“تلفن دیپلماسی” نگاهی به مذاکرات ژنو و فیلم سقوط کاخ سفید | باشگاه استراتژیست‌های جوان

“تلفن دیپلماسی” نگاهی به مذاکرات ژنو و فیلم سقوط کاخ سفید

“تلفن دیپلماسی” نگاهی به مذاکرات ژنو و فیلم سقوط کاخ سفید
عنوان White House Down
سال ساخت 2013
کارگردان Roland Emmerich
نویسنده James Vanderbilt
بازیگران Channing Tatum, Jamie Foxx, Maggie Gyllenhaal, Jason Clarke
کشور سازنده نامشخص
نوع رسانه فیلم

مذاکرات ژنو، از آن وقایع مهمی بود که به وضوح می شد چهره ی خبیث و شیطانی جهان کفر را در آن، مشاهده کرد. غربی ها با تقویت و ارتقاء دکترین پلیس خوب، پلیس بد (Good Cop, Bad Cop)، در قالب استراتژی جدید «توافق خوب، توافق بد (Good Deal, Bad Deal)»، با محوریت «بالانس فشار و دیپلماسی» در نسبت با پیشرفت های گسترده ی جمهوری اسلامی ایران در صحنه های مختلف، به ژنو آمده بودند.این دکترین، از دو بخش کلی تشکیل شده بود: در گام نخست، تیم مذاکره کننده ی غربی، کار را با طرف ایرانی تا جایی پیش برد که ظریف قهقهه می زد و گمان کرده بود که تا مرز بیانیه و توافق نامه پیش رفته اند، اما به ناگاه، سیل وزرای خارجه به ژنو آغاز شد و فابیاس فرانسوی، مأمور شده بود تا کلید گام دوم باشد. از روزهای قبل، غربی ها در مورد توافق خوب (Good Deal)، در رسانه ها صحبت کرده بودند و به ناگاه، زدند زیر میز که این توافق، بد است. (Bad Deal)

در بالانس و توازنی که غربی ها به دنبالش هستند، قرار نیست که فشار، کاهش پیدا کند بلکه قرار است تحرکات دیپلماتیک آنها با فشار، تنظیم شود و افزایش پیدا کند. نکته ای که باید دولت و مجموعه ی مردم به آن توجه ویژه داشته باشند، این است که چرا دشمن، این مقطع را برای بالانس دیپلماسی با فشار، انتخاب کرده است. اگر نبود پالس های غلط و ساده لوحانه ای که از داخل، به غربی ها داده می شد، امروز شاهد این گستاخی لوران فابیاس و جان کری و اوباما نبودیم.این فرایند دیپلماتیک، با تلفن کذایی و نابه جای اوباما و روحانی که یک عده ساده لوح در داخل آن را عنایت خدا میدیدند، و همچنین جلسه ی نا به جا و طولانی وزرای خارجه ایران و آمریکا، آغاز شد. این قدر در بین مشاوران دولت و به خصوص مشاوران حوزه ی بین الملل، خودباختگی و غرب زدگی موج می زند که نتوانستند تحلیل کنند که آن تلفن، بخشی از دکترین برنامه ریزی شده ی اوباما است. در فیلم سقوط کاخ سفید در یک صحنه ، یک صفحه از یک مجله نشان داده می شود با این تیتر: «Inside the Sawyer Doctrine. Sawyer’s Telephone Diplomacy». این فیلم مدت ها قبل پیش از انتخابات ریاست جمهوری ایران ساخته شده است و اکران شده است و در آن، صراحتاً به دیپلماسی تلفنی رئیس جمهور آمریکا (Sawyer) در نسبت با ایران اشاره شده است و به وضوح نوشته شده است که این تماس، نخستین تماس بین دو کشور پس از انقلاب ایرانی ها است. یعنی همه چیز برنامه ی دکترینال دشمن است و دریغ از تحلیل درست در بین مشاوران بین الملل رئیس دولت ما.سکانس ۱:۰۶:۲۶ فیلم


در مجموع، هدف غربی ها این بود که برآوردی از وضعیت امتیازهایی که می توانند از ایران بگیرند، به دست بیاورند و تا حد ممکن، گزینه های ایران را در قالب «توافق بد» بسوزانند تا با زمان خریدن دیپلماتیک، فشار بیشتری بیاورند و امتیاز بیشتری بگیرند. وقتی در مذاکرات بعدی، روی پیشنهادات ایران در این مرحله، لِیبِل و برچسب «توافق بد» خورد، خود به خود، ایرانی ها مجبورند امتیاز بیشتری بدهند.

نگاهی به فیلم White House Down (سقوط کاخ سفید)

White House Down (سقوط کاخ سفید)، دومین فیلمی است که در سال ۲۰۱۳، با محوریت حمله ی تروریستی در داخل خاک آمریکا و به کاخ سفید ساخته شده است. قبل از این، فیلم Olympus HasFallen نیز با این موضوع ساخته شده بود. همین مسئله ی ساخته شدن چند فیلم پر هزینه با یک موضوع، به وضوح نشان دهنده ی سیطره ی یک نظام دقیق و عمیق سفارشی سازی در راستای اهداف دولت آمریکا بر هالیوود است که جماعت سینمایی و شبه روشنفکری ایران، مدام تکذیبش می کنند.
ناگفته نماند که کارگردان این فیلم، رولند امریش است یعنی کارگزدان روز استقلال، روز بعد از فردا و ۲۰۱۲؛ کارگردان اصلی ترین پروژه های هالیوود در جهت اهداف دیپلماتیک و استکباری آمریکا.

فیلم سقوط کاخ سفید، در مورد یک حمله ی تروریستی به کاخ سفید است، حمله ای که توسط یکی از نزدیکان امنیتی رئیس جمهور آمریکا، به پشتوانه ی کمپانی ها و مجتمع های نظامی – صنعتی آمریکا و در مخالفت با یک تصمیم رئیس دولت آمریکا، سامان دهی شده است. رئیس دولت آمریکا، از قضا سیاه پوست است و تصادفا در همین زمان، تصمیم دارد که مذاکرات سازش خاورمیانه (نام استعماری مصنوع غربی ها برای منطقه ی ما) را با الشریف، رئیس جمهور ایران، انجام دهد. همه ی فیلم، داستان همین حمله ی تروریستی است که در مخالفت با این تصمیم صورت گرفته و با قهرمان بازی توهمی یک آمریکایی که تصادفا در آن صحنه قرار گرفته است (مثل آن فیلم دیگر)، به پایان می رسد. هدف از این مطلب، نقد فیلم نیست بلکه مسئله بر سر بخشی از مسائلی است که در فیلم مطرح می شود.

در بخش های پایانی این فیلم، یکی از اقدامات افراد مسلحی که به کاخ سفید حمله می کنند و به راحتی تسخیرش می کنند، تلاش برای فعال سازی موشک های اتمی آمریکا است که اهداف مشخصی را نشانه رفته اند. مسئله بر سر همین اهداف است. در فیلم، چند تا از این اهداف نام برده می شوند و در یک نما، همه ی آنها نشان داده می شوند: بندرعباس، چابهار، تبریز، تهران، مشهد، نطنز، قم و شیراز!

نتیجه ی سخنان نسنجیده ی بعضی ها در اینکه «آتش بس را پذیرفتیم چون از شیمیایی عراق در اواخر جنگ ترسیدیم»، این است؛ حالا آمریکایی ها تهدید به حمله ی هسته ای می کنند. می خواهید باز هم بترسید؟!

اگر رئیس دولت جمهوری اسلامی، به جای آن مردک آمریکایی زده ی غرب پرست، یک انسان ایرانی ، موحد و سریع الغیرت، مشاور بین المللش بود، همین فردا این فیلم را در تلویزیون نمایش می داد و می گفت به خاطر این حرکت وحشیانه، ضد انسانی و ضد قانونی آمریکایی ها در نشانه گیری هشت نقطه از سرزمین ما با موشک هسته ای، تا اطلاع ثانوی، طرح تجزیه ی آمریکا، به عنوان تنها گزینه ی ما روی میز است. با پر رویی تمام، ۸ نقطه از سرزمین ما را با موشک هسته ای نشانه گرفته اند و دم از مذاکرات آشتی می زنند. یک ذره عقل در وجود هر انسانی باشد می گوید مذاکره، یک جوک است در این شرایط. حقیقت نظام بین الملل کنونی و نظم مبتنی بر کدخدایی آمریکا این است که با موشک هسته ای، هشت نقطه از یک کشور دیگر را که در همین فیلم هم اذعان می کنند که کلاهک هسته ای ندارد، نشانه می روند و به دنبال کشتن مردم آن کشور هستند. حقوق بشر و دموکراسی و آزادی در نگاه آمریکایی ها همین موشک های اتمی است که هشت نقطه از خاک ما را نشانه رفته است و به صراحت نشان می دهند که عن قریب شلیک می شود.

سهم انسان ایرانی از دهکده ی جهانی این است که یا تن به خواسته های غربی ها بدهد و به دین و آیین آنها در آید و یا با موشک هسته ای، ۸ نقطه از خاکش را هدف قرار می دهند و نسل انسان ایرانی را می خشکانند. اگر دغدغه ی اینها، حقوق بشر و دموکراسی و آزادی و جامعه ی مدنی است، چرا دلشان برای مردم عربستان و بحرین و امارات و کویت و قطر و اردن نمی سوزد؟ مردم بیچاره و بلازده ی یونان و ایتالیا و پرتقال و اسپانیا و …، روزی نیست که یک عده شان در اعتراض به تبعات همین نظام حاکم، بیرون نریزند و خیابان ها را اشغال نکنند! مگر در عربستان، گردن افراد را با شمشیر نمی زنند؟ مگر زنان حق رانندگی (بخوانید زندگی) دارند؟ مردم در این کشورها، در رؤیاهایشان هم، خواب رأی دادن نمی بینند! این کفار دلشان برای هر کس بسوزد، سرنوشت سرزمین افغانستان و فلسطین و بوسنی و ویتنام و عراق و لیبی و سوریه در انتظارش است، شک نکنید.

زالو صفتی، از ذاتیات بشر مدرن غربی است و نمی تواند بدون مکیدن خون دیگران زنده بماند، اصلا از این کار لذت می برد. بلادساکریسم (Bloodsuckerism) از اولیات مبانی شکل گیری این تمدن است.

منبع: قرن حضور

با اندکی اضافات



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

1 نظر

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *