بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم | باشگاه استراتژیست‌های جوان - Part 8

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

۳) نطفه‌گذاری رابطه چین با آمریکا توسط ریچارد نیکسون

«ما باید این واقعیت را ساده نگیریم که استفاده از فوت و فن سیاست حتا در مورد کمونیست‌ها نیز مؤثر است؛ مذاکره می‌تواند تغییر مثبتی را موجب شود…. کسانی‌که (اشاره به افرادی در دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات) با مذاکره با کمونیست‌ها به هر شکلی مخالف‌اند، با تماس با چین کمونیست نیز مخالف هستند؛ اما با یک چین قوی و مستقل که روابط خوبی با غرب دارد، جهان مکان امن‌تری خواهد بود تا با یک چین ضعیف و رام‌شده و وابسته به شوروی[۲۹] ـ ریچارد نیکسون

نطفه‌ی رابطه‌ی چین با آمریکا توسط شخص رئیس‌جمهور ایالات‌متحده یعنی ریچارد نیکسون منعقد شد. راس تریل، چین‌شناس استرالیایی و استاد دانشگاه هاروارد در کتاب معروف خود «هشت‌صد میلیون مردم چین»، بنیان این رابطه را بیان می‌کند؛ وی از جمله‌ی افرادی بود که در جریان آمدوشدهای دیپلماتیک بعد از انقلاب فرهنگی چین، در گروه دیپلمات‌های استرالیایی به همراه نخست‌وزیر این کشور به چین سفر کرده و جلسات متعددی را در آن زمان با مسئولان و رهبران سیاسی جمهوری خلق چین داشته است. وی اساس رابطه‌ی دو کشور را در طی یکی از جلساتش این‌گونه متوجه می‌شود:

«درباره‌ی تکوین عشق‌بازی چین و آمریکا سه نکته‌ی قابل‌توجه دست‌گیرم شد؛ اساس کار در سال ۱۹۶۹، یعنی هنگامی‌که نیکسون و دوگل ملاقات کردند و دوگل گفت‌گویش را به پکن گزارش کرد، ریخته شد. بدین ترتیب دو سال بعد که آمریکا نخستین قدم را برداشت برای پکن چندان دشوار نبود که جدی بودن رئیس‌جمهور ایالات‌متحده را (نسبت به ایجاد رابطه) باور کند. همان‌طور که همه می‌دانند، نیکسون دوگل را می‌ستود (دست‌کم در این‌باره با مائو تسه‌تونگ وجه مشترکی دارد). نیکسون شائق بود که پیرامون پاره‌ای از طرح‌های درازمدت خود با رئیس‌جمهور فرانسه صحبت کند. مردی که از جانب دوگل مأمور ابلاغ نظرات نیکسون به پکن شده بود این مطلب را به من اظهار داشت؛ و تعریف کرد که برخورد چینی‌ها چگونه بوده است. نیکسون در ماه سوم ریاست‌جمهوریش، به دوگل اعلام کرد که قصد دارد به هر قیمت که شده از ویتنام عقب‌نشینی کند، و همچنین بر آن است که روابط آمریکا و چین را قدم‌به‌قدم به حال عادی درآورد[۳۰]…»

ریچارد نیکسون برای این‌که بتواند به این هدف خود جامه‌ی عمل بپوشاند، از آن‌جایی که جلسات موسوم به ورشو در سطح سفیران دو کشور کارساز و نتیجه‌بخش نبود، سعی کرد تا از روش‌های غیررسمیْ حضور خود را در چین میسر کند. از سوی دیگر با توجه به این‌که سفارت‌خانه‌های دو کشور بیش از بیست سال از کار تعطیل شده بود، پیام‌های دیپلماتیک بعضاً از طریق کانال ورشو ـ پایتخت کشور لهستان ـ به یک‌دیگر منتقل می‌شد.

نیکسون توانست طی همایشی در ورشو از طریق دیپلمات‌هایش پیامی را به‌صورت غیررسمی به دیپلمات‌های چینی برساند؛ مبنی بر درخواست ملاقاتش با رهبران چین. دو هفته‌ی بعد نیز سفیر چین در ورشو به سفیر آمریکا پاسخ پیام را داد و از او دعوت کرد تا مقدمات از سرگیری مذاکرات موسوم به «ورشو» را فراهم کنند.

آغاز این مذاکرات که تا صدوسی‌وچهار جلسه هم ادامه پیدا کرده بود و نتیجه‌ای هم نداشت، در کنار اظهارنظرهای غیررسمی رهبران دو کشور ـ حین برگزاری این جلسات طی سخنرانی‌هایشان درخصوص تعامل و ایجاد رابطه با کشور مقابل و فرازونشیب‌های دیگری که در بازه‌ی یک سال رخ داد ـ، درنهایت منجر به این شد که چو ئن‌لای اولین درخواست رسمی کشورش را به کاخ سفید ارائه کند. این دعوت رسمی مبنی بر ضرورت ایجاد روابط دوطرفه و حل‌وفصل معضل به رسمیت شناختن تایوان به‌عنوان بخشی از خاک چین و دعوت از نماینده‌ی رسمی ایالات‌متحده انجام شد؛ و در ۸ دسامبر ۱۹۷۰ طی یک نامه‌ی دست‌نویس و هم‌زمان از طریق سفیر پاکستان و رومانی به آمریکا ارسال گردید تا اصل نامه به هنری کیسینجر ـ مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا ـ تحویل داده شود.

 


پی‌نوشت:

[۲۹]  پیروزی بدون جنگ، ۱۹۹۹ ـ ریچارد نیکسون ـ ترجمه‌ی فریدون دولت‌شاهی ـ نشر اطلاعات ـ چاپ ششم، ۱۳۸۹ ـ ص۱۸۶

[۳۰]  ۸۰۰.۰۰۰.۰۰۰ مردم چین ـ راس تریل ـ ترجمه حسن کام‌شاد ـ نشر خوارزمی ـ چاپ یکم، ۱۳۵۲ ـ ص ۱۸۸

برگه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18


درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *