بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم | باشگاه استراتژیست‌های جوان - Part 10

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

بررسی جامع: استحاله‌ی انقلاب چین در رابطه‌ی با آمریکا؛ از کمونیسم تا سیاست درهای باز به‌سوی لیبرالیسم

۵) مهندسی روابط به رهبری هنری کیسینجر و چو ئن‌لای با استراتژی آتش‌بس ایدئولوژیک

سفر نیکسون به پکن، بیانیه‌ی شانگهای

پس از این‌که با «دیپلماسی پینگ‌پونگ» اجرا و در تاریخ سیاسی ثبت شد، نامه‌نگاری‌ها و اظهارنظرهای سیاسی دوپهلوی رهبران دو کشور نسبت به یک‌دیگر بیشتر شد، و دست‌نوشته‌های چو ئن‌لای و کیسینجر ادامه پیدا کرد تا منجر به سفر رسمی اما سری تیم دیپلماتیک کاخ سفید به رهبری هنری کیسینجر در ۹ ژوئن ۱۹۷۱ به چین شد. مقدمات استقبال از این تیم دیپلماتیک از دو سال قبل توسط چو ئن‌لای پیش‌بینی شده بود و این نشان‌دهنده‌ی عزم و برنامه‌ریزی وی برای ایجاد رابطه با آمریکا است.

«این گروه دیپلمات‌های چینی ـ استقبال‌کنندگان از دیپلمات‌های آمریکایی ـ را چو ئن‌لای دو سال پیش، زمانی‌که نظریه‌ی برقراری مناسبات با ایالات‌متحده برای نخستین بار در پیامد گزارش مارشال‌ها[۳۵] در پکن مطرح شد، تشکیل داده بود[۳۶]

«من به همراه گروهی از دست‌یاران و مشاوران کاخ سفید، سفر سری خود را به پکن از مسیر «سایگون، بانکوک، دهلی‌نو و راولپندی» آغاز کردیم. این یک سفر غیرعلنی و هدف اعلام‌نشده‌ی آن حقیقت‌یابی به نمایندگی از طرف رئیس‌جمهور ایالات‌متحده بود. گروه ما دست‌چین پرتجربه و کارآزموده از مقاماتی نظیر «وینستون لرد، جان هولدریج و دیک اسمایزر» و دیگران بود؛ به همراه دو مأمور حفاظتی[۳۷]

حضور گروه دیپلمات‌های آمریکایی در چین که برای مدت ۴۸ ساعت تنظیم شده بود، طی دو جلسه رقم خورد و در هر نوبت نکات جدیدی مطرح و گره‌های بیشتری از روابط دو کشور گشوده می‌شد. هدف اصلی این جلسات زمینه‌سازی و آماده کردن فضای داخلی چین و نظام بین‌الملل برای ورود رئیس‌جمهور آمریکا ـ ریچارد نیکسون ـ به چین و همچنین آماده‌سازی متن پیش‌نویس توافق دو کشور موسوم به «توافق شانگهای» بود؛ این توافق می‌بایست پس از ورود نیکسون به چین و طی جلسات فشرده جهت هماهنگی‌های نهایی به امضای رؤسای دولت دو کشور می‌رسید. نهایتاً هم در ۲۱ فوریه ۱۹۷۲ این امر به وقوع پیوست؛ نیکسون با تیم همراهش وارد چین شد و با استقبال رسمی دولت مواجه گردید و به‌درخواست شخص مائو نیز مستقیماً به دیدار وی ـ رهبر حزب کمونیست چین ـ رفت. در این سفر بیانیه‌ی مشترک موسوم به شانگهای بین دو کشور به نتیجه رسید و به اطلاع عموم گذاشته شد.

«به این ترتیب بیانیه‌ی مشترکی که در چین صادر شد و در همه‌ی رسانه‌های عمومی آن‌ها انعکاس یافت، به آمریکا اجازه می‌داد که تعهد خود را به آزادی‌های فردی و پیش‌رفت اجتماعی برای همه‌ی ملت‌ها با تأکید و صراحت بی‌سابقه اعلام کند، روابط نزدیک خود با متحدان ایالات‌متحده در کره‌ی جنوبی و ژاپن را به اطلاع همگان برساند، و به‌گونه‌ای روشن و دقیق دیدگاه خود را از یک نظام بین‌المللی که لغزش‌ناپذیری کشورها را نفی می‌کرد و ملت‌ها را توان‌مند می‌ساخت تا بدون دخالت بیگانگان به پیش‌رفت و توسعه بپردازند، بیان کند. بخش چینی هم به همین اندازه رسا و پرمعنی، اما از دیدگاه مخالف ارائه شد…

با امضای بیانیه‌ای که دیدگاه هر دو طرف را به صراحت بازگو می‌کرد، طرفین در عمل به یک‌دیگر اعلام آتش‌بس ایدئولوژیکی می‌دادند و هرجا هم که دیدگاهشان هم‌گرا بود با زیرخط بر آن تأکید می‌گذاشتند[۳۸]

در مجموع، طی جلساتی که در گام نخست بین چو ئن‌لای و هنری کیسینجر و در گام دوم بین ریچارد نیکسون با مائو ز‌دونگ و چو ئن‌لای برگزار شد، با دستورکار قرار دادن یک استراتژی، انقلاب چین در یک بازه‌ی تقریباً ده ساله ـ از ۱۹۷۲ تا ریاست جمهوری دنگ ژیائوپینگ ـ تغییر ماهیت داد و اداره‌ی جامعه را مبتنی بر اصول لیبرالیسم رقم زد؛ یعنی استراتژی «آتش‌بس ایدئولوژیک». به این معنی که دو طرف پذیرفته بودند در دستور جلسات خود وارد اصول فلسفی و ایدئولوژیک نشوند و تلاش کنند تا در موضوعات استراتژیک به نقاط مشترک برسند و اهداف یکسانی را برای تأمین منافع ملی خود تعریف کنند.

چو ئن‌لای به‌عنوان نخست‌وزیر چین به‌مدت سی سال فردی نفوذی محسوب می‌شود که با تلاشی مستمر و در حرکتی آرام و خزنده راه را برای نظام امپریالیستی آمریکا باز کرد؛ تا اولین رابطه بعد از بیست سال فاصله بین دو کشور چین و آمریکا ـ با توجه به استقرار نظام کمونیستی در چین ـ ایجاد و مسیر توسعه و نوسازی چین مبتنی بر انگاره‌های جهانی‌سازی بازگشایی شود.

تنها دلیل جدایی چین از غرب و خصوصاً آمریکا گپ ایدئولوژیک بین این دو کشور پهناور بود و تنها راه کاهش این گپ هم، «آتش‌بس ایدئولوژیک». کاری که چو ئن‌لای با هدایت ریچارد نیکسون و هنری کیسینجر توانست به‌خوبی از پس آن برآید. درنهایت این اتفاق افتاده است که چین امروز با داشتن ظاهر کمونیستی در نظام سیاسی خود با لیبرالیسم اقتصادی اداره می‌شود؛ و این یک تناقض آشکار است که دیر یا زود منجر به فروپاشی و سقوط این نظام تمدنی خواهد شد.

ضصث
«چو ئن‌لای و هنری کیسینجر در حین مذاکره[۳۹]»

 

789
«چو ئن‌لای و هنری کیسینجر در حاشیه‌ی مذاکرات[۴۰]»
qwe
«چو ئن‌لای و ریچارد نیکسون در حاشیه‌ی مذاکرات[۴۱]»

 

qwer
«چو ئن‌لای و ریچارد نیکسون در حین مذاکرات[۴۲]»

 

qwe
«رهبران دو کشور[۴۳]»
qwe
«رهبران دو کشور[۴۳]»

 

qwe
ریچارد نیکسون و مائو ز‌دونگ

«اولین برخورد رهبران دو کشور در ۱۹۷۲ میلادی[۴۴]»

 


 

پی‌نوشت:

[۳۵]  گروه یا کمیته مارشال‌ها در سال ۱۹۶۹ به پیش‌نهاد چو ئن‌لای متشکل از چهار فرمانده‌ی نظامی عالی‌رتبه ایجاد شد و حکم آن‌ها به امضای مائو رسید. وظیفه‌ی این کمیته این بود که با بررسی مسائل منطقه و رصد تحولات جهانی، گزارش‌هایی را برای تقویت توان تصمیم‌گیری رهبران چین تنظیم و ارائه کند. گزارشی را که کیسینجر در این‌جا مورد استناد قرار داده، گزارشی است که کمیته‌ی مارشال‌ها پس از آغاز درگیری‌های نظامی بین چین و شوروی در ۱۳ اوت ۱۹۶۹ به تصمیم‌گیران اصلی جمهوری خلق چین ارائه دادند، که مبنی بر آن استفاده از ابزار مذاکره، راه‌کار مقابله با بحران پیش رو بود:

«در این هنگام، گرچه کمیته چهار نفره مارشال‌ها معتقد بود احتمالاً شوروی در پی به راه انداختن جنگی تمام عیار علیه چین نیست، بر نیاز چین به آمادگی برای بدترین سناریو تأکید داشت. آنان معتقد بودند که چین برای کسب آمادگی جهت درگیری تمام‌عیار با شوروی باید با کارت ایالات‌متحده بازی کند. آنان در گزارشی با عنوان «نگاه ما به وضعیت فعلی» در ۱۷ سپتامبر ۱۹۶۹ نوشتند که اگرچه مسکو در پی راه انداختن جنگی علیه چین است و نیروهای خود را به همین دلیل در مرزهای چین مستقر کرده، اما دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی نمی‌تواند به دلیل ملاحظات سیاسی به تصمیم نهایی در این مورد برسد.

مارشال‌ها به همین دلیل نتیجه گرفته بودند که چین برای مقابله با هر دو قدرت (شوروی و آمریکا)، باید از مذاکره به‌عنوان ابزاری علیه آن‌ها بهره جوید و مذاکره و گفت‌وگوهای آمریکا ـ‌چین در سطح سفیر باید در زمان مناسب آغاز شود (گزارش راهبردی: چین و آمریکا، از مذاکره تا رابطه ـ دکتر محسن شریعتی‌نیا ـ مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ـ مهر ۱۳۸۶‌).»

[۳۶] همان ـ ص ۳۲۴

[۳۷] همان  ـ‌ ص ۳۲۱

[۳۸]  همان ـ ص ۳۶۴

[۳۹]  تصویر از کتاب: «چین» ـ هنری کیسینجر ـ نشر نگاه معاصر ـ ۱۳۹۲

[۴۰]  تصویر از: http://www.nixonlegacy.org

[۴۱]  تصویر از: http://www.nixonlegacy.org

[۴۲]  تصویر از: http://www.nixonlegacy.org

[۴۳]  تصویر از: http://www.nixonlegacy.org

[۴۴] تصویر از کتاب: چین ـ هنری کیسینجر ـ ترجمه حسین رأسی ـ نشر نگاه معاصر ـ ۱۳۹۲

این تصویر در تاریخ سیاست ماندگار شد؛ تصویری که حکایت‌کننده‌ی آغاز ارتباط دوستانه‌ی رهبران دو کشورِ دشمن بود.

برگه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18


درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *