بررسی فیوچرلوژیکال مذاکرات هسته‌ای | باشگاه استراتژیست‌های جوان

بررسی فیوچرلوژیکال مذاکرات هسته‌ای

بررسی فیوچرلوژیکال مذاکرات هسته‌ای

در مبحث آینده‌پژوهی و آینده‌نگاری با اصطلاحی به نام سناریو مواجه هستیم؛ که روشی برای بررسی آینده‌های محتمل است که نه به طور حتمی بلکه به طرز قابل‌انتظاری رخ می‌دهند؛ یعنی در فضایی که توسط سناریو خلق می‌کنیم هر آنچه که در آینده انتظار می‌رود که اتفاق بیفتد را بررسی می‌کنیم.

حال در سناریونویسی با پنج نوع سناریوی متمایز روبرو هستیم.

  • سناریوی بدون شگفتی
  • سناریو خوش‌بینانه
  • سناریوی بدبینانه
  • سناریوی فاجعه
  • سناریوی معجزه

در موارد ۱ و ۲ و ۳ همان‌طور که از اسم این سناریوها پیداست، ما شاهد تفسیری هستیم که برای سناریوی بدون شگفتی انتظار اتفاق ویژه‌ای نداریم و روندهای جاری کنونی به مسیر عادی خود ادامه می‌دهند. در سناریوی بدبینانه ما انتظار آینده‌ای بدتر از روند جاری را داریم و در سناریوی خوشبینانه انتظار ما آینده‌ای بهتر از زمان حال است. این سه سناریو را که پشت سر گذراندیم، روال طبیعی یک آینده‌پژوهی محسوب می‌شود. می‌ماند دو سناریوی فاجعه و معجزه که خارج از روال طبیعی و مسلّم یک روند هستند و وضعیت فوق‌العاده محسوب می‌شوند؛ یعنی تغییرات حاصل از رویداد چنان بزرگ هستند که نمی‌توانیم به واژه‌های خوش‌بینانه یا بدبینانه برای آینده‌پژوهی بسنده کنیم و باید خود را برای آینده‌ی غیرمنتظره‌ای آماده کنیم که در صورت فاجعه یک بحران غیرمنتظره پیش روی ماست و در حالت سناریوی معجزه آینده‌ی بسیار خوب و شگفتی را انتظار خواهیم داشت.

حال که با روند سناریونویسی در مبحث آینده‌پژوهی آشنا شدیم می‌خواهیم به بررسی یک رویداد و آینده‌های محتمل آن بپردازیم. مهم‌ترین رویداد کنونی پیش روی کشور ما که اخیراً نیز بسیار مورد بحث واقع شده است و پتانسیل تأثیرگذاری شگرف در آینده‌ی کشور ما را داراست و همچنین شایسته و مستلزم سناریونویسی است، بحث پیرامون موضوع هسته‌ای و توافق احتمالی ایران با کشورهای ۵ +۱ است. می‌دانیم که امروز مذاکرات هسته‌ای ایران و کشورهای ۵ + ۱ فراتر از یک توافق حقوقی و حقوق مربوط به معاهدات بین‌المللی است و از حالت حقوقی صِرف خارج‌شده و در محدوده‌ی وسیعی از زمینه‌ها گسترده شده و مسائل و عوامل زیادی را به خود درگیر کرده که کاملاً ماهیت یک کشمکش سیاسی را داراست.

حال لازم است در اینجا دو فرض کلی را برای آینده‌ی مذاکرات در نظر بگیریم:

  • رسیدن به توافقی خوب و کامل از نظر ایران
  • دست یافتن به توافقی بد و ناقص از نظر ایران

حالت ۱:

در این حالت فرض می‌کنیم توافق بر اساس خواسته‌ها و شرایط طرف ایرانی انجام شود و همه‌ی محدودیت‌ها و تحریم‌های اعمال شده علیه جمهوری اسلامی ایران برطرف شده و راه تعامل و ارتباط با جهان از هر لحاظ برای ایران باز شود. در چنین شرایطی می‌خواهیم آینده‌ی پس از یک توافق خوب را برای ایران در قالب سناریو در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، صنعت و علم و… را ترسیم کنیم.

بعد سیاسی:

از دستاوردهای سیاسی مهمی که می‌تواند رقم بخورد این است که ایران از انزوای سیاسی بیرون آمده و قدرت دیپلماسی ایران به عنوان یک کشور مستقل توسعه می‌یابد که این سبب افزایش حضور سیاسی ایران در مسائل منطقه‌ای و جهانی و اعمال نفوذ بیشتر در حوزه‌های وسیع‌تری می‌شود که علاوه بر حفظ منافع ملی خود، منافع دوستان و هم‌پیمانان خود را نیز فراهم می‌کند. علاوه بر این توسعه‌ی سیاسی خارج از مرزها فرصتی است برای افزایش قدرت رسانه‌ای ایران که می‌تواند بسیاری از جنگ‌های نرم روانی که در جهت تخریب چهره‌ی بین‌المللی ایران تلاش می‌کنند، ناکام مانده و باورهای غلط مردم دنیا نسبت به جمهوری اسلامی ایران تغییر کرده و ایران هراسی و اسلام هراسی را پایان دهد و دید جامعه‌ی بین‌الملل را نسبت به کشور بهبود بخشد. همچنین افزایش نفوذ سیاسی باعث گسترش قدرت ایدئولوژیکی ایران (صدور انقلاب اسلامی به ملت‌های به پا خواسته) نیز می‌گردد. به‌طورکلی علاوه بر این موارد، منزلت سیاسی کشور افزایش می‌یابد و قدرت و اقتدار ایران فزونی می‌یابد.

بعد اقتصادی:

بسیاری از کارشناسان معتقدند که تأثیر توافق صورت گرفته بر اقتصاد بیش از سایر حوزه‌ها نمود پیدا می‌کند و تحول در اقتصاد ایران پس از توافق را حتمی می‌دانند. از این نظر اقتصاد ایران پس از توافق به توسعه‌ی وسیعی دست می‌یابد که از افزایش فروش نفت گرفته تا آزادسازی سرمایه‌های بلوکه شده در خارج از مرزها، همه و همه بر معیشت مردم و ثروت ملی مؤثرند. پس از توافق با افزایش فروش نفت (رشد ۵۰ درصدی ذخیره‌ی ارزی کشور) و دسترسی به منابع مالی بلوکه شده، شاهد افزایش ناگهانی ثروت ملی هستیم و این عامل اگر با افزایش سرمایه‌گذاری خارجی در داخل کشور نیز همراه شود، فرصت بسیار خوبی برای توسعه و پیشرفت سریع کشور محسوب می‌شود. علاوه بر این اگر دسترسی به بازارهای منطقه‌ای و جهانی نیز برای ایران فراهم شود، حجم صادرات کالای کشور افزایش یافته که سبب رونق کسب‌وکار و بهبود معیشت مردم می‌شود. همچنین با شکسته شدن محاصره‌ی اقتصادی و تسهیل تبادل ارزی می‌توانیم امیدوار باشیم که ارزش ریال رو به فزونی گذارد. علاوه بر این موارد درآمدهای دیگری نظیر توریسیم و گردش گردی باعث وارد شدن ارز به داخل کشور می‌شوند. همچنین شاهد جوّ مثبت روانی و ایجاد شورونشاط در داخل کشور باشیم و اثرات معضل‌های بیکاری و تورم را کمتر کنیم.

صنعت، علم، تکنولوژی:

صنعت ایران از جمله مواردی است که بیشترین ضربه را در طول سال‌های تحریم خورده است. ازیک‌طرف با افزایش قیمت ارز، واردات مواد اولیه مورد نیاز صنعت با مشکل جدی مواجه شده و دسترسی نداشتن به بازار برای عرضه‌ی محصولات، صنعت را از رشد بازمی‌دارد و از طرف دیگر با تحریم تکنولوژی مجبور به اکتشاف دوباره فناوری می‌شویم و هزینه‌های گزاف برای رسیدن به فناوری را باید متحمل شویم که با صرف زمان و هزینه‌ی زیاد، به راندمان و بهره‌وری لازم جهت رقابت با صنعت جهانی نمی‌رسیم که این عامل مهمی در عقب‌ماندگی صنعت محسوب می‌شود. حال اگر توافق خوب صورت گیرد شرایط صنعت به‌کلی عوض می‌شود و هر کدام فاکتور مثبتی در جهت پیشرفت صنعت خواهند شد و با مبادله‌ی فناوری‌های جدید و تبادل علمی گسترده با جهان و فرصت حضور داشتن محققان ایرانی در پژوهش‌های جهانی و جامعه علمی جهان شاهد رشد علمی و فنی و ارتقای سطح علمی دانشگاه‌های کشور باشیم.

حالت دوم:

روی دوم سکه توافق، رسیدن به یک توافق بد و ضعیف برای ایران است که در آن خواسته‌های طرف مقابل به کرسی می‌نشیند و آن‌طور که طرف غربی می‌خواهد توافق با کمترین دستاوردها و بیشترین محدودیت‌ها برای ایران انجام می‌شود. حال این نوع توافق را از بعدهای مختلف مورد آینده‌پژوهی قرار می‌دهیم.

بعد اجتماعی و سیاسی:

ایران در دنیا به عنوان یک کشور انقلابی شناخته می‌شود که سمبل استقامت و مقاومت در مقابل استکبار جهانی است و استقلال سیاسی بی‌نظیری را داراست. مذاکره کردن و به توافق رسیدن با ایران تلقی این را دارد که مقاومت در برابر ابرقدرت و هژمون بیهوده است و نهایتاً پس از مدتی تحمل فشارهای هژمون به توافق می‌رسد، این امر علاوه بر لکه‌دار کردن حیثیت جهانی ایران سبب دلسردی ملت‌های مظلومی می‌شود که در برابر ظلم مقاومت می‌کنند و به نوعی آب سردی است بر پیکره‌ی روح بیداری و ظلم‌ستیزی ملت‌ها. یکی دیگر از تبعات اجتماعی پس از توافق بد این است که در شرایط کنونی که دولت بسیاری از برنامه‌ها و طرح‌های اجرایی را به توافق گره زده است و به اصطلاح همه‌ی تخم‌مرغ‌ها را در سبد توافق گذاشته است و حلال مشکلات را در رسیدن به توافق می‌داند، در چنین شرایطی اگر پس از توافق مشکلات حل نشوند بر بازار کار، بازار، معیشت مردم و … بارز نباشد و مشکلات اصلی کشور حل نشود، شاهد بروز جوّی منفی در جامعه و نوعی بی‌اعتمادی به دولت در مرحله اول و بی‌اعتمادی به نظام در مرحله‌ی دوم می‌شویم که یاس و ناامیدی را برای جامعه به همراه دارد. علاوه بر این موارد توافق بد، بسیاری از رفتارهای سیاسی کشور را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و ایران را از آزادی حمایت از جریان‌ها و گروه‌های اسلامی موردنظر بازمی‌دارد و در عوض توافق حامی منافع صهیونیست‌ها که دشمن اول ایران هستند، می‌باشد. حتی احتمال آن می‌رود که الحاقیه‌هایی نیز تحت لوای حقوق بشر و دیگر موارد به توافق اضافه شود که تعهدات سیاسی – حقوقی دربرداشته باشد.

بعد امنیتی:

در توافق بد اجازه‌ی بازرسی بی‌چون‌وچرا به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی داده می‌شود که همان‌طور که در گذشته نیز اتفاق افتاده است، زمینه ایجاد حفره‌های امنیتی در دستگاه امنیتی کشور و حتی جاسوسی از کشور را نیز فراهم می‌کند؛ که هم مغایر با حریم امنیتی کشور است و هم اقتدار اطلاعاتی کشور را خدشه‌دار می‌کند. دسترسی نامحدود بازرسان همچنین سبب کند شدن و وقفه در اجرای کارها می‌شود و استقلال عمل را از بین می‌برد. همچنین این بازرسی‌ها فقط محدود به تأسیسات هسته‌ای نمی‌ماند و ممکن است حوزه‌های دیگر را نیز در بربگیرد.

صنعت و فناوری:

یکی از فایده‌های محاصره‌ی اقتصادی همه جانبه‌ی ایران این بود که سبب رشد اندیشه‌ی اتّکای به خود و خودباوری شد و موجب شد تا تلاشی شود برای رفع نیازها در داخل کشور و توجه به ظرفیت‌ها و امکانات داخلی و تلاش برای خودکفایی صنعتی و شکوفایی اقتصادی شود. کاهش فروش نفت، کاهش واردات، رشد علمی و … ازجمله‌ی مصادیق این مطلب هستند. حال با باز شدن راه‌های ارتباطی و تجاری، شاهد فروکش کردن اندیشه‌ی خودکفایی خواهیم شد؛ و انگاره‌های اقتصاد مقاومتی که در حال شکل‌گیری است، به‌کلی از بین می‌رود. این یعنی تکرار تاریخ و برگشتن به همان روال قدیمی که اقتصاد تک‌محصولی و نفتی باز حاکم می‌شود و صنعت بیش‌ازپیش به خارج وابسته می‌شود. همچنین تولید داخلی با تسهیل واردات کالا، بی‌رونق می‌شود و همچنان باید مصرف‌کننده‌ی کالای خارجی باشیم.

تأسیسات هسته‌ای:

بحث مهم پیرامون توافق بد، برمی‌گردد به تعلیق و نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای و دستاوردهای چندساله در جهت اعتمادسازی برای طرف مقابل. توافق بر سر این موضوع یک ریسک بزرگ محسوب می‌شود چرا که معامله در مورد دستاورد ۴۰،۵۰ ساله‌ی صنعت هسته‌ای کشور است. فارغ از هزینه‌ی ساخت دوباره این تأسیسات، زمان لازم (حداقل سه سال زمان برای برگشت‌پذیری) برای این برگشت‌پذیری زیاد است. همچنین در توافق اگر تضمین اجرای تعهدات لحاظ نشود، ایران بیش از طرف مقابل ضرر خواهد کرد. به‌نوعی ایران در این توافق با تک‌برگ برنده‌اش بازی می‌کند که بسیار خطرناک است که اگر مدتی پس از اجرای توافق طرف غربی به تعهداتش عمل نکند ایران هیچ نیروی الزام‌آوری در قبال غرب ندارد و مجبور به تن دادن به توافق‌های بعدی خواهد شد که یقیناً موضع ایران در توافق‌های بعدی موضع ضعف خواهد بود.

آنچه نوشته شد عواقب احتمالی توافق خوب یا بد است که از شواهد آن برمی‌آید. لیکن نویسنده قصد قضاوت نداشته و برداشت از آن آزاد است.

 



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

2 نظر

  1. Mohammad zebardast

    ما نه تنها تعداد سانتریفیوژها را به حداقل رساندیم؛
    نه تنها سوخت ۲۰% را به زیر ۵% رساندیم و…..
    در ادامه مذاکرات باید پروتکل الحاقی را باید بپذیریم که ما را محدود تر می کند!
    و این در صورتی است که آن لغو تحریم ها و توسعه اقتصاد را هیچ گاه به چشم خود ندیده ایم….؟!

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *