اقتصاد مقاومتی دکترینی برای جنگ اقتصادی علیه ایران | باشگاه استراتژیست‌های جوان

اقتصاد مقاومتی دکترینی برای جنگ اقتصادی علیه ایران

اقتصاد مقاومتی دکترینی برای جنگ اقتصادی علیه ایران

در مقابل جنگ اقتصادی، مقاومت اقتصادی معنا پیدا می‌کند؛ مقاومتی که سعی در تقویت دارد و می‌خواهد آسیب را در مقابل تهدید متوازن کند.

امنیت برآیند آسیب و تهدید است؛ آسیب مسئله‌ای است که در درون یک پدیده یافت می‌شود و  تهدید مسئله‌ای است که بیرون پدیده جست‌وجو شده و از جایی خارج آن تاثیر می‌گذارد. هر تهدید متناسب با یک آسیب‌ عمل می‌کند به‌گونه‌‌ای که اگر آسیبی وجود نداشته باشد، تهدید هم امکان اثرگذاری نخواهد داشت. زمانی‌که آسیب‌ها به‌گونه‌ای پوشش داده شوند که تهدیدها اثرگذار نباشند، یا به‌عبارتی آسیب و تهدید به توازن برسند، امنیت به وجود خواهد آمد. این امنیت در هریک از حوزه‌های سیاست، فرهنگ، سلامت، انرژی، اقتصاد و… موضوعیت دارد و باید محقق شود.

انواع منازعات از جمله جنگ‌ها، در هریک از حوزه‌های مذکور برای برهم زدن توازن بین آسیب و تهدید و مخدوش کردن امنیت شکل می‌گیرند. در واقع جنگ اقتصادی ضعف و آسیب‌پذیری را ابتدا در معاش جامعه افزایش دهد، سپس این ضعف را به کل نظام اجتماعی تسری داده زمینه‌ی فروپاشی آن‌را فراهم می‌کند. محاصره‌ی اقتصادی یا آن‌گونه که به غلط تحریم خوانده گفته می‌شود یک استراتژی مقدماتی در یک جنگ اقتصادی است. محاصره‌ نقاط ضعف و آسیب‌پذیر حریف را تقویت می‌کند تا امکان اعمال تهدید ایجاد شود.

در مقابل جنگ اقتصادی، مقاومت اقتصادی معنا پیدا می‌کند؛مقاومتی که سعی در تقویت دارد و می‌خواهد آسیب را در مقابل تهدید متوازن کند. رهبر معظم انقلاب در جمع مسئولان سیاست‌هایی را به‌عنوان روش مقابله در این جنگ اقتصادی بیان فرمودند که نیازمند بررسی و تبیین است.

وب‌سایت کدآمایی به مطالب تبیینی در این حوزه توجه ویژه دارد و آن‌ها را رصد کرده و انعکاس می‌دهد. استاد حسن عباسی در برنامهی «گفت‌وگوی ۲۱ رادیو معارف» در ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ مطالب مفصلی را در حوزه‌ی اقتصاد مقاومتی عنوان کردند که کدآمایی آن‌را در قالب متن زیر گرد هم آورده است.

«برنامه‌ی گفت‌وگوی ۲۱ رادیو معارف در ۲۱ اسفندماه ۱۳۹۲، به موضع اقتصاد مقاومتی اختصاص داشت»
«برنامه‌ی گفت‌وگوی ۲۱ رادیو معارف در ۲۱ اسفندماه ۱۳۹۲، به موضع اقتصاد مقاومتی اختصاص داشت»

بیانات اخیر مقام معظم رهبری، سر فصل مهم و جدیدی را در تفکر استرات‍‍ژیک[۱] در حوزه‌ی اقتصاد در کشور نهادینه کرد، که می‌توان از آن به عنوان بخشِ قابل توجهی از دکترینِ اقتصادیِ رهبر معظم انقلاب نام برد. تفکر حاکم بر دانشگاه‌های کشور، مانند خیلی از دانشگاه‌های دیگرِ جهان، تفکر اقتصاد لیبرالی[۲] است و ایدئولوژی اقتصادی لیبرالیسم، شالوده‌ی اصلی نظام علمی دانشگاه‌ها است. تلاش سه سالِ گذشته‌ی رهبر معظم انقلاب در طرح نظریه‌ی اقتصاد مقاومتی متاسفانه در دوره‌ای توسط بعضی کارشناسان، آگاهانه و ناآگاهانه تحت عنوان اقتصاد ریاضتی[۳] خلط شد که ایشان متعرض به این قضیه شدند و فرمودند که منظورشان اقتصاد ریاضتی نیست، بلکه مقاوم‌سازی اقتصاد است و این نظریه‌ از سوی رهبران برخی کشورها مانند اندونزی مورد استقبال واقع شد.

«در طول تاریخ، جبهه‌ی باطل از محاصره و تحریم استفاده کرده است. در مورد انقلاب اسلامی هم از همان سال ۱۳۵۹ که حصر اقتصادی شروع شد.»
«در طول تاریخ، جبهه‌ی باطل از محاصره و تحریم استفاده کرده است. در مورد انقلاب اسلامی هم از همان سال ۱۳۵۹ که حصر اقتصادی شروع شد.»

در طول تاریخ، جبهه‌ی باطل از محاصره و تحریم استفاده کرده است. در مورد انقلاب اسلامی هم از همان سال ۱۳۵۹ که حصر اقتصادی شروع شد، مسأله‌ی تحریم و محاصره جدی شد و تا به امروز در طول ۳۳ سال گذشته ادامه داشته و در طی سال‌های اخیر تبدیل به جنگ اقتصادی شده است.

کلمه‌ی تهدید[۴]، روبه‌روی کلمه‌ی آسیب[۵] است. یعنی پدیده‌ای به نام یک جامعه، یک کشور یا حتی یک انسان، آسیب‌هایی را درون خودش دارد و تهدیداتی در بیرون. همیشه تهدید را در یک کفه‌ی ترازو و آسیب‌ها و آسیب‌پذیری را باید در یک کفه‌ی دیگر ترازو گذاشت. اگر شاهینِ این ترازویِ آسیب و تهدید متوازن شد، امنیت به‌وجود آمده است.

پس در نظریه‌ی اصلی امنیت، تهدید از بیرون و آسیب‌پذیری در درون است. در این‌صورت اگر آسیب‌پذیری وجود داشت، تهدید کارآمد خواهد بود. آسیب‌پذیری این است که در کشور به بعضی از کالاها، خدمات و تکنولوژی‌هایی نیاز است که دشمن آن‌ها را منع می‌کند و تهدید را به گونه‌ای رقم می‌زند تا از کانال این آسیب‌پذیری‌ها، امنیت مخدوش شود.

متقابلاً ایران به بازارهای جهانی برای فروش، معاملات و تعاملاتش نیاز دارد تا بتواند کالای خود را بفروشد که متقابلاً منع می‌کنند که کسی این اجازه را داشته باشد که این خرید را صورت دهد. در این حوزه به طور مشخص خام فروشیِ نفت را می‌توان نام برد و در همین راستا به کشورهای دنیا فشار آورده می‌شود که نفت ایران را نخرند. درواقع تهدید، به نیاز‌های کشور در تجارتِ بین‌المللی بازمی‌گردد.

بر طبق قانونی که در سال ۱۳۷۳ در آمریکا به تصویب رسید و هم‌چنین قانون داماتو[۶]، هر فردی که در حوزه‌ی صنایع ایران، سرمایه‌گذاریِ بالای ۴۰میلیون دلار انجام می‌داد، مشمول جریمه می‌شد و این امر تا جایی پیش رفت که در دوره‌ی اخیر در تحریم‌هایی که به شورای امنیت برده شد، مسئله‌ی تحریم‌های فلج‌کننده را مطرح کردند که ناظر به آسیب‌پذیری‌های کشور بود.

«همان‌طور که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی‌های گذشته‌ی خود به آن اشاره داشتند، تحریم‌های فلج کننده ناظر بر کیفیت کار آن‌ها نبود، بل‌که ناظر بر ضعف‌های مدیریتی در بخشِ اقتصادیِ ایران بود.»
«همان‌طور که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی‌های گذشته‌ی خود به آن اشاره داشتند، تحریم‌های فلج کننده ناظر بر کیفیت کار آن‌ها نبود، بل‌که ناظر بر ضعف‌های مدیریتی در بخشِ اقتصادیِ ایران بود.»

همان‌طور که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی‌های گذشته‌ی خود به آن اشاره داشتند، تحریم‌های فلج کننده ناظر بر کیفیت کار آن‌ها نبود، بلکه ناظر بر ضعف‌های مدیریتی در بخشِ اقتصادیِ ایران بود.

اما آن بحث درون‌زایی که رهبری می‌فرمایند ناظر بر این است که نظام بتواند این آسیب‌ها را بپوشاند. یعنی اگر در بحث انرژی‌ هسته‌ای و صنایع موشکی و فضایی و سلول‌های بنیادی می‌شود از صفر رشد داشت و به این‌جا رسید، چه‌طور ممکن است نتوان در مباحثی چون دارو نیازهای‌ کشور را بر‌طرف کرد. چه‌طور ممکن است که ایران صنایع فضایی دارد و می‌تواند موشک‌ها و موتور موشک‌هایی تولید کند که ماهواره در فضا بگذارد -با وجود جوانانی که رشادت کردند و بعد از این‌که شهید شدند شناخته شدند مانند شهیدان تهرانی مقدم، شهریاری و احمدی روشن- اما نمی‌تواند قطعات خودرو را تامین کند و این باعث شود تا کشور سازنده بخواهد ایران را تحریم قطعات خودرو کند.

مرکز سیاست دو حزبی[۷] آمریکا گزارشی را در اواخر دولت جرج بوش پسر و ابتدای دولت اوباما تنظیم کرد که این گزارش دایم پارادایم[۸] را تشریح می‌کند. کلمه‌ی دایم DIMEمخفف چهار کلمه‌ی دیپلماتیک Diplomatic، اطلاعاتی Informational، نظامیMilitary و اقتصادی Economic است؛ چارچوب‌نظری و استراتژیِ ایالات متحده مبنی بر فشار چهار وجهیِ دیپلماتیک، اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی به ایران است.

در همان زمان (سال ۱۳۸۷) ایران تصمیم گرفت که معاملات اقتصادی خود را با بعضی از کشورها با ارز همان کشور انجام دهد. پول آمریکا بدون پشتوانه است و دلاری که آمریکا چاپ می‌کند بدون پشتوانه‌ی طلا می‌باشد و ساز و کاری که آمریکا در اقتصاد جهانی ایجاد کرده به گونه‌ای است که این پول بدون پشتوانه مورد پذیرش همه‌ی کشورهای دنیاست و از این‌رو تمام قدرت ملی‌ آمریکا به اعتبار دلار وابسته است.

Money
«پول آمریکا بدون پشتوانه است آمریکا در اقتصاد جهانی تمام قدرت ملی‌اش به دلارش است.»

وقتی که ایران مبنای ارزی خود را تغییر داد، آمریکا به کشورهای طرف معامله ایران فشار وارد کرد و در این استراتژی که تهیه کردند، نظریه‌ی دور برگردان[۹] را به تمام کشورها اعلام کردند. نظریه‌ی دور برگردان به این معنا است که اگر ایران نفت خود را به ارز کشور خریدار فروخت، ارز آن کشور باید در بازار همان کشور به دلار تبدیل شود و اجازه داشته باشند با مبنای دلار از ایران کالا بخرند و یا بفروشند یعنی هزینه‌ی آن دولت‌ها را علیه ایران بالا ببرند. این اتفاق نشان داد که پاشنه‌ی آشیل آمریکا در این قضیه چه‌قدر است.

همچنین ولادیمیر پوتین اعلام کرد که اگر آمریکا تهدید‌هایش را عملی کند، پایه‌ی پولی را در روسیه در بخش اقتصادی، به غیر از دلار انتخاب خواهد کرد .

 

«همچنین ولادیمیر پوتین اعلام کرد که اگر آمریکا تهدید‌هایش را عملی کند، پایه‌ی پولی را در روسیه در بخش اقتصادی، به غیر از دلار انتخاب خواهد کرد.»
«همچنین ولادیمیر پوتین اعلام کرد که اگر آمریکا تهدید‌هایش را عملی کند، پایه‌ی پولی را در روسیه در بخش اقتصادی، به غیر از دلار انتخاب خواهد کرد.»

فرضی که رهبر انقلاب مطرح نمودند تهدید در مقابل تهدید بود که نمونه‌ای از آن در  مبادله‌ی نفت با ارزی به غیر از دلار، و در قراردادی که ایران با روسیه بست، عملیاتی شد. این مورد نه تنها نمونه‌ای از تهدید در مقابل تهدید است، بلکه یک مثال برای چگونگی اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی است.

اقتصاد مقاومتی به عنوان یک دکترین در سطح اجرایی و یک نظریهی علمی، یک معارض ذاتی دارد که تفکر اقتصاد لیبرالی است و پایهی اقتصاد لیبرالی، مکتب پولی است. اقتصادی که در آن پول بدون پشتوانه چاپ می‌شود، که رهبری از آن به اقتصاد ربوی تعبیر میکنند، غرب را به زوال خواهد کشاند.

«اقتصاد مقاومتی به عنوان یک دکترین در سطح اجرایی و یک نظریه‌ی علمی، یک معارض ذاتی دارد که تفکر اقتصاد لیبرالی است.»
«اقتصاد مقاومتی به عنوان یک دکترین در سطح اجرایی و یک نظریه‌ی علمی، یک معارض ذاتی دارد که تفکر اقتصاد لیبرالی است.»

در نتیجه اگر اقتصاد مقاومتی بخواهد به نتیجه برسد، ابتدا باید آن را از اقتصاد ربوی دور کرد. در حوزه‌ی اجرایی باید آسیب‌پذیری را کم کرده و تولید را کیفی‌تر نمود و متقابلاً وابستگی به کالاهای خارجی را کم‌تر کرد، که در این‌صورت حتماً تهدیدات کم‌تر کارگر خواهند بود.

نظر به فرمایش رهبری مبنی بر مفهوم تهدید در برابر تهدید، اگر هر تهدید اقتصادی که صورت می گیرد، جامعه‌ی ما آمادگی داشته باشد که مفهوم تهدید در برابر تهدید را در مواجهه با دشمن عملیاتی کند، در این وضعیت نامناسب اقتصاد جهانی قطعا می توانیم به سلامت از این برهه عبور کنیم.


پی نوشت:

[۱] . Strategic Thinking

[۲] . Liberal Economic

[۳] . Economic Austerity

[۴]. Threat

[۵]. Weakness

[۶] . در سال ۱۳۷۵ -۱۹۹۶ میلادی- سناتور ایتالیایی‌الاصل جمهوری‌خواه کنگره‌ی آمریکا، «آلفونس داماتو» Alfonse Marcello “Al” D’Amato طرح جدیدی را برای تحریم اقتصادی ایران به بیل کلینتون رئیس جمهور امریکا  ارایه کرد و مورد موافقت و تصویب کنگره قرار گرفت‌. به موجب این طرح، هر شرکت یا دولتی که بیش از ۴۰میلیون دلار در صنایع نفت وگاز ایران سرمایه‌گذاری کند، دچار مجازات اقتصادی امریکا خواهد شد.

[۷] . Bipartisan Policy Center

[۸] . Dime Paradigm

[۹] . U-Turn Theory

منبع: کدآمایی



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

4 نظر

  1. ناشناس

    اگر بخواهیم نظام ربوی اقتصاد را منتفی کنیم آن وقت باید نظام بانکی را هم تغییر دهیم . وقتی شخص رئیس جمهور معتقد به اقتصاد مکتب نئوکینزی و مکتب پولی است چه کار باید کرد؟

    پاسخ
  2. راجی

    ممنون.خوب بود ولی کم بود . هم تشریح و توضیح بیشتر لازمه، هم تکرار و یادآوری

    پاسخ
  3. مهدی

    با سلام مجوز هایی که به برخی شرکت ها داده شده برای بازاریابی شبکه ای جزو طرح اقتصاد مقاومتی هست یا نه

    پاسخ
  4. مهدی

    با سلام اگر می شود در مورد بازاریابی شبکه اینترنتی اگر مطلبی است یا از بین جلسات دکتر عباسی می باشد لطفا اطلاع دهید

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *