بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم | باشگاه استراتژیست‌های جوان - Part 2

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

مقدمه

بررسی ابعاد مسئله‌ی «نفوذ» در یک محیط تمدنی در چهارچوب «علم مبارزه» می‌بایست انجام شود؛ و شناخت این موضوع در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و معرفتی منوط به شناخت «سرپل‌های نفوذ» و به عبارتی «نفوذی‌ها» میسر خواهد شد. از این‌رو فراهم کردن شرایط نفوذ در یک جامعه منوط به شناخت و امکان برقراری ارتباط با سرپل‌های نفوذ، درون جامعه‌ی هدف است. آمریکایی‌ها در عمل‌کردشان مبتنی بر «علم مبارزه‌ی لیبرال» تبحر ویژه‌ای در این سرپل‌شناسی دارند و به شکل ماهرانه‌ای می‌توانند ارتباطشان را آغاز کنند؛ و با حمایت و پشتیبانی و پروراندن جهانی‌بینی فرد نفوذی فضا را به‌گونه‌ای مدیریت نمایند که با ایجاد رابطه با این تمدن ضاله، امکان پذیرش اندیشه‌ی لیبرالی و ارزش‌های آمریکایی در جامعه‌ی هدف فراهم شود.

یکی از تمدن‌هایی که در عصر حاضر داعیه‌ی جامعه‌سازی و ایجاد بنایی نو را برای کشورش و جهان مبتنی بر انگاره‌های فلسفی خود داشت، و با خصومتی که در ذات ایدئولوژیک انقلابی‌اش با آمریکایی‌ها بنا گذاشته بود، اما اسیر اندیشه‌ی لیبرالیستی و ارزش‌های آمریکایی شد، کشور «چین» بود. این کشور با روحیات ملی‌گرایانه[۱] در ابتدای قرن بیستم میلادی، نظام امپراتوری و پادشاهی را کنار زد و در ادامه‌ی مسیر انقلابی‌اش، مسلک مائو[۲] را در پارادایم سوسیالیسم[۳] برگرفت؛ که مبتنی بر آن مخالفت با نظام‌های لیبرالیستی خصوصاً آمریکا در رأس ارزش‌هایش قرار داشت. اما «سرپل‌های نفوذ» که شامل چینی‌هایی می‌شدند که پایه‌گذاران همین انقلاب کمونیستی بودند و اعضای حزب خلق کمونیست به‌شمار می‌رفتند و مسئولیت‌های حکومتی هم داشتند و سوابق مبارزاتی فراوان، توانستند راه را برای ورود آمریکایی‌ها به کشورشان باز کنند؛ البته با مدیریت خود آمریکایی‌ها. فرد شاخص این جریان از نفوذی‌های چینی «چو ئن‌لای[۴]» است که به‌مدت سی سال نخست‌وزیر دولت کمونیستی چین بود.

چو ئن‌لای به‌عنوان یک رهبر توسعه‌طلب توانسته بود در طی این مدتِ طولانی از عمر نخست‌وزیری، جریانی را از اعتدال‌گرایان «تجدیدنظرطلب» حمایت و سازمان‌دهی کند که این افراد به‌عنوان نسل بعدی رهبران چینی بتوانند مسیر جهانی‌سازی را در کشور خود پیاده کنند و به آرمان گشایشِ درهای چین به درون در قالب «سیاست درهای باز» جامه‌ی عمل بپوشانند؛ فرد شاخص این جریان از تجدیدنظرطلبانْ «دِنگ شیائوپینگ[۵]» است که بعد از مرگ مائو زدونگ و چو ئن‌لای او هم به‌مدت سی سال در مقام رهبری حزب حضور داشت و توانست این جریان اصلاح‌طلب درونِ قدرت را به آرمان لیبرالیسم برساند.

بنابراین در دوران چو ئن‌لای، آغاز رابطه با آمریکا و نفی دشمنی این تمدنِ منحوس در قالب «عادی‌سازی روابط» رقم می‌خورد تا بعد از او، دنگ شیائوپینگ فرآیند پیاده‌سازی رکن اصلی لیبرالیسم یعنی سرمایه‌گرایی را در جامعه‌ی خود سیاست‌گذاری کند و به‌عنوان اولویت اصلی نظامِ تصمیم‌گیری چین قرار دهد.

 


پی‌نوشت:

[۱] Nationalistic

[۲] Maoism

[۳] Socialism

[۴] Zhou Enlai

[۵] Deng Xiaoping


برگه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18


درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *