بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم | باشگاه استراتژیست‌های جوان - Part 4

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

انقلاب دوم:

از ملی‌گرایی به کمونیسم رادیکال

استقرار حزب کمونیست چین: ۱۹۴۹ میلادی

 

 

۱) آرمان سوسیالیسم برای جامعه‌سازی

رهبر انقلاب چین، سون یات سن، در ۱۹۲۵ میلادی درگذشت و جانشین وی، چیان کای شک[۱۰] ریاست دولت را به عهده گرفت. عقاید این دو رهبر کاملاً با یک‌دیگر متفاوت بود؛ چیان کای شک موافق با اندیشه‌ی کمونیستی نبود و با حضور مستشاران شوروی مخالفت کرد و جلوی فعالیت‌های حزب کمونیست چین را گرفت و در مقابل آن، حزب کومین‌تانگ[۱۱] را با علقه‌های ملی‌گرایانه تقویت نمود. چیان کای شک در حدود سی سالی که ریاست دولت را به عهده داشت، چین درگیر جنگ جهانی دوم با ژاپن بود و همچنین می‌بایست جنگ‌های داخلی را با کمونیست‌های به زاویه رانده‌شده اداره می‌کرد. رهبری جنبش کمونیستی به عهده‌ی مائو ز‌دونگ[۱۲] بود؛ وی در تمام این سال‌ها فعالیت‌های گسترده‌ای را برای به قدرت رسیدن حزب کمونیست انجام داد. مهم‌ترین این فعالیت‌ها که منشق از «علم مبارزه‌ی کمونیسم» است، تشکیل ارتش سرخ با محوریت دهقانان و گروه‌های چریکی متشکل از جوانان را در پی داشته است. نقطه‌ی عطف فعالیت‌های نظامی کمونیست‌ها راه‌پیمایی طولانی جنوب به شمال بوده است؛ اقدامی که بیش از یک سال به طول انجامید و منجر به درگیری‌های گسترده‌ای بین دو حزب ملی‌گرا (پوزیسیون) و کمونیست (اپوزیسیون) شد و افراد زیادی در این زدوخوردها جان خود را از دست دادند.

«این راه‌پیمایی طولانی که یکی از برجسته‌ترین نقاط تاریخی حزب کمونیست به شمار می‌رود، مسافتی بیش از شش هزار مایل در سرزمین‌های خطرناک با کوهستان‌های بلند و رودخانه، در میان کمین سپاهیان کومین‌تانگ و گروه‌های دشمن طی شد. سرانجام در اکتبر ۱۹۳۵ پس از حدود یک سال راه‌پیمایی، با کاهش قابل توجه نیروها به حدود بیست هزار نفر (از صدوپنجاه هزار نفر) افراد زنده به ینان در ایالت شمال غربی شانکشی رسیدند[۱۳]

کش‌وقوس‌ها با چریک‌های حزب کمونیست ادامه داشت تا این‌که در سال ۱۹۴۹ مائو ز‌دونگ رهبر این حزب توانست چیان کای شک را از قدرت سلب کند و رهبری چین را به عهده‌ بگیرد. با در اختیار گرفتن قدرت توسط مائو، وی جمهوری خلق چین را مبتنی بر رادیکال‌ترین اندیشه‌های کمونیستی پایه‌گذاری کرد و تنها راه رسیدن به آینده‌ی مطلوب را «شاه‌راه طلایی سوسیالیسم[۱۴]» تعریف نمود.

«مائو معتقد بود چین فقط در صورتی می‌تواند فقر را پشت سر بگذارد و به شاه‌راه طلایی سوسیالیسم برسد که مردم تمام توانایی، فکر و اقدامات خود را در راستای اهداف جمعی قرار دهند[۱۵]

پس از استقرار حزب کمونیست در رأس قدرت، مشکلات فروانی پیش روی حاکمان و رهبران چینی قرار داشت؛ مشکلاتی که ناشی از هشت سال جنگ با ژاپن (طی جنگ جهانی دوم)، چهار سال جنگ داخلی، حضور نیروهای استعمارگر خارجی در مناطق گسترده‌ای از کشور و همچنین نظام اقتصادی مبتنی بر فئودالیسم که حاکمیت ارباب‌ـ رعیتی را برای سال‌های زیادی رقم زده بود، از چین یک کشور نیمه‌استعماری‌ـ نیمه‌فئودالی به وجود آورده بود. از این‌رو، اولین کاری که رهبران کمونیست باید انجام می‌دادند، ایجاد یک نظام اقتصادی جدید بود که فقر و عقب‌افتادگی‌های این کشور چند صد میلیونی را در آن زمان اصلاح کند. از این‌رو بازسازی اقتصادی در قالب طرح‌های پنج‌ساله و ذیل طرح کلان مائو تحت عنوان «جهش بزرگ به جلو» تدوین و اجرایی شد.

«شعار معروف حزب در دوره‌ی جهش بزرگ راه رفتن بر روی دو پا و خوداتکای در توسعه‌ی هم‌زمان صنعت و کشاورزی بود. در این راستا علاوه بر تولید، ژنراتورهای نیروی برق و کارگاه‌های کود شیمیایی، زمین باید آباد و سیستم‌های آب‌یاری نیز توسط کشاورزان با استفاده از ابزارهای ساده ساخته می‌شد[۱۶]

تمام این طرح‌ها و سیاست‌هایی که توسط دولت مرکزی تعریف شده و در دستور کار امور اجرایی چین قرار می‌گرفت، مبتنی بر نظریات مارکسیستی و به‌اصطلاح چپ بود که شکل‌گیری کمون‌های روستایی و کارگری را در کنار روحیه‌ی کار جمعی و تلاش حداکثری توده با ریاضت و ساده‌زیستی خاص فرهنگ بودایی ادغام کرده و خوانِش مائوئیستی از مارکسیسم را در چین نهادینه می‌کرد؛ و به‌عنوان الگو و روشی در کنار مدل اقتصادی شوروی، کوبا و آمریکای لاتین در پارادایم سوسیالیسم در قرن بیستم میلادی محسوب می‌شد. اجرای این طرح‌های اقتصادی و برنامه‌های کلان توسعه که هریک با فرازوفرود‌هایی نیز همراه بود، منجر به توسعه‌ی نظام کمونیستی چین می‌شد و هریک از رهبران سیاسی داخل حزب با در اختیار گرفتن قدرت سعی در تغییر جهت حزب به سمت مطلوب خود را داشت؛ از این‌رو اختلافات سیاسی و مرزبندی‌های قدرت میان رهبران حزب کمونیست پررنگ شده و ضرورت امر تصفیه‌ی ناخالصی‌های حزب موضوعیت میابد.

«مائو زدونگ، رهبر چین و بنیان‌گذار حزب کمونیست»
«مائو زدونگ، رهبر چین و بنیان‌گذار حزب کمونیست»

 

 


 

پی‌نوشت:

[۱۰] Chiang Kai-shek (1887-1975)

[۱۱] Kuomintang

[۱۲] Mao Zedong

[۱۳]  اژدهای شکیبا ـ فریدون وردی‌نژاد، ابوالفضل علمایی‌فر و شهرام قاضی‌زاده ـ نشر اطلاعات ـ چاپ دوم، ۱۳۹۰ ـ ص ۱۹۰

[۱۴] Socialism Golden Highway

[۱۵]  چین چگونه سرمایه‌داری شد؟ ـ رونالد کوز و نینگ وان ـ ترجمه سید پیمان اسدی ـ نشر دنیای اقتصاد ـ ۱۳۹۳ ـ ص ۱۸

[۱۶]  اژدهای شکیبا ـ فریدون وردی‌نژاد، ابوالفضل علمایی‌فر و شهرام قاضی‌زاده ـ نشر اطلاعات ـ چاپ دوم، ۱۳۹۰ ـ ص ۲۱۹

برگه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18


درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *