تبلیغات؛ ریشه‌ها و آفت‌ها | باشگاه استراتژیست‌های جوان

تبلیغات؛ ریشه‌ها و آفت‌ها

تبلیغات؛ ریشه‌ها و آفت‌ها

قریب به دو قرن از ظهور اقتصاد مدرن می‌گذرد اما این علم در طول تطور خویش نه‌تنها باری از دوش ملت‌ها برنداشته بلکه خود به معضلی مزمن برای جوامع تبدیل‌شده تا بدان جا که برخی اقتصاددانان و متفکران مشهور علم توبه برداشته و از گذشته خویش اظهار پشیمانی می‌کنند و برخی دیگر نوای سقوط آزاد علم اقتصاد را سر می‌دهند.

با ورود به هزاره‌ی سوم بحران‌های اقتصادی مشکلات دولت‌ها و ملت‌ها را صدچندان ساخته و تاکنون هیچ کشوری به‌منظور برون رفتن از این اوضاع برنامه‌ای نجات‌بخش ارائه نداده است. در بحبوحه‌ی بحران‌های اقتصادی که سرتاسر جهان را درنوردیده، ضرورت ریشه‌یابی معضلات پدید آمده بیش‌ازپیش احساس می‌شود. در این میان شناخت شخصیت‌های مؤثر در شکل‌گیری اقتصاد مدرن و نحوه نگرش آن‌ها به جهان و اقتصاد کمک شایانی به ریشه‌یابی معضلات خواهد کرد. تأثیرگذارترین شخصیت در ظهور اقتصاد مدرن که مکاتب غالب اقتصادی جهان خود را وامدار تفکرات او می‌دانند کسی نیست جز آدام اسمیت.

کسانی که آدام اسمیت را می‌شناسند بعید به نظر می‌رسد فرضیه‌ی دست نامرئی او به گوششان نخورده باشد.

کسب سود و به حداکثر رساندن آن بدون نیاز به دخالت نهاد بالادستی مثل دولت هدف اصلی دست پنهان اسمیت است. مبنای چنین تفکری را باید در مفهوم لسه فر جستجو کرد. اسمیت، لسه فر را برنامه‌ای برای محو قوانین محدودکننده‌ی بازار می‌دانست.

از دریچه‌ی نگاه اسمیت اکانومی به‌مثابه یک سیستم طبیعی است که بازار بخشی از آن سیستم به شمار می‌آید و بازارهای آزاد انعکاسی از نظام طبیعی لیبرتی هستند.[۱]

 تراوش‌های ذهنی آدام اسمیت در کتاب‌هایش مکتوم نماند و به آیین‌نامه‌ای برای اقتصاددانان و بیزینس‌من‌های پس از وی تبدیل شد. شاگردان اسمیت با مبنا قرار دادن نظرات استاد خویش چارچوب‌های اکانومی کلاسیک را شکل و دست نامرئی او را به‌عنوان اصلی مطلق در علم اکانومی بسط و گسترش دادند.

اکنون دست نامرئی بازار و لسه فر مدنظر آدام اسمیت که او را پدر علم اقتصاد مدرن نیز می‌خوانند، به هیولایی عجیب‌وغریب مبدل گشته که در حال بلعیدن اسحار ساحران اکانومی است. دست و پای این هیولای شیطانی به‌قدری گسترش‌یافته که تقریباً هرکدام از ابناء بشر درروی زمین غباری از آن را حس کرده و هر یک به نحوی از آن لطمه‌ها خورده‌اند. نطفه‌ی این هیولای شیطانی که از آمیزش تفکر اباحی‌گرای آدام اسمیت با اندیشه‌ی مدرن منعقد گشت هرروز فربه‌تر می‌شود و زندگی مردمان بیشتری را آلوده می‌سازد.

تبلیغات، تقاضا، پول و عرضه چهارعنصر اصلی چرخه‌ی دست نامرئی آدام اسمیت هستند که دو نهاد بانک و بورس در راستای تسهیل، تکمیل و تکرار این چرخه نقش‌هایی محوری ایفا می‌کنند.

پلت دست نامرئی بازار[۲]

دو مفهوم عرضه و تقاضا در اقتصاد مدرن جایگاه ویژه‌ای دارند.

 زمانی که تعادل بین عرضه و تقاضا به هم بریزد مبادلات کالا و پول دچار تغییرات و افت‌وخیزهای ناگهانی خواهد شد. در این میان تبلیغات ابزاری است که در جهت افزایش یا کاهش فاصله‌ی عرضه و تقاضا نقش برجسته‌ای بر عهده دارد.

اگر قرار باشد کالایی در بازار مقصد عرضه شود نسبت به آن برآورد تقاضا صورت می‌گیرد. نقش تبلیغات در بازی عرضه – تقاضا این است که با ایجاد احساس نیاز در جامعه‌ی هدف، آن‌ها را برای خرید کالا اقناع و مجاب کرده و به‌سوی بازار عرضه جذب می‌نماید. هر میزان نیروی کِشنده‌ی ناشی از تبلیغات فزونی یابد به دنبال آن احساس نیاز در مردم بیشتر تحریک ‌شده، گسیل جامعه هدف به‌سوی کالای عرضه‌شده افزایش خواهد یافت. اینجاست که پول وارد چرخه می‌شود. پول معیاری است که با کاهش یا افزایش فاصله عرضه و تقاضا ارزش کالا را تعیین می‌کند.

 یک کالا در یک‌زمان مشخص و در شرایط تعادل ارزشی مشخص دارد اما همان کالا با همان ویژگی‌ها در زمانی دیگر اما در شرایط نامتعادل ارزشی بالاتر یا پایین‌تر پیدا می‌کند. لذا افت‌وخیز عرضه و تقاضا جابجایی ارزش کالا را در پی خواهد داشت؛ اما پول در اقتصاد مدرن علاوه بر اینکه به‌منظور ارزش‌گذاری مورداستفاده قرار می‌گیرد در بازار سرمایه، بورس و ارز با هم‌کفو خود مقایسه و از ارزش آن کاسته یا به آن افزوده می‌گردد. در چنین شرایط و فضایی دیگر کالای فیزیکی که در عالم واقع موجود و ملموس باشد با پول ارزش‌گذاری نمی‌شود بلکه پول با پول مبادله می‌شود.

 پولی که در مقایسه با پول دیگر گاه مبتنی بر عرضه و تقاضا و گاه مبتنی بر سایر گزاره‌های تأثیرگذار دچار افت یا خیز ارزش می‌شود. لذا دمدمی‌مزاجی و عدم ثبات وجه مهم و جدایی‌ناپذیر چرخه‌ی دست نامرئی بازار است.

در عصر حاضر تبلیغات به‌عنوان عامل اصلی تحریک تقاضا و محرک آغازین چرخه‌ی دست نامرئی بازار جایگاه ویژه‌ای دارد. در سطور آینده تلاش می‌شود این مقوله‌ی فراگیر که مرزهای رسانه‌ای تمام جوامع را درنوردیده مورد مداقه و بررسی بیشتر قرار گیرد.

برای فهم دقیق تبلیغات شناخت «ریشه‌ها»، «روندها» و «روش‌ها» ضرورت پیدا می‌کند.

اولین گام برای تحقق دست نامرئی و ایجاد تحریک طمع‌مدارانه در مردم یا جامعه‌ی هدف دامن زدن به پروپاگاندا و تبلیغات است.

شاید امروزه روابط عمومی و پروپاگاندا اصطلاحات نام آشنایی برای مردم باشند اما کمتر کسی است که از نام بنیان‌گذار (ان) آن‌ها آگاه باشد. خواه یا نا خواه نام ادوارد برنایز با عبارات روابط عمومی و پروپاگاندا گره‌خورده و به همین منظور او را پدر روابط عمومی مدرن نیز می‌خوانند.

تأثیری که برنایز و تفکراتش بر صنعت پروپاگاندا و روابط عمومی گذاشت نه‌تنها تا به امروز تداوم داشته بلکه این سنت سیئه مرزهای اغلب کشورهای جهان را صرف‌نظر از عقاید و باورهای آنان درنوردیده است. او از ایده‌های گوستاو لوبون و ویلفرد تروتر و زیگمویند فروید که تمرکز آن‌ها مطالعه بر ذهن توده‌ها بود، برای پایه‌گذاری روابط عمومی و صنعت پروپاگاندای مدنظرش بهره‌ها جست.

ازنظر برنایز انسان حیوان خطرناکی است که باید کنترل شود؛ انسان‌ها توده‌ای از احمق‌ها هستند که باید مواظب رفتار آن‌ها بود. آنان در درون خود دارای انرژی نهفته‌ای هستند که از بعد ناخودآگاهشان نشأت می‌گیرد. خشم و شهوت از این نیروها به‌حساب می‌آیند. برنایز معتقد است که باید این حالات انسان‌ها را مدیریت کرد. به نظر او سامان دادن به امیال درونی مردم می‌تواند آن‌ها را خوشحال و مطیع گرداند. مردم را باید خوشحال و مصرف‌کننده نگه داشت زیرا احساسی که به مردم هنگام خرید کالاهای مختلف دست می‌دهد موجب رضایت آن‌ها شده و فکر شورش را از سرشان دور می‌کند.[۳]

درواقع ادوارد برنایز با فراگیر ساختن پروپاگاندا به دنبال مهار و مدیریت مردم در دموکراسی مدنظر خود و هم‌فکرانش بوده است. نوادگان، طلبگان و حامیان تفکر ادوارد برنایز با ظهور و بروز بیش‌ازپیش رسانه و توسعه‌ی بازوان ستبر آن در اقصا نقاط جهان در دوران کنونی با پیروی از منویات توهین‌آمیز اولیا طاغوتشان به دنبال ایجاد حس سستی و مستی در مردم جهان و کشاندن آنان به وادی مصرف‌گرایی بوده و هستند.

آن هنگام که اسمیت از دست نامرئی بازار سخن به میان آورد شاید تصور چنین روزی را نمی‌کرد که پیروان تفکرش از رسانه با انواع حیل و ترفندها برای مدیریت حب و بغض مردم و تحمیق آنان بهره‌جویند. اولین گام در چرخه دست نامرئی، ایجاد طمع در مردم با استفاده از پروپاگاندا است. لذا شناخت آفت‌ها و مضرات پروپاگاندا کمک شایانی به زدودن تفکرات منحط افرادی چون ادوارد برنایز و هم‌قطارانش خواهد کرد. در ادامه ضمن رعایت نگاه تطبیقی و ذکر نمونه به برخی از آفت‌های تبلیغات یا پروپاگاندا اشاره خواهد شد.

دروغ‌پردازی و ترویج آن:

دروغ بزرگ یکی از تکنیک‌های مهم در پروپاگاندا است.

اصطلاح دروغ بزرگ اولین بار توسط آدولف هیتلر رهبر حزب نازی آلمان مطرح شد.

ازنظر هیتلر مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می‌کنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، مردم دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.[۴]

از ترفندهای مهم برای ارائه یک کالا در تبلیغات، تعریف و تمجید دروغین از آن است.

غلو و بزرگنمایی ازجمله مؤلفه‌های کلیدی در دروغ‌گویی به‌حساب می‌آیند که این مقوله در اغلب تبلیغات به‌ویژه تبلیغات بازرگانی مشاهده می‌شود. بسته به میزان باورپذیر بودن یا نبودن، تأثیر گذاشتن بر مخاطب و …، دروغ‌پردازی در تبلیغات قابل درجه‌بندی است. یکی از قابلیت‌های مهم رسانه برای جا انداختن و اثبات دروغ‌پردازی‌ها، تکرار مدام تبلیغات به شکل‌ها و انحا مختلف است. وقتی موضوعی مشخص بارها برای مردم تکرار شود نوعی باور به آن در اذهان و افکار عمومی پدید می‌آید تا جایی که فرد با شنیدن نام کالا بیش از اینکه ویژگی‌های واقعی آن را به یاد آورد اصطلاحات و جملات دروغین در ذهنش تداعی می‌شود.

نفی دروغ و دروغ‌گویی در کلام معصومین:

رسول خدا فرمودند: بدترین و بالاترین رباها دروغ است.[۵]

مردی به رسول خدا عرض کرد: به من اخلاقی بیاموزید که خیر دنیا و آخرت در آن جمع باشد، حضرت فرمودند: دروغ نگو. [۶]

امام علی علیه‌السلام فرمودند: نشانه ایمان، این است که راست‌گویی را هرچند به زیان تو باشد بر دروغ‌گویی، گرچه به سود تو باشد، ترجیح دهی.[۷]

پیامبر اسلام فرمودند: شما را سفارش می‌کنم به راست‌گویی، که راست‌گویی با نیکوکارى همراه است و هر دو در بهشت‌اند و از دروغ‌گویی بپرهیزید که دروغ‌گویی همراه با بدکارى است و هر دو در جهنم‌اند.[۸]

امام حسن عسگری فرمودند: تمام پلیدی‌ها در خانه‌ای قرار داده‌شده و کلید آن دروغ‌گویی است.[۹]

ترویج مصرف‌گرایی:

مصرف‌گرایی یا consumerism یکی از مؤلفه‌های مهم در اقتصاد کاپیتالیستی است که هدف اصلی آن تشویق مردم به خرید و استفاده بیش‌ازحد کالاها و خدمات است. رواج مصرف‌گرایی علاوه بر ایجاد نیاز کاذب در مردم، اسراف در خرید کالاها را در پی خواهد داشت.

 این امر موجب دپو شدن و بی‌استفاده ماندن کالاهای خریداری‌شده‌ی غیرضروری، خارج شدن ارز از کشور، افزایش استفاده از منابع زیرزمینی و روزمینی، کشیده شدن شیره طبیعت و نابودی تدریجی ثروت ملی می‌شود.

 در باب نفی مصرف‌گرایی کتاب‌های زیادی نگاشته شده و مستندها و فیلم‌هایی نیز ساخته‌شده است اما متأسفانه تلاش مخالفان مصرف‌گرایی به‌مثابه سوزن در مقابل انبار پر از کاه تبلیغات پرسروصدای کمپانی‌های مبلغ مصرف‌گرایی گم می‌شود.

نفی اسراف در کلام ائمه:

امام صادق فرمودند: اسراف‌کننده سه نشانه دارد: آنچه در شأنش نیست خریدارى می‌کند، آنچه در شأنش نیست می‌پوشد و آنچه در شأنش نیست می‌خورد.[۱۰]

امام علی فرمودند: اسراف را رها کن و میانه‌روی در پیش ‏گیر و امروز به یاد فردا باش و از مال به‌اندازه ضرورتت نگه‏دار و اضافى آن را براى روز نیازمندیت (قیامت) پیش فرست.[۱۱]

استفاده‌ی ابزاری از زنان:

یکی از تکنیک‌های مهم در پروپاگاندا و تبلیغات که امروز بیش‌ازپیش در رسانه‌های مختلف جهان (حتی رسانه‌ی ملی جمهوری اسلامی ایران) استفاده‌ی ابزاری از زنان به‌منظور ارائه محصولات و کالاهای متنوع است. آن‌ها با زیبا جلوه دادن تبلیغات از این طریق (استفاده از ظرافت‌ها، لطافت‌ها و زیبایی‌های جنس زن)، درصدد جذب مخاطب بیشتر برای محصول خود هستند غافل از اینکه زیبا جلوه دادن گناهان ازجمله مکاید شیطان به شمار می‌آید. شیطان با زیبا نشان دادن سیئات ضمن تحریک نفس مزینه آن را به توجیه گناهان صورت گرفته، وادار می‌کند. رسانه‌ها با استفاده ابزاری از زنان نه‌تنها در پوشاندن وکاهیدن زشتی‌های مطرح در پروپاگاندا ناتوان‌اند بلکه با انجام چنین کاری به جنس و جایگاه زن اهانت کرده و ضمن ایجاد غوایت در افکار مخاطبان به رواج بیش‌ازحد گناه دست می‌زنند.

استفاده‌ی ‌ابزاری و جنسی از زنان در تبلیغات ریشه در فرهنگ اباحی گرا و لیبرالیستی پارادایم تفکر مدرن دارد و در تقابل با مفهوم عمیق حیا و عفت است. متأسفانه این بیماری واگیردار به متصدیان تبلیغات در رسانه‌ی ملی نیز سرایت کرده و به شکل روزافزونی در حال همه‌گیری است.

حجاب وزنان در کلام معصومین:

رسول اکرم صلی‌الله علیه و اله و سلم می‌فرمایند: (در آینده) زنانى پیدا می‌شوند که در عین پوشیدگى برهنه‌اند (لباس‌های بدن‌نما و جوراب‌های نازک می‌پوشند) هوس‌باز و دل‌فریب می‌باشند، موهاى خود را طورى آرایش می‌کنند که مانند کوهان شتر جلوه می‌کند. اینان داخل بهشت نمی‌شوند و حتى بوى آن را استشمام نمی‌کنند، بااینکه بوى بهشت از راه بسیار دور شنیده می‌شود.[۱۲]

فاطمه زهرا سلام‌الله فرمودند: بهترین چیز برای حفظ شخصیت زن آن است که مردی را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.[۱۳]

امیر المومنین علی علیه‌السلام فرمودند: محفوظ بودن و پاک‌دامنی براى سلامتى زن مفیدتر است و زیبایى او را بادوام‌تر می‌کند.[۱۴]

امام علی علیه‌السلام فرمودند: زکات زیبایی، عفت و پاک‌دامنی است.[۱۵]

رسول خدا فرمودند: در شب معراج زنانی را دیدم که گوشت بدنشان توسط قیچی‌های آتشین از جلو و عقب بریده می‌شد … پس آن‌ها کسانی هستند که خود را در معرض مردان نامحرم قرار می‌دهند و با رفتارهای مختلف توجه آن‌ها را جلب نموده و به آن‌ها اظهار تمایل می‌نمایند.[۱۶]

ترویج تجمل‌گرایی و اشرافی گرایی:

تجمل‌گرایی، یکی از رذایل اخلاقی است که در دین اسلام مورد نکوهش واقع‌شده است.

 امام راحل درباره تجمل‌گرایی می‌فرماید: «طبع کاخ‌نشینی باتربیت صحیح، منافات دارد؛ با اختراع و تصنیع و تألیف و زحمت، منافات دارد. اگر سراسر دنیا هم بخواهید گردش کنید و پیدا کنید، اگر موفق بشوید یکی دو تا و چند تاست. تمام مصنفین از این کوخ‌نشینان بودند تقریباً و تمام مخترعین از همین کوخ‌نشینان بودند تقریباً. ما باید بکوشیم که اخلاق کاخ‌نشینی را از این ملت بزداییم. اگر بخواهیم ملت جاوید بماند و اسلام را آن طوری که خدای تبارک‌وتعالی می‌خواهد، در جامعه ما تحقق پیدا کند، مردم را از خوی کاخ‌نشینی به پایین بکشید.»[۱۷]

تبلیغ برخی کالاها در راستای ترویج تجمل‌گرایی است. تبلیغ طلاجات، جواهرات گران‌بها، خودروهای لوکس و گران‌قیمت، خانه‌های شاهانه، لوازم‌خانگی لوکس، اسباب و اثاثیه و مبلمان بسیار راحت و گران‌قیمت و … همگی به تجمل‌گرایی و زندگی اشرافی دامن می‌زنند.

انسان مؤمن حافظ حدود الهی است و از حسابرسی قیامت بیم دارد. کسانی که اشرافی گرایی را رواج می‌دهند دنیاپرستانی‌اند که در تصورات خود به دنبال زندگی جاودان در دیار فانی‌اند.

چنین می‌پندارند که مرگ آنان را فرانمی‌گیرد اما دیری نخواهد پایید که در محکمه‌ی عدل الهی مورد بازخواست و حسابرسی قرار خواهند گرفت.

حیا زدایی:

اختلاط مردان و زنان، استفاده ابزاری از زنان، عادی‌سازی نگاه به نامحرم، رواج نگاه شهوت‌آلود و نمایش افراطی زنان بزک‌کرده با پوشش‌های رنگارنگ و زننده، … ازجمله حربه‌های شیطان هستند که در صنعت پروپاگاندا شیوع گسترده‌ای دارند. متأسفانه حتی رسانه‌ی ملی به شکل روزافزونی خواسته یا ناخواسته با پیروی از رویه‌ی تبلیغاتی رسانه‌های غربی به حیا زدایی دامن می‌زند.

گزاره‌های حیا زدا، غیرت و عفت را در مردم و جامعه کم‌رنگ و آرام‌آرام نابود می‌کنند. زمانی که نگاه به نامحرم از دریچه رسانه عادی شود به الگویی برای مردم بدل شده و این گناه که منشأ سیئات دیگر نیز به شمار می‌آید در جامعه بیش‌ازپیش فراگیر خواهد شد. نقش بستن چهره و اندام زنان بزک‌کرده‌ی مانکن مانند در ذهن مردان و تصاویر چهره و اندام مردان در ذهن زنان و مفاهیمی که تحت پوشش تبلیغ کالایی خاص به مخاطبان القا می‌شود، منجر به شیوع زنای ذهنی و غوایت در افکار مردم خواهد شد.

اهمیت حیا در کلام معصومین:

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.[۱۸]

رسول اکرم صلی‌الله علیه و اله و سلم می‌فرمایند: حیا و ایمان قرین یکدیگرند اگر یکی از میان برخاست دیگری هم برود. [۱۹]

پیامبر گرامی اسلام فرمودند: حیا تمام دین است.[۲۰]

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: حیا ده جز دارد، نه جزء آن در زنان است و یک جزء در مردان.[۲۱]

ترویج ربا:

ربا به‌مثابه غده‌ای سرطانی در بدن اقتصاد جهانی در حال رشد و تکثیر است. این سرطان در شرایطی بحرانی به سر می‌برد و هرلحظه ممکن است عود کرده و بدن بیمار جهان را به‌سوی نابودی بکشاند. نهادهای اقتصادی به‌ویژه بانک و بورس نه‌تنها هیچ راهکاری برای برون‌رفت از این بحران ندارند بلکه خود به آلام و عوارض ناشی از پیشرفت این غده‌ی سرطانی در بدن اقتصاد جهان می‌افزایند.

تن رنجور و بیمار جهان تنها با دست شفابخش الله از این مهلکه نجات پیدا خواهد کرد؛ یداللهی که با زدودن دست نامرئی شیطان خون طیب‌وطاهری در پیکره جهان بدمد و جان تازه‌ای به آن بخشد؛ اما شیطان و ایادی او که از ظهور و تجلی دست خدا در معادلات جهانی به‌شدت نگران و بیمناک‌اند از هیچ تلاشی برای مقابله با آن فروگذار نمی‌کنند. تبلیغات سرسام‌آور بانک ازجمله دست‌آویزهای اهریمن برای تثبیت جایگاه خود و برپای ماندن ربا و شیوع بیش‌ازپیش آن به شمار می‌آید. تبلیغات بانکی با ایجاد آرزوهای کاذب در ذهن و قلب مردم سرمایه‌های آنان را جذب و ضمن تحمیق، فریب و دادنِ وعده‌های وسوسه‌برانگیز، پایه‌های اعتقادی آنان را سست می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ربا به وب‌سایت ربا مراجعه نمایید.

ترویج راحت‌طلبی:

رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: نخستین چیزهایی که موجب نافرمانی پروردگار گردید، شش خصلت بود: دنیاطلبی، ریاست‌طلبی، شکم‌پرستی، شهوت‌پرستی، علاقه به خواب و راحت‌طلبی.[۲۲]

یکی از مقوله‌های مهم که شاید کم‌تر موردتوجه مخاطبان قرارگرفته ترویج راحت‌طلبی در تبلیغات یا پروپاگاندا است. حجم گسترده‌ای از تبلیغات مردم را به‌سوی زحمت کمتر، رفاه‌طلبی افراطی، تنبلی و تن‌پروری دعوت می‌کنند.

 اخیراً در برخی تبلیغات که شمار آن‌ها حتی در رسانه‌ی ملی به‌شدت افزایش‌یافته جوایز بعضاً هنگفتی برای جذب بیشتر مشتری در نظر گرفته‌شده است. مخاطب با دیدن و شنیدن چنین تبلیغاتی به خرید کالا ترغیب می‌شود. به‌موجب این موضوع مردم جامعه‌ی هدف بدون اینکه برای تأمین معاش زندگی خود، کار، تلاش و جهد کنند برای خرید محصول تبلیغ‌شده به خیال و تصور بردن جایزه، هجوم می‌آورند.

 تحریک مردم به جهت خرید کالای جایزه‌دار ترفندی غیراخلاقی و ناپسند است که علاوه بر افزایش طمع در مردم نوعی رخوت، سستی و راحت‌طلبی را در جامعه رواج می‌دهد.

ترویج سودا گرایی:

یکی از ویژگی‌های جوامع غیر ایمانی و غیر الهی شیوع بیش‌ازحد سوداگرایی در آن‌هاست. ریشه سوداگرایی که امروزه در جوامع مختلف سیطره پیداکرده است، به دوران مرچنت‌ها و سپس در عصر مدرن به نظرات اقتصاددانان کلاسیک ازجمله آدام اسمیت بازمی‌گردد. مرکانتیلیست‌ها (سوداگرایان) به‌منظور کسب سود بیشتر خود را مجاز به استفاده از هر حیله و نیرنگی می‌دانند. در عصر حاضر با ظهور رسانه مجال برای ترک‌تازی سوداگرایان بیش‌ازپیش فراهم‌شده است تا با تبلیغات متنوع و پرزرق‌وبرق به انحاء گوناگون باهدف کسب سود بیشتر نظر مردم را به‌سوی محصول یا کالای مدنظر خود جلب کنند. اکثر تبلیغات نه‌تنها باهدف کسب رضای خدا، رضایت مشروع خلق خدا و رفع نیازهای مشروع آن‌ها نیست بلکه در راستای کسب سود بیشتر، تولید و از رسانه‌ها به مردم منتقل می‌شوند. بعضاً تبلیغاتی از قاب رسانه‌ها انتشار می‌یابند که با صحت و تندرستی و سلامت مردم منافات و تضاد ذاتی دارند؛ مثلاً تبلیغات مواد غذایی غیرمجاز و ناسالم مانند چیپس و پفک نه‌تنها ره‌آوردی جز بیماری برای مردم به همراه ندارند بلکه موجب هدر رفتن ثروت ملت، پرپول شدن جیب صاحبان شرکت‌های تولیدکننده این مواد و افزایش سود ناشی از فروش محصولاتشان به خلق‌الله خواهد شد.

ترویج بیماری‌های جسمی و روانی:

کمپانی‌ها و کارتل‌های مطرح اقتصادی اغلب کسب سود بیشتر را مبنای عمل خود قرار می‌دهند.

 آن‌ها بدون در نظر گرفتن صحت و سلامت کالای تولیدشده که قرار است به مصرف مردم برسد، به تبلیغ آن پرداخته و با رنگ و لعاب بخشیدن بی‌حدوحصر به کالا موجب تحیر و شگفتی مخاطبان می‌گردند.

محصولات مضری چون چیپس، پفک و غذاهای آماده و … نه‌تنها صحت جسمانی خریداران را تضمین نمی‌کنند بلکه آنان را با بیماری‌ها جسمی و روانی متعددی روبرو خواهند ساخت.

 از سوی دیگر ممکن است مخاطبان برخی دیگر از تبلیغاتی مردمان بی‌بضاعت و کم درآمدی باشند که قدرت خرید کالای تبلیغی را نداشته باشند؛ تبلیغ و تکرار بیش‌ازحد کالا (با توجه به حس نیاز کاذبی که براثر تکرار تبلیغات در مخاطبان پدید می‌آید) حس حسرت و به دنبال آن غم و اندوه نداشتن را در آنان افزایش خواهد داد. لذا تکرار چنین تبلیغاتی بیماری‌های روحی و روانی زیادی برای این قشر آسیب‌پذیر جامعه به همراه خواهد داشت.

تخیل پردازی مذموم:

امروزه تخیل پردازی و داستان‌سرایی‌های متوهمانه به یکی از عناصر اصلی برای ساخت تبلیغات تبدل شده است. یکی از گزاره‌های مهم برای جذب مخاطب استفاده از ترفندهای ساحران، جادوگران و اسطوره‌هاست.

عمده‌ی تخیل‌پردازی‌ها در تبلیغات که برخی زاییده‌ی تفکرات سازندگان تبلیغات و برخی دیگر اقتباس از دیرین‌گونه‌ها (حقیقی، اسطوره‌ای، واقعی) است، مذموم و ناپسند هستند. بنا به نص صریح قران خداوند مختال فخور (خیال‌پرداز فخرفروش) را دوست ندارد. بر این مبنا استفاده از تخیلات مذموم سبب دوری انسان‌ها از پروردگار متعال شده و دشمنی الله را با آن‌ها در پی خواهد داشت. ترویج خیال‌پردازی مذموم آمیخته با اغراق و از روی فخرفروشی در تبلیغ محصولات هم‌تراز، نوعی انحراف است و کسانی که چنین رویه‌ای را پیشه کنند مصداق آیه ۱۸ سوره مبارکه لقمان قرار می‌گیرند.

إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ

قطعاً خدا خیال‌پرداز فخرفروش را دوست ندارد.


پی‌نوشت:

[۱] Gaspard, Toufick. A Political Economy of Lebanon 1948–۲۰۰۲: The Limits of Laissez-faire. Boston: Brill, 2004

[۲] رک: استاد حسن عباسی، دروه‌ی کلبه‌ی کرامت، جلسه: ۵۱۷

[۳] پدر پروپاگاندا کیست؟، گزارش ویژه وب‌سایت خبری تحلیلی مشرق (لینک گزارش)

[۴] گزارش دفتر خدمات استراتژیک ایالات‌متحده در مورد شرح‌حال روحی هیتلر، صفحه ۵۱

[۵] من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۷۷

[۶] بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۲۶۲، حدیث ۴۳

[۷] نهج‌البلاغه، حکمت ۴۵۸

[۸] نهج الفصاحه، ح ۱۹۷۶

[۹] بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۷۷

[۱۰] خصال ص ۱۲۱، ح ۱۱۳ -تفسیر نورالثقلین ج ۱، ص ۷۷۲، ح ۳۱۳ {شبیه این حدیث در من لا یحضره الفقیه ج ۳، ص ۱۶۷، ح ۳۶۲۴ }

[۱۱] تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۳۵۹، ح ۸۱۲۸ – نهج البلاغه (صبحی صالح) ص ۳۷۷، از نامه ۲۱

[۱۲] لسان العرب ج ۱۱، ص ۶۳۷ – تاج العروس من جواهر القاموس ج ۱۵، ص ۷۰۸

[۱۳] بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۵۴، ح ۴۸

[۱۴] تصنیف غررالحکم و درر الکلم ۴۰۵، ح ۹۲۸۶

[۱۵] تصنیف غررالحکم، ص ۲۵۶، ح ۵۴۰۹

[۱۶] بحارالانوار، ج ۸، ص ۳۰۹

[۱۷] صحیفه نور، جلد ۱۷، ص ۲۱۷

[۱۸] کافی (ط – الإسلامیه) ج‏۲، ص ۱۰۶، ح ۵

[۱۹] نهج الفصاحه ص ۴۵۳، ح ۱۴۲۹

[۲۰] نهج الفصاحه ص ۴۵۳، ح ۱۴۲۸

[۲۱] من لا یحضر الفقیه ج ۳، ص ۴۶۸

[۲۲] بحار الأنوار، ج ۷۳، ص ۱۵۳



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

4 نظر

  1. پوریا سرداریان

    سلام
    ضمن تشکر از مطلبتان،
    در زمینه سیر. اقتصاد غرب، دکتر درخشان در اردوی بسیج دانشجویی امام صادق، سخنرانی جالبی تحت عنوان “اقتصاد دزدان دریایی” ایراد کردند.
    متن این سخنرانی ذیل عنوان مذکور قابل جستجو و مطالعه هست.
    حتما در اسرع وقت این متن را مطالعه فرمایید.
    یا حق

    پاسخ
    1. حسین(سردبیر سایت)

      سلام
      قسمت مذکور تقریبا دو هفته ای فعال هست.
      زیر هر مطلب کنار امتیاز دهی.

      پاسخ
  2. 313

    لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ سوره :حدید آیه :۲۳

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *