بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم | باشگاه استراتژیست‌های جوان - Part 5

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

۲) انقلاب فرهنگی: ۱۹۶۶ میلادی

بعد از گذشت تقریباً یک نسل از انقلاب چین و توسعه‌ی نهادهای مارکسیستی و دیگر نحله‌ها و مکاتب ایدئولوژیک و سیاسی درون جامعه، رهبر حزب کمونیست چین ـ مائو زدونگ ـ مفاد انقلابی دوباره را برای اصلاح مسیر پیش رو تنظیم و به دولت و توده‌های مردم ابلاغ نمود. این اقدام که به «انقلاب فرهنگی» نام گرفت، به مدت ده سال ـ از ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ ـ در تمام مناطق چین جریان داشت. هدف این انقلاب، بازگشت به عقاید اولیه انقلاب مارکسیستی و تثبیت آرمان‌های سوسیالیسم بوده است؛ که از برآیند آن چینی‌زدایی از فرهنگ عمومی جامعه، تصفیه‌ و محاکمه‌ی مسئولین دولتی،

«…انقلاب فرهنگی یک نهضت ایدئولوژیک با هدف پیش‌گیری از فرسایش تدریجی روح انقلابی بود. این نهضت ترسیم‌کننده‌ی تجربیات اولیه‌ی چریک‌ها و اتکاء به توده‌ی مردمی بود که در مکتب مساوات پرورش یافته بود…

انقلاب فرهنگی به صورت رسمی در ۸ آگوست ۱۹۶۶ آغاز شد؛ زمانی‌که کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست رهنمود شانزده ماده‌ای را تصویب نمود، انقلاب فرهنگی نه تنها با اصل زیربنایی اقتصاد مرتبط بود، بلکه با روبنای آن یعنی آموزش هنر، ادبیات و نظام‌های عرفی نیز ارتباط داشت و خواستار دگرگونی در آن‌ها بود…

از نیمه‌ی دوم ماه آگوست، هزاران جوان چینی در خیابان‌ها رژه می‌رفتند و اعلام می‌کردند که شیوه‌ی زندگی مردم چین باید تغییر کند. کتاب کوچک سرخ مائو در یک دست و پرچم سرخ در دست دیگرشان بود. جوانان با شور و هیجان فریاد می‌زدند که باید غرب‌زدگی را منکوب کرد، شیوه‌ی زندگی غربی را به دور افکند و در زندگی انقلابی بود…

در پاییز ۱۹۶۶. جنبش گاردهای سرخ چنان گسترش یافته بودکه کلاس‌های دبیرستان و دانشگاه‌ها را به تعطیلی کشاند. نقد همگانی که توسط گاردهای سرخ علیه رهبران حزب و ابزارهایشان هدایت می‌شد، به روی‌دادی هر روزه بدل گشت. رهبران حزب برای ارائه پاسخ‌هایی در خصوص سؤالاتی که دانشچویان خواستار پاسخ به آن‌ها بودند، به خیابان‌ها کشانده شدند. صحنه‌ی زندگی خصوصی مردم از حضور گاردهای سرخ در امان نبود…

حتا در جریان حمله‌ی یکی از واحدهای گارد سرخ، سفارت بریتانیا در آتش سوخت…

چین در ژانویه و فوریه ۱۹۶۷ منظره‌ی غول‌پیکری از پوسترها را با جزئیات و خطوط درشت شعار، صفوف و گردهمایی‌های بی‌پایان در دریایی از بنرها و پرتره‌ی مائو به نمایش گذاشته بود… آتش آشوب و خشونت‌ها در این زمان چنان شعله‌ور شده بود که تنها چاره‌ی باقی مانده برای برقراری مجدد نظم و پیش‌گیری از خشونت بیشتر، درخواست کمک از نیروها نظامی بود (فرصتی که مائو منتظرش بود!). ارتش آزادی‌بخش نیز با اشاره مائو در ژانویه ۱۹۶۷ مستقیماً وارد این آشفتگی داخلی شد و از این تاریخ نظامی نیروی نظامی نقش اصلی در تحولات مربوط به انقلاب فرهنگی را برعهده داشت. در حقیقت پس از بحران ۱۹۶۷ مائو تصمیم گرفت با تکیه بر نیروی مسلح قدرت مطلق را در دستان خود متمرکز کند. در ژانویه همین سال دولت مرکزی آشکارا از ارتش خواست تا با قاطعیت طرف انقلاب پرولتاریا را بگیرد و از تمام انقلابیون واقعی نیز خواست که به حمایت و پشتیبانی از ارتش آزادی‌بخش خرسند باشند.

بیشترین تأثیر انقلاب فرهنگی بر حوزه‌ی آموزش بود. چنان‌که مائو برای مردم کشور فرمانی صادر کرد که طبق آن می‌بایست به نابود کردن به‌اصطلاح «چهار عادت کهنه» بپردازند: «اندیشه‌های کهنه»، «فرهنگ کهنه»، «سنت‌های کهنه» و «عادت‌های کهنه». در پی این فرمان، گاردهای سرخ او کتاب‌های قدیمی، اشیای عتیقه‌ی گران‌بها، بناهای یادبود در سراسر چین و تقریباً صومعه‌های بودایی در تبت را از بین بردند…

در مجموع برآورد می‌شود که بیش از هفتاد میلیون انسان در چین نوین جان خود را از دست دادند[۱۷]

 


پی‌نوشت:

[۱۷]  اژدهای شکیبا ـ فریدون وردی‌نژاد، ابوالفضل علمایی‌فر و شهرام قاضی‌زاده ـ نشر اطلاعات ـ چاپ دوم، ۱۳۹۰ ـ گزیده‌ای از صفحات ۲۲۹ تا ۲۳۶

برگه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18


درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *