دلسوزان اعتلا و پیشبرد فرهنگ جامعه و اهل رسانه عرض کنم که خود را بیش از قبل با مبانی فکری جامعه اسلامی آشنا سازند و مروج سبک زندگی غیر اسلامی ایرانی نباشند.

امام صادق (علیه السلام):
نَحنُ وشیعَتُنا حِزبُ اللّه‏ِ، وحِزبُ اللّه‏ِ هُمُ الغالِبونَ
ما و شیعیان ما حزب خداوند هستیم و این حزب الله است که پیروز است.

توحید صدوق، ص۱۶۶

محمد عباسیان



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

2 نظر

  1. یه دوست

    جامعه بی طبقه،جامعه توحیدی نیست…بلکه جامعه توحیدی جامعه ای است که ان اکرمکم عندالله اتقاکم در آن متجلی شده باشد.به عبارتی دیگر،جامعه بی طبقه یک شعار کمونیستی است که چون تمام تعاریف ش بر مبنای اقتصاده، غایت خودش را بی طبقگی و زندگی اشتراکی و مساوی میدونه در صورتی که در اسلام و جامعه آرمانی اسلامی مبنای تعاریف مفهوم تقوا است.ما در اسلام شایسته سالاری(تخصص+تعهد)داریم در صورتی جامعه بی طبقه این مفهوم رو نمی رسونه….

    پاسخ
  2. paydar1357

    برادر عزیزم! مطلبتان مفید اماّ غلط های املاییتان زیاد بود…
    باز هم ممنون.

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *