آیا داروینیسم یک ایدئولوژی سوخته است؟؛ طراحی هوشمند یک فرصت یا یک تهدید | باشگاه استراتژیست‌های جوان

آیا داروینیسم یک ایدئولوژی سوخته است؟؛ طراحی هوشمند یک فرصت یا یک تهدید

آیا داروینیسم یک ایدئولوژی سوخته است؟؛ طراحی هوشمند یک فرصت یا یک تهدید

داروینیسم به مثابه یک ستون پارادایم مدرنیسم را سرپا نگه می‌دارد. نه به‌عنوان فرضیه‌ای علمی بلکه به‌عنوان یک ایدئولوژی به‌منزله یک دین در هدایت باورهای مردم در جهت ارزش‌های مدرنیته[۱]. سکولاریزه شدن باورهای مردم مرهون ایدئولوژی تکامل داروینی است[۲]. متغیری بنام تصادف[۳] شاکله تکامل داروینی را تشکیل می‌دهد[۴] که خلقتی بی‌هدف و بدون پروردگار را برای مخاطبان تلقین می‌کند و مستقیم ادراکات توحیدی افراد را مورد هدف قرار می‌دهد. از این حیث داروینیسم و تکامل داروینی در ذات و صفات توحیدی ایجاد شرک می‌کند. سرنوشت مدرنیسم در گرو حفظ داروینیسم است و داروینیسم یکی از متعلقات پارادایم مدرنیسم است لذا در اینجا داروینیسم خود به‌عنوان ساب پارادایم[۵] مدرنیسم مطرح می‌شود (شکل ۱).

(شکل 1) موقعیت ساب پارادایم داروینیسم در مدرنیسم
(شکل ۱) موقعیت ساب پارادایم داروینیسم در مدرنیسم

سازوکارهای تکامل داروینی سال‌ها قبل از چارلز داروین[۶] توسط پدر بزرگ وی اراسموس داروین[۷] و با همکاری ژان باتیست لامارک[۸] برنامه‌ریزی و تألیف می‌شود[۹] و چارلزِ جوانِ جویای نام و شهرت پس از مدتی کشمکش و تردید در نهایت راه پدر بزرگ را به‌عنوان رویکرد زندگی خود برمی‌گزیند و برای به نتیجه رساندن اهداف آن قدم برمی‌دارد. در اولین گام مأموریت می‌یابد تا با یکی از کشتی‌های[۱۰] ناوگان سلطنتی بریتانیا[۱۱] که وظیفه تجسس و شناسایی منابع و ثروت‌های سرزمین‌های ناشناخته را داشته است عازم سفر شود تا در جهت مستندسازی سناریوی پدربزرگ دلایل و شواهد عینی بیابد. انتشار تکامل داروینی در سال ۱۸۵۹ با تنازع میان خلقت‌گراهای مسیحی و مادیون سکولار همراه شد[۱۲] و این‌گونه بود که داروینیسم اساس ایدئولوژی سکولاریسم جهت نفی توحید قرار گرفت و به همین دلیل است که داروین را پدر علم سکولار معرفی می‌کنند[۱۳]. حمایت ایدئولوژیکِ غربِ مدرن از فرضیه‌ای به ظاهر علمی، داروینیسم را تا به سر حّدِ یک اصل و قانونی علمی بالا می‌برد[۱۴]. با ایجاد یک هژمون[۱۵] در همه گستره‌های رسانه‌ای، علمی و حکومتی جایگاه داروینیسم در نظام فکری مدرنیته تثبیت می‌شود. نقایص و معایب آن توجیه می‌شود، از قدرت هنر در جهت ساخت مدل‌های فسیلی بهره برده می‌شود و سینمای تخیلی و سینمای به ظاهر علمی در ایجاد تلقین و باور این فرضیه به خدمت گرفته می‌شوند.

در سلسله سیاست‌های حمایتی مدرنیسم، داروین پدر علم زیست‌شناسی[۱۶] معرفی می‌شود و داروینیسم نیز اساس نقشه علم زیست‌شناسی تعیین می‌شود. زیست شناسان باید طبق پروتکل داروینیسم عمل کنند، باید در ساب پارادایم داروینی یاد بگیرد، در ساب پارادایم داروینی تحقیق کند و در ساب پارادایم داروینی یافته‌های خود را معرفی کنند. گویی اگر یک زیست‌شناس بخواهد اثری یا نظری را از خود منتشر کند باید طبق بخش‌نامه‌ی دستوری داروینیسم را لحاظ کند. حتی شاهد آن هستیم که گرایش‌های بیوشیمی، ژنتیک و علوم سلولی و مولکولی نیز که مباحثی صِرف سلولی و مولکولی را شامل می‌شوند نیز باید در ساب پارادایم داروینی تنظیم و تدقیق شوند. مخالفان فرضیه داروین قدرت ظهور و بروز نمی‌یابند و به‌وسیله پروپاگاندای[۱۷] رسانه‌ای تضعیف، تحقیر و منزوی می‌شوند و با عناوین مختلف دارای برچسب می‌شوند. مخالفان فرضیه داروین در فضای آکادمیک دانشگاه‌ها نیز مصونیت ندارند و اگر دانشمندی در هر رتبه‌ای و در هر دانشگاهی بر ضد فرضیه داروین فرضی داشته باشد که تضعیف‌کننده و یا انکارکننده فرضیه داروین باشد با آن دانشمند برخورد می‌شود و در دانشگاه یا منزوی می‌شود و یا اخراج[۱۸]. ازاین‌رو داروینیسم همچون هولوکاست از حیث اهمیت در حوزه امنیت ملی ایالات‌متحده و کشورهای غربی قرار می‌گیرد و با مخالفان آن برخوردی امنیتی می‌شود، هر چند اگر دانشمند باشد و نظری کاملاً علمی داشته باشد.

اما امروز شاهد آن هستیم که به موازات تسلط هژمون داروینیسم یک پروپاگاندایِ منتقد خود را به‌صورت خزنده بروز داده است که حین نقد داروینیسم و تکامل داروینی یک ما به ازای افسد را معرفی می‌کند[۱۹]. این پروپاگاندای رسانه‌ای تحت حمایت بخشی از جریان صهیونیسم یهودی خود را مطرح نموده و به شکل زیرکانه‌ای جایگزین خود را به مخاطب تلقین می‌کند. طراحی هوشمند کلمه رمز این جریان منتقد و البته مرموز است که چراغ خاموش در حال تئوریزه کردن مبانی فکری خود می‌باشد (تصویر ۱).

(تصویر 1) تصویر کتاب طراحی هوشمند نوشته رهبر جریان رائیلیسم
(تصویر ۱) تصویر کتاب طراحی هوشمند نوشته رهبر جریان رائیلیسم

این جریان با نقدِ تصادفِ داروینی به مفهومی به نام طراحی هوشمند می‌رسد و با نقد آفرینش افقی که طبیعت خالق آن است به آفرینشی عمودی که ابر انسان‌های فضایی خالق آدمیان است نیل می‌یابد.

از مهم‌ترین مفاهیم و متعلقات این جریان به موارد زیر اشاره می‌شود:

  1. طراحی هوشمند[۲۰]: طراحی هوشمند، طرح هوشمند و یا طراحان هوشمند مجموعه واژگانی است که به‌عنوان کلمه رمز این جریان مطرح می‌شود و مخاطب با توجه به این مفاهیم می‌تواند بخش عمده‌ای از تلاش‌های این جریان را رصد نماید. طراح هوشمند در نتیجه نقد مفهوم تصادفِ تکاملِ داروینی مطرح می‌شود. این جریان به‌صورت مستقل این مفهوم را مکرراً در برنامه‌ها و موقعیت‌های مختلف رسانه‌ای گفتمان سازی می‌کند و غالباً حرفی از کیستی این طراح به میان نمی‌آورد. عموماً کیستی این طراحان هوشمند در موقعیت‌ها و فضاهایی مستقل معرفی می‌شود تا این مفاهیم قدرت تلقین پیدا کرده و باورپذیر شوند.
  2. ابر انسان‌های فضایی[۲۱]: این مکتب و این جریان خالق آدمیان را ابر انسان‌هایی معرفی می‌کنند که از ماورای کره خاکی در زمین نسلی را گسترش داده‌اند که پست‌تر از خود آنان هستند (تصویر ۲). گفتمان سازی این مفهوم شاید از زمانی آغاز شد که آدمی توانست جو زمین را دربنوردد و ازآنجا بود که قصه و افسانه انسان‌های فضایی سوژه قصه‌پردازان و فیلم‌سازان و بعدها مستندسازان و سیاست‌مداران شد و در دستور کار این جریان قرار گرفت. انسان‌هایی قدبلند و دیلاق و عریان با سرهای بزرگ و خمره‌ای شکل و چشمانی درشت از مشخصات این ابر انسان‌ها می‌باشد.
  3. سفینه‌های فضایی[۲۲]: به موازات شخصیت‌پردازی از ابر انسان‌های فضایی سفینه‌هایی دایره‌ای شکل که از فوق و ماتحت به هم فشرده است به‌عنوان وسیله نقلیه این ابر انسان‌ها معرفی می‌شود. این وسایل در هوا معلق بوده و با سرعت نور درحرکت‌اند و گاهاً از خود نوری متصاعد می‌کنند.
(تصویر 2) تصویری شماتیک از موقعیت طراحی هوشمند آدم و حوا توسط ابر انسان‌ها
(تصویر ۲) تصویری شماتیک از موقعیت طراحی هوشمند آدم و حوا توسط ابر انسان‌ها
  1. کلونینگ انسان[۲۳]: یکی از اهداف این جریان توجیه، قبح زدایی و اجرایی کردن پروژه کلونینگ انسان است. این جریان با افسانه‌سرایی از داستان خلقت آدمیان از ابر انسان‌های مافوق اتمسفر، این‌گونه تفلسف می‌کنند که آدمیان نیز باید این حق را داشته باشند تا انسان‌های پست‌تر از خود را نیز خلق نمایند و به این نحو در جهت قبح زدایی کلونینگ انسان در حال تلاش هستند.
  2. رائیلیسم[۲۴]: رائیلیسم نام مکتبی است که بر اساس مفاهیم فوق تنظیم شده است و با استفاده از آموزه‌های گزینشی از تورات و انجیل و حتی بعضاً قرآن مکتبی را جعل نموده‌اند که در آن خالق ابر انسان‌های فضایی هستند و رسالت و وظیفه بشر را نیز کلونینگ انسان معرفی می‌کنند. طراحی هوشمند، ابر انسان‌های فضایی، سفینه‌های فضایی و داستان کلونینگ انسان همگی از متعلقات این مکتب محسوب می‌شود. موسیقی و ابتذال جنسی از رویکردهای تشویقی این جریان برای جذب و عضویت می‌باشد.

مفاهیمی که در نسبت با این جریان معرفی شد از سال‌ها پیش وظیفه آماده‌سازی افکار عمومی را آغاز نموده و هر چقدر که جلوتر می‌رویم این جریان خود را به شکل قوی‌تری بروز می‌دهد. سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی نیز روزبه‌روز بر این مفاهیم با دقت بیشتری متمرکز می‌شوند و مفاهیم موجود در مکتب رائیلیسم را در قابِ تصویرِ خود به نمایش می‌گذارند.

همان‌طور که اشاره شد بخشی از این جریان جهت تئوریزه کردن مبانی تفکری خود از طریق نقد داروینیسم عمل می‌کند و شاید این نخستین باری باشد که داروینیسم با چنین قدرت رسانه‌ای مورد انتقاد و حمله قرار گرفته است. اینکه این جریان توانسته است در کنار امپراطوریِ ایدئولوژیِ داروین قدرت ظهور پیدا کند فرضیاتی را متصور می‌کند.

وابستگی این جریان به جریان صهیونیستِ یهودی به عینه از آراء منادیان آن و علائم این مکتب مشخص می‌شود و قاعدتاً این نخستین و مهم‌ترین دلیلی می‌تواند باشد که این جریانِ منتقدِ تکامل توانسته است قدرت نمود پیدا کند (تصویر ۳).

(تصویر 3) نماد جریان رائیلیسم به همراه نمادهای اختصاصی این جریانِ منادیِ طراحیِ هوشمند در اقوام و ادیان مختلف
(تصویر ۳) نماد جریان رائیلیسم به همراه نمادهای اختصاصی این جریانِ منادیِ طراحیِ هوشمند در اقوام و ادیان مختلف

اما چرایی این جریان از حیث آینده‌پژوهی[۲۵] و اینکه در نهایت به چه هدفی متوجه هستند، در سه فرض غلبه دارد:

  1. سناریوی نخست اقناع طیف منتقد و منکر داروینیسم و هدایت آنان به مقصدی افسد و ایجاد یک تعادل و توازن از حیث ایدئولوژیکال در کنار داروینیسم در زیر چتر پارادایم مدرنیسم (شکل ۲).
(شکل 2) سناریوی نخست: توازن پارادایمیک از حیث ایدئولوژیک
(شکل ۲) سناریوی نخست: توازن پارادایمیک از حیث ایدئولوژیک
  1. دومین سناریویی که از آینده این جریان متصور هست مقوله‌ی شیفت پارادایم[۲۶] است. داروینیسم به مثابه یک ساب پارادایم در پارادایم مدرنیسم جایگاه متزلزلی دارد و حفظ این پارادایم با این مبنای ایدئولوژیکال شاید تا چند سال آینده دیگر مقدور نباشد لذا در پارادایم مدرنیسم باید یک ساب پارادایم دیگر تعریف شود. شیفت پارادایم از ساب پارادایم داروینیسم به ساب پارادایم رائیلیسم یکی دیگر از سناریوهایی است که می‌توان برای آینده این جریان متصور بود (شکل ۳).
(شکل 3) سناریوی دوم: شیفت پارادایم از داروینیسم به رائیلیسم
(شکل ۳) سناریوی دوم: شیفت پارادایم از داروینیسم به رائیلیسم
  1. و اما سومین سناریویی که از آینده این جریان برمی‌آید احیای ایدئولوژی داروینیسم است. در این سناریو رائیلیسم از حیث ایدئولوژیکال بنای جایگزینی با داروینیسم را ندارد بلکه بناست تا با بر طرف کردن نواقص، داروینیسم را احیا نماید. مفهومی بنام تصادف شاه‌کلید آفرینش داروینی به حساب می‌آید و در ضمن پاشنه آشیل این مکتب نیز به حساب می‌آید به‌طوری‌که بیشترین بارِ انتقادی به تکامل داروینی متوجه همین مقوله است. در این سناریو رائیلیسم به‌عنوان متعلقی از داروینیسم کمیت تصادف را با مفهوم جذاب طراحی هوشمند جایگزین می‌کند. که حین اقناع منتقدین ابقای داروینیسم را نیز دنبال می‌کند (شکل ۴).
(شکل 4) سناریوی سوم: رائیلیسم به‌عنوان اینفرا پارادایم و متعلقی از داروینیسم
(شکل ۴) سناریوی سوم: رائیلیسم به‌عنوان اینفرا پارادایم و متعلقی از داروینیسم

نکته آخر اینکه منتقدین داروینیسم باید هوشیار باشند و از گفتمان سازی این جریان جعلی غافل نشوند. نقد داروینیسم توأم با متعلقات جریان رائیلیسم ضرورت دارد و از طریق کلیدواژه‌هایی که گذشت در جهت شناسایی و رصد این جریان نوبنیاد نگاهی تیزبینانه داشته باشند.

 


 

پی‌نوشت:

[۱] نصر، سید حسین، ۱۳۸۸، نقد نظریه تکاملی داروین، مجله رشد آموزش معارف اسلامی، شماره ۷۲

[۲] مایر، ارنست، ۱۳۸۸، چه چیزی زیست‌شناسی را بی‌همتا می‌سازد؟، کاوه فیض اللهی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، چاپ نخست

[۳] Random Evolution

[۴] نورزاد، غلامرضا، ۱۳۶۵، داروینیسم اشتباه قرن، مجله اطلاعات علمی، شماره ۱۴

[۵] Sub Paradigm

[۶] Charles Darwin

[۷] Erasmus Darwin

[۸] Jean‑Baptiste Lamarck

[۹] خادم الامام، منطقه ممنوعه، قسمت نخست، http://alvadossadegh.ir

[۱۰] HMS Beagle

[۱۱] Royal Navy

[۱۲] مطهری، مرتضی، توحید، انتشارات صدر

[۱۳] مایر، ارنست، ۱۳۸۸، چه چیزی زیست‌شناسی را بی‌همتا می‌سازد؟، کاوه فیض اللهی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، چاپ نخست

[۱۴] خادم الامام، منطقه ممنوعه، قسمت سوم، http://alvadossadegh.ir

[۱۵] Hegemon

[۱۶] مایر، ارنست، ۱۳۸۸، چه چیزی زیست‌شناسی را بی‌همتا می‌سازد؟، کاوه فیض اللهی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، چاپ نخست

[۱۷] Propaganda

[۱۸] نصر، سید حسین، ۱۳۸۸، نقد نظریه تکاملی داروین، مجله رشد آموزش معارف اسلامی، شماره ۷۲

[۱۹] خادم الامام، منطقه ممنوعه، قسمت دوم، http://alvadossadegh.ir

[۲۰] Intelligent Design

[۲۱] Elohim

[۲۲] UFO

[۲۳] Human Cloning

[۲۴] Raëlism

[۲۵] Futurology

[۲۶] paradigm shift



درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

26 نظر

  1. امیر

    در این نوشتار بیشتر به سطح ایدئولوژی توجه شده که جهتی به سوی غی دارد و از واقعیت های غیرقابل انکار و ارتباط که جانداران با هم دارند در سطح مادی صحبتی به میان نیامده و هر زیست شناسی به طور واضح ارتباط بین جانداران را درک می کند اما به طور یقین از این فرضیه استفاده سوئ برای یک سری از اهداف دیگر شده تا خداناباوری را اشاعه دهند.اما یادمان باشد این ارتباط خواه نام آن را انتخاب طبیعی بگذاریم یا طراحی هوشمند برگرفته از خیال نیست بلکه مخلوطی از حق و باطل است و یک مومن بخش باطل را جدا کرده تا حق نمایان شود نه اینکه کل نظریه را از بین برد.زیست شناسی و نظم موجود بین جانداران و کشف این نظم و ارتباط ، عدالت گم شده ایی است که افرادی چون داروینیست از آن سوئ استفاده کرده اند تا نور خدا را خاموش کنند.بهترین راه برای حذف این فرضیه آوردن فرضیه در جهت رشد است .یا اهل الکتاب لم تلبسون الحق بالباطل وتکتمون الحق وأنتم تعلمون»(آل عمران: ۷۱) این آیه نشانه کسانی است که می خواهند باطل را با روکشی از حق آرایش کنند و حق را کتمان کنند اما یادمان باشد لباسی که بر تن می کنند حق است .داروینیسم نیز لباسی از حق بر تن دارد ولی باطن آن باطل است.بهترین راه از بین بردن داروینیست و امثالهم جدا کردن حق از باطل این نظریات و دادن یک نظریه در خور است.

    پاسخ
    1. علی شبیری

      ضمن سلام و تشکر از نگاه دغدغه مند شما،

      اگر بخواهیم علوم را از شکل “لاینفع” و “اغوا کننده” خود خارج کنیم و مصادیق شرک و کفر در آن راشناسایی کنیم و آنرا بزداییم لزوماً باید از سطح ایدئولوژی علوم آغاز کنیم زیرا ایدئولوژی هر علمی استراتژی، تاکتیک و تکنیک یک علم را طراحی می کند. اگر مؤمنِ مصلح در مسیر توحیدی کردن علوم، تلاش خود را مبتذل به سطوح تکنیکی بکند معادله به غایت منجر نمی شود و فعل او نیز مصداق استحلال سازی حرام خدا پیدا می کند.

      پاسخ
  2. 313

    سلام
    کسی که غرب شناسی نگذرانده باشد، و مبانی غرب را از شروع و پای ریزی آن مطالعه نکرده باشد متوجه این نخواهد شد که داروین با این فرضیه تکاملی، انتخاب طبیعی و .. چه بلایی بر سر بشریت آورده است.. داروین آخرین نور خداشناسی فطرت بشر را علی الخصوص در غرب خاموش کرد…
    بحث غرب شناسی بسیار مفصل است که با یکی دو جمله نمیتوان آن را تشریح و به همه شناساند.
    کسی که غرب را( منظور ریشه، فکر ، مبانی ) شناخت تازه متوجه می شود که امام خمینی ره چرا فرمود آمریکا شیطان بزرگ است… یادمان نرود که آمریکا یک فکر است، یک ایدئولوژی است که مبانی دارد که آمریکا را آمریکا کرد.

    پاسخ
    1. مجازی

      برادر جان ، شگفتی در همین است که آقایان غرب شناسی خوانده اند اما رویکردهای مقاله از پایه با تفکرات غرب و صهیونیسم در تضاد است !! ضمن اینکه مهم جهان بینی اشخاص است و محدود ساختن اندیشه به تحلیل نظرات غربیان ، آشکارا نشان از اندیشه ای محدود به گستره ی المانهای غربی دارد . احتمالا” به همین دلیل فراموش کرده اید که هرگز کسی نمی تواند با فوت دهان خود ، نور خدا را خاموش کند !! بر طبق جهان بینی اسلامی مخازن علم نزد خداست و به هر که بخواهد عطا می کند و آشکارا کارکرد هستی بر مبنای دانایی استوار است و نادانی هرگز کارکرد سازنده ای نخواهد داشت . عزیزان اگر آمریکا و صهیونیسم را جبهه باطل می دانند و نظریه ای علمی و بر حق دارند ، چرا تصور می کنند باطل می تواند جبهه حق را ضعیف نماید؟!
      شگفتی و پرسش این است که بر چه اساسی غرب شناسان ما ، صهیونیسم متعصب و متهجر (یهودی – مسیحی) را پیرو و مروج سکولاریسم دانسته اند؟! و از چه روی معنای طراح هوشمند را پرداخته تصورات واهی فرقه رائیلیسم دانسته اند؟! در حالی که طراح هوشمند در بیان طرفداران نظریه داروین ، اشاره به همان آفرینش مد نظر کتاب مقدس است و ابدا” بحث آفریدگار فضایی در گستره فکری طرفداران نظریه داروین جایگاهی نداشته است !!
      از طرفی باید توجه داشت که نظریات داروین توسط زیست شناسان بعد از وی تفسیر شده و برخی از ایشان بنا بر پایه خداناباوری خود ، خواسته اند داروین را یک خداناباور معرفی نمایند . اما وقتی باورمندان به خدا کتاب داروین را بخوانند متوجه بار معنوی و ایمان و حق مدار بودن داروین می شوند که این نکته از جانب بسیاری از یکتاپرستان مورد تایید قرار گرفته است و تا جایی گسترش یافته که حتی ریچارد داوکینز بارها به مخالفت با چنین نظری پرداخته است .

      پاسخ
      1. علی شبیری

        با سلام

        نگارنده این نوشتار نیز معتقد نیست که مفهوم طراحی هوشمند ساخته و پرداخته نحله رائیلیسم است بلکه رائیلیسم را قطعه ای از پازلی میداند که وظیفه تشریع این نظریه علمی را دارد. حتی فراتر از آن در اندیشه های این جریان ارائه مدلی حکومتی نیز دیده می شود. که باید مورد کنکاش و واکاوی بیشتر قرار بگیرد.

        پاسخ
  3. امیر

    میدان لوزی مسیر همیشگی من هست .مسئله اینجاست که شخصی می تواند این مشکل را حل کند که هم غرب شناسی بداند و هم زیست شناسی .واقعیت هایی در این نظریه هست که فقط با جنس خودش می شود با آن مقابله کرد نه با غرب شناسی محض جهت داروینیست ها باطل است اما برای هم جهت کردن فطرت مردم مجبور هستند از حقیقت کمک بگیرند و خود را با لباس حقیقت بپوشانند.ایدئولوژی داروینیست ها برگرفته از زیست شناسی است نمی توان با غرب شناسی ، زیست شناسی را زیر سوال برد.چوب ،آهن را نمی برد.

    پاسخ
    1. علی شبیری

      با سلام و تشکر از نگاه شما

      باید عرض کرد که تحصیلات آکادمیک نگارنده این متن در رشته زیست شناسی است و با کنش های زیستی مأنوس بوده و به آنها واقف است. قطعاً این نوشتار ضعف و نقصان دارد که باید مورد نقد و تکامل قرار بگیرد.

      اما با این سخن شما مخالم که ایدئولوژیِ داروینیست ها محصول زیست شناسی است بلکه باید عرض کرد که این زیست شناسیِ مدرنِ امروز است که محصول ایدئولوژیِ غربِ فلسفی است.

      پاسخ
  4. امیر

    سوال از اینجا شروع میشه که چرا ما (آنچه بشر خوانده میشه و فقط در سطح مادی ویا جسم و نه در سطح نفس و روح ) شباهت داریم با سایر جانداران ؟ حال چه در سطح مولکولی و یا در سطوح بالاتر تا سطح اکولوژیکی مثل یک کارخانه که دارای محصولاتی مشابه اما نه کاملا شبیه به هم و دارای تفاوت های با هم هستند .حال داروین به این سوال پاسخ داده با مقتضیات خود و برای هدف خود که مسلما به سمت حق جهت گیری نداشته و اشتباه دیگر داروینیست ها این هست که علمی که فقط توان پاسخ سوالات سطح مادی بشر را دارد در سطوح دیگر نیز وارد کرده و همین نیز عاملی برای انحرافشان است با این علم نمی توان از روح و نفس سوال پرسید چونکه لوازم شناخت آنها را ندارد اما لوازم شناخت سطوح مادی را دارد.اما یادمان باشد اگر خواهان از بین رفتن این تفکر هستیم باید این سوال را جواب بدهیم چرا ما شباهت داریم با سایر جانداران که خود این هم نشانی از وجود خدا هست ولی داروینیست ها به این نتیجه رسیده اند که عامل طبیعت هست و نه خدا و حالا می خواهند آن را با عامل هوشمند جایگزین کنند.و اگر نه ،اینکه ما شباهت داریم با سایر حیوانات را نمیشود انکار کرد فقط بحث برای این است که روند شکل گیری چگونه بوده ؟ برای مثال داروهایی که امروزه مصرف می کنیم ابتدا بروی حیوانات دیگر آزمایش می شود چرا ؟ چرا تمام جانداران اطلاعات وراثتی خود را با چهار باز آدنین گوانین سیتوزین و تیمین می نویسند آیا نشان از یک وحدت وجودی در جانداران نیست .و این جمله شما (اما با این سخن شما مخالم که ایدئولوژیِ داروینیست ها محصول زیست شناسی است بلکه باید عرض کرد که این زیست شناسیِ مدرنِ امروز است که محصول ایدئولوژیِ غربِ فلسفی است.)را اینطور بگم که فلسفه غرب خواسته است بی خدایی یا چند خدایی خود را در غالب کلام داروین به دیگران القا کند اما با لباسی از حق .حال ما هم حرف حق را باید در لباسی از حق که قابل فهم برای عموم باشه بیان کنیم.

    پاسخ
    1. علی شبیری

      سلام علیکم

      البته همانطور که گفته شد این نوشتار پیرامون جایگاه و اهمیت داروینیسم از حیث ایدئولوژیکال در نظام فکری مدرنیته تنظیم شده است و بنای نقد فنی و تکنیکی تکامل داروینی را ندارد. برای تکامل داروینی هم حتما نقاط قوتی را میتوان متذکر شد اما محل بحث این نوشتار نبوده است.

      اما اگر بخواهیم بحث رو تکنیکی کنیم، خب شیوه و دامنه بحث متفاوت میشه. تکامل داروینی اشکالات فنی بسیاری داره که از حوصله بحث خارجه.

      در مورد ارتباط و شباهت موجودات، داروینیسم و تکامل داروینی هم دستش خالی هست و صِرف استناد به مجموعه ای از مشاهدات نشانی از حق را برای ما بازگو نمی کنه. مشکل آنجاست که سناریوی تکامل داروینی بعنوان یک اصل پذیرفته شده است و زیست شناسی مدرن تلاش میکنه تمام مشاهدات خودش رو منطبق بر این اصلِ مفروض تفسیر و توصیف کنه.
      آیا برای لامارکیسم نمی شود توصیفات و تفسیرهایی مبتنی بر همین مشاهدات تجربی داشت که مؤید لامارکیسم باشد. تفسیر به رأی دلیلی بر حقانیت یک تفکر نمیتونه باشه. الان اتفاقا نئولامارکیست ها جان دوباره ای گرفته اند و بر اساس علم اپی ژنتیک مباحث خودشونو مستند کرده اند و از این حیث گفته های آنان معتبرتر از داروینیست ها به نظر میرسه
      دکتر حسین نصر (در مقاله ای که نشانی اون در پی نوشت نوشتار بالا اومد) اظهار نظر جالبی داره و مدعی میشه که زیست شناسی امروز اسیر فضای دُگم و دیکته شده داروینیسم است و مطرح میکنه که اگر زیست شناسی امروز بتواند از زیر سیطره داروینیسم خارج شود زیست شناسی میتواند جان بگیرد به سرعت رشد کند و شکوفا شود. وی مدعی است داروینیسم مانع پیشرفت در زیست شناسی شده است.

      من اینجا از حیث منطق میخوام یک مغالطه ای انجام بدم، و اون اینکه شباهت انسان و جن به مراتب از شباهت انسان و حیوانات بسیار بیشتر است. آیا این شباهت نشان از منشاء مشترک آفرینش آنهاست؟؟؟ در صورتی که یکی از آتش و است و یکی از گل.
      معادله ای که توسط تکامل داروینی برای آفرینش معرفی میشه به جواب نمیرسه. البته هر چند برخی گزاره های آن قابل تأمل باشه اما در مجموع جواب معادله از نگاه ریاضی مبهم هستش.

      در سلسله مقالات منطقه ممنوعه، دکتر خادم الامام (مدیر سایت وعده صادق) مباحث علمی و فنی در حوزه تکامل داروینی کرده اند که ملاحظه آن خالی از لطف نیست

      با این حرف شما هم موافقم که در تکامل داروینی هم مخلوطی از حق نیز وجود دارد و این هنر ما باید باشد که بتوانیم باطل را تکفیر و حق را از آن جدا کنیم و به مابقی حقایقی که پوشیده و مغفول مانده است ملحق نماییم.

      اما باز بر این قِسم از حرف خود پافشاری میکنم که ابتدا باید از سطح ایدئولوژی شروع کنیم و در انتها به نقد فنی و تکنیکی برسیم.

      ومِن الله توفیق-التماس دعا

      پاسخ
  5. امیر

    با تشکر
    مشکل کار اینجا هست که باید شخصی هم توان تفسیر قرآن را داشته باشه و هم زیستشناسی بداند تا بتواند جریان سازی کند قرآن گفته که ما آدم را از گل آفریدیم (البته همین واژه هم معنی واژه عربی نیست و این هم خود مشکل هست و باید ریشه شناسی کرد)اما نگفته با چه روندی برای مثال اگر سن حضرت آدم را مثلا ۷۰۰۰ سال بگیریم ما فسیل هایی با سن چند ده هزار سال از انسان داریم و این نشان از آیتی است که باید کشف شود مثال دیگر بیان شده که خلقت حضرت عیسی و حضرت آدم شبیه هم هست إِنَ‌ مَثَلَ‌ عِیسَى‌ عِنْدَ اللَّهِ‌ کَمَثَلِ‌ آدَمَ‌ خَلَقَهُ‌ مِنْ‌ تُرَابٍ‌ ثُمَ‌ قَالَ‌ لَهُ‌ کُنْ‌ فَیَکُونُ‌ آیا حضرت عیسی به صورت کن فیکون ایجاد شده پس حضرت مریم چه کسی را باردار بوده و این بارداری زمان بر بوده کدام قسمت خلقت عیسی کن فیکون بوده پس اگر شباهت هست میان خلقت حضرت آدم و عیسی آیا آدم نیز مادر داشته ؟ آیا می توان گفت آدم اولین انسانی بوده که روح در آن دمیده شده؟ و قبل تر از او انسان ها بوده اند همانطور که فسیلها می گویند .مبحث دیگر ازدواج فرزندان حضرت آدم است !!! چرا خلقت زمین و آسمان ۶ روزه بوده خدا توان نداشته است که ناگهانی همه را خلق کند ؟ وبسیاری سوال دیگر که می توان با رد یا پذیرش آنها قضیه را روشن تر کرد .بحث من اصلا در مورد خود نظریه ها نیست بحث من اینه که از یک حقیقت دارد برداشت خلاف واقع میشه به جای اینکه زیست شناسی خدا را نشان دهد در پایان دکتری فرذ فهم می کند که عامل تمام این امور طبیعت است و نه خدا .و در نهایت موجودات فضایی .من در بیشتر موارد همسو هستم با شما ولی برای از بین بردن این تفکر باید با زبان زیست شناسی صحبت کرد(شما الان دارید می گویید داروینست ها ماهیت داروین محقق بودن او در زمینه زیستشناسی است ولی امروز یک ایدئولوژی در آن نهفته ) برای روشن شدن منظور باید اشاره کنم که یک تفکر مسموم خود را در پشت نظریه داروین مخفی کرده که هدف آن حذف خدا است ولی با کمک علم زیست شناسی و پله پله تا دکتری فرد را به بی خدایی سوق می دهند .برای تخزیب این فرضیه باید ابتدا ابعاد وجود انسان را روشن کرد و اثبات شود که زیست شناسی در مورد خیلی از ابعاد وجودی انسان نمی تواند نظر بدهد برای من مبهم بود در نوشتار شما که آیا این را قبول دارید که موجودات در سطح مادی و عینی آنچه جسم خوانده میشه(که شما مقایسه درستی نداشتید بین جن و انسان که زیست شناسی توان فهم آن را ندارد و مقایسه این دو در اینجا به صلاح نیست) و نه بیشتر دارای شباهت هایی هستند و این شباهت ها بی شک بیانگر ارتباط معنا داری میان آنها است و به نظر من هیچ زیست شناسی نمی تواند آن را انکار کند و در سطحی یالا تر هیچ عاقلی .مسئله اصلی وجود رابطه نیست ، بلکه چه شکل بودن این رابطه مسئله اصلی و عامل اختلاف هست. همه این نظریه ها یا بهتر فرضیه ها درباره چگونه بودن رابطه هست و مشکلی با اصل رابطه مندی جانداران ندارند.اگر نمودار رشد و غی را در مباحث کلبه کرامت توجه کنید بخش توسعه یکسان هست .زیست شناسی یک وسیله است که هم حق و هم باطل از آن استفاده می کنند در مسیر رشد یا غی.برای فهم موضوع مثال میزنم : من می گم یک مردی چادر کرده سرش رفته در مراسم زنانه برای اینکه نشان بدهیم که او اجازه حضور نداره یا میشه ماهیت مرد بودنش را اشاره کنیم کاری که شما می گی من می گم چادرش را از سرش بکشیم خودش معلوم میشه زن نیست ..تفکر بی خدای فلسفه غرب چادری از علم زیستشناسی روی سرش کشیده و داره خودش را جا میزنه به عنوان حق ما باید چادرش را از سرش در بیاریم نه اینکه وجودیت مرد بودنش را جار بزنیم وجود آن چادر دلیلی بر زن بودنش هست اما زمانی که چادر از سرش بیافتد دیگه نمی تواندفرار کنه.

    پاسخ
    1. علی شبیری

      سلام

      با تشکر از شما

      من اختلاف زیادی بین نظرات خودم و شما نمیبینم و با مباحثی که مطرح میکنید مخالفتی ندارم و غالباً بر آنها واقف هستم.

      اما چند نکته
      ۱. مبحٍث عمر سنجی فسیلها با چالش جدی مواجه است و تحقیقات اخیر نشان می دهد که عواملی نظیر فشار، شراره های خورشیدی، دما و رطوبت بر سرعت واپاشی عناصر رادیواکتیو اثر می گذارد. از این رو محاسبه خلاف واقعی را برای ما ارائه میدهند. که اساس تکامل (که مبتنی بر فسیل ها بنا شده) را به چالش جدی مواجه کرده است.
      مثلا عمر یک نمونه ۲۰۰ ساله از طریق عمر سنجی ۱۱۰۰۰۰۰ (یک میلیون و صد) سال محاسبه می شود
      عمر عمر یک نمونه ۶۰ ساله ۸۵۰۰۰۰۰ (۸.۵ میلیون) سال محاسبه می شود
      یا عمر یک نمونه ۱۰۰۰ ساله ۴۲۰۰۰۰۰۰ (۴۲ میلیون) سال محاسبه می شود
      و ده ها نمونه دیگر که شمارو ارجاع می دم به مقاله زیر که مفصل، و به شیوه ای کاملا علمی و تخصصی و مستند به مقاله های معتبر بین المللی (همچون ISI) تنظیم شده است:
      http://www.alvadossadegh.com/fa/vijhe-13/24927-424927.html
      نویسنده این مقاله جناب خادم الامام هستند ایشون پزشک هستند و از اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی و اشراف کامل به مباحث زیست شناختی و علمی دارند.

      ۲. در قرآن خداوند انسان را با لفظ بنی آدم خطاب می کند و این تضاد عینی با تکامل ژنتیک جمعیت دارد.

      ۳، آیه ۵۹ سوره آل عمران دارای این مفهوم است که: خداوندی که بواسطه قدرتش حضرت آدم را از خاک آفرید همان خداوند قدرت آنرا دارد که حضرت عیسی را توفی نموده و بالا برد. اگر به آیات قبل و بعد نگاه کنید بحث خلقت حضرت عیسی مطرح نیست بحث اختلاف نظری است که میان مسلمانان و مسیحیان درباره سرنوشت حضرت عیسی وجود دارد است.

      اگر ما بخواهیم از طریق تفسیر به رأی قرآن رو به نفع تکامل تفسیر کنیم. ایکارو یدلله سحابی سالها پیش انجام داده و شما میتونید به کتاب ها و نظرات ایشان مراجعه فرمایید.

      البته این موضوع را قبول دارم که:
      آفرینش خداوند مرحله ای بوده و این موضوع از قرآن بر می آید- کلمه یوم مفهوم دوره را می دهد

      در انتها بازهم تکرار میکنم اختلاف نظر آنچنانی با شما ندارم و مباحث شما رو درک میکنم آنچه هست آن است که ما باهم اختلاف برداشت داریم نه اختلاف نظر.
      إن شاء الله خداوند توفیقی عنایت فرمایند تا در ادامه تلاش کنیم پرده از حقیقت برداریم.

      بارهم ممنونم از شما دوست عزیز-التماس دعا دارم

      پاسخ
  6. امیر

    نقد یک نظریه آسان تر از خلق یک نظریه است .این سوال حقیقت است که چرا ما شبیه دیگر موجودات هستیم و قابل انکار نیست اگر ما بخواهیم نظریه ای را نقد کنیم به قصد اینکه این حقیقت را انکار کنیم ، خیانت به حقیقت ، این شباهت و رابطه مندی است اما اگر نقد ما در مسیر اصلاح این نظریه باشد راه به بی راهه نبردیم زیرا هر نظریه ای دارای عناصری صحیح و و عناصری ناصحیح است ولی تمام این نظریه ها از یک سوال ریشه در حق منشا می گیرند که یک عده در منافع خود سعی در منحرف کردن این سوال دارند.
    قبل از نقد یک نظریه بهتر است نظریه خود را در جیب داشته باشیم که اگر آن نظریه فرو ریخت آن را از جیب خود خارج کنیم زیرا هنوز سوال باقی است.

    ۰-بفرمایید قبول دارید که، آنچه که امروز انسان خوانده می شود دارای رابطه معنا داری با سایر موجودات است ؟
    ۰۰-شما چه چیز را می خواهید نقد کنید نظریه تکامل و امثال آن را ، یا شبیه بودن انسان با سایر جانداران ؟
    ۱-داروین قابل نقد هست و به همان اندازه خادم الامام .برای مثال ایشان می گویند که برلیوم با تغییر فشار دچار تغییر سرعت می شود و بر همین اساس شروع به بیان نظر نقادانه خود می کند، ولی تنها فشار تاثیر دارد ؟ دوره های زمین شناسی خود بازگو کننده قدمت فسیل پیدا شده و طول عمر آنها است .در همین زمان هم می توان قدمت تشکیل خاک را تخمین زد بدون کمک گرفتن از نیمه عمر اما دقت پایینی دارد .ایشان عوامل سرعت بخشیدن به نیمه عمر عناصر رادیواکتیو را مد نظر دارند ولی عوامل کاهش دهتده سرعت را چه طور ؟ نهایت کلام آقای خادم الامام این هست که تکیه بر نیمه عمر رادیو اکتیو صحیح نیست اما باز نمی توان عمر فسیل ها را تشخیص داد !!! ایشان با همین دقیق نبودن دارن نظریه را نقد می کنند جالبه !!! شما به چه قصد عمر سنجی فسیل ها را زیر سوال می برید ؟(تاکید کنم که من در مقام موافق یا مخالف نظریه تکامل این سوال را نپرسیدم) می خواهید نقد کنید یا اینکه بگویید قدمت انسان بیشتر از حضرت آدم نیست.روایتی از امام علی هست که اشاره به قومی به نام نسناس دارد .
    http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa20649
    ۲-منظور شما برای من روشن نیست بنی آدم اشاره به چه چیز دارد که باتکامل ژنتیک جمعیت سازگار نیست .البته قرار نیست آیات را با چیز دیگری مقایسه کنیم بلکه همه چیز باید با قرآن مقایسه شود.اما خود این مقایسه هم جای سوال دارد که چه گونه صحیح می شود ؟
    ۳-مَثَل عیسی در نزد خدا ، همچون آدم است که او را از خاک آفرید ، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فوراً موجود شد. ( بنا بر این ، ولادت مسیح بدون پدر ، هرگز دلیل بر الوهیّت او نیست. ) معنی (وسپس) در ترجمه بالا چیست ؟ ابتدا آفرید ، وقتی که آفرید بعد از آن به او گفت باش و او شد.اشاره به دو مرحله بودن خلقت ندارد ؟کن فیکون شدن بعد از آفریده شدن صورت نگرفته ؟نمیشه گفت اشاره زیست شناسی به قسمت اول یعنی آفریده شدن است و نه مرحله کن فیکون ؟اگر اینطور نباشد سوالی پیش می آید که پس نقش حضرت مریم و تخمک جنس ماده و مادر دانسته شدن ایشان چه حکمی دارد چون امروزه مادر آن است که ۲۳ کروموزوم را به نسل بعد انتقال دهد .
    ۴-از کسی که تفسیر به رای می کند نباید التماس دعا داشت .بنده فقط سوال مطرح کردم که باید با قرآن سنجیده شود .

    تصور مسلمانان به صورت واضحی تار هست از رابطه مندی جانداران در سوالاتی که من از اطرافیانم داشتم.برای مثال خود را تافته ای جدا بافته از دیگر موجودات می دانند اما در زیرمیکروسکوپ خلاف این نمایان هست .و بیشتر توان نقد کردن دارند تا خلق نظریه مسئله اینجا است که وقتی دست از نقد کردن کشیدند با این سوال که چرا موجودات شبیه یکدیگرند چه کار می خواهند بکنند !!!.باور کنیم در زیرمیکروسکوپ سلول کبد موش بسیار شبیه انسان هست .
    شما در سرمقاله خود داروینیست را سوخت می انگارید اما این را هم می گویید که :

    البته این موضوع را قبول دارم که:
    آفرینش خداوند مرحله ای بوده و این موضوع از قرآن بر می آید- کلمه یوم مفهوم دوره را می دهد

    پاسخ
    1. علی شبیری

      بازهم سلام

      باز دوباره تأکید میکینم این مقاله یک مقاله استراتژیک است نه یک مقاله فنی و تکنیکی
      نقد فنی محل بحث این نوشتار نیست. اما با این وجود خود را موظف به پاسخ میدانم

      ۰-بفرمایید قبول دارید که، آنچه که امروز انسان خوانده می شود دارای رابطه معنا داری با سایر موجودات است ؟
      اگر منظورتان از این رابطه، رابطه ایست که تکامل داروینی ابداع کرده است باید عرض کنم که خیر. نمیتوانم قائل باشم. چون فراتر از شواهدی که داروینیستها برای این روابط معرفی میکنند شواهدی وجود دارد که این روابط را نفی میکند.

      ۰۰-شما چه چیز را می خواهید نقد کنید نظریه تکامل و امثال آن را ، یا شبیه بودن انسان با سایر جانداران ؟
      اگر مقاله فوق رو مطالعه کرده باشید، من نه نظریه تکامل رو نقد کردم و نه شباهت جانداران رو، بلکه جایگاه داروینیسم را در نظام فکری مدرنیته تشریح کردم و از یک جریان منتقد و مرموز نیز پرده برداری کردم. لذا مباحثی مطرح میکنید ربطی به این مقاله ندارد..

      ۱. در مورد عمرسنجی:
      در همان مقاله ای که مراجعه کردید این موضوع قابل برداشت است که عوامل خارجی در واپاشی عنصر رادیواکتیو تأثیر میگذارد که این تأثیر میتواند واپاشی را تسریع کند و یا کاهش نماید (تفاوتی در استدالال ندارد) (البته مقاله ای که شما خواندید تنها بخشی از این مقاله بود و مقاله فوق دارای ۵ بخش، یک مقدمه و چیزی بالغ بر ۱۶ قسمت می باشد که ملاحظه مابقی آن در روشن کردن خیلی از مباحث مفید خواهد بود إن شاء الله.

      من خودم در گذشته مدتها تلاش میکردم که شواهد دینی و قرآنی برای اثبات تکامل داروینی پیدا کنم و اونو اثبات کنم اما حقیقت این بود که شواهدی که برای نفی اون وجود داشت بسیار بیشتر از اثبات اون و اتفاقا مدتها روی موضوع نسناس کار کردم اما شاهد دقیقی نبود. (البته من در مقام نفی و اثبات چیزی نیستم و صرفا برداشت خودم رو مطرح میکنم) – من هم مدتها در مقام یک دانشجوی زیست شناسی مدتها تکامل داروینی به حق میدانستم و از آن جانب داری میکردم و معتقد بودم که منتقدین تکامل فهم صحیحی از تکامل و زیست شناسی ندارند.

      ۲. در مورد نسل بشر،
      نکامل داروینی وجود یک پدر و مادر مشترک را نفی میکند، چون مبحث تکامل جامعه زیستی مطرح است. مباحث ژنتیک جمعیت در تکامل، اکولوژی و زنتیک استدلالی جز این ندارند.
      در صورتی که خداوند انسان ها را بارها با لفظ “بنی آدم” خطاب میکند. یعنی نسل بشر فرزندان حضرت آدم علیه السلام است.
      درثانی همین علم ژنتیکاز مطالعات تبارشناسی مطرح میکند که کروموزوم وراثتی مادر (میتوکندری ها) نشان میدهد که سر منشاء تمامی نژادهای انسانی به یک مادر مشترک میرسد. و همینطور ژنتیک وراثتی پدر (کروموزوم Y).

      ۳. قرآن دارای محکمات و متشابهاتی هست.
      محکات گزاره ها و آیاتی است که مستقلا قابل فهم است-در محکمات کسی نمیتواند خدشه ای در فهم بیآورد
      متشابهات گزاره ها و آیاتی هستند که با مراجعه یه یخش های دیگر قرآن قابل فهم می شود.–در متشابهات فرد اگر زیغ قلب داشته باشد می تواند تفسیر به رأی کند.
      لذا در مورد آیه ۵۹ سوره آل عمران اگر بازگشت واژه “مَثَل” را به آفرینش حضرت عیسی بدانیم بازهم منافاتی ندارد. یعنی همان خدایی که به واسطه قدرت و حکمتش آدم را از خاک آفرید (کن فیکون) همان خدا نیز میتواند عیسی را بدون داشتن پدری صرفاً از یک مادر خلق نمودیم (کن فیکون)

      بازهم دوباره تأکید میکنم این مقاله نقد فنی فرضیه تکاملی داروین نیست، بلکه توصیفی از جایگاه ایدئولوژیک داروینیسم در نظام مدرنیته است. بخش دوم مقاله هم فرضیاتی از آینده استراتژیک فرضیه طراحی هوشمند مطرح میکند. (پیشنهاد دارم یک بار دیگر مقاله فوق رو یه ملاحظه ای بفرمایید)

      موفق باشید

      پاسخ
  7. امیر

    جواب سر مقاله شما را بیان می کنم.
    داروینیسم یک ایدئولوژی نیم سوز است.
    اشتباه شما اینجا است که فکر می کنید این ایدئولوژی سوخته نخیر نسوخته نیم سوز شده .اصلا از اول نیم سوز بود.

    (باز دوباره تأکید میکنم این مقاله یک مقاله استراتژیک است نه یک مقاله فنی و تکنیکی.)

    شما از کجا فهمیدید داروینیسم یک ایدئولوژی سوخته هست .بعد با این فهم خود نتیجه گرفته اید که بله سوخته و حالا دارید مقاله استراتژیک می نویسید .این مقاله شما بر پایه همان اصول تکنیکی نوشته شده که شما را به این باور رسانده که بله سوخته درسته.مگر نه آنکه تخنه میوه درخت فلسفه است .
    شما باید کل سیر این درخت را از ریشه تا میوه ببینید تا یک مقاله استراتژیک بنویسید نمی توانید بگویید از میوه سوال نپرسید.من با اون فهم شما که باعث نوشتن این مقاله شده مشکل دارم و احساس می کنم دارد به بی راهه می ره .فهم ناقص شما یا شفاف نبودن این فهم به مقاله استراتژیک ناقص خواهد انجامید.و من دوست ندارم یک هم عقیده دچار نقص باشد هر چند که خودم هم کمالی در این بیان ندارم.
    یک مقاله استراتژیک باید ۱-همه جانبه نگر ۲-کل نگر و ۳-آینده نگر باشد .سوال بنده هم در هر سه مورد قابلیت پاسخ گویی دارد.پس نگویید نقد فنی محل بحث این نوشتار نیست.استراتژی یعنی دیدن کل درخت که میوه هم بخشی از ان هست.
    من متوجه نمیشم شما چرا من را به داروین ربط میدین.
    هدف نهایی مقاله شما این هست که بگویید اینها دارند به خطا می روند(من هم قبول دارم که به خطا می روند) .اما متوجه نیستید تا زمانی که ثابت نکید شما درست می گویید و سیستم (اجزایی که رابطه معنا دار با هم دارند و در یک کل در ارتباط با محیط کار انجام می دهند)ذهنی شفافی نداشته باشید فقط به صورت ظاهری این نظریه را زخمی خواهید کرد و ایضا ایدئولوژی برگرفته از آن را چون این نظریه در همه ابعاد علم از زیست شناسی تا جامعه شناسی ریشه داده است .
    اصلا تمام نظریه های موجود را کنار بگذارید .
    اگر حضرت آدم به صورت ناگهانی ایجاد شده ، که شده پس چه نیازی به خاک بوده ؟یکبار به صورت ناگهانی و در جای دیگر می گوید از خاک خلق کردیم و بعد در جای دیگر همین کلمه خلق را برای عالم میاره که مثلا در ۶ روز بوده. این چه نوع آفرینشی هست که هم کن فیکون هست هم به صورت دوره ای شاید جواب در چند بعدی بودن انسان است.قرآن برای چندین قوم آمده که یکی از آنها یتفکرون هست .آیا نمی شود هم یک بعد انسان ناگهانی (کن فیکون)و بعد دیگرش به صورت دوره ای ایجاد شده باشد.همین دوره ای که حضرت مریم باید عیسی را که به صورت کن فیکون ایجاد شده در رحم خود نگه دارد تا نمو یا رشد یابد. شما تا این سوالات را در ذهن خود جواب ندهید نمی توانید مقاله استراتژیک محکمی در نقد این نظریه و ایدئولوژی بنویسید.
    شما با سوخته خواندن این نظریه این واقعیت را که جنس(مثلا ساختار مشترک dna مورفولوژی انواع پروتئین های موجود در سطح غشا و….)تمام موجودات یکسان هست را در مقاله استراتژیک خود نادیده گرفته اید و مقاله شما از هر سه اصل یک مقاله استرتژیک فاصله گرفته است .
    برای مثال شما می خواهید یک استراتژی برای اداره جامعه بیولوژیکی ارائه کنید به صورت آیت محور .دوست عزیز همین اصول بیولوژیکی می گویند که شباهت وجود دارد بین یک ساختار انسان و دیگر موجودات شما نمی توانید دکترینی ارائه دهید بدون قبول داشتن این ارتباط زیرا در نهایت جامعه اکولوژیک به این ارتباط نیاز دارد.
    شما می خواهید برای کلام حق قرآن که بنی آدم را مورد خطاب قرار داده ، او را از دیگر جانوران جدا کنید و این واقعیت را که ما شباهت داریم به دیگر جانوران را نادیده بگیرید و بعد بیایید مقاله استراتژیک در رد یک سوالی که ریشه در حق دارد بنویسید .
    شما به خاطر یک حقیقت (اشاره قرآن به بنی آدم)می خواهید حقیقت دیگری(ارتباط معنا دار بین جانداران) را انکار کنید.
    من قصد کمک دارم و تا زمانی که به این سوال پاسخ ندهیم که چرا موجودات شباهت عقلانی با هم دارند و همچنین چرا قرآن از لفظ بنی آدم استفاده کرده طرح استراتژیک جامع ،کامل و آینده نگر، خیالی ارائه خواهیم کرد.
    من تکامل داروین را حق نمی دانم که شما در دوره ای از دوران دانشجویی خود آن را حق می دانستید ولی این سوال را برگرفته از حق می دانم که ما در بعد طبیعی دارای رابطه معنا دار و عقلانی با سایر جانداران هستیم که نشانه از عظمت خدا و نظمی به غایت نیکو است.
    چرا چندین واژه برای نشان دادن ماهیت ما استفاده می شود .بشر ، انسان ،آدم ،ناس
    به جمله ایی که شما بیان کردید دقت کنید:
    یعنی همان خدایی که به واسطه قدرت و حکمتش آدم را از خاک آفرید (کن فیکون)

    کن فیکون شدن نیاز به ماده اولیه ندارد که !!!!!!!پس چرا بیان شده از خاک آفریدیم ؟
    من هم در نهایت پیشنهاد می کنم معنی مقاله استراتژیک را دوباره مطالعه بفرمایید.
    ان شاء الله بتوانیم با این صحبت ها به شفاف شدن این دو واقعیت کمک کنیم..

    پاسخ
    1. علی شبیری

      بسم الله الرحمن الرحیم

      بازهم سلام عرض میکنم

      شرحی از هدف این مقاله: در این مقاله اول از همه مطرح شد که داروینیسم یک نظریه علمی نیست بلکه یک ایدئولوژی در پارادایم مدرنیسم است که این پارادایم رو حفظ میکنه. بعدش گفتم با اینکه تکامل داروینی در حد یک فرضیه اعتبار داره، در غرب مدرنیسم از اون حمایتی فرای آنچه ارزش دارد، در جهت اهداف مدرنیسم میشه. لذا نگاه غرب به داروینیسم نگاه صِرف علمی نیست بلکه نگاهش ایدئولوژیک هست. بعد مطرح شد که بخاطر این نیاز مدرنیته به داروینیسم از اون چنان حمایت میشه که تمام نواقص و معایب اون توجیه میشه، منتقدین منکوب میشن و یک دستگاه رسانه ای عظیم در القای باورهای داروینیسم تلاش میکنه. بعد مطرح شد طیف گسترده ای از منتقدین داروینیسم قدرت بروز ندارند و حتی از دانشگاه نیز اخراج میشن و انتقاد به داروینیسم در حوزه امینت ملی آمریکا و برخی کشورهای غربی قرار داره. بعد گفته شد که یک جریان مرموز و خزندهِ داروینیسم ، خودش رو داره مطرح میکنه و گزاره “تصادف” داروینی رو داره نقد میکنه. در این اینجا ادعا شد که این جریان مشکوک در دل خود مدرنیسم داره شکل میگیره و منادیان آن نیز از جریان صهیونیسم یهودی تغذیه میشوند. بعد مطرح شد اینکه این جریان منتقد داروین چطور در نظام امنیت ملی ایالات متحده قدرت بروز پیدا کرده، مشکوکه. در نهایت این مقاله میخواست به این جواب برسه که در یک پارادایم واحد (پارادایم مدرنیسم) چطور دو جریان ایدئولوژیک باهم تفسیر میشوند (جریان ایدئولوژیک داروینیسم و جریان ایدئولوژیک مدرنیسم)، بعد فرضیاتی برای آینده این دو جریان مطرح شد.

      و حلا مابقی مطالب دیگه شما:

      شما گفتید: هدف نهایی مقاله شما این هست که بگویید اینها دارند به خطا می روند
      جواب نگارنده: نه، هدف نگارنده اثبات به خطا رفتن آنها نیست چون به نظر نگارنده آنها “عین الخطا” هستند

      شما گفتید: این چه نوع آفرینشی هست که هم کن فیکون هست هم به صورت دوره ای
      جواب نگارنده: “کن فیکون” یعنی اینکه فعل خدا عین اراده خداست و اراده خدا عین فعل خداست. تنها کافی است که خدا اراده کند آن فعل به فعلیت رسیده است. “کن فیکون” گزاره ایست برای اظهار قدرت خدا. پس برداشتتون از این گزاره صرفاً خلقت دفعی نباشه بلکه مفهومی فراتر از آن را در بر میگیرد.

      شما گفتید: شما با سوخته خواندن این نظریه این واقعیت را که جنس(مثلا ساختار مشترک dna مورفولوژی انواع پروتئین های موجود در سطح غشا و….)تمام موجودات یکسان هست را در مقاله استراتژیک خود نادیده گرفته اید
      جواب نگارنده: اولاً من داروینیسم رو یک نظریه ندونستم-دوما اونو یک نظریه سوخته ندونستم
      وجه تسمیه سوخته که در عنوان مقاله اومده (آیا داروینیسم یک ایدئولوژی سوخته است) به ایدئولوژی بودن داروینیسم در نظام مدرنیته برمیگرده. نه به نظریه بودن داروینیسم در فضای آکادمیک علمی. پس خلط مبحث نشه براتون.
      در ضمن نقد داروینیسم به نقد ساختارهای سلولی و مولکولی ارگان های زیستی منتج نمیشه. اشتباه نشه-داروین نه سلول را میشناخت و نه مواد موارثتی-این ساختارها واقعیت دارند اما ربطی داروین ندارد. و اثبات

      شما گفتید: شما می خواهید برای کلام حق قرآن که بنی آدم را مورد خطاب قرار داده ، او را از دیگر جانوران جدا کنید و این واقعیت را که ما شباهت داریم به دیگر جانوران را نادیده بگیرید و بعد بیایید مقاله استراتژیک در رد یک سوالی که ریشه در حق دارد بنویسید .
      جواب نگارنده:مطالبی که میگید در مقاله حرفی از اونا نشده-و شما کامنت های من رو با مقاله خلط کردید

      شما گفتید: من هم در نهایت پیشنهاد می کنم معنی مقاله استراتژیک را دوباره مطالعه بفرمایید.
      جواب نگارنده: ممنون-چشم حتماً إن شاء الله در اولین فرصت سعی میکنم با اصول و مبانی مقالات استراتژیک آشنا بشم-من هم ادعایی ندارم و به قول معروف دارم “شلنگ تخته” میندازم.

      بازهم ممنون من به شخصه از محضر شما تلمذ کردم-سپاسگذار-التماس دعا

      پاسخ
  8. امیر

    سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    مطلب زیاد نوشته بودم ولی دیدم زیاد به درد اینجا نمی خورد و به اندازه کافی گفته شده .
    خلاصه می کنم
    منظور من از کن فیکون . فعل شدن هست حالا چه محدود به زمان و مکان چه ناگهانی.
    شما تا این سوال را جواب ندهید شرح مقاله شما ناقص هست حالا خود دانید.
    شدن حضرت آدم چه طور شدنی بوده ؟
    این سوال در دل داروینیسم هست .خود داروینیسم در دل امانیسم و امانیسم در دل سیتینیسم.سیتنیسم هم از نیاز انسان به ولی سرچشمه می گیرد. وانسان ذاتا بنده هست.

    پاسخ
    1. علی شبیری

      وعلیکم السلام برادر

      شما گفتید: شما تا این سوال را جواب ندهید شرح مقاله شما ناقص هست حالا خود دانید.
      شدن حضرت آدم چه طور شدنی بوده ؟
      نگارنده: شدن حضرت آدم محل بحث این مقاله نبود و مقصد و مقصود مقاله وابسته به سؤال شما نیست-جدای از آن من سواد توضیح این سؤال رو ندارم. پاسخ به این سؤال نیازمند دانش، پژوهش و اندیشه گسترده داره. لذا در حال حاضر نظر این حقیر ناقص است.

      اما اجمالاً آنچه در این مجال و مقال میگنجد عبارتند از:
      فرآیندهای خلقی: مِن تراب، مِن طین، سلاله مِن طین، مِن طین لازب، مِن صلصال مِن حما مسنون، مِن صلصال کالفخار مِن نطفه، مِن علقه، مِن مضغه، و …
      فرآیندهای جعلی: جعلنا فی الارض خلیفه، و …

      موفق باشید

      پاسخ
  9. احمدرضا

    سلام
    دیدین رائفی پور چه اسکی ازتون رفت شک دارم خود علی شبیری میتونست اینطوری که رائفی پور از رو نوشته اش کنفرانس داد کنفرانس بده
    الآن بگی بهش میگه کار فراماسونریه میخواد منو خراب کنه
    مردک پژوهشگر نما

    پاسخ
    1. علی شبیری

      بسن الله الرحمن الرحیم

      سلام برادر

      ما همه در یک جبهه هستیم-و مسلماً همه ما به تنهایی قادر نخواهیم بود تمام وزن این چالشها، هجمه ها، فتنه ها و نزاع ها را تحمل کنیم و با آنها مقابله و مبارزه کنیم-یک نفر قدرت تحلیل دارد-یک نفر قدرت تفهیم دارد-یک نفر دست به قلم است، یک نفر صاحب تریبون است و یک نفر صاحب هنر است و هر یک به شکلی و به نحوی در راه خدا جهاد میکنند. «أَن تَقُومُوا لِلَّـهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَى». همه ما به مثابه قطعه پازلی میمونیم که وقتی کنارهم قرار میگیریم قدرت و اثرگذاری پیدا میکنیم. «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـٰکِنَّ اللَّـهَ رَمَىٰ». ما اگر برای خدا قیام کنیم خدا خود ضامن اثرگذاری اون میشه- لذا شایسته نیست به هم توهین کنیم. عذرخواهم-موفق باشید-التماس دعا
      ٰ

      پاسخ
      1. احمدرضا

        آره حق باشماست . ولی اینجوری به روند تولید علم ضربه نمیخوره ؟

        پاسخ
        1. علی شبیری

          بسم الله الرحمن الرحیم
          سلام علیکم
          شرمنده برادر دیر جواب دادم، متوجه پیامتون نشدم

          اگر نظر منو بخواین من خیلی قواعد و روشهای علم مدرن رو برنمی تابم.
          یکی از خصوصیات علم مدرن، بخل علمی است
          در صورتی که در اسلام بر انفاق علم تأکید میشود.

          البته موضوعی که شما مطرح مینمایید در اخلاق علم قابل بحث هست اما:
          این اثر در جهت تحریک و ترغیب صاحبان اندیشه و هنر و سخن ایجاد شده تا بتواند ظرفیت های گوناگون را بر علیه این جریان فعال نماید

          و من نیز جبین بر خاک میسایم اگر بتوانم در جریان سازی علیه یک جریان ضدارزشی سهمی برداشته باشم

          ومن الله توفیق، التماس دعا

          پاسخ
  10. ح ت

    این اقدام خزنده هرچند در صدد انحراف منتقدین و پاسخ به اشکالات روشن نظریه داروین است اما به یک معنا گامی به عقب محسوب می شود. نظریه داروینی که روزی چماق ماتریالیستها بود دیگر اکنون کارآیی ندارد. البته افسانه سرایی های جریان اخیر در مورد هدایت هوشمند موجودات فضایی هم راه بجایی نمی برد. ظاهرا جریان هوشمند الهی آنها را در مسیری قرار داده است که به خلاف اهداف خود می رسند. اقدامی که علیه این جریان باید شروع شود نقد و نفی افسانه پردازی های آن است.

    پاسخ
    1. علی شبیری

      با سلام

      درست میفرمایید به نظر میرسه غرب در موضوع طراحی هوشمند دچار یک نوع ابتذال ایدئولوژیک شده.

      در موضوع برخورد با این دو جریان این حقیر معتقد است که صاحبان نظر و قلم و هنر باید از این دوران انتقالی-ایدئولوژیک غرب حسن استفاده رو بکنند و مدل الهی آفرینش رو تببین و تفهیم نماییم تا إن شاء الله منجر به اشاعه توحید شود.

      و من الله توفیق

      پاسخ
  11. پینگ: فبلم لوسی یک قدم به عقب داروینیسم

  12. پینگ: فبلم لوسی یک قدم به عقب داروینیسم

  13. رضا از شیراز

    باسلام
    نسل حضرت آدم و حوا بعد از اینکه از بهشت منظوره ترد شدن چگونه رو تزاید گذاشت؟
    منظورم اینکه فرزندان ذکور آدم با چه کسانی ازدواج کردند؟
    سپاسگزارم

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *